حضرت آیه الله بهجت ره
- دستور العمل هائی از آیه الله بهجت ره ( 2 مطالب )
- کلمات قصار حضرت آیه الله العظمی بهجت ره ( 184 مطالب )
- بنر های اصلی ( 9 مطالب )
- کلمات قصار جدید ( 8 مطالب )
- كليپ هاي صوتي ( 1 مطلب )
بسماللهالرّحمنالرّحيم
آن چه پيش رو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيت الله مصباح يزدي ( دامت بركاته ) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريــــــــــــــــــخ 18/05/90 ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
خوف صادق
مروري بر آنچه گذشت
وَ تَخَلَّصْ إِلَى عَظِيمِ الشُّكْرِ بِاسْتِكْثَارِ قَلِيلِ الرِّزْقِ وَاسْتِقْلَالِ كَثِيرِ الطَّاعَةِ وَاسْتَجْلِبْ زِيَادَةَ النِّعَمِ بِعَظِيمِ الشُّكْرِ وَتَوَسَّلْ إِلَى عَظِيمِ الشُّكْرِ بِخَوْفِ زَوَالِ النِّعَمِ؛1
در جلسه گذشته عبارتي را از حديث جابر نقل کرديم که حضرت به او توصيه فرمودند: رزق کم را زياد حساب کن و عبادت زياد را کم، تا بتواني شکر خدا را به جاي آوري. عرض کردم در اواخر اين حديث هم مشابه اين عبارت آمده و آن عبارتي بود که ابتدا تلاوت کردم و گفتيم که در واقع امام عليهالسلام ميخواهند راهکاري براي ايجاد انگيزه شکر به ما نشان دهند. به يک معنا، هدف از اعطاي همه نعمتها شکرگزاري است. اما ما عادت کردهايم که وقتي ميخواهيم شکر خدا را به جا آوريم نهايت کاري که ميکنيم اين است که بگوييم: خدا را شکر! ولي اين شکرِ شايسته نيست. براي اينکه بتوان شکر شايستهاي به جاي آورد بايد دو چيز را رعايت کرد؛ يکي اينکه نعمتهاي خدا را خوب بشناسيم و آنها را کم نشماريم. بايد در اين باره تفکر کرد که خداوند چه قدر نعمت را با هم تنظيم فرموده تا اين روزي به دست من برسد. از طرف ديگر، بايد عباداتمان را ناچيز بشماريم. همچنين عرض کرديم که که خداي متعال براي وادار کردن ما به شکر و بهره بردن از نتايج عظيم آن، از راههاي ديگر هم وارد ميشود، از جمله وعده دادن به افزايش رزق در صورت شکر و در مقابل، انذار به از بين رفتن نعمت در صورت ناشکري. در پايان اين عبارت هم به دو نکته اشاره کردهاند، ميفرمايند: وَ اسْتَجْلِبْ زِيَادَةَ النِّعَمِ بِعَظِيمِ الشُّكْرِ؛ اگر ميخواهي نعمتهاي زياد را جلب کني سعي کن زياد شکر به جاي آوري؛ آن هم شکر عظيم. براي اينکه بتواني شکر عظيم به جاي آوري فکر کن که اگر ناشکري کني نعمتها از دست تو خواهد رفت. اين دو عامل براي انسان بسيار محرک است. هر انساني در تلاش است تا از نعمتهاي بيشتري برخوردار شود. پس معلوم ميشود که افزايش نعمت براي انسان بسيار ارزشمند است و در مقابل، کم شدن نعمت هم براي او بلاي بزرگي است. توجه به اين دو نکته باعث ميشود که در صدد برآييم شکر شايستهاي به جاي آوريم. البته خداوند نيازي به شکر کردن ما ندارد. اين اصرارها براي اين است که ما بيشتر بهرهمند شويم. به هرحال موضوع اين دو عبارت به هم مربوط بود. به همين علت گرچه بين آنها فاصله بود آنها را به هم ضميمه کرديم.
آنچه پيش رو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيتالله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 26/03/89 ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
فتنههاي آينده و وظايف ما
در چند جلسه اخير از جوانب مختلف درباره فتنه بحث کرديم. در اين جلسه به بيان وظايفمان در برابر فتنههايي که ممکن است در آينده اتفاق بيفتد ميپردازيم. در بررسي اتفاقات گذشته، آنچه مهم است شناخت علل و عوامل دخيل در آن اتفاقات است تا از آن وقايع براي آينده عبرت بگيريم. يک درصد هم احتمال ندارد که فتنهي اخير، آخرين فتنهاي باشد که در عالَم اسلام يا در جامعه ما اتفاق افتاده است؛ چون ـ همانطور که در بحثهاي گذشته اشاره کرديم ـ فتنه از مصاديق امتحان است و امتحان يک سنّت دائمي و تغييرناپذير الهي است. تا انسان زنده است و نفس ميکشد در معرض امتحان است؛ تا اجتماعي هست فتنههاي اجتماعي وجود خواهد داشت و قاعدتاً مردمي که فتنهاي را پشت سر ميگذارند يعني امتحاني را ميگذرانند، در آينده بايد امتحان سختتري را بگذرانند؛ همان طور که در مراحل تحصيل طبعاً هر امتحاني سختتر از امتحان قبل خواهد بود. معنا ندارد که امتحان کلاس چهارم آسانتر از کلاس سوم باشد! بنابراين ميتوان پيشبيني کرد که هم براي ما، هم براي ساير جوامع و هم براي فرد فرد انسانها امتحاناتي پيش خواهد آمد. آنچه را که ما فتنه ميناميم، امتحاناتي اجتماعي است که توأم با ابهامها و نگرانيهايي است. پس آنچه مهم است اين است که از تحليل فتنههاي گذشته بتوانيم براي فتنههاي آينده درسي بگيريم.
ادامه مطلب...
آنچه پيش رو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيتالله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 15/06/89 همزمان با شب بيست و هفتم ماه مبارک رمضان 1431 قمري ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
... وَ الزَّكَاةَ تَزْكِيَةً لِلنَّفْسِ، وَ نَمَاءً فِي الرِّزْق؛1
حضرت زهرا سلاماللهعليها در بخش دوم اين خطبه شريف به حکمت تشريع تعدادي از عناوين برجسته در معارف اسلامي و قرآن کريم اشاره ميفرمايند. حضرت در آغاز، ايمان را و بعد نماز را ذکر فرمودند و بعد به مسأله زکات ميپردازند. در قرآن کريم هم نماز و زکات توأماً ذکر شده است. در کنار هم قرار گرفتن اين دو موضوع ميتواند اشارهاي باشد به اينکه انسان همانطور که بايد نسبت به رابطه با خدا که يک رابطه دروني و قلبي است تلاش کند و اين رابطه را با نماز تقويت کند، بايد با بندگان خدا هم رابطه داشته باشد که البته آن هم غيرمستقيم رابطه با خداست؛ يعني انسان وظايفي نسبت به بندگان خدا دارد که به خاطر اطاعت خدا بايد آن وظايف را انجام دهد.
کلمه زکات در اصل فرهنگ ديني اعم از اسلامي و غير اسلامي، شامل هر نوع انفاقي ميشود که به قصد اطاعت خدا انجام گيرد. در عرف ما زکات را به يک قسم از عبادات مالي اطلاق ميکنيم که به اشياء خاصي تعلق ميگيرد؛ ولي نه در اصل لغت و نه در اصل فرهنگ عام اسلامي اختصاص به اين حکم ندارد. زکات يعني رسيدگي مالي به ديگران. ادامه مطلب...
آنچه پيش رو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيتالله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 06/06/89 همزمان با شب هجدهم ماه مبارک رمضان 1431 قمري ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
... و اصطفاه قبل أن ابتعثه إذ الخلائق بالغيب مكنونة و بستر الأهاويل مصونة و بنهاية العدم مقرونة، علما من الله تعالى بمآيل الأمور و إحاطة بحوادث الدهور و معرفة بمواقع المقدور؛
در جلسه گذسته عرض کرديم که از اين بخش از خطبه شريف حضرت زهرا سلاماللهعليها به دست ميآيد که قبل از پيدايش اين عالم محسوس، خداي متعال موجود و عالم ديگري آفريده که در روايات به نام «نور» ناميده شده است. در زيارت جامعه ميخوانيم: خلقکم الله انوارا فجعلکم بعرشه محدقين حتي منّ علينا بکم؛1 خدا شما را به صورت انواري خلق کرد که به دور عرش خدا حلقه زده بوديد؛ تا زماني که بر ما منت گذاشت و شما را به اين عالم آورد. در روايتي حضرت باقر صلواتاللهعليه ميفرمايند: «كُنَّا نُوراً بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ قَبْلَ خَلْقِ خَلْقِهِ فَلَمَّا خَلَقَ الْخَلْقَ سَبَّحْنَا فَسَبَّحُوا وَ هَلَّلْنَا فَهَلَّلُوا وَ كَبَّرْنَا فَكَبَّرُوا؛2 ما در پيشگاه خدا نوري بوديم قبل از اينکه عالم را بيافريند. وقتي خدا خلايق را خلق کرد ما تسبيح گفتيم و آنها آموختند و تسبيح گفتند، و ما تهليل (لااله الا الله) گفتيم و آنها آموختند و تهليل گفتند، و ما تکبير گفتيم و آنها آموختند و تکبير گفتند.» درباره معناي اين جمله دو احتمال وجود دارد؛ يک احتمال اين است که ديگران در همان عالم انوار تسبيح و ... را آموختند و همانجا تسبيح و ... را گفتند. احتمال ديگر اين است که هر کس تا روز قيامت تسبيح و تهليل گويد، به برکت تسبيح و تهليل آنها و به يک معنا پژواکي از تسبيح و تهليل آنهاست
ادامه مطلب...

آنچه پيش رو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيتالله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در ماه مبارک رمضان 1431 مصادف با 22/05/89 ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
حلول ماه مبارک رمضان را به همه علاقهمندان به اسلام تبريک و تهنيت عرض ميکنيم. اميدواريم خداي متعال در اين ماه شريف به برکت وجود مقدس وليعصر ارواحنافداه همه ما را مشمول عنايات خاص خودش قرار دهد. براي بحث اين ماه و نيز سال آينده پيشنهاد شد که درباره خطبه حضرت زهرا سلاماللهعليها صحبت شود. حقيقت اين است که بيش از 25 سال است که ما شبهاي پنجشنبه خدمت برادران عزيز روحاني و بعضاً غيرروحاني هستيم و به اميد اينکه لياقت شفاعت اهلبيت عليهمالسلام را کسب کنيم آيات قرآن و کلمات اهلبيت عليهمالسلام را مطرح کردهايم. بارها تمايل داشتيم که درباره کلمات حضرت زهرا صلواتاللهعليها صحبت کنيم؛ ولي غالباً اين شبهه پيش ميآمد که طرح کردن سخنان ايشان ممکن است موجب حساسيت برادران اهل سنت و احياناً عامل اختلاف بيشتر شود؛ ولي بعد از اينکه امسال خطبه حضرت زهرا سلاماللهعليها به ثبت رسيد و با تيراژ زياد چاپ و منتشر شد و مراجع عظام تقليد حفظهمالله آنرا تاييد و امضا کردند، در مقابل آن سؤال، سؤال ديگري مطرح شد و آن اينکه با وجود انتشار اين خطبه در سطح عموم آيا خودداري کردن از شرح و بيان آن توجيه معقولي دارد؟ اصولاً آن وحدتي که مطلوب است چگونه بايد تحقق پيدا کند؟ آيا بايد بسياري از حقايق مکتوم بماند و چه بسا بعد از گذشت زمانهايي مورد انکار قرار بگيرد؟ يا اينکه مسائل علمي و تحقيقي، بايد دور از تعصبات و به انگيزه استفاده از معارف بيان شود. اين حقايق است که نقش اساسي را در حفظ اسلام و اهداف اسلام دارد و بايد در محافل علمي مورد تحقيق بيطرفانه قرار بگيرد تا زمينهاي فراهم شود براي اينکه کساني که در اشتباه هستند از اشتباه خارج شوند. ادامه مطلب...
