رنگ پیشفرض

رنگ آبی سیر

رنگ سبز

رنگ خاکستری

رنگ نارنجی

 
 
محل کنونی شما:
 
 
 
 
 
 
 
 

http://www.akhlagh.net/akhlagh/datasite90/images/audio.gifhttp://www.akhlagh.net/akhlagh/datasite90/images/audio.gif

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم
آن چه پيش ‌رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت ‌الله مصباح ‌يزدي ( دامت ‌بركاته ) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريــــــــــــــــــخ 18/05/90 ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
خوف صادق
مروري بر آنچه گذشت

وَ تَخَلَّصْ إِلَى عَظِيمِ الشُّكْرِ بِاسْتِكْثَارِ قَلِيلِ الرِّزْقِ وَاسْتِقْلَالِ كَثِيرِ الطَّاعَةِ وَاسْتَجْلِبْ زِيَادَةَ النِّعَمِ بِعَظِيمِ الشُّكْرِ وَتَوَسَّلْ إِلَى عَظِيمِ الشُّكْرِ بِخَوْفِ زَوَالِ النِّعَمِ؛1
در جلسه گذشته عبارتي را از حديث جابر نقل کرديم که حضرت به او توصيه فرمودند: رزق کم را زياد حساب کن و عبادت زياد را کم، تا بتواني شکر خدا را به جاي آوري. عرض کردم در اواخر اين حديث هم مشابه اين عبارت آمده و آن عبارتي بود که ابتدا تلاوت کردم و گفتيم که در واقع امام عليه‌السلام مي‌خواهند راه‌کاري براي ايجاد انگيزه شکر به ما نشان دهند. به يک معنا، هدف از اعطاي همه نعمت‌ها شکرگزاري است. اما ما عادت کرده‌ايم که وقتي مي‌خواهيم شکر خدا را به جا آوريم نهايت کاري که مي‌کنيم اين است که بگوييم: خدا را شکر! ولي اين شکرِ شايسته‌ نيست. براي اين‌که بتوان شکر شايسته‌اي به جاي آورد بايد دو چيز را رعايت کرد؛ يکي اين‌که نعمت‌هاي خدا را خوب بشناسيم و آن‌ها را کم نشماريم. بايد در اين باره تفکر کرد که خداوند چه قدر نعمت‌ را با هم تنظيم فرموده تا اين روزي به دست من برسد. از طرف ديگر، بايد عباداتمان را ناچيز بشماريم. همچنين عرض کرديم که که خداي متعال براي وادار کردن ما به شکر و بهره بردن از نتايج عظيم آن، از راه‌هاي ديگر هم وارد مي‌شود، از جمله وعده دادن به افزايش رزق در صورت شکر و در مقابل، انذار به از بين رفتن نعمت در صورت ناشکري. در پايان اين عبارت هم به دو نکته اشاره کرده‌اند، مي‌فرمايند: وَ اسْتَجْلِبْ زِيَادَةَ النِّعَمِ بِعَظِيمِ الشُّكْرِ؛ اگر مي‌خواهي نعمت‌هاي زياد را جلب کني سعي کن زياد شکر به جاي آوري؛ آن هم شکر عظيم. براي اين‌که بتواني شکر عظيم به جاي آوري فکر کن که اگر ناشکري کني نعمت‌ها از دست تو خواهد رفت. اين دو عامل براي انسان بسيار محرک است. هر انساني در تلاش است تا از نعمت‌هاي بيشتري برخوردار شود. پس معلوم مي‌شود که افزايش نعمت براي انسان بسيار ارزش‌مند است و در مقابل، کم شدن نعمت هم براي او بلاي بزرگي است. توجه به اين دو نکته باعث مي‌شود که در صدد برآييم شکر شايسته‌اي به جاي آوريم. البته خداوند نيازي به شکر کردن ما ندارد. اين اصرارها براي اين است که ما بيشتر بهره‌مند شويم. به هرحال موضوع اين دو عبارت به هم مربوط بود. به همين علت گرچه بين آن‌ها فاصله بود آن‌ها را به هم ضميمه کرديم.

ادامه مطلب...

بسم الله الرّحمن الرّحيم

فتنه هاي آينده و وظايف ما

آن‌چه پيش رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت‌الله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 26/03/89 ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

فتنه‌هاي آينده و وظايف ما
در چند جلسه اخير از جوانب مختلف درباره فتنه بحث کرديم. در اين جلسه به بيان وظايفمان در برابر فتنه‌هايي که ممکن است در آينده اتفاق بيفتد مي‌پردازيم. در بررسي اتفاقات گذشته، آن‌چه مهم است شناخت علل و عوامل دخيل در آن اتفاقات است تا از آن وقايع براي آينده عبرت بگيريم. يک درصد هم احتمال ندارد که فتنه‌ي اخير، آخرين فتنه‌اي باشد که در عالَم اسلام يا در جامعه ما اتفاق افتاده است؛ چون ـ همان‌طور که در بحث‌هاي گذشته اشاره کرديم ـ فتنه از مصاديق امتحان است و امتحان يک سنّت دائمي و تغييرناپذير الهي است. تا انسان زنده است و نفس مي‌کشد در معرض امتحان است؛ تا اجتماعي هست فتنه‌هاي اجتماعي وجود خواهد داشت و قاعدتاً مردمي که فتنه‌اي را پشت سر مي‌گذارند يعني امتحاني را مي‌گذرانند، در آينده بايد امتحان سخت‌تري را بگذرانند؛ همان طور که در مراحل تحصيل طبعاً هر امتحاني سخت‌تر از امتحان قبل خواهد بود. معنا ندارد که امتحان کلاس چهارم آسان‌تر از کلاس سوم باشد! بنابراين مي‌توان پيش‌بيني کرد که هم براي ما، هم براي ساير جوامع و هم براي فرد فرد انسان‌ها امتحاناتي پيش خواهد آمد. آن‌چه را که ما فتنه مي‌ناميم، امتحاناتي اجتماعي است که توأم با ابهام‌ها و نگراني‌هايي است. پس آن‌چه مهم است اين است که از تحليل فتنه‌هاي گذشته بتوانيم براي فتنه‌هاي آينده درسي بگيريم. ادامه مطلب...

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

سرانجام جامعه‌اي که علي عليه‌السلام را رها کنند

در جلسه قبل قسمتي از فرمايشات حضرت زهرا سلام‌الله‌عليها را که در جمع زنان مهاجر و انصار ايراد فرموده بودند قرائت کرديم و در حدي که خداي متعال توفيق داد توضيحات مختصري عرض کرديم. از آن خطبه مبارک به اين فراز رسيديم که مي فرمايند: و ما الذي نقموا من أبي الحسن ‌عليه‌السلام نقموا و الله منه نكير سيفه و قلة مبالاته لحتفه و شدة وطأته و نكال وقعته و تنمره في ذات الله ...
در جلسات اخير به خطبه اي از فرمايشات حضرت زهرا سلام‌الله‌عليها پرداختيم که خطاب به زنان مهاجر و انصار که براي عيادت ايشان آمده بودند ايراد فرموده اند. در واقع اين خطبه حضرت را مي‌توان به سه بخش تقسيم کرد؛ در بخش اول، حضرت به توبيخ انصار و مهاجرين مي‌پردازند و آنها را بدان جهت که علي عليه السلام را رها کردند و خود را از سعادت محروم کردند سرزنش مي‌نمايند. در بخش دوم حضرت ميان اميرالمؤمنين عليه السلام و کساني که مردم آنها را انتخاب کرده بودند مقايسه مي‌کنند و مي‌فرمايند: اهل بيت عليهم السلام پيشگامان جامعه بشريت اند و آنها عقب‌ماندگان و دنباله‌رو‌ها هستند. چگونه پيشگامان را رها کرده، به سراغ دنباله‌روها رفتيد؟ در بخش سوم حضرت پيش‌بيني مي کنند که سرانجام اين جامعه چه خواهد شد. ادامه مطلب...

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

آن‌چه پيش رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت‌الله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 15/06/89 همزمان با شب بيست و هفتم ماه مبارک رمضان 1431 قمري ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

زکات پاک‌کننده جان و مال

... وَ الزَّكَاةَ تَزْكِيَةً لِلنَّفْسِ، وَ نَمَاءً فِي الرِّزْق؛1
حضرت زهرا سلام‌الله‌عليها در بخش دوم اين خطبه شريف به حکمت تشريع تعدادي از عناوين برجسته در معارف اسلامي و قرآن کريم اشاره مي‌فرمايند. حضرت در آغاز، ايمان را و بعد نماز را ذکر فرمودند و بعد به مسأله زکات مي‌پردازند. در قرآن کريم هم نماز و زکات توأماً ذکر شده است. در کنار هم قرار گرفتن اين دو موضوع مي‌تواند اشاره‌اي باشد به اين‌که انسان همان‌طور که بايد نسبت به رابطه با خدا که يک رابطه دروني و قلبي است تلاش کند و اين رابطه را با نماز تقويت کند، بايد با بندگان خدا هم رابطه داشته باشد که البته آن هم غيرمستقيم رابطه با خداست؛ يعني انسان وظايفي نسبت به بندگان خدا دارد که به خاطر اطاعت خدا بايد آن وظايف را انجام دهد.

مفهوم زکات

کلمه زکات در اصل فرهنگ ديني اعم از اسلامي و غير اسلامي، شامل هر نوع انفاقي مي‌شود که به قصد اطاعت خدا انجام گيرد. در عرف ما زکات را به يک قسم از عبادات مالي اطلاق مي‌کنيم که به اشياء خاصي تعلق مي‌گيرد؛ ولي نه در اصل لغت و نه در اصل فرهنگ عام اسلامي اختصاص به اين حکم ندارد. زکات يعني رسيدگي مالي به ديگران. ادامه مطلب...

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

آن‌چه پيش رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت‌الله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 06/06/89 همزمان با شب هجدهم ماه مبارک رمضان 1431 قمري ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

عالم نور

معلم ملائکه

... و اصطفاه قبل أن ابتعثه إذ الخلائق بالغيب مكنونة و بستر الأهاويل مصونة و بنهاية العدم مقرونة، علما من الله تعالى بمآيل الأمور و إحاطة بحوادث الدهور و معرفة بمواقع المقدور؛
در جلسه گذسته عرض کرديم که از اين بخش از خطبه شريف حضرت زهرا سلام‌الله‌عليها به دست مي‌آيد که قبل از پيدايش اين عالم محسوس، خداي متعال موجود و عالم ديگري آفريده که در روايات به نام «نور» ناميده شده است. در زيارت جامعه مي‌خوانيم: خلقکم الله انوارا فجعلکم بعرشه محدقين حتي منّ علينا بکم؛1 خدا شما را به صورت انواري خلق کرد که به دور عرش خدا حلقه زده بوديد؛ تا زماني که بر ما منت گذاشت و شما را به اين عالم آورد. در روايتي حضرت باقر صلوات‌الله‌عليه مي‌فرمايند: «كُنَّا نُوراً بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ قَبْلَ خَلْقِ خَلْقِهِ فَلَمَّا خَلَقَ الْخَلْقَ سَبَّحْنَا فَسَبَّحُوا وَ هَلَّلْنَا فَهَلَّلُوا وَ كَبَّرْنَا فَكَبَّرُوا؛2 ما در پيشگاه خدا نوري بوديم قبل از اين‌که عالم را بيافريند. وقتي خدا خلايق را خلق کرد ما تسبيح گفتيم و آن‌ها آموختند و تسبيح گفتند، و ما تهليل (لااله الا الله) گفتيم و آن‌ها آموختند و تهليل گفتند، و ما تکبير گفتيم و آن‌ها آموختند و تکبير گفتند.» درباره معناي اين جمله دو احتمال وجود دارد؛ يک احتمال اين است که ديگران در همان عالم انوار تسبيح و ... را آموختند و همان‌جا تسبيح و ... را گفتند. احتمال ديگر اين است که هر کس تا روز قيامت تسبيح و تهليل گويد، به برکت تسبيح و تهليل آن‌ها و به يک معنا پژواکي از تسبيح و تهليل آن‌هاست ادامه مطلب...

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

آن‌چه پيش رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت‌الله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در ماه مبارک رمضان 1431 مصادف با 22/05/89 ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

وحدت و اختلاف

مقدمه

حلول ماه مبارک رمضان را به همه علاقه‌مندان به اسلام تبريک و تهنيت عرض مي‌کنيم. اميدواريم خداي متعال در اين ماه شريف به برکت وجود مقدس ولي‌عصر ارواحنافداه همه ما را مشمول عنايات خاص خودش قرار دهد. براي بحث اين ماه و نيز سال آينده پيشنهاد شد که درباره خطبه حضرت زهرا سلام‌الله‌عليها صحبت شود. حقيقت اين است که بيش از 25 سال است که ما شبهاي پنج‌شنبه خدمت برادران عزيز روحاني و بعضاً غيرروحاني هستيم و به اميد اين‌که لياقت شفاعت اهل‌بيت عليهم‌السلام را کسب کنيم آيات قرآن و کلمات اهل‌بيت عليهم‌السلام را مطرح کرده‌ايم. بارها تمايل داشتيم که درباره کلمات حضرت‌ زهرا صلوات‌الله‌عليها صحبت کنيم؛ ولي غالباً اين شبهه پيش مي‌آمد که طرح کردن سخنان ايشان ممکن است موجب حساسيت برادران اهل سنت و احياناً عامل اختلاف بيشتر شود؛ ولي بعد از اين‌که امسال خطبه حضرت زهرا سلام‌الله‌عليها به ثبت رسيد و با تيراژ زياد چاپ و منتشر شد و مراجع عظام تقليد حفظهم‌الله آن‌را تاييد و امضا کردند، در مقابل آن سؤال، سؤال ديگري مطرح شد و آن اين‌که با وجود انتشار اين خطبه در سطح عموم آيا خودداري کردن از شرح و بيان آن توجيه معقولي دارد؟ اصولاً آن وحدتي که مطلوب است چگونه بايد تحقق پيدا کند؟ آيا بايد بسياري از حقايق مکتوم بماند و چه بسا بعد از گذشت زمانهايي مورد انکار قرار بگيرد؟ يا اين‌که مسائل علمي و تحقيقي، بايد دور از تعصبات و به انگيزه استفاده از معارف بيان شود. اين حقايق است که نقش اساسي را در حفظ اسلام و اهداف اسلام دارد و بايد در محافل علمي مورد تحقيق بي‌طرفانه قرار بگيرد تا زمينه‌اي فراهم شود براي اين‌که کساني که در اشتباه هستند از اشتباه خارج شوند. ادامه مطلب...

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

آن‌چه پيش رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت‌الله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 29/05/89 همزمان با شب دهم ماه مبارک رمضان 1431 قمري ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

شکر نعم الهي

نعمت‌هاي الهي وبندگان

وَ نَدَبَهُمْ لِاسْتِزَادَتِهَا بِالشُّكْرِ لِاتِّصَالِهَا، وَ اسْتَحْمَدَ إِلَى الْخَلَائِقِ بِإِجْزَالِهَا، وَ ثَنَّى بِالنَّدْبِ إِلَى أَمْثَالِهاَ.1
اين خطبه شريف آن‌قدر زيبا و در اوج فصاحت و بلاغت است که حتي متخصصين فن هم عاجزند از اين‌که دقايق نکاتي را که در اين عبارات رعايت شده بيان کنند. انسان وقتي اين خطبه شريف را مي‌خواند مي‌فهمد يک زيبايي خاصي دارد. بخش اول خطبه که حمد خداست خود به چهار بخش تقسيم مي‌شود و هر بخش با سه جمله بيان شده که از لحاظ سجع، نظم و وزن، ترکيب خاصي دارد؛ در بخش اول مي­فرمايند: الحمد لله على ما أنعم و له الشكر على ما ألهم و الثناء بما قدم؛ در بخش دوم مي‌فرمايد: من عموم نعم ابتدأها و سبوغ آلاء أسداها و تمام منن أولاها؛ و در بخش سوم مي‌فرمايند: جم عن الإحصاء عددها و نأى عن الجزاء أمدها و تفاوت عن الإدراك أبدها. اين جملات را در جلسات گذشته توضيح داديم. در بخش چهارم حضرت زهرا سلام الله عليها با سه جمله ديگر قسمت حمد را تمام مي‌کنند. اين سه جمله که باز با سجع و قافيه خاصي بيان مي‌شود در واقع رابطه نعمت‌هاي الهي را با بندگان بيان مي‌کند. در جمله‌هاي قبلي، کثرت، کيفيت و طولاني‌بودن مدت نعمت‌ها را بيان کردند که اينها ويژگي‌هاي خود نعمت‌هاست. در اين بخش رابطه نعمت‌ها با خلايق و تعاملي که بين متنعّمين با اين نعمت‌هاست مورد توجه قرار گرفته است. حضرت مي‌فرمايند: «وَ نَدَبَهُمْ لِاسْتِزَادَتِهَا بِالشُّكْرِ لِاتِّصَالِهَا، وَ اسْتَحْمَدَ إِلَى الْخَلَائِقِ بِإِجْزَالِهَا، وَ ثَنَّى بِالنَّدْبِ إِلَى أَمْثَالِهَا؛ با دادن اين نعمت‌هاي فراوان، انگيزه حمد را در مردم برانگيخت و گويا با عمل از آنها درخواست کرد که حمد خدا را به جا بياورند. علاوه بر اين‌ آنها را دعوت کرد به اين‌که امثال اين نعمت‌ها را از خدا بخواهند.» در اين سه جمله چند نکته را بيان مي‌فرمايند. نکته اول اين است که علاوه بر اين‌که خداوند نعمت‌هايي را ابتدائاً به بندگانش عطا کرده، مردم را به شکر نعمت‌هاي الهي دعوت کرده است تا بر نعمت‌هايشان افزوده شود. اين باب خود، نعمت عظيمي فوق نعمت‌هاست. خداوند با آن نعمت‌هايي که ابتدائا عطا کرده چيزي را فروگذار نکرده است؛ ولي علاوه بر اين راه ديگري براي بندگان باز کرده است تا بتوانند نعمت‌هاي خود را افزايش دهند. ادامه مطلب...

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

آن چه پيش‌رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت‌الله مصباح‌يزدي (دامت‌بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ18/03/90ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد

سرانجام جامعه‌اي که علي عليه‌السلام را رها کنند

در جلسه قبل قسمتي از فرمايشات حضرت زهرا سلام‌الله‌عليها را که در جمع زنان مهاجر و انصار ايراد فرموده بودند قرائت کرديم و در حدي که خداي متعال توفيق داد توضيحات مختصري عرض کرديم. از آن خطبه مبارک به اين فراز رسيديم که مي فرمايند: و ما الذي نقموا من أبي الحسن ‌عليه‌السلام نقموا و الله منه نكير سيفه و قلة مبالاته لحتفه و شدة وطأته و نكال وقعته و تنمره في ذات الله ...
در جلسات اخير به خطبه اي از فرمايشات حضرت زهرا سلام‌الله‌عليها پرداختيم که خطاب به زنان مهاجر و انصار که براي عيادت ايشان آمده بودند ايراد فرموده اند. در واقع اين خطبه حضرت را مي‌توان به سه بخش تقسيم کرد؛ در بخش اول، حضرت به توبيخ انصار و مهاجرين مي‌پردازند و آنها را بدان جهت که علي عليه السلام را رها کردند و خود را از سعادت محروم کردند سرزنش مي‌نمايند. در بخش دوم حضرت ميان اميرالمؤمنين عليه السلام و کساني که مردم آنها را انتخاب کرده بودند مقايسه مي‌کنند و مي‌فرمايند: اهل بيت عليهم السلام پيشگامان جامعه بشريت اند و آنها عقب‌ماندگان و دنباله‌رو‌ها هستند. چگونه پيشگامان را رها کرده، به سراغ دنباله‌روها رفتيد؟ در بخش سوم حضرت پيش‌بيني مي کنند که سرانجام اين جامعه چه خواهد شد. ادامه مطلب...

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

آن‌چه پيش رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت‌الله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 14/06/89 همزمان با شب بيست و ششم ماه مبارک رمضان 1431 قمري ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

نماز درهم‌شکننده تکبر

... وَ الصَّلَاةَ تَنْزِيهاً لَكُمْ عَنِ الْكِبْر؛
حضرت زهرا سلام‌الله‌عليها در بخش دوم اين خطبه شريف به اسرار تعدادي از عناوين برجسته‌اي که در قرآن مطرح شده اشاره مي‌فرمايند. در جلسه گذشته درباره عنوان اول که ايمان بود توضيح مختصري داديم. بعد از مسأله ايمان به نماز اشاره مي‌کنند و مي‌فرمايد: «وَ الصَّلَاةَ تَنْزِيهاً لَكُمْ عَنِ الْكِبْر؛ خدا نماز را براي پاک کردن شما از کبر و خودبزرگ‌بيني واجب کرده است.»
حکمت‌هايي که در اين کلام ذکر شده به معناي علت تامه براي تشريع نيست؛ لذا حکمت‌هايي که در نهج‌البلاغه براي اين عناوين ذکر شده، گاهي مشابه اين کلام و گاهي متفاوت با اين کلام است. قاعدتاً علت انتخاب يکي از اين حکمت‌ها و ذکر آن در اين‌جا يکي از دو چيز است؛ يا حکمت ذکر شده حکمت بسيار برجسته‌اي است و مهم‌ترين حکمت‌ها به شمار مي‌رود، و يا حکمتي است که متناسب با مقام بحث است.
نکته ديگر اين‌که حکمت‌هاي مشترک بين همه عبادات از قبيل تقرب به خدا، کسب رضايت الهي، تثبيت و تمرين بندگي و... هم معلوم‌اند و هم بلاغت اقتضا نمي‌کند که يکي يکي براي اين عناوين تکرار شود. ادامه مطلب...

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

آن چه پيش‌ رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت ‌الله مصباح ‌يزدي ( دامت ‌بركاته ) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريــــــــــــــــــــخ 28/02/90 ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

آيات خطبه فاطمه سلام‌الله‌عليها

مردمي بي­معرفت

در جلسات اخير به آخرين فراز خطبه مبارک حضرت زهرا سلام­الله­عليها رسيديم که منجر به گفت‌وگويي طولاني بين حضرت زهرا سلام­الله­عليها و به اصطلاح خليفه اول شد. حضرت در ضمن جواب‌هاي کوبنده خود به آيات قرآن استناد مي‌کردند. ابوبکر سرانجام گفت: «من با مشورت مردم بر کرسي خلافت نشسته­ام و مردم من را به اين پست مأمور کرده­اند و اگر در ملک فدک دخالت کردم با موافقت مردم بوده است. اين شما و اين مردم؛ هر چه مي‌گويند عمل کنيد!» حضرت پاسخ کوبنده‌اي به او دادند و بعد بار ديگر رو به مسلمانان کردند و فرمودند:
معاشر المسلمين المسرعة إلى قيل الباطل المغضية على الفعل القبيح الخاسر «أ فلا تتدبرون القرآن‌ ام على قلوب أقفالها»
1 كلا بل ران على قلوبكم ما أسأتم من أعمالكم فأخذ بسمعكم وأبصاركم ولبئس ما تأولتم وساء ما به أشرتم وشر ما منه اغتصبتم لتجدن والله محمله ثقيلا وغبه وبيلا إذا كشف لكم الغطاء وبان ما ورائه الضراء بدا لكم من ربكم ما لم تكونوا تحتسبون وخسر هنالك المبطلون؛ ‌اي توده‌هاي مردم مسلمان!‌ اي کساني که با سرعت به سراغ سخنان باطل مي‌رويد اما نسبت به کار زشت و زيان‌بار چشم‌پوشي و مسامحه مي‌کنيد! آيا در قرآن تدبر نمي‌کنيد يا بر دل‌هايتان قفل زده شده است؟! بلکه اعمال بد شما دل­هايتان را تيره کرده است. پس خدا چشم و گوشتان را گرفت و چه بد تفسيري براي آيات خدا کرديد و به چه رأي بدي اشاره کرديد! و چه بد عوضي است آن عوضي که از اين کارتان دريافت کرديد! به خدا قسم اين کار براي شما بسيار گران تمام خواهد شد. بار بسيار گراني است و عاقبت بسيار وخيمي در پي دارد. روزي که پرده از اعمال شما برداشته مي‌شود و آن‌چه وراء آن است آشکار مي‌شود، از طرف خدا بدبختي‌ها و گرفتاري‌هايي براي شما ظاهر خواهد شد که هيچ گمانش را هم نمي‌کرديد و در آن روز است که اهل باطل بسي زيان خواهند کرد.
روشن است که بعد از اين‌که به اصطلاح متصدي خلافت کار را به مردم واگذار کرد و گفت من به رأي آن­ها عمل کردم قاعدتا اگر مردم احساس مسئوليت مي­کردند بايد اظهار مخالفت مي­کردند به خصوص که حضرت بارها از آن­ها به خاطر ياري نکردن حق گله کردند. با همه اين­ها باز هم مردم سکوت کردند و چيزي نگفتند. از اين­رو حضرت زهرا سلام­الله­عليها مردم را مخاطب قرار دادند و به آن­ها اعتراض کردند که چه طور شما حرف باطل را مي‌پذيريد و نسبت به رفتار خلاف حق چشم‌پوشي و مسامحه مي‌کنيد؟! بدانيد که سرانجام تبعات اين عمل را خواهيد ديد و روزي پشيمان خواهيد شد که ديگر سودي نخواهد داشت. ادامه مطلب...

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

آن‌چه پيش رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت‌الله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 07/06/89 هم‌زمان با شب نوزدهم ماه مبارک رمضان 1431 قمري ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

فلسفه نبوت

فرا رسيدن ايام سوگواري مولي الموحدين اميرالمومنين صلوات‌الله‌عليه را به پيشگاه مقدس ولي‌عصر ارواحنافداه خاضعانه تسليت عرض مي‌کنيم. اميدواريم خداي متعال در دنيا و آخرت دست ما را از دامان ولايتش کوتاه نفرمايد.

تقديرات علمي و تقديرات عيني

... وَ اصْطَفَاهُ قَبْلَ أَنِ ابْتَعَثَهُ، إِذِ الْخَلَائِقُ بِالْغَيْبِ مَكْنُونَةٌ، وَ بِسَتْرِ الْأَهَاوِيلِ مَصُونَةٌ، وَ بِنِهَايَةِ الْعَدَمِ مَقْرُونَةٌ، عِلْماً مِنَ اللَّهِ تَعَالَى بِمَآيِلِ الْأُمُورِ، وَ إِحَاطَةً بِحَوَادِثِ الدُّهُورِ، وَ مَعْرِفَةً بِمَوَاقِعِ الْمَقْدُورِ، ابْتَعَثَهُ اللَّهُ تَعَالَى إِتْمَاماً لِأَمْرِهِ، وَ عَزِيمَةً عَلَى إِمْضَاءِ حُكْمِهِ، وَ إِنْفَاذاً لِمَقَادِيرِ حَتْمِهِ؛
ترجمه تحت اللفظي اين چند جمله اين است خداي متعال پيغمبر اکرم را برگزيد پيش از آن‌که او را مبعوث به رسالت کند، در آن هنگام که خلايق در غيب عالم پوشيده بودند و پرده‌هاي حيرت‌انگيز آن‌ها را در برگرفته بود و مقرون به نهايت عدم بودند؛ چون خداوند سرانجام کارها را مي‌دانست و بر حوادث روزگار احاطه داشت و به جايگاه مقدرات آگاه بود، در اين عالم او را مبعوث کرد؛ به خاطر اين‌که کارش را به پايان برساند، و به خاطر اين‌که تصميم داشت حکمش را اجرا کند، و براي اين‌که آن مقدرات حتمي را نافذ و اجرا کند. ادامه مطلب...

http://www.akhlagh.net/akhlagh/datasite90/images/audio.gifhttp://www.akhlagh.net/akhlagh/datasite90/images/audio.gif

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

آن چه پيش‌ رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت‌ الله مصباح ‌يزدي ( دامت ‌بركاته ) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريــــــــــــــــخ 27/05/90 ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

طرح مسأله

وَتَحَرَّزْ مِنْ إِبْلِيسَ بِالْخَوْفِ الصَّادِقِ وَإِيَّاكَ وَالرَّجَاءَ الْكَاذِبَ فَإِنَّهُ يُوقِعُكَ فِي الْخَوْفِ الصَّادِقِ
از مفاهيمي كه در تعاليم انبياء به خصوص قرآن كريم و به دنبال آن در روايات اهل‌بيت صلوات‌الله‌عليهم‌اجمعين روي آن‌ها تأكيد شده و مطالب زيادي در اطراف آن‌ها بيان شده است مفهوم «خوف» و مقابل آن «رجاء» است. نظير بحثي كه درباره حزن داشتيم در خوف هم وجود دارد. گفتيم: امروزه در فرهنگ جهاني، حزن امري بي‌ارزش است و جايگاهي در ارزش‌هاي انساني ندارد و روان‌شناسان سعي مي‌كنند انسان را از غم و اندوه بركنار دارند. نظير اين سخن در خوف هم وجود دارد. من تابلويي ديدم که روي آن از قول اميرالمؤمنين عليه‌السلام نوشته شده بود: «بزرگ‌ترين گناه ترس است!» من نمي‌دانم منبع اين حديث كجاست، اما معروف است كه در بحث‌هاي روان‌شناختي از ترس مذمت مي‌شود. در علوم تربيتي هم تأكيد مي‌كنند كه کودک را به گونه‌اي تربيت کنيد كه از هيچ‌چيز نترسد. اين سخن في‌الجمله مي‌تواند مطلب صحيحي باشد؛ اما ابهام دارد. در مقابل مي‌بينيم از موضوع خوف و خشيت و معادل‌هاي آن‌ها در قرآن به عنوان ارزشي مثبت ياد شده و بر آنها تأكيد شده است. غير از آياتي كه واژه خوف صريحا در آن‌ها ذكر شده تقريباً هر جا كلمه تقوا و مشتقات آن ذكر شده، مفهوم خوف هم در آن مندرج است. چون تقوا اين است كه انسان خود را از خطري حفظ كند. «وقاية» يعني خود را نگه‌داشتن؛ نگه داشتن از خطر يا ضرر. وقتي انسان خود را از چيزي نگه مي‌دارد كه از ضرر آن بترسد و لذا گاهي كلمه تقوا متعدي به روز قيامت شده است (وَاتَّقُواْ يَوْمًا تُرْجَعُونَ فِيهِ إِلَى اللّهِ)1 همان‌طور که خوف هم در آيه‌اي به همين صورت به کار رفته است (يَخَافُونَ يَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ).2 به هر حال جاي هيچ شكي نيست كه در تعاليم اسلامي، خوف و خشيت و مشابه‌هاي آن‌ها، جايگاه خاصي دارند. اکنون اين سؤال مطرح مي‌شود كه: آيا مفاهيم قرآن با مفاهيم علمي روان‌شناسي تضاد دارند؟ روان‌شناسان مي‌گويند: انسان بايد سعي كند از هيچ چيز نترسد. اما در آيات و روايات بسيار تأكيد شده كه از خدا، از روز قيامت و از عذاب خدا بترسيد. چگونه اين دو جمع مي‌شوند؟

ادامه مطلب...

بسم الله الرّحمن الرّحيم

تفرقه، ابزار دست فتنه جويان

آن چه پيش رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت الله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 5/03/89 ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

اختلاف بيانداز و حکومت کن
در جلسات قبل به برخي از روش‌هاي دشمن در جنگ نرم اشاره کرديم. يکي ديگر از روش‌هاي فتنه جويان که سابقه بسيار طولاني در تاريخ دارد، سوء استفاده از زمينه‌هاي اختلاف در بين مردم و دامن زدن به اختلافات است؛ حتّي اگر اختلافي نباشد، اختلاف ايجاد مي‌کنند تا از اين طريق قدرت مقابله مردم با آن‌ها تضعيف شود. با پراکنده شدن نيروهاي فکري، عاطفي، علمي و ساير نيروهايي که يک جامعه در اختيار دارد، زمينه تسلّط دشمن فراهم مي‌شود. اما اگر همه نيروهاي جامعه در يک جهت متمرکز شد، تسلّط بر چنين نيروي متمرکزي بسيار دشوار مي‌شود. خوبي اتّحاد و اتّفاق، و بدي اختلاف و پراکندگي مسئله‌اي نيست که احتياج به اثبات داشته باشد؛ بلکه همه آنرا مي‌دانند و قبول دارند. موضع قرآن هم روشن است؛ مي‌فرمايد: «إِنَّ الَّذينَ فَرَّقُوا دينَهُمْ وَ كانُوا شِيعاً لَسْتَ مِنْهُمْ في‏ شَيْ‏ء ...»1 و هم چنين موارد ديگري وجود دارد که به اختلافات مردم اشاره و آن‌ها را نکوهش مي‌کند و آن را موجب سقوطشان معرفي مي‌نمايد. اصولاً در منابع اسلامي اين مسائل خيلي روشن است و احتياج به توضيح ندارد. آنچه مهم است اين است که بفهميم اختلاف چگونه به وجود مي‌آيد و چگونه دشمنان از اين اختلاف استفاده مي‌کنند، تا در درجه اول از به وجود آمدن اختلاف پيشگيري کنيم و در درجه بعد، اگر اختلاف پيش آمد، راه رفع آن را بدانيم. اين‌ها مسائلي است که اهميت دارد.

اختلاف سليقه، امري اجتناب ناپذير

آيا امکان دارد در جامعه اصلاً اختلاف وجود نداشته باشد؟ در اين‌جا منظور از اختلاف، اختلاف در افکار و رفتار است، و الّا اختلاف در شکل و قيافه و ... لازمه خلقت است. مقصود اين است که آيا امکان دارد در يک جامعه همه‌ي مردم يکسان فکر کنند و همه‌ي افراد يک نوع سليقه و رفتار داشته باشند؟ چنين چيزي شايد عادتاً محال باشد و نمونه آن را ما در هيچ زمان و مکاني سراغ نداريم. تجربه هم به طور واضح اين را نشان مي‌دهد. از بين بردن اصل اين‌گونه اختلافات، گرچه عقلاً محال نيست، ولي عادتاً امکان ندارد؛ به فرض هم که امکان داشت، شايد مطلوب نبود. اگر همه يکسان فکر مي‌کردند، و همه تمايل داشتند که يک نوع کار انجام دهند؛ در اين صورت کارهاي مختلف در جامعه انجام نمي‌شد. رشد فرهنگ جامعه و تمدن بشري، در سايه فعاليت‌ها‌ي گوناگوني است که با هم انجام مي‌گيرد. اين فعاليت‌هاي گوناگون در هم تأثير و تأثر مي‌گذارند و موجب رشد فکري، صنعتي، رفاهي، اقتصادي و علمي براي بشر مي‌شوند. پس ريشه‌کن کردن چنين اختلافاتي مطلوب نيست. ادامه مطلب...

بسم الله الرّحمن الرّحيم

مقابله با فتنه

آن چه پيش رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت الله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ  26/12/88 ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

لزوم آمادگي براي مقابله با فتنه­ها
بحث ما پيرامون موضوع فتنه بود. در جلسه اخير اين سؤال را مطرح کرديم که با تصديق به اين­که در آخرالزّمان فتنه­هائي واقع خواهد شد، تکليف ما در قبال آن­ها چه خواهد بود؟ اگر کسي تصوّر کند که چون اين­ها قضاي الهي است، حتماً واقع خواهند شد و ما وظيفه­اي نداريم، مثل دانش­آموزي است که فکر کند شب امتحان تکليفي ندارد. پيداست که نتيجه چنين امتحاني چه خواهد شد. هر کسي شب امتحان بيشتر از زمانهاي ديگر احساس مسئوليت مي­کند، و سعي مي­کند از وقت خود بهتر استفاده کند تا در امتحان موفق شود و به هدفش نائل شود. اگر کسي بداند دزد وارد خانه­اش شده يا دشمن به پشت دروازه­هاي شهرش رسيده و بگويد: «دشمن آمده و ديگر چاره­اي نيست، بايد تسليم شويم»! مسلماً سخن بسيار جاهلانه­اي بر زبان رانده است. اگر کسي بخواهد با اين توجيهات، تنبلي خود را توجيه کند، نه عقل و نه شرع چنين چيزي را نمي­پسندد؛ به عکس، آنچه از روايات ائمه اطهار ـ عليهم السلام ـ فهميده مي­شود و همچنين تاحدودي عقل آنرا درک مي­کند، اين است که نه تنها ما در مقابل فتنه­ها بي‌تکليف نيستيم، بلکه تکليفي مضاعف داريم. ادامه مطلب...

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

آن چه پيش رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت‌الله مصباح‌يزدي (دامت‌بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 14/07/89 ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

امر به معروف، مصلحتي فراگير

وَ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ مَصْلَحَةً لِلْعَامَّة؛1

در بحث از خطبه حضرت زهرا سلام‌الله‌عليها به اين عبارت رسيديم که حضرت مي‌فرمايند: «وَ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ مَصْلَحَةً لِلْعَامَّة؛ خداي متعال امر به معروف را به خاطر صلاح عموم مردم واجب کرد.» ما قبلاً درباره اين موضوع چند جلسه‌اي صحبت کرده‌ايم و مباحث آن جلسات تحت عنوان «بزرگ‌ترين فريضه» چاپ شده است. لذا در اين‌جا در حد اقتضاء اين عبارت چند جمله‌اي عرض مي‌کنم. ادامه مطلب...

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

آن چه پيش رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت‌ الله مصباح‌ يزدي (دامت‌بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 07/07/89 ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

صبر، راز رسيدن به پاداش

وَ الصَّبْرَ مَعُونَةً عَلَى اسْتِيجَابِ الْأَجْرِ،

با توفيق خداي متعال مقداري از خطبه مبارک حضرت زهرا سلام‌الله‌عليها را قرائت کرديم و در حدي که ميسر بود توضيحات مختصري عرض کرديم. به اين‌جا رسيديم که حضرت در ضمن اشاره‌اي به مهم‌ترين مباحث معارف اسلامي و نظام ارزشي اسلام، و اشاره به حکمت تشريع آن‌ها مي‌فرمايند: وَ الصَّبْرَ مَعُونَةً عَلَى اسْتِيجَابِ الْأَجْرِ.

صبر، کليد واژه‌اي در معارف

واژه‌هايي که در قرآن و روايات زياد تکرار و روي آن تأکيد مي‌شود نسبتاً محدودند. يکي از آن‌ها واژه «صبر» است که از واژه‌هاي کليدي در معارف اسلامي است. خداي متعال هم مکرر به پيغمبر اکرم نسبت به صبر تأکيد مي‌کند و مي‌فرمايد: فاصْبِرْ كَمَا صَبَرَ أُوْلُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ،1 فَاصْبِرْ ...،2و هم در موارد زيادي به عموم مردم با بيانات مختلف سفارش به صبر مي‌کند. در سوره عصر مي‌فرمايد: وَالْعَصْرِ * إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ * إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ. در اين سوره، چهار واژه، واژه کليدي است؛ ايمان، عمل صالح، حق و صبر. روشن است که صبر موضوع مهمي است که در کنار حق، ايمان و عمل صالح ذکر مي‌شود. ادامه مطلب...

http://www.akhlagh.net/akhlagh/datasite90/images/audio.gifhttp://www.akhlagh.net/akhlagh/datasite90/images/audio.gif

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

آن چه پيش‌رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت ‌الله مصباح‌ يزدي ( دامت ‌بركاته ) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريــــــــــــــــخ 13/05/90 ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
نصايح امام باقر عليه­السلام به جابر

يَا جَابِرُ أُوصِيكَ بِخَمْسٍ إِنْ ظُلِمْتَ فَلَا تَظْلِمْ وَ إِنْ خَانُوكَ فَلَا تَخُنْ وَ إِنْ كُذِّبْتَ فَلَا تَغْضَبْ وَ إِنْ مُدِحْتَ فَلَا تَفْرَحْ وَ إِنْ ذُمِمْتَ فَلَا تَجْزَعْ يا فَلَا تَحزن؛1
حديثي از امام باقر صلوات‌الله‌عليه را خطاب به جابر بن ‌يزيد جعفي که از اصحاب سرّ امام عليه‌السلام بود مرور مي‌کرديم. ابتدا امام مي‌فرمايند: «اگر به تو ظلم شد تو به کسي ظلم نکن.» نکته‌اي که در اين نصيحت نهفته اين است که گاهي علاوه بر انگيزه‌هاي عادي که براي تجاوز به حقوق ديگران در انسان‌ها پيدا مي‌شود شرايطي استثنايي پيش مي‌آيد که انگيزه ظلم را تقويت مي‌کند و آن وقتي است که انسان مورد ظلم قرار مي‌گيرد. آن وقت به صورت‌هاي مختلف درصدد برمي‌آيد که به ديگران ظلم کند. حضرت به جابر تذکر مي‌دهند که مراقب باش در چنين مواردي ظلم نکني.

ادامه مطلب...

بسم الله الرّحمن الرّحيم

انواع فتنه

آن چه پيش رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت الله مصباح يزدي - دامت بركاته- در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 28/11/88 ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

در چند جلسه گذشته بحث امتحان و فتنه را مطرح کرديم و بخشي از آيات و و رواياتي که در اين زمينه بود، به اندازه‌اي که خداوند متعال توفيق داد، را تلاوت کرديم.

توحيد افعالي در فتنه‌ها
گاهي به امتحان، فتنه و الفاظي مشابه آن، گفته می‌شود. امّا آن‌طور که از بررسی‌هاي لغت‌شناسانه برمی‌آيد، در اصل ريشه فتنه، به يک معنا، معناي سختي، آشفتگي، گرفتاري و امثال اين‌ها نهفته است؛ ولي ويژگی‌هائي که در واژه فتنه ملحوظ است و غالباً به ذهن متبادر می‌شود، در امتحان، اختبار و ابتلا، اين اندازه ملحوظ نيست. اين طور الفاظ که کمابيش با هم مشابهت‌هائي دارند، و در مقام استعمال برخي از آنها امتيازاتي دارند، را معمولاً با مسامحه، مترادف می‌گويند.
به هر حال خداي متعال اموري را براي انسان پيش می‌آورد که انسان بر سر دو راهي قرار گيرد و مجبور باشد يکي را انتخاب کند. اين امور گاهي مستقيماً به خدا نسبت داده می‌شود، و گفته می‌شود: خدا اين امور را وسيله امتحان قرار داده‌ است، يا خدا خودش می‌گويد: ما اين‌ها را فتنه قرار داديم. مثلاً در مورد ناقه ثمود، خداي متعال می‌فرمايد: «إِنَّا مُرْسِلُوا النَّاقَةِ فِتْنَةً ...»1. وقتي آن‌ها درخواست کردند که ناقه از کوه بيرون بيايد، خداي متعال فرمود: ما اين کار را انجام می‌دهيم و اين ناقه را بيرون می‌آوريم؛ ولي اين يک فتنه است؛ يعني وسيله آزمايشي است، که آيا ايمان می‌آوريد يا لج‌بازي می‌کنيد و عناد می‌ورزيد. به هر حال در برخي موارد به طور صريح، خداوند می‌فرمايد: اين کار ماست و من اين‌ها را فتنه قرار دادم. ادامه مطلب...

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

آن‌چه پيش رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت‌الله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 13/06/89 همزمان با شب بيست و پنجم ماه مبارک رمضان 1431 قمري ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

اصالت ايمان

فهرستي از اسرار کلي قرآن

... فَجَعَلَ اللَّهُ الْإِيمَانَ تَطْهِيراً لَكُمْ مِنَ الشِّرْكِ؛
در بخش دوم اين خطبه حضرت زهرا سلام‌الله‌عليها به مسئوليت سنگيني‌ اشاره فرمودند که هم مسلمانان در آن زمان بر عهده داشتند و هم نسل‌هاي آينده بر عهده خواهند داشت و آن حفظ ارزش‌هاي اسلامي در جامعه اسلامي و رساندن پيام اسلام به خارج از مرزهاي دارالاسلام است. سپس فرمودند: «آنچه انجام اين وظيفه را ممکن مي‌کند تمسک به قرآن کريم است که خدا در آن، آنچه براي سعادت دنيا و آخرت شما لازم است بيان فرموده است.» ونهايتاً در اين بخش حضرت بيست عنوان از مهم‌ترين آموزه‌هاي قرآن را بيان مي‌فرمايند که با ايمان (جعل الله الإيمان تطهيرا لكم من الشرك) شروع و با حرمتِ شرک (و حرم الشرك إخلاصا له بالربوبية) ختم مي‌شود. آغاز و انجام اين فهرست خود نشانه مطلب بسيار مهمي است و آن اين‌که روح اسلام در واقع پرستش خداي يگانه و اجتناب از هر گونه شرک است و عناوين ديگري که بين اين دو عنوان ذکر شده در واقع اسباب و ابزارهايي براي تحقق اين هدف‌اند. از اين‌جا بايد نتيجه گرفت که بدون ايمان انسان به سعادت نمي‌رسد. ادامه مطلب...

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

آن چه پيش رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت ‌الله مصباح‌يزدي (دامت ‌بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 19/08/89 ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

پاي‌بندي به تعهد، نردبان تکامل

وَ الْوَفَاءَ بِالنَّذْرِ تَعْرِيضاً لِلْمَغْفِرَةِ، وَ تَوْفِيَةَ الْمَكَايِيلِ وَ الْمَوَازِينِ تَغْيِيراً لِلْبَخْس؛1
در توضيح فرازهاي خطبه شريف فدکيه به اين جا رسيديم که حضرت زهرا سلام‌الله‌عليها مي‌فرمايند: وَ الْوَفَاءَ بِالنَّذْرِ تَعْرِيضاً لِلْمَغْفِرَةِ، وَ تَوْفِيَةَ الْمَكَايِيلِ وَ الْمَوَازِينِ تَغْيِيراً لِلْبَخْس. حضرت زهرا سلام‌الله‌عليها در اين قسمت از خطبه به لزوم وفاي به نذر و هم‌چنين به درست‌فروشي در مقابل کم‌فروشي اشاره کرده و به بيان حکمت تشريع اين دو حکم مي‌پردازند. براي توضيح اين دو جمله مقدمه کوتاهي را عرض مي‌کنم.

ضرورت زندگي اجتماعي

علت ارتباط آگاهانه دو موجود باشعور، کسب منعفت، تحقق مصلحت و دست‌يابي به کمالي براي هر دو يا دست‌کم براي يکي از آن دو است. نمونه بارز آن، ارتباطات اجتماعي بين انسان‌هاست که در سايه آن، زندگي مدني و اجتماعي شکل مي‌گيرد. در سايه زندگي اجتماعي، هزاران نوع برکت مادي و معنوي عايد انسان‌ها مي‌شود که اگر اين زندگي اجتماعي نبود و بنا بود انسان‌ها به صورت فردي زندگي کنند هيچ يک از اين منافع و مصالح تحقق پيدا نمي‌کرد. براي درک اين منافع، هر کسي کافي است مروري اجمالي بر زندگي خود داشته باشد. انسان از اولين تا آخرين لحظات زندگي دائماً در حال استفاده از ديگران است؛ يا از ديگران چيزي ياد مي‌گيرد يا بيمار مي‌شود و به پزشک مراجعه مي‌کند يا لوازم مورد نياز زندگي را با ديگران تبادل مي‌کند يا ... . هم‌چنين از اين زندگي منافع معنوي زيادي را کسب مي‌کند؛ اگر انسان زندگي اجتماعي نداشت دين و احکام خدا را ياد نمي‌گرفت و به دنبال آن ترقي معنوي پيدا نمي‌کرد و آخرتش هم تباه مي‌شد. پس در واقع اين زندگي اجتماعي است که براي انسان هم خيرات دنيا را فراهم مي‌کند و هم خيرات آخرت را. پس انسان ناچار است که با انسان‌هاي ديگر ارتباط داشته باشد. ادامه مطلب...

