آیت الله ناصری , آیة الله ناصری

 60 مهمان حاضر
.

عضویت

ورود اعضا

پشتیبانی

تماس با ما

تلفن تماس

  • امروز سه شنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۳
  • معرفی بخشهای مختلف سایت

    دستبردي در حديث ثقلين -
     دستبردي در حديث ثقلين

    پيش گفتار

    حديث ثقلين از جمله احاديث معروف و مشهوري است که عامه و خاصه آن را نقل کرده اند. اين حديث را صدها پيشوا و حافظ حديث از قرون مختلف، از حدود چهل زن و مرد صحابي از پيامبرخدا صلي الله عليه و آله به طرق زيادي نقل کرده اند.
    از آن جا که در ثبوت سند اين حديث و محتواي آن ترديدي نيست؛ برخي از مغرضان به جعل روايت وصيّت به کتاب و سنّت پرداخته و آن را به عنوان حديث ثقلين مطرح کرده اند. در اين راستا روايتي از اهل تسنّن نقل شده که پيامبر خدا صلي الله عليه و آله فرمود:
    «من در ميان شما دو چيز گران بها را باقي مي گذارم: کتاب خدا و سنّتم».
    گفتني است که در برخي ازکتاب ها آمده است که پيامبر خدا صلي الله عليه و اله اين سخن را در سخنرانيش در حجّة الوداع گفته است.
    نوشتاري که پيش رو داريد پژوهشي در مورد اصل روايت و راويان آن است که ما آن را بررسي و نقد نموده و حقيقت امر را براي حقيقت جويان روشن ساخته ايم.

    رابطه شب قدر با حجت زمان و امام عصر(عج) -
    رابطه شب قدر با حجت زمان وامام عصر(عجل الله تعالی فرجه)
    خداوند متعال در چهارمین آیة سورة مبارکة قدر می‌فرماید:
    تنزّل الملائکة و الرّوح فیها بإذن ربهّم من کلّ أمر.
    فرشتگان و روح، در آن شب به دستور پروردگارشان با هر فرمانی (برای تقدیر هرکاری) فرود آیند.
    فعل مضارع «تنّزل» دلالت بر تکرار و بقاء «لیلةالقدر» دارد، و در آیات سوم و چهارم سورة دخان نیز:
    فیها یفرَق کلّ أمر حکیم.1
    در آن شب، هر فرمانی، برحسب حکمت صادر می‌شود
    دلالت بر تجدد و دوام دارد. زیرا هیأت نحوی باب «تفعّل» اگر دلالت بر پذیرش یا تکلف یا هر دو می‌نماید. ظاهر این فعل‌ها، خبر از تفریق و تنزل امر در لیلةالقدرهای آینده می‌دهد.
    این امر که در زمان رسول خدا(ص) به آن حضرت نازل می‌شده‌است، در هر شب قدر، باید بر کسی نازل و تبیین و تحکیم یا کشف شود که به افق نبوت نزدیک و پیوسته باشد.
    قبول اصل وصایت رسول اکرم(ص) و امامت، ناشی از این معنی و مبتنی بر همین اساس است.
    هنگامی که کسی قرآن را به عنوان کلام خدا پذیرفت به این معنی که همة سوره‌ها و آیات آن را پذیرفته است و یک مسلمان واقعی هم کسی است که تسلیم همة آیات قرآن باشد، پس هر مسلمانی الزاماً باید سورة قدر، و از آن سوره شب قدر، و استمرار آن را تا قیامت بپذیرد و لازمة پذیرفتن آن، آیة (تنزّل الملائکة...) که هر فرد با ایمانی ناگزیر از قبول آن است، این است که بپذیرد که در شب قدر فرشته‌ها و روح از جانب پروردگار با هر امری فرود می‌آیند و این امر یک متولی و ولی می‌خواهد که متولی و ولی آن امر باشد. اینکه خداوند در آیات سوم و چهارم سوره دخان می‌فرماید:
    در آن شب هر فرمانی، برحسب حکمت صادر می‌شود٭ فرمانی از جانب ما، و ما همواره فرستندة آن بوده‌ایم.

    فاطمه زهرا سرّ لیلة‏القدر -
    فاطمه زهرا سرّ لیلة‏القدر

    چکیده

    در این نوشتار، سعی بر آن است نسبت و تعامل باطن و حقیقت وجود فاطمه زهرا علیهاالسلام با حقیقت وجود و باطن «لیلة القدر» مقایسه شود و در محورهای «تعیّن و تعیین اصل وجود» و «هندسه خلقت و شریعت»، بر ویژگی‏های اشتراکی و مشابهت‏های این دو آفریده عظیم تأکید گردد. در این مقاله، منزلت سه عالم «سرشت»، «سرنوشت» و «شخصیت حضرت فاطمه علیهاالسلام » با رویکردی تطبیقی بررسی می‏شود.

    مقدّمه

    معرفت به همه مؤلّفه‏های شخصیتِ برجسته و هستیِ شاخص و ممتازِ یگانه زنان در همه اعصار و امصار و در دو عالم پیدا و پنهان بسیار مشکل و معسور می‏نماید؛ چه اینکه از حیث «هویّت وجودی» ـ نه «ماهیت مفهومی» ـ و حقایق درون ذاتی، از باب «وَمَا مِنَّا إِلَّا لَهُ مَقَامٌ مَّعْلُومٌ» (صافات: 164) تکرارناپذیر و همتانابردار و ادراک‏ناشدنی است؛ و هرچه از حیث وجودی، قوی‏تر، شدیدتر و کامل‏تر بوده و تجرّد بیشتری داشته باشد و به هستی محض قرب یابد مصداق «لایُدرِکُه بُعدُ الهِمَم و لایَنالُه غَوصُ الفِطَن»(2) خواهد شد که نه حکیم با ادراک حصولی و نه عارف با ادراک حضوری خویش، توان درک و معرفت به قلّه‏های بلند و منیع ذات و شخصیت وجودی او را ندارد و عرفانِ به آن انسان کامل هر آینه اعتراف به «جهل» و «عجز» از معرفت به حقیقت ذاتی اوست. اما راه ورود به بهشت ذات و جنّت وجود و هستی او نیز مسدود و بسته نیست، بلکه معرفت به مراتب و درجاتی از هستی و کمالات وجودی او ممکن و میسور است؛ یعنی اکتناه به ذات انسان کامل، که مظهری از «لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَی‏ءٌ»(شوری: 11) و «وَلَمْ یَکُن لَّهُ کُفُوا أَحَد» (توحید: 4) شده و جامع اسماء جمال و جلال الهی است و کون جامع، تا غیب و شهادت وجود مطلق و مضاف هستی را در خانه خویشتن به هم گِره زده، راه ورود به حقیقت ذاتش را بر روی نامحرمان و محرومان از تماشاگه راز مسدود می‏نماید و تنها محرمان دل در حرم وجود و حریم هستیِ تشبّه یافته به هستی مطلق و مطلق هستی او راه دارند تا «لم یَحجبُها عن واجبِ معرفتهِ»(3) نیز صورت پذیرد و الگوشناسی و الگوپذیری در مقام استکمال وجودی با حرکت جوهری، تجدّد امثالی و حرکت حبّی(4) تعیّن یابد.

