اخلاق نت , اخلاق , مهدویت

 244 مهمان حاضر

عضویت

ورود اعضا

پشتیبانی

تماس با ما

تلفن تماس

  • امروز جمعه ۱ خرداد ۱۳۹۴
  • تاریخ امام حسن عسگری ع
    مجموعه حضرت آیت الله ناصری
    کتابخانه تاریخ پیامبر اکرم ص

    جدید ترین مطالب سایت

      چاپ ارسال
    Image

    خداوند به آنهايى كه در راه او و به فرمان او باشند مانند حضرت سلمان ـ رضوان  اللّه  تعالى عليه ـ قدرت و قوّت بسيار داده است!

    شخصى مى  گفت: از خورده فروش پرسيدم: اين قلم تراش را چند مى دهى؟ گفت: سه تومان. گفتم پول همراهم نيست. گفت: بردار، گفتم: برمى  دارم و شنبه پولش را مى آورم.
     گفت: اگر پنجشنبه مى آورى بردار، شب جمعه ما مى رويم (در حالى كه اشاره به بالا مى كرد.)
     مانفهميديم چه مى  گويد تا اين كه شنبه آمديم از آن جا ردّ شديم، ديديم نيست، از همسايه  ها پرسيديم، گفتند: بگذار تحقيق بكنيم.
    بعد گفتند:
    پنجشنبه بساط خود را برچيد و چيزهايى براى منزل خريد. بعد حمام رفته و شب خوابيده بود و بعد از دنيا رفته بود.



      چاپ ارسال
    Image

    ما وقتى اين گونه كرامت ها را مى بينيم، با خود مى گوييم اى كاش ما هم مى توانستيم انجام دهيم، و حال اين كه چنين كرامت ها كجا و امكان معرفت و خداشناسى كه خدا به ما داده است كجا؟! چنان كه درباره ى اصحاب كهف مى فرمايد: 
    «وَ رَبَطْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ إِذْ قَامُواْ فَقَالُواْ رَبُّنَا رَبُّ السَّمَـوَ تِ وَالاْءَرْضِ لَن نَّدْعُوَاْ مِن دُونِهِىآ إِلَـهًا...»(1)
    و دل هاى آنان را استوار داشتيم، آن گاه كه برخاستند و گفتند: پروردگار ما، پروردگار آسمان ها و زمين است و هرگز معبودى جز او را نمى پرستيم.

     

    و درباره ى مادر حضرت موسى ـ عليه السّلام ـ مى فرمايد: «لَوْلاَآ أَن رَّبَطْنَا عَلَى قَلْبِهَا لِتَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ»(2) اگر دل او را استوار نمى داشتيم، تا از مؤمنان باشد...
    و درباره ى حضرت يوسف ـ عليه السّلام ـ مى فرمايد: «لَوْلاَآ أَن رَّءَا بُرْهَـنَ رَبِّهِى»(3) اگر برهان پروردگارش را مشاهده نمى نمود...
    اين ها كجا و شرق و غرب عالم را در لحظه اى طى كردن كجا!

    1. سوره ى كهف، آيه ى 14.
    2. سوره ى قصص، آيه ى 10.
    3. سوره ى يوسف، آيه ى 24.





    Image البته بيمارى سرطان در طبّ قديم به اين اسم شناخته شده نيست. آقايى مى گفت كه در كتاب وسائل روايتى است منقول از امام رضا ـ عليه السّلام ـ كه مى فرمايد: اگر بندگان معاصى اى را كه سابقين نداشتند مرتكب شوند، خداوند آنان را به امراضى مبتلا مى كند كه سابقين بدان مبتلا نشده اند. نقل شده كه شخصى در احضار روح يكى از اطبّاى معروف يونان، از او درباره ى سرطان و علاج آن سؤال كرده بود. وى پاسخ داده بود: در زمان ما اين مرض با اين نشانه نبود، لذا علاجش را هم نمى دانم.