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

آن چه پيش‌رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت‌الله مصباح ‌يزدي ( دامت ‌بركاته ) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريـــــــــــــــــخ 06/11/89 ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

فتنه سقيفه از زبان فاطمه (سلام الله عليها)

مقدمه

بر اساس آموزه‌اي که قرآن کريم به ما تعليم مي‌دهد و سيره پيغمبر اکرم و ائمه اطهارصلوات الله عليهم اجمعين بر آن جاري بوده است يکي از راه‌هاي کسب بصيرت، تأمل در داستان گذشتگان است. سرّ اين‌که قرآن کريم به ذکر داستان انبيا و اقوام گذشته اهتمام دارد همين است. از اين‌رو غالباً در ذيل داستان‌ها مي‌فرمايد: «إِنَّ فِي ذَلِكَ لَعِبْرَةً لأُوْلِي الأَبْصَارِ»1، «فاعْتَبِرُوا يَا أُولِي الْأَبْصَارِ»2 و ... . همان‌طور که تاريخ اقوام گذشته براي آيندگان عبرت‌آموز است بايد تاريخ گذشته مسلمانان هم براي مسلمانان آينده به طور خاص مايه عبرت باشد؛ بلکه انسان بايد از گذشته خودش هم عبرت بگيرد. به ما دستور داده شده که هر روز اعمالتان را محاسبه کنيد؛ «لَيْسَ مِنَّا مَنْ لَمْ يُحَاسِبْ نَفْسَهُ فِي كُلِّ يَوْم؛3 کسي که هر روز خود را مورد محاسبه قرار ندهد از ما نيست.» اين دستور براي اين است که انسان ببيند روزي که گذشت چه کار‌هايي انجام داده، کدام درست و کدام اشتباه بوده است و سعي کند اشتباهاتش را تکرار نکند. اين عمل همان عبرت گرفتن از گذشته خود است. از مهم‌ترين حوادثي که در تاريخ صدر اسلام اتفاق افتاد و براي ما مايه عبرت است داستاني است که بعد از رحلت پيغمبر اکرمصلي الله عليه وآله اتفاق افتاد؛ اتفاقي سرنوشت‌ساز که در مسير آينده مسلمانان نقشي بسيار اساسي داشت. از اين‌رو ضرورت دارد که انسان با دقت در اين باره بيانديشد که اين حادثه چگونه اتفاق افتاد و کجاي آن اشتباه بود و سعي کند آن اشتباه را تکرار نکند. ادامه مطلب...

http://www.akhlagh.net/akhlagh/datasite90/images/audio.gifhttp://www.akhlagh.net/akhlagh/datasite90/images/audio.gif

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

آن چه پيش‌ رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت ‌الله مصباح ‌يزدي ( دامت ‌بركاته ) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريــــــــــــــــخ 15/05/90 ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
از سرزنش ديگران محزون نشو!
در شب‌هاي گذشته روايتي از امام باقر عليه‌السلام را از تحف‌العقول نقل کرديم که به جابر فرمودند: «من تو را به پنج چيز سفارش مي‌کنم؛ إِنْ ظُلِمْتَ فَلَا تَظْلِمْ وَ إِنْ خَانُوكَ فَلَا تَخُنْ وَ إِنْ كُذِّبْتَ فَلَا تَغْضَبْ وَ إِنْ مُدِحْتَ فَلَا تَفْرَحْ؛»1 اين چهار جمله را در شب‌هاي گذشته تا حدي که خداي متعال توفيق داد توضيح داديم. اما نصحيت پنجم حضرت اين است که مي‌فرمايند: وَ إِنْ ذُمِمْتَ فَلَا تَجْزَعْ. اين جمله پنجم را خود حضرت مقداري توضيح مي‌دهند. مي‌فرمايند: وَ إِنْ ذُمِمْتَ فَلَا تَجْزَعْ وَ فَكِّرْ فِيمَا قِيلَ فِيكَ فَإِنْ عَرَفْتَ مِنْ نَفْسِكَ مَا قِيلَ فِيكَ فَسُقُوطُكَ مِنْ عَيْنِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ عِنْدَ غَضَبِكَ مِنَ الْحَقِّ أَعْظَمُ عَلَيْكَ مُصِيبَةً مِمَّا خِفْتَ مِنْ سُقُوطِكَ مِنْ أَعْيُنِ النَّاسِ وَ إِنْ كُنْتَ عَلَى خِلَافِ مَا قِيلَ فِيكَ فَثَوَابٌ اكْتَسَبْتَهُ مِنْ غَيْرِ أَنْ يَتْعَبَ بَدَنُكَ؛ اگر کسي درباره تو بدگويي کرد بي‌تابي نکن! بنشين فکر کن که آيا اين حرف‌ها واقعيت دارد يا دروغ است. اگر ديدي واقعيت دارد نبايد ناراحت شوي. اگر ناراحت شوي در واقع از مطلب حقي ناراحت شده‌اي و اين ناراحتي، تو را از نظر خدا مي‌اندازد. انساني که از حق ناراحت مي‌شود پيش خدا ارزشي ندارد. اما اگر آن‌چه درباره تو گفتند واقعيت ندارد بدان که در مقابل آن مذمت، ثوابي رايگان در نامه عمل تو مي‌نويسند. پس باز هم جاي ناراحتي ندارد.

ادامه مطلب...

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

آن چه پيش ‌رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت‌ الله مصباح‌ يزدي ( دامت ‌بركاته ) در دفتر مقام معظم  رهبري است كه در تاريخ 08/10/89 ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

فاطمه سلام‌الله‌عليها از خدمات رسول خدا مي‌گويد

يَكْسِرُ الْأَصْنَامَ، وَ يَنْكُثُ الْهَامَ، حَتَّى انْهَزَمَ الْجَمْعُ وَ وَلَّوُا الدُّبُرَ، حَتَّى تَفَرَّى اللَّيْلُ عَنْ صُبْحِهِ، وَ أَسْفَرَ الْحَقُّ عَنْ مَحْضِهِ، وَ نَطَقَ زَعِيمُ الدِّينِ، وَ خَرِسَتْ شَقَاشِقُ الشَّيَاطِينِ، وَ طَاحَ وَشِيظُ النِّفَاقِ، وَ انْحَلَّتْ عُقَدُ الْكُفْرِ وَ الشِّقَاقِ، وَ فُهْتُمْ بِكَلِمَةِ الْإِخْلَاصِ فِي نَفَرٍ مِنَ الْبِيضِ الْخِمَاصِ، وَ كُنْتُمْ عَلى‏ شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ، مُذْقَةَ الشَّارِبِ، وَ نُهْزَةَ الطَّامِعِ، وَ قَبْسَةَ الْعَجْلَانِ، وَ مَوْطِئَ الْأَقْدَامِ، تَشْرَبُونَ الطَّرْقَ، وَ تَقْتَاتُونَ الْقد، أَذِلَّةً خَاسِئِينَ، تَخافُونَ أَنْ يَتَخَطَّفَكُمُ النَّاسُ مِنْ حَوْلِكُم‏؛
در توضيح خطبه مبارک حضرت زهرا سلام‌الله‌عليها به اين بخش رسيديم که حضرت مردم حاضر در مسجد را مورد خطاب قرار مي‌دهند و خود را معرفي مي‌کنند. از قرائن معلوم مي‌شود قبلا به مردم اعلام شده بود که قرار است ايشان به مسجد تشريف بياورند و صحبت کنند. مردم جمع بودند و منتظر. خانم‌ها هم در پشت پرده در کنار حضرت بودند. حضرت خطاب به حضار شروع به خطبه کردند: أيها الناس اعلموا أني فاطمة و أبي محمد ... . در چينش بخش‌هاي اين خطبه نکته‌هاي روان‌شناختي بسيار دقيقي رعايت شده است و کساني که با اين مسائل آشنا هستند رموز اين بيانات و راز اين ترتيب را بهتر مي‌توانند درک کنند. ادامه مطلب...

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

آن چه پيش‌رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت ‌الله مصباح‌ يزدي (دامت‌ بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 10/09/89 ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

اطاعت از الله، ريسمان نجات

فَاتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ وَ لا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ، وَ أَطِيعُوا اللَّهَ فِيمَا أَمَرَكُمْ بِهِ وَ نَهَاكُمْ عَنْهُ وَابتغُوا العِلمَ وَ تَمَسَّکُوا بِه فَإِنَّهُ إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ.
موضوع بحث ما خطبه فدکيه بود که اين خطبه به چند بخشِ نسبتاً متمايز تقسيم مي‌شود. يک بخش از آن به حمد و ستايش خداي متعال و ذکر پيامبر اکرم صلي‌الله‌عليه‌وآله‌ اختصاص دارد. در بخش دوم حضرت حاضرين را مخاطب قرار داده و ابتدا موقعيت اصحاب پيغمبر و مسئوليت عظيمي که بر عهده آنان است را گوش‌زد مي‌فرمايند و به دنبال آن، سرفصل‌هايي از مهم‌ترين دستورات اسلام را يادآور مي‌شوند. در ضمن به حکمت تشريع آن‌ها هم اشاره‌اي مي‌فرمايند. ادامه مطلب...

بسم الله الرّحمن الرّحيم

فتنه گران و وحدت

آن چه پيش رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت الله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 12/03/89 ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

ايجاد اختلاف در دين، شرک است

در جلسات گذشته مباحثي پيرامون موضوع فتنه عرض کرديم و در چند جلسه اخير به بررسي روش‌هاي فتنه جويان براي رسيدن به اهدافشان، پرداختيم. عرض شد: يکي از اين روش‌ها که از دير باز همه شياطين از آن استفاده مي‌کرده‌اند، ايجاد اختلاف و تفرقه است. طبعاً در مقابل اين روش، بايد به ضدّ آن متوسل شد؛ يعني بايد سعي کنيم که بين مسلمين وحدت و اتّفاق ايجاد کنيم و از عواملي که موجب اختلاف و دشمني مي‌شود، پرهيز کنيم. اين نکته‌اي است که در قرآن کريم به صورت‌هاي مختلف مورد تأکيد قرار گرفته است. در چندين آيه کساني که در دين، اختلاف ايجاد مي‌کنند، به صورت بسيار تندي مذمّت شده‌اند؛ حتّي در آيه 31 و 32 از سوره‌ي روم مي‌فرمايد: «... وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ * مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ ...»؛ در اين آيه در وصف مشرکين مي‌فرمايد: اينان کساني هستند که در دين تفرقه ايجاد کردند. اينکه چطور به کسي که تفرقه ايجاد مي‌کند، اطلاق مشرک مي‌شود، نياز به توضيح دارد. مجال بحث تفصيلي در اين مورد نيست؛ اجمالاً بايد گفت: شرک در اين‌جا، شرک در خالقيت نيست؛ بلکه منظور شرک در ربوبيت تشريعي يعني شرک در قانون‌گذاري است. اگر در مقابل قانون خدا، قانوني وضع شود، اين عمل شرک در ربوبيت تشريعي است. کار کساني که در دين اختلاف ايجاد مي‌کنند اين است که اموري را مطرح مي‌کنند که غير از ديني است که خدا نازل کرده است؛ بدعت‌هايي را مطرح و اموري را از دين حذف مي‌کنند و اين شرک در تشريع است. ادامه مطلب...

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

آن چه پيش‌ رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت ‌الله مصباح ‌يزدي ( دامت ‌بركاته ) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 07/02/90 ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

واپسين احتجاج

راحت‌طلبي امت عامل غربت حق

در جلسه گذشته گفتيم که: حضرت زهرا سلام‌الله‌عليها رو به انصار مي‌کنند و ابتدا کارهاي خوب آن‌ها و سابقه درخشاني که در اسلام داشتند را يادآور مي‌شوند و مي‌فرمايند: «شما بوديد که اسلام را ياري کرديد، با دشمنان اسلام جنگيديد و آوارگان را پناه داديد.» بعد از آن با زبان ملامت مي‌فرمايند: شما با داشتن چنين سوابق درخشاني چه شد که اکنون دست از ياري ما کشيديد و ما را رها کرديد؟ چه شد که عهد و پيماني که بسته بوديد فراموش کرديد؟ حضرت زهرا سلام‌الله‌عليها پس از اين فرازها مي‌فرمايند: ألا وقد أرى أن قد أخلدتم إلى الخفض؛ مي‌بينم که شما به تن‌آسايي رو آورده‌ايد. وأبعدتم من هو أحق بالبسط والقبض؛ و آن کسي که سزاوار اصلاح امور بود يعني اميرالمؤمنين سلام‌الله‌عليه را دور کرديد. وخلوتم بالدعة؛ و راحت‌طلبي را پيشه خود ساخته‌ايد. ونجوتم من الضيق بالسعة؛ و براي رهايي از تنگناها و خستگي‌ها به بي‌خيالي و راحت‌طلبي پناه برده‌ايد. فمججتم ما وعيتم؛ پس آن‌چه را فروبرده بوديد برگردانديد. گويا چيزي را که خورده بوديد استفراغ کرديد. ودسعتم الذي تسوغتم؛ و آن شربت گوارايي را که آشاميده بوديد برگردانديد. بعد آيه هشتم از سوره ابراهيم را اقتباس و استشهاد مي‌کنند و مي‌فرمايند: فـ «إِنْ تَكْفُرُوا أَنْتُمْ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً فَإِنَّ اللَّهَ لَغَنِيٌّ حَمِيد». حضرت در خلال کلماتشان هشدارهاي کوبنده‌اي مي‌دهند و آياتي که به کفار و مشرکين مربوط است را شاهد مي‌آورند و با اين کار مي‌خواهند به اين نکته اشاره کنند که سرانجام کار شما با اين رفتاري که در پيش گرفته‌ايد به کفر و شرک مي‌انجامد و بدانيد که اگر شما و همه مردم روي زمين کافر شويد خدا از شما بي‌نياز است و بر دامن کبريايش گردي ننشيند. گمان نکنيد با اين کارتان به خدا و اولياي او ضرر مي‌زنيد؛ بلکه ضرر آن به خودتان مي‌رسد. ادامه مطلب...

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

آن‌چه پيش رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت‌الله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 26/05/89 همزمان با شب هفتم ماه مبارک رمضان 1431 قمري ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

تفاوت‌هاي حمد، شکر و ثنا

براي صحبت پيرامون خطبه شريف زهرا سلام‌الله‌عليها روشي را انتخاب مي‌کنيم که نه آن‌قدر طولاني شود که زمان زيادي را بگيرد و نه خيلي به اجمال بگذريم و حق مطلب ادا نشود. از خدا مي‌خواهيم توفيق دهد که اين خطبه شريف را با روش معتدل و ميانه‌اي توضيح دهيم.
خطبه مبارک حضرت زهرا سلام‌الله‌عليها به حسب نقل متضافر با اين جملات شروع مي‌شود: الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَى مَا أَنْعَمَ وَ لَهُ الشُّكْرُ عَلَى مَا أَلْهَمَ وَ الثَّنَاءُ بِمَا قَدَّمَ.1 مبتداي جمله اول حمد، مبتداي جمله دوم شکر و مبتداي جمله سوم ثناست. اجمالاً فرقي که مي‌توان بين اين سه گذاشت اين است که ثناء مفهوم عامتري از همه اين‌هاست. در عربي براي هر مدح و ستايشي مي‌توان ثناء را به کار برد؛ خواه ممدوح عاقل باشد يا عاقل نباشد و خواه حيات داشته باشد يا جماد باشد، و نيز خواه براي کار اختياري باشد يا غير اختياري، براي همه اينها مي توان از تعبير ثناء استفاده کرد؛ اما حمد در جايي گفته مي‌شود که کاري خوب از فاعلي با شعور و مختار صادر شود؛ خواه آن کار سودي به حال حمدکننده داشته باشد يا نداشته باشد؛ ولي شکر اخص از حمد است؛ يعني ثنايي است که براي کسي که کار خوبي انجام بدهد و نتيجه آن کار خوب عايد ستايش‌گر شود، بکار مي‌رود.

ادامه مطلب...

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

آن چه پيش‌رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت ‌الله مصباح‌ يزدي ( دامت ‌بركاته ) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 13/11/89 ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

احتجاجات حضرت فاطمه سلام‌الله‌عليها براي عدم صلاحيت خلفا

مقدمه

فرارسيدن سال‌روز رحلت پيامبر عظيم‌الشأن اسلام صلي­الله­عليه­وآله را به پيشگاه مقدس ولي‌عصر ارواحنافداه و جانشين شايسته‌شان مقام معظم رهبري و همه علاقه‌مندان به اهل‌بيت عليهم‌السلام تسليت عرض مي‌کنم. از خداي متعال درخواست مي‌کنيم که در دنيا و آخرت دست ما را از دامان اين خانواده کوتاه نفرمايد. رحلت پيغمبر اکرم از يک نظر بزرگ‌ترين مصيبتي است که در عالم تحقق پيدا کرده است. مصيبت يعني محروميت از نعمت و رحمت و هر قدر آن نعمتي که از آن محروم مي‌شويم بزرگ‌تر باشد مصيبت بزرگ‌تر خواهد بود. در عالم وجود، نعمتي بزرگ‌تر از وجود مقدس پيغمبر اکرم صلي‌الله‌عليه‌وآله براي انسان‌ها وجود ندارد. خدا او را رحمة‌للعالمين ناميده است؛ پس فقدان آن بزرگوار بزرگ‌ترين مصيبتي است که بر انسانيت وارد شده است.


نگاهي به مظلوميت رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله

ما مي‌دانيم وقتي در جامعه ما يک شخصيت بزرگ و با برکتي از دنيا برود مردم چه حالي پيدا مي‌کنند. اما سؤال اين‌جاست که با رحلت بزرگ‌ترين رحمت الهي از ميان بشر آيا حقِ او آن طور که شايسته بود ادا شد؟ متأسفانه تاريخ نشان مي‌دهد که اين انتظار برآورده نشد. بايد علت اين برخورد، هم از لحاظ تاريخي بررسي شود و هم مورد تحليل واقع شود. يکي از علل اين امر اين بود که خود پيغمبر اکرم صلي­الله­عليه­وآله قبل از رحلت‌شان به امر خداي متعال لشکري را به فرماندهي اسامه ترتيب دادند و اصرار کردند که مردم با اسامه از مدينه خارج شوند و اين تمهيدي بود که خداي متعال تدارک ديده بود تا بعد از رحلت پيغمبر فتنه‌اي واقع نشود و جانشيني اميرالمؤمنين تثبيت شود. اما عده­اي دائما در تماس بودند تا به محض رحلت رسول اکرم برگردند و همين کار را هم کردند. به هر حال قاعدتا مي‌بايست کساني که در مدينه بودند وقتي که مي­ديدند حال پيغمبر عادي نيست و احتمالاً ساعات آخر زندگي‌شان است جمع شوند و محزون و گريان باشند همانند آنچه که درمورد شهادت اميرالمؤمنين سلام‌الله‌عليه اتفاق افتاد. در اين­جا جاي سؤال بزرگي است که چرا چنين نشد؟! تفسيرهاي مختلفي هم براي آن شده است مثلاً بعضي گفته­اند: «مسلمانان نگران بودند که بعد از رحلت پيغمبر در جامعه اسلامي اختلاف پيش بيايد و خلأ رهبري موجب ضعف مسلمين شود. از اين رو جمع شدند که زودتر براي پيغمبر جانشين تعيين کنند تا جامعه دچار خلأ رهبري نشود!» اين خوش‌بينانه‌ترين تفسيري است که براي اين جريان کرده‌اند؛ اما بعيد است که قابل قبول باشد. چراکه در واقع اصلا خلأ رهبري وجود نداشت. هفتاد روز پيش پيغمبر علي را بر سر دست بلند کرده و فرموده بود: من کنت مولاه فعلي مولاه. خلأيي وجود نداشت؛ ابهامي نبود. ولي آن‌ها يا فراموش کرده بودند يا انگيزه‌هاي ديگري داشتند که ما در مقام قضاوت درباره رفتار آن‌ها نيستيم و فقط مي‌خواهيم به اجمال بگوييم چه اتفاقي افتاد. آن‌چه اتفاق افتاد اين بود که: هنوز جنازه پيغمبر روي زمين بود و هنوز جسم مطهرش غسل داده نشده بود که عده‌اي در سقيفه جمع شدند و با يکي از مهاجرين به عنوان خليفه بيعت کردند.

نگاهي به مظلوميت علي و فاطمه عليهما‌السلام

به فرض که آن‌ها با حسن نيت و از روي فراموشي اين کار را کرده باشند اما وقتي خبر به اميرالمؤمنين سلام‌الله‌عليه رسيد فرمود: «به چه دليل به اين شکل جانشين پيغمبر را تعيين کردند؟» گفتند: «مي‌گويند ما از نزديکان پيغمبريم!» حضرت فرمود: «مگر کسي از من به پيغمبر نزديک‌تر هست؟! چه طور اسمي از من برده نشد؟!» به دنبال اين جريان اتفاقات ديگري هم رخ داد که زياد شنيده‌ايد. بر در خانه اميرالمؤمنين عليه‌السلام جمع شدند و ايشان را با اکراه براي بيعت گرفتن به مسجد بردند، و حوادثي اتفاق افتاد که اگر آن‌چه در تواريخ آمده درست باشد – ظاهرا هم درست است – خيلي حوادث ناگواري بوده به طوري که به هيچ وجه از مسلمانان انتظار چنين برخوردي با خاندان پيغمبر نمي‌رفت. در اين جريانات اميرالمؤمنين سلام‌الله‌عليه، هم در مسجد با مردم اتمام حجت کردند و هم به در خانه‌هايشان مي‌رفتند و سفارشات پيامبر و بيعتي را که با ايشان کرده بودند به يادشان مي‌آوردند. بالاخره قضيه خلافت خليفه اول تثبيت شد و خاندان پيغمبر هم به خاطر جلوگيري از شکاف در بين مسلمانان و سوء استفاده دشمنان، غير از آن احتجاجاتي که حجت را بر مردم تمام مي‌کرد، اقدامي انجام ندادند و دست به شمشير نبردند. اگر اهل‌بيت در آن مقطع زماني دست به اقدامات عملي مي‌زدند طولي نمي‌کشيد که ديگر اثري از اسلام باقي نمي‌ماند.

ماجراي غصب فدک

دستگاه حکومت پس از تثبيت خلافت به کارهاي حکومتي روي آورد. بنابر نقلي آنها مسأله را از اين‌جا شروع کردند که نزد اميرالمؤمنين عليه‌السلام آمدند و مثلا به عنوان مشورت گفتند: «خلافت ديگر تثبيت شده؛ اما به نظر شما با اموالي که پيش از اين در دست پيغمبر اکرم بود چگونه بايد رفتار شود؟!» ايشان هم فرمودند: «بايد همان‌طور عمل شود که خود پيغمبر عمل مي‌کرد.» گفتند: «پس اموال خيبر چه مي‌شود؟» سؤال از اموال خيبر خصوصيتي داشت. ما در اسلام يک حکمي داريم به اين مضمون که اگر دشمن اسلام خودش در مقابل حاکم اسلامي تسليم شود و اموالش را رها يا واگذار کند اين اموال بين مسلمين تقسيم نمي‌شود؛ بلکه اين اموال به خود پيغمبر اکرم اختصاص دارد و ايشان اختيار دارد هر طور که مصلحت مي‌داند با آن رفتار کند. خداوند متعال در سوره حشر آيه 6 مي‌فرمايد: «فَمَا أَوْجَفْتُمْ عَلَيْهِ مِنْ خَيْلٍ وَلَا رِكَابٍ وَلَكِنَّ اللَّهَ يُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلَى مَن يَشَاء؛ اموالي هست که خدا به شما برگرداند اما شما براي به دست آوردن آن، لشکري نکشيديد و جنگي نکرديد بلکه صاحبان آن اموال آن‌ها را به شما واگذار کردند. اين اموال اختصاص به خدا و پيغمبر دارد و ساير مردم در آن حقي ندارند.» شأن نزول اين آيه قلعه‌هاي خيبر و روستاهاي وابسته به آن از جمله روستاي فدک است. خليفه اول و دوم آمدند پيش اميرالمؤمنين سلام‌الله‌عليه و گفتند: «تکليف اين اموال چيست؟» حضرت فرمودند: «هر کاري خود پيغمبر مي‌کرد حالا هم بايد همان کار را انجام دهيد.» گفتند: «پس فدک چه مي‌شود؟!» فدک هم از جمله همين اموال بود که پيغمبر اکرم آن را به حضرت زهرا واگذار کرده بود و همه مردم اين را مي‌دانستند و بعد از رحلت پيغمبر اکرم هم عامل و مباشر حضرت زهرا سلام‌الله‌عليها در آن‌جا مشغول کار بود. حضرت علي عليه‌السلام فرمودند: «اين‌ها را پيغمبر به حضرت زهرا واگذار کرده‌اند و اين‌ها مال ايشان است.» گفتند: «خير، اين‌ها مال بيت‌المال است و بايد به بيت‌المال برگردد!» رفتند و عامل حضرت زهرا را از آن‌جا بيرون کردند و فدک را تصرف کردند. برادران ما از اهل‌تسنن اين قضيه را اين‌جور تفسير مي‌کنند که اين‌ها مصلحت اسلام را در اين مي‌دانستند، يا اعتقاد داشتند که تصرفات پيغمبر در زمان خودش اعتبار داشته و بعد از ايشان هر که جانشين مي‌شود اختيار دارد که هر طور صلاح مي‌داند رفتار کند.

احتجاج اول فاطمه سلام‌الله‌عليها

کل حيات حضرت زهرا سلام‌الله‌عليها بعد از رحلت پيغمبر 75روز يا 95روز بود. به حسب نقل‌هايي که در تواريخ شده – شايد جامع‌ترينشان همان شرح ابن‌ابي‌الحديد باشد – در اين فرصت چند نوع فعاليت انجام گرفت. در يک جلسه چند نفري که خليفه اول و خليفه‌اي که بنا بود بعدا خليفه دوم شود حضورداشتند، حضرت زهرا در حضور جمع دادخواهي کردند که: «شما چرا عامل مرا از فدک بيرون کرديد؟» گفتند: «فدک بيت‌المال است و مي‌خواهيم آن را صَرف مصالح مسلمين کنيم!» حضرت فرمودند: «مي‌دانيد که اين‌ها را پيغمبر اکرم به من بخشيدند و نحله من است و ديگران حقي در آن ندارند.» گفتند: «نه، اموال عمومي و بيت‌المال است و ما مصلحت مي‌دانيم که صرف مصالح جامعه اسلامي شود. اگر شما ادعا مي‌کنيد که اين مزرعه را پدرتان به شما بخشيده است شاهد بياوريد!» حضرت زهرا سلام‌الله‌عليها گفتند: «اگر مالي در دست مسلماني باشد و من ادعا کنم که اين مال من است، شما از من شاهد مي‌خواهيد يا از آن مسلمان؟ من ذواليد هستم و کسي که عليه ذواليد ادعا مي‌کند بايد شاهد بياورد.» قانون قضاي اسلامي (بلکه قانون قضا در همه جاي دنيا) اين است که وقتي مالي در دست کسي است، اگر کسي ديگر ادعايي عليه آن مال دارد، آن مدعي بايد شاهد بياورد. ايشان باز براي اتمام حجت، اميرالمؤمنين سلام‌الله‌عليه و ‌ام‌ايمن را به عنوان شاهد آوردند. اما آن‌ها گفتند: علي يک شاهد است و ام‌ايمن هم زن است و يک زن براي شهادت کافي نيست! باز اين‌جا قواعد قضاوت اقتضا مي‌کند که اگر يکي از دو شاهد زن بود به جاي يک شاهد ديگر بايد قسم خورد. ولي آنها با تعبيرات نابه‌جايي با حضرت برخورد کردند.

احتجاج دوم فاطمه سلام‌الله‌عليها

بار ديگر بين شخص خليفه اول به تنهايي و حضرت زهرا سلام‌الله‌عليها گفت‌وگويي انجام مي‌گيرد. حضرت خصوصي با ايشان صحبت مي‌کنند و غير از اين‌که مي‌گويند: «من ذواليد هستم و نبايد شاهد بياورم با اين حال علي را شاهد آوردم،» مي‌فرمايند: «گاهي پيغمبر اکرم در بعضي از قضايا شهادت يکي از صحابه‌اي که خيلي مورد اعتماد بود را به جاي دو شهادت قبول مي‌کردند. حالا شما علي و‌ ام‌ايمن را به جاي دو شاهد قبول نمي‌کنيد؟» خليفه در مقابل اين منطق متأثر شد و نامه‌اي نوشت که اين ملک متعلق به حضرت زهرا سلام‌الله‌عليهاست. اما در بين راه شخص ديگري آن نامه را گرفت و پاره کرد و به حضرت زهرا سلام‌الله‌عليها هم جسارت کرد. اين جريان هم گذشت و مثل مسأله خلافت به جايي نرسيد.

فدک بهانه‌اي براي روشني‌بخشي

کساني تصور کرده‌اند که نگراني حضرت زهرا سلام‌الله‌عليها فقط از اين بود که از درآمد فدک محروم شوند! اين طرز فکر جفاي به حضرت زهراست. تمام اموال عالم در مقابل چشم حضرت زهرا با يک تل خاکستر فرقي نمي‌کند. قطعا قضيه اين نبوده است. آنچه که اهل‌بيت پيغمبر سلام‌الله‌عليهم را رنج مي‌داد اين بود که با اين رفتارها احکام اسلام زير پا گذاشته مي‌شود؛ احکامي که صريحا در قرآن ذکر شده است،‌ همان‌طور که بيعتي را که پيغمبر براي امامت اميرالمؤمنين از مردم گرفته به طاق نسيان سپردند کأنه چيزي نبوده است. در روايات آمده است که وقتي آيه شريف وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ1 نازل شد پيغمبر آن مال را به حضرت زهرا واگذار کردند، ولي اکنون برخلاف دستور پيغمبر و بر خلاف نص قرآن رفتار مي‌شود. به علاوه خود اصول دادرسي قوانين اسلام تدريجا دارد از بين مي‌رود. اگر اين طور ادامه پيدا کند به کجا منتهي خواهد شد؟ اگر در مقابل اين حرکتي که شروع شده مبارزه نشود به کفر منتهي مي‌شود و ديگر چيزي از اسلام باقي نمي‌ماند. نگراني اين خاندان از اين امور بود. اميرالمومنين عليه‌السلام در نامه‌اي به عثمان‌بن‌حنيف به همين نکته اشاره مي‌کنند و مي‌فرمايد: «از اين دنياي عظيم در دست ما جز فدک چيزي نبود. بعضي‌ها راضي بودند به اين‌که در دست ما باشد ولي کساني نخواستند.» بعد مي‌فرمايند: «وما اصنع بفدک وغير فدک؛ مرا با فدک و غير فدک چه کار؟» مسأله اين بود که با اين جريان سياسي حاکم مقابله شود، و براي مردم حجت تمام شود، و مردم بفهمند که اين‌ها صلاحيت حکومت را ندارند، و منصب خلافت الهي بايد به دست معصوم باشد.

سقيفه؛ سکولاريزه کردن جامعه اسلامي

اگر بخواهيم داستان سقيفه را به زبان ادبيات امروز بيان کنيم بايد بگوييم: اولين قدمي که در عالم اسلام براي سکولاريزه کردن جامعه اسلامي برداشته شد در سقيفه بود؛ سقيفه طرحي براي تفکيک دين از سياست بود. آن‌ها ابايي نداشتند که گاهي مسأله شرعي را از علي بپرسند، و در دوران خلافت خلفا هم اين کار را مي‌کردند، و ابايي هم نداشتند که بگويند: «ما احکام اسلام را بلد نيستيم و بايد از شما ياد بگيريم!» اما از اين‌که خاندان پيامبر در مسند قدرت بنشينند و حکم صادر کنند ابا داشتند. اين تفکيک که حکومت براي عده‌اي و احکام دين براي عده‌اي ديگر يعني چه؟ اين همان مبناي سکولاريزم است. در زمان ما نيز کساني هستند که با داشتن پست و مقام در همين نظام جمهوري اسلامي همين نظر را دارند. اينان يا اصل ولايت‌فقيه را قبول ندارند يا به عنوان يک مقام تشريفاتي با آن برخورد مي‌کنند و حکم او را لازم الاجراء نمي‌دانند. آنها مي‌گويند: «ما خيلي بهتر از او مي‌فهميم. او بايد از ما اطاعت کند!» برخورد مسلمانان با دختر پيغمبر براي ما عجيب است اما اگر در زمان خودمان دو سال به عقب برگرديم وقايعي از آن سنخ را مي‌بينيم؛ مي‌بينيم که در روز عاشورا با عزاداران سيدالشهدا چه برخوردي کردند؛ چه کساني دستور دادند و چه کساني راضي به اين عمل بودند؛ و چه کساني هنوز هم حاضر نيستند از آن‌ها تبري بجويند و آن‌ها را محکوم کنند. البته بايد اقرار کرد که مردم ما بسيار فهميده‌تر از مردم آن عصر هستند. آن‌ها با يک مغالطات جزئي مسير تاريخ را عوض مي‌کردند و با جعل يک حديث که نحن الانبيا لانورث ما ترکناه صدقة فريب مي‌خوردند.

احتجاج سوم فاطمه سلام‌الله‌عليها

بالاخره کار داستان فدک به اين‌جا رسيد که مسأله نحله بودن و بخشش پيغمبر بودن فراموش شد و مانند مسأله خلافت پرونده‌اش بسته شد. حضرت زهرا سلام‌‌الله‌عليها که مي‌دانستند چند روز ديگري بيشتر در دنيا نيستند دنبال فرصتي بودند تا کاري کنند که هر چه بيشتر مباني اسلام تقويت و تثبيت شود. از اين‌رو حضرت از راه ديگري باز مسأله را دنبال کردند و گفتند: «حال که قبول نمي‌کنيد که فدک بخشش پيغمبر بوده، حتما قبول داريد که فدک مال پيغمبر بوده است. اين مسأله صريح قرآن است و نمي‌توانيد آن را انکار کنيد. حال که چنين است من دختر و وارث پيغمبرم؛ بنابراين بايد فدک به من منتقل شود.»
خيلي‌ها اين‌جا امر برايشان مشتبه شده و گفته‌اند: «ما نفهميديم بالاخره حضرت زهرا مدعي هستند که فدک نحله است يا ارث!» جواب اين است که حضرت براي مقابله با آن دستگاهي که صلاحيت خلافت نداشت از دو راه وارد شدند. ابتدا مسأله نحله بودن فدک را مطرح کردند تا به همه بفهمانند که آن‌ها يا اصلا احکام خدا را بلد نيستيد بنابراين نمي‌تواند جاي پيغمبر بنشيند، يا عمدا مي‌خواهند با حکم خدا مخالفت کنند که در اين صورت به طريق اولي چنين صلاحيتي ندارند. بعد از اين‌که پرونده نحله بسته شد، حضرت براي رسيدن به هدف از راه ديگري وارد شدند و ادعاي ارث کردند. اگر توفيقي بود دنباله مطلب را در جلسه بعد پي‌‌‌مي‌گيريم.

وصلي‌‌الله‌علي‌محمد‌و‌آله‌الطاهرين.


1 . اسراء، 26.

ادامه مطلب...

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

آن چه پيش رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت‌الله مصباح ‌يزدي (دامت‌بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 21/07/89 ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

حکمت و آثار نيکي به والدين و ارتباط با خويشاوندان

در کلام صديقه کبري سلام‌الله‌عليها

وَ بِرَّ الْوَالِدَيْنِ وِقَايَةً مِنَ السُّخْطِ وَ صِلَةَ الْأَرْحَامِ مَنْسَأَةً فِي الْعُمُرِ وَ مَنْمَاةً لِلْعَدَد؛1
ترجمه تحت اللفظي اين فقره از خطبه صديقه کبري فاطمه زهرا سلام‌الله‌عليها اين است که «خداي متعال نيکي به والدين را واجب فرمود تا از غضب او جلوگيري کند و پيوند با خويشاوندان را واجب کرد تا هم عمرتان طولاني شود و هم بر تعدادتان افزوده شود». موضوع اين دو جمله احسان به والدين و صله رحم است. اين دو تکليف بسيار به هم نزديک و مربوط‌اند.

شکر والدين قرين شکر خداوند

همه ما مي‌دانيم که در اسلام به اين دو موضوع فوق‌العاده اهميت داده شده است. خداي متعال در چند مورد در قرآن کريم ابتدا به پرستش خودش امر مي‌فرمايد و بعد احسان به والدين را اضافه مي‌کند؛ وَ قَضَى رَبُّكَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا.2 گويا بعد از انجام وظيفه بندگي نسبت به خداي متعال چيزي واجب‌تر از رسيدگي به پدر و مادر نيست. اين تعبير خيلي تعبير عجيب، رسا و هشداردهنده‌اي است. در آيه مشابهي مي‌فرمايد: «أَنِ اشْكُرْ لِي وَلِوَالِدَيْكَ؛3 شکر من را و پدر و مادرت را به جاي آور.» نمي‌فرمايد: مرا شکر کن و پدر و مادرت را هم شکر کن؛ بلکه «لي» و «لوالديک» را به هم عطف مي‌کند و با يک امر بيان مي‌فرمايد. از اين آيات و صدها روايت، اهميت اين تکليف از لحاظ شارع مقدس اسلام کاملاً روشن مي‌شود. با تعبيري مشابه اين تعبير ـ البته مقداري ناز‌ل‌تر ـ در مورد خويشاوندان مي‌فرمايد: «وَاتَّقُواْ اللّهَ الَّذِي تَسَاءلُونَ بِهِ وَ الأَرْحَامَ؛4 تقواي الهي داشته باشيد؛ همان خدايي که او را در روابطتان مورد قسم قرار مي‌دهيد و وقتي از کسي چيزي مي‌خواهيد مي‌گوييد: تو را به خدا! اين کار را انجام بده، يا براي اثبات امري نام او را مي‌بريد؛ خدايي که اين قدر براي خود شما مقدس است بايد مواظب باشيد که حقش را ادا کنيد.» بعد مي‌فرمايد: وَ الأَرْحَامَ؛ يعني حق خدا را رعايت کنيد و بعد حق خويشاوندان را. اين مقارنت خيلي معنادار است. ادامه مطلب...

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

آن چه پيش‌رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت ‌الله مصباح‌ يزدي (دامت‌ بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 25/03/90 ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

ماجراي غصب خلافت از ديدگاه اهل بيت عليهم­السلام

انذار آخر

سالي که گذشت را با خطبه حضرت زهرا سلام‌الله‌عليها گذرانديم و در دو جلسه اخير درباره فرمايشات آن حضرت براي زنان مدينه که به عيادت ايشان آمده بودند گفتگو کرديم. حضرت زهرا سلام‌الله‌عليها بعد از بيان مواعظ و روشنگري‌ها احساس کردند که اين سخنان تأثيري در مردم ندارد و آن‌ها اين مواعظ را جدي نمي‌گيرند. از اين رو آخرين تير ترکش را به کار گرفتند که انذار به عواقب سوء دنيوي يک عمل است. در روش‌هاي ارشاد و تبليغ ابتدا بهترين روشي که مي‌تواند توجه افراد را جذب کند «بشارت» است. رسولان الهي ابتدا براي مردم رسلا مبشرين1 هستند كه آثار خوبي را که بر ايمان و عمل صالح و پيروي از دين حق مترتب مي‌شود ذکر مي‌کنند. بعد از اين بشارت‌ها مهم‌ترين عاملي که مي‌تواند اثرگذار باشد انذار از عذاب‌هاي اخروي است. اما براي افراد ضعيف‌الايمان انذارهاي اخروي هم چندان اثري نمي‌کند. آخرين نکته‌اي که مي‌تواند در وجود اين گونه افراد اثر کند انذار از آثار سوء دنيوي معصيت است. چون اثر ترساندن از گرفتاري‌هاي دنيا در افراد ضعيف‌الايمان بيشتر از ترساندن از عذاب‌هاي اخروي است. اين بود که حضرت زهرا سلام‌الله‌عليها در آخر فرمايشاتشان براي زنان مدينه فرمودند: شما! هم آنچه مي‌خواستيد انجام داديد و هم از اين عمل خود خوشنود هستيد. اما بدانيد به زودي به جاي شير گوارا خون تازه خواهيد دوشيد و کساني بر شما مسلط خواهند شد که هيچ رحمي به شما نخواهند کرد. مسلما وقتي در جامعه انحراف ايجاد شد و کساني که نه صلاحيت علمي دارند و نه صلاحيت اخلاقي و معنوي و نه مشروعيت از طرف خدا، سکان‌دار کشتي امت شدند پيداست سرانجام اين کشتي به کجا خواهد انجاميد. ادامه مطلب...

بسم الله الرّحمن الرّحيم

انواع فتنه

آن چه پيش رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت الله مصباح يزدي ـ‌دامت بركاته‌ـ در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 14/11/88 ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

در چند جلسه اخير موضوع بحث‌مان فتنه و امتحان بود. نمونه‌هائي از آيات کريمه قرآن و بخشهائي از فرمايشات اميرالمؤمنين (ع) در نهج البلاغه را تلاوت کرديم و توضيحات مختصري در اطراف آن عرض کرديم.

فتنه‌هاي عام و خاصّ إلهي
وقتي موارد فتنه و امتحان را ملاحظه مي‌کنيم ‌مخصوصاً در خود قرآن‌ـ به مواردي برمي‌خوريم که از طرف خدا معين شده و آن‌ها قطعاً واقع خواهند شد؛ مثلاً وقتي مي‌فرمايد: «إِنَّما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَة ...»1: اموال و اولاد شما وسيله امتحان هستند، اين‌ها را خدا وسيله امتحان قرار داده است و براي همه هم وسيله امتحان مي‌باشند.
موارد ديگري هم وجود دارد که امتحان خاصّ است. اين موارد نيز چنين هستند که وقتي خدا آن‌ها را وسيله امتحان براي کسي قرار مي‌دهد، ديگر نمي‌توان آن‌ها را تغيير داد و خواه‌ناخواه، واقع خواهند شد؛ مثل امتحاناتي که براي حضرت ابراهيم - علي نبينا و آله و عليه السّلام - اتّفاق افتاد: «وَ إِذِ ابْتَلى‏ إِبْراهيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ‏ ...»2.
در اين موارد، امتحان کننده و فاعلِ فتنه، خداست. حتّي گاهي قرآن امور کوچکي را به عنوان فتنه معرّفي مي‌کند که انسان تعجّب مي‌کند. در سوره مدثّر مي‌فرمايد: «عَلَيْها تِسْعَةَ عَشَر»3: موکّلين دوزخ نوزده نفرند؛ بعد مي‌فرمايد: «... وَ ما جَعَلْنا عِدَّتَهُمْ إِلاَّ فِتْنَةً ...»4 : اينکه ما مي‌گوئيم: عدّه آن‌ها نوزده نفر است، خود اين گفتن، براي شما امتحان است؛ چرا؟ چون در کتابهاي سابق هم اين مطلب آمده بود، و بيان آن موجب مي‌شود تا مؤمنين يقين پيدا کنند که اين مطلب صحيحي است و بر ايمان‌شان افزوده شود، و بگويند: خدا فرموده، پس درست است: «... لِيَسْتَيْقِنَ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ وَ يَزْدادَ الَّذينَ آمَنُوا إيماناً ...».5 امّا آن‌ها که ريگي به کفش دارند مي‌گويند: عدد نوزده چه خصوصيتي دارد؟ چرا کمتر يا بيشتر نشد؟ اين‌ها امتحاناتي است که خداوند حتّي در اين امور جزئي، پيش مي‌آورد. ما بايد حواس‌مان جمع باشد که همه امور اين عالم براي ما امتحان است، و وظيفه ما در مقابل اين موارد آن است که سعي کنيم امتحان درستي پس دهيم. ادامه مطلب...

http://www.akhlagh.net/akhlagh/datasite90/images/audio.gifhttp://www.akhlagh.net/akhlagh/datasite90/images/audio.gif

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

آن چه پيش‌رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت ‌الله مصباح ‌يزدي ( دامت ‌بركاته ) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريـــــــــــخ 14/05/90 ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
از تحسين ديگران سرمست نشو!
طرح مسأله
در جلسات گذشته قسمتي از حديثي از امام باقر عليه‌السلام به نقل از جابر بن ‌يزيد جعفي را تلاوت کرديم و توضيحات مختصري درباره آن عرض کرديم. به اين فراز رسيديم که حضرت مي‌فرمايند: «وَ إِنْ مُدِحْتَ فَلَا تَفْرَحْ وَ إِنْ ذُمِمْتَ فَلَا تَجْزَعْ فَلَا تَحزن؛ اگر کسي تو را ستايش کرد خيلي شاد نشو و اگر کسي تو را نکوهش کرد خيلي نگران نشو!» انسان طبعا دوست دارد که در ميان مردم خوش‌نام باشد و او را با ويژگي‌هاي برتر انساني بشناسند و ديگران هم به همين صورت از او ياد کنند، و برعکس، از اين‌که او را پيش رو يا پشت‌سرش مذمت کنند، بدش مي‌آيد. آيا انسان بايد اين‌گونه باشد که از تعريف‌کردن ديگران خوشنود شود و از مذمت ديگران ناراحت؟ آيا انسان بايد به کارهايي بپردازد که موجب مي‌شود مردم از او تعريف کنند و از کارهايي که موجب نکوهش او مي‌شود خودداري کند؟ يا بهتر اين است که انسان خوبي‌هايش را پنهان کند و عيوبش را آشکار کند؟

ادامه مطلب...

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

آن‌چه پيش رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت‌الله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 05/06/89 همزمان با شب هفدهم ماه مبارک رمضان 1431 قمري ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

برگزيده خدا

مفاهيم اختار، اصطفي و اجتبي

... و أشهد أن أبي محمدا عبده و رسوله اختاره قبل أن أرسله و سماه قبل أن اجتباه و اصطفاه قبل أن ابتعثه إذ الخلائق بالغيب مكنونة و بستر الأهاويل مصونة و بنهاية العدم مقرونة؛
حضرت زهرا سلام‌الله‌عليها در اين خطبه مبارک بعد از شهادت به توحيد و صفات الهي، شهادت به رسالت را ذکر مي‌فرمايند. ما با تعابير «أَرْسَلَ»، «إِبْتَعَثَ» يا «بَعَثَ» آشناييم؛ «إرسال» يعني فرستادن و «بعث» يعني برانگيختن؛ ولي اوصاف ديگري هم در قرآن کريم براي انبياء ذکر شده است، از قبيل «إختيار»، «إصطفاء» و «إجتباء» که به حسب رتبه بر إرسال يا بعث تقدم دارند. قرآن در مورد موسي عليه‌السلام مي‌فرمايد: «وَأَنَا اخْتَرْتُكَ فَاسْتَمِعْ لِمَا يُوحَى؛1 من تو را به پيامبري انتخاب کردم.» درباره بسياري از انبياء تعبير «إصطفاء» به کار برده شده است، مانند: إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى‏ آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهيمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَى الْعالَمين‏.2 «إجتبي» هم در مورد انبياء به کار رفته است. در سوره آل‌عمران مي‌فرمايد: «ما كانَ اللَّهُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَيْبِ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَجْتَبي‏ مِنْ رُسُلِهِ مَنْ يَشاء؛3 معمولاً همه اين‌ها در فارسي به «برگزيدن» معنا مي‌شود؛ اما نکته‌هايي که در عربي در آن‌ها لحاظ شده مختلف است. «إصطفاء» از «صفو» است؛ يعني صاف و زلال چيزي را گرفتن،‌ تصفيه کردن. «إجتباء» يعني کشيدن؛ چيزي شبيه عصاره چيزي را کشيدن. «إختيار» هم از ماده «خير» است؛ يعني چيزي را به عنوان خير برگزيدن.
اين اوصاف درباره پيغمبر اکرم صلي‌الله‌عليه‌وآله هم استعمال شده است؛ اما در اين خطبه به نکاتي اشاره دارد که بايد به آن‌ها توجه کرد. حضرت زهرا سلام‌الله‌عليها تأکيد مي‌کنند که اين اختيار و اصطفاء قبل از ارسال و بعثت است. ادامه مطلب...

http://www.akhlagh.net/akhlagh/datasite90/images/audio.gifhttp://www.akhlagh.net/akhlagh/datasite90/images/audio.gif

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

آن چه پيش ‌رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت ‌الله مصباح ‌يزدي ( دامت ‌بركاته ) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريـــــــــــــخ 21/05/90 ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

معاني حرص و طمع

وَاطْلُبْ بَقَاءَ الْعِزِّ بِإِمَاتَةِ الطَّمَعِ وَ ادْفَعْ ذُلَّ الطَّمَعِ بِعِزِّ الْيَأْسِ وَ اسْتَجْلِبْ عِزَّ الْيَأْسِ بِبُعْدِ الْهِمَّةِ؛1
حديث امام باقر صلوات‌الله‌عليه خطاب به جابر بن ‌يزيد جعفي را مرور مي‌کرديم. محور فرمايشي که در جلسه قبل بحث کرديم مبارزه با حرص بود. از آن‌جا که بين حرص و طمع ارتباط بسيار نزديكي وجود دارد حضرت در ادامه حديث، جمله‌اي در باب طمع مي‌فرمايند. اما در اواخر حديث چند فقره درباره طمع آمده است که به خاطر ارتباط مذکور در اين‌جا آن فقرات را تلاوت كردم.
ارتباط حرص و طمع بسيار روشن است. ملاک حرص افزون‌طلبي مادي است. البته كلمه «حرص» مفهومي عام دارد که درباره كارهاي خوب هم به كار مي‌رود. درباره شخص پيغمبر اكرم صلي‌الله‌عليه‌وآله‌ در قرآن كريم آمده است كه ايشان حريص بر هدايت انسان‌ها بودند: لَقَدْ جَاءكُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُم بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ.2 پس معناي لغوي حرص بار منفي ندارد. انسان از هر راهي علاقه‌مند به پيشرفت باشد و حد خاصي را در نظر نگيرد مي‌گويند: حريص است. اما حرص در فرهنگ و مباحث اخلاقيِ‌ ما به حرص به زخارف دنيا اختصاص دارد و از اين جهت مذموم است. مانند چند مفهومي كه در جلسات قبل به آن‌ها اشاره كرديم. مثلا «هوا» به معناي دوست‌داشتن است. گرچه هر دوست‌داشتني بد نيست، ولي مراد از هواي نفس، دل‌خواهي است كه خلاف عقل و شرع باشد. اين استعمال در واقع استعمال لفظ در معناي اخص از معناي لغوي است. ادامه مطلب...

بسم الله الرّحمن الرّحيم

عوامل مؤثر در فتنه اجتماعي

آن چه پيش رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت الله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 01/02/89 ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

عوامل مؤثر در فتنه اجتماعي
در چند جلسه اخير، موضوع بحث ما فتنه بود و اين موضوع را به جهت مسائل اجتماعي مورد ابتلا در چند ماه اخير، انتخاب کرديم. منظور از فتنه اجتماعي که مورد بحث ماست عبارت است از اين‌که در جامعه فعاليت‌هائي انجام گيرد که زمينه تشخيص درست و نادرست، و حقّ و باطل را مبهم کند و در نتيجه کساني ناخواسته و ناآگاهانه به دام گمراهي و کجروي بيافتند. عرض کرديم که در پيدايش و پيشرفت فتنه اجتماعي سه عامل مؤثر است. آغازگر اين حرکت کساني هستند که به خاطر اغراض و منافع شخصي، قصد دارند شرايط نامناسب، مبهم و غبارآلودي در جامعه پديد آورند و به اصطلاح آب را گل‌آلود کنند تا بتوانند ماهي مقصودشان را بگيرند. اينان آگاهانه مقاصد شوم و نامشروعي دارند و به خاطر آن نقشه می‌کشند. خودشان هم می‌دانند دنبال چه چيزي هستند؛ براي آن‌ها ابهامي وجود ندارد؛ بلکه براي ديگران ابهام به وجود می‌آورند تا بتوانند منافع خودشان را تأمين کنند. اوّلين عواملي که معمولاً پشت پرده هستند و خيلي شناخته نمی‌شوند، اين گروه­اند. ادامه مطلب...

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

آن چه پيش‌رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت‌الله مصباح‌يزدي (دامت‌بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 11/3/90 ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

اگر علي عليه السلام حاکم مي‌شد ...