    12 توصیه برای استفاده بهتر از لیالی قدر -

    ۱۲ توصیه برای استفاده بهتر از لیالی قدر
    توصیه‌های مقام معظم رهبری درباره شب‌های قدر

    * با آمادگی معنوی وارد شب قدر شوید

    در ماه رمضان هم - در همه روزها و شبها - دلهایتان را هرچه میتوانید با ذکر الهی نورانیتر کنید، تا برای ورود در ساحت مقدّس لیلةالقدر آماده شوید، که: «لیلةالقدر خیر من الف شهر. تنزّل الملائکة والرّوح. فیها بإذن ربّهم من کل امر». شبی که فرشتگان، زمین را به آسمان متّصل میکنند، دلها را نورباران و محیط زندگی را با نور فضل و لطف الهی منوّر میکنند. شب سِلم و سلامت معنوی - سلامٌ هی حتّی مطلع الفجر - شب سلامت دلها و جانها، شب شفای بیماریهای اخلاقی، بیماریهای معنوی، بیماریهای مادّی و بیماریهای عمومی و اجتماعی که امروز متأسفانه دامان بسیاری از ملتهای جهان، از جمله ملتهای مسلمان را گرفته است! سلامتی از همه اینها، در شب قدر ممکن و میسّر است؛ به شرطی که با آمادگی وارد شب قدر شوید. ۱۳۷۶/۰۹/۰۵

    * ساعات لیلةالقدر را مغتنم بشمارید

    قدر لیلةالقدر را باید دانست، ساعات آن را باید مغتنم شمرد و کاری کرد که ان‌شاءاللَه قلم تقدیر الهی در شبهای قدر برای کشور عزیز و آحاد ملت ما تقدیری آن‌چنان که شایسته مردم مؤمن و عزیز ماست، رقم بزند. ۱۳۸۲/۰۸/۲۳

    * از رذائل مادی خود را دور کنید

    ما باید امیدوار باشیم، دعا کنیم و بکوشیم از این شبها[ی لیالی قدر] برای عروج معنوی خود استفاده کنیم؛ چون نماز معراج و وسیله‌ی عروج مؤمن است. دعا هم معراج مؤمن است، شب قدر هم معراج مؤمن است. کاری کنیم عروج کنیم و از مزبله مادی که بسیاری از انسانها در سراسر دنیا اسیر و دچار آن هستند، هرچه می توانیم، خود را دور کنیم. دلبستگی ها، بدخلقی ها - خلقیات غیرانسانی، ضدانسانی - روحیات تجاوزگرانه، افزون خواهانه و فساد و فحشا و ظلم، مزبله های روح انسانی است. این شبها باید بتواند ما را هرچه بیشتر از اینها دور و جدا کند. ۱۳۸۳/۰۸/۱۵

    اعمال شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان -
    اعمال شب هاى قدر
    امشب، شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان است دیگر زمانی باقی نمانده، باید تمام تلاش خود را بکار برد تا در پناه رحمت خداوند متعال قرار گرفت... اگر تاکنون قرار نگرفته‌ای... زیرا اگر کسی در ماه مبارک رمضان بخشیده نشود بنا بر فرموده پیامبر اکرم (ص) «شقی» است.

    اعمال شب‌های قدر بر دو نوع است؛ یکی آن‌که در هر سه شب باید انجام داد و دیگر آن‌هایی‌ که مخصوص هر شبی است.

    اما اعمال مشترک چند چیز هستند:

    اوّل:

    «غسل»

    علامه مجلسی فرموده است که "بهتر است غسل شب‌های قدر را مقارن غروب آفتاب انجام دهند که نماز مغرب را با غسل بخوانند".

    دوّم:

    «خواندن دو رکعت نماز»

    در هر رکعت بعد از حمد، هفت مرتبه سوره توحید(قل هو الله احد) را بخواند و بعد از پایان نماز هفتاد مرتبه بگوید «اَسْتَغْفِرُ اللّهَ وَاَتُوبُ اِلَیْهِ»

    در روایتی از رسول خدا(ص) آمده است که کسی که این عمل را انجام دهد از جای خود برنخیزد مگر اینکه خدای متعال او و پدر و مادرش را بیامرزد و خداوند، فرشتگان را مامور می کند که تا سال آینده برای وی حسنات بنویسند.

    سوّم:

    «باز کردن قرآن و قرائت دعای مخصوص آن»

    اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِکِتابِکَ الْمُنْزَلِ

    خدایا از تو خواهم به حق کتاب فرستاده شده‌ات

    وَ ما فیهِ وَ فیهِ اسْمُکَ الاْکْبَرُ وَاَسْماؤُکَ الْحُسْنی

    و آن‌ چه در آنست که در آن است نام بزرگت و نام‌های نیکویت

    وَما یُخافُ وَ یُرْجی اَنْ تَجْعَلَنی مِنْ عُتَقائِکَ مِنَ النّارِ

    و آن‌چه بدان‌ها ترس و امید شود که قرارم دهی از زمره آزاد شدگانت از دوزخ

    "پس هر حاجت که دارد بخواهد"

    چهارم:

    «بر سر گرفتن قرآن»

    به فرموده امام صادق (ع) قرآن مجید را باید بر سر گذاشت و گفت:

    اَللّهُمَّ بِحَقِّ هذَا الْقُرْآنِ

    خدایا به حق این قرآن

    وَ بِحَقِّ مَنْ اَرْسَلْتَهُ بِهِ

    و بحق آن کس که او را بدان فرستادی

    وَ بِحَقِّ کُلِّ مُؤْمِنٍ مَدَحْتَهُ فیهِ

    و بحق هر مؤمنی که در این قرآن مدحش کرده‌ای

    وَ بِحَقِّکَ عَلَیْهِمْ فَلا اَحَدَ اَعْرَفُ بِحَقِّکَ مِنْکَ

    و بحقی که تو بر ایشان داری زیرا کسی نیست که حق تو را بهتر از خودت بشناسد

    سپس 10 مرتبه بگوید؛ «بِکَ یا اَللّهُ» بحق خودت ای خدا

    و 10 مرتبه «بِمُحَمَّدٍ» بحق محمد صلی الله علیه و آله

    و 10 مرتبه «بِعَلیٍّ» بحق علی علیه السلام

    و 10 مرتبه «بِفاطِمَةَ» بحق فاطمه سلام الله علیها

    و 10 مرتبه «بِالْحَسَنِ» بحق حسن علیه السلام

    و 10 مرتبه «بِالْحُسَیْنِ» بحق حسین علیه السلام

    و 10 مرتبه «بِعَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ» بحق علی بن الحسین علیه السلام

    و10 مرتبه «بُمَحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ» بحق محمد بن علی علیه السلام

    و 10 مرتبه «بِجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ» بحق جعفر بن محمد علیه السلام

    و 10 مرتبه «بِمُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ» بحق موسی بن جعفرعلیه السلام

    و10 مرتبه «بِعَلِیِّ بْنِ مُوسی» بحق علی بن موسی علیه السلام

    و 10 مرتبه «بِمُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ» بحق محمد بن علی علیه السلام

    و10 مرتبه «بِعَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ» بحق علی بن محمد علیه السلام

    و 10 مرتبه «بِالْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ» بحق حسن بن علی علیه السلام

    و10 مرتبه «بِالْحُجَّةِ» به حق حضرت حجت علیه السلام

    "پس هر حاجتی که دارد از خداوند طلب کند و در تمام این اذکار نهایت حضور قلب و توجه به درگاه خدا را حفظ کند" .