     
    Image

    ثروتمندان، علاج كار خود و گرفتاريشان را با ثروت مى دانند، امّا كسانى هستند كه در عين تهيدستى، تمام گرفتارى هاى خود را با سرمايه ى معنوى كه دارند معالجه مى كنند.
     يكى از بستگان آخوند ملاّ فتح على ـ از فضلاى سامرا ـ نقل مى كرد:
     شبى ميهمانى بر آخوند وارد شد، سامرا در آن زمان، نانوايى نداشت و هر كس مى خواست نان بخرد، قبل از غروب، از كسانى كه در خانه ها نان مى پختند، نان مى خريدند.

    اتفاقاً آن شب آخوند نان نداشت، مشغول پذيرايى مى شود كه يكى از بستگان ايشان مى رسد، آخوند از او مى پرسد نان نياورده اى؟
    مى گويد: خير، مى گويد: برو بيرون خانه، چند قدم به طرف چپ و چند قدم به طرف راست برو و برگرد، چنين مى كند و با دامنى پر از نان برمى گردد.
    آن شخص مى گفت: از وى پرسيدم جريان چه بود؟
    گفت: ما به حرف علما متعبّد هستيم ، ايشان فرمود: برو در كوچه چند قدم به طرف چپ و چند قدم به طرف راست برو، من هم رفتم. در اين حال شخصى به من گفت: دامنت را بگير، گرفتم، نان ريخت و رفت.
    هم چنين فرمود: وى به مكه مشرّف شده بود، بر روى دستشان دُملى درآمده بود، به طورى كه كه وضو گرفتن برايش مشكل بود، در آن جا مى گويد: خداوندا! اين كسالت را برطرف بفرما كه در اين جا آسوده باشم، آن دمل تا زمانى كه در مكه است خوب مى شود تا آن كه از مكه مراجعت مى كند، دوباره آن دمل ظاهر مى شود!

     

     



    Imageوقتى بلايى ـ مانند وبا ـ در نجف پيدا مى‏شد، حتّى در بازارها هم گاهى مجالس روضه‏خوانى و توسل برقرار مى‏شد، ولى ما مثل آدم‏هاى مأيوس و نااميد، گويا نمى‏خواهيم از اين درِ رحمت داخل شويم و براى رفع بلا و گرفتارى‏ها به حضرات معصومين ـ عليهم‏السّلام ـ متوسّل شويم! آيا امروز براى رفع بلاها غير از تضرّعات و دعاى صادق همراه با توبه و توسل، راه ديگرى داريم؟! مسلمان‏ها و برادران و خواهران ما در زير آتش دشمن در چه حالى هستند، و ما در چه حال؟! آيا روا است كه چنين بى‏تفاوت و غير مضطرب باشيم؟! عربى از اهل آبادان وقتى بلايا و تعديات ناموسى و بمباران و... را نقل مى‏كرد بى‏اختيار به گريه در آمد!



    سؤال: اخيرا كتابى نوشته شده درباره ى مثلّث برمودا كه مؤلف در آن سعى كرده كه اثبات كند جزيره خضرائى كه در روايت دارد كه در آن جا با امام زمان ـ عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف ـ ملاقات حاصل شده،(1) همان مثلّث برمودا است. آيا اين تطبيق درست است و آيا جزيره ى برمودا همان جزيره ى خضراء است؟




    Image

    حضرت سيّدالشهدا ـ عليه السّلام ـ با اختيار خود آن همه مصايب و شهادت و اسارت اهل و عيال خود را تحمّل نمود؛ زيرا پيوسته و حتّى در روز عاشورا بر آن حضرت عرضه مى شد كه يا نصر و پيروزى را انتخاب كنند، و يا لقاءاللّه  و معاهده و پيمانى را كه با خدا بسته است، ولى ايشان با اختيار خود آن مقامات عاليه را انتخاب كردند.
    خدا مى داند كه آن ها چه مى ديدند!
    حضرت قاسم ـ عليه السّلام ـ راجع به مرگ مى گويد:
     «اَحْلى مِنَ الْعَسَلِ.» (1) شيرين تر از عسل است.

     آيا اين تعبير شوخى است؟!