آنچه پيش رو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيتالله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 29/05/89 همزمان با شب دهم ماه مبارک رمضان 1431 قمري ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
وَ نَدَبَهُمْ لِاسْتِزَادَتِهَا بِالشُّكْرِ لِاتِّصَالِهَا، وَ اسْتَحْمَدَ إِلَى الْخَلَائِقِ بِإِجْزَالِهَا، وَ ثَنَّى بِالنَّدْبِ إِلَى أَمْثَالِهاَ.1
اين خطبه شريف آنقدر زيبا و در اوج فصاحت و بلاغت است که حتي متخصصين فن هم عاجزند از اينکه دقايق نکاتي را که در اين عبارات رعايت شده بيان کنند. انسان وقتي اين خطبه شريف را ميخواند ميفهمد يک زيبايي خاصي دارد. بخش اول خطبه که حمد خداست خود به چهار بخش تقسيم ميشود و هر بخش با سه جمله بيان شده که از لحاظ سجع، نظم و وزن، ترکيب خاصي دارد؛ در بخش اول ميفرمايند: الحمد لله على ما أنعم و له الشكر على ما ألهم و الثناء بما قدم؛ در بخش دوم ميفرمايد: من عموم نعم ابتدأها و سبوغ آلاء أسداها و تمام منن أولاها؛ و در بخش سوم ميفرمايند: جم عن الإحصاء عددها و نأى عن الجزاء أمدها و تفاوت عن الإدراك أبدها. اين جملات را در جلسات گذشته توضيح داديم. در بخش چهارم حضرت زهرا سلام الله عليها با سه جمله ديگر قسمت حمد را تمام ميکنند. اين سه جمله که باز با سجع و قافيه خاصي بيان ميشود در واقع رابطه نعمتهاي الهي را با بندگان بيان ميکند. در جملههاي قبلي، کثرت، کيفيت و طولانيبودن مدت نعمتها را بيان کردند که اينها ويژگيهاي خود نعمتهاست. در اين بخش رابطه نعمتها با خلايق و تعاملي که بين متنعّمين با اين نعمتهاست مورد توجه قرار گرفته است. حضرت ميفرمايند: «وَ نَدَبَهُمْ لِاسْتِزَادَتِهَا بِالشُّكْرِ لِاتِّصَالِهَا، وَ اسْتَحْمَدَ إِلَى الْخَلَائِقِ بِإِجْزَالِهَا، وَ ثَنَّى بِالنَّدْبِ إِلَى أَمْثَالِهَا؛ با دادن اين نعمتهاي فراوان، انگيزه حمد را در مردم برانگيخت و گويا با عمل از آنها درخواست کرد که حمد خدا را به جا بياورند. علاوه بر اين آنها را دعوت کرد به اينکه امثال اين نعمتها را از خدا بخواهند.» در اين سه جمله چند نکته را بيان ميفرمايند. نکته اول اين است که علاوه بر اينکه خداوند نعمتهايي را ابتدائاً به بندگانش عطا کرده، مردم را به شکر نعمتهاي الهي دعوت کرده است تا بر نعمتهايشان افزوده شود. اين باب خود، نعمت عظيمي فوق نعمتهاست. خداوند با آن نعمتهايي که ابتدائا عطا کرده چيزي را فروگذار نکرده است؛ ولي علاوه بر اين راه ديگري براي بندگان باز کرده است تا بتوانند نعمتهاي خود را افزايش دهند.
ادامه مطلب...
آن چه پيشرو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيتالله مصباحيزدي (دامتبركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ18/03/90ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد
در جلسه قبل قسمتي از فرمايشات حضرت زهرا سلاماللهعليها را که در جمع زنان مهاجر و انصار ايراد فرموده بودند قرائت کرديم و در حدي که خداي متعال توفيق داد توضيحات مختصري عرض کرديم. از آن خطبه مبارک به اين فراز رسيديم که مي فرمايند: و ما الذي نقموا من أبي الحسن عليهالسلام نقموا و الله منه نكير سيفه و قلة مبالاته لحتفه و شدة وطأته و نكال وقعته و تنمره في ذات الله ...
در جلسات اخير به خطبه اي از فرمايشات حضرت زهرا سلاماللهعليها پرداختيم که خطاب به زنان مهاجر و انصار که براي عيادت ايشان آمده بودند ايراد فرموده اند. در واقع اين خطبه حضرت را ميتوان به سه بخش تقسيم کرد؛ در بخش اول، حضرت به توبيخ انصار و مهاجرين ميپردازند و آنها را بدان جهت که علي عليه السلام را رها کردند و خود را از سعادت محروم کردند سرزنش مينمايند. در بخش دوم حضرت ميان اميرالمؤمنين عليه السلام و کساني که مردم آنها را انتخاب کرده بودند مقايسه ميکنند و ميفرمايند: اهل بيت عليهم السلام پيشگامان جامعه بشريت اند و آنها عقبماندگان و دنبالهروها هستند. چگونه پيشگامان را رها کرده، به سراغ دنبالهروها رفتيد؟ در بخش سوم حضرت پيشبيني مي کنند که سرانجام اين جامعه چه خواهد شد.
ادامه مطلب...
آنچه پيش رو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيتالله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 14/06/89 همزمان با شب بيست و ششم ماه مبارک رمضان 1431 قمري ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
... وَ الصَّلَاةَ تَنْزِيهاً لَكُمْ عَنِ الْكِبْر؛
حضرت زهرا سلاماللهعليها در بخش دوم اين خطبه شريف به اسرار تعدادي از عناوين برجستهاي که در قرآن مطرح شده اشاره ميفرمايند. در جلسه گذشته درباره عنوان اول که ايمان بود توضيح مختصري داديم. بعد از مسأله ايمان به نماز اشاره ميکنند و ميفرمايد: «وَ الصَّلَاةَ تَنْزِيهاً لَكُمْ عَنِ الْكِبْر؛ خدا نماز را براي پاک کردن شما از کبر و خودبزرگبيني واجب کرده است.»
حکمتهايي که در اين کلام ذکر شده به معناي علت تامه براي تشريع نيست؛ لذا حکمتهايي که در نهجالبلاغه براي اين عناوين ذکر شده، گاهي مشابه اين کلام و گاهي متفاوت با اين کلام است. قاعدتاً علت انتخاب يکي از اين حکمتها و ذکر آن در اينجا يکي از دو چيز است؛ يا حکمت ذکر شده حکمت بسيار برجستهاي است و مهمترين حکمتها به شمار ميرود، و يا حکمتي است که متناسب با مقام بحث است.
نکته ديگر اينکه حکمتهاي مشترک بين همه عبادات از قبيل تقرب به خدا، کسب رضايت الهي، تثبيت و تمرين بندگي و... هم معلوماند و هم بلاغت اقتضا نميکند که يکي يکي براي اين عناوين تکرار شود.
ادامه مطلب...
آن چه پيش رو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيت الله مصباح يزدي ( دامت بركاته ) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريــــــــــــــــــــخ 28/02/90 ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
در جلسات اخير به آخرين فراز خطبه مبارک حضرت زهرا سلاماللهعليها رسيديم که منجر به گفتوگويي طولاني بين حضرت زهرا سلاماللهعليها و به اصطلاح خليفه اول شد. حضرت در ضمن جوابهاي کوبنده خود به آيات قرآن استناد ميکردند. ابوبکر سرانجام گفت: «من با مشورت مردم بر کرسي خلافت نشستهام و مردم من را به اين پست مأمور کردهاند و اگر در ملک فدک دخالت کردم با موافقت مردم بوده است. اين شما و اين مردم؛ هر چه ميگويند عمل کنيد!» حضرت پاسخ کوبندهاي به او دادند و بعد بار ديگر رو به مسلمانان کردند و فرمودند:
معاشر المسلمين المسرعة إلى قيل الباطل المغضية على الفعل القبيح الخاسر «أ فلا تتدبرون القرآن ام على قلوب أقفالها»1 كلا بل ران على قلوبكم ما أسأتم من أعمالكم فأخذ بسمعكم وأبصاركم ولبئس ما تأولتم وساء ما به أشرتم وشر ما منه اغتصبتم لتجدن والله محمله ثقيلا وغبه وبيلا إذا كشف لكم الغطاء وبان ما ورائه الضراء بدا لكم من ربكم ما لم تكونوا تحتسبون وخسر هنالك المبطلون؛ اي تودههاي مردم مسلمان! اي کساني که با سرعت به سراغ سخنان باطل ميرويد اما نسبت به کار زشت و زيانبار چشمپوشي و مسامحه ميکنيد! آيا در قرآن تدبر نميکنيد يا بر دلهايتان قفل زده شده است؟! بلکه اعمال بد شما دلهايتان را تيره کرده است. پس خدا چشم و گوشتان را گرفت و چه بد تفسيري براي آيات خدا کرديد و به چه رأي بدي اشاره کرديد! و چه بد عوضي است آن عوضي که از اين کارتان دريافت کرديد! به خدا قسم اين کار براي شما بسيار گران تمام خواهد شد. بار بسيار گراني است و عاقبت بسيار وخيمي در پي دارد. روزي که پرده از اعمال شما برداشته ميشود و آنچه وراء آن است آشکار ميشود، از طرف خدا بدبختيها و گرفتاريهايي براي شما ظاهر خواهد شد که هيچ گمانش را هم نميکرديد و در آن روز است که اهل باطل بسي زيان خواهند کرد.
روشن است که بعد از اينکه به اصطلاح متصدي خلافت کار را به مردم واگذار کرد و گفت من به رأي آنها عمل کردم قاعدتا اگر مردم احساس مسئوليت ميکردند بايد اظهار مخالفت ميکردند به خصوص که حضرت بارها از آنها به خاطر ياري نکردن حق گله کردند. با همه اينها باز هم مردم سکوت کردند و چيزي نگفتند. از اينرو حضرت زهرا سلاماللهعليها مردم را مخاطب قرار دادند و به آنها اعتراض کردند که چه طور شما حرف باطل را ميپذيريد و نسبت به رفتار خلاف حق چشمپوشي و مسامحه ميکنيد؟! بدانيد که سرانجام تبعات اين عمل را خواهيد ديد و روزي پشيمان خواهيد شد که ديگر سودي نخواهد داشت.