    بهتر است اگر می‌خواهند توسل یا ذکر مصیبتی کنند قبل یا بعد از دعا باشد و دعا را قطع نکنند.

    پنجم:

    «زیارت امام حسین (ع)»

    به فرموده علامه مجلسی زیارت امام حسین (ع)؛ در هر یک از سه شب قدر مستحب موکد است و در روایتی آمده است که سبب آمرزش گناهان

    می‌شود و اگر از نزدیک دسترسی به زیارت نداشته باشد از دور زیارت کند.

    ششم:

    «احیاء داشتن شب‌های قدر»

    یعنی اینکه این شب را تا صبح بیدار باشد و با عبادت، دعا، ‌تلاوت قرآن، حضور در جلسات سخنرانی دینی، ‌پرسش و پاسخ‌های مذهبی و یا مطالعه کتاب‌های تفسیر،‌ عقاید و مواعظ آن را سپری کند.

    در روایتی از امام باقر (ع) آمده است "هر کس شب قدر را احیاء دارد، گناهان او آمرزیده می‌شود، هر چند که بسیار باشد" و بهتر است روز قبل مقداری استراحت کند و غذا و نوشیدنی کمتری بخورد تا خواب بر او غلبه نکند و کسانی که توانایی احیاء ندارند بهتر است اول شب را استراحت کنند و سحرگاهان بیدار باشند و عبادت نمایند.

    هفتم:

    «اقامه 100 رکعت نماز»

    صد رکعت نماز بخواند (هر دو رکعت یک سلام بدهد) که فضیلت بسیار دارد و افضل آن است که اگر توانایی داشته باشد در هر رکعت بعد از قرائت سوره «حمد» 10 مرتبه سوره توحید (قل هو الله احد) را بخواند.

    هشتم:

    ‌خواندن دعایی که در ادامه می‌آید(حضرت زین العابدین (ع) در شب‌های قدر این دعا را می‌خواندند):

    بخواند:

    اَللّهُمَّ اِنّی اَمْسَیْتُ لَکَ عَبْداً داخِراً لا اَمْلِکُ لِنَفْسی نَفْعاً وَلا ضَرّاً

    خدایا من شام کردم در حالی که بنده خواری هستم که مالک سود و زیانی برای خویشتن نیستم

    وَلا اَصْرِفُ عَنْها سُوءاً اَشْهَدُ بِذلِکَ عَلی نَفْسی

    و نتوانم از خویشتن پیش‌آمد ناگواری را بازگردانم و این مطلبی است که من آن را بر خویش گواهی دهم

    وَاَعْتَرِفُ لَکَ بِضَعْفِ قُوَّتی وَقِلَّةِ حیلَتی فَصَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ

    و به ناتوانی خود و بیچارگیم در برابرت اعتراف دارم، پس درود فرست بر محمد و آل محمد

    وَاَنْجِزْ لی ما وَعَدْتَنی وَجَمیعَ الْمُؤْمِنینَ وَالْمُؤْمِناتِ مِنَ الْمَغْفِرَةِ فی هذِهِ اللَّیْلَةِ

    و وفا کن برایم بدانچه بر من و همه مؤمنین و مؤمنات وعده فرمودی از آمرزش در این شب

    وَاَتْمِمْ عَلَیَّ ما اتَیْتَنی فَاِنّی عَبْدُکَ الْمِسْکینُ الْمُسْتَکینُ الضَّعیفُ الْفَقیرُ الْمَهینُ

    و تمام کن بر من آنچه را به من دادی زیرا که من بنده بینوای مستمند ناتوان تهیدست خوار توام

    اَللّهُمَّ لا تَجْعَلْنی ناسِیاً لِذِکْرِکَ فیما اَوْلَیْتَنی

    خدایا قرار مده مرا فراموشکار از یاد خویش در آنچه به من انعام فرمودی

    وَلا لِاِحْسانِکَ فیما اَعْطَیْتَنی وَلا ایِساً مِنْ اِجابَتِکَ وَاِنْ اَبْطَاَتْ عَنّی

    و نه غافل از احسانت در آنچه به من عطا کردی و قرارم مده ناامید از اجابت خویش و اگرچه دیرزمانی طول کشد

    فی سَرّآَءَ اَوْ ضَرّآَءَ اَوْ شِدَّةٍ اَوْ رَخآَءٍ اَوْ عافِیَةٍ اَوْ بَلآءٍ اَوْ بُؤْسٍ اَوْ نَعْمآَءَ

    چه در خوشی و چه در سختی در دشواری یا در آسایش در تندرستی یا گرفتاری در تنگدستی یا در نعمت

    اِنَّکَ سَمیعُ الدُّعآَءِ

    براستی تو شنوای دعایی

    نهم:

    «طلب آمرزش گناهان و دعا برای امور دنیوی و اخروی»

    مرحوم علامه مجلسی (ره) فرموده‌اند "بهترین اعمال در این شب‌ها طلب آمرزش گناهان و دعا برای امور دنیوی و اخروی است هم برای خود و هم برای پدر و مادر خویشان و دیگر مومنان؛ چه زنده باشند و چه از دنیا رفته باشند و همچنین ذکرهای مختلف و صلوات بر حضرت محمد (ص) و خاندانشان تا آنجا که مقدور است، انجام دهند و در بعضی از روایات نیز تاکید شده است که «دعای جوشن کبیر» را در این سه شب بخوانند.

    در روایتی آمده است که شخصی خدمت رسول خدا (ص) رسیده و عرض کرد: اگر شب قدر را درک کردم، ‌چه چیزی را از خداوند طلب کنم؟ که ایشان فرمودند: "عافیت و سلامتی را از خداوند بخواه".

    شب بیست و سوم

    این شب، از دو شب قبل برتر است و از احادیث متعدد اینگونه احتمال داده می‌شود که شب قدر همین شب است. در روایتی از امام باقر(ع) نقل شده است که مردی در ماه رمضان خدمت رسول خدا (ص) آمد و به آن حضرت عرض کرد: من در بیرون مدینه به سر می‌برم و شتر و گوسفند دارم که نمی‌توانم همه شب در مدینه حاضر شوم. دوست دارم شبی را به من معرفی کنی تا آن شب را به مدینه بیایم و در نماز و عبادت حاضر باشم. حضرت او را به نزد خود فراخواند و به طور در گوشی آن شب را معرفی کرد.

    آن مرد نیز وقتی شب‌های بیست و سوم ماه رمضان فرا می‌رسید، با همه خانواده و فرزندان و غلامان به مدینه می‌آمد و آن شب را می‌ماند و صبحگاهان به منزل خویش بر می‌گشت.

    همچنین در روایت دیگری نقل شده است که رسول خدا(ص) در شب بیست و سوم ماه رمضان به سر و روی خانواده‌اش آب می‌پاشید تا به خواب نروند ( و از فضیلت این شب بهره بگیرند).

    روایات متعدد دیگری نیز داریم که می‌گوید: شب قدر، شب بیست و سوم است. مرحوم "علامه مجلسی" نیز در کتاب "زادالمعاد" می‌گوید: "‌اکثر احادیث معتبر دلالت دارد که شب بیست و سوم، شب قدر است".