     ما نمى توانيم درجات و مقامات آن ها را تعقّل و درك كنيم كه چه خبر بوده و چه درك مى كردند و چه مى ديدند، همين قدر نقل شده كه امام حسين ـ عليه السّلام ـ مقامات اخروى آن ها را به آنان نشان داد.
     اين كه نقل شده عابس در روز عاشورا در ميدان جنگ در برابر دشمن لخت شد و زره را از تن درآورد، يك كار عادى و آسان نبود، خواست به دشمن بفهماند كه ما از روى عقيده و مرام، راه شهادت را اختيار و انتخاب كرده ايم، نه از روى ناچارى و اجبار و تهديد و اكراه و يا به جهت شرم و حيا، بلكه اين مرام ما است، و شجاعانه و عاشقانه و داوطلبانه مى جنگيم و كشته مى شويم و باكى از شهادت نداريم، و طرف مقابل عمر سعد بيچاره و دربند و اسير ملك «رى» است.
     حضرت ابوالفضل ـ عليه السّلام ـ نيز با آن فداكارى هايش مى خواست به آنان بفهماند كه محبّت خدا و محبت دوستان خدا چيز ديگرى است كه تحمّل هرگونه دشوارى و ناگوارى و سختى در راه رسيدن به آن، سهل و آسان و شيرين است.

     

     

    1. كلمات الامام الحسين ـ عليه السّلام ـ ، ص 402، به نقل از قاسم بن حسن ـ عليهماالسّلام




    مرحوم شيخ محمّدحسين اصفهانى مى‏گفت: از زمانى كه مرحوم شيخ فضل‏اللّه‏ نورى را به دار آويختند، ديگر اين ملّت روى (روز) خوش نخواهند ديد؛ ولى مى‏دانيم كه خداوند مى‏فرمايد: 
    «إِنَّ اللَّهَ لاَ يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنفُسِهِمْ»(1)
    خداوند نعمتى را كه بر قومى عطا داشته تغيير نمى‏دهد، مگر اين كه آنان، خود آن را دگرگون كنند. و نيز مى‏فرمايد: «إِنْ عُدتُّمْ عُدْنَا»(2) اگر برگرديد، ما نيز برمى گرديم.
    و نيز در روايت است: «مَنْ أَصْلَحَ فِيما بَيْنَهُ وَ بَيْنَ اللّه‏ِ، أَصْلَحَ اللّه‏ُ فِيما بَيْنَهُ وَ بَيْنَ النّاس.»(3)

     

    هر كس رابطه‏ ى ميان خود و خدا را اصلاح كند، خداوند رابطه‏ ى او با مردم را سامان مى‏ بخشد.
    سعى كنيم با ورع و تقوى و استغفار، رابطه ‏ى ميان خود و خدا را اصلاح كنيم تا همه‏ ى چيز دنيا و آخرت براى ما رو به راه شود.

    1. سوره‏ى رعد، آيه‏ى 11.
    2. سوره‏ى اسراء، آيه‏ى 8.
    3. كافى، ج 8، ص 307؛ من لايحضره الفقيه، ج 4، ص 396؛ وسائل الشيعة، ج 15، ص 297، 298 و...




    Image

    از امام صادق عليه السلام از پدرشان از پدرانشان از امير مؤمنان صلوات الله عليهم روايت شده كه ايشان فرمودند:

    حكما و فقها وقتى با يكديگر مكاتبه مى نمودند، سه مطلب را ذكر مى نمودند و مطلب چهارمى همراه آن نبود :
    كسى كه تمام مقصود او آخرت باشد، خداوند مقصود او را از دنيا كفايت فرمايد؛
    و كسى كه نهان خود را اصلاح نمايد، خداوند آشكارِ او را اصلاح فرمايد؛
    و هر كس آنچه را كه بين او و خداوند است اصلاح نمايد، خداوند آنچه را كه بين او و مردم است اصلاح فرمايد.




    Image

    در محضر حضرت استاد ـ رحمه الله ـ سخن از شيطان پرست ها به ميان آمد، فرمودند:

     آيا اين ها قابل هدايت نيستند يا ما مقصّريم؟!