ادامه مطلب...
آنچه پيش رو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيتالله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 07/06/89 همزمان با شب نوزدهم ماه مبارک رمضان 1431 قمري ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
فرا رسيدن ايام سوگواري مولي الموحدين اميرالمومنين صلواتاللهعليه را به پيشگاه مقدس وليعصر ارواحنافداه خاضعانه تسليت عرض ميکنيم. اميدواريم خداي متعال در دنيا و آخرت دست ما را از دامان ولايتش کوتاه نفرمايد.
... وَ اصْطَفَاهُ قَبْلَ أَنِ ابْتَعَثَهُ، إِذِ الْخَلَائِقُ بِالْغَيْبِ مَكْنُونَةٌ، وَ بِسَتْرِ الْأَهَاوِيلِ مَصُونَةٌ، وَ بِنِهَايَةِ الْعَدَمِ مَقْرُونَةٌ، عِلْماً مِنَ اللَّهِ تَعَالَى بِمَآيِلِ الْأُمُورِ، وَ إِحَاطَةً بِحَوَادِثِ الدُّهُورِ، وَ مَعْرِفَةً بِمَوَاقِعِ الْمَقْدُورِ، ابْتَعَثَهُ اللَّهُ تَعَالَى إِتْمَاماً لِأَمْرِهِ، وَ عَزِيمَةً عَلَى إِمْضَاءِ حُكْمِهِ، وَ إِنْفَاذاً لِمَقَادِيرِ حَتْمِهِ؛
ترجمه تحت اللفظي اين چند جمله اين است خداي متعال پيغمبر اکرم را برگزيد پيش از آنکه او را مبعوث به رسالت کند، در آن هنگام که خلايق در غيب عالم پوشيده بودند و پردههاي حيرتانگيز آنها را در برگرفته بود و مقرون به نهايت عدم بودند؛ چون خداوند سرانجام کارها را ميدانست و بر حوادث روزگار احاطه داشت و به جايگاه مقدرات آگاه بود، در اين عالم او را مبعوث کرد؛ به خاطر اينکه کارش را به پايان برساند، و به خاطر اينکه تصميم داشت حکمش را اجرا کند، و براي اينکه آن مقدرات حتمي را نافذ و اجرا کند.
ادامه مطلب...

آن چه پيش رو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيت الله مصباح يزدي ( دامت بركاته ) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريــــــــــــــــخ 27/05/90 ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
وَتَحَرَّزْ مِنْ إِبْلِيسَ بِالْخَوْفِ الصَّادِقِ وَإِيَّاكَ وَالرَّجَاءَ الْكَاذِبَ فَإِنَّهُ يُوقِعُكَ فِي الْخَوْفِ الصَّادِقِ
از مفاهيمي كه در تعاليم انبياء به خصوص قرآن كريم و به دنبال آن در روايات اهلبيت صلواتاللهعليهماجمعين روي آنها تأكيد شده و مطالب زيادي در اطراف آنها بيان شده است مفهوم «خوف» و مقابل آن «رجاء» است. نظير بحثي كه درباره حزن داشتيم در خوف هم وجود دارد. گفتيم: امروزه در فرهنگ جهاني، حزن امري بيارزش است و جايگاهي در ارزشهاي انساني ندارد و روانشناسان سعي ميكنند انسان را از غم و اندوه بركنار دارند. نظير اين سخن در خوف هم وجود دارد. من تابلويي ديدم که روي آن از قول اميرالمؤمنين عليهالسلام نوشته شده بود: «بزرگترين گناه ترس است!» من نميدانم منبع اين حديث كجاست، اما معروف است كه در بحثهاي روانشناختي از ترس مذمت ميشود. در علوم تربيتي هم تأكيد ميكنند كه کودک را به گونهاي تربيت کنيد كه از هيچچيز نترسد. اين سخن فيالجمله ميتواند مطلب صحيحي باشد؛ اما ابهام دارد. در مقابل ميبينيم از موضوع خوف و خشيت و معادلهاي آنها در قرآن به عنوان ارزشي مثبت ياد شده و بر آنها تأكيد شده است. غير از آياتي كه واژه خوف صريحا در آنها ذكر شده تقريباً هر جا كلمه تقوا و مشتقات آن ذكر شده، مفهوم خوف هم در آن مندرج است. چون تقوا اين است كه انسان خود را از خطري حفظ كند. «وقاية» يعني خود را نگهداشتن؛ نگه داشتن از خطر يا ضرر. وقتي انسان خود را از چيزي نگه ميدارد كه از ضرر آن بترسد و لذا گاهي كلمه تقوا متعدي به روز قيامت شده است (وَاتَّقُواْ يَوْمًا تُرْجَعُونَ فِيهِ إِلَى اللّهِ)1 همانطور که خوف هم در آيهاي به همين صورت به کار رفته است (يَخَافُونَ يَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ).2 به هر حال جاي هيچ شكي نيست كه در تعاليم اسلامي، خوف و خشيت و مشابههاي آنها، جايگاه خاصي دارند. اکنون اين سؤال مطرح ميشود كه: آيا مفاهيم قرآن با مفاهيم علمي روانشناسي تضاد دارند؟ روانشناسان ميگويند: انسان بايد سعي كند از هيچ چيز نترسد. اما در آيات و روايات بسيار تأكيد شده كه از خدا، از روز قيامت و از عذاب خدا بترسيد. چگونه اين دو جمع ميشوند؟
بسم الله الرّحمن الرّحيم
تفرقه، ابزار دست فتنه جويان
آن چه پيش رو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيت الله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 5/03/89 ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
اختلاف بيانداز و حکومت کن
در جلسات قبل به برخي از روشهاي دشمن در جنگ نرم اشاره کرديم. يکي ديگر از روشهاي فتنه جويان که سابقه بسيار طولاني در تاريخ دارد، سوء استفاده از زمينههاي اختلاف در بين مردم و دامن زدن به اختلافات است؛ حتّي اگر اختلافي نباشد، اختلاف ايجاد ميکنند تا از اين طريق قدرت مقابله مردم با آنها تضعيف شود. با پراکنده شدن نيروهاي فکري، عاطفي، علمي و ساير نيروهايي که يک جامعه در اختيار دارد، زمينه تسلّط دشمن فراهم ميشود. اما اگر همه نيروهاي جامعه در يک جهت متمرکز شد، تسلّط بر چنين نيروي متمرکزي بسيار دشوار ميشود. خوبي اتّحاد و اتّفاق، و بدي اختلاف و پراکندگي مسئلهاي نيست که احتياج به اثبات داشته باشد؛ بلکه همه آنرا ميدانند و قبول دارند. موضع قرآن هم روشن است؛ ميفرمايد: «إِنَّ الَّذينَ فَرَّقُوا دينَهُمْ وَ كانُوا شِيعاً لَسْتَ مِنْهُمْ في شَيْء ...»1 و هم چنين موارد ديگري وجود دارد که به اختلافات مردم اشاره و آنها را نکوهش ميکند و آن را موجب سقوطشان معرفي مينمايد. اصولاً در منابع اسلامي اين مسائل خيلي روشن است و احتياج به توضيح ندارد. آنچه مهم است اين است که بفهميم اختلاف چگونه به وجود ميآيد و چگونه دشمنان از اين اختلاف استفاده ميکنند، تا در درجه اول از به وجود آمدن اختلاف پيشگيري کنيم و در درجه بعد، اگر اختلاف پيش آمد، راه رفع آن را بدانيم. اينها مسائلي است که اهميت دارد.
اختلاف سليقه، امري اجتناب ناپذير
آيا امکان دارد در جامعه اصلاً اختلاف وجود نداشته باشد؟ در اينجا منظور از اختلاف، اختلاف در افکار و رفتار است، و الّا اختلاف در شکل و قيافه و ... لازمه خلقت است. مقصود اين است که آيا امکان دارد در يک جامعه همهي مردم يکسان فکر کنند و همهي افراد يک نوع سليقه و رفتار داشته باشند؟ چنين چيزي شايد عادتاً محال باشد و نمونه آن را ما در هيچ زمان و مکاني سراغ نداريم. تجربه هم به طور واضح اين را نشان ميدهد. از بين بردن اصل اينگونه اختلافات، گرچه عقلاً محال نيست، ولي عادتاً امکان ندارد؛ به فرض هم که امکان داشت، شايد مطلوب نبود. اگر همه يکسان فکر ميکردند، و همه تمايل داشتند که يک نوع کار انجام دهند؛ در اين صورت کارهاي مختلف در جامعه انجام نميشد. رشد فرهنگ جامعه و تمدن بشري، در سايه فعاليتهاي گوناگوني است که با هم انجام ميگيرد. اين فعاليتهاي گوناگون در هم تأثير و تأثر ميگذارند و موجب رشد فکري، صنعتي، رفاهي، اقتصادي و علمي براي بشر ميشوند. پس ريشهکن کردن چنين اختلافاتي مطلوب نيست. ادامه مطلب...
بسم الله الرّحمن الرّحيم
مقابله با فتنه
آن چه پيش رو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيت الله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 26/12/88 ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
لزوم آمادگي براي مقابله با فتنهها
بحث ما پيرامون موضوع فتنه بود. در جلسه اخير اين سؤال را مطرح کرديم که با تصديق به اينکه در آخرالزّمان فتنههائي واقع خواهد شد، تکليف ما در قبال آنها چه خواهد بود؟ اگر کسي تصوّر کند که چون اينها قضاي الهي است، حتماً واقع خواهند شد و ما وظيفهاي نداريم، مثل دانشآموزي است که فکر کند شب امتحان تکليفي ندارد. پيداست که نتيجه چنين امتحاني چه خواهد شد. هر کسي شب امتحان بيشتر از زمانهاي ديگر احساس مسئوليت ميکند، و سعي ميکند از وقت خود بهتر استفاده کند تا در امتحان موفق شود و به هدفش نائل شود. اگر کسي بداند دزد وارد خانهاش شده يا دشمن به پشت دروازههاي شهرش رسيده و بگويد: «دشمن آمده و ديگر چارهاي نيست، بايد تسليم شويم»! مسلماً سخن بسيار جاهلانهاي بر زبان رانده است. اگر کسي بخواهد با اين توجيهات، تنبلي خود را توجيه کند، نه عقل و نه شرع چنين چيزي را نميپسندد؛ به عکس، آنچه از روايات ائمه اطهار ـ عليهم السلام ـ فهميده ميشود و همچنين تاحدودي عقل آنرا درک ميکند، اين است که نه تنها ما در مقابل فتنهها بيتکليف نيستيم، بلکه تکليفي مضاعف داريم.
ادامه مطلب...