    اعمال مخصوص شب بیست و سوم ماه رمضان

    در شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان، غیر از اعمال مشترک شب‌های قدر، اعمال دیگری نیز وارد شده است تا فردی که این شب را به احیا می‌گذراند در کنار اعمال مشترک شب‌های قدر، آن‌ها را نیز انجام دهد، که شرح آن در ادامه می‌آید:

    1- سوره عنکبوت و سوره روم را بخواند که امام صادق(ع) فرمود: " هرکس در شب بیست و سوم، سوره‌های عنکبوت و روم را بخواند، به خدا سوگند! اهل بهشت است".

    2- هزار مرتبه سوره "انا انزلناه" (سوره قدر) را بخواند.

    3- سوره " حم دخان" (سوره دخان) را بخواند.

    4- این دعا را بخواند:

    اللَّهُمَّ امْدُدْ لِی فِی عُمُرِی

    خدایا عمرم را طولانی گردان

    وَ أَوْسِعْ لِی فِی رِزْقِی

    و روزی‌ام را وسعت بخش

    وَ أَصِحَّ لِی جِسْمِی

    و بدنم را تندرست بدار

    وَ بَلِّغْنِی أَمَلِی

    و به آرزویم برسان

    وَ إِنْ کُنْتُ مِنَ الْأَشْقِیَاءِ فَامْحُنِی مِنَ الْأَشْقِیَاءِ وَ اکْتُبْنِی مِنَ السُّعَدَاءِ

    و اگر در زمره بدفرجامان هستم، مرا از آن گروه محو کن و در گروه سعادتمندان ثبت فرما

    فَإِنَّکَ قُلْتَ فِی کِتَابِکَ الْمُنْزَلِ عَلَی نَبِیِّکَ الْمُرْسَلِ صَلَوَاتُکَ عَلَیْهِ وَ آلِهِ یَمْحُو اللَّهُ مَا یَشَاءُ وَ یُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْکِتَابِ

    که تو در کتاب فرو فرستاده‏ به پیامبر مرسلت(درود تو بر او و خاندانش)فرمودی: خدا محو می‌کند آنچه را بخواهد و ثبت می‌نماید آنچه را اراده کند و کتاب جامع نزد اوست.

    5- این دعا را که مخصوص شب بیست و سوم است بخواند:

    یَا رَبَّ لَیْلَةِ الْقَدْرِ وَ جَاعِلَهَا خَیْرا مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ

    ای پروردگار شب قدر و قراردهنده آن بهتر از هزار ماه،

    وَ رَبَّ اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ وَ الْجِبَالِ وَ الْبِحَارِ

    و پروردگار شب‏ و روز، و کوه‌ها و دریاها

    وَ الظُّلَمِ وَ الْأَنْوَارِ وَ الْأَرْضِ وَ السَّمَاءِ

    و تاریکی‌ها و روشنایی‌ها و زمین و آسمان

    یَا بَارِئُ یَا مُصَوِّرُ یَا حَنَّانُ یَا مَنَّانُ

    ای پدیدآورنده، ای صورت‏بخش، ای‏ عطا کننده، ای نعمت ده،

    یَا اللَّهُ یَا رَحْمَانُ یَا اللَّهُ یَا قَیُّومُ

    ای خدا، ای بخشنده، ای خدا، ای به خود پاینده،

    یَا اللَّهُ یَا بَدِیعُ یَا اللَّهُ یَا اللَّهُ یَا اللَّهُ

    ای خدا، ای نو آفرین، ای خدا، ای خدا، ای خدا،

    لَکَ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَی وَ الْأَمْثَالُ الْعُلْیَا وَ الْکِبْرِیَاءُ وَ الْآلاءُ

    نام‌های نیکوتر و نمونه‏‌های والاتر و بزرگ‌منشی و نعمت‌ها از آن توست،

    أَسْأَلُکَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

    از تو درخواست می‌کنم که بر محمّد و خاندان‏ محمّد درود فرستی،

    وَ أَنْ تَجْعَلَ اسْمِی فِی هَذِهِ اللَّیْلَةِ فِی السُّعَدَاءِ

    و قرار دهی در این شب نامم را در زمره سعادتمندان

    وَ رُوحِی مَعَ الشُّهَدَاءِ

    و روحم را با شهیدان

    وَ إِحْسَانِی فِی عِلِّیِّینَ

    و نیکوکاری‌‏ام‏ را در بلند‌مرتبه‏ ترین درجه بهشت

    وَ إِسَاءَتِی مَغْفُورَةً

    و گناهم را آمرزیده

    وَ أَنْ تَهَبَ لِی یَقِینا تُبَاشِرُ بِهِ قَلْبِی

    و ببخشی بر من یقینی که دلم با آن همراه باشد

    وَ إِیمَانا یُذْهِبُ الشَّکَّ عَنِّی

    و ایمانی که شک را از من‏ زدوده گرداند

    وَ تُرْضِیَنِی بِمَا قَسَمْتَ لِی

    و خشنودی به آنچه نصیبم نموده‏‌ای

    وَ آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَةً وَ فِی الْآخِرَةِ حَسَنَةً

    و ما را در دنیا و آخرت پاداش نیکو عنایت فرما

    وَ قِنَا عَذَابَ النَّارِ الْحَرِیقِ

    و از عذاب آتش سوزان حفظ کن

    وَ ارْزُقْنِی فِیهَا ذِکْرَکَ وَ شُکْرَکَ وَ الرَّغْبَةَ إِلَیْکَ وَ الْإِنَابَةَ وَ التَّوْبَةَ

    و در این شب ذکر و شکر خویش و رغبت به سوی خود و بازگشت و توبه روزی‌ام فرما

    وَ التَّوْفِیقَ لِمَا وَفَّقْتَ لَهُ مُحَمَّدا وَ آلَ مُحَمَّدٍ عَلَیْهِمُ السَّلامُ و به آنچه محمّد و خاندان محمّد(درود خدا بر آنان باد)را به آن موفق کردی توفیقم ده.

    6- این دعا را که امام صادق(ع) نقل شده است،‌ بخواند:

    اللَّهُمَّ اجْعَلْ فِیمَا تَقْضِی وَ فِیمَا تُقَدِّرُ مِنَ الْأَمْرِ الْمَحْتُومِ

    خدایا قرار ده در آنچه حکم می‌کنی و مقدّر می‌نمایی، از فرمان حتمی،

    وَ فِیمَا تَفْرُقُ مِنَ الْأَمْرِ الْحَکِیمِ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ مِنَ الْقَضَاءِ الَّذِی لا یُرَدُّ وَ لا یُبَدَّلُ

    در آنچه از کار حکیمانه جدا می‌سازی در شب قدر، از حکمی که بازگشت نپذیرد، و تغییر نیابد،

    أَنْ تَکْتُبَنِی مِنْ حُجَّاجِ بَیْتِکَ الْحَرَامِ فِی عَامِی هَذَا

    اینکه مرا در این سال از حاجیان خانه محترمت بنویسی

    اَلْمَبْرُورِ حَجُّهُمْ

    حاجیانی که حجّشان پذیرفته،

    اَلْمَشْکُورِ سَعْیُهُمْ

    و سعیشان قبول افتاده

    اَلْمَغْفُورِ ذُنُوبُهُمْ

    و گناهانشان‏ آمرزیده گشته

    اَلْمُکَفَّرِ عَنْهُمْ سَیِّئَاتُهُمْ

    و بدی‌هایشان محو شده است

    وَ اجْعَلْ فِیمَا تَقْضِی وَ تُقَدِّرُ أَنْ تُطِیلَ عُمْرِی

    و قرار ده در آنچه فرمان می‌دهی و مقدّر می‌نمایی که عمرم را طولانی گردانی

    وَ تُوَسِّعَ لِی فِی رِزْقِی

    و در روزی‌ام‏ وسعت بخشی.