     و يا اين كه ما به بالاتر از اين گرفتار هستيم و آن اين كه ما كفران نعمت ميكنيم و قدردان نيستيم و فرار ميكنيم، و وقتى قدردان نشديم و كفران نعمت كرديم، بايد منتظر باشيم كه تبليغ و ترويج اسلام و تشيّع هم از بلاد اروپا بيايد، چون آن ها در تحصيل و مطالعه و فكر آزادند!

    حضرت رسول ـ صلّياللّه عليه وآله وسلّم ـ اواخر عمر شريفش وقتى بزرگان قوم در اطرافش نشسته بودند مقاصد شوم آن ها را تا آخر خواند؛ چنان كه در شب معراج از خدا خواست كه بعد از من اختلاف نشود. به آن حضرت خطاب شد: اين درخواست، نشدنى است؛ لذا در آن مجلس به اطرافيانش فرمود:

    «قُومُوا عَنّى!» برخيزيد و از نزد من برويد!

     زيرا آن حضرت امروز را ديده بود. او كه سيّدالانبيا است و ائمه ـ عليهم السّلام ـ كه سيّد الاوصيا هستند به جاى خود، علما هم پيش گويى ميكردند و از وقايع و حوادث آينده خبر ميدادند.




     

    Image

    بخارى يك روايت را با يك سند در چند جا با سند طولانى تكرار مى كند، تكرارهاى بى نفع. علاوه براين، نقل هاى بعضى احاديث را به طرق مختلفه ذكر مى كند. اگر كسى روايات مكرّر صحيح بخارى را اسقاط كند، خدا مى داند حجم آن چه قدر مى شود! بخارى در فضيلت شيخين از رسول اكرم ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ نقل مى كند كه فرمود:

    «خَرَجْتُ أَنَا وَ أَبُوبَكْرٍ وَ عُمَر و دَخَلْتُ أَنَا وَ أَبُوبَكْرٍ وَ عُمَر.» من و ابوبكر و عمر خارج شديم، و من و ابوبكر و عمر داخل شديم. آيا اين گونه امور خروج و دخول و يا مصاحبت و همراهى با پيغمبر اكرم ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ هم فضيلت محسوب مى شود؟!
     ابوجهل هم در مجلس عروسى پيغمبر ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ حاضر بود، و... پس اين را هم براى فضيلت او نقل كنيد.




    Image

    مشايخ ما از رشيد عالى نقل مى كردند كه: «در جنگ انگليس و عراق، انگليس در اين جنگ غالب ولى در جنگ جهانى دوّم مغلوب خواهد بود.» و چنين شد، يعنى انگليس با آن قدرت بعد از جنگ جهانى دوّم نسبت به آمريكا هيچ شد.

     لذا بايد دعا و هر كارى را كه نتيجه اش نابودى و اضمحلال آنهاست انجام داد، و نبايد از رَوْح( رحمت. ) خدا مأيوس شد. خدا مى داند چه ايمانى مى خواهد كه انسان در شدايد و گرفتارى ها ثابت قدم بماند.

     تمام ابتلائات را خدا آسان مى كند، به گونه اى كه شخص مبتلى در وقتش «قَالَ يَــلَيْتَ قَوْمِى يَعْلَمُونَ بِمَا غَفَرَ لِى رَبِّى وَ جَعَلَنِى مِنَ الْمُكْرَمِينَ» (1)؛ (اى كاش قوم من مى دانستند كه خداوند مرا مورد آمرزش خود قرار داد و از گراميان قرار داد.)

     و «قَالَتْ رَبِّ ابْنِ لِى عِندَكَ بَيْتًا فِى الْجَنَّةِ»(2)؛ (پروردگارا، خانه اى در نزد خود براى من مهيّا فرما.) مى گويد و سختى و فشارها براى او قابل تحمّل و آسان مى شود.

     

    1. فرموده ى حبيب نجّار ـ رضوان اللّه تعالى عليه ـ ر.ك: سوره ى يس، آيه هاى 26 و 27.

    2.  فرموده ى زن فرعون، حضرت آسيه ـ عليهاالسّلام ـ ر.ك: سوره ى تحريم، آيه ى 11.