در جلسه قبل قسمتي از فرمايشات حضرت زهرا سلام‌الله‌عليها را که در جمع زنان مهاجر و انصار ايراد فرموده بودند قرائت کرديم و در حدي که خداي متعال توفيق داد توضيحات مختصري عرض کرديم. از آن خطبه مبارک به اين فراز رسيديم که مي فرمايند: و ما الذي نقموا من أبي الحسن ‌عليه‌السلام نقموا و الله منه نكير سيفه و قلة مبالاته لحتفه و شدة وطأته و نكال وقعته و تنمره في ذات الله ...

ادامه مطلب...

افشاي عدم صلاحيت خلفا در کلام حضرت فاطمه سلام‌الله‌عليها

نگاهي به مباحث گذشته

موضوع بحث ما خطبه حضرت زهرا سلام‌الله‌عليها بود که به خطبه فدکيه معروف است. براي حفظ ارتباط بحث، خلاصه‌اي از مباحث گذشته را عرض مي‌کنم. داستان از اين قرار است که بعد از رحلت رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله‌ عده‌اي جمع شدند و به اين عنوان که مبادا جامعه اسلامي بي‌رهبر بماند، براي پيغمبر خليفه تعيين کردند. مخالفان هم حرفشان به جايي نرسيد و غلبه با آن گرايشي بود که مي‌گفت: «بايد مردم براي پيغمبر جانشين تعيين کنند!» از جمله کارهايي که حکومت از همان روزهاي اول انجام داد اين بود که ملکي که پيغمبر اکرم با دستور الهي به حضرت زهرا سلام‌الله‌عليها واگذار کرده بود از ايشان گرفتند و گفتند: «اين اموال بايد در اختيار حاکم قرار بگيرد!» حضرت زهرا سلام‌الله‌عليها چند مرتبه درباره اين تصرف به حاکم وقت اعتراض کردند. طبق روايات ما و بعضا اهل تسنن، در يک مرحله خليفه اول دست خطي نوشت که اين ملک مال حضرت زهراست؛ ولي کساني ديگر اين را برنتافتند و آن دست خط را گرفتند و از بين بردند. ادامه مطلب...

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

آن‌چه پيش رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت‌الله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 08/06/89 همزمان با شب بيستم ماه مبارک رمضان 1431 قمري ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

اصالت توحيد و عرضى بودن شرک

... فَرَأَى الْأُمَمَ فِرَقاً فِي أَدْيَانِهَا، عُكَّفاً عَلَى نِيرَانِهَا، عَابِدَةً لِأَوْثَانِهَا، مُنْكِرَةً لِلَّهِ مَعَ عِرْفَانِهَا، فَأَنَارَ اللَّهُ بِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ ظُلَمَهَا، وَ كَشَفَ عَنِ الْقُلُوبِ بُهَمَهَا، وَ جَلَى عَنِ الْأَبْصَارِ غُمَمَهَا، وَ قَامَ فِي النَّاسِ بِالْهِدَايَةِ، وَ أَنْقَذَهُمْ مِنَ الْغَوَايَةِ، وَ بَصَّرَهُمْ مِنَ الْعَمَايَةِ، وَ هَدَاهُمْ إِلَى الدِّينِ الْقَوِيمِ، وَ دَعَاهُمْ إِلَى الطَّرِيقِ الْمُسْتَقِيم‏؛1
حضرت زهرا سلام‌الله‌عليها با اشاره به حکمت بعثت انبياء و به خصوص پيغمبر خاتم صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم ‌فرمودند: بعثت نبي مکرم اسلام قبل از خلق اين عالم پيش‌بيني شده بوده و خداي متعال نور آن حضرت را آفريده و ايشان را براي ختم رسالت تعيين فرموده بود. زماني که حکمت الهي اقتضا کرد آن حضرت را در اين عالم مبعوث فرمود تا آن طرحي که براي آفرينش و از جمله آفرينش انسان پيش‌بيني شده بود عملي شود.
هنگامي که پيغمبر مبعوث شدند با اين صحنه در جهان مواجه شدند که اطراف عالم را گمراهي‌ها، جهالت‌ها و ابهام‌ها فرا گرفته بود. مردم در دين‌ها و مذاهب‌شان بسيار پراکنده و انواع معبودها را براي خودشان انتخاب کرده و به پرستش آن‌ها مشغول بودند؛ اما راه صحيح بندگي خدا در ابهام فرو رفته بود و کساني که طالب حقيقت بودند راه اصلي سعادت را نمي‌شناختند؛ لذا پيغمبر اکرم به اين مهم اقدام کردند که بشر را هدايت کنند به راه مستقيمي که موجب سعادت دنيا و آخرتشان مي‌شود. اين‌ حاصلِ بياناتي است که حضرت در اين چند جمله مي‌فرمايند. ادامه مطلب...

بسم الله الرّحمن الرّحيم

بررسي چند شبهه

آن چه پيش رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت الله مصباح يزدي - دامت بركاته- در دفتر مقام معظم رهبري –دام ظله العالي- است كه در تاريخ  12/12/88 ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

در جلسات گذشته درباره موضوع فتنه بحث مي‌کرديم. يکي از مطالب گذشته اين بود که در قرآن کريم، فتنه گاهي به خداي متعال، گاهي به شيطان و در بسياري از موارد به انسان‌ها نسبت داده شده است. نکته قابل تأکيد اين است که معناي اين نسبت‌ها، تقسيم فتنه‌ها نيست؛ به اين معنا که بعضي فتنه‌ها کار خدا، بعضي کار شيطان و بعضي کار انسان است؛ بلکه به يک معنا همه آزمايش‌ها به خدا هم نسبت دارد. اين از مصاديق مسأله توحيد افعالي است که آن‌چه در عالم واقع مي‌شود، در يک نسبت عالي‌تري، به خداي متعال نسبت داده مي‌شود. ادامه مطلب...

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

آن چه پيش‌رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت ‌الله مصباح ‌يزدي ( دامت ‌بركاته ) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 31/01/90 ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

فرياد هل من ناصر فاطمه سلام‌الله‌عليها

در شرح خطبه مبارک حضرت زهرا سلام‌الله‌عليها به اين‌جا رسيديم که حضرت به طرف انصار رو کرده و با مخاطب قراردادن آن‌ها سخنان مهمي را ايراد مي‌فرمايند که بخشي از آن را در جلسات گذشته خوانديم. آن بخش به توضيح بيشتري احتياج داشت؛ ولي بيم آن دارم که توقف زياد خسته‌کننده باشد. از اين رو در اين جلسه به ادامه خطبه مي‌پردازيم. حضرت زهرا سلام‌الله‌عليها با يک تعبير ديگري خطاب به انصار سخن را ادامه مي‌دهند. انصار عمدتاً از دو قبيله اوس و خزرج بودند. در تاريخ آمده که جده اعلاي‌ ايشان خانمي به نام قيله بوده است. از اين رو مجموع اين دو قبيله را بني‌قيله (فرزندان قيله) مي‌گفتند. اين طايفه بعد از مرگ قيله دو گروه مي‌شوند که يک بخش معروف به «اوس» شد و يک دسته «خزرج».

چرا با سلاح قيام نمي‌کنيد؟!

حضرت زهرا سلام‌الله‌عليها مي‌فرمايند: إيهاً (تعبيري است براي هشدار دادن) بني قيله! أ أهضم تراث أبي وأنتم بمرأى مني ومسمع ومنتدى ومجمع تلبسكم الدعوة وتشملكم الخبرة وأنتم ذوو العدد والعدة والأداة والقوة وعندكم السلاح و الجنة؛ هشدار به همه شما ‌اي فرزندان قيله! آيا صحيح است در حالي‌که شما مي‌بينيد و مي‌شنويد و در حالي‌که من در ميان جمع شما هستم و شما حضور داريد، ارث پدرم خرد و له شود؟! اگر نداي کمک‌خواهي مرا نمي‌شنيديد، ممکن بود عذري داشته باشيد؛ اگر تشخيص نمي‌داديد که حق با کيست باز امکان داشت که معذور باشيد؛ اگر مي‌دانستيد و تشخيص مي‌داديد اما نمي‌توانستيد کمک کنيد باز امکان معذور بودن وجود داشت؛ اما دعوت من به گوش شما رسيده است و همه شما از آن آگاه‌ايد و مي‌توانيد تشخيص دهيد و داراي جمعيت زيادي هستيد و عده و ساز و برگ داريد و از قدرت و نيرو برخورداريد و شما اسلحه و سپر در دست داريد.
از اين تعبيرات استفاده مي‌شود که حضرت انتظار داشتند انصار حتي اگر لازم باشد با استفاده از سلاح به ياري ايشان بيايند و کساني را که حق ايشان را سلب کرده‌اند سرکوب کنند.
توافيكم الدعوة فلا تجيبون و تأتيكم الصرخة فلا تغيثون؛
با اين وجود که دعوت مرا مي‌شنويد جواب نمي‌دهيد و در حالي‌که فرياد ياري‌خواهي من بلند است شما به فرياد من نمي‌رسيد؟! ادامه مطلب...

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

آن چه پيش‌رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت ‌الله مصباح ‌يزدي ( دامت ‌بركاته ) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاریخ 17/01/90 ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

چکيده مباحث گذشته

الحمدلله که خداوند عنايت فرمود و موفق شديم در اين محفل نوراني خدمت عزيزان باشيم. موضوع بحث ما خطبه حضرت زهرا سلام‌الله‌عليهاست. ضرورت دارد در آغاز سال جديد مروري بر بخشي از خطبه داشته باشيم که در طي جلسات متعدد گذشته بحث شد. اين خطبه با اين جمله شروع مي‌شد: الحمد لله على ما أنعم و له الشكر على ما ألهم. خطبه‌هاي انبياء، اولياء و عالمان ديني، با حمد خدا شروع مي‌شود؛ ولي هر يک از اوصاف و نعمت‌هاي خداوند متعال که در ابتداي خطبه ذکر مي‌شوند با هدف انشاي خطبه تناسب دارند. در اين خطبه مبارک هم اوصاف خاصي ذکر شده که با توجه به آن‌ها مي‌توان برخي از حکمت‌هايي را حدس زد که در چگونگي تنظيم فرازهاي مختلف اين خطبه مبارک نهفته است. دست‌کم ذکر آ‌‌‌ن‌ها باعث مي‌شود بيشتر به اهميت و هدف انشاي کلام پي ببريم. ادامه مطلب...

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

آن چه پيش‌رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت ‌الله مصباح‌يزدي (دامت‌ بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 26/08/89 ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

امنيت جسمي، رواني و مالي زمينه‌ساز رشد انسان

وَ النَّهْيَ عَنْ شُرْبِ الْخَمْرِ تَنْزِيهاً عَنِ الرِّجْسِ، وَ اجْتِنَابَ الْقَذْفِ حِجَاباً عَنِ اللَّعْنَةِ، وَ تَرْكَ السَّرِقَةِ إِيجَاباً لِلْعِفَّة؛1
همان‌طور که عزيزان مستحضرند خطبه مبارک حضرت زهرا سلام‌الله‌عليها را تلاوت مي‌کرديم و درباره آن توضيحات مختصري عرض مي‌نموديم. حضرت در اين قسمت از خطبه به بيان حکمت بخشي ديگر از معارف و تشريعات اسلام مي‌پردازند. در جلسه قبل مقدمه‌اي عرض کردم و آن اين که بر اساس بينش اسلامي و قرآني خداي متعال چنين اراده فرموده که زندگي انسان در اين عالم نياز به همکاري ديگران و تشکيل اجتماع داشته باشد و آن کمالي که خداي متعال براي انسان مقدر فرموده در سايه چنين زندگي‌اي پديد مي‌آيد.

زندگي اجتماعي بستر‌ساز امتحان

يکي از حکمت‌هاي تشکيل اجتماع اين است که در اثر ارتباطاتي که انسان‌ها با همديگر پيدا مي‌کنند براي آن‌ها زمينه تکاليف فراهم شود و آن تکاليف، بستر آزمايش را برايشان آماده کند. چراکه تا انسان آزمايش نشود معلوم نمي‌شود که چه مقدار جوهر او پاک است و تا چه اندازه اراده خير و بندگي خدا را دارد. آن کمالي که خداي متعال براي انسان مقدر فرموده کمالي است که در سايه افعال اختياري حاصل‌ مي‌شود. پس بايد زمينه انتخاب و امتحان برايش فراهم شود. در زندگي اجتماعي است که در هر لحظه آن، به خاطر ارتباطات مختلف، صدها زمينه امتحان براي انسان فراهم مي‌شود از قبيل اين‌که به چه نگاه کند و به چه نکند؟ به چه گوش دهد و به چه گوش ندهد؟ درباره چه فکر کند و درباره چه فکر نکند؟ به کجا برود و به کجا نرود؟ اگر زندگي اجتماعي نبود اين تکاليف پيدا نمي‌شد و اگر تکاليف نبود زمينه انتخاب فراهم نمي‌شد و اگر زمينه انتخاب نبود انسان به آن کمالي که بايد برسد نمي‌رسيد. هدف از آفرينش انسان اين است که او راه صحيح را انتخاب کند. اما انتخاب دو سويه است و وقتي انتخاب معنا پيدا مي‌کند که دو راه در پيش روي آدمي باشد. درست است که خدا از انسان پيمودن راه صحيح و صراط مستقيم را خواسته است؛ ولي بايد راه کج هم وجود داشته باشد تا انسان از آن اجتناب کند. در عين حال خداي متعال کاملاً انسان را رها نمي‌کند تا در دام شيطان بيافتد. با اين‌که هم عوامل شيطاني هست و هم عوامل رحماني و تعادل برقرار است؛ ولي در عين حال خداي متعال از باب فضل و رحمت خود و از اين جهت ‌که هدف اصلي رسيدن به رحمت است نه عذاب، وسايلي فراهم‌ مي‌کند که انسان‌ها راه صحيح را بهتر بشناسند و به آن طرف بيشتر سوق پيدا کنند و از راه کج باز داشته شوند. ادامه مطلب...

http://www.akhlagh.net/akhlagh/datasite90/images/audio.gifhttp://www.akhlagh.net/akhlagh/datasite90/images/audio.gif

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

آن چه پيش‌رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت ‌الله مصباح‌ يزدي ( دامت‌ بركاته ) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريـــــــــــــــــــخ 12/05/90 ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
نصايح امام باقر عليه السلام به جابر
مقدمه
خدا را شکر مي‌کنيم که حيات و توفيقي عنايت فرمود تا بار ديگر در اين محفل نوراني در جمع شما عزيزان گفت‌وگويي درباره فرمايشات اهل‌بيت سلام‌الله‌عليهم‌اجمعين داشته باشيم. به نظرم رسيد در اين ماه مبارک به اندازه‌اي که خداوند توفيق دهد به روايتي که يکي از خواص ائمه اطهار صلوات‌الله‌عليهم‌اجمعين‌ نقل کرده بپردازيم.
همه کساني که خدمت اهل‌بيت صلوات‌الله‌عليهم‌اجمعين‌ رسيدند از جهت معرفت، ايمان و ولايت در يک سطح نبودند. گاهي اهل‌بيت صلوات‌الله‌عليهم‌اجمعين مطالبي را به بعضي از اصحاب مي‌فرمودند که اجازه نقل آن را به ديگران نداشتند. از جمله اصحاب سرّ ائمه اطهار صلوات‌الله‌عليهم‌اجمعين‌ جابر بن يزيد جعفي است. از ايشان نقل شده است که: «پنجاه هزار حديث از امام باقر و صادق عليهماالسلام شنيده‌ام که اجازه نقل حتي يکي از آن‌ها را هم ندارم.» اجمالا از اين‌گونه روايات مي‌توان به دست آورد که هر مطلب حقي را براي هر کسي نبايد گفت؛ چراکه ظرفيت اشخاص متفاوت است. گاهي مسايل اجتماعي اقتضا مي‌کند که بعضي مطالب گفته نشود. به هر حال احاديثي که اين بزرگوار اجازه داشتند نقل کنند در ميان ساير روايات برجستگي‌هايي دارد. اصلا لحن رواياتي که ايشان نقل کرده است با بسياري از روايات ديگر متفاوت است؛ يعني نکته‌هاي لطيف‌تر، عميق‌تر و پرمغزتري دارد. اگر خداي متعال توفيق دهد در اين چند شب روايتي را که در تحف‌العقول توسط ايشان از امام باقر صلوات‌الله‌عليه نقل شده براي تبرک و تقرب مرور مي‌کنيم.

ادامه مطلب...

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

آن‌چه پيش رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت‌الله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 17/06/89 همزمان با شب بيست و نهم ماه مبارک رمضان 1431 قمري ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

عدالت، اطاعت، امامت

امامت، امان از تفرقه

... وَ الْعَدْلَ تَنْسِيقاً لِلْقُلُوبِ، وَ طَاعَتَنَا نِظَاماً لِلْمِلَّةِ، وَ إِمَامَتَنَا أَمَاناً مِنَ الْفُرْقَة؛1
در جلسه گذشته به حکمت تشريع دو آموزه از تعاليم اسلامي اشاره شد و تا اندازه‌اي که خداي متعال توفيق داد توضيحاتي عرض کرديم. در ادامه حضرت زهرا سلام‌الله‌عليها سه عنوان ديگر از تعاليم اسلامي را ذکر مي‌فرمايند که به نظر بنده بيت‌الغزل اين خطبه حساب مي‌شوند. حضرت مي‌فرمايند: «خداي متعال امر به عدل فرموده است تا بين دل‌ها هماهنگي به وجود آيد و اطاعت ما اهل‌بيت را باعث انتظام ملت قرار داده است.»
‏ملت در اصطلاح ما با کاربردهاي آن در زبان عربي تفاوت دارد. در زبان فارسي ملت يعني دسته‌اي از مردم که در زندگي اجتماعي با هم ريشه‌هاي مشترک نژادي و اشتراک در محل زندگي دارند و معادل nationدر زبان انگليسي است. اما ملت در زبان عربي معناي ديگري دارد و به معناي آيين زندگي، روش رفتار و آداب و سنني است که بر جامعه حاکم است. در قرآن از قول پيغمبر اکرم مي‌فرمايد: «قُلْ إِنَّنِي هَدَانِي رَبِّي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ دِينًا قِيَمًا مِّلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ً؛2 در مقابل آيين يهود و نصارا من از روش جدم ابراهيم پيروي مي‌کنم.»
بعد حضرت زهرا سلام‌الله‌عليها مي‌فرمايند: «وَ إِمَامَتَنَا أَمَاناً مِنَ الْفُرْقَة؛ خدا امامت و پيشوايي ما را وسيله‌اي براي جلوگيري از افتراق و از هم پاشيدگي جامعه قرار داده است.» حضرت در اين عبارات سه مسأله را مطرح مي‌کنند که هيچ کدام از قبيل عبادات و وظايفي نيست که تا به حال صحبت شده بود. اين سه موضوع مستقيماً با جامعه سروکار دارد. ادامه مطلب...

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

آن چه پيش ‌رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت ‌الله مصباح‌ يزدي ( دامت ‌بركاته ) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريـــــــخ 22/10/89 ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

تيغ نفاق بر پيکر امت اسلامي

در ادامه قرائت خطبه مبارک حضرت زهرا سلام‌الله‌عليها، به اين بخش رسيديم که حضرت، مردم حاضر در مسجد را مورد خطاب قرار مي‌دهند و ضمن اشاره به خدمات فراوان رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله به آن‌ها، مي‌فرمايند: «در طول اين مدت کسي ‌که بيش از همه براي پيشرفت اسلام، دفاع از مسلمانان و مبارزه با مشرکين زحمت کشيد علي عليه‌السلام بود.» در اين‌جا تعبيرات بسيار لطيف و اديبانه‌اي به کار برده بودند که در جلسه قبل به آن‌ها اشاره کردم. ادامه مطلب...

بسم الله الرّحمن الرّحيم

نمونه‌هايي از تشکيکات فتنه‌جويان

آن چه پيش رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت الله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 29/02/89 ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

خلاصه جلسه قبل

بحث ما در موضوع فتنه به اين‌جا رسيد که وقتي شياطين بخواهند در يک نظام اسلامي فتنه­اي بر پا کنند، با توجه به اين‌که مردم اين جامعه پايبند به اسلام يعني به عقايد اسلامي و ارزش‌هاي اسلامي هستند، چاره‌اي ندارند جز اين­که در مباني ديني مردم خدشه وارد کنند تا پايبندي مردم به اسلام ضعيف شود. آن­ها می‌دانند تا مادامي که اين پايبندي وجود دارد که: «... وَ لَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكافِرينَ عَلَى الْمُؤْمِنينَ سَبيلاً»1، تسليم آن‌ها نخواهند شد. دشمنان براي تحقق اين‌ هدف، راه­هاي مختلفي را در پيش می‌گيرند که در جلسه قبل به بخشي از آن­ها اشاره کردم. هدف از بيان اين مطالب اين است که به وظيفه خويش بهتر آگاه شويم و بدانيم که در مقابل آن‌ها بايد چگونه عمل کنيم، و الّا مقصودم بيان يک تحليل جامعه شناختي نيست. ادامه مطلب...

بسم الله الرّحمن الرّحيم

آن چه پيش رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت الله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 31/06/89 ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

جهاد، عزت‌بخش اسلام

يادي از مجاهدان

... وَ الْجِهَادَ عِزّاً لِلْإِسْلَام؛1

در ماه مبارک رمضان خطبه حضرت زهرا سلام‌الله‌عليها را مطرح کرديم و به اين عبارت رسيديم که حضرت مي‌فرمايند: وَ الْجِهَادَ عِزّاً لِلْإِسْلَام. شايد تقدير الهي اين بود که اين جمله با هفته دفاع مقدس مصادف باشد تا يادي هم از شهداي گران‌قدري کنيم که ما به برکت خون آن‌ها از نعمت‌هاي مادي و معنوي الهي بهره‌منديم. اگر نبود جهاد اين مجاهدين، معلوم نبود ما الآن چه فکري و چه رفتاري داشتيم. پيش از انقلاب روند حرکت جامعه به سوي کفر بود و هر روز ضربه‌اي به پيکر اسلام وارد مي‌شد. با اطمينان و روي حساب عرض مي‌کنم که اگر حرکت حضرت امام رضوان‌الله‌عليه و فداکاري شهدا نبود امروز در اين کشور جز اسمي از اسلام باقي نمانده بود. امروز ما امنيت، رفاه، نعمت‌هاي مادي، افتخارات جهاني و بالاتر از همه دين‌مان را مديون انقلاب، شهدا و مدافعين اسلام هستيم. از خداي متعال عاجزانه و متواضعانه درخواست مي‌کنيم که آن‌چه کرم او اقتضا مي‌کند به اين عزيزان مرحمت کند! چراکه ما از عهده شکر و قدرداني اين نعمت‌ها به هيچ وجه برنمي‌آييم. چه قدر زشت است که عده‌اي با اين‌که اين همه برکت به وسيله انقلاب، شهداي انقلاب و شهداي جنگ تحميلي نصيب ما شده است چشمشان را مي‌بندند و ناسپاسانه همه چيز را انکار مي‌کنند و زير سؤال مي‌برند! بنده گمان نمي‌کنم که براي ما کفران نعمتي از اين بالاتر تصور شود. اميدواريم خداي متعال ما را از عقوبت اين کفران نعمت‌ها حفظ کند.
اگر بخواهيم درباره جهاد بحث مستوفايي داشته باشيم اين فرصت‌هاي چند جلسه‌اي کافي نيست. ما در گذشته در ضمن بحث‌هاي قرآني بحثي در اين زمينه مطرح کرده‌ايم که تحت عنوان «جنگ و جهاد در قرآن» چاپ شده است. آن‌چه در يک يا دو جلسه مي‌خواهيم از مسائل مربوط به جهاد مطرح کنيم مطالبي است که در اين عصر از طرف دشمنان اسلام القاء مي‌شود و ذهن بعضي جوان‌ها را مشوب مي‌کند. بنابراين بحث‌هايي که عرض مي‌کنيم فهرست‌وار است. ادامه مطلب...

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

آن چه پيش‌رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت‌ الله مصباح ‌يزدي ( دامت‌ بركاته ) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريــــــــــــخ 29/10/89 ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

قرآن؛ معيار حق و منبع قانون

يکي از روش‌هاي تربيتي قرآن کريم اين است که مردم را به داستان گذشتگان توجه مي‌دهد و در هر داستاني، توجه مردم را به نکات خاصي جلب مي‌کند. يکي از اهداف پرداختن به اين خطبه حضرت زهرا سلام‌الله‌عليها، تأسي به اين روش قرآني است. علاوه بر اين مي‌توانيم با توجه به تأکيدات مکرر مقام معظم رهبري حفظه‌الله درباره کسب بصيرت، از حکمت‌هاي اين خطبه هم بهره بگيريم.

بصيرت؛ ژرف‌انديشي و عاقبت‌انديشي

درباره حقيقت بصيرت و راه‌هاي کسب آن، هنوز هم ابهام‌هايي براي بعضي‌ها وجود دارد. به عنوان مقدمه عرض مي‌کنم که منظور از داشتن بصيرت اين است که اولاً: انسان با پديده‌هاي تاريخي و اجتماعي به نظر سطحي نگاه نکند؛ بلکه فکر کند ببيند عمق اين پديده و پشت صحنه آن چيست؛ ثانياً: به نتايج محدود و زودگذرش اکتفا نکند؛ بلکه تأمل کند ببيند اگر اين جريان ادامه پيدا کند به کجا مي‌انجامد. اين‌ها دو ويژگيِ انسانِ با بصيرت است. البته توصيه به ژرف‌انديشي و عاقبت‌انديشي دستورالعملي کلي است و باز جاي اين سؤال باقي مي‌ماند که: چه کنيم تا ژرف‌انديش و عاقبت‌انديش شويم. يکي از بهترين راه‌هاي کسب بصيرت اين است که انسان حوادث گذشته تاريخي را مطالعه کند و رفتارها و برخوردهاي افراد مختلف را در اين حوادث مورد دقت قرار دهد؛ ببيند چه کساني سطحي‌نگري کردند و نتيجه‌ اين نگرششان چه شد و چه کساني ژرف‌انديشي کردند و از اين نگاه عميق چه به دست آوردند.
يکي از عنايات ويژه الهي به مردم ما که در عالم هيچ قومي اين اندازه از آن بهره‌مند نبوده و نيست و نخواهد بود توفيق استفاده از داستان عاشوراست. اين‌که امام فرمود: «ما هر چه داريم از محرم و صفر است» يک شعار خشک و بي‌حساب نبود؛ بلکه کاملا واقع‌بينانه و محققانه اين سخن را فرمودند. ما از داستان عاشورا بهره‌مند شديم چراکه در طول هزار و چهارصد سال مدام اين حادثه را مرور کرديم و مدام درباره آن فکر کرديم. اين داستان را زنده نگه داشتيم و افراد مختلفِ اين داستان، رفتار آن‌ها و نتيجه کارشان را به دقت مورد بررسي قرار داديم. پيروزي انقلاب اسلامي يکي از بزرگ‌ترين دستاوردهاي اين ژرف‌انديشي بود. اما آن‌هايي که سطحي نگاه کردند و گفتند: «امام حسين براي شفاعت ما کشته شد!» آلت دست دشمنان شدند و دشمن از آن‌ها سوءاستفاده کرد. ادامه مطلب...

بسم الله الرّحمن الرّحيم

فتنه

آن چه پيش رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت الله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 19/03/89 ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

راضي به عمل، شريک عمل
انجام کارهاي اجتماعي و حتي کارهاي فردي به مقدماتي نيازمند است که بايد از قبل فراهم شود. انسان‌هايي که به لوازم کار، آگاهي دارند، قبل از انجام کار، برنامه‌ريزي مي‌کنند و مقدمات کار را فراهم مي‌نمايند تا به موقع از آن‌ها استفاده کنند. البته ممکن است در اين ميان اتفاقات غير منتظره‌اي پيش‌آيد؛ با اين وجود عُقلا براي کارهاي خود از پيش برنامه‌ريزي مي‌کنند. معمولاً وقتي مي‌بينيم پديده‌هايي از پي هم يا در کنار هم اتفاق مي‌افتند و در هم‌ديگر تأثير مي‌گذارند و بعد از مدتي نتيجه‌اي بر آنها بار مي‌شود، اين‌ها را نشانه بر اين مي‌دانيم که طرحي در کار بوده است.
برنامه‌ريزي و مقدمه‌چيني، هم از لحاظ صرف نيرو و هم از لحاظ زماني که به برنامه‌ريزي اختصاص داده مي‌شود، بايد با اهداف طرح تناسب داشته باشد. مثلاً انسان براي ساختن ساختماني که مي‌خواهد صد سال عمر کند يک نوع برنامه‌ريزي مي‌کند و براي خانه‌اي موقتي که مي‌خواهد شش ماه در آن زندگي کند به گونه ديگري برنامه‌ريزي مي‌کند. گاهي برنامه‌ها براي زماني بسيار طولاني و اهدافي خيلي بزرگ طراحي شده که مقدماتش بايد از نسلي به نسل ديگر منتقل شود؛ يک نسل بايد مقدمه‌اي را طراحي کند، نسل ديگر آن طرح را تکميل کند و نسل سوم از آن نتيجه بگيرد. اين يک نوع مشارکت است. گاهي عده‌اي برنامه‌اي را براي هدفي طراحي مي‌کنند يا اقدامي را انجام مي‌دهند و عده‌ي ديگري، گرچه عملاً مشارکتي ندارند، ولي با تشويق و تأييدِ طراحان در آن کار سهمي پيدا مي‌کنند. ادامه مطلب...

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

آن‌چه پيش رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت‌الله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 24/05/89 همزمان با شب پنجم ماه مبارک رمضان 1431 قمري ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

وحدت بر مدار حق

تقويت حق؛ هدف ما از وحدت

در دو جلسه گذشته مطالبي را پيرامون وحدت و اتحاد بيان کرديم. گفتيم که ارزش وحدت تابع ارزش هدفي است که براي آن انجام مي‌گيرد. اگر وحدت براي تحقق حقي باشد، به اندازه‌اي که آن حق ارزش دارد حفظ آن وحدت هم ارزش خواهد داشت و بر عکس اگر در راه ابطال حقي يا در راه تحقق باطلي انجام گيرد، نه تنها ارزشي ندارد، بلکه به اندازه ارزش منفي آن باطل، اين وحدت هم ارزش منفي خواهد داشت.
نکته ديگري که بايد به آن توجه داشت اين است که متحد و هماهنگ شدن، در رفتار ميسّر است و گرنه در فکر، اعتقاد و ايمان نمي‌توان بنا را بر تبعيت از غير گذاشت؛ همان‌طور که در دين ـ چه حق و چه باطل ـ اکراه معنا ندارد. اگر اکراهي هم صورت گيرد، اکراه بر انجام يا ترک عملي است؛ حداکثر کاري که مکرِه مي‌تواند انجام دهد اين است که مانع شود که شخص طبق اعتقادش عمل کند يا او را وادار کند که عملي بر خلاف مقتضاي اعتقادش انجام دهد. داستان ياسر و سميه و عمار اين بود که از طرف مشرکين بر برائت از اسلام اکراه شدند؛ اما هيچ يک از مشرکين نتوانستند اعتقاد آنها را سلب کنند. ياسر و سميه مقاومت کردند و حاضر نشدند از اسلام اظهار برائت کنند. مشرکين هم آنها را به قتل رساندند. عمار در لفظ اظهار برائت کرد و جانش را نجات داد؛ ولي خيلي مضطرب بود که آيا کار درستي کرده است يا نه. با حالت اضطراب خدمت رسول‌الله صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم مشرف شد و عرض کرد: «مي‌ترسم هلاک شده باشم» و بعد جريان را نقل کرد. اين آيه نازل شد: مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إيمانِهِ إِلاَّ مَنْ أُكْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإيمان.‏1 حضرت فرمودند: تو کار درستي کردي؛ تقيه کردي و جان خود را حفظ کردي؛ ولي اضطراب و شکي در ايمانت پيدا نشد. ادامه مطلب...

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

آن چه پيش ‌رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت ‌الله مصباح‌ يزدي ( دامت ‌بركاته ) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريـــــــــــــــــــــخ 21/02/90 ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

اجماعي دروغين بر عليه فاطمه سلام‌الله‌عليها

چکيده آنچه گذشت

از شرح خطبه مبارک حضرت زهرا سلام‌الله‌عليها به اين‌جا رسيديم که حضرت در مقام احتجاج با به اصطلاح خليفه اول که مزرعه فدک را تصرف کرده بود فرمودند: اگر قبول نداريد که فدک بخششي از طرف پدرم به من است که طبق دستور الهي (وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ)1 در زمان حيات مبارکش به من بخشيده است، لااقل بايد بپذيريد که اين ملک پدرم بوده و بعد از ايشان به وارثش منتقل مي‌شود و از آن­جا که پدرم غير از من وارثي ندارد بايد فدک در اختيار من باشد. شما به چه دليل آن را تصرف کرده­ايد؟ بعد رو به انصار فرمودند و پس از ذکر فضائل آن­ها، از ايشان به خاطر ياري نکردن جبهه حق گله کردند. مي­توان حدس زد که وقتي کلام حضرت به اين‌جا رسيده، جو مجلس ملتهب شده است. اين­جا خليفه اول متوجه شد شرايط نامناسبي بر مجلس حکم­فرماست و لازم است فضا را آرام کند. لذا در ابتدا شروع به ستاش حضرت زهرا سلام‌الله‌عليها کرد و گفت: «ما همه مرهون پدر شما هستيم و شما فرزند و وارث او هستيد و ما به شما محبت و علاقه داريم و حتي من حاضرم اموال خودم را به شما واگذار کنم. تصرف فدک براساس مصلحتي بوده که من براي جامعه اسلامي انديشيدم و البته من در اين تصميم تنها نبودم بلکه همه مسلمانان با من همراه بودند. اما من قسم مي­خورم از پيغمبر اکرم شنيدم که فرمود: ما انبيا ارثي باقي نمي‌گذاريم و آن‌چه بعد از ما بماند در اختيار ولي امر بعد از من است. من صلاح دانستم که اين ملک را صرف مصالح مسلمين و مخارج جهاد کنم!» ادامه مطلب...

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

آن‌چه پيش رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت‌الله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 28/05/89 همزمان با شب نهم ماه مبارک رمضان 1431 قمري ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

درياي نعم الهي

تفاوت نعم، آلاء و منن

... وَ الثَّنَاءُ بِمَا قَدَّمَ مِنْ عُمُومِ نِعَمٍ ابْتَدَأَهَا وَ سُبُوغِ آلَاءٍ أَسْدَاهَا وَ تَمَامِ مِنَنٍ أَوْلَاهَا؛ جَمَّ عَنِ الْإِحْصَاءِ عَدَدُهَا وَ نَأَى عَنِ الْجَزَاءِ أَمَدُهَا وَ تَفَاوَتَ عَنِ الْإِدْرَاكِ أَبَدُهَا؛1
اين خطبه شريف با حمد و شکر و ثناي الهي شروع شده است که به فرق بين‌ اينها اشاره شد. حضرت زهرا سلام‌الله‌عليها در ادامه مي‌فرمايند: «وَ الثَّنَاءُ بِمَا قَدَّمَ؛ خدا را ثنا مي‌گويم بر آن‌چه در اختيار بندگانش قرار داد.» انتخاب اين واژه ظاهراً براي رعايت سجع با جمله‌هاي قبلي است. قَدَّمَ يعني جَعلُ الشِّيء قدامک. در عربي وقتي مي‌خواهند بگويند: چيزي را در اختيار کسي قرار داد، مي‌گويند: قدَّمه لَه. ثناء ستايش مطلق است؛ بنابراين اعم است از نعمتهايي که خداوند به خود انسان عطا کرده و نعمتهايي که به ساير خلايق عنايت فرموده است. بعد اين نعمتها را بيان مي‌فرمايند. مي‌توانستند براي تفصيل و بيان نعمتها بفرمايند: مِنْ نِعَمٍ عَامّة وَ آلاءٍ جَمَّة؛ ولي اين ترکيبي که اين‌جا انتخاب شده خيلي لطيف‌تر است. به جاي اين‌که خود نعمتها را ذکر کنند و آنها را توصيف کنند به اين‌که اين نعمتها همگاني است، ابتدا بر همين عموميت نعمتها تکيه مي‌کنند و مي‌فرمايند: «مِنْ عُمُومِ نِعَمٍ ابْتَدَأَهَا؛ از نعمتهاي فراگير که ابتدائاً در اختيار متنعمين قرار داد.» بعضي از نعمتهاي خداوند، نعمتهايي است که ابتدا متنعم شرايط پذيرش آن را پيدا مي‌کند بعد خدا آن نعمت را به او عطا مي‌کند؛ ولي بعضي از نعمتهاست که خداوند قبل از اين‌که متنعم لياقت درک آن را پيدا کند آن نعمت را مي‌آفريند. جنيني که در شکم مادر است قبل از ‌اين‌که متولد شود خدا در سينه‌ مادر روزي او را خلق مي‌کند، و بالاتر از اين نعمتهايي است که قبل از خلقت انسان خداوند براي او مهيا کرده است. ادامه مطلب...

http://www.akhlagh.net/akhlagh/datasite90/images/audio.gifhttp://www.akhlagh.net/akhlagh/datasite90/images/audio.gif

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

آن چه پيش ‌رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت ‌الله مصباح‌ يزدي ( دامت ‌بركاته ) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريـــــــــخ 23/05/90 ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

وَتَخَلَّصْ إِلَى رَاحَةِ النَّفْسِ بِصِحَّةِ التَّفْوِيضِ؛1
براي توضيح اين عبارت از حديث شريف امام باقر عليه‌السلام دو مقدمه عرض مي‌كنم.

مقدمه (1): نظام تکوين و نظام تشريع

خداي متعال در اين عالم نظامي برقرار فرموده كه پديده‌هاي اين عالم به‌ وسيله اسباب و عللي به وجود مي‌آيند، به گونه‌اي که در هر لحظه‌ در هر فضاي محدود پديده‌هاي فراواني تحقق مي‌يابد كه ما از برشمردن آن‌ها عاجزيم. خداوند اين اسباب را در اختيار انسان قرار داده است تا با آن‌ها نيازهاي خود را برطرف كند و بتواند ادامه حيات دهد. بنابراين مي‌توان گفت: نظام دنيوي دو هدف دارد، يك هدف متوسط و يك هدف نهايي. خداوند متعال براي ارتباط انسان با اين اسباب و مسببات دو برنامه قرار داده است؛ به عبارت ديگر خداوند اين ارتباط را در دو سيستم طراحي کرده است؛ 1. سيستم تکويني؛ 2. سيستم تشريعي. مثلا انسان با تهيه غذا شکم خود را سير مي‌کند. در اين‌جا او با بهره‌گيري از نعمت‌هاي خدا به حيات خود ادامه مي‌دهد. يك روي مسأله اين است كه انسان بايد غذا بخورد تا سير شود؛ معمولا ما در اين محدوده به طور طبيعي به دنبال ارضاي غرايز خود هستيم و ابتدائا به حسب اين نظام به فكر تكليف نيستيم. اين يك برنامه است که خداوند قرار داده است و هر كس تلاش كند مي‌تواند از اين اسباب استفاده كند. شرط استفاده از اين برنامه ايمان نيست و كفر هم مانع آن نمي‌شود؛ كُلاًّ نُّمِدُّ هَـؤُلاء وَهَـؤُلاء مِنْ عَطَاء رَبِّكَ وَمَا كَانَ عَطَاء رَبِّكَ مَحْظُورًا؛2 گاه اسم اين اعطاي الهي را رحمت رحمانيِ الهي مي‌گذارند. همه موجودات از اين رحمت استفاده مي‌كنند. ولي اين هدف نهايي نيست. خداوند براي استفاده از اين نظام جهت نيل به اهداف بالاتر (تكامل انسان) برنامه ديگري هم قرار داده است و آن تکاليفي است که براي موجودات داراي اختيار و شعور قرار داده تا با انجام آن تکاليف لياقت رحمت ويژه‌اي را پيدا کنند. اين تكاليف (نظام تشريعي) نظامي است که بر روي نظام اسباب و مسببات سوار است. مثلا به کشاورز مي‌گويد: اگر بذر را در دل خاک بکاري و از آن مراقبت کني جوانه مي‌زند و رشد مي‌کند و نهايتا غذاي تو را تأمين مي‌کند. اما در ضمن بر او تکليف مي‌کند که بايد بذر از خودت باشد، زمين نبايد غصبي باشد و ... . ما نبايد حساب نظام تكوين را با حساب نظام تشريع اشتباه بگيريم.

ادامه مطلب...

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

آن‌چه پيش رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت‌الله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 02/06/89 همزمان با شب چهاردهم ماه مبارک رمضان 1431 قمري ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

افعال الهي

آفرينش از عدم

... ابْتَدَعَ الْأَشْيَاءَ لَا مِنْ شَيْ‏ءٍ كَانَ قَبْلَهَا، وَ أَنْشَأَهَا بِلَا احْتِذَاءِ أَمْثِلَةٍ امْتَثَلَهَا، كَوَّنَهَا بِقُدْرَتِهِ، وَ ذَرَأَهَا بِمَشِيَّتِه؛1
حضرت زهرا سلام‌الله‌عليها بعد از شهادت به وحدانيت الهي و اشاره به منّتي که خدا بر بندگان گذاشته که معرفت خودش را براي آن‌ها ميسر نموده است فرمودند: اما حقيقت ذات الهي و کنه صفات او براي هيچ کس قابل شناخت نيست. به تعبير ديگر، احاطه علمي بر ذات الهي و بر صفات او امکان ندارد؛ حتي مي‌توان گفت: حقيقت افعال الهي را هم درست درک نمي‌کنيم. مي‌دانيم که خداوند در جنين روح مي‌دمد و او را زنده مي‌کند يا مرده‌ها را در قيامت زنده مي‌کند يا ... و الفاظي را در اين موارد به کار مي‌بريم؛ اما حقيقت آن را درک نمي‌کنيم. شايد خداي متعال به بعضي از اولياي خودش مرتبه‌اي از افعال خود را ارائه فرموده است؛ مثلاً مرحوم علامه طباطبايي رضوان‌الله‌عليه فرمودند: ابراهيم نمي‌خواست زنده شدن مرده‌اي را ببيند؛ بلکه مي‌خواست حقيقت احياء را درک کند، و خداي متعال به وسيله زنده‌کردن پرندگان به دست خود حضرت ابراهيم عليه‌السلام آنچه امکان داشت را به او نشان داد. شايد معجزات انبياء در واقع کار خدا بود که به دست آن‌ها اجرا مي‌شد و ايشان حقيقت فعل خدا را مي‌يافتند؛ اما ديگران در شرايط عادي نمي‌توانند حقيقت فعل خدا را درک کنند. نمي‌توانند بفهمند خدا چگونه خلق مي‌کند؟ چگونه مي‌ميراند؟ و ... به اين افعال الهي تنها مفاهيمي را اطلاق مي‌کنيم، مثلاً مي‌گوييم: «او زنده مي‌کند» و اين مفاهيم را مي‌فهميم. اين مفاهيم از قبيل معقولات ثاني است که براي حقايق خارجي جنبه سمبليک دارد. ادامه مطلب...

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

آن چه پيش ‌رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت ‌الله مصباح‌ يزدي ( دامت ‌بركاته ) در دفتر مقام معظم  رهبري است كه در تــاريـخ 15/10/89 ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

فضايل اميرالمؤمنين و رذايل دشمنانش

فَأَنْقَذَكُمُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى بِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ بَعْدَ اللَّتَيَّا وَ الَّتِي، وَ بَعْدَ أَنْ مُنِيَ بِبُهَمِ الرِّجَالِ، وَ ذُؤْبَانِ الْعَرَبِ، وَ مَرَدَةِ أَهْلِ الْكِتَابِ كُلَّما أَوْقَدُوا ناراً لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللَّهُ، أَوْ نَجَمَ قَرْنٌ لِلشَّيْطَانِ، وَ فَغَرَتْ فَاغِرَةٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ، قَذَفَ أَخَاهُ فِي لَهَوَاتِهَا، فَلَا يَنْكَفِئُ حَتَّى يَطَأَ جناحهاصِمَاخَهَا بِأَخْمَصِهِ، وَ يُخْمِدَ لَهَبَهَا بِسَيْفِهِ، مَكْدُوداً فِي ذَاتِ اللَّهِ، وَ مُجْتَهِداً فِي أَمْرِ اللَّهِ، قَرِيباً مِنْ رَسُولِ اللَّهِ، سَيِّدَ أَوْلِيَاءِ اللَّهِ، مُشَمِّراً نَاصِحاً، مُجِدّاً كَادِحاً، لا تأخذه في الله لومة لائم وَ أَنْتُمْ فِي رَفَاهِيَةٍ مِنَ الْعَيْشِ، وَادِعُونَ فَاكِهُونَ آمِنُونَ، تَتَرَبَّصُونَ بِنَا الدَّوَائِرَ، وَ تَتَوَكَّفُونَ الْأَخْبَارَ، وَ تَنْكِصُونَ عِنْدَ النِّزَالِ، وَ تَفِرُّونَ عِنْدَ الْقِتَال؛
آنچه قرائت شد فرازي از خطبه مبارک حضرت زهرا سلام‌الله‌عليها بود که بخش‌هايي از آن را قبلا خوانده بوديم. ابتدا عبارات تلاوت شده را ترجمه‌اي تحت‌الفظي مي‌کنم و بعد در حدي که خداي متعال توفيق دهد توضيحاتي عرض مي‌نمايم. تا اين‌جا حضرت خطاب به مردم ضمن اشاره به اهميت رسالت پيامبر و زحماتي که براي هدايت مردم متقبل شدند فرمودند: شما در شرايط بسيار سختي بوديد. وضعيت اقتصادي شما به حدي ضعيف بود که حتي آب آشاميدني سالمي نداشتيد و غذايتان بسيار غذاي پستي بود. در دنيا جايگاه و اعتباري نداشتيد و از لحاظ فرهنگي در نهايت پستي زندگي مي‌کرديد. ادامه مطلب...

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

آن‌چه پيش رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت‌الله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 31/05/89 همزمان با شب دوازدهم ماه مبارک رمضان 1431 قمري ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

انواع خداشناسي

علم حضوري وحصولي

و أشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شريك له كلمة جعل الإخلاص تأويلها و ضمن القلوب موصولها و أنار في الفكر معقولها؛
حضرت زهرا سلام‌الله‌عليها شهادت به توحيد را با سه ويژگي مشخص کرده‌اند. يکي اين‌که اين شهادت تنها يک بيان لفظي نيست؛ بلکه حقيقت بسيار عميقي دارد و بايد سعي کرد به آن حقيقت رسيد. آن حقيقت، اخلاص است که در جلسه قبل در حدي که خداي متعال توفيق داد در اين باره بحث کرديم. بعد مي‌فرمايند: خداوند متعال يافتن اين حقيقت را در دل‌هاي انسان‌ها قرار داده است و به تعبير ديگر، دل‌ها را مفطور بر توحيد قرار داده است. اما بيان عقلي و تعقلي‌اش چيزي است که در ذهن و فکر انسان تحقق پيدا مي‌کند که آن را هم خداوند، نوراني و روشن قرار داده است. امشب درباره اين دو جمله اخير و فرق آن‌ها مطالبي عرض مي‌کنم. براي روشن شدن مطلبي که مي‌خواهم عرض کنم توجه به دو مقدمه لازم است. ادامه مطلب...

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

آن‌چه پيش رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت‌الله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 04/06/89 همزمان با شب شانزدهم ماه مبارک رمضان 1431 قمري ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

اهداف آفرينش

در سخن فاطمه زهرا سلام‌الله‌عليها

خلاصه مباحث گذشته

... كَوَّنَهَا بِقُدْرَتِهِ، وَ ذَرَأَهَا بِمَشِيَّتِهِ، مِنْ غَيْرِ حَاجَةٍ مِنْهُ إِلَى تَكْوِينِهَا، وَ لَا فَائِدَةٍ لَهُ فِي تَصْوِيرِهَا، إِلَّا تَثْبِيتاً لِحِكْمَتِهِ، وَ تَنْبِيهاً عَلَى طَاعَتِهِ، وَ إِظْهَاراً لِقُدْرَتِهِ، و دلالَةً عَلَى رُبُوبِيَّتِه وَ تَعَبُّداً لِبَرِيَّتِهِ، وَ إِعْزَازاً لِدَعْوَتِهِ، ثُمَّ جَعَلَ الثَّوَابَ عَلَى طَاعَتِهِ، وَ وَضَعَ الْعِقَابَ عَلَى مَعْصِيَتِهِ، ذِيَادَةً لِعِبَادِهِ مِنْ نَقِمَتِهِ وَ حِيَاشَةً لهُمْ إِلَى جَنَّتِه؛
در بيان توضيح فقراتي از خطبه حضرت زهرا سلام‌الله‌عليها به اين‌جا رسيديم که با عبارت کوتاهي تأکيد فرمودند که خداي متعال نهايت اختيار را دارد و همه چيز تابع مشيت اوست. به اين مناسبت انتقال پيدا کردند به اين معنا که هدفش از آفرينش اين عالم چيست؟ در جلسه گذشته به طور فشرده در اين باره توضيحي عرض کرديم. گفتيم: اگر منظور از هدف همان چيزي است که در کارهاي اختياري ما مطرح است، اين هدف درباره فاعلي صدق مي‌کند که احتياج به هدفي دارد و چون به آن هدف نرسيده و واجد آن کمال نيست، آن کار را انجام مي‌دهد تا او را به آن هدف برساند، و داشتن هدف به اين معنا در مورد خداي متعال صحيح نيست. خدا به چيزي احتياج ندارد؛ لذا حضرت زهرا سلام‌الله‌عليها تأکيد مي‌فرمايند: ذَرَأَهَا بِمَشِيَّتِهِ، مِن غَير حاجةٍ مِنهُ إِلى تَكوِينِها و لا فائدةٍ في تَصويرِها. ادامه مطلب...