    7- این دعا را که از امام حسین (ع) نقل شده است بخواند:

    یَا بَاطِنا فِی ظُهُورِهِ

    ای پنهان در حال آشکار بودنش

    وَ یَا ظَاهِرا فِی بُطُونِهِ

    و ای آشکار در حال پنهان بودنش

    وَ یَا بَاطِنا لَیْسَ یَخْفَی

    و ای پنهانی که مخفی نمی‌شود

    وَ یَا ظَاهِرا لَیْسَ یُرَی

    و ای آشکاری که دیده نمِی‌شود

    یَا مَوْصُوفا لا یَبْلُغُ بِکَیْنُونَتِهِ مَوْصُوفٌ

    ای به وصف آمده‏‌ای که هیچ ممکنی به حقیقتش نمی‌رسد

    وَ لا حَدٌّ مَحْدُودٌ

    و هیچ حدّ بسته‏‌ای به او احاطه پیدا نمی‌کند

    وَ یَا غَائِباً غَیْرَ مَفْقُودٍ

    و ای غایب گم نشده

    وَ یَا شَاهِداً غَیْرَ مَشْهُودٍ یُطْلَبُ فَیُصَابُ

    ای حاضری که مشهود نیست تا آنکه جستجو شود و او را بیابند

    وَ لا یَخْلُو مِنْهُ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ وَ مَا بَیْنَهُمَا طُرْفَةَ عَیْنٍ

    آسمان‌ها و زمین و آنچه بین آن‌هاست، به اندازه چشم برهم‏ زدن از او خالی نیست

    لا یُدْرَکُ بِکَیْفٍ وَ لا یُؤَیَّنُ بِأَیْنٍ وَ لا بِحَیْثٍ

    به کیفیتی معین دانسته نمی‌شود و محدود به مکان و جهت نمی‌گردد

    أَنْتَ نُورُ النُّورِ

    تویی روشنایی نور

    وَ رَبُّ الْأَرْبَابِ

    پروردگار پرورندگان

    أَحَطْتَ بِجَمِیعِ الْأُمُورِ

    به همه امور احاطه کرده‏‌ای،

    سُبْحَانَ مَنْ لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْ‏ءٌ

    منزه خدایی که مانندش چیزی نیست

    وَ هُوَ السَّمِیعُ الْبَصِیرُ

    و او شنوا و بیناست

    سُبْحَانَ مَنْ هُوَ هَکَذَا وَ لا هَکَذَا غَیْرُهُ

    منزّه است آن‏که دارای این صفات است و برای غیر او چنین صفاتی نیست.

    سپس هر حاجتی دارد از خدا بطلبد.

    8- همچنین از معصومین (ع) روایت شده است که در شب بیست و سوم ماه رمضان، در سجود و ایستاده و نشسته دعای زیر را می‌خواندند، بلکه مناسب است در تمام ماه رمضان و در زمان‌های دیگر پس از تمجید و ستایش خداوند و صلوات بر محمد و آلش ( مثلا حداقل با گفتن الحمدلله و الصلاه علی رسول الله و آله الطاهرین ) این دعا خوانده شود:

    اَللهمَّ کُن لولیکَ الحُجةِ بنِ الحَسَنِ

    خدایا برای ولی‌ات حجت بن الحسن

    صَلَواتُکَ عَلَیهِ و عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، و فی کُلّ ساعَة

    که درودهایت بر او و پدرانش باد، در این ساعت، و در هر ساعت

    وَلیا و حافظا

    باش سرپرست و نگهبان

    وقائِداً وَ ناصِراً

    و پیشوا و یاور

    وَ دَلیلاً وَ عَیناً

    و راهنما و دیده‏‌بان

    حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً

    تا او را با رغبت مردم در زمینت سکونت دهی

    و تُمَتّعَهُ فیها طَویلًا.

    و زمانی طولانی بهره‏‌مندش سازی.

    9- همچنین این دعا را در حالی که دستان خود را به سوی آسمان بلند می‌کند، بخواند:

    یا مُدَبّرَ الاُموُرِ

    ای تدبیرگر امور

    یا باعِثَ مَن فی القُبُور

    ای برانگیزنده مرده‌های در گور

    یا مُجرِی البُحُور

    ای روان کننده دریاها

    یا مُلَینَ الحَدیدِ لِداوُد،

    ای نرم کننده آهن برای داود،

    صَل عَلی مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمَّدٍ وَافعَل بی کَذا وَ کَذا

    بر محمد و خاندان محمد، درود فرست‏ و با من چنین و چنان کن.

    و بجای کلمات کذا و کذا حاجات خود را بخواهد و سپس اضافه کند: اللیله اللیله، الساعه الساعه. این دعا را در حال رکوع، سجده، ایستاده و نشسته به طور مکرر بخواند.

    10- با توجه به اهمیت شب بیست و سوم، غسل، احیا و زیارت امام حسین(ع) در این شب فضیلت بسیار دارد و همچنین خواندن آن «100 رکعت نماز» که مشترک میان همه شب‌های قدر است.

    شیخ طوسی در تهذیب، از ابوبصیر روایت کرده است که امام صادق(ع) فرمود: در آن شبی که امید می‌رود شب قدر باشد 100 رکعت نماز بخوان، در هر رکعت ( پس از حمد) 10 مرتبه سوره قل "هو الله"(سوره توحید) را بخوان. ابوبصیر عرض کرد: اگر نتوانستم ایستاده بخوانم، چه کنم؟ فرمود: نشسته بجا آور! گفتم: اگر نتوانم نشسته بخوانم ؟ فرمود: در همان حال که در بستر خود دراز کشیده‌ای، بجا آورد.

    11- مرحوم "علامه مجلسی"، در "زادالمعاد" فرموده است: در این شب هر مقدار که ممکن باشد، قرآن بخواند و از دعاهای "صحیفه کامله سجادیه" نیز استفاده کند؛ مخصوصا دعای «مکارم الاخلاق» و دعای «توبه».

    روزهای شب قدر را نیز باید حرمت داشت و به عبادت و دعا به سر برد؛ در احادیث فراوانی آمده است که روز قدر نیز در فضیلت مثل شب قدر است.