    Image

    خدا به ما تنبّه بدهد تا براى امور شخصى، برادران مسلمان خود را از دست ندهيم، چنان كه هر كارى كردند كه شيعه هاى عراق را عليه دولت عثمانى بر له انگليس به جنگ وادارند، نتوانستند.

     بلكه شيعيان با اهل تسنّن متّحد شدند و هم دست و هم صدا و هم پيمان بر له عثمانى و عليه انگليس جنگيدند.

     حتّى روحانيون شيعه به جبهه ى جنگ رفتند و به خصوص شيخ شريعت ـ رحمه اللّه  ـ با آن سنّ و سال در جنگ شركت نمود. با اين كه از عثمانيها دل خوشى نداشتند، با اين حال اسلام اسمى و ظاهرى دولت عثمانى را بر كفر بريتانيا ترجيح دادند.

     باز هم بيدار نميشويم، در فكر نيستيم كه باز هم به سراغ ما مي آيند.

     شخصى به كبوترها هيش ميكرد، به يكديگر حواله ميدادند كه هر كه هيش است برود وگرنه سرنوشتش مثل همان كه شكار شد ميشود. ما را از هم جدا ميسازند و براى هر جمعيت مرز و گذرنامه ى جداگانه قرار ميدهند و از هم جدا و بيگانه ميسازند و بدين وسيله امت واحده اسلامى را تضعيف مينمايند و بعد از ضعف همه، دانه به دانه به سراغ آن ها ميروند!

    آيا ما نبايد در فكر اين باشيم كه با هم متّحد باشيم و با تفرقه و نزاع و اختلاف، وحدت اسلاميه و برادرى خود را از دست ندهيم؟!

    البته براى كفّار خيلى سخت است كه يكى از آن ها به طور مستقيم و رو در رو با ما بجنگد، لذا تا جايى كه امكان دارد و جان دارند، پول خرج ميكنند كه ما مسلمان ها را اغوا كنند و به جان هم بيندازند.

    ولى ما هم چنان غافل هستيم و توجّه نميكنيم كه همديگر را به حق راضى كنيم. چنان كه ميبينيم به مقتضاىِ «وَقَاسَمَهُمَآ إِنِّى لَكُمَا لَمِنَ النَّـصِحِينَ»(1)؛ (و شيطان براى آن دو [آدم و حوا ـ عليهم السّلام ـ] سوگند ياد كرد كه من به راستى خيرخواه شما هستم.) به دولت هاى منطقه و همسايه گفته اند كه اگر او ( اشاره به صدّام و حزب بعث. ) را كمك نكنيد از بين رفته ايد. در جنگ عراق عليه ايران.

     

    1. سوره ى اعراف، آيه ى 21.




    پرسش: هنگام تشرف به زیارت امام رضا علیه السلام چه دعایی بخوانیم؟  پاسخ معظم له: من چیزی بیشتر از همین ها که در کتابهای معتبر  (مانند مفاتیح الجنان) است بلد نیستم ؛ تنها چیی که هست ، این است که همین دعاها تنها با زبانتان نخوانید ؛ دلتان هم با زبانتان مطابق باشد  ( و حضور قلب داشته باشد ) .




    Imageواقعا زبانِ حال ما مى گويد كه در هر فعل و ترك بايد ما را راهنمايى كنند؟ شخصى كه به آقايى عقيده داشته و مى خواسته در نماز جماعت او شركت كند، مى گفته است: عدّه اى مانع مى شدند كه من به نماز جماعت او بروم و به من مى گفتند كه آن آقا در ماجراىِ «مشروطه ـ مستبدّ» فلان عقيده را دارد كه مخالف با عقيده ى شما است.





    akhlagh.net

    .: بازدید کنندگان پایگاه اخلاق :.

    mod_vvisit_counterامروز1111
    mod_vvisit_counterدیروز1474
    mod_vvisit_counterاین هفته12907
    mod_vvisit_counterاین هفته13501
    mod_vvisit_counterاین هفته47834
    mod_vvisit_counterماه گذشته51020
    mod_vvisit_counterکل بازدیدها9244110