بسم الله الرّحمن الرّحيم

وظايف ما در فتنه ها

آن چه پيش رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت الله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ  18/01/89 ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

وظايف ما در فتنه­ها
در چند جلسه گذشته در مورد فتنه بحث مي­کرديم. آخرين بحث اين بود که ما در مقابل فتنه­ها چه وظيفه­اي داريم. گفتيم: در فتنه­هاي فردي که آزمايش­هاي فردي روزمرّه­اند، تنها وظيفه اين است که ببينيم تکليف شرعي چيست و آن را انجام دهيم؛ ولي در فتنه­هاي اجتماعي ما سه گونه وظيفه داريم: يک وظيفه اين است که خود را از آفات فتنه حفظ کنيم تا طعمه شيطان نشويم. وظيفه ديگر اين است که از مردمي که در معرض فتنه­اند با آگاهي بخشي، دست­گيري کنيم، و وظيفه سوم مقابله با فتنه­انگيزان است. ادامه مطلب...

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

آن‌چه پيش رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت‌الله مصباح يزدي (دامت‌ بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 09/06/89 هم‌ زمان با شب بيست و يکم ماه مبارک رمضان 1431 قمري ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

رسالت‌هاي پيامبر

... فَرَأَى الْأُمَمَ فِرَقاً فِي أَدْيَانِهَا، عُكَّفاً عَلَى نِيرَانِهَا، عَابِدَةً لِأَوْثَانِهَا، مُنْكِرَةً لِلَّهِ مَعَ عِرْفَانِهَا، فَأَنَارَ اللَّهُ بِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ ظُلَمَهَا، وَ كَشَفَ عَنِ الْقُلُوبِ بُهَمَهَا، وَ جَلَى عَنِ الْأَبْصَارِ غُمَمَهَا، وَ قَامَ فِي النَّاسِ بِالْهِدَايَةِ، وَ أَنْقَذَهُمْ مِنَ الْغَوَايَةِ، وَ بَصَّرَهُمْ مِنَ الْعَمَايَةِ، وَ هَدَاهُمْ إِلَى الدِّينِ الْقَوِيمِ، وَ دَعَاهُمْ إِلَى الطَّرِيقِ الْمُسْتَقِيم‏؛1
حضرت زهرا سلام‌الله‌عليها بعد از اشاره به حکمت بعثت انبياء و به خصوص بعثت پيغمبر اکرم صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم ‌به توضيح وضعيت جهان در زمان بعثت آن حضرت مي‌پردازند. در نهج‌البلاغه وقتي اميرالمؤمنين عليه‌السلام وضع بشر در زمان بعثت را ترسيم مي‌کنند به ابعاد مختلفِ اعتقادي، اخلاقي، اقتصادي و اجتماعي جامعه آن زمان اشاره مي‌کنند؛ اما حضرت زهرا سلام‌الله‌عليها فقط ناهنجاري‌هاي ديني آن زمان بيان مي‌کنند. شايد نکته‌اش اين باشد که هدف اصلي حضرت از انشاء اين خطبه اتمام حجت درباره مسأله رسالت و ادامه‌ آن يعني مسأله امامت است و ذکر مسأله فدک بهانه‌اي بود براي انجام رسالت و نقشي که مي‌توانستند در هدايت مردم ايفا کنند؛ نقشي که اجراي آن از هيچ فرد ديگري ساخته نبود. در ادامه خطبه روشن خواهد شد که مسأله‌اي که حضرت زهرا سلام‌الله‌عليها بيشترين تأکيد را روي آن دارند مسأله جانشيني اميرالمؤمنين نسبت به پيغمبر اکرم عليهما‌السلام است و آنچه در اين جهت بيشتر مورد توجه است نقشي است که امام بعد از رحلت پيغمبر اکرم در ميان جامعه دارد و آن، ادامه و اتمام کار پيامبر در جامعه است. ادامه مطلب...

بسم الله الرّحمن الرّحيم

فتنه‌هاي اجتماعي

آن چه پيش رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت الله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ  25/01/89 ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

نحوه شکل­گيري فتنه­هاي اجتماعي
در چند جلسه اخير درباره فتنه بحث مي‌کرديم. يکي از بحث‌هائي که جا دارد مورد تفکر قرار گيرد، بحث کيفيت شکل­گيري فتنه است. بحث مورد نظر ما، فتنه‌هاي اجتماعي است. فتنه‌هاي اجتماعي چگونه شکل مي‌گيرد؟ اين گونه مسائل را مي­توان به دو سبک بحث کرد: 1. تحليلي؛ 2. تاريخي؛ يعني يک راه اين است که تعدادي از فتنه‌هائي را که در تاريخ اتّفاق افتاده است، مطالعه کنيم و ببينيم منشأ آن‌ها از کجا شروع شده، چه کساني در آن دخالت داشته‌اند، چه روش‌هائي را به کار گرفته‌اند، و نهايتاً به کجا انجاميده است. اين روش تقريباً روشي استقرائي است. امّا تحليل يک واقعه، يا به طور کلي يک پديده اجتماعي به نام فتنه کار متفاوتي است، هرچند براي اين­که از قضاياي تاريخي هم نتيجه آموزنده و عبرت آموزي بگيريم باز احتياج به تحليل داريم. آنچه اکنون در نظر بنده است، روش تحليلي است. يعني مي­خواهيم ببينيم اصولاً فتنه چگونه شکل مي‌گيرد. ادامه مطلب...

http://www.akhlagh.net/akhlagh/datasite90/images/audio.gifhttp://www.akhlagh.net/akhlagh/datasite90/images/audio.gif

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

آن چه پيش ‌رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت ‌الله مصباح ‌يزدي ( دامت ‌بركاته ) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريــــــــــــــــــخ 20/05/90 ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

طرح مسأله

وانْزِلْ سَاحَةَ الْقَنَاعَةِ بِاتِّقَاءِ الْحِرْصِ وَ ادْفَعْ عَظِيمَ الْحِرْصِ بِإِيثَارِ الْزهادةِ وَ اسْتَجْلِبْ حَلَاوَةَ الزَّهَادَةِ بِقَصْرِ الْأَمَلِ؛1
امام باقر صلوات‌الله‌عليه در ادامه حديث شريفي که براي جابر بيان کرده‌اند مي‌فرمايند: با پرهيز از حرص، در عرصه قناعت نازل شو، و با انتخاب زهد و وارستگي، حرص بزرگ را از خود دور كن و به وسيله کوتاه کردن آرزها، حلاوت زهد را كسب كن!
در اين سه جمله كه كم و بيش به هم مربوط‌اند چند مفهوم اخلاقي ذكر شده كه همه با آن‌ها آشنا هستيم؛ قناعت در مقابل حرص، زهد در مقابل وابستگي به دنيا، و كوتاه‌كردن آرزو در مقابل آرزوهاي طولاني. در مفهوم آنها و در تطبيق آنها بر مصاديق، اندکي ابهام وجود دارد. قناعت يعني انسان به آن‌چه دارد و براي او ميسر است اكتفا كند. اما آيا هميشه و همه جا انسان بايد به آنچه دارد اکتفا کند و اين قناعتْ مطلوب محسوب مي‌شود؟ آيا نبايد براي زندگي خويش كار و تلاش انجام ندهد؟ آيا تلاش براي پيشرفت در عرصه اقتصاد و ساير عرصه‌ها نامطلوب است؟ آيا انسان هميشه بايد به نان و پنيري اكتفا كند و شكر خدا را به جا آورد؟ از طرف ديگر حرصْ مفهومي ضد ارزشي است و در بعضي از روايات يكي از پايه‌هاي كفر شمرده شده است. حال اگر حرص مذموم است يعني هميشه انسان بايد همّتي كوتاه داشته باشد و به دنبال چيزهاي بااهميت نرود؟ افراد تنبل از اين مفاهيم اين‌گونه استفاده مي‌كنند. چون حال و حوصله كار كردن زياد ندارند مي‌گويند: «ما اهل قناعت‌ايم و حرص نمي‌ورزيم!» در واقع تنبلي خود را مي‌خواهند با اين مفاهيم توجيه كنند. سؤال ديگر اين‌که مفهوم آرزوي کوتاه با مفهوم علوّ همت كه محبوب خداست چگونه جمع مي‌شود؟ مصداق همت بلند كجاست و مصداق آرزوي كوتاه کدام است؟ اين‌ سؤال‌ها نكته‌هاي ابهامي است كه در اطراف اين سه جمله وجود دارد و اگر خداي متعال توفيق دهد توضيح مختصري در باره آن‌ها عرض مي‌كنم.

ادامه مطلب...

بسم الله الرّحمن الرّحيم

بررسي چند شبهه

آن چه پيش رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت الله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ  19/12/88 ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

در چند جلسه گذشته آن اندازه که خداي متعال توفيق داد، درباره فتنه بحث کرديم. از مطالب گذشته اين بود که فتنه يکي از مصاديق امتحان است و امتحان يک سنّت عام إلهي و غير قابل تعطيل است و هميشه به صورت‌هاي مختلف واقع خواهد شد. با توجه به اين مطالب ممکن است سؤالاتي مطرح شود که به دسته­اي از آن­ها اشاره مي­کنيم.

مسئوليت در سلسله مراتب اسباب فتنه
ممکن است گفته شود: وقتي امري از سنّت‌هاي الهي است و بايد واقع شود، به عبارت ديگر، مورد تقدير الهي است، نتيجه‌اش، نتيجه تقدير خداست و بايد پذيرفت و ما در مقابل آن دست بسته­ايم. از افرادي که ديدي سطحي دارند، زياد شنيده مي­شود که در مورد مشکلات پيش رو مي‌گويند: «اين امور از فتنه‌هاي آخرالزّمان است و چاره­اي از آن نيست و اين­ها در سخنان بزرگان پيش‌بيني شده است»! حتّي وقتي به نحوه تربيت فرزندان­شان و رفتار خانواده­هايشان شکايتي مطرح مي­شود، مي­گويند: «آخرالزّمان است ديگر، اين­ها مقتضاي زمان است و بايد پذيرفت»! اين­گونه افراد در واقع با اين منطق، مي‌خواهند خودشان را تبرئه کنند. نظير اين سؤال، شبهه­اي است که در مورد فتنه­هاي شيطان مطرح مي­شود. به اين بيان که خدا خواسته انسان­ها آزمايش شوند، شيطان را هم خلق کرده براي اين که اين نقش را ايفا کند؛ پس شيطان نبايد مورد رجم و لعن قرار گيرد. البته نظير اين شبهه در ساير اسباب فتنه هم مطرح مي­شود؛ به اين صورت که وقتي خدا خواسته اين فتنه‌ها واقع شود: «... إِنْ هِيَ إِلاَّ فِتْنَتُكَ تُضِلُّ بِها مَنْ تَشاءُ وَ تَهْدي مَنْ تَشاء ...»1، ديگر نبايد آن‌ها را مؤاخذه کرد؛ چراکه آن‌ها اسباب امتحان هستند! ادامه مطلب...

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

آن‌چه پيش رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت‌الله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 01/06/89 همزمان با شب سيزدهم ماه مبارک رمضان 1431 قمري ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

امکان شناخت خدا

دفع يک توهم

... الممتنع عن الأبصار رؤيته و عن الأوهام كيفيته و عن الألسن صفته؛1
حضرت زهرا سلام‌الله‌عليها فرمودند که خداي متعال آشنايي و دريافت توحيد را در قلب‌ها به وديعت گذاشته و درک عقلي توحيد را در ذهن و فکر انسان روشن و واضح قرار داده است. اين دو جمله اين معنا را به ذهن مي‌آورد که شناخت خدا خيلي شناخت واضح و روشني است و ممکن است توهم شود که هر کسي مي‌تواند درک روشني از حقيقت خدا داشته باشد. شايد براي دفع اين توهم، حضرت زهرا سلام‌الله‌عليها چند جمله بعدي را اضافه مي‌کنند و مي‌فرمايند: درست است که خدا درک عقلي توحيد را واضح قرار داده، اما هم چشم انسان از ديدن خدا عاجز است و هم وهم انسان از تصور ذهني خدا و هم زبان انسان از وصف حقيقي او.
در اين زمينه که خدا را چگونه مي‌توان شناخت و همچنين چه شناخت‌هايي درباره خدا امکان ندارد، از ديرباز بين متکلمين بحث‌هاي فراواني واقع شده است. بعضي‌ها که خيلي اهل ظاهرند و قدرت تعمق ندارند از بعضي‌ آيات و روايات برداشت کرده‌اند که خدا قابل رؤيت است و با چشم سر مي‌توان خدا را ديد! برخي ديگر گفته‌اند: در اين عالم نمي‌توان خدا را با چشم ديد؛ اما در آخرت خدا با چشم ديده مي‌شود! بزرگاني از علماي اهل تسنن به اين سخنان تصريح کرده‌اند. ادامه مطلب...

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

آن چه پيش‌رو داريد گزيده­اي از سخنان حضرت آيت ‌الله مصباح ‌يزدي ( دامت ‌بركاته ) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 04/12/89 ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

راهکارهاي ايجاد وحدت مذاهب اسلامي

حد نصاب وحدت

هفته وحدت فرصتي است براي اين‌که همه طوايف مسلمين ارتباط بيشتري با همديگر پيدا کنند و در مقابل دشمنانشان با هم اتحاد و اتفاق بيشتري داشته باشند. خدا را بر اين نعمت شکر مي‌کنيم که به برکت جمهوري اسلامي چنين شرايطي فراهم شد و بسياري از دشمني‌ها که ناشي از تعصبات کور است از ميان برادران مسلمان برداشته شد يا بسيار تخفيف پيدا کرد. با اين‌که بيش از سي‌سال است اين مسأله مطرح شده و هر سال مراسمي به اين مناسبت برگزار مي‌شود اما هنوز راجع به مفهوم وحدت اسلامي کم­وبيش ابهام‌هايي وجود دارد. برخي افراد گمان مي‌کنند منظور از وحدت اين است که مذاهب کلامي و مذاهب فقهي همه طوايف مسلمان يکي شوند و در عمل از يک فتوا تقليد کنند. چنين انتظاري خيلي دور از واقعيت است. سوابق ذهني انسان در فهم او و بعد هم در رفتار او تأثير دارد. پس منظور از وحدت اين نيست که اعتقادات، اعمال، رفتار و فتاوايِ همه، يکي شود؛ بلکه وحدت و اتحاد مفهومي تشکيکي و داراي مراتب است. يک مرتبه‌اي از اين وحدت براي همه لازم است و قطعا بايد رعايت شود وگرنه به ضرر اسلام تمام خواهد شد و فقط دشمنان اسلام نفع خواهند برد و آن اختلافاتي است که باعث مي‌شود مسلمانان رودرروي هم قرار گيرند، به همديگر بدگويي کنند و بينشان دشمني ايجاد شود. همه مسلمانان بايد براي رسيدن به وحدتي که مانع از اين قبيل اختلافات شود تلاش کنند به طوري­که عملا به همديگر احترام بگذارند و براي هر مسلماني مرزي قائل باشند که در حوزه کار خود، عقايد خودش را داشته باشد و به فقه خودش عمل کند. شبيه اختلافاتي که در ميان شيعيان در عمل به فتاواي مراجعشان وجود دارد. آيا وقتي ما مي‌گوييم: شيعيان بايد وحدت داشته باشند، معنايش اين است که همه بايد مقلد يک مرجع شوند؟! شبيه به اين راه­کار بايد در بين مسلمانان اجرا شود. در بين مسلمانان بيشتر، اختلافاتِ فقهي معروف است. چهار مذهب فقهي معروف اهل‌سنت عبارت­اند از شافعي، مالکي، حنفي و حنبلي که تابع چهار نفر از علماي بزرگشان هستند و به اسم آن­ها معروف­اند. گويا هر کدام از اين­ها مقلد يک مرجعي هستند و به فتواي او عمل مي­کنند. در اين صورت مي­توانيم بگوييم: شما اعمال­تان را طبق فتواي مرجع خودتان انجام دهيد، ما هم اعمالمان را طبق فتواي مرجع خودمان انجام مي­دهيم. وحدت در اين مقام اقتضا مي‌کند که رفتار ما با ساير مسلمانان طوري باشد که همديگر را به رسميت بشناسيم و اختلاف در بعضي اعتقادات کلامي يا در بعضي از فتاواي فقهي باعث نشود که همديگر را تکفير کنيم. در مقابل اين طرز فکر، فکر نادري هست که به «تکفيري» معروف است. معتقدان به اين رويکرد مي‌گويند: «فقط ما مسلمان واقعي هستيم و بقيه همه کافرند و خونشان حلال است و مي­توان به ناموسشان تجاوز کرد!» اگر اين دسته که طايفه بسيار اندکي هستند را کنار بگذاريم ساير مسلمانان چنين اعتقادي ندارند. بلکه سال‌ها در کنار هم زندگي کرده و با هم دوست و برادر بوده ­اند.

ادامه مطلب...

http://www.akhlagh.net/akhlagh/datasite90/images/audio.gifhttp://www.akhlagh.net/akhlagh/datasite90/images/audio.gif

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

آن چه پيش‌ رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت ‌الله مصباح ‌يزدي ( دامت‌ بركاته ) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريـــــــــخ 25/05/90 ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بص يرت ما ب يافزا يد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

معنا و مفهوم رقّت قلب

وَتَعَرَّضْ لِرِقَّةِ الْقَلْبِ بِكَثْرَةِ الذِّكْرِ فِي الْخَلَوَاتِ؛1
در ادامه حديث شريفي كه از امام باقر صلوات‌الله‌عليه خطاب به جابربن‌يزيد‌جعفي نقل شده، حضرت مي‌فرمايند: «براي رقّت قلب، در خلوت‌ها زياد ياد خدا كن.» رقّت قلب حالتي است كه به موجب آن، انسان در مقابل عواملي كه موجب برانگيخته شدن احساسات و عواطف مي‌شوند زود منفعل مي‌شود. اثر ظاهري‌ آن هم اشك چشم است. البته عوامل ريزش اشك مختلف است. شايد بعضي گمان مي‌كنند كه گريه‌كردن فقط در اثر ترس است؛ آن هم ترس از عذاب جهنم. ولي گريه انواعي دارد؛ ممکن است گر يه در اثر شادي ناگهان ي و مفرط باشد. مثلا مادري كه بعد از سال‌ها فرزندش را م ي‌ب يند آن قدر شاد مي‌شود كه گريه مي‌كند. گاهي گريه از رو ي شرم است. مثلا اگر انسان نسبت به كسي اهانتي کرده باشد، وقتي با او مواجه مي‌شود از شرم گريه‌اش مي‌گيرد. گاهي گريه‌ به خاطر ناام يد ي از حصول نت يجه است. به هر حال، اين حالت انفعال در انسان «رقّت قلب» گو يند و اثر ظاهري آن گر يه کردن است.

ادامه مطلب...

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

آن چه پيش‌رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت‌ الله مصباح‌ يزدي ( دامت‌ بركاته ) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 11/12/89 ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

افشاي عدم صلاحيت خلفا در کلام حضرت فاطمه سلام‌الله‌عليها

نگاهي به مباحث گذشته

موضوع بحث ما خطبه حضرت زهرا سلام‌الله‌عليها بود که به خطبه فدکيه معروف است. براي حفظ ارتباط بحث، خلاصه‌اي از مباحث گذشته را عرض مي‌کنم. داستان از اين قرار است که بعد از رحلت رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله‌ عده‌اي جمع شدند و به اين عنوان که مبادا جامعه اسلامي بي‌رهبر بماند، براي پيغمبر خليفه تعيين کردند. مخالفان هم حرفشان به جايي نرسيد و غلبه با آن گرايشي بود که مي‌گفت: «بايد مردم براي پيغمبر جانشين تعيين کنند!» از جمله کارهايي که حکومت از همان روزهاي اول انجام داد اين بود که ملکي که پيغمبر اکرم با دستور الهي به حضرت زهرا سلام‌الله‌عليها واگذار کرده بود از ايشان گرفتند و گفتند: «اين اموال بايد در اختيار حاکم قرار بگيرد!» حضرت زهرا سلام‌الله‌عليها چند مرتبه درباره اين تصرف به حاکم وقت اعتراض کردند. طبق روايات ما و بعضا اهل تسنن، در يک مرحله خليفه اول دست خطي نوشت که اين ملک مال حضرت زهراست؛ ولي کساني ديگر اين را برنتافتند و آن دست خط را گرفتند و از بين بردند.
نکته‌اي که نبايد فراموش شود اين است که برخلاف گمان افراد ساده‌انگار، اصرار حضرت زهرا سلام‌الله‌عليها بر اين مسأله به خاطر منافع اقتصادي نبود؛ بلکه بعد از نااميدي از بازگشت خلافت به مسير اصلي خودش، احساس وظيفه کردند که دو مسأله را هم براي معاصرين خود و هم براي آيندگان روشن کنند؛ مسأله اول اين‌که بايد همه بدانند اين عملي که صورت گرفت به اجماع مسلمانان نبوده است و مسأله دوم اين‌که انتخابي که صورت گرفت انتخاب خوبي نبوده و کساني که امور را به دست گرفته‌اند صلاحيت اين کار را ندارند. حضرت زهرا سلام‌الله‌عليها به اين منظور چند مرتبه به مسجد که محل حکومت بود تشريف بردند و با خليفه وقت صحبت‌هايي کردند. حضرت در يک جلسه فرمودند: «فدک ملکي است که پدرم به من بخشيده است (نحلة أبي) و در زمان خود پيغمبر و بعد از ايشان هم در اختيار من بوده است. اکنون شما به چه دليل آن را تصرف کرديد؟!» به ايشان گفته شد: «شما براي اين ادعا بايد دليل و شاهد بياوريد!» اين پاسخ برخلاف اصول قضاوت اسلامي بود؛ چراکه وقتي ملکي در تصرف کسي باشد به اصطلاح بر آن يد دارد و اگر کسي ادعايي نسبت به آن داشته باشد قاضي نبايد از صاحب يد دليل بخواهد؛ بلکه کسي که عليه آن ادعا مي‌کند بايد بينه بياورد (البينة علي المدعي). ولي آن‌ها اصرار داشتند که: «فعلا ملک در دست ماست و شما اگر حرفي داريد بايد بينه اقامه کنيد!» حضرت زهرا سلام‌الله‌عليها، اميرالمؤمنين عليه‌السلام و‌ ام‌ايمن را به عنوان شاهد معرفي کردند. مطابق سنت پيغمبر اکرم صلي‌الله‌عليه‌وآله وقتي يک شاهد آن قدر معتبر باشد که کسي او را دروغگو نمي‌داند شهادت او به جاي دو شاهد قبول مي‌شود. خزيمة ‌بن ‌ثابت کسي بود که پيغمبر اکرم شهادت او را به جاي دو شهادت قبول کردند و لقب «ذوالشهادتين» گرفت. در اين‌جا شايسته بود وقتي مثل علي‌ (ع) شهادت مي‌دهد ديگر سراغ شاهد ديگري را نگيرند. اما اين شهادت را هم نپذيرفتند. سرانجام اين جلسه بدون اين‌که ادعاي حضرت را بپذيرند تمام شد. يکي دو مرتبه ديگر رفت‌وآمدها و گفت‌وگوهايي انجام شد که در يک مرتبه بالاخره خليفه نتوانست جواب متقني بدهد. لذا نوشته‌اي به عنوان سند به حضرت داد که آن سند هم از بين رفت.
حضرت زهرا سلام‌الله‌عليها بار ديگر به مسجد تشريف بردند و فرمودند: «حال که نحله بودن فدک را نپذيرفتيد، بايد بدانيد که من يگانه دختر پيغمبرم و اگر پيغمبر ارثي داشته باشد به من مي‌رسد. بايد آن را به عنوان ارث به من بدهيد.» اين مسأله‌ هم در واقع زمينه‌اي براي اثبات عدم صلاحيت متصديان حکومت و قضاوت بود. وقتي حضرت زهرا سلام‌الله‌عليها ادعاي ارث کردند در جواب ايشان گفته شد که: «پيغمبران ارثي به جا نمي‌گذارند. قانون ارث براي مردم عادي است. وقتي پيغمبران از دنيا بروند اموالشان هم بايد در راه خدا مصرف شود!» ادامه مطلب...

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

آن چه پيش‌رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت‌الله مصباح ‌يزدي (دامت ‌بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 03/09/89 ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

شرک، دشمن‌ترين دشمن

عيد خدا

فرارسيدن عيد سعيد غدير، عيدالله‌الأکبر را به پيشگاه مقدس ولي‌عصر ارواحنافداه تبريک و تهنيت عرض مي‌کنم و براي اين که در شب عيد غدير يادي از مولا اميرالمؤمنين صلوات‌الله‌عليه کرده باشيم نکته‌اي را در رابطه با عيد غدير عرض مي‌کنم.
ما در قنوت نماز عيد فطر و نماز عيد اضحي مي‌خوانيم: «الذي جعلته للمسلمين عيدا.» از اين‌گونه تعبيرات مي‌توان استفاده کرد که عيد فطر و عيد اضحي، عيد مسلمانان‌اند. اما در روايات از عيد غدير به عنوان عيد الله الاکبر ياد شده است و اين تعبير، بار معنايي زيادي دارد. اين عيد، عيد خداست و عيد فطر عيد مسلمانان. در توضيح علت اين نام‌گذاري شايد بتوان گفت: مسلمانان در ماه رمضان يک ماه روزه مي‌گيرند و از خداوند انتظار پاداش دارند. ايشان براي تتميم عبادت يک‌ماهه، عيد مي‌گيرند و در آن روز نماز مي‌خوانند. در واقع عيد فطر مکمل يک ماه روزه‌داري است. از طرف ديگر خداي متعال در طول 23 سال اسلام را بر پيغمبر اکرم نازل کرد و در طول اين مدت به هر مناسبت حکمي نازل فرمود. با اين حال هنوز اين دين ناقص بود. اما بالاخره يک روز فرمود: الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُم‏.1 عيد فطر روز اکمال ماه رمضان است؛ اما امروز روزي است که خدا کار خود را کامل مي‌کند. خدا تشريع دينش را با ولايت علي عليه‌السلام کامل کرد.‌ پس اين عيد، عيدالله است. از اين‌رو مي‌توان گفت: اين عيد حتي بر عيد فطر و عيد اضحي شرف دارد. از خداوند درخواست مي‌کنيم که توفيق عبادت در اين روز را هم به ما مرحمت کند. به خدا قسم! اگر اميرالمؤمنين عليه‌السلام گوشه چشمي به ما کند سعادت دنيا و آخرت ما تضمين مي‌شود. ادامه مطلب...

http://www.akhlagh.net/akhlagh/datasite90/images/audio.gifhttp://www.akhlagh.net/akhlagh/datasite90/images/audio.gif

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

آن چه پيش‌رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت ‌الله مصباح ‌يزدي ( دامت ‌بركاته ) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريـــــــــــــــــــــخ 17/05/90 ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
عوامل ايجاد انگيزه شُکر
مروري بر گذشته
يَا جَابِرُ اسْتَكْثِرْ لِنَفْسِكَ مِنَ اللَّهِ قَلِيلَ الرِّزْقِ تَخَلُّصاً إِلَى الشُّكْرِ وَ اسْتَقْلِلْ مِنْ نَفْسِكَ كَثِيرَ الطَّاعَةِ لِلَّهِ إِزْرَاءً عَلَى النَّفْسِ وَ تَعَرُّضاً لِلْعَفْوِ؛1
در ادامه حديث شريف جابر به اين‌جا رسيديم که امام باقر عليه‌السلام بعد از بيان اوج مقام ولايت اهل‌بيت صلوات‌الله‌عليهم‌اجمعين‌، دستوراتي عملي براي کسب فضايل و نهايتا رسيدن به اين مقام عالي بيان مي‌فرمايند. ابتدا تمهيدي براي اين مطلب ذکر مي‌فرمايند و آن اين‌که توقع نداشته باش از روز اول هيچ لغزشي نداشته باشي و همه کارهايت بر روالي صحيح انجام گيرد. آن‌چه مهم است اين است که در آغاز راه سعي کني ايمان قوي داشته باشي و ملکه تقوا را کسب کني. بعد از آن نوبت اين است که با نفس دائما کشتي بگيري و اين جريان تا پايان عمر ادامه دارد. گاهي مؤمن بر نفس پيروز مي‌شود و گاه نفس بر او پيروز مي‌گردد، ولي اين‌ مسايل نبايد موجب سستي عزم و اراده‌ مؤمن شود؛ بلکه بايد هر گاه زمين خورد تصميم او براي ادامه کار جدي‌تر و قوي‌تر شود.

ادامه مطلب...

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

آن‌چه پيش رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت‌الله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 11/06/89 همزمان با شب بيست و سوم ماه مبارک رمضان 1431 قمري ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

لقاي دوست

... ثُمَّ قَبَضَهُ اللَّهُ إِلَيْهِ قَبْضَ رَأْفَةٍ وَ اخْتِيَارٍ، وَ رَغْبَةٍ وَ إِيْثَارٍ فَمُحمّد صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ عَنْ تَعَبِ هَذِهِ الدَّارِ فِي رَاحَةٍ، قَدْ حُفَّ بِالْمَلَائِكَةِ الْأَبْرَارِ، وَ رِضْوَانِ الرَّبِّ الْغَفَّارِ، وَ مُجَاوَرَةِ الْمَلِكِ الْجَبَّارِ، صَلَّي اللَّهُ عَلَي أَبِي نَبِيِّهِ وَ أَمِينِهِ عَلَي الْوَحْيِ وَ صَفِيِّهِ وَ خِيَرَتِهِ مِنَ الْخَلْقِ وَ رَضِيِّهِ، وَ السَّلَامُ عَلَيْهِ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُه‏؛1
حضرت زهرا سلام‌الله‌عليها بعد از شهادت به رسالت پدر بزرگوارشان و بيان نقشي که در هدايت مردم بر عهده داشتند مي‌فرمايند: خداي متعال او را با مهرباني و با انتخاب شايسته، قبض روح کرد. تعبير بعدي «و رَغبةً و إيثار» است. بعضي از شارحين فرموده‌اند: اين رغبت و ايثار از طرف پيغمبر است؛ يعني خدا با مهرباني ايشان را قبض روح کرد و ايشان از زندگي دنيا صرف نظر کردند و زندگي عند الله را بر زندگي دنيا ترجيح دادند؛ يعني از هيچ يک از دو طرف نارضايتي نبود. هم خدا مي‌خواست که ايشان را از اين عالم ببرد و از گرفتاري‌هاي اين عالم خلاص کند و هم خود ايشان در اين بازگشت به سوي خدا رغبت داشتند و آن را انتخاب کردند. بعد اضافه مي‌فرمايند که: پس پدرم در حالي‌که فرشتگان برتر خدا او را احاطه کرده بودند و مشمول رضوان پروردگار غفار بود از رنج اين دنيا راحت شد و به مجاورت و همسايگي خداي متعال نايل گرديد، و در ادامه اين‌گونه بر پدرشان صلوات مي‌فرستند: صَلَّي اللَّهُ عَلَي أَبِي نَبِيِّهِ وَ أَمِينِهِ عَلَي الْوَحْيِ وَ صَفِيِّهِ وَ خِيَرَتِهِ مِنَ الْخَلْقِ وَ رَضِيِّهِ، وَ السَّلَامُ عَلَيْهِ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُه.

ادامه مطلب...

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

آن چه پيش‌رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت ‌الله مصباح ‌يزدي (دامت ‌بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 01/10/89 ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

فاطمه سلام‌الله‌عليها خود را معرفي مي‌کند

بحث ما حول‌ خطبه حضرت زهرا سلام‌الله‌عليها بود. ذکر کلمات اهل بيت و يادآوري فرمايشاتشان از هر جهت مطلوب است؛ اولاً: خود اين فرمايشات نور است (کلامکم نور)1. ثانياً: قانون محبت اقتضا مي‌کند که محب، هر سخني که از محبوبش باقي مانده‌ است را شناسايي کند، بهتر بفهمد و از مضامينش استفاده کند. ثالثاً: مضامين اين سخنان، راه‌گشاي زندگي ما انسان‌ها و نشانه‌هايي براي يافتن راه سعادت ابدي و به عنوان ارزشمندترين داروي دردهاي اجتماعي ماست و ما بايد از اين سخنان استفاده کنيم و نسبت به فرمايشات اهل‌بيت صلوات‌الله‌عليهم‌ اهتمام کافي داشته باشيم. ادامه مطلب...

بسم الله الرّحمن الرّحيم

فتنه‌هاي اجتماعي و ترفندهاي شياطين

آن چه پيش رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت الله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 15/02/89 ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

خلاصه مباحث گذشته
در جلسات اخير تحليلي از کيفيت پيدايش فتنه­هاي اجتماعي در جوامع ديني را ارائه داديم. عرض کرديم: اين فتنه‌ها معمولاً به وسيله سه گروه انجام می‌گيرد: يک گروه کساني که به تعبير قرآن کريم از شياطين هستند و براي رسيدن به اغراض شوم خود يک سلسله پديده­هاي اجتماعي را طراحي می‌کنند. گروه دوم عامل مباشر در ايجاد فتنه در جامعه هستند که از عوامل پشت پرده، إلهام می‌گيرند و پشتيباني می‌شوند و براي رسيدن به آمال و آرزوهاي پست دنيوي، دينشان را مي­فروشند. گروه سوم کساني هستند که اهل اطاعت و عبادت­اند و احياناً معلوماتي هم دارند؛ ولي نسبت به فعاليت­هاي شياطين و نقشه‌هاي آن‌ها آگاهي ندارند؛ گاهي به گمان انجام وظيفه‌، کاري مي­کنند که در واقع عامل تأييد فتنه‌گران مي­شود. گاهي تأثير ايشان در جامعه از هر دو گروه ديگر بيشتر است؛ ما نسبت به اين گروه بايد حساسيت بيشتري داشته باشيم. در اين‌جا نبايد اسلحه­اي به کار برد، نبايد بي­احترامي کرد؛ اما بايد از راه­هاي عاقلانه آن‌ها را متوجّه اشتباهشان کرد. ادامه مطلب...

بسم الله الرّحمن الرّحيم

جنگ نرم

آن چه پيش رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت الله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 22/02/89 ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

جنگ نرم
در جلسات گذشته مطالبي را حول محور فتنه مطرح کرديم. از بحث‌هاي مفهوم شناسانه به اين نتيجه رسيديم که فتنه کاربردهاي متفاوتي دارد و آن معنايي که امروز در فرهنگ ما شناخته شده است، عبارت است از مجموعه‌اي از فعاليت‌هاي سازمان يافته براي ايجاد نوعي اختلال و تشويش در جامعه. اين فعاليّت­ها گاهي صرفاً براي اهداف مادّي و دنيوي است و در قالب فعاليّت‌هاي مادي انجام مي‌گيرد، و گاهي فراتر از اهداف مادي است و شامل اهداف معنوي هم مي­شود. در جائي که فقط اهداف مادي دنبال مي­شود، هدف نهايي اين است که قدرت را از دست يک عدّه سلب کنند و خود آن را تصاحب کنند. در فتنه‌هاي معنوي، يا در هدف و يا در روش، بيش از ‌اين مد نظر است؛ يعني ممکن است هدف نهايي تسلط بر ثروت، قدرت و امکانات مادّي باشد؛ امّا از آنجا که جامعه مورد نظر، يک جامعه ديني است، ابتدا با عقايد و باورهاي ديني آن‌ها مبارزه مي‌کنند، تا زمينه براي رسيدن به آن هدف فراهم شود. در همه انواع فتنه يک سري سياست‌هاي کلي مشترک وجود دارد؛ ولي در اين قسم اخير که پاي دين در ميان است، خيلي روش‌ها پيچيده‌تر و شناخت و مبارزه با آن مشکل‌تر مي‌شود. اگر بخواهيم واژه فتنه را به اين مفهوم با ادبيات امروز مقايسه کنيم، تقريباً فتنه با «جنگ نرم» مساوي مي‌شود که در مقابل جنگ سخت، که واژه عربي آن «حرب» است، قرار دارد. يعني دو گروهي که در مقابل هم قرار مي‌گيرند، ممکن است براي نابودي يکديگر، علناًً به روي هم اسلحه بکشند، که اين جنگ سخت است، و يا ابتداء سعي مي­کنند با فعاليّت‌هاي تبليغاتي به اهدافشان برسند. اگر هدف محقق شد، به همان اکتفاء مي­کنند و گرنه ممکن است به جنگ سخت هم منتهي شود. ادامه مطلب...

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

آن‌چه پيش رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت‌الله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 25/05/89 همزمان با شب ششم ماه مبارک رمضان 1431 قمري ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

فدک بهانه بيان حقايق

داستان فدک

با توفيق الهي گفتگو درباره خطبه معروف حضرت زهرا سلام‌الله‌عليها را شروع مي‌کنيم؛ به مناسبت اين‌که اين خطبه، خطبه فدکيه ناميده مي‌شود خوب است ابتدا شرحي درباره مسأله فدک داده شود؛ چراکه بسياري از نوجوانان ما اطلاع درستي از اين قضيه ندارند. فدک اسم سرزميني است در شمال مدينه در نزديکي قلعه‌هاي خيبر که حدود يک‌صد کيلومتر با مدينه فاصله دارد. ساکنين اين قلعه‌ها و سرزمين‌ها طوايفي از يهود بودند. آمدن يهود به حجاز و سکونت‌شان در مدينه به قرنها قبل از ظهور اسلام برمي‌گردد. علماي يهود از پيامبران سلام‌الله‌عليهم‌أجمعين شنيده و در کتابها خوانده بودند که در آخرالزمان پيامبري مبعوث مي‌شود که پيامبران پيشين را تصديق مي‌کند و دينش جهان‌گير مي‌شود. آنها به اميد درک پيامبر آخرالزمان و ايمان به او به حجاز مهاجرت کردند و در اطراف مدينه ساکن شدند؛ زيرا مي‌دانستند که پايتخت آن پيغمبر مدينه خواهد بود. يهوديان اطراف مدينه سه طايفه معروف بودند (بني‌قريظه، بني‌قينقاع، بني‌نظير) که ويژگي‌هاي خاصي داشتند اولا مثل ساير يهوديان بسيار مال‌دوست بودند و فکر اقتصادي داشتند. ويژگي دوم آنها دورانديشي و عاقبت‌انديشي بود. وقتي وارد حجاز شدند سعي کردند که سرزمينهاي حاصل‌خيز و مکانهاي استراتژيک را شناسايي کنند و قلعه‌هاي محکمي براي خود بنا کنند. ويژگي سوم اين قوم هم اين بود که اهل علم و دانش بودند و نسبت به اعراب، از تمدن برتري برخوردار بودند. يهوديان با اين ويژگيها از موقعيت خاصي در بين اعراب برخوردار بودند.

ادامه مطلب...

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

آن‌چه پيش رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت‌الله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 30/05/89 همزمان با شب يازدهم ماه مبارک رمضان 1431 قمري ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

حقيقت توحيد

رابطه توحيد و اخلاص

... وَ أَشْهَدُ أَنَّ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ، كَلِمَةٌ جَعَلَ الْإِخْلَاصَ تَأْوِيلَهَا، وَ ضَمَّنَ الْقُلُوبَ مَوْصُولَهَا، وَ أَنَارَ فِي الْفِكْرَةِ مَعْقُولَهَا؛1
در اين خطبه شريف بعد از حمد خداي متعال شهادت به توحيد است. اين سنت پيامبر اکرم و ائمه اطهار صلوات‌الله‌عليهم‌اجمعين در انشاء خطبه است که اول حمد و شکر خدا را به جا مي‌آورند و بعد شهادت به توحيد مي‌دهند و بعد ساير مطالب مورد نظر را بيان مي‌کنند. حضرت زهرا سلام‌الله‌عليها مي‌فرمايند: شهادت به وحدانيت خدا کلمه‌اي است که ظاهري دارد و باطني. ظاهر آن همين است که مي‌گوييم: شهادت مي‌دهم خدا يکي است؛ اما حقيقتي دارد که بايد آن را درک و در عمل پياده کرد. به تعبير حضرت، تأويل اين شهادت، اخلاص است. بعد در جمله دوم اشاره به نکته‌اي مي‌کنند که باب وسيعي در معرفت الهي است؛ مي‌فرمايند: خداي متعال نوعي از معرفت به خود و به وحدانيت خودش را در درون دل‌ها قرار داده است، و در جمله سوم اشاره مي‌کنند که خداي متعال معرفت علمي و ذهني را هم که با فکر حاصل مي‌شود، خيلي روشن و واضح قرار داده است. ادامه مطلب...

بسم الله الرّحمن الرّحيم

اقسام فتنه‌گران

آن چه پيش رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت الله مصباح يزدي - دامت بركاته- در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 05/12/88 ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

موضوع بحث در چند جلسه گذشته فتنه بود. اندکي پيرامون مفهوم فتنه از لحاظ لغوي، کاربرد عرفي و شرعي بحث کرديم و اكنون دنبالة بحث را پي مي‌گيريم.

اقسام فتنه‌کنندگان
قرآن کريم گاهي فاعليت فتنه را به خداي متعال، گاهي به شيطان و در بسياري از آيات، به انسان‌ها نسبت داده‌است. حتّي در يک مورد فتنه به خود شخص نسبت داده شده‌است؛ يعني به کساني گفته شما خودتان موجب فتنه براي خود شديد. در آيه 13 و 14 از سوره حديد می‌فرمايد: در روز قيامت عدّه‌اي از ضعفاء‌الايمان و منافقين می‌بينند مؤمنين داراي نورانيتي هستند و به راحتي از صراط عبور می‌کنند؛ ولي خودشان در تاريکي به سر می‌برند و جلوي پای‌شان را نمی‌بينند و نمی‌دانند کجا بروند. می‌بينند بسياري از اين مؤمنين از دوستان يا همسايگان‌شان بوده‌اند. در حالي که آن ها را صدا می‌زنند، می‌گويند: «... انْظُرُونا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِكُم‏ ...»: نگاهي به ما کنيد تا نور شما به ما هم بتابد و ما از نور شما استفاده کنيم. در جوابشان گفته می‌شود: «... ارْجِعُوا وَراءَكُمْ فَالْتَمِسُوا نُورا ...»: به پشت سر خود بازگرديد و كسب نور كنيد! بعد از توصيف اين ماجرا می‌فرمايد: اين‌ها سؤال می‌کنند: مگر ما در دنيا با شما نبوديم؟ مؤمنين جواب می‌دهند: بله شما در ظاهر همراه ما بوديد، «... وَلَكِنَّكُمْ فَتَنتُمْ أَنفُسَكُمْ وَتَرَبَّصْتُمْ وَارْتَبْتُمْ وَغَرَّتْكُمُ الْأَمَانِيُّ حَتَّى جَاء أَمْرُ اللَّهِ وَغَرَّكُم بِاللَّهِ الْغَرُورُ». مقصود ما عبارت «وَلَكِنَّكُمْ فَتَنتُمْ أَنفُسَكُمْ» است، که فتنه را به خود اين‌ها نسبت می‌دهد و می‌گويد: شما خود موجب فتنه خودتان شديد. ادامه مطلب...

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

آن چه پيش رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت ‌الله مصباح‌يزدي (دامت‌بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 12/08/89 ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

مباني فلسفي حقوق جزاي اسلامي

وَ الْقِصَاصَ حَقْناً لِلدِّمَاء؛

در جلسات قبل بخش‌هايي از خطبه مبارک حضرت زهراسلام‌الله‌عليها را تلاوت کرديم و به اين عبارت رسيديم که حضرت مي‌فرمايند: «وَ الْقِصَاصَ حَقْناً لِلدِّمَاء؛ خداي متعال حکم قصاص را براي جلوگيري از خون‌ريزي تشريع فرمود.» براي توضيح اين مطلب به مسأله‌اي از مسائل فلسفه حقوق اشاره‌ مي‌کنم.
يکي از مباحثي که در مکاتب حقوقي مختلف دنيا مطرح مي‌شود اين است که اصولاً فلسفه جعل قوانين جزايي چيست؟ از آن‌جا که ممکن است بعضي از شنوندگان با اين مباحث آشنا نباشند مقدمه‌اي را عرض مي‌کنم.
مسلماً ما براي حفظ مصالح زندگي اجتماعي به قانون نيازمنديم. نبود ضابطه در رفتار انسان‌ها موجب اختلال در زندگي آن‌ها مي‌شود. اصل اين مسأله يا بديهي يا قريب به بديهي است و کمتر کسي است که در اين جهت شک داشته باشد. اما صرفاً با وضع قانون مشکل حل نمي‌شود؛ چراکه قوانين خود به خود ضمانت اجرا ندارند. از اين رو باز براي تأمين مصلحت اين قوانين، قانون‌گذار قوانين ديگري که ناظر به آن قوانين است وضع مي‌کند و مي‌گويد: «اگر کسي از آن قوانين تخلف کرد بايد مجازات شود.» اگر اين قوانين دوم هم مثل قوانين اول فقط روي کاغذ نوشته شده باشد مجدداً همان اشکال اول متوجه اين‌ها هم مي‌شود. لذا بايد اين دسته از قوانين يک ضامن اجرايي قوي داشته باشند تا جريمه را به زور به متخلف تحميل کند.
خصوصيت قوانين دسته اول اين است که با زور اجرا نمي‌شوند. آن‌ها مي‌گويند: فلان نوع معامله باطل است؛ رشوه گرفتن ممنوع است؛ گران‌فروشي ممنوع است و ... . اما دسته دوم مي‌گويند: اگر کسي از قوانين تخلف کند مجازات مي‌شود. اين مجازات بايد اجباري باشند و بايد به کمک قوه قهريه اعمال شوند. اساساً يکي از دلايل ضرورت حکومت همين نکته است. اگر آن قوانين هيچ‌گونه ضمانت اجرايي نداشته باشند مثل دستورات اخلاقي، موعظه‌اي بيش نخواهند بود. حکومت بايد قدرتي داشته باشد که بتواند قوانين کيفري را اجرا کند. به اين ترتيب ضرورت وجود قوانين کيفري ثابت مي‌شود. ادامه مطلب...

بسم الله الرّحمن الرّحيم

انواع فتنه

آن چه پيش رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت الله مصباح يزدي(دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ07/11/88 ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

«أَعُوذُ بِاللهِ مِن الشَّيطانِ الرَّجِيم * بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ‏ * الم *أَ حَسِبَ النَّاسُ أَن يُترَْكُواْ أَن يَقُولُواْ ءَامَنَّا وَ هُمْ لَا يُفْتَنُونَ»1
موارد ابتلا و امتحان در نهج البلاغه
در اين جلسه اندکي به بررسي موارد استعمال واژه‌هاي ابتلا و امتحان در نهج‌البلاغه مي‌پردازيم. اميرالمؤمنين - عليه السلام - در خطبه 192، معروف به خطبه قاصعه که بزرگ‌ترين خطبه نهج‌البلاغه است، بيان بسيار زيبا و منظّمي درباره امتحانات الهي در عالم خلقت دارند که گويا تاريخچه‌اي از امتحانات الهي است.

اولين مورد امتحان در عالم خلقت
حضرت در ابتدا مي‌فرمايند: خداي متعال وقتي حضرت آدم را خلق کرد، فرشتگان و ابليس را به وسيله حضرت آدم امتحان کرد. گويا اوّلين مورد امتحان در عالم خلقت، امتحان فرشتگان و ابليس به وسيله حضرت آدم بود. خداي متعال به فرشتگان و ابليس - که در صف ملائکه قرار داشت - امر فرمود: همه در مقابل او به خاک بيفتيد: «فَقَعُوا لَهُ ساجِدين»1‏. فرشتگان همه بي چون و چرا به سجده افتادند. در رابطه با اينکه همه فرشتگان بودند يا فرشتگان ارضي - فرشتگان موکّل در زمين - قدر متيقن همه فرشتگان ارضي که موکّل به اين عالم هستند، بوده‌اند؛ چون در برخي روايات اشاره شده که دسته‌اي از فرشتگان، آن‌چنان مستغرق در جلال و جمال الهي هستند که اصلاً از اينکه خدا انسان و آدمي آفريده است، با خبر نشده‌اند (نرد علمها الي اهلها.)
در ميان اين‌ها فقط ابليس از جنس فرشتگان نبوده است؛ امّا از کثرت عبادت بسيار شبيه آن‌ها شده بود، به طوري که ديگر ملائکه گمان مي‌کردند که وي نيز از آن‌هاست؛ لذا وقتي به ملائکه خطاب شد که سجده کنيد، از آن‌جا که به اين جمع خطاب شد، ابليس هم با اين‌که از جنّ بود، مکلّف بود سجده کند. ادامه مطلب...

بسم الله الرحمن الرحيم

مفهوم فتنه

آن چه پيش رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت الله مصباح يزدي(دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 16/10/88 ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

«أَعُوذُ بِاللهِ مِن الشَّيطانِ الرَّجِيم * بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ‏ * الم *أَ حَسِبَ النَّاسُ أَن يُترَْكُواْ أَن يَقُولُواْ ءَامَنَّا وَ هُمْ لَا يُفْتَنُونَ»1 در اين روزها از فتنه، فتنه‌هاي آخر الزمان و از اين مقولات زياد صحبت می‌شود. يکي از کليدواژه‌هاي قرآن کريم و روايات، از جمله نهج‌البلاغه، همين واژه فتنه و مشتقات آن است. شايد در قرآن کريم اين مادّه در حدود 60 مورد و در نهج‌البلاغه حدود 80 مورد به کار رفته باشد. جا دارد که بحث جامعي در اين زمينه انجام بگيرد.