    لیلة القدر عید فرشتگان -
    لیلة القدر عید فرشتگان

    نخستين پيام ملكوتي وحي در سپيده دمي از ماه رمضان بر قلب نازنين پيامبر اكرم (صلی الله علیه واله) نازل شد، آنگاه هيجاني شگفت و بيرون از حد توصيف سراسر وجود مبارك حضرت را فراگرفت. آن نور در مقام ظهور به صورت جبرئيل «افق مغرب و مشرق را گرفت و همه فضا را با شش هزار بال پر كرد، و اين تمثل حقيقت عقلي او در چشم پيامبر بود. (1)
    از هيبت روحالامين دل پيامبر بسختي تپيد، آيات نور بر ضمير منير مهتر و سرور عالم نقش پذيرفت و از آن لحظه زلال ايمان در بستر زمان جريان جاودانة خود را آغاز كرد. آن شب شكوهمند مبداء تحول بشري و سرآغاز رحمت و نعمت الهي يعني نزول قرآن بود، در شب قدر فرشتگان به فرمان پروردگار دسته دسته و گروه گروه به سوي خاكيان بال ميگشايند و تا سپيدهدمان به سلام انسان موحد ميشتابند، به گفته طبري: «به ماه رمضان اندر، شبي هست كه آن را ليلةالقدر خوانند و آن عيد فرشتگان است كه جمله از آسمان به زمين آيند و جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل و فرشتگان بيعدد آن شب به زمين آيند و آن شب نوزدهم ماه رمضان است تا شب بيست و هفتم.» (2)
    طبق صريح آيه كريمه - انا انزلناه في ليلةالقدر - نزول قرآن در شب قدر بوده است اما شب قدر در چه شبي يا چه ماهي قرار دارد بخوبي روشن نيست. در اين مورد صاحبنظران اتفاق عقيده ندارند، بعضي از مفسران ميگويند: منظور از ليله مباركه درآيه انا انزلناه في ليلة مباركة شب نيمه شعبان (3) است.


    چه دانی که شب قدر چیست؟ -
    چه دانی که شب قدر چیست؟

    زمانی که به دهه آخر ماه مبارک رمضان نزدیک می شویم و به یاد شب قدر می افتیم و آیات سوره قدر را مرور می کنیم، بار دیگر با پرسش هر ساله خداوند از انسان روبرو می شویم که: تو چه دانی که شب قدر چیست؟ شاید به جرئت بتوان گفت که این پرسش آسمانی ترین پرسشهای قرآن کریم باشد که تا ابد پاسخ می طلبد و انسان را به تفکر در باب غیب وامی دارد. چقدر ساده لوحی است که تصور شود که پاسخ این پرسش روشن است و خداوند خود در ادامه آیه پاسخ آن را واضح ساخته است.
    از دل این پرسش خداوند پرسشهای بسیار دیگری متولد شده اند که آنها نیز پاسخ می طلبند. معنای محصل قدر و تقدیر و شب قدر و فرود آمدن فرشتگان و روح در این شب چیست؟ از دیر زمان عالمان مسلمان در پی پاسخ به این پرسشها زحمات بسیاری متحمل شده اند. اما تا چه حد موفق شده اند که به پاسخی قانع کننده برسند جای تامل دارد. برای آشنایی بیشتر خوانندگان به برخی از این پرسش و پاسخها که ممکن است در این ایام برای هر کسی پیش آید می پردازیم:

    1- شب قدر چیست؟

    شب قدر بر طبق بیان قرآن کریم نامی است برای شبی که در آن قرآن کریم بر پیامبر عظیم الشان نازل شد و عالم معنای بی نهایت آنقدر فرود آمد تا توانست پا به عرصه عالم این جهانی با نهایت گذاشت و با آن پیوند خورد. خداوند در سوره قدر می فرماید: إِنَّا أَنزَلْنَهُ فى لَيْلَةِ الْقَدْرِ ، ما این قرآن را در شب قدر نازل کردیم.



    در شبهای قدر از خدا چه بخواهیم؟ -
    در شبهای قدر از خدا چه بخواهیم؟

    وقتی خدا خود را بهترین خلق کنندگان خوانده لابد آن مخلوق هم بهترین بوده است.
    مخلوقی که فرشتگان باید بر او سجده کنند.و اگر درمسیر بندگی پیش برود “خلیفه الله علی الارض” (جانشین خدا بر زمین ) خواهد شد.
    با این همه بسیاری از ما از جایگاه ویژه خود در آفرینش بی خبریم .
    قامتمان کوتاه است و خواسته هایمان از آن کوتاه تر
    ای کاش می دانستیم که در شبهای عزیز ماه مبارک رمضان علی الخصوص شبهای احیا باید از بهترین خلق کنندگان چه بخواهیم؟
    آورده اند: قوم حضرت ادریس(ع)(۲) بر او خیلی جفا کرد، تا اینکه خدا خطاب به ادریس فرمود اینان قدر پیامبر وحجت من را نمی دانند لذا تصمیم گرفته ام ، تورا از ایشان بگیرم و اینگونه غیبت چهل ساله ادریس آغاز گشته و قوم او دچار عذاب الهی گشتند.
    چنان گرسنگی آنان را فرا گرفت که سنگ بر شکمشان می بستند ، پس از چهل سال فقهایی در میان ایشان ظاهر شدند (خوب دقت فرمایید نقش ولایت فقیه در عصر غیبت همین است) و خطاب به مردم گفتند:
    ادریس از میان ما رفت ولی خدای ادریس که هست، مگر ادریس از ما چه می خواست ؟ فقط یک جمله ”در محضر خدا معصیت نکنید”.



    بهترین عمل در شب قدر چیست؟ -

    زمان هایی در زندگی انسان وجود دارد که انسان با بهره جستن از آن می تواند بهترین هایی، برای باقی روزهای زندگی خویش رقم زند. یکی از این اوقات، لیالی قدر است. شاید شما نیز در زمره افرادی باشید که به دنبال بهترین عمل و عبادت در طول این ایام هستند تا بدین واسطه نهایت استفاده را از این شب ها ببرید. از این رو به دنبال بهترین عمل و عبادت نیز خواهید بود، اگر می خواهید شب قدری متفاوت از شب های پیش داشته باشید، قدری به این نوشتار تأمل کنید.


    قدر
    شبی بهتر از هزار ماه

    امام على علیه السلام مى فرماید: فرصت، چون ابر مى گذرد. پس فرصت هاى خوب را غنیمت شمرید. (منتخب میزان الحکمه) فرصت هایى كه در زندگى براى انسان پیش مى آید مثل طلا و بلكه ارزشمندتر است و باید قدر آن ها را دانست یکی از این فرصت ها شب قدر است اما با چه عملی می توان نهایت استفاده را از این شب برد؟

    اعمال شب قدر

    شب قدر آداب و اعمالی را به خود اختصاص داده است، از آن جمله می توان به شب زنده داری، غسل، دعا، واسطه قرار دادن قرآن و اهل بیت علیهم السلام، زیارت امام حسین علیه السلام و نماز اشاره داشت. حال آنکه، در کنار این اعمال می توان از عمل دیگری نام برد که به جرأت می توان گفت در میان سایر اعمال غریب واقع شده، و آن (تفکر) است.

    شب فرصت ها -

    شب قدر، فرصتي در دل فرصت و موهبتي افزون بر موهبت ديگر است. براي آنها که آن همه شب را از دست دادند، فرصتي ديگر روي نمود تا اين بر جاي ماندگان از قافله رمضان را به قافله برساند، و آنها را هم پاي شب زنده داران اين شب و بيداران اين لحظه ها قرار دهد و خدا در اين شب سرنوشت و تقدير، حتي کم ترين بهانه را هم در توجيه گنه کاري بندگانش مي پذيرد و ناچيزترين عذرخواهي را هم قبول مي کند و اين گونه هست که پروردگار در اين شب، آسان مي بخشد و به سادگي قبول توبه مي کند و بيش از هر زمان ديگر دعاها را مستجاب مي کند و رحمت و مغفرت خود را به حراج مي گذارد تا ارزان تر از هر وقت ديگر به پاي تو- اگر خريدار باشي- بريزد و ساده و کم خرج، آن همه فيض و کرامت را نثار تو کند و اينک همه چيز براي سودي بزرگ آماده است، و همه درهاي رحمت باز است، و همه جور بهانه و عذرخواهي در کوتاهي ها و تبه کاري ها و کژي ها پذيرفته مي شود و آدمي چه نگون بخت خواهد بود که در کنار اقيانوس باشد و لبي تر نکند و دستي به آب نرساند.