![]()
آن چه پيش رو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيتالله مصباحيزدي (دامتبركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 14/07/89 ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
وَ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ مَصْلَحَةً لِلْعَامَّة؛1
در بحث از خطبه حضرت زهرا سلاماللهعليها به اين عبارت رسيديم که حضرت ميفرمايند: «وَ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ مَصْلَحَةً لِلْعَامَّة؛ خداي متعال امر به معروف را به خاطر صلاح عموم مردم واجب کرد.» ما قبلاً درباره اين موضوع چند جلسهاي صحبت کردهايم و مباحث آن جلسات تحت عنوان «بزرگترين فريضه» چاپ شده است. لذا در اينجا در حد اقتضاء اين عبارت چند جملهاي عرض ميکنم. ادامه مطلب...
آن چه پيش رو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيت الله مصباح يزدي (دامتبركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 07/07/89 ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
با توفيق خداي متعال مقداري از خطبه مبارک حضرت زهرا سلاماللهعليها را قرائت کرديم و در حدي که ميسر بود توضيحات مختصري عرض کرديم. به اينجا رسيديم که حضرت در ضمن اشارهاي به مهمترين مباحث معارف اسلامي و نظام ارزشي اسلام، و اشاره به حکمت تشريع آنها ميفرمايند: وَ الصَّبْرَ مَعُونَةً عَلَى اسْتِيجَابِ الْأَجْرِ.
واژههايي که در قرآن و روايات زياد تکرار و روي آن تأکيد ميشود نسبتاً محدودند. يکي از آنها واژه «صبر» است که از واژههاي کليدي در معارف اسلامي است. خداي متعال هم مکرر به پيغمبر اکرم نسبت به صبر تأکيد ميکند و ميفرمايد: فاصْبِرْ كَمَا صَبَرَ أُوْلُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ،1 فَاصْبِرْ ...،2و هم در موارد زيادي به عموم مردم با بيانات مختلف سفارش به صبر ميکند. در سوره عصر ميفرمايد: وَالْعَصْرِ * إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ * إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ. در اين سوره، چهار واژه، واژه کليدي است؛ ايمان، عمل صالح، حق و صبر. روشن است که صبر موضوع مهمي است که در کنار حق، ايمان و عمل صالح ذکر ميشود. ادامه مطلب...
بسماللهالرّحمنالرّحيم
آن چه پيشرو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيت الله مصباح يزدي ( دامت بركاته ) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريــــــــــــــــخ 13/05/90 ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
نصايح امام باقر عليهالسلام به جابر
يَا جَابِرُ أُوصِيكَ بِخَمْسٍ إِنْ ظُلِمْتَ فَلَا تَظْلِمْ وَ إِنْ خَانُوكَ فَلَا تَخُنْ وَ إِنْ كُذِّبْتَ فَلَا تَغْضَبْ وَ إِنْ مُدِحْتَ فَلَا تَفْرَحْ وَ إِنْ ذُمِمْتَ فَلَا تَجْزَعْ يا فَلَا تَحزن؛1
حديثي از امام باقر صلواتاللهعليه را خطاب به جابر بن يزيد جعفي که از اصحاب سرّ امام عليهالسلام بود مرور ميکرديم. ابتدا امام ميفرمايند: «اگر به تو ظلم شد تو به کسي ظلم نکن.» نکتهاي که در اين نصيحت نهفته اين است که گاهي علاوه بر انگيزههاي عادي که براي تجاوز به حقوق ديگران در انسانها پيدا ميشود شرايطي استثنايي پيش ميآيد که انگيزه ظلم را تقويت ميکند و آن وقتي است که انسان مورد ظلم قرار ميگيرد. آن وقت به صورتهاي مختلف درصدد برميآيد که به ديگران ظلم کند. حضرت به جابر تذکر ميدهند که مراقب باش در چنين مواردي ظلم نکني.
بسم الله الرّحمن الرّحيم
انواع فتنه
آن چه پيش رو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيت الله مصباح يزدي - دامت بركاته- در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 28/11/88 ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
در چند جلسه گذشته بحث امتحان و فتنه را مطرح کرديم و بخشي از آيات و و رواياتي که در اين زمينه بود، به اندازهاي که خداوند متعال توفيق داد، را تلاوت کرديم.
توحيد افعالي در فتنهها
گاهي به امتحان، فتنه و الفاظي مشابه آن، گفته میشود. امّا آنطور که از بررسیهاي لغتشناسانه برمیآيد، در اصل ريشه فتنه، به يک معنا، معناي سختي، آشفتگي، گرفتاري و امثال اينها نهفته است؛ ولي ويژگیهائي که در واژه فتنه ملحوظ است و غالباً به ذهن متبادر میشود، در امتحان، اختبار و ابتلا، اين اندازه ملحوظ نيست. اين طور الفاظ که کمابيش با هم مشابهتهائي دارند، و در مقام استعمال برخي از آنها امتيازاتي دارند، را معمولاً با مسامحه، مترادف میگويند.
به هر حال خداي متعال اموري را براي انسان پيش میآورد که انسان بر سر دو راهي قرار گيرد و مجبور باشد يکي را انتخاب کند. اين امور گاهي مستقيماً به خدا نسبت داده میشود، و گفته میشود: خدا اين امور را وسيله امتحان قرار داده است، يا خدا خودش میگويد: ما اينها را فتنه قرار داديم. مثلاً در مورد ناقه ثمود، خداي متعال میفرمايد: «إِنَّا مُرْسِلُوا النَّاقَةِ فِتْنَةً ...»1. وقتي آنها درخواست کردند که ناقه از کوه بيرون بيايد، خداي متعال فرمود: ما اين کار را انجام میدهيم و اين ناقه را بيرون میآوريم؛ ولي اين يک فتنه است؛ يعني وسيله آزمايشي است، که آيا ايمان میآوريد يا لجبازي میکنيد و عناد میورزيد. به هر حال در برخي موارد به طور صريح، خداوند میفرمايد: اين کار ماست و من اينها را فتنه قرار دادم.
ادامه مطلب...
آنچه پيش رو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيتالله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 13/06/89 همزمان با شب بيست و پنجم ماه مبارک رمضان 1431 قمري ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
... فَجَعَلَ اللَّهُ الْإِيمَانَ تَطْهِيراً لَكُمْ مِنَ الشِّرْكِ؛
در بخش دوم اين خطبه حضرت زهرا سلاماللهعليها به مسئوليت سنگيني اشاره فرمودند که هم مسلمانان در آن زمان بر عهده داشتند و هم نسلهاي آينده بر عهده خواهند داشت و آن حفظ ارزشهاي اسلامي در جامعه اسلامي و رساندن پيام اسلام به خارج از مرزهاي دارالاسلام است. سپس فرمودند: «آنچه انجام اين وظيفه را ممکن ميکند تمسک به قرآن کريم است که خدا در آن، آنچه براي سعادت دنيا و آخرت شما لازم است بيان فرموده است.» ونهايتاً در اين بخش حضرت بيست عنوان از مهمترين آموزههاي قرآن را بيان ميفرمايند که با ايمان (جعل الله الإيمان تطهيرا لكم من الشرك) شروع و با حرمتِ شرک (و حرم الشرك إخلاصا له بالربوبية) ختم ميشود. آغاز و انجام اين فهرست خود نشانه مطلب بسيار مهمي است و آن اينکه روح اسلام در واقع پرستش خداي يگانه و اجتناب از هر گونه شرک است و عناوين ديگري که بين اين دو عنوان ذکر شده در واقع اسباب و ابزارهايي براي تحقق اين هدفاند. از اينجا بايد نتيجه گرفت که بدون ايمان انسان به سعادت نميرسد.
ادامه مطلب...
![]()
آن چه پيش رو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيت الله مصباحيزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 19/08/89 ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
وَ الْوَفَاءَ بِالنَّذْرِ تَعْرِيضاً لِلْمَغْفِرَةِ، وَ تَوْفِيَةَ الْمَكَايِيلِ وَ الْمَوَازِينِ تَغْيِيراً لِلْبَخْس؛1
در توضيح فرازهاي خطبه شريف فدکيه به اين جا رسيديم که حضرت زهرا سلاماللهعليها ميفرمايند: وَ الْوَفَاءَ بِالنَّذْرِ تَعْرِيضاً لِلْمَغْفِرَةِ، وَ تَوْفِيَةَ الْمَكَايِيلِ وَ الْمَوَازِينِ تَغْيِيراً لِلْبَخْس. حضرت زهرا سلاماللهعليها در اين قسمت از خطبه به لزوم وفاي به نذر و همچنين به درستفروشي در مقابل کمفروشي اشاره کرده و به بيان حکمت تشريع اين دو حکم ميپردازند. براي توضيح اين دو جمله مقدمه کوتاهي را عرض ميکنم.
علت ارتباط آگاهانه دو موجود باشعور، کسب منعفت، تحقق مصلحت و دستيابي به کمالي براي هر دو يا دستکم براي يکي از آن دو است. نمونه بارز آن، ارتباطات اجتماعي بين انسانهاست که در سايه آن، زندگي مدني و اجتماعي شکل ميگيرد. در سايه زندگي اجتماعي، هزاران نوع برکت مادي و معنوي عايد انسانها ميشود که اگر اين زندگي اجتماعي نبود و بنا بود انسانها به صورت فردي زندگي کنند هيچ يک از اين منافع و مصالح تحقق پيدا نميکرد. براي درک اين منافع، هر کسي کافي است مروري اجمالي بر زندگي خود داشته باشد. انسان از اولين تا آخرين لحظات زندگي دائماً در حال استفاده از ديگران است؛ يا از ديگران چيزي ياد ميگيرد يا بيمار ميشود و به پزشک مراجعه ميکند يا لوازم مورد نياز زندگي را با ديگران تبادل ميکند يا ... . همچنين از اين زندگي منافع معنوي زيادي را کسب ميکند؛ اگر انسان زندگي اجتماعي نداشت دين و احکام خدا را ياد نميگرفت و به دنبال آن ترقي معنوي پيدا نميکرد و آخرتش هم تباه ميشد. پس در واقع اين زندگي اجتماعي است که براي انسان هم خيرات دنيا را فراهم ميکند و هم خيرات آخرت را. پس انسان ناچار است که با انسانهاي ديگر ارتباط داشته باشد. ادامه مطلب...
آن چه پيشرو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيتالله مصباح يزدي ( دامت بركاته ) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريـــــــــــــــــخ 06/11/89 ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
بر اساس آموزهاي که قرآن کريم به ما تعليم ميدهد و سيره پيغمبر اکرم و ائمه اطهارصلوات الله عليهم اجمعين بر آن جاري بوده است يکي از راههاي کسب بصيرت، تأمل در داستان گذشتگان است. سرّ اينکه قرآن کريم به ذکر داستان انبيا و اقوام گذشته اهتمام دارد همين است. از اينرو غالباً در ذيل داستانها ميفرمايد: «إِنَّ فِي ذَلِكَ لَعِبْرَةً لأُوْلِي الأَبْصَارِ»1، «فاعْتَبِرُوا يَا أُولِي الْأَبْصَارِ»2 و ... . همانطور که تاريخ اقوام گذشته براي آيندگان عبرتآموز است بايد تاريخ گذشته مسلمانان هم براي مسلمانان آينده به طور خاص مايه عبرت باشد؛ بلکه انسان بايد از گذشته خودش هم عبرت بگيرد. به ما دستور داده شده که هر روز اعمالتان را محاسبه کنيد؛ «لَيْسَ مِنَّا مَنْ لَمْ يُحَاسِبْ نَفْسَهُ فِي كُلِّ يَوْم؛3 کسي که هر روز خود را مورد محاسبه قرار ندهد از ما نيست.» اين دستور براي اين است که انسان ببيند روزي که گذشت چه کارهايي انجام داده، کدام درست و کدام اشتباه بوده است و سعي کند اشتباهاتش را تکرار نکند. اين عمل همان عبرت گرفتن از گذشته خود است. از مهمترين حوادثي که در تاريخ صدر اسلام اتفاق افتاد و براي ما مايه عبرت است داستاني است که بعد از رحلت پيغمبر اکرمصلي الله عليه وآله اتفاق افتاد؛ اتفاقي سرنوشتساز که در مسير آينده مسلمانان نقشي بسيار اساسي داشت. از اينرو ضرورت دارد که انسان با دقت در اين باره بيانديشد که اين حادثه چگونه اتفاق افتاد و کجاي آن اشتباه بود و سعي کند آن اشتباه را تکرار نکند. ادامه مطلب...