مفهوم فتنه
ترتيب منطقي بحث اقتضا می‌کند که اول در باره مفهوم فتنه صحبت کنيم. اصلاً فتنه به چه معناست؟ موارد کاربرد آن کدام است؟ و چرا اين واژه به کار رفته است؟ به هر حال محور اول مبادي تصوري بحث است. در قرآن کريم واژة فتنه در موارد مختلفي ذکر شده است که مورد استعمال آنها شباهت کمي به همديگر دارند، و عملاً حکم مشترک لفظي را دارند. بسياري از لغويين سعي می‌کنند حتي مشترکات لفظي را هم به يک اصل يا دو اصل برگردانند و بگويند اصل اين معاني يک چيز است و با خصوصيات مورد يا با اضافه کردن ويژگی‌هايي، معناي دوم و سوم به وجود می‌آيد. در اين زمينه افراط و تفريط‌هايي هم وجود دارد. يک بحث اين است که اصلاً اين کار، کار درستي است؟ اگر منظور اين است که اين‌ها را به يک مشترک معنوي برگردانيم و بگوئيم: اصل، يک معناست و آن تعدّد معاني، خصوصيات مورد است، مثل انسان که در بين همه افراد مشترک است و ويژگی‌هاي نژاد، زبان، خون، رنگ، جنسيت، و... باعث می‌شود انسان يک جا مرد و يک جا زن باشد، يک جا سياه و يک جا سفيد باشد؛ انصاف اين است که اين کار ميسّر نيست و اين کار نادرستي است. گاهي آن قدر معاني با هم تفاوت دارند که نمی‌توان گفت: اين‌ها مشترک معنوي هستند. امّا اگر مقصود، کاري است که در زبان‌شناسي هم معمول است که می‌گويند: اصل يک لغتي، يک معنايي بوده و تدريجاً در طول زمان، تحوّلاتي پيدا کرده و بعداً يک معناي ديگري پيدا شده که به اصطلاح به آن منقول می‌گويند و بعد جهت نقل را پيدا کنند تا بدانند به چه مناسبت از اين معنا به يک معناي ديگر منتقل شده است، يک چنين تلاشي براي کشف ارتباط بين معاني مختلف در حدّ معقولي که عرف‌پسند باشد (نه اينکه تکلّفات زيادي داشته باشد) کار درستي است و اين کار يک فرعي از فروع زبان‌شناسي است. ادامه مطلب...

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

آن چه پيش ‌رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت ‌الله مصباح ‌يزدي ( دامت ‌بركاته ) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريــــــــــــــخ 14/02/90 ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

شگردهاي شيطاني بر عليه فاطمه سلام‌الله‌عليها

فرا رسيدن ايام شهادت حضرت صديقه کبري فاطمه زهرا سلام‌الله‌عليها را به پيشگاه مقدس ولي عصر اروحناله‌الفداء و همه علاقه‌مندان به اهل‌بيت عليهم‌السلام تسليت عرض مي‌کنيم. بحث ما در اين محفل شريف در اطراف خطبه شريف فدکيه، به اين‌جا منتهي شد که حضرت زهرا سلام‌الله‌عليها بعد از بيانات متعددي رو به انصار کرده و مسئوليت ايشان در آن مقطع زماني يعني دفاع از اهل‌بيت و حقوق آن‌ها را به ايشان تذکر دادند. حضرت با استفاده از آياتي از قرآن که لحن بسيار شديدي داشتند آن‌ها را انذار فرمودند.
مي‌توان حدس زد که بعد از بيانات حضرت که در چند مورد بسيار کوبنده، محرک و موجب تهييج احساسات و عواطف مردم مي‌شد، چه جوّي در مجلس به وجود آمده بود و مسلماً آرام کردن چنين جوّي به هنر فراواني نيازمند است. از اين‌رو آن کسي که در مقام خلافت قرار گرفته بود با زيرکي خاصي و با لحن بسيار محبت‌آميزي نسبت به اهل‌بيت، شروع به سخنراني کرد. اين عکس‌العمل واقعاً نشانه نبوغ اين افراد در اين گونه مسائل است. وي در جواب حضرت مطالبي گفت که حقيقتاً بايد روان‌شناسان روي آن کار کنند؛ چراکه در اين فضا براي آرام کردن مردم ممکن نبود بهتر از اين صحبت کرد. در ادامه، سخنان به اصطلاح خليفه اول را مي‌خوانم تا مقداري با لحن کلام وي آشنا شويد. ادامه مطلب...

http://www.akhlagh.net/akhlagh/datasite90/images/audio.gifhttp://www.akhlagh.net/akhlagh/datasite90/images/audio.gif

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

آن چه پيش ‌رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت ‌الله مصباح ‌يزدي ( دامت ‌بركاته ) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريــــــــــخ 26/05/90 ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

طرح مسأله

وَاسْتَجْلِبْ نُورَ الْقَلْبِ بِدَوَامِ الْحُزْنِ؛ 1
امام باقرعليه‌السلام در اين فراز مي‌فرمايند: «براي دريافت نور قلب از دوام حزن استفاده كن!» يعني اگر مي‌خواهي قلب تو نوراني شود سعي كن هميشه حزن داشته باشي. درباره اين جمله سؤالاتي مطرح مي‌شود كه در حدي كه خداي متعال توفيق دهد توضيحاتي عرض مي‌كنم. برخي از سؤالاتي که در اين باره مي‌توان مطرح کرد عبارت‌اند از: قلب چيست؟ نور قلب يعني‌چه؟ منظور حضرت از اين‌كه مي‌فرمايند: «انسان بايد هميشه حزن داشته باشد» چيست؟ اين حزن نسبت به چيست؟ آيا هر حزني مطلوب است؟ آيا اسلام مي‌خواهد مردم هميشه غمگين و افسرده باشند يا مي‌خواهد مردم شاد و بانشاط باشند؟ و بالاخره رابطه بين حزن و نور قلب چيست؟

ادامه مطلب...

http://www.akhlagh.net/akhlagh/datasite90/images/audio.gifhttp://www.akhlagh.net/akhlagh/datasite90/images/audio.gif

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

آن چه پيش ‌رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت ‌الله مصباح‌ يزدي ( دامت ‌بركاته ) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريـــــــــــــــــخ 16/05/90 ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
دنيا، ميدان کُشتي با نفس
شرط ورود به ولايت کامل اهل‌بيت عليهم‌السلام

وَ اعْلَمْ بِأَنَّكَ لَا تَكُونُ لَنَا وَلِيّاً حَتَّى لَوِ اجْتَمَعَ عَلَيْكَ أَهْلُ مِصْرِكَ وَ قَالُوا إِنَّكَ رَجُلُ سَوْءٍ لَمْ يَحْزُنْكَ ذَلِكَ وَ لَوْ قَالُوا إِنَّكَ رَجُلٌ صَالِحٌ لَمْ يَسُرَّكَ ذَلِكَ وَ لَكِنِ اعْرِضْ نَفْسَكَ عَلَى مَا فِي كِتَابِ اللَّهِ فَإِنْ كُنْتَ سَالِكاً سَبِيلَهُ زَاهِداً فِي تَزْهِيدِهِ رَاغِباً فِي تَرْغِيبِهِ خَائِفاً مِنْ تَخْوِيفِهِ فَاثْبُتْ وَ أَبْشِرْ فَإِنَّهُ لَا يَضُرُّكَ مَا قِيلَ فِيكَ وَ إِنْ كُنْتَ مُبَايِناً لِلْقُرْآنِ فَمَا ذَا الَّذِي يَغُرُّكَ مِنْ نَفْسِكَ؛
شب گذشته اين فرمايش امام باقر عليه‌السلام را مرور کرديم و توضيح مختصري درباره آن داديم. حاصل سخن اين بود که ولايت کامل اهل‌بيت عليهم‌السلام منوط به اين است که انسان منشي پيدا کند که جز براي رضاي خدا و اولياي الهي اصالتا ارزش قائل نباشد. اگر رضايت پدر و مادر، دوستان، همسر و فرزندان و ... را مي‌خواهد اولا نبايد با رضايت الهي منافات داشته باشد، و ثانيا سعي کند طلب رضايت آن‌ها به اين خاطر باشد که خدا رضايت آن‌ها را خواسته است. يعني چون خدا فرموده که به پدر و مادر احترام بگذار، با فرزندان مهربان باش و ... اين کار را انجام دهد، و به طور کلي چيزي از قضاوت‌هاي مردم در خوشحال شدن و نگران‌شدن او مؤثر نباشد.

ادامه مطلب...

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

آن‌چه پيش رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت‌الله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 27/05/89 همزمان با شب هشتم ماه مبارک رمضان 1431 قمري ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

بانوي محدَّثه

مفهوم وحي و الهام

الحمد لله على ما أنعم و له الشكر على ما ألهم؛1 خطبه مبارک فدکيه با اين عبارات شروع مي‌شود که جلسه قبل جمله اول را در حدي که خداي متعال توفيق داد توضيح داديم. در جمله دوم مي‌فرمايند: و له الشكر على ما ألهم؛ تنها خدا را شکر مي‌کنم بر آن‌چه الهام فرمود. الهام يعني‌چه؟ الهام مثل وحي در لغت يک معناي عامي دارد؛ اما در شرع و به خصوص نزد علماي علم کلام و عقايد اصطلاح خاصي پيدا کرده است. از موارد استعمال وحي و الهام در قرآن کريم چنين استفاده مي‌شود که وحي و الهام نوعي ادراک است (که گاهي ناآگاهانه يا نيمه‌آگاهانه است) که با اسباب عادي کسب نشده است. نزديک‌ترين معنايي که گفته شده اين است که وحي يعني اشاره سريع. وقتي به کسي براي کاري اشاره کنند مي‌گويند أوحي إليه. چنان‌که در باره حضرت زکريا علي‌نبيناوآله‌وعليه‌السلام مي‌فرمايد: فَأَوْحى‏ إِلَيْهِمْ أَنْ سَبِّحُوا بُكْرَةً وَ عَشِيًّا؛2 ايشان به کساني که آن‌جا مشغول عبادت بودند اشاره کرد که شما مشغول ذکر و عبادت باشيد. اين‌جا تعبير وحي شده است. حتي در مواردي که وسوسه‌هاي شيطاني در افرادي وارد مي‌شود و اثر مي‌کند هم تعبير وحي به کار رفته است؛ «وَإِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَى أَوْلِيَآئِهِمْ؛3 شيطان‌ها به شاگردان، دوستان و کساني که با آنها ارتباط دارند وحي مي‌کنند.» در جاي ديگر مي‌فرمايد: وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نِبِيٍّ عَدُوًّا شَيَاطِينَ الإِنسِ وَالْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ؛4 در اين‌جا از وسوسه شيطان هم تعبير به وحي شده است. ادامه مطلب...

http://www.akhlagh.net/akhlagh/datasite90/images/audio.gifhttp://www.akhlagh.net/akhlagh/datasite90/images/audio.gif

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

آن چه پيش‌ رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت ‌الله مصباح ‌يزدي ( دامت ‌بركاته ) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريــــــــخ 24/05/90 ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

خانه‌اي محفوف به ناراحتي‌ها

وَ تَخَلَّصْ إِلَى رَاحَةِ النَّفْسِ بِصِحَّةِ التَّفْوِيضِ واطْلُبْ رَاحَةَ الْبَدَنِ بِإِجْمَامِ الْقَلْبِ وَ تَخَلَّصْ إِلَى إِجْمَامِ الْقَلْبِ بِقِلَّةِ الْخَطَإِ؛1
براي اتمام بحث جلسه گذشته و توضيح جمله ديگر امام باقر صلوات‌الله‌عليه به جابر بن يزيد جعفي مقدمه‌اي را عرض مي‌کنم. زندگي دنيا براي همه انسان‌ها توأم با سختي‌ها و ناگواري‌هايي است. قرآن مي‌فرمايد: «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِي كَبَدٍ؛2 ما زندگي انسان را توأم با رنج و زحمت آفريديم.» در بينش مادي اين خصلت دنيا تفسير روشني ندارد. آن‌ها مي‌گويند: اين سختي‌ها لازمه اين دنيا هستند و چاره‌اي از آن‌ها نيست و بايد آن‌ها را تحمل کرد. اما در بينش توحيدي اين ناگواري‌ها تفسيري عقلاني دارد و آن اين است كه اين زندگي از آن جهت كه مقدمه‌اي است براي زندگي آخرت و زمينه‌اي است براي اين‌كه استعدادهاي افراد بروز پيدا كند و در هر مرحله افراد امتحان شوند، بايد توأم با خوشي‌ها و ناخوشي‌ها باشد. لذا قرآن مي‌فرمايد: «وَنَبْلُوكُم بِالشَّرِّ وَالْخَيْرِ فِتْنَةً؛3 ما شما را با بدي‌ها و خوبي‌ها مي‌آزماييم.» در بينش توحيدي، ماهيت اين عالم ماهيت پرورشگاه است و بسيار شبيه به دوران جنيني است. در دوران جنيني، نطفه نه ماه بايد در رحم باشد تا رشد كند و براي تولد آماده شود. در دنيا اين نه ماه مثلا به نود سال تبديل مي‌شود، با اين تفاوت که در دوران جنيني در رحم، رشدي طبيعي و جبري وجود دارد، اما در عالم دنيا انسان خود بازيگر ميدان است و بايد خود را براي زندگي ابدي آماده کند. طبيعي است كه در محيط آزمايش بايد خوشي‌ها و ناخوشي‌هايي وجود داشته باشد تا هر كسي جوهر خود را نشان دهد که تا چه اندازه حاضر است براي رضاي خدا سختي‌ها را تحمل كند و براي رسيدن به كمالات بالاتر از لذت‌هاي پست‌تر صرف‌نظر كند.

ادامه مطلب...

بسم الله الرّحمن الرّحيم

فتنه

آن چه پيش رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت الله مصباح يزدي(دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ23/10/88 ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

«أَعُوذُ بِاللهِ مِن الشَّيطانِ الرَّجِيم * بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ‏ * الم *أَ حَسِبَ النَّاسُ أَن يُترَْكُواْ أَن يَقُولُواْ ءَامَنَّا وَ هُمْ لَا يُفْتَنُونَ»1.در جلسه قبل به مناسبت اين ايام و حوادث اخير موضوع فتنه و امتحان را مطرح کرديم. ابتدا مفهوم فتنه و امتحان را عرض کرديم. وقتي فهميديم که مفاهيم اين الفاظ با هم خويشاوندي دارند، سؤالاتي براي آن عنصر مشترکِ بين اين مفاهيم مطرح مي‌شود که مناسب است في‌الجمله در مورد آن‌ها بحثي انجام بگيرد.

تنزيه صفات و افعال الهي

آن جا که خدا بندگانش را امتحان مي‌کند، اين سؤال مطرح مي‌شود: اصلاً امتحان خدا چه معنائي دارد؟ معمولاً چيزي را امتحان مي‌کنيم که اطلاع درستي از آن نداريم، يا کساني را مورد امتحان قرار مي‌دهيم که آن‌ها را کاملاً نمي‌شناسيم و مي‌خواهيم آنها را شناسايي کنيم.

امّا به عقيده ما خداي متعال همه چيز را خوب مي‌داند؛ حتّي خطورات ذهني ما را مي‌داند و به سرنوشتمان علم دارد. حال کسي که اين همه آگاهي دارد و چيزي بر او مخفي نيست، امتحان به چه کار او مي‌آيد؟ اين سؤال در باره خيلي از مفاهيمي که در قرآن درباره خداوند ذکر شده است، به خصوص در صفات و افعالي الهي، مطرح مي‌شود. مثلاً قرآن درباره عدّه اي مي‌فرمايد: خدا از آن‌ها انتقام گرفت: «فَانْتَقَمْنا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْناهُمْ فِي الْيَمِّ ...»2. در اين‌جا هم اين سؤال مطرح مي‌شود که انتقام در جائي است که کسي به آدم ضرري بزند و او در صدد جبران اين ضرر برآيد. معمولاً هم براي تشفي و خنک شدن داغ دل است: «... وَ يَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنين‏»3. اين چنين مفاهيمي در مورد خدا معني ندارد. چراکه خدا از حالي به حالي تغيير نمي‌کند و همچنين ضرري به او نمي‌رسد. در مورد چنين کسي که هيچ ضرري به او نمي‌خورد، اين انتقام گرفتن يعني چه؟
در مورد غضب هم همين مسئله مطرح مي‌شود. قرآن در موارد زيادي مي‌فرمايد: خدا بر کساني غضب کرد: «... غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِم ...»4. کسي که ضرري به او خورده، اهانتي به او شده، ناراحت مي‌شود، خونش به جوش مي‌آيد، رنگش قرمز مي‌شود و رگ‌هاي گردنش پر مي‌شود. در اين حال مي‌گويند: غضب کرد. امّا خدا اين حالات را ندارد. اصلاً تحت تأثير چيزي قرار نمي‌گيرد. اگر دقت کنيم اين سؤال در مورد خشنود شدن خدا هم مطرح مي‌شود.
دقّت در خداشناسي و شناخت صفات و افعال إلهي سؤالاتي را مطرح مي‌کند که جوابش خيلي آسان نيست. ادامه مطلب...

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

آن‌چه پيش رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت ‌الله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 12/06/89 همزمان با شب بيست و چهارم ماه مبارک رمضان 1431 قمري ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

کتاب خدا

... ثُمَّ الْتَفَتَتْ إِلَى أَهْلِ الْمَجْلِسِ، وَ قَالَتْ أَنْتُمْ عِبَادَ اللَّهِ نُصُبُ أَمْرِهِ وَ نَهْيِهِ، وَ حَمَلَةُ دِينِهِ وَ وَحْيِهِ، وَ أُمَنَاءُ اللَّهِ عَلَى أَنْفُسِكُمْ، وَ بُلَغَاؤُهُ إِلَى الْأُمَم حَوْلَکُمْ وَ زَعِيمُ حَقٍّ له فِيكُمْ وَ عَهْدٌ قَدَّمَهُ إِلَيْكُمْ، وَ بَقِيَّةٌ اسْتَخْلَفَهَا عَلَيْكُمْ، كِتَابُ اللَّهِ النَّاطِقُ، وَ الْقُرْآنُ الصَّادِقُ، وَ النُّورُ السَّاطِعُ، وَ الضِّيَاءُ اللَّامِعُ، بَيِّنَةٌ بَصَائِرُهُ، مُنْكَشِفَةٌ سَرَائِرُهُ، مُتَجَلِّيَةٌ ظَوَاهِرُهُ، مُغْتَبِطَةٌ بِهِ أَشْيَاعُه؛
خطبه مبارک حضرت زهرا سلام‌الله‌عليها به چند بخش کلي قابل تقسيم است. بخش اول آن، حمد و سپاس الهي و شهادت به رسالت پيغمبر اکرم صلي‌الله‌عليه‌وآله و ضمنا بيان نقش پيغمبر اکرم در هدايت انسان‌ها بود که توضيح آن تمام شد. بعد حضرت مردم را مخاطب قرار مي‌دهند و در ضمن بيان مسئوليتي که به عهده ايشان است اوصافي از قرآن و شمه‌اي از اسرار کلي قرآن را بيان مي‌کنند. اين فرمايشات مجموعاً بخش دوم از اين خطبه را تشکيل مي‌دهند. ادامه مطلب...

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

السلام‌عليک‌يا أبا محمد يا حسن‌بن‌علي أيهاالمجتبي

آن‌چه پيش رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت‌الله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 03/06/89 همزمان با شب پانزدهم ماه مبارک رمضان 1431 قمري ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

هدف آفرينش

خداوند؛ مختار علي‌الاطلاق

... كَوَّنَهَا بِقُدْرَتِهِ، وَ ذَرَأَهَا بِمَشِيَّتِهِ، مِنْ غَيْرِ حَاجَةٍ مِنْهُ إِلَى تَكْوِينِهَا، وَ لَا فَائِدَةٍ لَهُ فِي تَصْوِيرِهَا؛1
در جلسه قبل به اين مطلب پرداختيم که فاعليت الهي نسبت به افعالش، از جمله خلق عالم، اختياري است و همه چيز در اين عالم در چارچوب خواست و مشيت الهي واقع مي‌شود؛ لذا قرآن مجيد اصرار عجيبي دارد که همه چيز را منوط به مشيت الهي توصيف کند، چه در امور تکويني از قبيل وسعت و تنگي روزي و طول عمر و چه در امور تشريعي. در امور تشريعي، قرآن مي‌فرمايد: هم اصل تشريعات بايد به اذن و مشيت الهي باشد و وقتي عده‌اي چيزي را حرام يا حلال اعلام مي‌کنند مي‌فرمايد: «قُلْ آللّهُ أَذِنَ لَكُمْ أَمْ عَلَى اللّهِ تَفْتَرُونَ؛2 خدا به شما اجازه داده اين‌ها را بگوييد يا بر خدا افترا مي‌بنديد؟»، و هم عمل به تشريعات را وابسته به مشيت الهي مي‌داند و مي‌فرمايد: «وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَن تُؤْمِنَ إِلاَّ بِإِذْنِ اللّهِ؛3 حتي ايمان آوردن شما از دايره مشيت خدا خارج نيست.» علاوه بر مرگ و حيات، افعال اختياري ما هم وابسته به اذن و مشيت خداست. بر اين اساس نکته مهمي که در اين عبارات کوتاه اين خطبه شريف مورد تأکيد قرار گرفته همين است که آفرينش اين عالم به مشيت خداست (ذرأها بمشيته).
کلمه «ذرأ» معمولاً در مورد تکثير يک موجود به کار مي‌رود؛ مثل تکثير از راه توالد و تناسل. قرآن مي‌فرمايد: «ذَرَأَ مِنَ الْحَرْثِ وَالأَنْعَامِ؛4 خداست که موجودات را بر روي زمين پخش مي‌کند»؛ يعني گمان نکنيد بعد از خلق پدر و مادر اين کار از دست خدا خارج شده است و ديگر ربطي به اراده و مشيت خدا ندارد. ادامه مطلب...

بسم الله الرحمن الرحيم

ابتلا و امتحان در قرآن

آن چه پيش رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت الله مصباح يزدي(دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ30/10/88 ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

«أَعُوذُ بِاللهِ مِن الشَّيطانِ الرَّجِيم * بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ‏ * الم *أَ حَسِبَ النَّاسُ أَن يُترَْكُواْ أَن يَقُولُواْ ءَامَنَّا وَ هُمْ لَا يُفْتَنُونَ»1
در جلسه اول پيرامون مفهوم فتنه و مرادفات يا مشابهات آن مثل امتحان و ابتلا، و در جلسه دوم درباره حقيقت امتحان و ضرورت آن براي زندگي انسان در ارتباط با هدفي که خداي متعال از آفرينش انسان در اين عالم داشته، بحث کرديم. در اين جلسه به توفيق الهي درباره موارد فتنه و ابتلاء در قرآن کريم بحث کوتاهي خواهيم داشت.

موارد ابتلا و امتحان در قرآن
مواردي را که قرآن در زمينه فتنه و ابتلاء بحث کرده است، مي‌توان به دو دسته کلي تقسيم کرد. البته روح همه اين موارد اين است که خداي متعال شرايطي پيش مي‌آورد تا افراد سر دو راهي‌ها يا چند راهي‌ها قرار بگيرند و يک راه را انتخاب کنند. حقيقت امتحان و فتنه و ابتلا و همچنين هدف از آفرينش انسان در اين عالم همين است. موارد امتحان به حسب تعبيرات قرآن کريم فرق مي‌کند. در برخي موارد خداي متعال صريحاً امتحان کردن را به خودش نسبت داده است و مي‌فرمايد: ما مبتلا کرديم، ما امتحان کرديم. در برخي موارد به انسان‌ها نسبت داده است و مي‌فرمايد:  انسان‌ها ايجاد فتنه کردند. روح هر دو بر مي‌گردد به اين‌که بايد زمينه‌اي براي انتخاب انسان‌ها فراهم شود تا با اختيار خود استعدادهاي خويش را شکوفا کنند و راه نهايي خودشان را برگزينند. ادامه مطلب...

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

آن‌چه پيش رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت‌الله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 16/06/89 همزمان با شب بيست و هشتم ماه مبارک رمضان 1431 قمري ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

روزه، تمرين اخلاص و حج، مظهر شکوه دين

آثار روزه

... وَ الصِّيَامَ تَثْبِيتاً لِلْإِخْلَاصِ، وَ الْحَجَّ تَشْيِيداً لِلدِّين؛1
در ادامه شرح خطبه فدکيه به بخش دوم آن رسيديم که در آن، حضرت زهرا سلام‌الله‌عليها به فلسفه تشريع تعدادي از عناوين احکام و ارزش‌هاي اسلامي اشاره مي‌کنند. در شب‌هاي گذشته پيرامون عناوين ايمان، نماز و زکات در حدي که خداي متعال توفيق داد توضيحاتي عرض کرديم. در ادامه حضرت يکي از حکمت‌هاي تشريع روزه را مورد تأکيد قرار مي‌دهند. البته ذکر اين حکمت‌ها به معناي حکمت انحصاري نيست؛ بلکه به مناسبت مقام، ذکر هر کدام که بيشتر اهميت داشته آن را انتخاب کرده‌اند. روزه ويژگي برجسته‌اي دارد که در ساير عبادات نيست و آن اين است که چون روزه يک عمل امساکي است و عبادتي است که قوامش به ترک است، جاي ريا و سمعه ندارد. کسي که روزه گرفته است به صرف روزه گرفتن نمي‌تواند رياکاري کند، مگر کسي تعمد داشته باشد که خودنمايي و اظهار کند و بگويد: من روزه هستم که آن مسأله ديگري است. خود روزه گرفتن ترک يک سلسله مفطرات است و اين اعم است از اين‌که شخص روزه باشد يا به دليل ديگري امساک کند. ساير عبادات اين طور نيست. وقتي کسي نماز مي‌خواند ظاهر عمل او نشان مي‌دهد که مشغول نماز است. وقتي خمس و زکات مي‌دهد يا انفاق مي‌کند دست کم کسي که مال را مي‌گيرد مي‌فهمد که اين مال را اعطا کرد. حج، جهاد و ساير عبادات هم همين‌طور است؛ ولي روزه اين طور نيست. از اين جهت اين عبادت به اخلاص نزديک‌تر است. کسي که يک ماه اين عبادت را انجام مي‌دهد اين عمل براي او تمرين اخلاص است. وقتي يک ماه انسان عملي را هر روز تکرار کند براي او ملکه مي‌شود. پس روزه اخلاص را در انسان تثبيت مي‌کند. اين فايده بر روزه بيش از ساير عبادات مترتب مي‌شود. از اين جهت مي‌توان گفت که: همان‌طور که حضرت زهرا سلام‌الله‌عليها فرموده‌اند،‌ حکمت برجسته در روزه «تثبيت اخلاص» است. اما معناي اين سخن اين نيست که فايده روزه فقط همين است. ادامه مطلب...

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

آن‌چه پيش رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت‌الله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 10/06/89 همزمان با شب بيست ودوم ماه مبارک رمضان 1431 قمري ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

صراط مستقيم

از خطبه مبارک حضرت زهرا سلام‌الله‌عليها به اين فراز رسيديم که وقتي خداي متعال پيغمبر اکرم صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم را مبعوث فرمود، حضرت ديدند که عالم داراي اديان و مذاهب مختلفي است که هر کدام به نوعي از مسير حق منحرف شده‌اند. يکي از نکته‌هايي که از اين بيان استفاده مي‌شود اين است که اولا آن‌چه در نظر پيغمبر اسلام مهم بود مسأله دين بود و مسائل ديگر اعم از مشکلات اجتماعي و اقتصادي در درجات بعدي است. آن‌چه قبل از همه چيز بايد به آن توجه کرد اين است که انسان بايد داراي دين صحيحي باشد. در ميان بخش‌هاي مختلف دين، تکيه حضرت روي بخش «خداپرستي» است. انحراف بزرگي که در آن زمان وجود داشت اين بود که مردم از مسير خداپرستي صحيح منحرف بودند. قرآن هم مي‌فرمايد: «وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولاً أَنِ اعْبُدُواْ اللّهَ وَاجْتَنِبُواْ الطَّاغُوتَ؛ ما براي هر امتي پيامبر فرستاديم و سرلوحه دعوت انبياء هم اين بود که خداي يگانه را بپرستيد و از طاغوت اجتناب کنيد.» ادامه مطلب...

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

آن چه پيش‌رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت ‌الله مصباح‌ يـــزدي ( دامت‌ بركاته ) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 24/01/90 ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

فاطمه سلام‌الله‌عليها با انصار سخن مي‌گويد

آنچه گذشت

ثم رمت بطرفها نحو الأنصار؛ فقالت يا معشر النقيبة وأعضاء الملة وحضنة الإسلام! ما هذه الغميزة في حقي والسنة عن ظلامتي؟! أما كان رسول‌الله صلي‌الله‌عليه‌وآله أبي يقول: «المرء يحفظ في ولده»؟ سرعان ما أحدثتم وعجلان ذا إهالة، ولكم طاقة بما أحاول وقوة على ما أطلب وأزاول. أتقولون مات محمد صلي‌الله‌عليه‌وآله؟
موضوع سخن، خطبه شريف حضرت زهرا سلام‌الله‌عليها بود و عرض شد که: حضرت بعد از ذکر حمد و ثناي الهي و شهادت به رسالت پيغمبر اکرم صلي‌الله‌عليه‌وآله و اوصاف و کمالات ايشان در چند فراز با تعبيرات مختلف مردم را مورد خطاب قرار مي‌دهند و وظايفشان را به آن‌ها گوشزد مي‌کنند. در يک فراز مي‌فرمايند: أنتم عباد الله نصب أمره ونهيه وحملة دينه و وحيه و أمناء الله على أنفسكم و بلغاءه إلى الأمم؛ در اين‌جا مردم را با عنوان «عبادالله» مورد خطاب قرار مي‌دهند و مي‌فرمايند: «‌اي بندگان خدا! شما تابلوهاي امر و نهي خدا و حاملين وحي و دين خدا و امانت‌دار او هستيد. خداوند امانتي به شما سپرده که وظفيه داريد هم خود آن را رعايت کنيد و هم آن را به ديگران برسانيد.» مقصود از اين فراز بيان مسئوليت مردم در حفظ احکام اسلام و رساندن آن به نسل‌هاي ديگر است. اين مسئوليت بسيار بزرگي است که معمولا مورد توجه قرار نمي‌گيرد. حضرت روي اين مسأله تکيه مي‌کنند و مي‌فرمايند: أمناء الله على أنفسكم وبلغاءه إلى الأمم. به دنبال اين تذکر برخي از سرفصل‌هاي اين امانت و حکمت‌هاي آن‌ها را بيان ‌مي‌کنند و در پايان اين فراز مي‌فرمايند: فاتقوا الله حق تقاته.
فراز ديگر با اين عبارت آغاز مي‌شود: ايهاالناس اعلموا أني فاطمة وأبي محمد صلي‌الله‌عليه‌وآله؛ در اين فراز بار ديگر مردم را با عنوان «ايهاالناس» مخاطب قرار مي‌دهند و خود را براي هرکس که عنوان ناس بر او صدق کند معرفي مي‌نمايند تا مخاطبان بدانند چه کسي است که سخن مي‌گويد و آن‌ها چگونه بايد اين سخنان را بشنوند و تلقي کنند. حضرت مي‌فرمايند: «من دختر همان کسي هستم که شما را از بدبختي دنيا و آخرت نجات داد. وضع زندگي شما چنان بود که آب آشاميدني سالم و غذاي درستي نداشتيد. دنيايتان با فقر، بدبختي و برادرکشي مي‌گذشت. رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله بود که شما را از اين بدبختي‌ها نجات داد. بالاتر اين‌که شما گمراه و بت‌پرست بوديد و دين حق را نمي‌شناختيد و او شما را با خدا آشنا کرد و بهترين دين را براي شما آورد. پيامبر صلي‌الله‌عليه‌وآله شما را به عالي‌ترين مراتب کمال انسانيت راهنمايي کرد. هيچ کس در عالم مثل او چنين خدمتي به بشريت نکرد. در مدتي که رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله در ميان شما بود بيشترين رنج‌ها را تحمل کرد و بالاترين سختي‌ها را کشيد و در اين راه اين علي عليه‌السلام بود که هميشه يار و ياور او بود. گاه در حالي‌که شما آسوده خاطر به زندگي خودتان مي‌پرداختيد علي عليه‌السلام براي ياري دين خدا خود را در دهان اژدها مي‌انداخت. سرانجام به برکت مجاهدت‌هاي پيغمبر و علي صلوات‌الله‌عليهما اسلام استقرار يافت و شما به اين شرف‌ها و افتخارها رسيديد.» حضرت اين اوصاف رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله را به عنوان مقدمه براي مسأله ديگري بيان مي‌کنند. حضرت به دنبال اين مقدمه مي‌خواهند بگويند: «تا پيغمبر زنده بود اين مسائل مورد افتخار و قبول همه بود. اما با رفتن او چه اتفاقي در ميان شما رخ داده است؟ بعد از رحلت پدرم گرايشات نفاق‌آميز در شما ظاهر شده (ظهر فيكم حسكة النفاق) و شيطان بر شما غالب شده است. به جاي اين‌که عهد پيغمبر را به خاطر داشته باشيد و از امانتي که به شما سپرده شده بود حمايت و حراست کنيد همه را فراموش کرديد. گويا فقط اسمي از اسلام براي شما مانده و حقيقت اسلام را فراموش کرده‌ايد.» بعد به دو اشتباه بزرگي که آن‌ها مرتکب شدند اشاره کرده، مي‌فرمايند: «اشتباه بسيار بزرگ اول اين‌ بود که هنوز جنازه پيغمبر روي زمين بود که شما شروع به مخالفت با عهد او کرديد، و اشتباه دوم اين بود که احکام واضح اسلام را ناديده گرفتيد. اموالي را از من غصب کرديد و بر خلاف نص قرآن گفتيد: تو از پدرت ارث نمي‌بري و ادعا مي‌کنيد که پيغمبران وارثي ندارند!» در برخي روايات آمده است که حضرت خطاب به متصدي خلافت مي‌گويند: «يابن ابي‌قحافه! آيا تو از پدرت ارث مي‌بري و من نبايد از پدرم ارث ببرم؟!» و بعد با توبيخ مردم در تقبيح اين حرکت، با بي‌اعتنايي مي‌گويند: «اين شتر افسار شده را بگيريد و هر جا دلتان مي‌خواهد ببريد.» اين تعبير حاوي سرزنشي سخت براي مخاطبان است. ادامه مطلب...

http://www.akhlagh.net/akhlagh/datasite90/images/audio.gifhttp://www.akhlagh.net/akhlagh/datasite90/images/audio.gif

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

آن چه پيش ‌رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت ‌الله مصباح ‌يزدي ( دامت ‌بركاته ) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريـــــــــــخ 22/05/90 ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

وَسُدَّ سَبِيلَ الْعُجْبِ بِمَعْرِفَةِ النَّفْسِ؛1
امام باقر صلوات‌الله‌عليه بعد از تشبيه زندگي انسان به ميدان كُشتي‌، شروع به بيان مهم‌ترين كيدها و فنون نفس مي‌کنند كه براي زمين زدن انسان به كار مي‌برد و در ضمنِ آن، به راه‌هاي پيش‌گيري يا معالجه‌ آن آفات اشاره مي‌كنند که در جلسات گذشته برخي از آن‌ها را در حدي که خداوند توفيق داد مطرح کرديم. يکي ديگر از آفاتي كه انسان را به دام شيطان مبتلا مي‌كند و حتي انسان را از مسير سعادت باز مي‌دارد و به دنبال خود، انسان را به آفت‌هاي ديگر مبتلا مي‌کند عجب و خودپسندي است. ادامه مطلب...

http://www.akhlagh.net/akhlagh/datasite90/images/audio.gifhttp://www.akhlagh.net/akhlagh/datasite90/images/audio.gif

آن چه پيش ‌رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت ‌الله مصباح‌ يزدي ( دامت‌ بركاته ) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريـــــــــــــخ 19/05/90 ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

حريفي به نام نفس

وَ تَوَقَّ مُجَازَفَةَ الْهَوَى بِدَلَالَةِ الْعَقْلِ وَ قِفْ عِنْدَ غَلَبَةِ الْهَوَى بِاسْتِرْشَاءِ الْعِلْمِ وَ اسْتَبْقِ عمل الخَالِصَ لِيَوْمِ الْجَزَاءِ؛1
حديثي از امام باقر صلوات‌الله‌عليه خطاب به جابر بن يزيد جعفي را مرور مي‌کرديم. به اين‌جا رسيديم که حضرت فرمودند: مؤمن در اين عالم در حال کُشتي‌ گرفتن با نفس است. گاهي بر نفس غالب مي‌شود و نفس را بر زمين مي‌زند و گاهي هم نفس بر او غالب مي‌شود. وقتي گفته مي‌شود ما دائما در حال کشتي‌گرفتن با نفس هستيم طبعا اين سوال مطرح مي‌شود که چه کار کنيم تا در اين کشتي کمتر زمين بخوريم يا اصلا زمين نخوريم؟ شايد به همين مناسبت، حضرت در ادامه بحث مي‌فرمايند: براي اين‌که در مقابل نفس غافل‌گير نشويد بايد از عقل کمک بگيريد. اصلي‌ترين هنر کشتي‌گير اين است که سعي کند حريف را از فني که مي‌خواهد به کار ببرد غافل کند و در حال غافل‌گيري او را به زمين بزند. در اين صورت نمي‌توان کار او را دقيقا پيش‌بيني کرد. هر چه در کشتي‌گيري استادتر باشد آينده‌اش براي حريف مخفي‌تر است. اتفاقا نفس انسان همين‌گونه است. ادامه مطلب...

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

آن چه پيش ‌رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت ‌الله مصباح ‌يزدي ( دامت ‌بركاته ) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 04/03/90 ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

دفاع از ولايت در بستر بيماري

خدا را شکر مي‌کنيم که توفيق عنايت فرمود تا در طي جلساتي خطبه فدکيه حضرت زهرا سلام‌الله‌عليها را مورد گفت‌وگو قرار داديم. حضرت زهرا سلام‌الله‌عليها خطبه کوتاه ديگري دارند که معمولا در کنار خطبه فدکيه ذکر مي‌شود. اگر خدا توفيق دهد قصد داريم چند جلسه‌‌اي به توضيح اين خطبه بپردازيم. ادامه مطلب...

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

آن‌چه پيش رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت‌الله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 23/05/89 مصادف با شب چهارم ماه مبارک رمضان 1431 ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

وحدت و اختلاف

خلاصه مباحث گذشته

در جلسه گذشته عرض شد که قبل از پرداختن به خطبه شريف حضرت زهرا سلام‌الله‌عليها به عنوان مقدمه بحثي فشرده درباره «وحدت و اختلاف» خواهيم داشت. اشاره کردم که گاهي چنين القاء مي‌شود که وحدت يک ارزش مطلق است و هر چه انسانها با هم متحدتر باشند بدون هيچ قيد و شرطي مطلوب خواهد بود؛ اما غالباً اين احکام قيودي دارد که در کلام ذکر نمي‌شود. اينها از قضاياي مسلمه يا از آراء محموده‌اند، درحالي که براي بکارگيري در برهان لازم است موضوع اين‌گونه قضايا قيد زده شود. خوبي راستگويي و بدي دروغ اينگونه است؛ اين طور نيست که مطلقاً بگوييم: «هر راستي خوب است، اگرچه موجب به شهادت رسيدن مؤمن بي‌گناهي شود»، يا «هر دروغي بد است، اگرچه موجب نجات انسان بي‌گناهي شود.» از ديدگاه اسلام اين‌گونه نيست؛ اگر دروغ موجب نجات جان مؤمني شود واجب است؛ ولي آن قضيه‌اي که مشهور است و همه به آن تمسک مي‌کنند اين است که دروغ بد است. در واقع اين قضيه قيد دارد.
حُسن وحدت و اتحاد هم از اين قبيل است. وحدت خيلي خوب است؛ اما در صورتي که در راه هدفي ارزنده باشد. اگر عده‌اي بر پايمال کردن حقي متحد شوند، اين وحدت و اتحاد به اندازه‌ همان گناه، بد است؛ پس حُسن وحدت و اتحاد از قضاياي مشهوره يا از آراء محموده است که يک قيد خفي دارد؛ يعني وحدتي خوب است که در راه حق و براي تحقق هدفي عقلاني باشد، نه هر وحدتي. اگر هر وحدتي خوب بود نبايد اصلاً انبياء قيام مي‌کردند؛ زيرا اکثريت قريب‌ به اتفاق جامعه بت‌پرست بودند و قيام ايشان وحدت جامعه را به هم مي‌زد. اتفاقاً بايد گفت: چنين اختلافي بسيار مبارک است و بايد ايجاد شود تا تدريجاً دامنه فساد برچيده شود؛ پس ارزش وحدت، ارزشي ذاتي و مطلق نيست. وحدت و اتحادي مطلوب است که بر محور حق باشد. اين خلاصه مطلبي بود که شب گذشته عرض کرديم.

ادامه مطلب...

بسم الله الرّحمن الرّحيم

نقش عدم بصيرت در فتنه

آن چه پيش رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت الله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 08/02/89 ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

مراتب فتنه­گري
در جلسه قبل به اندازه­اي که خداوند توفيق داد در مورد عاملين فتنه توضيحاتي عرض کرديم. عرض شد: کساني که در پيدايش فتنه مؤثر هستند، سه دسته­اند: يک دسته نقش اول را ايفا می‌­کنند. اين افراد معمولاً آگاهانه براي اغراض فاسدي که دارند، دست به ايجاد فتنه می‌­زنند. دسته دوم، وسيله­اي در دست گروه اول هستند و توسط آن­ها با پول و امثال آن استثمار می‌­شوند. دسته سوم هم کساني هستند که قصد سوئي ندارند و علاقه­مند به خدمت هستند؛ ولي از روي ناآگاهي اقداماتي انجام می‌­دهند که عملاً به نفع فتنه گران و به ضرر اهل حق تمام می‌­شود. البته ذکر اين تقسيم بندي به اين معنا نيست که يک مرزبندي وجود دارد که کاملاً اين سه دسته را از هم تفکيک می‌­کند،  به طوري که هر کدام ويژگي خاص خودشان را به طور کامل دارند؛ بلکه اين دسته­بندي براي اين است که به انسان نشان دهد در مقام عمل با هر دسته بايد چگونه رفتار کند.
مقصود از دسته اول، يک عدّه کافر و مشرک نيستند که ذاتاً با اسلام عناد دارند؛ بلکه ويژگي اين­ها اين است که فساد اخلاقي و انحراف فکري آن­ها به قدري شديد است که براي رسيدن به هدفشان بدون هيچ ترديدي به هر کاري اقدام می‌­کنند. ممکن است از ابتداء خيلي انسان­هاي بدي هم نباشند؛ ولي به تدريج در اثر انجام گناه به جائي می‌­رسند که با کفّار هم‌تراز می‌­شوند. بزرگترين فتنه­اي که در عالم اسلام اتّفاق افتاد، همان فتنه­اي است که به شهادت حضرت زهراء ـ سلام الله عليها ـ منتهي شد، و در ادامه منجر به واقعه کربلا و شهادت سيدالشهداء ـ عليه السلام ـ شد. عاملين اين فتنه کفّار و مشرکين نبودند؛ عاملين اول اين فتنه کساني بودند که سال­ها پاي منبر پيامبر نشسته بودند و در جنگ­هاي صدر اسلام شرکت کرده و برخي از آن­ها معلول جنگي بودند. برخي از کساني که براي جنگ با سيدالشهدا ـ‌عليه‌السلام‌ـ به کربلا آمده بودند، از کساني بودند که چند سال پيش از آن در رکاب اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ عليه معاويه جنگيده بودند. ادامه مطلب...

Previous
بعدی

كتاب آداب صحبت و معاشرت برگرفته از ترجمه كتاب المحجة البيضاء في تهذيب الاحياء اثر مولي محسن فيض كاشاني قدس سره بنام راه روشن ترجمه سيد محمد صادق عارف" "بسم الله الرحمن الرحيم مقدمه باب اول : در فضيلت انس و برادرى و شرايط و درجات و فوايد آن باب دوم : درباره حقوق برادرى و رفاقت باب سوم : در حق مسلمان ، خويشان ، همسايگان و بردگان و كيفيت معاشرت با كسانى كه چنين ارتباطهايى با انسان دارند" "كتاب آداب صحبت و معاشرت مقدمه اين پنجمين كتاب از بخش مربوط به عادات از (( محجة البيضاء فى تهذيب الاحياء )) است . (( بسم اللّه الرحمن الرحيم )) سپاس خداوندى را سزاست كه بندگان برگزيده اش را از الطاف خاص خويش ‍ برخوردار و در دلهايشان الفت ايجاد كرد و به بركت نعمت او دست برادرى به هم دادند؛ و حسد و كينه را از دلهاى ايشان زدود. پس در دنيا دوستان و همدم و در آخرت همراه و صميمى شدند. درود بر محمّد مصطفى و آل و اصحابش كه از او پيروى كردند و در گفتار و رفتار و عدالت و احسان دنباله رو او بودند. بارى ، دوستى در راه خدا و برادرى در دين از بالاترين روابط و لطيف ترين چيزى است كه از طاعات در مسير عبادات استفاده مى شود و شرايطى دارد كه بدان وسيله ، افراد همدم و معاشر، به دوستان در راه خدا مى پيوندند و در اين نوع روابط حقوقى است كه با مراعات آنها برادرى از شائبه هاى تيرگى و انگيزه هاى شيطانى پاك مى شود. پس انسان با اداى حقوق ايشان به خداى تعالى نزديك مى شود و با مراقبت آن حقوق به مقامات بلند مى رسد. ما مقاصد اين بخش را در سه باب بيان مى كنيم : باب اول در فضيلت الفت و برادرى در راه خدا و شرايط و مراتب و فوايد آن . باب دوم درباره حقوق معاشرت و آداب و لوازم آن . باب سوم درباره حقوق مسلمانان ، وابستگان ، همسايگان و بردگان و كيفيت معاشرت با كسانى كه به يكى از طرق فوق با يكديگر وابستگى دارند. باب اول : در فضيلت انس و برادرى و شرايط و درجات و فوايد آن بدان ، كه انس و الفت نتيجه حسن خلق ، و جدايى و تفرقه و نتيجه بدخويى است . بنابراين حسن خلق باعث دوستى و الفت و همدمى ، و بدخويى موجب دشمنى و حسد و جدايى مى شود و هرگاه درخت نيكو و پسنديده باشد، ميوه اش نيز نيكو و پسنديده خواهد بود.

ادامه مطلب...

فهرست مطالب مقدمه 13 پيشگفتار 14 فصل اول: معناشناسي آداب و سبک زندگي 17 آداب 17 مصاديق و انواع آداب 19 اهميت آداب و آثار اجتماعي آن 20 آداب و فقه 24 موانع تأدب و عوامل ادب‌گريزي 26 سبک زندگي 27 ويژگي‌هاي سبک زندگي 29 عوامل ايجاد سبک زندگي 32 دين و سبک زندگي 33 تحول در سبک زندگي 35 خلاصة فصل 41 پرسش‌ها 45 مسائلي براي گفتگو و مباحثه 45 منابعي براي مطالعه 46 فصل دوم: مباحث بنيادين 47 توحيد و سبک زندگي اسلامي 47 انسان‌شناسي اسلامي و سبک زندگي 49 حقيقت انسان 50 هدفمندي زندگي انسان 51 تأثير رفتارهاي انسان در رسيدن به هدف 51 قرب الهي به عنوان کمال نهايي انسان 53 معناي قرب الهي 54 عبادت به عنوان راه تقرب 56 رعايت اعتدال در امر دنيا و آخرت 57 رابطة ظاهر و باطن 61 خلاصة فصل 66 پرسش‌ها 68 مسائلي براي گفتگو و مباحثه 69 منابعي براي مطالعه 70 فصل سوم: سبک زندگي اسلامي در اوقات فراغت 71 منظور از اوقات فراغت 71 ويژگي‌هاي اوقات فراغت 73 اهميت اوقات فراغت 74 زماني براي فرهنگ‌سازي 74 فرصتي براي ايجاد اشتغال 75 زمان‌شمولي و فردشمولي 75 تهديدي براي سلامت اخلاقي جامعه 76 اوقات فراغت و كاركردهاي آن 77 اوقات فراغت در آيات و روايات 78 ضرورت استفادة بهينه از وقت 79 چگونگي گذران اوقات فراغت 82 تفريح 83 مسافرت و گردشگري 85 صله ارحام 87 عبادت خداوند 88 حسابرسي نفس 89 خلاصة فصل 91 پرسش‌ها 94 مسائلي براي گفتگو و مباحثه 95 منابعي براي مطالعه 96 فصل چهارم: سبک زندگي اسلامي در شادي و نشاط 97 تعريف شادي 97 مطلوبيت فطري شادي 101 ارتباط سبک شادي با باورها و ارزش‌ها 103 جايگاه شادي در سبک زندگي اسلامي 105 ادخال سرور در دل برادران مؤمن 106 شادي‌هاي پسنديده‌ 110 شوخي 111 شادي به هنگام شادي اولياء 114 ديدار برادران ايماني 114 شادي ترک شادي 114 کار نيک 115 اطاعت از خدا 116 معرفت خدا 117 شادي‌هاي ناپسند 118 شادي در برابر مصيبت‌ديده 118 شادي از گرفتارهاي ديگران 119 شادي با ثروت و مقام 120 شادي از راه گناه 121 شادي‌هاي لهوي 122 خلاصة فصل 123 پرسش‌ها 125 مسائلي براي گفتگو و مباحثه 126 منابعي براي مطالعه 126 فصل پنجم: سبک زندگي اسلامي در روابط دختر و پسر 127 سبک زندگي در ارتباط با نامحرم 127 نگاه 128 زدودن زمينة شهوت‌راني 128 آسودگي خاطر 129 چشيدن طعم ايمان 129 گفتگو 130 به کارگيري محتواي پسنديده 130 پرهيز از شوخي با نامحرم 131 پرهيز از فروتني در گفتگو 132 اختصار و اکتفا به حد ضرورت 132 موقعيت حضور 133 پرهيز از خلوت کردن با نامحرم 133 حريم گرفتن نسبت به جنس مخالف 134 پوشش و آرايش 135 رعايت حجاب کامل 135 پرهيز از آرايش 136 تماس بدني 137 روابط دختر و پسر 137 انگيزه‌هاي ارتباط 138 پيامدهاي ارتباط 139 پيامدهاي مثبت 139 پيامدهاي منفي 140 خلاصة فصل 145 پرسش‌ها 146 مسائلي براي گفتگو و مباحثه 147 منابعي براي مطالعه 148 فصل ششم: سبک زندگي اسلامي در مهار غريزه جنسي 149 مقدمه 149 روش‌هاي مهار غريزة جنسي 151 روش تحميل به نفس 151 مناسک عبادي 152 پرهيز از شنيدن موسيقي‌هاي تحريک کننده 153 پرهيز از غذاهاي محرِّک 153 رعايت سبک زندگي اسلامي در نگاه و گفتگو با نامحرم 154 روش تذکر(يادآوري) 154 ياد خدا 154 ياد نعمت‌هاي الهي 155 ياد مرگ 156 ياد معاد 157 روش تغيير موقعيت 157 ترک مجلس گناه 158 اجتناب از خلوت گزيني با نامحرم 159 اتخاذ موقعيت مناسب 160 روش دعا 161 دعا براي درخواست همسر 161 دعا براي حفظ پاکدامني 161 روش استعاذه 162 روش تقويت بينش 164 باور به حضور در محضر خداوند 164 آگاهي در مورد پيامدهاي شهوت راني 166 مهار فکر و خيال 167 خلاصة فصل 169 پرسش‌ها 171 مسائلي براي گفتگو و مباحثه 172 منابعي براي مطالعه 173 فصل هفتم: آداب و سبك زندگي اسلامي در علم آموزي 174 جايگاه دانش و دانش‌اندوزي در آيين اسلام 174 الگوي اسلامي در جستجوي دانش 178 جستجوي دانش، وظيفه‌اي فراگير 178 جستجوي دانش و تعالي معنوي 179 دانش و مسئوليت اجتماعي 180 جستجوي دانش در ساية استاد وارسته 182 الگوي اسلامي تعامل دانشجو و استاد 183 فروتني در برابر استاد 184 گوش دادن فعال

ادامه مطلب...