    از سر کوي تو هر کاو به ملامت برود
    نرود کارش و آخر به خجالت برود

    سالک از نور هدايت ببرد راه به دوست
    که به جايي نرسد گر به ضلالت برود

    اي دليل دل گمگشته، خدا را مددي
    که غريب ار نبرد ره به دلالت برود

    حافظ از چشمه حکمت به کف آور جامي
    بو که(1) از لوح دلت نقش جهالت برود (2)

    اينک اين شب قدر، نوراني ترين شب سال و پرفروغ ترين شب رمضان، شبي که خدا در آن، با همه آياتش زميني شد و از آن خاکيان گشت؛ شبي که خداوند، کلمات شد و بر قلب پيامبرش فرود آمد تا جمالش که اينک قرآن شده است، ديدني شود و جلوه اش، تماشايي. آن همه فروغ و آن همه جلوه، براي آن است که تو از همه سر بگرداني و مستقيم به نظاره او بنشيني. هيچ گاه معبود به اندازه امشب، نقاب از چهره نگشود و هيچ وقت مانند امشب، بندگانش را به تماشاي خويش فرا نخواند. مي ماند.


    ناگهان پرده برانداخته اي يعني چه
    مست از خانه برون تاخته اي يعني چه

    شاه خوباني و منظور گدايان شده اي
    قدر اين مرتبه نشناخته اي يعني چه

    حافظا در دل تنگت چو فرود آمد يار
    خانه از غير، نپرداخته اي يعني چه (3)

    خوشا «فرخنده شبي» که «مبارک سحري» در پي دارد و عارف در هواي چنين سحري، شب بيدار و نگران است. او در صحراي انبوه تاريکي، چون پرتويي در تار و پود شب، روان است و از برکت بيداري او سکوت و سکون تاريکي و سکوت، به سوي سحر مي آيد و سحرگاه «هاتف کوي دوست» جام جهان بين خورشيد را در کف او مي نهد و از راز دو جهان، آگاهش مي کند. شبي که چنين سحري در خود دارد. «شب قدر» است، با روشني بسيار خورشيد و با جلوه بسيار ديدار. خوشا آگاهي عارف سحرخيزي که در هواي «رخ مهر» است. و خورشيد روشني روي خود را نثار جانش مي کند.
    اما اين سحر، پيش از برآمدن آفتاب که ديگر تاريکي رنگ باخته و چادرش را از تن طبيعت برداشته نيست، بلکه سحري است در ظلمت شبانه، در دل و در ژرفاي شب. آن گاه که ظلمت جهان، گراگرد عارف را فرا گرفته و او را در زندان خود دارد، روشنايي سحرگاه در جان او مي تابد و اندوه که در اندرون او نشسته بود. ناچيز و تباه مي شود و آن «خلوت گزيده سحر خيز» در نهايت ظلمت، روشن مي شود؛ مثل ستاره قطبي که در شب تاريک، دلي روشن دارد و مثل روشنايي آب حيات که در غار تاريکي است، سحر بيداردلان شب قدر نيز نور باطن است در ظلمت ظاهر.(4)

    پي‌نوشت‌ها:

    1- باشد که.
    2- ديوان حافظ، تصحيح؛ غني- قزويني، ص 206، غزل 222.
    3- ديوان، ص 317، غزل 42.
    4- شاهرخ مسکوب، در کوي دوست، ص 24 و 25.



    شب قدر در نگاه مفسران قرآن (2) -
    شب قدر در نگاه مفسران قرآن (2)

    * زمان شب قدر

    شیخ عارف محی الدین می فرماید: شب قدر در ده شب آخر قرار داده شده است چون نور است و نور شهادت و ظهور است بنابراین ده شب آخر به منزله روز است و روز را روز گفته اند چون نور در آن پخش می شود و روز متأخر از شب است چون از شب کنده می شود و ده روز آخر متأخر از ده روز وسط و اول است و احدی را ندیدیم که شب قدر را در ده شب اول شهود کرده باشد و دلیلی هم برای ما نرسیده است و در ده شب وسط و آخر واقع می شود.
    و در فتوحات است که جبرئیل در هر ماه رمضانی بر محمد ( صلی الله علیه و آله و سلم) نازل می شد و یک بار به او قرآن آموزش می داد و جبرئیل در هر ماه رمضانی یک بار با حضرت ختم قرآن می کرد تا اینکه رمضان آخری آمد که رسول الله جبرئیل را می دید پس جبرئیل در آن ماه رمضان دوباره به او قرآن آموخت و دوبار قرآن را ختم کرد و فهمید که او در سالی که می آید فوت خواهد کرد نه در سالی که آن رمضان بوده است پس ختم دوم او برای رمضان سالی بود که در آن فوت کرد و پیامبر در ماه ربیع الاول فوت کرد و نزول قرآن در شب قدری بود که بهتر از هزار ماه است. پس از آن شیخ عارف تأویلات عجیبی در مورد عدد هزار و اضافه شدن آن به کلمه شهر می کند و هر کدام را با حقیقت قرآن و ختم نبوت پیوند می دهد و می فرماید لیله القدر شب نیمه شعبان است و می گوید ما شهود کرده ایم که شب قدر در طول سال می گردد و همین طور آن را در ماه شعبان و در رمضان و در هر روز فرد از ماه رمضان و در شب هجدهم از ماه رمضان برحسب روزه خود در آن سال شهود کرده ایم. (محی الدین ابن عربی، فتوحات، 159/3)
    از دیگر مطالبی که در کلام محی الدین آمده این است که شب بودن این شب را نه روز بودن آن را علت یابی می کند و می گوید: اما اختیار او لیله القدر را به خاطر این است که امور متمایز نمی شوند مگر به اقدارشان نزد حق و حق غیب است پس قدر اختصاص پیدا کرده است به شب چون مستور است همچنان که غیب مستور است.
    (محی الدین ابن عربی، فتوحات، 496/3) آری در شب آنچه که در باطن عالم
    می گذرد نمایان می شود و خود شب در حقیقت جلوه ای از تجلیات اسم باطن حق است و زمان آن مناسبت تام با عالم غیب و اتصال به آن دارد.