بسماللهالرّحمنالرّحيم
آن چه پيش رو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيت الله مصباح يزدي ( دامت بركاته ) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريــــــــــــــــخ 15/05/90 ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
از سرزنش ديگران محزون نشو!
در شبهاي گذشته روايتي از امام باقر عليهالسلام را از تحفالعقول نقل کرديم که به جابر فرمودند: «من تو را به پنج چيز سفارش ميکنم؛ إِنْ ظُلِمْتَ فَلَا تَظْلِمْ وَ إِنْ خَانُوكَ فَلَا تَخُنْ وَ إِنْ كُذِّبْتَ فَلَا تَغْضَبْ وَ إِنْ مُدِحْتَ فَلَا تَفْرَحْ؛»1 اين چهار جمله را در شبهاي گذشته تا حدي که خداي متعال توفيق داد توضيح داديم. اما نصحيت پنجم حضرت اين است که ميفرمايند: وَ إِنْ ذُمِمْتَ فَلَا تَجْزَعْ. اين جمله پنجم را خود حضرت مقداري توضيح ميدهند. ميفرمايند: وَ إِنْ ذُمِمْتَ فَلَا تَجْزَعْ وَ فَكِّرْ فِيمَا قِيلَ فِيكَ فَإِنْ عَرَفْتَ مِنْ نَفْسِكَ مَا قِيلَ فِيكَ فَسُقُوطُكَ مِنْ عَيْنِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ عِنْدَ غَضَبِكَ مِنَ الْحَقِّ أَعْظَمُ عَلَيْكَ مُصِيبَةً مِمَّا خِفْتَ مِنْ سُقُوطِكَ مِنْ أَعْيُنِ النَّاسِ وَ إِنْ كُنْتَ عَلَى خِلَافِ مَا قِيلَ فِيكَ فَثَوَابٌ اكْتَسَبْتَهُ مِنْ غَيْرِ أَنْ يَتْعَبَ بَدَنُكَ؛ اگر کسي درباره تو بدگويي کرد بيتابي نکن! بنشين فکر کن که آيا اين حرفها واقعيت دارد يا دروغ است. اگر ديدي واقعيت دارد نبايد ناراحت شوي. اگر ناراحت شوي در واقع از مطلب حقي ناراحت شدهاي و اين ناراحتي، تو را از نظر خدا مياندازد. انساني که از حق ناراحت ميشود پيش خدا ارزشي ندارد. اما اگر آنچه درباره تو گفتند واقعيت ندارد بدان که در مقابل آن مذمت، ثوابي رايگان در نامه عمل تو مينويسند. پس باز هم جاي ناراحتي ندارد.
![]()
آن چه پيش رو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيت الله مصباح يزدي ( دامت بركاته ) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 08/10/89 ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
يَكْسِرُ الْأَصْنَامَ، وَ يَنْكُثُ الْهَامَ، حَتَّى انْهَزَمَ الْجَمْعُ وَ وَلَّوُا الدُّبُرَ، حَتَّى تَفَرَّى اللَّيْلُ عَنْ صُبْحِهِ، وَ أَسْفَرَ الْحَقُّ عَنْ مَحْضِهِ، وَ نَطَقَ زَعِيمُ الدِّينِ، وَ خَرِسَتْ شَقَاشِقُ الشَّيَاطِينِ، وَ طَاحَ وَشِيظُ النِّفَاقِ، وَ انْحَلَّتْ عُقَدُ الْكُفْرِ وَ الشِّقَاقِ، وَ فُهْتُمْ بِكَلِمَةِ الْإِخْلَاصِ فِي نَفَرٍ مِنَ الْبِيضِ الْخِمَاصِ، وَ كُنْتُمْ عَلى شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ، مُذْقَةَ الشَّارِبِ، وَ نُهْزَةَ الطَّامِعِ، وَ قَبْسَةَ الْعَجْلَانِ، وَ مَوْطِئَ الْأَقْدَامِ، تَشْرَبُونَ الطَّرْقَ، وَ تَقْتَاتُونَ الْقد، أَذِلَّةً خَاسِئِينَ، تَخافُونَ أَنْ يَتَخَطَّفَكُمُ النَّاسُ مِنْ حَوْلِكُم؛
در توضيح خطبه مبارک حضرت زهرا سلاماللهعليها به اين بخش رسيديم که حضرت مردم حاضر در مسجد را مورد خطاب قرار ميدهند و خود را معرفي ميکنند. از قرائن معلوم ميشود قبلا به مردم اعلام شده بود که قرار است ايشان به مسجد تشريف بياورند و صحبت کنند. مردم جمع بودند و منتظر. خانمها هم در پشت پرده در کنار حضرت بودند. حضرت خطاب به حضار شروع به خطبه کردند: أيها الناس اعلموا أني فاطمة و أبي محمد ... . در چينش بخشهاي اين خطبه نکتههاي روانشناختي بسيار دقيقي رعايت شده است و کساني که با اين مسائل آشنا هستند رموز اين بيانات و راز اين ترتيب را بهتر ميتوانند درک کنند.
ادامه مطلب...
![]()
آن چه پيشرو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيت الله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 10/09/89 ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
فَاتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ وَ لا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ، وَ أَطِيعُوا اللَّهَ فِيمَا أَمَرَكُمْ بِهِ وَ نَهَاكُمْ عَنْهُ وَابتغُوا العِلمَ وَ تَمَسَّکُوا بِه فَإِنَّهُ إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ.
موضوع بحث ما خطبه فدکيه بود که اين خطبه به چند بخشِ نسبتاً متمايز تقسيم ميشود. يک بخش از آن به حمد و ستايش خداي متعال و ذکر پيامبر اکرم صلياللهعليهوآله اختصاص دارد. در بخش دوم حضرت حاضرين را مخاطب قرار داده و ابتدا موقعيت اصحاب پيغمبر و مسئوليت عظيمي که بر عهده آنان است را گوشزد ميفرمايند و به دنبال آن، سرفصلهايي از مهمترين دستورات اسلام را يادآور ميشوند. در ضمن به حکمت تشريع آنها هم اشارهاي ميفرمايند.
ادامه مطلب...
بسم الله الرّحمن الرّحيم
فتنه گران و وحدت
آن چه پيش رو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيت الله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 12/03/89 ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
ايجاد اختلاف در دين، شرک است
در جلسات گذشته مباحثي پيرامون موضوع فتنه عرض کرديم و در چند جلسه اخير به بررسي روشهاي فتنه جويان براي رسيدن به اهدافشان، پرداختيم. عرض شد: يکي از اين روشها که از دير باز همه شياطين از آن استفاده ميکردهاند، ايجاد اختلاف و تفرقه است. طبعاً در مقابل اين روش، بايد به ضدّ آن متوسل شد؛ يعني بايد سعي کنيم که بين مسلمين وحدت و اتّفاق ايجاد کنيم و از عواملي که موجب اختلاف و دشمني ميشود، پرهيز کنيم. اين نکتهاي است که در قرآن کريم به صورتهاي مختلف مورد تأکيد قرار گرفته است. در چندين آيه کساني که در دين، اختلاف ايجاد ميکنند، به صورت بسيار تندي مذمّت شدهاند؛ حتّي در آيه 31 و 32 از سورهي روم ميفرمايد: «... وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ * مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ ...»؛ در اين آيه در وصف مشرکين ميفرمايد: اينان کساني هستند که در دين تفرقه ايجاد کردند. اينکه چطور به کسي که تفرقه ايجاد ميکند، اطلاق مشرک ميشود، نياز به توضيح دارد. مجال بحث تفصيلي در اين مورد نيست؛ اجمالاً بايد گفت: شرک در اينجا، شرک در خالقيت نيست؛ بلکه منظور شرک در ربوبيت تشريعي يعني شرک در قانونگذاري است. اگر در مقابل قانون خدا، قانوني وضع شود، اين عمل شرک در ربوبيت تشريعي است. کار کساني که در دين اختلاف ايجاد ميکنند اين است که اموري را مطرح ميکنند که غير از ديني است که خدا نازل کرده است؛ بدعتهايي را مطرح و اموري را از دين حذف ميکنند و اين شرک در تشريع است. ادامه مطلب...

آن چه پيش رو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيت الله مصباح يزدي ( دامت بركاته ) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 07/02/90 ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
در جلسه گذشته گفتيم که: حضرت زهرا سلاماللهعليها رو به انصار ميکنند و ابتدا کارهاي خوب آنها و سابقه درخشاني که در اسلام داشتند را يادآور ميشوند و ميفرمايند: «شما بوديد که اسلام را ياري کرديد، با دشمنان اسلام جنگيديد و آوارگان را پناه داديد.» بعد از آن با زبان ملامت ميفرمايند: شما با داشتن چنين سوابق درخشاني چه شد که اکنون دست از ياري ما کشيديد و ما را رها کرديد؟ چه شد که عهد و پيماني که بسته بوديد فراموش کرديد؟ حضرت زهرا سلاماللهعليها پس از اين فرازها ميفرمايند: ألا وقد أرى أن قد أخلدتم إلى الخفض؛ ميبينم که شما به تنآسايي رو آوردهايد. وأبعدتم من هو أحق بالبسط والقبض؛ و آن کسي که سزاوار اصلاح امور بود يعني اميرالمؤمنين سلاماللهعليه را دور کرديد. وخلوتم بالدعة؛ و راحتطلبي را پيشه خود ساختهايد. ونجوتم من الضيق بالسعة؛ و براي رهايي از تنگناها و خستگيها به بيخيالي و راحتطلبي پناه بردهايد. فمججتم ما وعيتم؛ پس آنچه را فروبرده بوديد برگردانديد. گويا چيزي را که خورده بوديد استفراغ کرديد. ودسعتم الذي تسوغتم؛ و آن شربت گوارايي را که آشاميده بوديد برگردانديد. بعد آيه هشتم از سوره ابراهيم را اقتباس و استشهاد ميکنند و ميفرمايند: فـ «إِنْ تَكْفُرُوا أَنْتُمْ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً فَإِنَّ اللَّهَ لَغَنِيٌّ حَمِيد». حضرت در خلال کلماتشان هشدارهاي کوبندهاي ميدهند و آياتي که به کفار و مشرکين مربوط است را شاهد ميآورند و با اين کار ميخواهند به اين نکته اشاره کنند که سرانجام کار شما با اين رفتاري که در پيش گرفتهايد به کفر و شرک ميانجامد و بدانيد که اگر شما و همه مردم روي زمين کافر شويد خدا از شما بينياز است و بر دامن کبريايش گردي ننشيند. گمان نکنيد با اين کارتان به خدا و اولياي او ضرر ميزنيد؛ بلکه ضرر آن به خودتان ميرسد. ادامه مطلب...