- شيخ حرّ عاملی رحمه الله عليه بسم الله الرّحمن الرّحيم ترجمه از: محمد على فارابى، يعسوب عباسى على كمر سرآغاز حمد و ستايش خداوندى را سزاست كه براى راهنمايى بشر پيامبران را فرستاد تا بشر را از گمراهى و نادانى رهايى بخشند و به سوى كمال و سعادت ابدى رهنمون شوند. درود بى‏پايان بر همه پيامبران خاصه بر سرور كاينات، حضرت محمد صلى الله عليه و آله و اهل بيت گرامى او باد. انسان همواره در زندگى جوياى خوشبختى بوده و در راه رسيدن به كمال تلاش كرده است و پيوسته در پى راهنما و رهبرى بوده است كه در درياى متلاطم زندگى از گرداب بلا و هلاكت رهايى‏اش بخشد و به ساحل سعادتش برساند. پيامبران عليهم السلام، مبلغان اديان توحيدى‏اند كه قوانين الهى از طريق وحى بر آنان نازل شده است و پيامبر گرامى اسلام آخرين رسول و كتاب مقدسش قرآن، آخرين كتاب آسمانى براى راهنمايى بشر است. ائمه اطهار عليهم السلام حاملان رسالت و قافله سالاران انسانهايند كه آنان را در همه ابعاد زندگى دنيوى و اخروى هدايت كرده‏اند. علماى بزرگ اسلامى نيز در گردآورى و اشاعه احاديث نبوى و ائمه اطهار عليهم السلام در طى قرون متمادى رنجهاى فراوان برده‏اند. از جمله كتابهاى مربوط به احاديث اسلامى، كتاب وسائل الشيعه تأليف مرحوم علامه شيخ حرّ عاملى دانشمند بزرگ و جليل القدر قرن يازدهم هجرى است كه با جمع آورى احاديث نبوى و ائمه طاهرين عليهم السلام چراغى فروزان فرا راه انسانهاى خداجوى و دانشمندان اسلامى قرار داده و قرنهاست كه بزرگان علم و ادب از اين مشعل فروزان بهره‏مند هستند. ترجمه ابواب احكام العشرة از كتاب حج وسائل الشيعه كه حاوى احاديث فقهى و اجتماعى و اخلاقى است در گروه حديث بنياد پژوهشهاى اسلامى به كوشش آقايان محمد على فارابى و يعسوب عباسى على كمر انجام شده است. اميدواريم علاقه‏مندان را سودمند افتد و مورد قبول پروردگار قرار گيرد. تذكّر براى رعايت امانت مآخذى كه در پاورقى وسايل الشيعه ذكر شده عينا يادداشت شده، اگر چه جلد و صفحات كتابهاى مزبور با مجلّداتى كه اخيرا چاپ شده و در دسترس عموم است تطبيق نمى‏كند، در صورت تمايل و اطّلاع از طبع مآخذ مى‏توانند به جلد بيستم وسائل صفحات 36 تا 49 مراجعه فرمايند. اجمالى از شرح حال شيخ حرّ عاملى‏ محمّد بن حسن معروف به شيخ حرّ از معاريف دانشمندان شيعى است كه در شب جمعه 8 رجب سال 1033 هجرى قمرى در قريه «مشغرى (1» از قراى جبل عامل (بخشى از لبنان) تولد يافت. اين قريه و «جبع» و «جزين» كه در نزديكى يك ديگر واقعند از بلاد قديمى شيعه‏نشين به حساب مى‏آيند. شيخ حرّ عاملى از خاندان علمى بزرگى است كه در اين ولايت مى‏زيسته و نسب وى به حرّ بن يزيد رياحى (صحابى معروف سيد الشهداء (ع» مى‏رسد. نامبرده پس از دوران كودكى و آموزش خط و تعليم قرآن شريف و مقدمات، نزد پدر و عمو و جدّ مادرى خود و جمعى ديگر به كسب دانش پرداخت، آن گاه به قريه «جبع» كه در نزديكى «مشغرى» است رهسپار شد و نزد علماى اين بلاد كسب علم كرد و بر اين منوال چهل سال در اين بلاد اقامت و به استفاده و افاده اشتغال داشت، و طىّ اين مدت دو بار به حج مشرّف شد، و سپس به قصد زيارت عتبات عاليات و مرقد منوّر حضرت رضا (ع) بار سفر بست و در جوار حضرتش رحل اقامت افكند

ادامه مطلب...

آنچه كه يك جوان بايد بداند؟ ويژه دختران دكتر رضا فرهاديان 2 فهرست عناوين آنچه كه يك جوان بايد بداند؟ 2 مقدمه 3 نخستين گام 4 آينده نگرى 5 واقع بينى 6 مهمترين دوران زندگى 7 پديده هاى جسمى بلوغ 7 پديده هاى روحى و روانى بلوغ 8 ترس در جوان 10 خشم در جوان 11 احكام دوران بلوغ 12 اهميت دوران بلوغ از ديدگاه اسلام 13 ديدگاه واقع بينانه 16 اوقات فراغت 16 نظم در جوان 17 معاشرت با دوستان 19 روابط جوانان با والدين 19 دختر جوان و پوشش 20 خويشتن دارى جوان 21 فصل دوم : انحرافات جنسى و راه درمان آن 23 زمينه ها 23 عشق و جوانى 24 علل پيدايش انحراف جنسى 25 هشدار 25 بازگشت 25 چند حكم فقهى 27 توبه جوان 29 پاورقي 30 علائم خون در قاعدگى 31 3 مقدمه جوان براى درك بهتر خود و آشنايى با محيط پيرامون خويش ، نياز به راهنمايى و آگاهى دارد. او همواره در حال رشد و نمو است و رشد جسمى اش بطور طبيعى ، همراه با حالتها و هيجانهاى روحى و عاطفى است . جسم جوان به شكل غير ارادى به رشد خود ادامه مى دهد و رشد روحى و روانى وى در ارتباط مستقيم و متقابل با جسم اوست . هنگامى جريان رشد، حالت طبيعى به خود مى گيرد، كه او از نظر فكرى و اعتقادى در جهت صحيح و در مسير طبيعى برنامه هاى تكاملى نظام آفرينش قرار گيرد. بنابراين ، جوان براى رشد روانى و سازندگى خود، نيازمند هدايت و راهنمايى مربيان صالح و خير انديش است . از طرفى او نيازمند به فكر كردن درباره خود و رفتار و اعمال و عكس العملهاى خويش در محيط زندگى است . او بايد چگونه زيستن را بياموزد، به خصوص زمانى كه به شخصيت خود پى مى برد و كم كم خودش را پيدا مى كند كه : من كيستم و در كجا هستم و چگونه بايد باشم ؟ او بايد پاسخ اين سؤ الها را بيابد، تا بتواند در مسير زندگى خود سنجيده گام بردارد و به آينده اى مطمئن و سعادتمند دست يابد. يكى از روان پزشكان (1) مى گويد: ((من در تحقيقات فراوانى كه درباره علت ناراحتيهاى اشخاص انجام داده ام ، به اين نتيجه رسيده ام كه : اين افراد در دوران كودكى و جوانى ، چگونه زيستن را به خوبى فرا نگرفته اند و به اندازه كافى راهنمايى نشده اند؛ بسيارى از آنان بدون اين كه خودشان بخواهند و يا بدانند، ناراحتيهاى روحى و روانى خود را به فرزندان منتقل مى كنند.)) جوان به علت اين كه سنش كم است و كمتر از بزرگسالان گرفتار ناملايمات زندگى شده ، داراى ذهنى خام و عارى از تجربه است . او كمتر از بزرگترها سرد و گرم روزگار را چشيده و با مشكلات و دشواريهاى كمترى در زندگى روبه رو گرديده است

ادامه مطلب...

كتاب آداب گوشه نشيني برگرفته از ترجمه كتاب المحجة البيضاء في تهذيب الاحياء اثر مولي محسن فيض كاشاني قدس سره بنام راه روشن ترجمه محمد رضا عطايي" "بسم الله الرحن الرحيم مقدمه باب اول : در نقل نظرات و اقوال مختلف و بيان دلايل دو گروه در اين باره باب دوم : در فوايد و مفاسد گوشه گيرى و بيان حقيقت فضايل آن" كتاب گوشه نشينى مقدمه (( بسم اللّه الرحمن الرحيم )) سپاس خداى را كه نعمت را بر بهترين بندگان و برگزيدگان خلقش ارزانى و همت آنان را به انس و الفت با خود مصروف داشت و بهره ايشان را از لذت بردن به وسيله مشاهده نعمتها و عظمت ذات مقدسش فراوان ساخت و دلهاى ايشان را به مناجات و نوازش خود آرامش بخشيد و در قلب آنان ، آراستگى و زيبايى زودگذر دنيا را ناچيز جلوه داد تا آن جا كه تمام كسانى كه پرده ها از جلو روزنه هاى انديشه شان برچيده شد به گوشه گيرى علاقه مند گشتند و در خلوت با خدا، به مطالعه انوار و آثار جلال و عظمت ذات مقدسش انس گرفتند و بدان وسيله از انس با آدميان ، هر چند كه از نزديكترين نزديكانشان بود، گريزان شدند. و درود و رحمت بر محمّد صلى اللّه عليه و اله سرور و نيكوترين انبياى و بر خاندان و يارانش ، سرور و پيشوايان خلق باد. بارى ، مردمان درباره گوشه گيرى و معاشرت و برترى يكى بر ديگرى ، اختلاف نظر فراوانى دارند، با اين كه هر كدام مفاسدى دارد كه باعث نفرت مى گردد و فوايدى دارد كه نظرها را به خود جلب مى كند، ولى گرايش اكثر عابدان و پارسايان به اختيار عزلت و برترى دادن آن بر معاشرت است و آنچه را كه ما در بخش مصاحبت راجع به امتياز معاشرت و برادرى و انس و الفت با يكديگر گفتيم متناقض به آن چيزى است كه اكثريت در انتخاب تنهايى و خلوت بدان گرايش دارند. بنابراين ، روشن ساختن حقيقت اين مطلب ، داراى اهميت است و حل اين مهم با طرح دو باب ميسر است : باب اول : در نقل نظرات و اقوال مختلف و بيان دلايل دو گروه در اين باره اما نظرات ، مردمان در آن باره اختلاف نظر دارند، ابتدا اين اختلاف در ميان تابعان (1) پديد آمد؛ جمعى از آنان به انتخاب عزلت و برترى آن بر معاشرت معتقد شدند ولى اكثر ايشان به استحباب معاشرت و هر چه بيشتر افزودن بر معارف و افزايش دوستان براى انس با يكديگر و محبت به مؤ منان و يارى به ايشان در راه دين از باب هميارى بر نيكى و تقوا قائل شدند. آنچه از سخنان دانشمندان به ما رسيده است به دو دسته تقسيم مى شود: يك دسته عبارات مطلق كه بر گرايش به يكى از دو نظريه بالا دلالت مى كند و دسته ديگر، سخنانى است كه بر دليل گرايش خاص اشاره دارد؛ اكنون ما آن دسته مطلق از سخنان دانشمندان را نقل مى كنيم تا نظرات مختلف در آن باره روشن شود و اما سخنانى را كه مقرون به ذكر علت است در جايى كه مفاسد و فوايد را مطرح مى كنيم ايراد خواهيم كرد. نخست ، سخن را با ذكر كلام و مولايمان ، امام صادق عليه السلام در اين باره آغاز مى كنيم و آنگاه گفته ابوحامد را مطرح مى سازيم . امام صادق عليه السلام بنابر آنچه در (( مصباح الشريعه )) (2) روايت شده است مى فرمايد: ((شخص گوشه گير در دژ الهى سنگر گرفته و در حفظ و نگهبانى خدا محفوظ است ، پس خوشا به حال كسى كه در نهان و آشكار، تنها با او باشد، چنين كسى به ده خصلت نياز دارد: شناخت حق و باطل ، دلبستگى به فقر، انتخاب سختى و پارسايى ، مغتنم شمردن خلوت ، انديشه در عواقب كار، احساس تقصير در بندگى در عين كوشيدن ، ترك خودپسندى ، ذكر فراوان بدون غفلت ، زيرا غفلت شكارگاه شيطان و آغاز هر گرفتارى و باعث هر گونه حجاب (مانع ارتباط با خدا) است و پيراستن خانه از آنچه مورد نياز فورى نيست

ادامه مطلب...

آداب تعليم و تعلم در اسلام نويسنده : دكتر سيد محمد باقر حجتى فهرست عناوين زندگى نامه شهيد ثانى 2 مقدمه : 2 نام و نسب و بيت شهيد ثانى : 3 سيما و اندام شهيد ثانى : 3 شهيد ثانى همزمان با حيات پدر: 4 سفرهاى علمى 5 1 - ميس : 5 2 - كرك نوح : 5 مراجعت به وطن 5 3 - دمشق : 5 4 - مصر: 6 در سوى بازگشت به وطن 7 5 - سفر به حجاز: 7 6- زيارت اعتاب مقدسه در عراق : 7 7- بيت المقدس : 7 8- بلاد روم شرقى و قسطنطنيه : 7 آهنگ زيارت دوباره اعتاب مقدسه در عراق 8 9- ورود به عراق : 8 10- بعلبك : 9 بازگشت دائمى به موطن اصلى 9 اساتيد شهيد ثانى 11 الف - جبع : 11 ب - ميس : 11 ج - كرك نوح : 11 د- دمشق : 11 ه‍- مصر: 11 و- بيت المقدس : 12 ز- قسطنطنيه : 12 مؤ لفات و آثار علمى شهيد ثانى 13 مقدمه : 13 الف - كتب و رساله هاى فقهى 14 ب - كتب اصول فقه 16 ج - كتب مربوط به علوم حديث 16 د- كلام 16 ه‍- اخلاق و عرفان 17 و- تفسير 17 ز- ادعيه 17 ح - نحو 17 ط - اجازات 17 ى - جنگ و مجموعه 18 شهيد ثانى از ديدگاه علماء و دانشمندان اسلامى 18 1- ابن العودى : 18 2- صاحب ((المقابيس )): 19 3- شيخ حر عاملى : 19 3- شيخ يوسف بحرانى ، صاحب كتاب ((الحدائق )): 19 4- تفرشى در كتاب ((نقدالرجال )): 19 5 - خوانسارى ، صاحب ((روضات الجنات )): 19 6- حاج ميرزا حسين نورى محدث : 19 7- علامه مامقانى : 19 8 - علامه امينى : 19 نيل به مرحله اجتهاد و افتاء: 20 شهيد ثانى و مقام او در شاعرى 20 علل و عوامل شهادت شهيد ثانى 21 پيش بينى شهيد ثانى درباره شهادت خود: 23 كيفيت شهادت شهيد ثانى 23 آغاز ترجمه كتاب ((منية المريد)) 25 ديباچه مؤ لف 25 اما بعد: 25 شكوه علم و دانش و دانشمندان : 25 علل ناكامى در علم : 25 در شرف و فضيلت علم و دانش و دانشمندان و دانشجويان از ديدگاههاى مختلف 28 الف - عظمت و شكوه علم و علماء و متعلمان از ديدگاه قرآن كريم 28 ب - والائى مقام علم و علماء و متعلمان در منطق سنت و احاديث نبوى 33 ج - فضيلت علم و علماء و متعلمان از نظرگاههاى امامان شيعه (عليهم السلام ) 40 د - سخنان معصومان چهارده گانه (عليهم السلام ) از كتاب 45 ه‍- اهميت و ارزش علم و دانش از نظرگاههاى حكماء و كتب كهن آسمانى 52 و - سخن فرزانگان دين و دانش درباره علم و علماء و دانشجويان 53 ز - رهنمودهاى عقل و خرد در فضيلت علم و علماء 58 باب اول : آداب و وظائف معلم و شاگرد 61 بخش اول : آداب و وظائف معلم و شاگرد نسبت به خود 61 1- ضرورت و لزوم اخلاص و پاكسازى نيت 61 الف - رهنمودهاى قرآن كريم براى ايجاد اخلاص نيت : 61 ب - سخنان پيامبر گرامى اسلام (صلى الله عليه و آله ) در اهميت اخلاص نيت : 62 ج - احاديث شيعى درباره خلوص نيت 66 د - راه و رسم اخلاص نيت در سخنان بزرگان و راهبران دينى : 68 ه‍- شيطان براى از ميان بردن اخلاص دانشمندان همواره در كمين است 70 2- عمل به علم - يا - لزوم همآهنگى رفتار معلم و شاگرد با علم و آگاهى آنها 75 الف - احاديث درباره بكارگرفتن علم : 75 ب - نكته هاى جالب و مثالهاى هشداردهنده درباره دانشمندان فاقد عمل 78 ج - بايد ديد كه شيطان چگونه دام گسترى مى كند

ادامه مطلب...

فهرست مطالب مقدمه 11 مقدمه مؤلف 15 جلسه اول پوچي چرا؟ اضطراب به چه دليل؟ 19 آفت غفلت از فقر ذاتي انسان 21 آفات دل‌بستن به غير خدا 23 رابطة کفر و پوچي 25 ريشة يأس و نااميدي 27 کشف جايگاه پوچي در روان 29 برکات ايمان به خدا 31 به دنبال سراب يا آب؟ 33 داشتن ولي نداشتن‌ 35 جلسه دوم چرا خدا ما را خلق كرد؟ 39 چرا مي‌گوييم چرا؟ 41 جان انسان خدا مي‌خواهد 45 جايگاه رواني مُدگرايي 46 خداوند خودْ هدف است 50 هدفِ خدا يا هدفِ مخلوق 52 سيري به سوي کمال 53 معني پوچ‌شدن 55 برکات دست‌يابي به هدف حقيقي 57 بندگي خدا؛ عامل شديت وجود 59 آفات غفلت از منزل اصلي زندگي 61 انسان‌هاي گم‌شده 64 جلسه سوم تبعيت از فطرت، عامل نشاط روح 69 فطرت؛ سرماية درون 71 در حجاب جايگزيني‌ها 72 رضايت فطرت و احساس به ثمررسيدن 77 فطرت يا منِ برتر 80 خداوند؛ جانِ جانِ جانِ انسان 84 همة انسان‌ها خدا را مي‌خواهند 87 نمونه‌اي از رؤيت حق 90 دوري از فطرت يا دوري از خود 92 ميثاق جان ها با خدا 95 جلسه چهارم خداوند از چگونگي مبراست 101 خودشناسي راهي مطمئن در خداشناسي 104 چشم و گوش ابزارند 106 همة ادراکات مخصوصِ من انسان است 109 زن و مرد بودن با بدن 110 مَن فقط هست 111 مطمئن‌ترين راه آشتي با خدا 112 شک‌نا‌پذيري منِ انسان 114 رابطه‌ي هستِ مخلوق با هستِ خالق 117 پنجرة رؤيت خدا 119 معني حضور قلب و برکات آن 122 عبادت؛ عامل شديت وجود 124 علت شک‌ها و ترديدها 128 انسان حقيقتي ماوراء تن 131 تعلق روح به تن 133 جلسه پنجم هستي انسان، مرگ نمي پذيرد 137 انسان مي‌بيند که مي‌ميرد 139 تن ظرف ظهور حالات من 141 صورت بدن‌ها در قيامت 142 انسان بي‌بدن زنده‌تر است 146 سفري به سوي خود 150 چگونگي مرگ و انواع آن 152 تکامل روح از طريق تن 153 چگونگي خواب 156 چگونگي بيهوشي 158 ناخود به جاي خود 160 عبور از دنيا، شرط آشتي با خدا 162 اساس رياضت‌ها 167 چگونگي نزديکي به خود 170 جلسه ششم انسان؛ وسيع تر از ماده و ماديات 173 انسان وسيع تر از ماده و ماديات است 177 معني بي‌مکاني نفس 179 گوهر پاک از کجا، عالَم خاک از کجا! 181 ارتباط با عليم مطلق 186 جلسه هفتم وسعت نفس و جايگاه نبوت 191 جايگاه نفسِ نامحدود انسان در هستي 193 آفات توجه نفسِ نامحدود به دنياي محدود 197 انسان‌ها فقط خدا را مي‌خواهند 199 چگونگي ارتباط با عليم مطلق 201 چگونگي نيل به مقام نبوت 206 تجلي صورت حقايق بر قلب 208 تفاوت پيامبران با عارفان 210 برکات نبوت و شريعت 214 جلسه هشتم حضور همه جانبه حق 219 حضور همه‌جانبة مَن در تن 222 حضور همه جانبة خداوند در هستي 224 برکات توجه به جنبة وجودي موجودات 229 چگونگي حضور خداوند در عالم ماده 233 نحوة تدبير خداوند بر عالم 234 چگونگي ظهور خداوند 234 جلسه نهم نفس و پراكندگي آن 239 معني خودْ گم‌کردن 241 انسان گمشده، انسان معكوس! 243 گمشدة ما چيست

ادامه مطلب...

مؤلف : روح الله ولى ابرقوئى مقدمه انسان ، طالب سعادت و كمال است . او به گونه اى خلق شده است كه پيوسته به دنبال گمشده و معشوق خود، يعنى خالق و پرورش دهنده خود مى گردد؛ ليكن در اجتماع و جامعه انسانى موانع و سرگرمى هاى دنيوى و مادى فراوانى چراغ فروزان فطرت و ذات انسانى را كم نور و گاهى خاموش ‍ مى كنند. انسان براى اين كه در دام چنين صيادهايى كه رئيس و فرمانده آنها ابليس رجيم مى باشد نيفتد، بايد راه و مسير شريعت و انبيا و ائمه (عليهم السلام ) را بپيمايد تا با روح و باطنى پولادين آن موانع را از سر راه بردارد و به كمال واقعى كه همان رسيدن به خداست ، برسد. خداوند متعال كتاب آسمانى خود، قرآن مجيد را كه حاوى كامل ترين و مهمترين قوانين و دستورات الهى است را بر رسول گرامى اش حضرت محمد بن عبدالله (صلى الله عليه و آله و سلم ) نازل نمود تا وسيله اى براى هدايت بشر باشد. سپس ولايت باطنى و تكوينى و امامت ائمه (عليهم السلام ) را براى مردم قرار داد تا ادامه دهنده سير نبوت باشند و بشر را به سر منزل حقيقت برسانند. بى ترديد تنها راه سعادت بشر فقط انجام فرايض و واجبات الهى و محرمات است . اگر انسان فرايض را با اخلاص و حضور قلب به جا آورد بهترين وسيله را براى قرب و رسيدن به خدا برگزيده است . در شرع مقدس اسلام همراه واجبات و محرمات ، مجموعه اى از اعمال مستحب و مكروه مقرر شده كه براى انجام يا ترك آنها تاءكيد زيادى شده است . اگر چه نمازهاى مستحبى زيادى داريم كه واقعا در بيشتر مواقع باعث قرب و نزديكى به خداوند مى شوند، مثل نماز شب و نمازهاى ديگرى كه تاءكيد زيادى بر اقامه آنها شده است و همچنين با ترك بعضى از مكروهات زمينه مناسبى براى ترك محرمات در انسان ايجاد مى شود، اما نبايد فراموش كرد كه اصل در دين ، عمل به واجبات و ترك محرمات است . امير مؤ منان حضرت على (عليه السلام ) مى فرمايند: اءن للقلوب اقبالا و ادبارا فاذا اقبلت فاحملوها على النوافل و اذا ادبرت فاقتصروابها على الفرائض ؛ براى قلب ها گاهى نشاط و روى آوردن و گاهى بى نشاطى و روى برگرداندن مى باشد. پس هرگاه قلوب شما پرنشاط هستند (و به قول معروف حال عبادت دارند) آنها را علاوه بر انجام واجبات به انجام مستحبات وادار سازيد و آن گاه كه بى نشاطند، تنها به انجام فرايض و واجبات قناعت كنيد)).(1) لازم به ذكر است كه مكروهات و اصل كراهت بر دو قسم است : الف ) مكروهاتى كه از نظر شرع مقدس داراى مفسده كمى مى باشند؛ مثلا ايستاده آب نوشيدن در هنگام شب مكروه است اين بدان معناست كه چنين كارى ضرر كمى براى بدن دارد. ب ) مكروهاتى كه اصلا داراى مفسده نيستند، ولى ثواب عمل عبادى را كم مى كنند. به عبارت ديگر كراهت آنها به معناى ((اقل الثواب )) مى باشد؛ مثلا نماز خواندن در حمام مكروه است اين يعنى ثوابى كه نماز دارد با اقامه آن در حمام كم مى شود، نه آن كه اين عمل مفسده اى داشته باشد. كتابى كه در پيش رو داريد مشتمل بر حدود دو هزار آداب (مستحبات و مكروهات ) است كه ان شاءالله خوانندگان عزيز با مطالعه آن و با توجه به مطالب مذكور بتوانند سير تكاملى و سعادت خويش را به خوبى و نشاط روحى بپيمايند و در اين مسير بنده حقير و عاصى خدا را از دعاهاى خير خود فراموش نكنند.

ادامه مطلب...

آيين زندگي تاليف : مرحوم حاج شيخ جواد تهراني نام كتاب : آئين زندگى نويسنده : مرحوم حاج شيخ جواد تهرانى فهرست عناوين مقدمه نويسنده 2 يك هدف مهم از بعثت انبياء 3 اصلاح نيّت 4 شرك ريائى 6 شرك طاعتى 7 شرك به اسباب طبيعى 8 تكبّر و تواضع 9 عُجب 11 خودستايى 12 حسد (رشك ) 13 بخل 14 حسن خلق و سوء خلق 15 صبر 16 توكل به خدا 18 اعتصام به خدا 19 خوف و رجاء و حسن ظن به خداوند متعال 20 راستگويى ، و دروغ 21 بدترين دروغها 22 وفاى به عهد (پيمان ) و پيمان شكنى 23 وفاى به وعده ، و خلف وعده 24 عدالت و ظلم 25 اداى امانت و خيانت 27 كار و كوشش در اسلام 29 آگاهى 31 صنعت 32 دستورات كلى در معاملات 33 دورويى و دو زبانى 34 خشم 35 كظم غيظ 36 خوش زبانى و بد زبانى 37 دشمنى و كينه جويى ، دورى و جدايى از يكديگر 38 آگاهى 39 حرض (آز) 40 طمع (چشم داشت به ديگران ) 41 حياء (شرم ) و بى شرمى 42 سوء ظن و تهمت به مؤ منين و تجسس از عيوب و لغزشهاى آنان 43 سخن چينى 44 بهتان 45 غيبت 46 مسخره كردن يكديگر و به نام و لقب هاى زشت يكديگر را خواندن 47 سبك شمردن و اهانت و تحقير و ايذاء و ترساندن مؤ من 48 دشنام دادن و طعنه زدن و لعن كردن و سرزنش نمودن مؤ من و نسبت كفر به مؤ من 49 (ديدگاه اسلام ) 50 (صلح و سازش ) 51 (اهتمام به امور مسلمين ) 52 (امر به معروف و نهى از منكر) 54 خير خواستن براى ديگران 56 (اتحاد در برابر دشمنان ) 57 (برترى تقوا، ايمان و دانش ) 58 (انفاق ) 59 (نيكى به والدين و خويشان ) 63 محبت دنيا 65 نمونه اى از مدارك داله بر مدح دنيا و محبت آن براىتحصيل رضاى الهى يا ثوابهاى 67 پاورقي 68 2 مقدمه نويسنده بسمه تعالى شاءنه بعضى از دوستان از اينجانب تقاضا كردند كتابى ساده و همگانى كه مشتمل بر دروس اخلاق اسلامى و رهنماى قسمتهايى از آيين زندگى باشد بنويسم ، تا مورد استفاده غالب طبقات قرار گيرد. پس از گذشت مدتى آنچه به نظرم رسيد كه در اين كار براى خودم بى تكليف و براى خوانندگان سودمندتر باشد؛ اين بود كه مقدارى از آيات قرآن كريم و احاديث پيغمبر و ائمه دين سلام الله عليهم اجمعين را با ترجمه تقريبى آنها به فارسى ، جمع و تاءليف نمايم تا به توفيق خداوند متعال خوانندگان محترم چون مستقيما با كلمات وحى و عبارات و نصوص منقوله از ذوات مقدسه پيغمبر و ائمه دين عليه السلام رو به رو مى گردند، درس بهترى فراگيرند و استفاده بيشترى بنمايند و لذا به نوشتن اين تاءليف پرداختم و آن را((آيين زندگى و درسهاى اخلاقى اسلامى )) نام نهادم . و لاحول و لاقوة الا بالله العلى العظيم . (1) مؤ لف در اين كتاب در نظم و تربيت مطالب و هم در نقل آيات و روايات به هيچ وجه نظرى خاص نداشته ؛ فقط هر موضوع و مطلبى كه متناسب با هدف و غرض از تاءليف اين كتاب بوده و به تدريج به خاطرش مى آمده با ذكر مداركى نوشته است تا براى تنظيم و ترتيب مطالب و يا ذكر مدارك به زحمت نيفتاده باشد

ادامه مطلب...

آرام بخش دل داغديدگان يا مسكن‏الفؤاد - شهيد ثانی رحمه الله عليه بسم الله الرّحمن الرّحيم مشخصات كتاب مسكن الفؤاد كتاب را كه هم اكنون در مقابل رو داريد ترجمه رساله شريف مسكن الفواد از تاليفات شهيد ثانى رضوان الله عليه است. اين رساله شامل يك مقدمه و چهار باب و يك خاتمه است. مقدمه مقدمه در مورد عوامل و موجبات رضا به قضاء الهى است و پيرامون عدل و حكمت خدا و فلسفه احكام و دستورات و بعثت انبياء و تدبر در گفتار و حالت آنها مطالبى ارزنده و مثالهائى بسيار آموزنده بيان داشته است. باب اول باب اول در مورد عوضهائى است كه خداوند كريم در برابر مصائب و مرگ فرزندان بندگان عطاء مى‏فرمايد. و حدود 45 حديث و روايت از پيامبر صلى الله عليه و آله و ائمه عليهم السلام در اين زمينه گرد آورده است و در پايان اين باب حدود 7 حكايت شگفت‏انگيز و آموزنده‏اى در اين مورد ذكر نموده است. باب دوم باب دوم در مورد صبر مى‏باشد، و در اين باب نيز در اهميت صبر و عظمت صابران چند نمونه از آيات قرآن و قريب 50 روايت از معصومين عليه السلام جمع آورى نموده است و در پايان اين باب نيز حكايات عجيب و غريبى متجاوز از 50 قضيه از صبر و استقامت مردان و زنان مصيبت ديده ذكر نموده است. باب سوم باب سوم در مورد رضا و خشنودى از مقدرات الهى است در اين باب همچنين پس از ذكر چند نمونه از آيات قرآن مجيد متحاوز از 20 روايت در اين زمينه گرد آورده است و در پايان اين باب حدود 11 حكايت شگفت‏انگيز از صبر و تسليم اهل بلا را ياد آور شده است. باب چهارم باب چهارم در مورد گريه كردن در مرگ فرزندان و بستگان است و بيان داشته است كه گريه كردن در مرگ فرزندان و خويشان و دوستان ما دامى كه متضمن اعتراض به كار خدا نباشد بى اشكال است و منافاتى با صبر و رضا به قضاء الهى ندارد و در اثبات اين مطلب شواهدى از گريه‏هاى پيامبر و ائمه عليه السلام كه در مرگ فرزندان و دوستان خويش ابراز داشته‏اند آورده است و بيان داشت كه گريه‏هاى آن بزرگواران در مرگ فرزندان و دوستانشان گريه رحمت بوده است نه به عنوان اعتراض به كار خدا و در پايان اين باب احاديثى در مذمت صورت خراشيدن و گريبان پاره كردن و داد و فرياد و ناله براه انداختن در مرگ فرزندان و خويشان گرد آورده است. خاتمه و خاتمه پيرامون استحباب و فضيلت تسليت به صاحب عزا و ثواب و كيفيت آن احاديثى ذكر نموده است و سرانجام رساله را با تسليت نامه مفصلى از امام صادق عليه السلام كه آن حضرت به اين عنوان براى عموزاده‏هاى خويش نوشته بود ختم نموده است. اين بود خلاصه از مشخصات و شناسنامه اين كتاب با همين توضيح كوتاه مى‏توانيد پى به اهميت اين كتاب ببريد كه با حجم كمش حدود 200 حديث ارزنده و قريب 70 حكايت آموزنده در آن گرد آورى شده است كه مطالعه هر يك از آنها باعث زدودن زنگار دل و جلا و روشنى قلب ميگردد.مى‏گويند شهيد ثانى در وقتى اين كتاب را تاليف كرد كه فرزندانش در سن طفوليت از دنيا مى‏رفتند و او از مرگ آنها بسيار متاثر مى‏شد شايد اين حالت تاثر را بر خلاف رضا و تسليم در برابر قضا و قدر الهى مى‏دانست

ادامه مطلب...

آموزه‏هاى بنيادين علم اخلاق جلد اول فهرست عناوين بخش اول 1 1- ملكه 1 2 - فضيلت و رذيلت 1 تعريف علم اخلاق 1 ارزش‏گذارى افعال 1 ارزش گذارى ملكات 1 قلمرو علم اخلاق 1 اهميت علم اخلاق 1 هدف و فايده علم اخلاق 1 نياز به مربى 1 سؤالات 1 پى‏نوشتها 1 (2) رابطه دين و اخلاق 2 تفاوت اخلاق و تعليم و تربيت 2 يادآورى: 2 تفاوت اخلاق و حقوق 2 تفاوت اخلاق و فقه 2 تفاوت اخلاق و آداب 2 تفاوت اخلاق و عرفان 2 تفاوت اخلاق و فلسفه اخلاق 2 سؤالات 2 (3) روش‏شناسى علم اخلاق 2 سؤالات 2 پى‏نوشتها 2 (4) مبادى و پيش فرض‏هاى علم اخلاق 3 1 - اختيار 3 2 - تغيير پذيرى اخلاق انسان 3 سؤالات 3 پى‏نوشتها 3 (5) 3 - فطرى بودن كمال جويى و گرايش به خير 4 4 - محوريت انسان‏شناسى و مباحث نفس 4 سؤالات 4 پى‏نوشتها 4 (6) كمال 5 لذت و سعادت 5 سؤالات 5 سؤالات 5 پى‏نوشتها 5 بخش دوم: (8)رابطه انسان با خدا 6 تأثير اعمال اختيارى بر معرفت 6 ضرورت اخلاقى شناخت خداوند 6 سؤالات 6 پى‏نوشتها 6 (9) دو گونه معرفت اكتسابى 7 راه نخست 7 دومين راه معرفت خدا 7 تأثير معرفت بر اعمال اختيارى 7 سؤالات 7 پى‏نوشتها 7 (10) موانع معرفت خدا 8 1 - پيروى از هواى نفس 8 2 - محبت دنيا 8 3 - سطحى نگرى 8 4 - عادات فكرى و تقليد از پدران 8 5 - رذايل نفسانى 8 سؤالات 8 پى‏نوشتها 8 (11) مراتب معرفت 9 انواع توحيد 9 توحيد ذات 9 توحيد صفات 9 توحيد افعالى 9 توحيد در عبادت 9 سؤالات 9 پى‏نوشتها 9 (12) ايمان 10 رابطه علم و ايمان 10 موانع ايمان 10 آثار ايمان 10 مراتب ايمان 10 سؤالات 10 پي‏نوشتها 10 (13) محبت 11 عوامل محبت 11 مراتب محبت 11 محبوب‏هاى انسان 11 نشانه‏هاى محبت حقيقى 11 محبت به خدا 11 سؤالات 11 پي نوشتها 11 (14) عبادت 12 اقسام عبادت 12 عبادات توقيفى هستند 12 حضور قلب 12 راه تحصيل حضور قلب 12 مراتب حضور قلب 12 آثار عبادت 12 سؤالات 12 پي نوشتها 12 (15) اخلاص 13 اهميت اخلاص 13 راه كسب اخلاص 13 آثار اخلاص 13 سؤالات 13 پى‏نوشتها 13 (16) توكل 14 آيا توكل با اعتماد به نفس منافات دارد؟ 14 آثار توكل 14 مراتب توكل 14 سؤالات 14 پى‏نوشتها 14 (17) ريا 15 منشأ رياكارى 15 آثار ريا 15 درمان ريا 15 سؤالات 15 پى‏نوشتها 15 (18) خوف و رجاء 16 خوف و رجاء و ايمان خدا 16 انواع خوف در رابطه انسان و خداوند 16 1 - خوف از گناه 16 2 - خوف از غفلت و كوتاهى 16 3 - خوف از عاقبت بد 16 4 - خوف از جهان پس از مرگ 16 5 - خوف دورى از خدا 16 سؤالات 16 پى‏نوشتها 16 (19) خوف از خدا 17 آثار خوف از خدا 17 1 - پذيرفتن انذار و تذكر 17 2 - اقدام به عمل 17 3 - هدايت 17 4 - مغفرت 17 5 - آخرت نيكو 17 6 - رضايت خداوند 17 روش تحصيل خوف 17 ايمنى 17 سؤالات 17 پى‏نوشتها 17 (20) رجاء يا اميدوارى در رابطه با خداوند 18 نشانه و اثر رجاء 18 سؤالات 18 پى‏نوشتها 18 (21) نااميدى از رحمت خدا 19 منشأ نااميدى 19 عوامل نااميدى 19 الف: 19 ب: استعجال: 19 آثار نااميدى 19 درمان نااميدى 19 سؤالات 19 پى‏نوشتها 19 (22) صبر 20 اقسام صبر 20 مراتب صبر 20 رابطه صبر و ايمان 20 آثار صبر 20 چگونه مى‏توان صبور شد؟ 20 سؤالات 20 پى‏نوشتها 20 (23) شكر 21 عوامل زمينه ساز شكر 21 اقسام شكر 21 آثار شكر 21 سؤالات 21 پى‏نوشتها 21 (24) رضا 22 منشأ رضا 22 آثار رضا 22 آيا رضاى به قضاى الهى با تلاش و دعا در تنافى است؟ 22 سؤالات 22 پى‏نوشتها 22 (25) گناه 23 آثار گناه 23 1 - كيفر الهى 23 2 - نابودى اعمال 23 3 - عدم قبولى اعمال 23 4 - محروميت از عمل صالح 23 5 - عدم استجابت دعا 23 6 - محروميت از روزى و نعمت 23 7 - نزول بلا 23 8 - بيمارى دل و انكار حقايق 23 9 - محروميت از آمرزش 23 10 - ترس از مرگ 23 علت گناه 23 گناه صغير و كبير 23 سؤالات 23 پى‏نوشتها 23 (26) توبه 24 اقسام توبه 24 شرايط توبه 24 جبران گذشته: 24 آثار توبه 24

ادامه مطلب...

"فهرست موضوعات پيش گفتار مقدّمه فصل اوّل: انسان شناسى و حقيقت تربيت فصل دوم: مبانى تربيت اسلامى فصل سوم: اهداف تربيت فصل چهارم: اصول تربيتى اسلام فصل پنجم: ابعاد تربيت(1) فصل پنجم: ابعاد تربيت(2) فصل پنجم: ابعاد تربيت(3) فصل ششم: راهبردهاى تربيتىِ اسلام(1) فصل ششم: راهبردهاى تربيتىِ اسلام(2) فصل ششم: راهبردهاى تربيتىِ اسلام(3) فصل ششم: راهبردهاى تربيتىِ اسلام(4) فصل هفتم: مراحل و محيط تربيت فصل هشتم: ويژگى هاى تربيت اسلامى فهرست منابع و مآخذ" "پيش گفتار --- پيش گفتار انسان و بحران هاى اخلاقى در جست وجوىِ حل مشكل اخلاق و تربيت اسلامى سخنى با استادان تربيت و اخلاق --- پيش گفتار تربيت و اخلاق مهم ترين هدفِ رسالت پيامبران خدا بوده تا بشريت را در مسير كمال و قرب الهى، كه علت غائى آفرينش است، رهنمون باشند. پيامبر عظيم الشأن اسلام(ص) با اشاره به فلسفه بعثت خويش در حديث معروف بدان تصريح فرموده اند: «اِنَّما بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَكارِمَ الْأَخْلاقِ (1)؛ همانا برانگيخته شدم كه مكارم اخلاق را به سر حد كمال برسانم.» تربيت و اخلاق، از سوى فلاسفه و انديشمندان نيز همواره مورد توجه قرار داشته و مكاتب فلسفى و حتى مكتب هاى مادى، هر يك با بينش و فلسفه و اهداف خاص خود از تربيت و اخلاق سخن گفته و اصول و روش هايى را ارائه داده اند، كه اين خود بيانگر اهميت اين مسئله براى انسان، در همه شرايط و جوامع است. گرچه مسئله اساسى در تربيت و اخلاق، مبانى، اهداف و روش هاى صحح و استوار و نمونه هاى عينى و مثبت در اين موضوع مى باشد كه جز از طريق وحى براى انسان قابل دسترسى نخواهد بود. انسان و بحران هاى اخلاقى آنچه مايه تأسف است اين كه، در جهان معاصر از حاكميت اخلاق و معنويت و ضرورت تربيت الهى كمتر سخن جدى به ميان مى آيد و در عمل نيز اثر چشم گيرى از آن مشاهده نمى شود. تمام آمال و تلاش هاى علمى و عملى به بُعد مادى محدود گشته و كسى به فكر احياى ارزش هاى انسانى نيست، در حالى كه خطر سقوط اخلاقى از خطر بمب هاى اتمى و هسته اى براى نوع بشر زيانبارتر است. شيوع و اشاعه فساد كه در اعماق جوامع، به ويژه جوامع صنعتى، نفوذ دارد و قتل و غارت و قساوت و نيرنگ و بى اعتمادى و خودخواهى، به صورتى وحشتناك، نشان مى دهد كه مكتب هاى ساخته و پرداخته انديشه انسان معاصر جز به تكنولوژى و دانشى كه با طبيعت سر و كار دارد، نپرداخته و در ميان رشته هاى بى شمار علوم و تخصص ها جاى يك رشته خالى است و آن تربيت و اخلاق با مفهوم الهى آن مى باشد و بحث هاى اخلاقى و انسان سازى در جهان معاصر سير قهقرايى پيموده و دانش تعليم و تربيت رايج روز، چندان ارتباطى با بحث هاى تربيت و اخلاق - به معناى انسان سازى - ندارد؛ و از اين بابت مى توان گفت: بشر دست خوش بدترين نوع جهل و عجز است. همان گونه كه على(ع) مى فرمايد: «بالاترين نادانى ها نادانى انسان به امر خويش است: «اَعْظَمُ الْجَهْلِ جَهْلُ الأنسانِ اَمْرَ نَفْسِه».(2) «و ناتوان ترين مردم كسى است كه از اصلاح خود ناتوان باشد: «اَعْجَزُ النّاسِ مَنْ عَجَزَ عَنْ اِصْلاحِ نَفْسِه».(3) اين بى توجهى به معنويت و اخلاق است كه تمدن جهان را به پرتگاه سقوط كشانده و حتى از اعماق اروپا دانشمندان و محققانى را به اعتراف و اعتراض واداشته و با توجه به ره آوردهاى منفى علم و تمدن كنونى بشريت را در حال نابودى مى بينند. دكتر «آلكسيس كارل» فرانسوى، كه از دانشمندان مشهور اروپاست

ادامه مطلب...

كتاب آداب امر به معروف و نهي از منكر برگرفته از ترجمه كتاب المحجة البيضاء في تهذيب الاحياء اثر مولي محسن فيض كاشاني قدس سره بنام راه روشن ترجمه محمد رضا عطايي" "بسم الله الرحن الرحيم مقدمه باب اول : در وجوب و فضيلت امر به معروف و نهى از منكر و نكوهش ترك آنها باب دوم : اركان و شرايط امر به معروف و نهى از منكر باب سوم : در منكراتى كه معمول و عادت مردم مى باشد باب چهارم : امر به معروف و نهى از منكر فرمانروايان و پادشاهان" كتاب امر به معروف و نهى از منكر مقدمه (( بسم اللّه الرحمن الرحيم )) سپاس خداوندى را كه هيچ كتابى را نتوان گشود جز به ستايش او و نعمتها را نتوان طلبيد مگر به وسيله كرم ، بزرگوارى و بخشندگى وى . درود بر سرور پيامبران حضرت محمّد صلى اللّه عليه و اله فرستاده و بنده خدا و بعد از او بر خاندان پاك و پاكيزه اش باد. بارى ، امر به معروف و نهى از منكر بزرگترين محور دين و مساءله مهمى است كه براى آن ، خداوند تمام پيامبران را برانگيخت . چنانكه اگر بساط امر به معروف و نهى از منكر بر چيده و از نظر عملى و علمى مهمل گذارده شده بود، نبوت بيهوده مى گشت و ديانت نابود مى شود، سستى و گمراهى و جهل و فساد همه را فرا مى گرفت ، كج انديشى فراگير مى شد و شهرها ويران و مردمان هلاك مى گشتند و هر چند آن واقعه اى كه از آن بيم داريم ، واقع مى شد اما چه بسا مردم تا روز قيامت از هلاك خود آگاه نمى شدند، بنابراين ؛ ععع انا للّه و انا اليه راجعون ، )) زيرا از نظر علمى و علمى آثار اين محور نابود شده و حقيقت و نشانه اش محو گرديده و نيرنگ آدميان بر دلها چيره شده و مراقبت خداوند از دلها رخت بربسته و مردم در پيروى از مردم از هوى و هوس همچون چهارپايان افسار گسيخته شده اند و مؤ من راستين كه ملامت كننده اى او را از راه خدا باز ندارد، در پهناى گيتى كمياب گشته است . پس هر كه در جبران اين سستى و پر كردن اين شكاف تلاش ‍ كند، يا در عمل عهده دار آن شود و يا اقدام در اجراى آن كند، با اين هدف كه اين سنت از ميان رفته را بازسازى كند و بر آن اهتمام بورزد و در راه زنده كردن آن دامن همت بر كمر زند، چنين شخصى از ميان مردم براى احياى سنتى كه سرانجام روزگار به نابودى آن انجاميده ، از خود گذشتگى كرده و مصمم به تقربى شده كه تمام مراتب قرب در برابر آن ناچيز است ، و اكنون ما آگاهى و اطلاع از آن را در چهار باب شرح مى دهيم : باب اول در وجوب و فضيلت امر به معروف و نهى از منكر. باب دوم در اركان و شرايط امر به معروف و نهى از منكر. باب سوم در موارد انجام آن و بيان منكراتى كه عادت معمول شده است . باب چهارم در امر به معروف و نهى از منكر فرمانروايان . باب اول : در وجوب و فضيلت امر به معروف و نهى از منكر و نكوهش ترك آنها دليل به اين مطلب ، بعد از اجماع امت اسلامى و عنايت عقلهاى سالم بر آن ، آيات و اخبار و آثار وارد شده است . اما آيات ، قول خداى تعالى : (( و لتكن منكم امة يدعون الى الخير و ياءمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر و اولئك هم المفلحون . )) (276) در آيه فوق به طور وضوح ، وجوب آمده است ، زيرا كلمه (( ((والتكن )) )) امر است و ظاهر امر ايجاب است و در اين آيه توضيحى است مبنى بر اين كه رستگارى منوط بر آن است ، زيرا به طور حصر بيان كرده و فرموده است : (( و اولئك هم المفلحون . )) و نيز در آيه آمده است كه اين عمل واجب كفايى است نه واجب عينى ، زيرا وقتى كه گروهى اقدام كردند، از ديگران ساقط مى گردد

ادامه مطلب...