    شب سرنوشت ساز -
    شب سرنوشت ساز

    هر چیز در جهان آفرینش شأن و منزلتی دارد که هر یک ویژگی خاص خود را دارد و قرآن که کلام خداوند است نیز از این قاعده مستثنی نیست و نزول آن در ماه مبارک رمضان بیانگر این منزلت است. از جمله چیزهایی که در قرآن منحصر به فرد است نزول آن در شب قدر است که شبی سرنوشت ساز برای تمام موجودات می‌باشد و لذا قصد داریم مختصری در مورد این شب بسیار مبارک مطالبی را بیان کنیم، باشد که به یاری پروردگار بتوانیم گوشه ای از عظمت این شب را بیان کرده و مورد لطف خداوند قرار گیریم:
    ابتدا در مورد ماه مبارک رمضان و چگونگی نزول قرآن در این ماه صحبت می‌کنیم و بعد در مورد شب قدر:
    اینکه شب قدر چه معنایی دارد و چه شبی است.
    آثار این شب چیست و در آن چه کاری باید انجام داد.
    نشانه شب قدر چیست و چگونه بتوانیم آن را درک کنیم.
    علت و حسن مخفی بودن آن شب چیست.
    اینکه آیا شب قدر در هر سال تکرار می‌شود یا نه و علت تکرار یا عدم تکرار آن چیست.

    کلید واژه

    سیره و سیمای حضرت خدیجه (سلام الله علیها) -

    الف: شناسنامه خدیجه

    حضرت خدیجه

    حضرت خدیجه پانزده سال قبل از عام الفیل وشصت وهشت سال قبل ازهجرت نبوی در شهر مکه دیده به جهان گشود وپس ازشصت وپنج سال زندگی با شرافت وفضیلت سرانجام در تاریخ دهم رمضان سال دهم بعثت و سه سال قبل ازهجرت رسول خدا به مدینه به لقاءالله پیوست .

    نام او خدیجه ،و کنیه اش «ام هند» نام پدرش « خویلد ابن اسد » ونام مادرش « فاطمه دخترزائدة بن الاصم»می باشد.1

    پدر ومادر خدیجه با چند واسطه به « لویّ بن غالب» می رسد که جدّ اعلای پیامبر خداست و مادرمادر خدیجه «هاله» دختر عبدمناف از اجداد پیامبر اسلام است. بنابراین خدیجه هم از طرف پدر وهم از سوی مادرش با پیامبر اسلام هم نسب می باشد. 2

    ب: ازدواج خدیجه

    خدیجه به وسیله قرابت فامیلی با رسول خدا (صلی الله علیه واله وسلم ) از یک طرف و ملاحظه اخلاق حمیده او در بازرگانی ازطرف دیگر ، وشنیدن اخباررسالت از علمای یهود ونصاری ازسوی سوم ، عاشق دلباخته معنوی پیامبر بود  و گاهی در این را ه گریه می کرد ! و در شب هایی خواب به چشم اوفرو نمی رفت . ولذا مشکل خود را با پسر عمویش که عالم برجسته نصارا بود در میان گذاشت، او دعایی نوشت ، وخدیجه آن را زیر بالشش گذاشت و شبانه در عالم خواب پیامبر را دید ، وآینده برایش روشن شد ، و چون چشم برگشود دیگربه خواب نرفت و سرانجام کنیزش نفیسه دختر ــــ وبه قولی خواهرش را به سراغ پیامبر فرستاد و رسماً در خواست ازدواج کرد.3

    زیارت حضرت خدیجه سلام الله علیها -

    مرقد حضرت خديجه پيش از خراب شدن

    توضیحى كوتاه درباره مزار ایشان در مكّه مكرّمه

    قبرستان ابوطالب ـ كه به آن حُجُون و جنّة المُعلّى نیز گفته می‌شود ـ پس از قبرستان بقیع، اشرف مقابر است، و رسول اكرم(صلى الله علیه وآله) مكرّر به آنجا رفت و آمد داشته‌اند. و در آنجا حضرت عبدمناف جدّ اعلاى پیامبر، حضرت عبدالمطّلب جدّ پیامبر، حضرت ابوطالب عموى پیامبر، حضرت خدیجه همسر پیامبر، و عدّه‌اى از علماى بزرگ و جمع بسیارى از مؤمنین، مدفون می‌باشند. و بنابر قولى مدفن والده مكرّمه حضرت نبىّ اَكرم «آمنه بنت وهب» نیز در این قبرستان قرار دارد. گر چه مشهور این است كه قبر آن جناب در أَبْواء بین مكّه و مدینه است.

    حضرت خديجه(عليها السلام) مادر امّت -

    ولادت و خانواده :
    اخلاق خديجه(عليها السلام):
    آيا خديجه(عليها السلام) قبل از پيامير (صلي الله عليه وآله)ازدواج كرده بود؟:
    آشنايي با حضرت محمد(صلي الله عليه وآله):
    ازدواج خديجه:
    احترام پيامبر خدا(صلي الله عليه وآله)به خديجه(عليها السلام):
    خصال خديجه(عليها السلام):
    درود خدا برخديجه(عليها السلام):
    نقش خديجه(عليها السلام) در پيشبرد اسلام:
    فرزندان خديجه(عليها السلام):
    وصيّت خديجه(عليها السلام):
    وفات خديجه(عليها السلام):
    ياد خديجه(عليها السلام):

    مقدمّه:

    سخن ازخديجه(عليها السلام)، سخن از يك دنيا عظمت و پايداري واستقامت در هدف است. به حق قلم فرسايي درباره كسي كه خداوند براو سلام و درود مي فرستد، بسي مشكل است.اما به مصداق "ما لا يدرك كلّه لايدرك كلّه،" به بررسي گوشه هايي از شخصيت و زندگي اين بزرگ بانو مي پردازيم :
    ولادت و خانواده :
    خديجه(عليها السلام) 68 سال قبل از هجرت بدنيا آمد با توجه به اينكه سن حضرت خديجه هنگام ازدواج با پيامبر (ص) كمتر از سي سال بوده، پس تاريخ ولادت ايشان غير از اين است كه در متن داده شده است . خانواده اي كه خديجه (عليها السلام)را پرورش داد از نظر شرافت خانوادگي و نسبت هاي خويشاوندي ، در شمار بزرگترين قبيله هاي عرب جاي داشت.اين خاندان در همه حجاز نفوذ داشت. آثار بزرگ و نجابت و شرافت از كردار و گفتار خديجه (عليها السلام) پديدار بود.
    خديجه (عليها السلام) از قبيله هاشم بود و پدرش خويلد بن اسد قريشي نام داشت . مادرش فاطمه دختر زائدبن اصم بود .
    اخلاق خديجه(عليها السلام):
    خديجه (عليها السلام)در بين اقوام خود يگانه و ممتاز و ميان اقران كم نظير بود . او به فضيلت اخلاقي و پذيرايي هاي شايان بسيار معروف بود و بدين جهت زنان مكه به وي حسد ميورزيدند. دختر خويلد در سجايا و كمالات اخلاقي زبانزد و نمونه بود و به حق ايشان كُفو خوبي براي پيامبر اسلام(صلي الله عليه وآله) بود. بي ترديد مي توان گفت كه اين سجايا و فضايل اخلاقي سبب شد تا خديجه(عليها السلام)براي همسري پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله) شايسته شمرده شود. طبق روايات ، او براي پيامبر (صلي الله عليه وآله)ياوري صديق بود. سير اعلام النّبلاء،ج2،ص114




    akhlagh.net

    .: بازدید کنندگان پایگاه اخلاق :.

    4999امروزmod_vvisit_counter
    6841دیروزmod_vvisit_counter
    13814این هفتهmod_vvisit_counter
    49378این هفتهmod_vvisit_counter
    179192این هفتهmod_vvisit_counter
    624568ماه گذشتهmod_vvisit_counter
    13442811کل بازدیدهاmod_vvisit_counter