آنچه پيش رو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيتالله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 26/05/89 همزمان با شب هفتم ماه مبارک رمضان 1431 قمري ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
براي صحبت پيرامون خطبه شريف زهرا سلاماللهعليها روشي را انتخاب ميکنيم که نه آنقدر طولاني شود که زمان زيادي را بگيرد و نه خيلي به اجمال بگذريم و حق مطلب ادا نشود. از خدا ميخواهيم توفيق دهد که اين خطبه شريف را با روش معتدل و ميانهاي توضيح دهيم.
خطبه مبارک حضرت زهرا سلاماللهعليها به حسب نقل متضافر با اين جملات شروع ميشود: الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَى مَا أَنْعَمَ وَ لَهُ الشُّكْرُ عَلَى مَا أَلْهَمَ وَ الثَّنَاءُ بِمَا قَدَّمَ.1 مبتداي جمله اول حمد، مبتداي جمله دوم شکر و مبتداي جمله سوم ثناست. اجمالاً فرقي که ميتوان بين اين سه گذاشت اين است که ثناء مفهوم عامتري از همه اينهاست. در عربي براي هر مدح و ستايشي ميتوان ثناء را به کار برد؛ خواه ممدوح عاقل باشد يا عاقل نباشد و خواه حيات داشته باشد يا جماد باشد، و نيز خواه براي کار اختياري باشد يا غير اختياري، براي همه اينها مي توان از تعبير ثناء استفاده کرد؛ اما حمد در جايي گفته ميشود که کاري خوب از فاعلي با شعور و مختار صادر شود؛ خواه آن کار سودي به حال حمدکننده داشته باشد يا نداشته باشد؛ ولي شکر اخص از حمد است؛ يعني ثنايي است که براي کسي که کار خوبي انجام بدهد و نتيجه آن کار خوب عايد ستايشگر شود، بکار ميرود.
آن چه پيشرو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيت الله مصباح يزدي ( دامت بركاته ) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 13/11/89 ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
فرارسيدن سالروز رحلت پيامبر عظيمالشأن اسلام صلياللهعليهوآله را به پيشگاه مقدس وليعصر ارواحنافداه و جانشين شايستهشان مقام معظم رهبري و همه علاقهمندان به اهلبيت عليهمالسلام تسليت عرض ميکنم. از خداي متعال درخواست ميکنيم که در دنيا و آخرت دست ما را از دامان اين خانواده کوتاه نفرمايد. رحلت پيغمبر اکرم از يک نظر بزرگترين مصيبتي است که در عالم تحقق پيدا کرده است. مصيبت يعني محروميت از نعمت و رحمت و هر قدر آن نعمتي که از آن محروم ميشويم بزرگتر باشد مصيبت بزرگتر خواهد بود. در عالم وجود، نعمتي بزرگتر از وجود مقدس پيغمبر اکرم صلياللهعليهوآله براي انسانها وجود ندارد. خدا او را رحمةللعالمين ناميده است؛ پس فقدان آن بزرگوار بزرگترين مصيبتي است که بر انسانيت وارد شده است.
ما ميدانيم وقتي در جامعه ما يک شخصيت بزرگ و با برکتي از دنيا برود مردم چه حالي پيدا ميکنند. اما سؤال اينجاست که با رحلت بزرگترين رحمت الهي از ميان بشر آيا حقِ او آن طور که شايسته بود ادا شد؟ متأسفانه تاريخ نشان ميدهد که اين انتظار برآورده نشد. بايد علت اين برخورد، هم از لحاظ تاريخي بررسي شود و هم مورد تحليل واقع شود. يکي از علل اين امر اين بود که خود پيغمبر اکرم صلياللهعليهوآله قبل از رحلتشان به امر خداي متعال لشکري را به فرماندهي اسامه ترتيب دادند و اصرار کردند که مردم با اسامه از مدينه خارج شوند و اين تمهيدي بود که خداي متعال تدارک ديده بود تا بعد از رحلت پيغمبر فتنهاي واقع نشود و جانشيني اميرالمؤمنين تثبيت شود. اما عدهاي دائما در تماس بودند تا به محض رحلت رسول اکرم برگردند و همين کار را هم کردند. به هر حال قاعدتا ميبايست کساني که در مدينه بودند وقتي که ميديدند حال پيغمبر عادي نيست و احتمالاً ساعات آخر زندگيشان است جمع شوند و محزون و گريان باشند همانند آنچه که درمورد شهادت اميرالمؤمنين سلاماللهعليه اتفاق افتاد. در اينجا جاي سؤال بزرگي است که چرا چنين نشد؟! تفسيرهاي مختلفي هم براي آن شده است مثلاً بعضي گفتهاند: «مسلمانان نگران بودند که بعد از رحلت پيغمبر در جامعه اسلامي اختلاف پيش بيايد و خلأ رهبري موجب ضعف مسلمين شود. از اين رو جمع شدند که زودتر براي پيغمبر جانشين تعيين کنند تا جامعه دچار خلأ رهبري نشود!» اين خوشبينانهترين تفسيري است که براي اين جريان کردهاند؛ اما بعيد است که قابل قبول باشد. چراکه در واقع اصلا خلأ رهبري وجود نداشت. هفتاد روز پيش پيغمبر علي را بر سر دست بلند کرده و فرموده بود: من کنت مولاه فعلي مولاه. خلأيي وجود نداشت؛ ابهامي نبود. ولي آنها يا فراموش کرده بودند يا انگيزههاي ديگري داشتند که ما در مقام قضاوت درباره رفتار آنها نيستيم و فقط ميخواهيم به اجمال بگوييم چه اتفاقي افتاد. آنچه اتفاق افتاد اين بود که: هنوز جنازه پيغمبر روي زمين بود و هنوز جسم مطهرش غسل داده نشده بود که عدهاي در سقيفه جمع شدند و با يکي از مهاجرين به عنوان خليفه بيعت کردند.
به فرض که آنها با حسن نيت و از روي فراموشي اين کار را کرده باشند اما وقتي خبر به اميرالمؤمنين سلاماللهعليه رسيد فرمود: «به چه دليل به اين شکل جانشين پيغمبر را تعيين کردند؟» گفتند: «ميگويند ما از نزديکان پيغمبريم!» حضرت فرمود: «مگر کسي از من به پيغمبر نزديکتر هست؟! چه طور اسمي از من برده نشد؟!» به دنبال اين جريان اتفاقات ديگري هم رخ داد که زياد شنيدهايد. بر در خانه اميرالمؤمنين عليهالسلام جمع شدند و ايشان را با اکراه براي بيعت گرفتن به مسجد بردند، و حوادثي اتفاق افتاد که اگر آنچه در تواريخ آمده درست باشد – ظاهرا هم درست است – خيلي حوادث ناگواري بوده به طوري که به هيچ وجه از مسلمانان انتظار چنين برخوردي با خاندان پيغمبر نميرفت. در اين جريانات اميرالمؤمنين سلاماللهعليه، هم در مسجد با مردم اتمام حجت کردند و هم به در خانههايشان ميرفتند و سفارشات پيامبر و بيعتي را که با ايشان کرده بودند به يادشان ميآوردند. بالاخره قضيه خلافت خليفه اول تثبيت شد و خاندان پيغمبر هم به خاطر جلوگيري از شکاف در بين مسلمانان و سوء استفاده دشمنان، غير از آن احتجاجاتي که حجت را بر مردم تمام ميکرد، اقدامي انجام ندادند و دست به شمشير نبردند. اگر اهلبيت در آن مقطع زماني دست به اقدامات عملي ميزدند طولي نميکشيد که ديگر اثري از اسلام باقي نميماند.
دستگاه حکومت پس از تثبيت خلافت به کارهاي حکومتي روي آورد. بنابر نقلي آنها مسأله را از اينجا شروع کردند که نزد اميرالمؤمنين عليهالسلام آمدند و مثلا به عنوان مشورت گفتند: «خلافت ديگر تثبيت شده؛ اما به نظر شما با اموالي که پيش از اين در دست پيغمبر اکرم بود چگونه بايد رفتار شود؟!» ايشان هم فرمودند: «بايد همانطور عمل شود که خود پيغمبر عمل ميکرد.» گفتند: «پس اموال خيبر چه ميشود؟» سؤال از اموال خيبر خصوصيتي داشت. ما در اسلام يک حکمي داريم به اين مضمون که اگر دشمن اسلام خودش در مقابل حاکم اسلامي تسليم شود و اموالش را رها يا واگذار کند اين اموال بين مسلمين تقسيم نميشود؛ بلکه اين اموال به خود پيغمبر اکرم اختصاص دارد و ايشان اختيار دارد هر طور که مصلحت ميداند با آن رفتار کند. خداوند متعال در سوره حشر آيه 6 ميفرمايد: «فَمَا أَوْجَفْتُمْ عَلَيْهِ مِنْ خَيْلٍ وَلَا رِكَابٍ وَلَكِنَّ اللَّهَ يُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلَى مَن يَشَاء؛ اموالي هست که خدا به شما برگرداند اما شما براي به دست آوردن آن، لشکري نکشيديد و جنگي نکرديد بلکه صاحبان آن اموال آنها را به شما واگذار کردند. اين اموال اختصاص به خدا و پيغمبر دارد و ساير مردم در آن حقي ندارند.» شأن نزول اين آيه قلعههاي خيبر و روستاهاي وابسته به آن از جمله روستاي فدک است. خليفه اول و دوم آمدند پيش اميرالمؤمنين سلاماللهعليه و گفتند: «تکليف اين اموال چيست؟» حضرت فرمودند: «هر کاري خود پيغمبر ميکرد حالا هم بايد همان کار را انجام دهيد.» گفتند: «پس فدک چه ميشود؟!» فدک هم از جمله همين اموال بود که پيغمبر اکرم آن را به حضرت زهرا واگذار کرده بود و همه مردم اين را ميدانستند و بعد از رحلت پيغمبر اکرم هم عامل و مباشر حضرت زهرا سلاماللهعليها در آنجا مشغول کار بود. حضرت علي عليهالسلام فرمودند: «اينها را پيغمبر به حضرت زهرا واگذار کردهاند و اينها مال ايشان است.» گفتند: «خير، اينها مال بيتالمال است و بايد به بيتالمال برگردد!» رفتند و عامل حضرت زهرا را از آنجا بيرون کردند و فدک را تصرف کردند. برادران ما از اهلتسنن اين قضيه را اينجور تفسير ميکنند که اينها مصلحت اسلام را در اين ميدانستند، يا اعتقاد داشتند که تصرفات پيغمبر در زمان خودش اعتبار داشته و بعد از ايشان هر که جانشين ميشود اختيار دارد که هر طور صلاح ميداند رفتار کند.