كتاب آداب نكاح برگرفته از ترجمه كتاب المحجة البيضاء في تهذيب الاحياء اثر مولي محسن فيض كاشاني قدس سره بنام راه روشن ترجمه سيد محمد صادق عارف" "بسم الله الرحمن الرحيم باب اول : در تشويق به ازدواج و يا ترك آن باب سوم : در آداب معاشرت و آنچه در دوام ازدواج دخالت دارد و زن و مرد بايد مراعاتكنند" كتاب آداب نكاح مقدمه بخش دوم از قسمت مربوط به عادات از كتاب (( محجة البيضاء فى تهذيب الاحياء )) بسم اللّه الرحمن الرحيم سپاس خداى را كه تيرهاى انديشه درباره شگفتيهاى آفرينش او به جايى نرسد، و عقل و خرد به هنگام تفكر در بدايع نخستينش جز آنكه سرگردان و متحير بماند، راه به جايى نبرد، در صورتى كه همواره نعمتهاى لطيف او براى جهانيان يكى پس از ديگرى ، چه بخواهند و چه نخواهند استمرار دارد؛ و از جمله الطاف زيبايش آن است كه از آب بشرى را آفريد و او را وابسته و خويشاوند قرار داد و بر مخلوقات شهوت را مسلط كرد تا بدان وسيله ناخواسته وادار به توليد مثل شوند و از اين راه به حكم جبر و بدون اختيار نسلشان باقى بماند؛ وانگهى مساءله انساب را مهم شمرده و به آن ارج نهاده است و بدان وسيله زنا را حرام داشته و به خاطر منع و جلوگيرى از آن اين عمل را سخت زشت شمرده و ارتكاب آن را هرزگى و كار زشت دانسته است و مردم را به ازدواج دعوت كرده و به صورت امرى مستحب و فرمانى الهى بر آن تشويق كرده است . پاك و منزه است خداوندى كه مرگ را بر بندگان مقرر فرموده و بدان وسيله آنان را محكوم به مرگ و در هم شكستگى كرده و از طرفى بذر نطفه ها را در زمين رحمها پراكنده ساخته و افراد جديدى از آن به وجود آورده و آن را وسيله جبران مرگ قرار داده است ، تا آنان را آگاه كند كه درياى مقدرات او از لحاظ سود و زيان ، خير و شر، دشوار و آسان ، پيچيده و گسترده ، براى جهانيان فيض بخش است . و درود بر محمّد (ص ) كه براى بيم و اميد دادن برانگيخته شده است و بر آل و اصحاب او، درودى كه حسابگران از عهده شمارش و اندازه آن برنيايند و سلامى فراوان بر ايشان باد! بارى ، براستى كه ازدواج پشتوانه دين و خوار كننده شياطين و در مقابل دشمن خدا دژ استوارى است و وسيله زياد شدن افرادى است ك سرور انبيا (ص ) بدان وسيله بر ديگر پيامبران مباهات مى كند. بنابراين چقدر بجاست كه وسايل ازدواج را فراهم و آداب و سنن آن را حفظ كنند. از اين رو بايد اهداف و نيازمنديهاى آن را شرح و فصول و ابواب آن را تفضيل داد و آن مقدار از احكام نكاح را كه داراى اهميت است در سه باب به شرح زير بيان مى شود: باب اول در تشويق به ازدواج كرد و ازدواج نكردن . باب دوم در آدابى كه بايد در عقد و عقد كنندگان رعايت شود. باب سوم در آداب معاشرت پس از عقد تا زمان جدايى . باب اول : در تشويق به ازدواج و يا ترك آن بدان كه دانشمندان درباره فضيلت ازدواج اختلاف نظر دارند. بعضى از آنها در اين باره تا آنجا مبالغه كرده اند كه تصور كرده اند ازدواج بالاتر از اشتغال به عبادت خداست و گروهى ديگر به ارزش آن اعتراف دارند، اما آن را مقدم بر اشتغال به عبادت ندانسته اند؛ البته در صورتى كه نفس ، اشتياق زيادى به ازدواج پيدا نكند به حدى كه شخصى را پريشان حال كرده به سركشى وادارد. عده ديگرى گفته اند: در اين زمان بهتر است ازدواج نكنند،

ادامه مطلب...

آداب غذا خوردن برگرفته از ترجمه كتاب المحجة البيضاء في تهذيب الاحياء اثر مولي محسن فيض كاشاني قدس سره بنام راه روشن ترجمه سيد محمد صادق عارف" "بسم الله الرحن الرحيم مقدمه باب اول : درباره وظايف كسى كه تنها غذا مى خورد باب دوم : آدابى كه به دليل اجتماع و مشاركت در غذا، علاوه بر آداب ديگر بايد رعايت شود، هفت تاست باب سوم : در آداب غذا دادن به برادرانى كه به ديدن انسان مى آيند باب چهارم : در آداب مهمانى باب پنجم : در آداب امور متفرقه اى كه از نظر طبى و شرعى ممنوع است" كتاب آداب غذا خوردن مقدمه بخش اول از كتاب (( محجة البيضاء فى تهذيب الاحياء )) پيرامون آداب غذا خوردن (( بسم اللّه الرحمن الرحيم )) سپاس ويژه خداوندى است كه مخلوقات را به بهترين صورت تدبير فرمود و زمين و آسمانها را آفريد، و آب گوارار از عصاره بخارات نازل كرد و بدان وسيله دانه ها و گياهان را به وجود آورد، و روزيها و خوردنيها را مقدر و به وسيله خوردنيها قواى جانداران را حفظ كرد و با اطعام بندگان پاكيزه به طاعات و اعمال شايسته آنان كمك كرد. درود پايان ناپذير خداوند بر حضرت محمّد (ص ) صاحب معجزات درخشان و بر خاندان او، و سلام فراوان بر ايشان باد! بارى ، هدف خردمندان ، ديدار (رحمت ) خداى سبحان در سراى آخرت است ؛ و هيچ راهى جز علم و عمل براى رسيدن به اين هدف وجود ندارد؛ از سويى مراقبت بر علم و عمل جز با تندرستى ممكن نيست ، و تندرستى نيز جز با تناول كردن غذا و خوراك به مقدار حاجت در هر شبانه روز ميسر نمى شود. از اين روست كه بعضى از نياكان صالح گفته اند: (( غذا خوردن نيز از امور دينى است )) ، و بر اين اساس است كه خداوند متعال مى فرمايد: (( كلوا من الطيبات واعلموا صالحا.(1) بنابراين هركس كه اقدام به خوردن غذا مى كند تا بدان وسيله به علم و عمل خود يارى رساند و تقوايش را تقويت كند، سزاوار نيست كه زمام نفس را رها كند و آن را همانند چهارپايان در چراگاه آزاد بگذارد تا هر چه مى خواهد بخورد؛ زيرا آنچه باعث ديندارى و وسيله رسيدن به ديانت است شايسته است كه مظهر انوار و آداب و سنن دينى باشد، به طورى كه بنده خدا را پاى بند كند و انسان متقى بدان وسيله از گناهان مصون بماند؛ تا آنجا كه اشتهاى به غذا را در خوردن و نخوردن با ميزان شرع بسنجد تا بدان وسيله گناه و معصيتى را از خود دور سازد و اجر و ثوابى را كسب كند؛ هر چند كه در آن غذا بيشترين لذت نفسانى باشد. پيامبر اكرم (ص ) فرمود: (( همانا مرد حتى به خاطر لقمه غذايى كه به طرف دهان خود و همسرش مى برد اجر مى برد.)) (2) البته اين اجر و ثواب در صورتى است كه لقمه غذا را به دستور دين و به خاطر دين بردارد و آداب دينى را رعايت و به وظايف دينى عمل كند. اينك ما بر آنيم كه وظايف دينى فرد را در هنگام غذا خوردن بيان كنيم ، از اين رو واجبات و مستحبات و آداب غذا خوردن و گوارايى آن و كيفيت غذا خوردن را در چهار فصل و همچنين فصل ديگرى در پايان مى آوريم . باب اول ، در وظايف كسى كه تنها غذا مى خورد. باب دوم ، آدابى كه رعايت آنها چه در صرف غذا به صورت فردى و چه به صورت دسته جمعى الزامى است . باب سوم ، در آداب خاص غذا دادن به برادرانى كه به ديدن انسان مى آيند. باب چهارم ، در آداب خاص دعوت ، مهمانى و عوامل آن

ادامه مطلب...

كتاب آفت هاى زبان برگرفته از ترجمه كتاب المحجة البيضاء في تهذيب الاحياء اثر مولي محسن فيض كاشاني قدس سره بنام راه روشن ترجمه عبدالعلي صاحبي" "بسم الله الرحن الرحيم مقدّمه شرح بزرگ بودن خطر زبان و فضيلت خاموشى فصل : سخنان بزرگان فصل : علت برترى سكوت چيست ؟ نخستين آفت ، سخن گفتن از چيزى است كه به انسان مربوط نيست آفت دوم ، سخن زايد است آفت سوم ، فرو رفتن در باطل است آفت چهارم لجاجت و نزاع است آفت پنجم دشمنى است آفت ششم آفت هفتم دشنام و بدزبانى است آفت هشتم لعن حيوان ، جماد، يا انسان است آفت نهم غنا و شعر است آفت دهم شوخى است آفت يازدهم مسخره و ريشخند است آفت دوازدهم آشكار كردن راز است آفت سيزده هم وعده دروغ است آفت چهاردهم گفتار و سوگند دروغ است آفت پانزدهم غيبت است آفت شانزدهم سخن چينى است آفت هفدهم سخن گفتن دو زبانه است آفت هيجدهم ستايش است آفت نوزدهم آفت بيستم" كتاب آفت هاى زبان مقدّمه (( بسم اللّه الرحمن الرحيم )) سپاس خداوندى را سزاست كه آفرينش انسان را نيكو و منظم ساخت ، نور ايمان را به او الهام فرمود، او را به نور ايمان بياراست . و سخن گفتن را به او آموخت و به وسيله آن وى را بر ديگر موجودات مقدم و برتر قرار دارد؛ گنجينه هاى دانش را بر قلبش فرو ريخت و او را كامل كرد، آن گاه پرده هايى از رحمت (ستّارى ) خود بر او بيفكند؛ سپس به او زبانى داد كه ترجمان دل است و پرده از رازى بر مى دارد كه فرستاده است . پس گفتارش را به سپاس آغاز كرد و از نعمتهايى كه به او عطا كرده شكر كرد و از دانشى كه به دست آورد و نطقى كه بر او آسان ساخت بروى منت نهاد و گواهى مى دهم كه جز خداى يگانه خدايى نيست و شريك ندارد، و محمّد بنده و فرستاده اوست كه او را گرامى داشته و پيامبر اوست كه وى را با كتابى كه فرو فرستاد و قرآنى كه آن را تفصيل داده و دينى كه آسان قرار داده گسيل داشته است . درود خدا بر او و خاندان و اصحابش و پيامبران پيش از او تا آن زمان كه بنده اى تكبير و تهليل بگويد. امّا بعد، زبان از نعمت هاى بزرگ و صنايع ظريف و عجيب خداست ، زيرا حجم آن كوچك و بندگى و گناهش بزرگ است ، و كفر و ايمان جز به گواهى زبان آشكار نمى شود، و كفر و ايمان آخرين حد بندگى و سركشى است ، و هيچ شى ء موجود يا معدوم ، آفريننده يا آفريده ، خيالى يا معلوم ، مورد گمان يا وهمى نيست مگر اين كه زبان به آن مى رسد و اين خاصيتى است كه در ديگر اعضا نيست ، زيرا چشم جز به رنگ ها و صورت ها نمى رسد و گوش جز به صداها نمى رسد، و دست جز به اجسام نمى رسد و همچنين ديگر اعضا، و زبان ميدان وسيعى دارد براى آن بازگشتى و براى جولان آن حد و پايانى نيست

ادامه مطلب...

آموزه هايى از متون قرآن و حديث جمعى از نويسندگان 4 آموزه هايى از متون قرآن و حديث مؤلفان محمدتقى ديارى بيدگلى... [و ديگران ]، مركز برنامه ريزى و تدوين متون درسى نهاد نمايندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه ها. ـ قم: دفتر نشر معارف، 1381. 119 ص. كتابنامه: ص [117 ]ـ 119; همچنين به صورت زيرنويس شابك: 3 ـ 19 ـ 7030 ـ 964 1. زبان عربى ـ خودآموز، الف. ديارى بيدگلى، محمدتقى ب. نهاد نمايندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه ها، مركز برنامه ريزى و تدوين متون درسى 8 آ /6141 75/492 مجموعه متون 5 آموزه هايى از متون قرآن و حديث مؤلفان:دكتر محمدتقى ديارى بيدگلى، دكتر عبداللّه موحّدى محب، سيدكمال طباطبايى اميرى، محمدحسن ظريفيان يگانه و عليرضا كمالى ويراستار: سيدمحمدتقى مرتضوى زاده تدوين: نهاد نمايندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه ها مركز برنامه ريزى و تدوين متون درسى ناشر: دفتر نشر معارف حروفچين: داود غلامى صفحه آرا: حسن عموعبداللهى نوبت چاپ: اول، تابستان 1381 چاپخانه: زيتون شمارگان: 5000 نسخه قيمت: 600 تومان شابك: 3 ـ 19 ـ 7030 ـ 964 كليه حقوق محفوظ مى باشد. نشانى: قم ـ صندوق پستى 3456 ـ 37185 تلفن و نمابر: 7744616 تهيه هرگونه ترجمه و راهنما بدون مجوّز كتبى مركز ممنوع است. 5 پيش گفتار درس متون اسلامى از جمله دروس عمومى معارف اسلامى است كه به ارزش 2 واحد در تمامى رشته هاى مقطع كارشناسى دانشگاهها ارائه مى گردد. هدف مهم از ارائه اين درس آشنايى بيش از پيش دانشجويان با زبان وحى است تا آنان با اتكا به آموخته هاى پيشين خود در دروس عربى دوره متوسطه بتوانند مفاهيم و پيام هاى فرازمند آيات، احاديث، ادعيه، و متن هاى ساده و روان عربى را به خوبى دريافت، و با سرچشمه هاى زلال معرفت ـ كه آگاهى عميق، نقادى و ارزشيابى منطقى، و تبيين مستدل مبانى، اصول و ارزش هاى اعتقادى، اخلاقى و فرهنگى در قلمرو دين، به شناخت صحيح آن بستگى تام دارد ـ ارتباطى نزديك تر برقرار سازند و علاوه بر آن به حفظ و صيانت از زبان و ادب پارسى ـ كه قرآن و حديث تأثيراتى عميق و ناگسستنى بر آن نهاده است ـ همت گمارند. كتاب پيش روى حاصل هم انديشى، همكارى و تلاش مستمر و پى گير جمعى از استادان و كارشناسان متون اسلامى است كه با توجه به سوابق ممتد علمى و آموزشى خويش متناسب با اهداف درس متون اسلامى طراحى و تدوين نموده اند كه مى تواند به عنوان منبعى مورد استفاده استادان و دانشجويان محترم اين گرايش قرار گيرد. اين كتاب در قالب 15 درس، و هر درس شامل بخش هاى: درآمد، آيات و احاديث، واژگان، پژوهش و انديشه، منابع پيش نهادى، نكته هاى ترجمه اى و نگاهى 6 به برخى منابع تفسيرى و حديثى مى باشد

ادامه مطلب...

فهرست مطالب مقدمه 13 مقدمه مؤلف 17 جلسه اول، راز پوچي‌ها 27 خطر بي‌ثمري فعاليت‌هاي فرهنگي 30 ابديّتي متعالي 31 «دين‌داني» يا «دين‌داري»؟ 33 ريشه اعتراض‌هاي دروني 35 بدترين خسارت 38 مشكل اصلي 40 خطر حبط عمل 42 ضرورت تغيير نگاه 43 آغاز پوچي 45 روش اهل بيت ? در ارتباط با حقايق 48 راز پيروزي نهايي اهل‌البيت ? 51 جلسه دوم، آفات تقليل دادن افق دستورات دين 55 جايگزيني فريب‌کارانه 58 گمشدة ما کدام است؟ 60 شرط لقاء حقايق 64 بشر ديني به دور از معضل هاي جهان امروز 65 آثار غفلت از حقيقت 67 ناتواني نگاه رياضي در ديدن حقيقت 68 محدوديت‌هاي نگاه تخصصي 70 دين‌دان‌ها زيادند، ولي دين‌دارها كم 72 مفاهيم داراي باطن 74 معني ظلوم و جهول بودن انسان 76 تفاوت مفهوم خدا با وجود خدا 77 بلاي نشستن «علم به واقعيت»، به جاي «واقعيت» 79 ارتباط با خداي عزيز و نجات از پوچي 81 انواع فعاليت‌هاي فرهنگي 83 فعاليت‌هاي فرهنگي شبه قدسي 83 فلسفه قدسي وضو 86 شبه‌قدسي شدن و ظهور نفس امّاره 90 جلسه سوم، شرطي‌کردن فعاليت‌هاي فرهنگي و انقطاع از عالم قدس 93 تغذيه انسان از عالم قدس 96 ريشة احساس پوچي‌ 97 ريشه اعتراض‌ها 98 خطر سكولار كردن مقدسات 100 جايگزيني اعمال شبه قدسي به جاي اعمال قدسي 101 انتخاب‌هاي شرطي 105 توجه به مقصد خلقت 109 خطر ناقص‌كردن اهداف فرهنگي 111 فعاليت‌هايي براي قدسي‌كردنِ همه چيز 113 فعاليت‌هاي فرهنگيِ بي‌آينده 115 جلسه چهارم، توجه به جايگاه اصلي دين، عامل نجات از پوچي 123 پاكي از موانع تجلي حق بر قلب 125 تجلي حق بر اساس ظرفيت قلب 127 روش رفع موانع 127 شرط نجات از پوچي، توجه به جامعيت اسم «الله» 128 كفر شيطان، كفر بر اسم جامع «الله» 131 عزم 133 توجه به هدف اصلي خلقت، عامل نجات از پوچي 136 نقش اعمال باطن‌دار در زندگي 137 تفاوت مفيد بودن با حق‌بودن 138 ريشه بي‌روحي الفاظ و قالب‌هاي معنوي 140 جلسه پنجم، تلاش براي قدسي کردن همه چيز 149 علم زنده 151 حركت از مرگ به حيات 153 خطري عمر سوز 154 از تَلَوُّن تا تمكُّن 155 خطرات شبه‌قدسي كردن موضوعات 158 بندگي، روح فعاليت‌هاي فرهنگي 159 انواع عقل 161 انسان بامحتوا 164 بندگي خداي عزيز و نجات از پوچي‌ها 165 عمل به عقيدة پاك، عامل سير به سوي عقيدة حضوري 167 عمل صالح؛ عامل شکوفايي عقايد پاک 169 سبب سوزي و رسيدن به توحيد ناب 171 جلسه ششم، آفات فعاليت‌هاي شبه قدسي 177 نازل‌كردن درعين حفظ باطن 179 جايگاه دين 180 فعاليت‌هاي شبه قدسي و نتايج ناخواسته 182 آفت جايگزيني اعتباريات به جاي حقايق 183 هماهنگي تشريع و تكوين 185 غفلت از نيازهاي متعالي 187 آفات تغيير فضاي قدسي 189 ريشة تاريخي انحراف از عالم قدس 190 علم حصولي و حجاب حقيقت 192 سير از علم حصولي به علم حضوري 193 بركات ارتباط حضوري با قيامت 194 مکتب انبياء و چشم خدابين

ادامه مطلب...

آموزه‏ هاى بنيادين علم اخلاق جلد دوم نوشته: محمد فتحعلى خانى فهرست عناوين آموزه‏هاى بنيادين 1 روابط انسان با خود در قرآن و روايات 1 روابط شناختى 1 روابط عملى 1 پرسش‏ها 1 پى‏نوشتها 1 (2) خود شناسى 2 مقصود از خود شناسى 2 اهميت خود شناسى 2 چرا خود را بشناسيم؟ 2 الف - خودشناسى براى خدا شناسى 2 خودشناسى براى خود سازى 2 خودشناسى براى خودسازى در روايات 2 پرسش‏ها 2 پى‏نوشتها 2 (3) غريزه 3 فطرت 3 1- حقيقت جويى 3 2- گرايش به زيبايى 3 3- گرايش اخلاقى 3 4- گرايش به خلق و ابداع 3 5- گرايش به آزادى اعمال اراده 3 يادآورى 3 توانايى، اراده، اختيار 3 گرايش، توانايى و ابعاد خود 3 روابط گرايشها با يكديگر 3 1- تعامل 3 2- تزاحم 3 پرسش‏ها 3 (4) حقيقت جوئى 3 اهميت دانش 3 اهميت دانش آموزى 3 عقل و انديشه 3 آثار تعقل و تفكر 3 آثار علم 3 آثار جهل و بى خردى 3 عوامل ركود عقل و انديشه 3 پرسش‏ها 3 پى‏نوشتها 3 (5) غفلت 4 عوامل شكوفايى عقل و دانش 4 گرايش حقيقت جويى و جهت صحيح آن 4 گونه‏اى طلب علم 4 پرسش‏ها 4 پى‏نوشتها 4 (6) گرايشهاى غريزى 5 معناى غريزه و اقسام آن 5 سركوبى غريزه يا رهايى آن 5 تغذيه 5 زياده‏روى در خوردن 5 غريزه جنسى 5 آثار غريزه جنسى 5 ترك التذاذ جنسى يا رهبانيت 5 افراط در التذاذ جنسى 5 پرسش‏ها 5 پى‏نوشتها 5 (7) گرايش اخلاقى 6 تعريف خودسازى 6 اهميت خودسازى 6 زمان خودسازى 6 مراحل خودسازى 6 روش كلى خوسازى 6 پرسش‏ها 6 پى‏نوشتها 6 (8) اراده 7 ضعف اراده و تقويت آن 7 آمادگى و تمرين خودسازى 7 1 - آمادگى 7 تلاوت قرآن 7 ياد مرگ 7 2 - تمرين خودسازى 7 پرسش‏ها 7 پى‏نوشتها 7 بخش چهارم: رابطه انسان با محيط 8 درس (9) 8 انسان و جهان مادى 8 تفاوت دنياى ما و جهان خارج 8 دو معناى دنيا 8 دنياى مذموم، دنياى ممدوح 8 زدودن محبت دنيا 8 فريبندگى دنيا 8 محبت مال 8 آثار ثروت و محبت آن 8 پرسش‏ها 8 پى‏نوشتها 8 (10) قناعت 9 زهد 9 مراتب زهد 9 آثار زهد 9 1 - محبوب خدا شدن 9 2 - علم و هدايت 9 3 - آسانى مصيبت‏ها 9 4 - بصيرت و آگاهى 9 5 - آمادگى قلب 9 6 - فراغت دل 9 7 - آرامش فقيران 9 8 - راحتى وجدان 9 پرسش‏ها 9 پى‏نوشتها 9 (11) روابط محيطى انسانى 10 اخلاق خانواده 10 كاركردهاى خانواده 10 ازدواج 10 انتخاب همسر 10 همسران 10 شوهر 10 زن 10 والدين 10 نام‏گذارى 10 پرسش‏ها 10 پى‏نوشتها 10 (12) تربيت فرزند 11 سرپرست خانواده 11 فرزند 11 وظايف اخلاقى فرزند 11 پرسش‏ها 11 پى‏نوشتها 11 (13) نيكى به پدر و مادر 12 وجوب پرهيز از آزار پدر و مادر 12 فروتنى در برابر والدين 12 وظيفه فرزند پس از درگذشت والدين 12 خواهر و برادر 12 صله رحم 12 پرسش‏ها 12 پى‏نوشتها 12 (14) اخلاق تعليم و تربيت 13 نور علم 13 وظايف طالب علم 13 تعليم 13 وظايف اخلاقى معلم 13 پرسش‏ها 13 پى‏نوشتها 13 (15) روابط عام اجتماعى 14 همسايگان 14 دوستان 14 اقسام دوستى 14 دوست خوب و دوست بد 14 حقوق دوستان 14 مجالست و معاشرت 14 پرسش‏ها 14 پى‏نوشتها 14 (16) عوامل و موانع سازگارى 15 حسن ظن به ديگران 15 همدلى و خيرخواهى 15 خوش خلقى و حسن سلوك با ديگران 15 فروتنى و احترام به ديگران 15 پرسش‏ها 15 پى‏نوشتها 15 (17) خود بزرگ بينى و تكبر 16 حسد 16 دروغ 16 دروغگو 16 منشأ دروغ 16 آثار دروغ 16 پرسش‏ها 16 پى‏نوشتها 16 (18) غيبت 17 آثار غيبت 17 شنيدن غيبت 17 بهتان 17 سخن چينى 17 عيب‏جويى 17 يارى و همكارى 17 پرسش‏ه

ادامه مطلب...

بسم الله الرّحمن الرّحيم مشخصات كتاب‏ بسمه تعالى كتاب آداب الصلاة كه تاريخ ختم نگارش آن در تاريخ شنبه دوم ربيع الثانى 1361 ه. ق. (30 فروردين 1321 ه. ش) است، بيان تفصيلى آداب قلبى و اسرار معنوى نماز است. سه سال پيش از تأليف اين كتاب، در يكى از تصانيف گرانقدر حضرت امام (س) به نام سرّ الصّلاة همين معانى به طور موجز و به زبان خواص اهل عرفان به نگارش در آمده بود(1)، لكن آن حضرت به اين منظور كه عده بيشترى از مطالب آن كتاب فايده برند به تأليف كتاب حاضر به زبانى ساده‏تر پرداختند: پيش از اين رساله‏اى فراهم آوردم كه به قدر ميسور از اسرار صلاة در آن گنجانيدم. و چون آن را با حال عامه تناسبى نيست، در نظر گرفتم كه سطرى از آداب قلبيه اين معراج روحانى را در سلك تحرير در آورم، شايد برادران ايمانى را از آن تذكرى و قلب قاسى خود را تأثرى حاصل آيد. قبلًا مطاوى كتاب آداب الصلاة با توضيحات و تصرفات، با عنوان پرواز در ملكوت به چاپ رسيد، و پس از آن خود كتاب منتشر گرديد، اما چاپهاى قبلى به عللى، كه شايد يكى از آنها نداشتن نسخه خطى بوده است، به نحو مطلوب صورت نگرفت؛ از اين رو مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى با رعايت كمال دقت و امانتدارى، پس از بررسى نسخه بدلها و تطبيق با نسخه اصل كه در اختيار مؤسسه است، به چاپ و نشر اين اثر همت گماشت. كتاب داراى دو مقدمه است كه حضرت امام در سال 1363 ه. ش نگاشته‏اند و در آنها اين اثر را به فرزند گراميشان، حضرت حجة الاسلام و المسلمين حاج سيد احمد خمينى و خانم فاطمه طباطبايى (همسر جناب حاج سيد احمد خمينى) اهدا فرموده‏اند. متن دستخط اين دو مقدمه نيز در اين كتاب چاپ شده است. اين چاپ همراه با پاورقيها و توضيحاتى است كه در آنها منابع و م‏آخذ احاديث و اقوال ذكر گرديده و جملات عربى داخل متن ترجمه شده است؛ همه اين حواشى- بجز معدودى از آنها كه حضرت امام خود مرقوم فرموده‏اند و با علامت ستاره (*) مشخص شده- و همچنين فهارس مختلف اين كتاب توسط اين مؤسسه تهيه و تنظيم گرديده است.(2) يكهزار جلد از تيراژ نخستين چاپ همراه با تصوير كامل متن نسخه خطى به منظور استفاده كتابخانه‏ها و علاقمندان آثار خطى امام منتشر گرديده، و در بقيه نمونه‏اى از دستخط چاپ شده است. از مسئولان و كاركنان شركت انتشارات علمى و فرهنگى كه در كار چاپ اين اثر ياور ما بوده‏اند صميمانه تشكر مى‏كنيم. بر آن حضرت درود مى‏فرستيم و از خداوند بزرگ مى‏خواهيم ما را توفيق بيشتر در راه خدمت به اسلام عطا فرمايد. - مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى (س) بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم‏ كتاب آداب الصلاة را، كه خود از آن بهره‏اى نبردم جز تأسّف بر قصور و تقصير بر ايّام گذشته كه توانايى بر خودسازى داشتم و حسرت و ندامت در روزگار پيرى كه دستم تهى و بارم سنگين و راهى بس دراز و پايم لنگ و آواى رحيل در گوش است، هديه كردم به فرزند عزيزم احمد كه از قدرت جوانى كامياب است؛ شايد او ان شاء اللَّه تعالى از محتويات آن، كه از كتاب كريم و سنّت شريف و افادات بزرگان فراهم شده است، بهره‏مند شود و به معراج حقيقى از رهنمايى اهل معرفت راه يابد و دل از اين ظلمتكده بركند و به مقصد اصلى انسانيت، كه انبياء عظام و اولياء كرام- عليهم صلوات اللَّه و سلامه- و اهل اللَّه بر آن راه يافتند و ديگران را دعوت فرمودند، توفيق يابد.

ادامه مطلب...

كتاب آفت خشم و كينه و حسد برگرفته از ترجمه كتاب المحجة البيضاء في تهذيب الاحياء اثر مولي محسن فيض كاشاني قدس سره بنام راه روشن ترجمه عبدالعلي صاحبي" "بسم الله الرحن الرحيم مقدّمه شرح نكوهش خشم شرح حقيقت خشم شرح اين كه آيا با تمرين مى توان خشم را ريشه كن ساخت يا نه ؟ عواملى كه موجب بروز خشم مى شوند فرو نشاندن خشم پس از بروز آن فضيلت فرو خوردن خشم فضيلت بردبارى شرح مقدار سخنى كه مى توان به قصد انتقام گرفت گفتارى در معناى كينه و نتايج آن و فضيلت عفو و مدارا فضيلت عفو فضيلت نرمى و مدارا كردن گفتارى در نكوهش حسد، و در حقيقت و عوامل حسد و درمان آن و نهايت چيزى كه در برطرفساختن آن لازم است بيان حقيقت حسد و حكم و اقسام و درجات آن شرح عوامل حسد و منافست عوامل بسيارى حسد و قوى بودن آن شرح دارويى كه بيمارى حسد را از دل مى برد شرح آن مقدار از حسد كه واجب است از دل زدوده شود" كتاب آفت خشم و كينه و حسد مقدّمه (( بسم اللّه الرحمن الرحيم )) ستايش از آن خداوندى است كه اميدواران جز به عفو و رحمت او تكيه نمى كنند و خائفان جز از خشم و قدرت او نمى ترسند. خدايى كه بندگان خود را از جايى كه نمى دانند از درجه اى به درجه ديگر ترقى مى دهد. و شهوت ها را بر آنها مسلط و آنان را به ترك خواسته هايشان امر كرده است ؛ و آنها را به خشم آزموده و به فرو خوردن خشم در موارد خشم مكلّف كرده است . آنگاه آنان را به ناگوارى ها و لذّت ها محاط ساخته (ناگوارى ها و لذّت ها را بر آنها محيط ساخته است ) و به آنها مهلت و فرصت داده است تا بنگرد چگونه عمل مى كنند و به وسيله عمل محبت آنان را آزموده است تا صدق ادعاى آنها روشن شود؛ و به آنها فهمانده است كه آنچه پنهان مى دارند و آشكار مى سازند بر او پوشيده نيست ؛ و آنها را از مؤ اخذه ناگهانى خود در حالى كه نمى دانند بر حذر داشته و فرموده است : (( ما ينظرون الا صيحة واحدة تاءخذهم و هم يخصمون فلا يستطيعون توصية و لا الى اهلهم يرجعون . )) (789) و درود بر محمّد صلّى اللّه عليه و آله كه در زير پرچمش پيامبران و تقوا پيشگان حركت مى كنند؛ و درود بر خاندان و يارانش كه امامان هدايت يافته و سادات پسنديده اند، درودى كه عددش با عدد آفريدگان خدا در گذشته و آينده برابر باشد و از بركت آنها خلق اولين و آخرين بهره مند شوند. پس از ستايش خدا و درود بر محمّد صلّى اللّه عليه و آله و آلش ، بدان كه غضب شعله آتشى است كه از آتش برافروخته الهى اقتباس شده ، با اين تفاوت كه آتش ‍ الهى جز بر دلها چيره نشود، و اين آتش در سويداى دل جايگزين مى شود همچنان كه پاره هاى آتش در زير خاكستر باقى مى ماند؛ و تكبر نهانى آن آتش را از دل هر ستمگر لجوج بيرون مى آورد چنان كه سنگ آتش را از آهن بيرون مى آورد

ادامه مطلب...

آيات و احاديث موضوعي نماز، عباس عزيزي جامع آيات و احاديث موضوعى نماز جلد اول مؤ لف : عباس عزيزى سخن ناشر مقدمه فصل اول : اهميت و فضيلت نماز فصل دوم : اسرار و آثار نماز فصل سوم : وجوب نماز فصل چهارم : آداب و مستحبات نماز فصل پنجم : افعال و اذكار نماز فصل ششم : حضور قلب و خشوع فصل هفتم : قبولى و كمال نماز فصل هشتم : موانع قبولى و كمال نماز فصل نهم : سهل انگارى در نماز فصل دهم : نتيجه ترك كردن نماز فصل يازدهم : اهميت و فضيلت وضو فصل دوازدهم : وقت نماز و اهميت آن فصل سيزدهم : اهميت و فضيلت اذان فصل چهاردهم : اهميت نماز جماعت سخن ناشر و ماخلقت الجن و الانس الا ليعبدون (ليعرفون ) ((قرآن كريم )) غايت كمال انسان معرفت خداست و رسيدن به باب معرفت الله ، جز از طريق قرآن و ائمه اطهار - عليهم السلام - ميسر نيست ، و بى شك آيينه جان آدمى جز در پرتو اين دو، فروغ نمى يابد و زنگار دل جز با كلام ربوبى و مفسران كلام الهى زدوده نمى شود. قرآن كريم صحيفه نور و وديعه الهى است ، نورى كه اشعه آن پايان نمى گيرد و چراغى كه شعله آن خاموش نمى گردد و دريايى كه به قعر آن نتوان رسيد و جاده وسيعى كه هرگز گمراهى در آن نيست . پس قرآن معدن علم و مركز دانش و سرچشمه درياى دانايى و فضيلت است .خداوند با قرآن دانشمندانى را كه تشنه فضيلت مى باشند سيراب مى كند و ائمه اطهار - عليهم السلام - مفسر و ناطق كلام خدا و كشتى نجات در گرداب ضلالت مى باشند، و هر يك از آنها مشعلى هستند در كوره راه تاريك بشريت ، تا راه نجات و هدايت را فراروى انسان بگشايند و او را از خاك تا خدا و از ملك تا ملكوت پرواز دهند.پس سعادت انسان در دنيا و آخرت در گرو ثقل اكبر و ثقل كبير است و در حديث معروف ثقلين از رسول خدا - صلى الله عليه وآله و سلم - بيان شده است : ((انى تارك فيكم الثقلين كتاب الله و عترتى ...)). بدين ترتيب كلام الهى و گفته پيشوايان دين ، نور است و از جهل ، خرافه پرستى و اوهام پرده بر مى دارد و آدمى را با حقيقت خالص و ناب آشنا مى سازد. در سر لوحه دستورات هدايتگرانه الهى و سخنان معصومين - عليهم السلام - معراج مؤ من ، نماز قرار دارد و دستورى است كه همه انبياء به آن سفارش كرده اند و وسيله شكر و مايه پاكى و سعادت انسان است .بخش ‍ عظيمى از كلام بزرگان دين ، معصومين - عليهم السلام - به همين فريضه مهم تعلق گرفته و سخنان گهربار اين عزيزان به انحاء مختلف پيرامون آن پرتو افشانى مى كند. از اين رو، مؤ سسه فرهنگى نبوغ برخود لازم دانسته است براى نشر فرهنگ نماز كتابهايى را به چاپ برساند.يكى از اين كتابها كه از اهميت و امتيازات فراوانى برخوردار است ، كتاب ((جامع آيات و احاديث موضوعى )) است كه جلد اول و دوم آن در نماز مى باشد و در قالب 26 فصل ، شامل 150 آيه و حدود دو هزار حديث به صورت موضوعى جمع آورى شده است .اين كتاب براى همه ، بخصوص قشر طلبه و محققين و دانشجويان و مربيان مفيدو ارزنده خواهد بود. در اينجا لازم مى دانيم از زحمات برادر فاضل حضرت حجة الاسلام عباس ‍ عزيزى تشكر نماييم .ايشان كتابهاى فراوانى تاءليف نموده اند كه سهم موضوع نماز در آنها 12 عنوان بوده است كه ستاد اقامه نماز و اين مؤ سسه توفيق نشر آن را داشته اند. اميد است خداوند متعال ما را از نمازگزاران واقعى قرار دهد و نماز را مايه سعادت ما در دنيا و نورى در عالم برزخ و شفيع در روز قيامت برايمان قرار دهد

ادامه مطلب...

آزادي معنوي - شهيد مطهري نام كتاب : آزادى معنوى مؤ لف : استاد شهيد آيت الله مطهرى فهرست مطالب فصل اول : آزادى معنوى آزادى معنوى (1) كلمه مولا معنى آزادى اقسام آزادى آزادى اجتماعى در قرآن آزادى معنوى وابستگى آزادى اجتماعى به آزادى معنوى آزاد مرد واقعى آزادى معنوى (2) انسان ، يك موجود مركب بردگى نسبت به انسانهاى ديگر بردگى مال و ثروت من انسانى و من حيوانى قضاوت انسان درباره خود ملامت وجدان مجازات انسان خودش را آزادى معنوى ، بزرگترين برنامه انبياء فصل دوم : توبه (1) تحليل توبه از نظر روانى انسان ، يك شخص مركب شرايط پيدايش توبه يادى از مرحوم حاج ميرزا على آقا شيرازى نصيحت على عليه السلام حديث قدسى تائب صحراى كربلا توبه (2) مهلت توبه توبه از نظر على عليه السلام ركن اول توبه : ندامت و پشيمانى ركن دوم : تصميم به عدم بازگشت شرط اول توبه : بازگرداندن حقوق مردم شرط دوم : اداى حقوق الهى شرط اول كمال توبه شرط دوم كمال توبه دو تعبير قرآن كار مختص انبياء و اولياء توبه بشر حافى توبه ابولبابه توبه زهير بن القين فصل سوم : عبادت و دعا (1) كلمه احياء روح عبادت ، ياد خدا حديثى از امام صادق عليه السلام اولين درجه ربوبيت : تسلط بر نفس دومين درجه : مالك خاطرات نفس بودن حضور قلب امام سجاد در حال نماز تقوا درجات بالاتر عبادت و دعا(2) نزديك شدن حقيقى نزديك شدن مجازى معنى قرب به خدا اولين اثر عبادت ، تسلط بر خود سخن ابن سينا تسلط بر قوه خيال تعبير پيغمبر اكرم از دل بى نياز روح از بدن قدرت بر تصرف در بدن قدرت بر تصرف دنياى بيرون على عليه السلام در بستر شهادت عبادت و دعا (3) نمونه اى از افراط در عبادت افراط در توجه به مسائل اجتماعى على عليه السلام ، نمونه كامل اسلام چهره يك جامعه اسلامى سبك شمردن نماز وضوى على عليه السلام سبك شمردن ساير عبادات عبادت ودعا (4) ايمان ، پشتوانه اخلاق و عدالت معنى عصمت توام بودن نماز با امور ديگران : 1. نظافت 2. حقوق اجتماعى 3. جهت شناسى 4. انضباط وقت 5. ضبط احساسات 6. طماءنينه 7. اعلام صلح و صفا با همه بندگان صالح خدا تاثير كلمه الله اكبر مسؤوليت ما نسبت به نماز خواندن خاندان خود نماز اباعبدالله در صحراى كربلا فصل چهارم : هجرت و جهاد هجرت و جهاد(1) تعريف هجرت برداشت غلط برخى متصوفه هدف و نيت در جهد اسلامى طالب علم ، مهاجر الى الله امام حسين عليه السلام ، مهاجر و مجاهد هجرت و جهاد(2) هجرت از گناهان جهاد با نفس تفسير انحرافى نيت جدى بر هجرت و جهاد رؤياى يكى از علماى بزرگ هجرت و جهاد(3) ستايش سفر در اسلام برترى علماى سفر كرده مهاجرت از عادات درگيرى با موانع فصل پنجم : بزرگوارى و بزرگوارى روح بزرگى و بزرگوارى روح همت بزرگ در راه دانش همت بزرگ در جمع كردن ثروت همت بلند در مسير جاه طلبى و مقام بزرگوارى سخن پيامبر صلى الله عليه و آله سخنان على عليه السلام خسارت تعليمات متصوفه سخنان امام حسين عليه السلام فصل ششم : ايمان به غيب ايمان به غيب معنى غيب راه ايمان آوردن به غيب معنى ايمان به غيب داستان آيه الله بروجردى و رفتن به مشهد بدبينى نسبت به آينده جهان در ميان روشنفكران آينده روشن از نظر دين فصل هفتم : معيار انسانيت چيست

ادامه مطلب...

كتاب آداب كسب و معاش برگرفته از ترجمه كتاب المحجة البيضاء في تهذيب الاحياء اثر مولي محسن فيض كاشاني قدس سره بنام راه روشن ترجمه سيد محمد صادق عارف" بسم الله الرحمن الرحيم مقدمه باب اول : در فضيلت كسب و تشويق به آن باب دوم : درباره آشنايى با كسب به صورت بيع ، ربا، سلم ، اجاره ، قراض ، شركت، و ... باب سوم : در بيان عدالت در معامله و اجتناب از ظلم باب چهارم : احسان در معامله باب پنجم : در دلسوزى تاجر نسبت به امور مربوط به دين و اهتمام به آخرتش" كتاب آداب كسب و معاش مقدمه اين سومين كتاب پيرامون بخش عادات از (( محجة البيضاء فى تهذيب الاحياء )) است بسم اللّه الرحمن الرحيم سپاس خداى را؛ او را سپاس مى گوييم همچون سپاس گفتن انسان موحد كه در توحيد او جز پادشاه حقيقى ، همه چيز محو و متلاشى است و او را به بزرگى مى ستاييم همچون ستايش كسى كه بوضوح مى گويد: همه چيز بجز خداى تعالى بيهوده و پوچ است و باكى هم ندارد؛ براستى كه تمام موجودات آسمانها و زمين هرگز مگس و پروانه اى را نيافريده اند هر چند كه همه با هم براى چنين كارى همدست شوند و او را سپاس مى گوييم ، زيرا كه او آسمان را چون سقفى براى بندگانش برافراشته و زمين چون بساط و فرشى براى ايشان مهيا كرده است و شب را بر روز پوشانده ، پس شب را پوشش و روز را وسيله زندگى قرار داده است تا در جستجوى احسان او پراكنده شوند و براى رفع نيازها به پاخيزند؛ و بر پيامبر خدا (ص ) كه مؤ منان با لب تشنه بر حوض (كوثر) او وارد مى شوند و سيراب از آن خارج مى گردند و بر خاندان و اصحابش درود مى فرستيم ، آن اصحابى كه در راه نصرت دين وى كمر بسته بودند و هيچ گاه اظهار گرفتگى و خستگى نكردند و سلام فراوان ابلاغ مى كنيم . بارى خداوند يكتاى بخشنده ، رب الارباب و مسبب اسباب ، آخرت را سراى پاداش و كيفر و دنيا را سراى اندوه و دلهره و كوشش و اكتساب قرار داده است و تلاش و كوشش در دنيا محدود به معاد بدون معاش نيست بلكه معاش وسيله و كمكى است براى معاد. بنابراين دنيا كشتزار آخرت و راه رسيدن به معاد است . در اين مورد مردم سه دسته اند: 1 - فردى كه معاش او را از معادش بازداشته و او از جمله هالكان است . 2 - كسى كه معادش او را از معاش بازداشته و او از جمله سبقت گيرندگان و رستگاران است . 3 - كسى كه به اعتدال نزديكتر است ؛ چنين شخصى به امر معاش به خاطر معادش ‍ مشغول شده و از جمله مقتصدان است و هرگز به مقام و مرتبه اقتصاد نمى رسد كسى كه در كسب معاش راه صحيح را نپيمايد و ملازم تقوا نباشد و تا وقتى كه در كسب معيشت مؤ دب به آداب شريعت نباشد، هرگز از راه طلب دنيا نمى تواند وسيله اى براى آخرت فراهم كند. اينك آداب تجارت و صنعت و انواع كسب و راه و روش اشتغال به كار مطرح مى كنيم و در پنج باب آنها را شرح مى دهيم : باب اول در فضيلت كسب و تشويق به آن . باب دوم درباره علم و آگاهى به درستى خريد و فروش و معاملات . باب سوم راجع به بيان عدالت در معامله

ادامه مطلب...
Previous
بعدی

کتاب غيبت روايات درباره نگهداري سر آل محمد از نااهلش و اينکه نبايد اشاعه يابد و به گوش ديگران برسد رواياتي که در تفسير آيه شريف واعتصموا بحبل الله جميعا و لا تفرقوا رسيده است امامت و وصيت رهبري در اختيار خداست و بس رواياتي که درباره عدد امامان رسيده درباره وضع آن کس که مدعي امامت شود بدون فرمان خدا احاديثي که از طريق عامه درباره امامت رسيده است درباره کسي که بميرد و امام خود را نشناسد يا درباره او شک کند رواياتي که درباره لزوم حجت در زمين رسيده است رواياتي که گويند چنانچه روي زمين دو تن باشند يکي بايد امام باشد آنچه درباره غيبت امام زمان رسيده است از جميع ائمه آنچه از دستور درباره تحمل مشقات در زمان غيبت و انتظار فرج رسيده وضع نابساماني شيعه در دوران غيبت و سختيها و ناملايمات وصف رفتار و کردار حضرت صاحب الزمان علائم پيش از ظهور وضع نابساماني که قبل از ظهور او پيدا مي شود نهي از تعيين وقت ظهور و بردن نام آن حضرت سختيها و ناروائيها که آن حضرت از ياران نادان خود مي بيند رواياتي که درباره خروج سفياني رسيده است پرچم صاحب پرچم رسول خدا است درباره سپاهيان جدي آن حضرت و شماره آنان وضع شيعه هنگام خروج قائم حضرت قائم دعوت به احکام تازه اي مي نمايد سن مبارک آن حضرت هنگام امامت و زمان امامتش رواياتي که درباره اسماعيل پسر امام صادق است درباره اينکه هر کس امام خود را شناخت تقدم و تاخر اين امر زياني به حال او نخواهد داشت مدت حکومت قائم پس از قيام

ادامه مطلب...

ويژگي هاي حضرت مهدي پيش سخن ستاره درخشنده عالم نور ستاره اي از دل خورشيد و ماه شاهزاده اي بر بال پرنده القاب مختصه نشان پنهان هم نام و هم کنيه پيامبر ميلادي پر برکت، مولودي سعادت بخش بيت الحمد، چراغ فروزان علامتي بر پشت آخرينِ اوصياء و ختم وصايت همدم با نيکويان کامل در قلمرو فرمان هيچ کس نيست جواني بعد از سال هاي طولاني سلطنت بر پهناي گيتي حکم داودي زرهي يادگار بر قامتي استوار ملاقات زندگان و مردگان، صحنه اي تماشايي زاد و توشه راهيان و آذوقه هم راهيان زينت شمشيرهاي آسماني رايت با مهابت رسول الله سفر بر پشت ابر فرياد آسماني ابليس در کام مرگ پيدايش گنج هاي پنهان ياران ملکوتي و بيعت سيد آسمانيان برکات زمين، قطرات آسمان دوران امن و امان دست نازنين بر سر مؤمنين گسترش و توسعه علم قوت گوش ها، قدرت چشمان عمرهاي طويل آفتاب سايه نشين فرود عيسي براي پرواز ابر سفيد کشتن دجال، خاموشي آتش فتنه کم شدن سير چرخ، افتادن افلاک از سرعت ديني جديد و آئيني نو پديد رجعت، روزگار بازگشت ائمة نشانه هاي نور سلطنت سلطان عصر، شهر و ديار او

ادامه مطلب...

معرفت حجت خدا پيشگفتار مقدمه اعتبار سند دعاء لغات دعاء تفسير دعاء بحث کلي پيرامون دعاء

ادامه مطلب...

آينده از نظر ما و ديگران اهداء ميل به شناخت شناخت آينده تامين آينده حدود آگاهي ما از آينده ريشه دروني بحث ما حدود بحث ما نظرات درباره آينده در تحليل نظر فلاسفه در مکاتب دلايل بدبينان نتيجه کلي انواع تضاد و تعارض حاصل چنين اوضاع عواملي که بر اين تضادها دامن مي زنند نتيجه تضاد و تعارض حاصل تضاد در عرصه حيات تضاد در کجا بيشتر است مردم در برابر تضاد و تعارض ادامه اين وضع خلاصه نظر مذاهب جهان بيني اسلام و آينده دلايل اسلام بر اين خوش بيني آنچه موجب تائيد مي شود جلوه هاي امروزي اين تاييد زمينه هاي امروزي اين تاييد تمايلات بشر امروز ديدگاه اسلام درباره آينده اساس اين اعتقاد قطعيت آن سخني درباره فلسفه تاريخ پيشگوئيهاي بزرگان زمينه هاي موجود براي تحقق اين امر امکان وقوع خواسته ها زمان وقوع محيط تحقق آن کيفيت آن مساله رهبري در اين نهضت ويژگي آن رهبر آن رهبر کيست ضرورت زمينه سازي ها اما تلاشهاي لازم مفهوم قيام ما با نام قائم

ادامه مطلب...