کل حيات حضرت زهرا سلاماللهعليها بعد از رحلت پيغمبر 75روز يا 95روز بود. به حسب نقلهايي که در تواريخ شده – شايد جامعترينشان همان شرح ابنابيالحديد باشد – در اين فرصت چند نوع فعاليت انجام گرفت. در يک جلسه چند نفري که خليفه اول و خليفهاي که بنا بود بعدا خليفه دوم شود حضورداشتند، حضرت زهرا در حضور جمع دادخواهي کردند که: «شما چرا عامل مرا از فدک بيرون کرديد؟» گفتند: «فدک بيتالمال است و ميخواهيم آن را صَرف مصالح مسلمين کنيم!» حضرت فرمودند: «ميدانيد که اينها را پيغمبر اکرم به من بخشيدند و نحله من است و ديگران حقي در آن ندارند.» گفتند: «نه، اموال عمومي و بيتالمال است و ما مصلحت ميدانيم که صرف مصالح جامعه اسلامي شود. اگر شما ادعا ميکنيد که اين مزرعه را پدرتان به شما بخشيده است شاهد بياوريد!» حضرت زهرا سلاماللهعليها گفتند: «اگر مالي در دست مسلماني باشد و من ادعا کنم که اين مال من است، شما از من شاهد ميخواهيد يا از آن مسلمان؟ من ذواليد هستم و کسي که عليه ذواليد ادعا ميکند بايد شاهد بياورد.» قانون قضاي اسلامي (بلکه قانون قضا در همه جاي دنيا) اين است که وقتي مالي در دست کسي است، اگر کسي ديگر ادعايي عليه آن مال دارد، آن مدعي بايد شاهد بياورد. ايشان باز براي اتمام حجت، اميرالمؤمنين سلاماللهعليه و امايمن را به عنوان شاهد آوردند. اما آنها گفتند: علي يک شاهد است و امايمن هم زن است و يک زن براي شهادت کافي نيست! باز اينجا قواعد قضاوت اقتضا ميکند که اگر يکي از دو شاهد زن بود به جاي يک شاهد ديگر بايد قسم خورد. ولي آنها با تعبيرات نابهجايي با حضرت برخورد کردند.
بار ديگر بين شخص خليفه اول به تنهايي و حضرت زهرا سلاماللهعليها گفتوگويي انجام ميگيرد. حضرت خصوصي با ايشان صحبت ميکنند و غير از اينکه ميگويند: «من ذواليد هستم و نبايد شاهد بياورم با اين حال علي را شاهد آوردم،» ميفرمايند: «گاهي پيغمبر اکرم در بعضي از قضايا شهادت يکي از صحابهاي که خيلي مورد اعتماد بود را به جاي دو شهادت قبول ميکردند. حالا شما علي و امايمن را به جاي دو شاهد قبول نميکنيد؟» خليفه در مقابل اين منطق متأثر شد و نامهاي نوشت که اين ملک متعلق به حضرت زهرا سلاماللهعليهاست. اما در بين راه شخص ديگري آن نامه را گرفت و پاره کرد و به حضرت زهرا سلاماللهعليها هم جسارت کرد. اين جريان هم گذشت و مثل مسأله خلافت به جايي نرسيد.
کساني تصور کردهاند که نگراني حضرت زهرا سلاماللهعليها فقط از اين بود که از درآمد فدک محروم شوند! اين طرز فکر جفاي به حضرت زهراست. تمام اموال عالم در مقابل چشم حضرت زهرا با يک تل خاکستر فرقي نميکند. قطعا قضيه اين نبوده است. آنچه که اهلبيت پيغمبر سلاماللهعليهم را رنج ميداد اين بود که با اين رفتارها احکام اسلام زير پا گذاشته ميشود؛ احکامي که صريحا در قرآن ذکر شده است، همانطور که بيعتي را که پيغمبر براي امامت اميرالمؤمنين از مردم گرفته به طاق نسيان سپردند کأنه چيزي نبوده است. در روايات آمده است که وقتي آيه شريف وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ1 نازل شد پيغمبر آن مال را به حضرت زهرا واگذار کردند، ولي اکنون برخلاف دستور پيغمبر و بر خلاف نص قرآن رفتار ميشود. به علاوه خود اصول دادرسي قوانين اسلام تدريجا دارد از بين ميرود. اگر اين طور ادامه پيدا کند به کجا منتهي خواهد شد؟ اگر در مقابل اين حرکتي که شروع شده مبارزه نشود به کفر منتهي ميشود و ديگر چيزي از اسلام باقي نميماند. نگراني اين خاندان از اين امور بود. اميرالمومنين عليهالسلام در نامهاي به عثمانبنحنيف به همين نکته اشاره ميکنند و ميفرمايد: «از اين دنياي عظيم در دست ما جز فدک چيزي نبود. بعضيها راضي بودند به اينکه در دست ما باشد ولي کساني نخواستند.» بعد ميفرمايند: «وما اصنع بفدک وغير فدک؛ مرا با فدک و غير فدک چه کار؟» مسأله اين بود که با اين جريان سياسي حاکم مقابله شود، و براي مردم حجت تمام شود، و مردم بفهمند که اينها صلاحيت حکومت را ندارند، و منصب خلافت الهي بايد به دست معصوم باشد.
اگر بخواهيم داستان سقيفه را به زبان ادبيات امروز بيان کنيم بايد بگوييم: اولين قدمي که در عالم اسلام براي سکولاريزه کردن جامعه اسلامي برداشته شد در سقيفه بود؛ سقيفه طرحي براي تفکيک دين از سياست بود. آنها ابايي نداشتند که گاهي مسأله شرعي را از علي بپرسند، و در دوران خلافت خلفا هم اين کار را ميکردند، و ابايي هم نداشتند که بگويند: «ما احکام اسلام را بلد نيستيم و بايد از شما ياد بگيريم!» اما از اينکه خاندان پيامبر در مسند قدرت بنشينند و حکم صادر کنند ابا داشتند. اين تفکيک که حکومت براي عدهاي و احکام دين براي عدهاي ديگر يعني چه؟ اين همان مبناي سکولاريزم است. در زمان ما نيز کساني هستند که با داشتن پست و مقام در همين نظام جمهوري اسلامي همين نظر را دارند. اينان يا اصل ولايتفقيه را قبول ندارند يا به عنوان يک مقام تشريفاتي با آن برخورد ميکنند و حکم او را لازم الاجراء نميدانند. آنها ميگويند: «ما خيلي بهتر از او ميفهميم. او بايد از ما اطاعت کند!» برخورد مسلمانان با دختر پيغمبر براي ما عجيب است اما اگر در زمان خودمان دو سال به عقب برگرديم وقايعي از آن سنخ را ميبينيم؛ ميبينيم که در روز عاشورا با عزاداران سيدالشهدا چه برخوردي کردند؛ چه کساني دستور دادند و چه کساني راضي به اين عمل بودند؛ و چه کساني هنوز هم حاضر نيستند از آنها تبري بجويند و آنها را محکوم کنند. البته بايد اقرار کرد که مردم ما بسيار فهميدهتر از مردم آن عصر هستند. آنها با يک مغالطات جزئي مسير تاريخ را عوض ميکردند و با جعل يک حديث که نحن الانبيا لانورث ما ترکناه صدقة فريب ميخوردند.
بالاخره کار داستان فدک به اينجا رسيد که مسأله نحله بودن و بخشش پيغمبر بودن فراموش شد و مانند مسأله خلافت پروندهاش بسته شد. حضرت زهرا سلاماللهعليها که ميدانستند چند روز ديگري بيشتر در دنيا نيستند دنبال فرصتي بودند تا کاري کنند که هر چه بيشتر مباني اسلام تقويت و تثبيت شود. از اينرو حضرت از راه ديگري باز مسأله را دنبال کردند و گفتند: «حال که قبول نميکنيد که فدک بخشش پيغمبر بوده، حتما قبول داريد که فدک مال پيغمبر بوده است. اين مسأله صريح قرآن است و نميتوانيد آن را انکار کنيد. حال که چنين است من دختر و وارث پيغمبرم؛ بنابراين بايد فدک به من منتقل شود.»
خيليها اينجا امر برايشان مشتبه شده و گفتهاند: «ما نفهميديم بالاخره حضرت زهرا مدعي هستند که فدک نحله است يا ارث!» جواب اين است که حضرت براي مقابله با آن دستگاهي که صلاحيت خلافت نداشت از دو راه وارد شدند. ابتدا مسأله نحله بودن فدک را مطرح کردند تا به همه بفهمانند که آنها يا اصلا احکام خدا را بلد نيستيد بنابراين نميتواند جاي پيغمبر بنشيند، يا عمدا ميخواهند با حکم خدا مخالفت کنند که در اين صورت به طريق اولي چنين صلاحيتي ندارند. بعد از اينکه پرونده نحله بسته شد، حضرت براي رسيدن به هدف از راه ديگري وارد شدند و ادعاي ارث کردند. اگر توفيقي بود دنباله مطلب را در جلسه بعد پيميگيريم.
وصلياللهعليمحمدوآلهالطاهرين.
1 . اسراء، 26.
ادامه مطلب...آن چه پيش رو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيتالله مصباح يزدي (دامتبركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 21/07/89 ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
وَ بِرَّ الْوَالِدَيْنِ وِقَايَةً مِنَ السُّخْطِ وَ صِلَةَ الْأَرْحَامِ مَنْسَأَةً فِي الْعُمُرِ وَ مَنْمَاةً لِلْعَدَد؛1
ترجمه تحت اللفظي اين فقره از خطبه صديقه کبري فاطمه زهرا سلاماللهعليها اين است که «خداي متعال نيکي به والدين را واجب فرمود تا از غضب او جلوگيري کند و پيوند با خويشاوندان را واجب کرد تا هم عمرتان طولاني شود و هم بر تعدادتان افزوده شود». موضوع اين دو جمله احسان به والدين و صله رحم است. اين دو تکليف بسيار به هم نزديک و مربوطاند.