کتابشناسي توصيفي حضرت امام مهدي مهدويت در اسلام و دين زرتشت مهدي ده انقلاب در يک انقلاب کشور صاحب الزمان الشهاب الثاقب در اسماء و القاب امام الغائب‌ شيوه‌هاي ياري قائم آل محمد چگونگي ملاقات با امام زمان در بيداري و خواب درس نامه انتظار مجموعه نوشتارهايي در زمينه خودسازي در زمان غيبت‌ حديث پنج سال کودکي‌ اباصالح المهدي اشتياق اطلسي‌ها استغاثه به امام زمان شرايط و موانع ظهور حضرت مهدي نيايش امام زمان فرهنگ مردم دنيا قبل از ظهور حسرت ديدار نگرشي بر اخبار و علائم ظهور حضرت مهدي مهدي موعود يوسف زهرا مهدي صاحب‌الزمان را بشناسيم وقت ظهور مثل خورشيد، پشت ابر صبح اميد، نگاهي به مبحث مهدويت و انتظار نشانه‌هاي پايان ملاقات با طاووس بهشت، حضرت مهدي‌ نگاهي دوباره به انتظار آيينه آدينه؟ آنچه خوبان همه دارند تو تنها داري آيتي از آسمان در ظهور امام زمان آيا به ياد امام زمان هستيد؟ از ظهر تا ظهور استراتژي انتظار امام مهدي دوازدهمين برج ولايت اعمال شعبانيه ارتباط معنوي با حضرت مهدي اميد آخر کيه؟ او گفت بازگشت به زمين پس از ظهور بامداد بشريت‌ بررسي مقايسه‌اي بين حضرت مهدي و امام حسين با کاروان مهدي‌ بيا تا دعايش کنيم روايح المسک و العنبر روح بهار ره توشه مهدي ياوران‌ رهبر جاودان‌ چهل سخن‌ امام مهدي، طول عمر حديث آرزومندي‌ حضرت مهدي از ظهور تا پيروزي‌ پنجاه و نه درس زندگي از سيره عملي حضرت امام مهدي‌ آشتي با امام زمان جان جهان مهدي صاحب الزمان‌ ويژگي‌هاي حضرت مهدي امام زمان سلام و شهداء از حسين تا مهدي آفتاب در نگاه خورشيد آشنايي با حضرت مهدي در انتظار ظهور اميد منتظران مهدي‌ شرحي بر دعاي ندبه‌ مهدي طبيب طبيبان‌ سيماي نوراني امام زمان در قرآن و نهج‌البلاغه‌ سيماي مهدويت در قرآن‌ سلام موعود مجموعه مقالات‌ زيارت ناحيه مقدسه زيارت ناحيه مقدسه، زيارت آل ياسين‌ زندگاني حضرت امام مهدي زنده روزگاران‌ منتظر چشم به راهي ديگر مجموعه مقالات (2) خصائص المهدي يا ويژگي‌هاي امام زمان خسرو خوبان‌ خورشيد مي‌خندد مشتاقي و مهجوري مژده ظهور گفتمان مهدويت‌ داد مظلوميت آقا امام زمان در انتظار امام زمان ديدار با امام زمان داستانهاي شگفت انگيز از مسجد مقدس جمکران دليل آفتاب بر کرانه‌ اميد انيس دلها گل سوره‌هاي انتظار مژده شيعيان طلوع نزديک است سرانجام صالحان‌ خورشيد تابناک مهدويت و نسيم ظهور نشانه‌هاي آخرالزمان‌ در آستان جانان‌ روزي که باران مي‌بارد زيباترين ديدني خورشيد مي‌خندد سوار سبزپوش آرزوها

ادامه مطلب...

مجموعه سروده هاي ديدار مقدمه خدا کند تو بيايي نازنينا موعود يادگار وعده سبز بهار منتظران فصل تقسيم گل و گندم و لبخند آرامش طوفاني صبح بي تو انتظار آن سوي اقيانوسها دلم به انتظار تو غزل انتظار آدينه اي خوب ظهور پنجره گلها پرسش گفتم مي آيي سوار سبزپوش کران سبز اي آفتاب... ظهور عشق گل نرگس بس است ساقه شکستن اي تکلم فصيح رود آيينه تبسّم سحر ترانه موعود تو و زلالي و سرشاري تا روشناي باوري محتوم با باغبان اشراق به لهجه باران فصل تو شد غزل تکسوار آن هميشه خوب در جمعه اي روشن آيه تنزيل استغاثه تو مي آيي فتح باب انتظار بهار گمشده هجوم بي تو بودنها صبح رعنا آن آسماني ترين مرد اي نسيم ناگهاني خدا تو در راهي... فصل شکوفايي آغاز چشم تو مسيح آتش بزن! کوچ صبح فرج وقتي بيايي سپيده موعود طلوع آخرين از چلچراغ آسمان انديشه توفاني بيکرانه ي عدل بهار در آدينه پنجره مقدمت سبز فتح زمين تقديم به آبروي آفرينش آقا امام زمان باران بيافرين مردي مي آيد عطر هزار آسمان بال تهاب غزل سبز پوش مهربان جان فدايت شب انتظار طلوع خم سر بسته قيام قيام (2) از سمت باران لحظه هاي ظهور آفتاب عصمت غزل بهار اي فروغ چشمهاي انتظار مشرق تجلي وصل سبز يقين گمشده انتظار شراب طهور آغاز سبز زمين شرح مشتاقي با حنجره اي زخمي جمعه موعود اعجاز فصل سبز غزل انتظار بيا موعود آواز روشن آواز ماه رؤياي شکفته صبح بهار موعود انتظار شوق ديدار موعود پرنده هاي بهار نذر موعود ققنوس شوق تماشا تقويم آب اشتياق اطلسي ها آخر يکي خواهد آمد چشمهاي جاده اگر نيايي... در سايه سبز بهار آدينه

ادامه مطلب...

انوار صاحب الزمان پيشگفتار شما فرموده ايد که هر وقت حاجتي داريد اول براي حضرت ولي عصر دعا کنيد و بعد حوائج را يکي يکي از خدا خواستن آيا اين مطالب با يکديگر منافات ندارد؟ وقتي که يکي از افرادي که در مجلس معنوي با جمعي حضور دارد در يک مکاشفه خدمت حضرت بقيّة اللّه مي رسد آيا سائرين هم در آن وقت مورد لطف آن حضرت قرار مي گيرند؟ در مورد اينکه حضرت ولي عصر در هنگام ظهور تنها با شمشير معمولي قيام مي کنند توضيح دهيد؟ آيا بدعتها به وسيله خود آن حضرت از بين مي رود يا بوسيله رکن ايشان؟ آيا علت غيبت حضرت ولي عصر فقط آماده نبودن مردم است؟ اينکه مي گويند براي سلامتي امام زمان صلوات بفرستيد آيا درست است؟ مگر براي آن حضرت امکان بيماري هم وجود دارد؟ آيا اينکه يأجوج و مأجوج دو قوم وحشي هستند که قبل از ظهور حضرت ولي عصر به ميان مردم مي آيند درست است؟ وظيفه ما درباره تعجيل در فرج حضرت بقية اللّه چيست و دعاي ما در اين باره چقدر مؤثر است؟ با توجه به اينکه مردم بعد از ظهور تقريبا صالح مي شوند چرا خداي تعالي در قرآن مي فرمايد که روز قيامت مردم در پريشاني به سر مي برند؟ خداي تعالي مي فرمايد با امام رابطه برقرار کنيد، به چه صورت بايد باشد تا انسان مطمئن شود که وظيفه خود را انجام داده است؟ تمام اعمال ما بايد با اذن ولي خدا باشد پس چگونه مي توان رضايت امام زمان را در زمان غيبت نسبت به اقدامات و اعمال خود کسب کرد؟ ما چگونه مي توانيم در زمان غيبت امام زمان به آن حضرت خدمت کنيم؟ آيا امر به معروف و نهي از منکر جلوي ظهور را مي گيرد؟ آيا حضرت ولي عصر هميشه به يک صورت ديده مي شوند؟ اينکه که اگر خدا بخواهد امر فرج را به يک شب اصلاح کند پس خروج سفياني که حدودا شش ماه قبل از ظهور است چه مي شود؟ بعضي معتقدند حضرت ولي عصر برادري دارند که وزير ايشان مي باشد آيا اين صحيح است؟ تعداد ياران خاص حضرت ولي عصر چقدر است؟ و آيا در اين مورد بدائي ممکن است صورت گيرد و اين افراد چه کساني هستند؟ چرا وقتي ما به ياد امام زمان هستيم و ايشان هم توجه مي فرمايند عناياتي که از طرف آن وجود مقدس همواره بر سر ما مستدام است گاهي توسط ما احساس نمي شود و آيا براي توجه دائمي به آن وجود مقدس بايد چه کنيم؟ آيا مسلمان بايد در هر شرائطي تقيه پيشه کند و وظيفه سالک الي اللّه در زمان غيبت چيست؟ چرا به حضرت ولي عصر اين لقب يعني بقية اللّه داده شده است؟ در خصوص ملاقات با امام زمان آيا هر فرد ملاقات کننده به صرف ملاقات، فرد شايسته و برجسته اي مي باشد؟ آيا ملاقات با امام زمان تابع چه شرايطي است و آيا براي همگان ميسر است؟ وقتي حضرت ولي عصر تشريف مي آورند وضع تزکيه نفس کنندگان و وضع کمالات بعد از تزکيه چه مي شود؟ آيا مي توان در دوران قبل از بلوغ خدمت امام عصر رسيد و آيا اين ملاقاتها توهم يا دروغين نيست؟ آيا زندگي حضرت ولي عصر به طور معمولي مي باشد يا از جنبه هاي ملکوتي و غيبي استفاده مي کنند؟ آيا مي توانيم بگوييم کساني که در زمان غيبت حضرت ولي عصر زندگي مي کنند از آنهايي که در زمان رسول اکرم يا ساير ائمه زندگي مي کرده اند نزد خدا عزيزترند؟ به قولي هر چشمي امام زمان را مي بيند و اگر نبيند نابينا مي شود؟ آيا اين در مورد مؤمن و کافر هر دو است يا اينکه اصلا درست نيست؟ آيا صحت دارد که محل استقرار حضرت ولي عصر در کوه رضوي است و اگر صحت دارد اين کوه در کجا قرار دارد؟ آيا سيد خراساني و سيد حسني دو نفر هستند يا يک نفر؟ کدام يک از علائم حتمي ظهورند؟ چطور انسان مي تواند بفهمد که ارتباط روحي با امام زمان پيدا کرده است؟ آيا بعد از ظهور و شهادت آقا امام زمان ديگر کسي به روي زمين باقي نخواهد ماند و اصولا وضع بشر و زندگيش و همچنين اوضاع کره زمين در آن وقت چگونه خواهد بود؟ آيا امام زمان آينه تمام نماي پروردگار است و تمام صفات الهي در ايشان منعکس است؟ آيا در اين صورت صفات الهي محدود نخواهد شد؟ آيا ابليس پس از ظهور مبارک حضرت صاحب الزمان زنده مي ماند؟ در موقع ظهور حضرت مهدي اهل سنت که ولايت علي بن ابيطالب و يازده فرزندش را قبول نکرده اند اگر در آن موقع ايمان بياورند آيا به بهشت خواهند رفت؟ آيا هر گونه بيعتي قبل از ظهور حضرت ولي عصر بيعت کفر و نفاق و نيرنگ است؟ منظور از آيه يوم يأتي بعض ايات ربک لا ينفع نفسا ايمانه الم تکن امنت من قبل او کسبت في ايمانه اخيرا چيست؟ آيا يک ثلث بشر در زمان ظهور کشته مي شوند؟ شما در سخنانتان گفته ايد که حضرت ولي عصر آن همه خونريزي نمي کنند ولي در کتاب نجم الثاقب آمده حضرت خونريزي زيادي مي کنند کدام يک درست است؟ آيا حضرت بقية اللّه با اسب مي آيند؟ آيا در ملاقاتها واقعا افراد و يا اولياء خدا با خود شخص امام زمان ملاقات نموده يا مي نمايند يا با شخصي از طرف آن حضرت و ياران و خدمتگزاران آن حضرت ملاقات مي کنند؟ فضيلت امام چيست؟ منظور از بيست و پنج حرف باقي مانده از علوم چيست؟ آيا فقط علم الهي است يا علم قراردادي؟ آيا ادعاي ملاقات با امام زمان هر وقت که انسان اراده کند درست است يا اين گونه مدعيان دروغگو و کذابند؟ چگونه توجيه مي شود اينکه ما شيعيان معتقديم همه عالم و حتي عوالم ديگر براي ائمه در شهود کامل است؟ اينکه حضرت مهدي با کشور شوروي متحد مي شود و شما آن را صراحتا رد کرديد چرا؟ در مورد اتحاد حکومت حضرت مهدي با يک کشور قدرتمند، چرا نبايد احتمال داد و بگوييم آن کشور قدرتمند شايد ايران باشد؟ شما فرموديد جنگ حضرت مهدي با تجهيزات پيشرفته امروز امکان ندارد چه دليلي داريد؟ به نظر شما جنگ حضرت مهدي با کفار با چه چيزي خواهد بود؟ چرا گاهي در مجالس حضور امام زمان بخصوص نام برده مي شود؟ مي گويند که حضرت مهدي وقتي تشريف مي آورند که تعداد ياران حقيقي آن حضرت به 313 نفر مي رسد آيا اين افراد از افراد خاص هستند که از اول خدا در نظر گرفته يا هر کسي مي تواند بوسيله تقوي و پرهيزگاري به اين مقام نائل آيد؟ آيا همه اديان و مذاهب به ظهور امام زمان معتقدند؟ مرحوم حاج شيخ احمد کافي از نظر شما چطور آدمي بوده و علاقه ايشان به حضرت بقية اللّه و يا احيانا ملاقات با ايشان داشته است يا خير؟ چرا اهل سنت با مشاهده اين همه معجزات از حضرت بقية اللّه و اهل ولايت و اهل بيت ايمان نمي آورند و از عقايد خود دست نمي کشند؟ آيا تاکنون خانمي به حضور امام زمان مشرف شده است و ايشان را با شناخت ملاقات کرده است؟ اگر چنانکه اخبار جنگ مي گويد حضرت مهدي و ملاقات ايشان در جبهه ها نقل مي شود صحيح است چرا حضرت زودتر به جنگ خاتمه نداده و باعث شکست دشمنان نشده و آيا اين جنگ مورد قبول حضرتش واقع شده است يا نه؟ کدام يک از عبادات مورد تصديق حضرت ولي عصر مي باشد؟ آيا امام زمان همسر و فرزند دارند؟ مگر نه اينکه مراجع خدمت حضرت ولي عصر مي رسند آيا نمي توانند با سؤال از ايشان جواب حکمهاي ديني را بگيرند؟ آيا صحت دارد که ايشان در موقع ظهور خونهاي بسياري خواهند ريخت و خيلي از اين خونها از افراد به ظاهر متدين خواهد بود؟ حديثي در ابتداي صحيفه سجاديه آمده که تا قيام حضرت مهدي هر قيامي به ضرر شيعه تمام مي شود آيا حديث معتبر است يا نه؟ چرا امام زمان رساله ندارند و چرا بوسيله يک از عالمان رساله خود را به مردم نمي دهند؟ آيا فرمايشات بسياري از علما حقيقت دارد که اجتهاد و تقليدي که فعلا در بين شيعيان هست در زمان ائمه نبوده است؟ آيا حضرت امام حسن عسگري با جعفر کذاب (تائب) از يک پدر و مادر بودند يا خير؟ چرا برنامه نواب اربعه تا ظهور حضرت ادامه پيدا نکرد تا آنکه عموم مردم بهتر بتوانند معارف ديني را از خود حضرت دريافت کنند؟ در کتاب مکيال المکارم ظاهرا حدود نود فايده براي دعا کننده براي فرج آمده است پس چرا براي بسياري که دعا مي کنند آن نتايج صورت نمي گيرد؟ صراط مستقيم و رسيدن به محضر حضرت بقية اللّه را توضيح دهيد؟ نوع ضيافتي که ما در روز جمعه خدمت حضرت داريم چگونه است؟ اعتقاد ما و بيداري ما شيعيان و مردم در مورد آقا امام زمان چگونه بايد باشد؟ نيمه شعبان براي سير کمالات چگونه است؟ حديثي است که به حضرت علي نسبت مي دهند که فرمودند چون يازدهمين فرزندم از دنيا برود زمين اهلش را فرو مي برد بفرماييد زندگي پس از ايشان چه معنا دارد؟ آيا رواياتي هست که ثابت کند سوره قدر در شأن امام زمان نازل شده؟ چطور ممکن است در حالي که جهان پر از عدل و داد است و هيچ ظالم و ستمگري پيدا نمي شود پس چطور مي شود هنوز مخالفيني با آن حضرت وجود داشته باشد و ايشان را بکشند؟ آيا چنين روايتي موجود است که براي برآورده شدن حاجات مختلف به امامان مختلفي متوسل شويد؟ آيا در انجيلهاي موجود اسمي از حضرت نرجس خاتون است؟ آيا روح ما مي تواند بهتر از جسم ما با حضرت ولي عصر تماس بگيرد؟ آيا انسان سالک تکاليف خود را خوب انجام دهد اما در توسلات ضعيف باشد در عمل عقب تر و ناموفق تر از کسي است که زياد توسل مي کند اما داراي تفقه کمتري است؟ چگونه اثبات حقايق و توان سياسي را در مرحله و زمان فعلي در خود بوسيله توسلات به حضرت ولي عصر به مرحله اثبات و يقين برسانيم؟ چگونه از قبولي و استجابت حوائجمان مطلع شويم و بتوانم آن حوائجمان را به بهترين راه و روش به حضرتش برسانيم؟ زمينه ها و اعمال کلي که مردم را آماده مي کند براي ظهور حضرت بقية اللّه چيست؟ چرا در روايات و ادعيه هست زماني امام زمان ظهور مي کند که ملئت ظلما و جورا اين اقتدا يا ظلم و جور به چه معنا است؟ بعد از غيبت حضرت بقية اللّه الاعظم مسأله رهبري و ولايت جامعه بر عهده چه کسي است؟ آيا ليلة القدر بر حضرت امام زمان معلوم است؟ چرا بر شيعيان ايشان نامعلوم است؟ آيا شب نيمه شعبان که معادل شب قدر است بايد آن شب را احيا گرفت و تا صبح عبادت کرد؟ درباره آيات اول سوره شمس و ارتباطشان را با حضرت ولي عصر مقداري برايمان توضيح بفرماييد؟

ادامه مطلب...

پيامهاي امام زمان اهداء مقدمه دعا به حضرت ولي عصر اعتقاد مسلمين درباره امام زمان حضرت مهدي غيبت کبري در پيام امام زمان علت غيبت امام زمان در پيام آن حضرت آگاهي به اخبار جهان در پيام امام زمان پيام امام زمان در رابطه با رويدادهاي تازه عدالت گستري در پيام امام زمان انتقام گيري از دشمن در پيام امام زمان قيام مسلحانه در پيام امام زمان پيام امام زمان در چگونگي انتفاع از آن حضرت علامت ظهور در پيام امام زمان نشانه قيام امام زمان در پيام آن حضرت حکومت اسلامي بدون هر گونه وابستگي در پيام امام زمان اولين پيام حضرت مهدي هنگام ظهور دعاي تعجيل فرج در پيام امام زمان نفوذ کلام امام زمان در پيام آن حضرت پيام امام زمان در رابطه با منکرين وجود مقدسش تسليم در برابر امام زمان در پيام آن حضرت دستيابي به ملاقات امام زمان در پيام آن حضرت مدعيان ديدار در پيام امام زمان حوادث غم بار در پيام امام زمان شناخت حق در پيام امام زمان پيام امام زمان در ناپيدا بودن مسکن آن حضرت هماهنگي با امام زمان در پيام آن حضرت پيام امام زمان در رابطه با حق سرپرستي امام زمان در پيام آن حضرت حجت روي زمين در پيام امام زمان تقوا و تسليم در پيام امام زمان پيام امام زمان به کساني که درباره آن حضرت شک دارند نجات از سرگرداني در پيام امام زمان امتحان الهي در پيام امام زمان هدف گرايي در پيام امام زمان مطرودين خدا در پيام امام زمان خواست خدا در پيام امام زمان پيام امام زمان در رابطه با گمراهي پس از هدايت مبارزه با شيطان در پيام امام زمان نتيجه استغفار در پيام امام زمان صحت و سقم اخبار در پيام امام زمان بيداري از خواب غفلت در پيام امام زمان خدا محوري در پيام امام زمان لعن بر ستمکاران در پيام امام زمان شکايت از جاهلان در پيام امام زمان رسيدگي به نيازمندان در پيام امام زمان منع از سؤال بي فايده در پيام امام زمان خواستن و طلبيدن در پيام امام زمان پرداخت سهم امام در پيام امام زمان استفاده غير مجاز از سهم امام در پيام امام زمان استفاده ناحق از سهم امام در پيام امام زمان احتياط در خوردن سهم امام در پيام امام زمان دفع بلا در پيام امام زمان امان و پناه اهل زمين در پيام امام زمان رويداد بعد از حضرت عسکري در پيام امام زمان جانشين امام حسن عسکري در پيام امام زمان طلوع و غروب امام بعد از امام در پيام امام زمان پناهگاههاي پياپي در پيام امام زمان پيام جهاني امام زمان خطاب به ابرقدرتها

ادامه مطلب...

آثار الصادقين (جلد 29) آياتي که مطابقت با حضرت مهدي دارد ولادت حضرت مهدي تولد حضرت مهدي و مخفي بودن ولادتش تاريخ مولد حضرت مهدي به نقل از کتب اهل سنت مهدي از فرزندان فاطمه است مهدي از اهل بيت است حضرت مهدي از فرزندان امام حسين است مهدي و برکاتش مهدي و حلية آن حضرت مهدي و اوصاف آن حضرت نام مهدي با نام رسول الله يکسان است کسي که مهدي را ديده علت نامگذاري مهدي حضرت مهدي همنام حضرت رسول الله و نام بردن حضرت جائز نيست مهدي همنام رسول الله است و ذکر نام او جايز نيست در بيان کساني که حضرت مهدي را ديده‏اند القاب و کنيتهاي حضرت مهدي اوصاف حضرت مهدي مهدي زمين از حجت خدا خالي نمي‏ماند حضرت حجت قائم انتظار فرج حضرت مهدي بشارت وجود حضرت قائم و مدت حکومت حضرت خبر دادن حجج الهي به وجود قائم صاحب الامر حکمت در غيبت حضرت قائم خبرهايي که دلالت به ظهور مهدي کند دولت حق دولت مهدي است معجزات و کرامات حضرت مهدي انکار حضرت مهدي در ايام غيبت کسي که بدون معرفت امام بميرد حضرت مهدي و طول عمر آن حضرت مهدي و حکومتش مهدي سرشار مي‏کند زمين را از قسط و عدل پس از آنکه پر شده باشد از ظلم و ستم آنچه در کتابهاي آسماني درباره‏ي مهدي آمده مهدي و سيرتش امام منتظر غيبت کبراي حضرت مهدي علامتهاي ظهور حضرت مهدي خروج و مدت امامت حضرت مهدي حضرت مهدي صاحب الزمان وقت گزاران دروغ گويند ائمه بعد از رسول اکرم سخنان نوراني حضرت مهدي در حضرت مهدي سنتها و شباهتهايي از پيغمبران است آخرالزمان و مردم وکلاء و سفيران و توقيعات حضرت مهدي نزول عيسي مسيح منزلت حضرت مهدي و وضعيت مردم در زمان حضرت سفياني فتنه‏ها دجال‏ مهدي ارواحنا فداه قصيده سيد اسماعيل بن محمد الحميري قصيده کمال الدين محمد بن طلحه شافعي قصيده حسن بن راشد قصائد و اشعار حسينقلي سلطاني کرمانشاهي اشعار صفيعليشاه اشعار حاج ميرزا حبيب الله شهيدي خراساني در خطاب به اميرالمؤمنين اشعار فؤاد کرماني اشعار آية الله حکيم بارع کمپاني

ادامه مطلب...

اصالت مهدويت در اسلام از ديدگاه اهل تسنن مقدمه مهدي منتظر و نخستين مطرح کننده آن در اسلام رديه هاي علما و دانشمندان سني بر منکرين مهدي منتظر يا تکذيب کنندگان احاديث پيرامون آن حضرت برخوردار بودن احاديث پيرامون مهدي منتظر از عالي ترين درجه اصالت اسلامي حديث من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية اسامي راويان حديث من مات و لم يعرف... و احاديث مشابه بحث و بررسي پيرامون احاديث اختصاصي حضرت مهدي منتظر صحابه راوي احاديث امام مهدي موعود منتظر در منابع اهل تسنن معترفين به تواتر و قطعي الصدور بودن احاديث مهدي منتظر معترفين به صحت و قابل استناد بودن احاديث مهدي منتظر مهدي از فرزندان فاطمه دختر پيامبر است مهدي موعود منتظر حسيني و از فرزندان امام حسين بن علي است نه حسني و از فرزندان امام حسن بن علي معترفين از علماي سني به ولادت حضرت مهدي از نسل فاطمه زهرا و امام حسين بن علي در نيمه شعبان 255 هجري اعتراف صريح يا ضمني بيش از يکصد و بيست نفر از علماي سني به فرزند امام حسن عسکري بودن حضرت مهدي و لوازم آن تعداد صد و پنجاه و دو اثر تأليفي (کتاب، رساله، مقاله) علما و دانشمندان اهل تسنن درباره حضرت مهدي مدعيان دروغين مهدويت و کسانيکه که بدروغ نسبت مهدويت بدانها داده شده کسي که خروج و قيام مهدي منتظر را انکار نمايد يا آن را تکذيب کند و دروغ انگارد، بدانچه خدا بر پيامبر نازل فرموده کافر شده فتواي چهار نفر از فقهاي مذاهب اربعه سني درباره منکرين مهدي منتظر

ادامه مطلب...

چهل داستان و چهل حديث از امام زمان پيشگفتار خلاصه حالات چهاردهمين معصوم: دوازدهمين اختر امامت در مدح دوازدهمين اختر امامت ميلاد سعادت بخش فايده عطسه و برخورد با آن جواب چهل مسئله مشکل از کودکي خردسال تشخيص حرام و حلال براي کودکي خردسال ظهور از پشت پرده با خصوصيات او را نخواهيد ديد فقط حجت بر حجت نماز مي خواند مشورت با آينده نگر آگاه علائم و نشانه هاي قبل از ظهور نور حوادث ظهور و خروج نور قانون پياده رو و سواره همچون شمايل جدش ظاهر مي شود ظهور نور در مدينه و اعدام دو جنايت کار تهيه آذوقه لشکر امام زمان پيراهن يوسف و ابراهيم کجاست؟ سرزنش در برگرداندان هدايا ريگ طلا در طواف کعبه خليفه تمام انبياء و ائمه در شهر کوفه هفده نوع اطلاعات خصوصيات حضرت از زبان رسول خدا ده هزار نيرو در مقابل ميلياردها خصايص حضرت حجت مردي کهن سال با شکل جواني شهرسازي و تخريب و کندي حرکت افلاک ظهور نور و انتقام از ظالم قاتل شيطان کيست؟ آشنايي به درون و استجابت دعا درخواست مطالبات سفارشي دريافت وجوهات و تعيين نماينده اولين برنامه عملي پس از ظهور و قيام جبرئيل اولين بيعت کننده در کعبه الهي سيره و روش تشکيل حکومت جهاني خبر از درون ميهمان مسافر و پذيرايي نابودي آثار ظالمان و قتل مخالفان بعد از بيان حجت زيارت امام حسين و همراهي با يکي از مخالفين راهنمايي و کمک به حاجي اسدآباديِ گم گشته تقسيم عادلانه و حکم بر حقايق مذاهب مهمان نوازي و هدايت جواب نامه و ناراحتي از برگشت هديه اطلاعيه اي بر غيبت کبري منقبت دوازدهمين ستاره هدايت پنج درس ارزشمند و آموزنده اظهار محبت نسبت به حضرت مهدي چهل حديث گهربار منتخب

ادامه مطلب...
Previous
بعدی
 
 


صفحه اصلی | مقالات | مقاله | تصاویر | نرم افزار | معرفی پایگاه ها | کتابخانه|  مشاوره |  فیض آنلاین
سخن مدیر | ارتباط با ما | درباره ما | عضویت | ورود به محیط کاربری
:: تمامی حقوق این پایگاه متعلق به بنیاد علمی فرهنگی هاد می باشد. ::

ابزار هاي مورد نياز    :  فلش  پلير  نسخه 11 

پایگاه جامع اخلاق  - سایت جامع اخلاق - اخلاق - آداب - عرفان - تقوا - آیت الله ناصری - آیه الله ناصری - آیت الله العظمی بهجت - کتابخانه - مقاله - مقالات - سيد علي آقا قاضي - سير و سلوك - تقوا -

4990امروزmod_vvisit_counter
12960دیروزmod_vvisit_counter
4990این هفتهmod_vvisit_counter
132285هفته گذشتهmod_vvisit_counter
269966این ماهmod_vvisit_counter
452275ماه گذشتهmod_vvisit_counter
6664768کل بازدیدهاmod_vvisit_counter

عنايت خاصّ الهي در سايه بندگي حاصل می شود
درس اخلاق هفتگی حضرت آیت الله جوادی آملی به روال هفته های گذشته پنجشنبه این هفته نیز در محل نمازخانه بنیاد بین المللی علوم وحیانی اسراء برگزار شد.حضرت آیت الله جوادی آملی در این جلسه با اشاره به عیوب انسان در بخش اندیشه و انگیزه فرمودند:غير از معصومين(عليهم الصلاة و عليهم السلام) بقيه انسان‌ها در معرض تيرگي و تاريكي هستند؛ در بخش انديشه گرفتار وهم و خيال مي‌شويم كه مانع تفكّر صحيح ماست، و نیز در بخش انگيزه مبتلا به شهوت و غضب مي‌شويم كه مانع عزم و تصميم صحيح ماست.


حوزه‌هاي ما در سايه قرآن رشد مي‌كنند
به مناسبت روز معلم، اولین نشست اساتید، محققان، دانش پژوهان و مسئولین مرکز تخصصی تفسیر اسراء در محضر حضرت آیت الله جوادی آملی برگزار گردید. در این مراسم حضرت آیت الله جوادی آملی در سخنانی به اهمیت و ضرورت حشر با قرآن کریم پرداختند و فرمودند:هم نظام و هم حوزه‌هاي ما در سايه قرآن رشد مي‌كنند. ما تجربه تلخي را در اثر متروك بودن قرآن پشت سر گذاشتيم، قرآن به لطف الهي در حوزه‌ها مهجور نبود ولي متروك بود، چون متروك بود بسياري از علوم اسلامي ما هم راكد شده بود. اگر قرآن متروك باشد خطرات فراواني دارد يكي از آن خطرات اين است كه علوم رايج ما هم منزوي مي‌شود. عروه که غنی ترین كتاب رساله عملي است در آن از جهاد، امر به معروف، انفال و ولايت فقيه خبري نيست.


همان طور که در مسائل فقهی و اصولی زحمت می کشید در راه اصلاح خود نیز کوشش کنید. هر قدمی که برای تحصیل علم بر می دارید قدمی هم برای کوبیدن خواسته های نفسانی، تقویت قوای روحانی، کسب مکارم اخلاق، تحصیل معنویات و تقوا بردارید.

کتاب جهاد اکبر- امام خمینی(ره)

حوزه های علمیه در طول تاریخ از یک سو مسئولیت سنگین استنباط و تبیین آموزه های دین در عرصه اعتقادات، اخلاق و احکام را عهده دار بوده است و از سوی دیگر عالمان ربانی و دین باور و دنیاگریز با اخلاق و رفتار خود تربیت دینی و اخلاقی جامعه را سامان داده اند.

از این رو دغدغه تربیت عالمان عامل همواره از جمله مهم ترین مسائل نزد حوزه های علمیه و بزرگان آن بوده است.

تحولات سریع، نیازهای گسترده و نوپدید و گسترش دامنه مخاطبان، امروزه حوزه را با وظایف صدچندان نسبت به گذشته رو به رو ساخته است.

یکی از عرصه های پراهمیت و بنیادی در مسیر تفقه در دین و ابلاغ پیام آن به تشنگان حقیقت، عرصه اخلاق و معنویت است. انتظار به حق مشتاقان کمال آن است که آموزه ها و توصیه های دین را در حوزه اخلاق و تربیت به صورت شفاف و مدون و مستند به کتاب و سنت دریابند و در زندگی خود به کار گیرند.

استنباط روشمند دیدگاه های اسلام در باب اخلاق و معنویت نیازمند وجود عالمانی است که در دامان اصیل حوزه های علمیه و با تسلط کامل بر شیوه علمی و تخصصی اجتهاد و فقاهت پرورده شده و سپس به کار بس سترگ اجتهاد در حوزه اخلاق بپردازند.

بر این اساس مدرسه عالی فقه دارالهدی به فضل الهی و در سایه توجهات حضرت صاحب الزمان(علیه السلام) تحت اشراف حضرت آیت الله ناصری(حفظه الله تعالی) با هدف تربیت طلاب مسلط بر اصول و مبادی استنباط فقهی با رویکرد به فقه الاخلاق در سال 90 در قم تاسیس شد.


باسمه تعالی

قبل از ورود به اصل موضوع سه اصطلاح و مفهوم را باید توضیح داد

مفهوم ادب ، مفهوم زی ، مفهوم سبک زندگی، آداب طلبگی ، مفهوم زی طلبگی ،سبک زندگی طلبه

علامه طباطبایی در جلد6 تفسیر المیزان ، تحت میزان بحث فی الادب می فرمایند، ادب:به ظرافت های عمل  ادب اطلاق می شود و بر خلاف اخلاق که یک امر درونی و باطنی است و وصف نفس است ، ادب وصف عمل می باشد. آداب غذا خوردن یعنی شیوه های غذا خوردن ، یعنی غذا خوردن به شیوه های مختلفی می تواند انجام شود اما آن شیوه حسن و نیکو را ادب غذا خوردن گویند. پس ادب ، هئیت نیکوی انجام عمل ، شیوه بهتر عمل را انجام داد،است.

زی: در لغت به معنای لباس به کار رفته شده اما توسعه معنا پیدا کرده و به همه جلوه های مشهور و آشکار شخصیت وجودی انسان اطلاق شده است. به آنچه که دیگران از شخصیت ما می بینند و مشاهده می کنند ، زی گفته می شوند.

زی طلبگی یعنی آن رفتارهایی که از طلبه در پیش چشم دیگران آشکار می شود مثلاسطح زندگی طلبه و مخارج زندگی اش جزء زی طلبگی او محسوب می شود، چون دیگران آن را می بینند که طلبه چه لباسی می پوشد، واینکه گوشی او، ماشین او چگونه وچه قیمتی است، نوع رفتارهای ما از زی طلبگی محسوب می شود، چگونه می نشیند، از چه کلماتی استفاده می کند، چگونه می خندد و آیا قهقهه می زند یا نمی زند. آرایش سر و صورت ما جزء زی طلبگی محسوب می شود چون کاملا برای دیگران مشهود است.

پس زی حتما در منظر دیگران است و جلوه مشهود و نمایان اعمال و شخصیت انسان است و درمفهوم آن ناظر بیرونی درنظر گرفته شده است. اگر ناظر بیرونی وجود نداشت بحث از زی طلبگی مطرح نمی شود. اما بحث از آداب طلبگی مطرح خواهدبود. وآداب طلبگی یعنی هیأتی که بر اساس آن طلبگی بهتر شکل می گیرد.

اما سبک زندگی، اشاره به هندسه رفتارها و ترکیب و نظام رفتارهای یک آدم دارد، سبک زندگی به عادات زندگی گفته می شود نه تک عادت های رفتاری بلکه  وطبیعتا چون رفتارهای ما در یکدیگر تاثیر داردبه عادات رفتاری که یک منظومه و هندسه رفتاری را تشکیل می دهند گویند،

برای اینکه یک هندسه متناسب و متوازن و مطلوب شکل بگیرد دو گونه اقدام انتظار می رود یکی از طرف خود شخص است هر فردی در سبک زندگی خودش باید دقت و مدیریت داشته باشد یعنی خودش سبک زندگی خودش را انتخاب کند نه اینکه خودش را در مقابل اقتضائات اجتماعی رها کند تا یک سبک زندگی برایش خود به خود پدید بیاید همانطور که انسان بی تربیت یا بی فرهنگ نداریم بلکه انسان بدتربیت یا بدفرهنگ داریم انسان بدون سبک زندگی هم نداریم گرچه ممکن است سبک زندگی بدی داشته باشد هرکسی طبق سبکی، زندگی می کند .ممکن است سبک زندگی خودآگاهانه نباشد و ناخواسته در یک جریانی افتاده و سبک زندگی او شکل گرفته باشد. برای ایجاد سبک زندگی مرحله اول این است که شخص، سبک زندگی خود را آگاهانه ببیند و انتخاب کند. یعنی یک هندسه رفتاری مشخص برای خودش در نظر بگیرد. اقدام دوم که باید انجام شود این است که نهادهایی که قدرت اجتماعی و مدیریت اجتماعی دارند در مهندسی ساختارهای اجتماعی طوری دخالت داشته باشند که سبک زندگی خوبی برای افراد زیر مجموعه خودشان پدید آورند. برخی از توصیه ها هستند که به خاطر شرایط سنگین اجتماعی با اینکه به آن اعتقاد داریم نمی توانیم آنها را بیان کنیم.

برخی از توصیه های شرعی همین طور شدند که ما امروز نمی توانیم آنها را بیان کنیم چون زمینه و بستر اجتماعی اجازه بیان این توصیه را نمی دهد چه رسد اجرای این توصیه و اجرای آن یک اراده پولادین می خواهد که بسیاری آن را ندارند.

برای رواج فکر یا عمل ویافرهنگ در جامعه باید دو کار انجام شود. یکی باید نیروهای متناسب با آن مطلوب تربیت شود و یکی دیگر باید زمینه های مساعد و مناسب برای آن پدید آورد، متولیان دین، اگر خواستیم توصیه های دینی را اقامه کنیم باید اولا مردم را متدین تربیت کنیم و بستری را پدید آورد که دینداری کردن آسان  باشد نه اینکه هر کس خواست دینداری کند احساس خفقان بکند و دین داری وابسته به یک اراده پولادین شود، مهندسی اجتماعی بر مدار دین یعنی این که اجتماع را طوری بسازیم که این جامعه برای دینداری و عبودیت آماده شود یعنی این کسی که می خواهد عبودیت کند بستر را هموار و مناسب بکنیم نه اینکه شخص احساس مزاحمت کند. این کار را باید از زندگی خودمان شروع شود، یعنی مهندسی زندگی انجام بدهیم برای افراد خودمان ، خانواده خودمان، بعد باید به عنوان متولیات اقامه امر دین ،به مهندسی دین در سطح جامعه پرداخت.

پس ترمیم سبک زندگی دو سطح دارد، سطح اول اینکه برای زندگی فردی خودمان کاری بکنیم و در هندسه رفتارهای خودمان  یک بازخوانی انجام دهیم بطوری که دینداری کردن برای ما آسان شود یعنی طوری چینش اجزاء رفتاری زندگی خودمان را بازسازی کنیم که عبودیت و اجرای توصیه های دینی برای ما هموار شود،ودر سطح اجتماعی، طوری مهندسی اجتماعی کنیم که برای کسانی که می خواهند متدین باشند راحت باشند یعنی بستر را فراهم کنیم.....

جلسه مورد نظر حدود سه ساعت طول کشیدکه بعد از إرائه مطالب توسط استاد ،طلاب به طرح سوالات ، دیدگاههاونقد های خود پرداختند وجناب آقای عالم زاده به آنهاپاسخ دادند.


باسمه تعالی

امروزه در جامعه جهانی آمادگی برای ایجاد تمدن نوین اسلامی به وجود آمده است. مهمترین رکن برای تأسیس یک تمدن، کشف مبانی معرفتی آن است از راه های به دست آوردن و کشف آن مبانی برگزاری کرسی های آزاداندیشی در بین طلاب و حوزه های علمیه می باشد تا زمینه برای ارائه نظرات و بیان اندیشه های نو فراهم شود و بتوان به ایجاد تمدن نوین اسلامی کمک کرد.

به همین جهت در مدرسه علمیه حضرت صاحب الزمان(علیه السلام) نیز اولین کرسی آزاداندیشی با موضوع سبک زندگی طلبگی با حضور حجت الاسلام والمسلمین عالم زاده نوری در تاریخ 22/1/1392 برگزار شد که با استقبال بسیار خوبی از طرف طلاب مدرسه و سایر مدارس علمیه روبه رو گردید.

این جلسه با تلاوت قرآن و سرود جمهوری اسلامی آغاز شد و در ادامه استادعالم زاده به ارائه نظریات و اندیشه های خود پرداختند و سپس با سوالات زیادی از طرف طلاب و مخاطبین مواجه شدند که به آنها پاسخ دادند.

 



فقه جعفری پایه و اساس حوزه‌ علمیه است


حضرت آیت‌الله صافی‌گلپایگانی، ولایت اهل‌بیت‌(ع) و فقه جعفری را پایه و اساس حوزه‌ علمیه دانسته و تاکید کردند: همه باید برای ترویج معارف اهل بیت(ع) در دنیا تلاش کنیم تا روز به روز بر عظمت اسلام افزوده شود.


به گزارش خبرگزاری حوزه، این مرجع تقلید، شب گذشته در نشست جمعی از اساتید سطوح عالی و خارج حوزه علمیه قم که در بیت معظم له برگزار شد با تبریک ایام ولادت باسعادت حضرت فاطمه زهرا(س)، وظیفه حوزه‌های علمیه را در شرایط حساس کنونی بسیار سنگین‌تر از گذشته دانسته و گفتند: ولایت اهل‌بیت‌(ع) و فقه جعفری پایه و اساس حوزه‌های علمیه است؛ بنابر این حفظ و حراست از این اصول جز اصلی‌ترین و مقدس‌ترین رسالت های حوزویان است.


سخنرانی منتشر نشده از امام موسی صدر درباره حضرت زهرا(س)
«فاطمه و نماز» عنوان سخنرانی امام موسی صدر است که به مناسبت ایام ماه جمادی‌ الثانی ایراد شده است و برای نخستین بار در سطح رسانه ها منتشر می‌شود.  به گزارش خبرگزاری حوزه به نقل از مؤسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر، متن این سخنرانی به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم والحمد لله رب العالمین والصلو› والسلام علی سید خلقه وسید رسله محمد وآله الطاهرین.
دربارة خطبة حضرت فاطمه زهرا (س) صحبت می‌‏کردیم و به عبارتی رسیدیم که در آن فاطمه فلسفة دین اسلام را بیان می‌‏کند و دربارة دلایل واجبات و احکام و نتایج آن‌ها سخن می‌‏گوید.
دربارة این جملة ایشان بحث کردیم که: «فَجَعَلَ اللهُ الإیمانَ تَطهیراً لَکُم مِن الشِّرکِ» (خداوند ایمان را برای پاک شدن شما از شرک قرار داد.) و گفتیم که این جملة کوتاه و ساده، معانی بسیار ژرف و بزرگی دارد. جمعة گذشته تا حدودی در این باره صحبت کردیم و دانستیم که انسان برای آنکه عطا و کارآمدی داشته باشد و برای آنکه در زندگی‏اش بتواند عمل کند و نیرویی بزرگ باشد، باید تنها به یک سو حرکت کند و تنها یک انگیزه داشته باشد. اگر این انسان مؤمن باشد، با همة توان در راه خشنودی خدا و خدمت به خدا، در قالب خدمت به مردم، حرکت می‌‏کند و در زندگی خود تأثیر‏گذاری و عطای فراوان خواهد داشت و گرامی خواهد زیست. اما انسان مشرک چون به بیش از یک جهت گرایش دارد و در کار‌هایش بیش از یک انگیزه دارد، از درون ویران است و شخصیتی پراکنده و تجزیه‏شده دارد و نمی‌‏تواند عطا و بازدهی داشته باشد. با چند مثال ثابت کردیم که انسان یا حیوان، حتی یک مرغ، اگر در یک مسیر و به یک سو حرکت کند، چگونه در او نیروهای عظیمی پدید می‌‏آید. بدین ترتیب، سخن فاطمه زهرا (س) را چنین خلاصه کردیم که شرک، نوعی بیماری روانی در انسان است که هیچ بیماری بد‌تر و خطرناک‏‌تر از آن نیست، زیرا شرک، وجود انسان را تجزیه و پراکنده و نابود می‌‏کند و از عطا و کارآمدی و بخشندگی بازمی‏دارد.


بزرگان حوزه های علمیه چگونه معلمانی بودند؟!


ایام شهادت آیت الله مرتضی مطهری، تنها بهانه ای است برای تجلیل از مقام رفیع استاد و معلم و به راستی مگر تجلیلی از کسی که شغل انبیا را بر عهده دارد، به همین سادگی است.


اشاره؛

ایام شهادت آیت الله مرتضی مطهری، تنها بهانه ای است برای تجلیل از مقام  رفیع استاد و معلم و به راستی مگر تجلیلی از کسی که شغل انبیا را بر عهده دارد، به همین سادگی است.در حوزه های علمیه نیز از دیرباز ، معلم و استاد از جایگاه والایی در بین شاگردان برخوردار بوده است و امروز نیز همچنان رابطه شاگرد و استادی در حوزه های مقدس شیعی، یک رابطه صمیمانه، محترمانه و توأم با تکریم معنوی است.


حوزه در کتب نسل‌های گذشته متوقف نشود


متأسفانه در زمان حاضر، مراکز علمی اعمّ از دانشگاهی و حوزوی؛ با افت علمی مواجه هستند، ولي آنچه پذیرفتنی نیست، اینکه حوزه‌های علمیّه، همچنان صرفاً از تلاش‌هاي علمی و کتب نسل‌های گذشته استفاده مي‌کنند.


به گزار ش خبرگزاری حوزه از اصفهان، حضرت آیت الله مظاهری در همایش تجلیل از اساتید، پژوهشگران و طلاب حوزۀ علمیه اصفهان، ضمن تجلیل از شخصیت استاد شهید آیت الله مطهری«ره»، روز معلم  را فرصت مغتنمی برای گرامی‌داشت مقام استاد و معلم دانسته و با قدرداني از برگزارکنندگان همايش تجليل از اساتيد، اظهارداشتند: در گرامی‌داشت مقام معلم نباید به  جنبه‌‌های شعاری و برگزاری همایش و نظایر آن اکتفا شود، بلکه هدف عمده از برگزاری مراسم و همایش تجلیل از اساتید، باید برداشت علمی و عملی از تجارب و دیدگاه‌های اساتید مبرّز و نمونه و به‌کارگیری آن در نظام تعلیم و تربیت باشد.


شیعه شدن را مدیون قلم شهید مطهری هستیم


تاثیرگذاری اندیشه های شهید مطهری را نه تنها در داخل کشور، بلکه باید آن را فراملی و در گستره بین المللی ارزیابی کرد تا جایی که طلاب غیر ایرانی، شیعه شدن خود را مدیون قلم این استاد شهید می دانند.


خبرگزاری حوزه/ همزمان با سالروز شهادت آیت الله مطهری، به سراغ طلاب جامعةالمصطفی العالمیه رفتیم و با آنان درباره شخصیت این استاد شهید و تاثیر گذاری ایشان در فضای بین المللی به گفتگو نشستیم که ماحصل آن در پی می آید.


حضرت آیت الله جوادی آملی در درس اخلاق هفتگی خود که به روال هر هفته در محل بنیاد بین المللی علوم وحیانی اسراء برگزار شد با عرض تسلیت به مناسبت ایام حزن و اندوه شهادت صديقه كبرا فاطمه زهرا(صلوات الله و سلامه عليها) فرمودند:در آستانه شهادت صديقه كبرا فاطمه زهرا(صلوات الله و سلامه عليها) هستيم اين ايام منتسب به وجود مبارك آن بانوي دو عالَم(سلام الله عليها) است، اين ماتم را به پيشگاه وليّ عصر(ارواحنا فداه) تعزيت عرض مي‌كنيم ، اميدواريم كه همه ما مشمول شفاعت خاندان عصمت و طهارت باشيم.


حضرت آيت الله جوادی آملی در درس اخلاق و با اشاره به بيان حضرت امير المومنين(ع) فرمودند: رضايت توده مردم را به نحو مشروع تأمين كنيد
حضرت آيت الله جوادی آملی در درس اخلاق هفتگی خود به مناسبت 12 فروردین، به تشريح نامه 53 نهج البلاغه حضرت امير (عليه السلام) که به عهد نامه مالک اشتر معروف می باشد، پرداختند و فرمودند: يكي از جمله‌هاي رسمي آن عهدنامه اين است كه شما بايد به فكر توده مردم باشيد چراکه همان‌طوري كه شريعت, ستوني دارد سياست هم ستوني دارد, ستون شريعت نماز است و ستون سياست, مردم‌اند، اگر شما بخواهيد يك سياست ديني داشته باشيد مردم بايد هماهنگ باشند، خواسته مردم بايد تأمين باشد، مردم مسلمان هم جز دستورهاي دين چيزي نمي‌خواهند جز فرموده‌هاي انبياي الهي چيزي نمي‌طلبند.




حضرت آیت الله جوادی آملی ضمن عرض تسلیت به مناسبت ایام سوگواری و ماتم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها، با بیان اینکه قرآن كريم اجر رسالت را مودت اهل بيت قرار داد و اين را از برجسته‌ترين مصاديق حسنه ناميده است فرمودند: مستحضريد هر جا سخن از قرآن است اهل بيت در كنار آنها هستند هر جا اهل بيت مطرح‌اند قرآن در كنار آنها هستند چون اينها هرگز از هم جدا نمي‌شود.ایشان ادامه دادند: اينكه در سوره شوري ذات اقدس الهي به رسولش فرمود به مردم بگو اجر رسالت من, مودّت قرباست يعني مودّت قرآن و عترت، اين‌چنين نيست كه كسي بخواهد مودّت عترت را از مودّت قرآن جدا كند چه اينكه در هر مطلبي سخن از عظمت قرآن به ميان مي‌آيد عترت(عليهم السلام) حضور دارند.


در ادامه جلسات هفتگی درس اخلاق حضرت آیت الله جوادی آملی، درس اخلاق این هفته معظم له مانند جلسات گذشته در محل نمازخانه بنیاد بین المللی علوم وحیانی اسراء برگزار شد.حضرت آيت الله جوادی آملی در درس اخلاق اين هفته با اشاره به سوگند شيطان در به انحراف کشيدن انسان فرمودند:شيطان مي‌گويد من با تَمنيه با امنيه، با آرزو انسان را مي‌فريبم ﴿لَيْسَ بِأَمَانِيِّكُمْ﴾، اين تصرّف در مجاري ادراكي است، اين از درون خاطرات انسان را مشغول مي‌كند, اينجا مراد گمراه كردن مجاري فطري است، لذا ذات اقدس الهي به ما فرمود شما مواظب خاطراتتان باشيد، كليد كعبهٴ دل هم به دست خود شما باشد، مواظب باشيد كه براي هر كسي درِ دل را باز نكنيد، اين شيطان وارد مجاري ادراكي مي‌شود منتظر است چه وقت درون دل باز بشود كه وارد دل بشود و بشود صاحب‌دل فرمود: ﴿إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْا إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِنَ الشَّيْطَانِ تَذَكَّرُوا فَإِذَا هُم مُبْصِرُونَ﴾.