همه ما ميدانيم که در اسلام به اين دو موضوع فوقالعاده اهميت داده شده است. خداي متعال در چند مورد در قرآن کريم ابتدا به پرستش خودش امر ميفرمايد و بعد احسان به والدين را اضافه ميکند؛ وَ قَضَى رَبُّكَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا.2 گويا بعد از انجام وظيفه بندگي نسبت به خداي متعال چيزي واجبتر از رسيدگي به پدر و مادر نيست. اين تعبير خيلي تعبير عجيب، رسا و هشداردهندهاي است. در آيه مشابهي ميفرمايد: «أَنِ اشْكُرْ لِي وَلِوَالِدَيْكَ؛3 شکر من را و پدر و مادرت را به جاي آور.» نميفرمايد: مرا شکر کن و پدر و مادرت را هم شکر کن؛ بلکه «لي» و «لوالديک» را به هم عطف ميکند و با يک امر بيان ميفرمايد. از اين آيات و صدها روايت، اهميت اين تکليف از لحاظ شارع مقدس اسلام کاملاً روشن ميشود. با تعبيري مشابه اين تعبير ـ البته مقداري نازلتر ـ در مورد خويشاوندان ميفرمايد: «وَاتَّقُواْ اللّهَ الَّذِي تَسَاءلُونَ بِهِ وَ الأَرْحَامَ؛4 تقواي الهي داشته باشيد؛ همان خدايي که او را در روابطتان مورد قسم قرار ميدهيد و وقتي از کسي چيزي ميخواهيد ميگوييد: تو را به خدا! اين کار را انجام بده، يا براي اثبات امري نام او را ميبريد؛ خدايي که اين قدر براي خود شما مقدس است بايد مواظب باشيد که حقش را ادا کنيد.» بعد ميفرمايد: وَ الأَرْحَامَ؛ يعني حق خدا را رعايت کنيد و بعد حق خويشاوندان را. اين مقارنت خيلي معنادار است. ادامه مطلب...

آن چه پيشرو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيت الله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 25/03/90 ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
سالي که گذشت را با خطبه حضرت زهرا سلاماللهعليها گذرانديم و در دو جلسه اخير درباره فرمايشات آن حضرت براي زنان مدينه که به عيادت ايشان آمده بودند گفتگو کرديم. حضرت زهرا سلاماللهعليها بعد از بيان مواعظ و روشنگريها احساس کردند که اين سخنان تأثيري در مردم ندارد و آنها اين مواعظ را جدي نميگيرند. از اين رو آخرين تير ترکش را به کار گرفتند که انذار به عواقب سوء دنيوي يک عمل است. در روشهاي ارشاد و تبليغ ابتدا بهترين روشي که ميتواند توجه افراد را جذب کند «بشارت» است. رسولان الهي ابتدا براي مردم رسلا مبشرين1 هستند كه آثار خوبي را که بر ايمان و عمل صالح و پيروي از دين حق مترتب ميشود ذکر ميکنند. بعد از اين بشارتها مهمترين عاملي که ميتواند اثرگذار باشد انذار از عذابهاي اخروي است. اما براي افراد ضعيفالايمان انذارهاي اخروي هم چندان اثري نميکند. آخرين نکتهاي که ميتواند در وجود اين گونه افراد اثر کند انذار از آثار سوء دنيوي معصيت است. چون اثر ترساندن از گرفتاريهاي دنيا در افراد ضعيفالايمان بيشتر از ترساندن از عذابهاي اخروي است. اين بود که حضرت زهرا سلاماللهعليها در آخر فرمايشاتشان براي زنان مدينه فرمودند: شما! هم آنچه ميخواستيد انجام داديد و هم از اين عمل خود خوشنود هستيد. اما بدانيد به زودي به جاي شير گوارا خون تازه خواهيد دوشيد و کساني بر شما مسلط خواهند شد که هيچ رحمي به شما نخواهند کرد. مسلما وقتي در جامعه انحراف ايجاد شد و کساني که نه صلاحيت علمي دارند و نه صلاحيت اخلاقي و معنوي و نه مشروعيت از طرف خدا، سکاندار کشتي امت شدند پيداست سرانجام اين کشتي به کجا خواهد انجاميد. ادامه مطلب...
بسم الله الرّحمن الرّحيم
انواع فتنه
آن چه پيش رو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيت الله مصباح يزدي ـدامت بركاتهـ در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 14/11/88 ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
در چند جلسه اخير موضوع بحثمان فتنه و امتحان بود. نمونههائي از آيات کريمه قرآن و بخشهائي از فرمايشات اميرالمؤمنين (ع) در نهج البلاغه را تلاوت کرديم و توضيحات مختصري در اطراف آن عرض کرديم.
فتنههاي عام و خاصّ إلهي
وقتي موارد فتنه و امتحان را ملاحظه ميکنيم مخصوصاً در خود قرآنـ به مواردي برميخوريم که از طرف خدا معين شده و آنها قطعاً واقع خواهند شد؛ مثلاً وقتي ميفرمايد: «إِنَّما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَة ...»1: اموال و اولاد شما وسيله امتحان هستند، اينها را خدا وسيله امتحان قرار داده است و براي همه هم وسيله امتحان ميباشند.
موارد ديگري هم وجود دارد که امتحان خاصّ است. اين موارد نيز چنين هستند که وقتي خدا آنها را وسيله امتحان براي کسي قرار ميدهد، ديگر نميتوان آنها را تغيير داد و خواهناخواه، واقع خواهند شد؛ مثل امتحاناتي که براي حضرت ابراهيم - علي نبينا و آله و عليه السّلام - اتّفاق افتاد: «وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ ...»2.
در اين موارد، امتحان کننده و فاعلِ فتنه، خداست. حتّي گاهي قرآن امور کوچکي را به عنوان فتنه معرّفي ميکند که انسان تعجّب ميکند. در سوره مدثّر ميفرمايد: «عَلَيْها تِسْعَةَ عَشَر»3: موکّلين دوزخ نوزده نفرند؛ بعد ميفرمايد: «... وَ ما جَعَلْنا عِدَّتَهُمْ إِلاَّ فِتْنَةً ...»4 : اينکه ما ميگوئيم: عدّه آنها نوزده نفر است، خود اين گفتن، براي شما امتحان است؛ چرا؟ چون در کتابهاي سابق هم اين مطلب آمده بود، و بيان آن موجب ميشود تا مؤمنين يقين پيدا کنند که اين مطلب صحيحي است و بر ايمانشان افزوده شود، و بگويند: خدا فرموده، پس درست است: «... لِيَسْتَيْقِنَ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ وَ يَزْدادَ الَّذينَ آمَنُوا إيماناً ...».5 امّا آنها که ريگي به کفش دارند ميگويند: عدد نوزده چه خصوصيتي دارد؟ چرا کمتر يا بيشتر نشد؟ اينها امتحاناتي است که خداوند حتّي در اين امور جزئي، پيش ميآورد. ما بايد حواسمان جمع باشد که همه امور اين عالم براي ما امتحان است، و وظيفه ما در مقابل اين موارد آن است که سعي کنيم امتحان درستي پس دهيم.
ادامه مطلب...
بسماللهالرّحمنالرّحيم
آن چه پيشرو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيت الله مصباح يزدي ( دامت بركاته ) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريـــــــــــخ 14/05/90 ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
از تحسين ديگران سرمست نشو!
طرح مسأله
در جلسات گذشته قسمتي از حديثي از امام باقر عليهالسلام به نقل از جابر بن يزيد جعفي را تلاوت کرديم و توضيحات مختصري درباره آن عرض کرديم. به اين فراز رسيديم که حضرت ميفرمايند: «وَ إِنْ مُدِحْتَ فَلَا تَفْرَحْ وَ إِنْ ذُمِمْتَ فَلَا تَجْزَعْ فَلَا تَحزن؛ اگر کسي تو را ستايش کرد خيلي شاد نشو و اگر کسي تو را نکوهش کرد خيلي نگران نشو!» انسان طبعا دوست دارد که در ميان مردم خوشنام باشد و او را با ويژگيهاي برتر انساني بشناسند و ديگران هم به همين صورت از او ياد کنند، و برعکس، از اينکه او را پيش رو يا پشتسرش مذمت کنند، بدش ميآيد. آيا انسان بايد اينگونه باشد که از تعريفکردن ديگران خوشنود شود و از مذمت ديگران ناراحت؟ آيا انسان بايد به کارهايي بپردازد که موجب ميشود مردم از او تعريف کنند و از کارهايي که موجب نکوهش او ميشود خودداري کند؟ يا بهتر اين است که انسان خوبيهايش را پنهان کند و عيوبش را آشکار کند؟
آنچه پيش رو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيتالله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 05/06/89 همزمان با شب هفدهم ماه مبارک رمضان 1431 قمري ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
... و أشهد أن أبي محمدا عبده و رسوله اختاره قبل أن أرسله و سماه قبل أن اجتباه و اصطفاه قبل أن ابتعثه إذ الخلائق بالغيب مكنونة و بستر الأهاويل مصونة و بنهاية العدم مقرونة؛
حضرت زهرا سلاماللهعليها در اين خطبه مبارک بعد از شهادت به توحيد و صفات الهي، شهادت به رسالت را ذکر ميفرمايند. ما با تعابير «أَرْسَلَ»، «إِبْتَعَثَ» يا «بَعَثَ» آشناييم؛ «إرسال» يعني فرستادن و «بعث» يعني برانگيختن؛ ولي اوصاف ديگري هم در قرآن کريم براي انبياء ذکر شده است، از قبيل «إختيار»، «إصطفاء» و «إجتباء» که به حسب رتبه بر إرسال يا بعث تقدم دارند. قرآن در مورد موسي عليهالسلام ميفرمايد: «وَأَنَا اخْتَرْتُكَ فَاسْتَمِعْ لِمَا يُوحَى؛1 من تو را به پيامبري انتخاب کردم.» درباره بسياري از انبياء تعبير «إصطفاء» به کار برده شده است، مانند: إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهيمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَى الْعالَمين.2 «إجتبي» هم در مورد انبياء به کار رفته است. در سوره آلعمران ميفرمايد: «ما كانَ اللَّهُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَيْبِ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَجْتَبي مِنْ رُسُلِهِ مَنْ يَشاء؛3 معمولاً همه اينها در فارسي به «برگزيدن» معنا ميشود؛ اما نکتههايي که در عربي در آنها لحاظ شده مختلف است. «إصطفاء» از «صفو» است؛ يعني صاف و زلال چيزي را گرفتن، تصفيه کردن. «إجتباء» يعني کشيدن؛ چيزي شبيه عصاره چيزي را کشيدن. «إختيار» هم از ماده «خير» است؛ يعني چيزي را به عنوان خير برگزيدن.
اين اوصاف درباره پيغمبر اکرم صلياللهعليهوآله هم استعمال شده است؛ اما در اين خطبه به نکاتي اشاره دارد که بايد به آنها توجه کرد. حضرت زهرا سلاماللهعليها تأکيد ميکنند که اين اختيار و اصطفاء قبل از ارسال و بعثت است.
ادامه مطلب...


آن چه پيش رو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيت الله مصباح يزدي ( دامت بركاته ) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريـــــــــــــخ 21/05/90 ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
وَاطْلُبْ بَقَاءَ الْعِزِّ بِإِمَاتَةِ الطَّمَعِ وَ ادْفَعْ ذُلَّ الطَّمَعِ بِعِزِّ الْيَأْسِ وَ اسْتَجْلِبْ عِزَّ الْيَأْسِ بِبُعْدِ الْهِمَّةِ؛1
حديث امام باقر صلواتاللهعليه خطاب به جابر بن يزيد جعفي را مرور ميکرديم. محور فرمايشي که در جلسه قبل بحث کرديم مبارزه با حرص بود. از آنجا که بين حرص و طمع ارتباط بسيار نزديكي وجود دارد حضرت در ادامه حديث، جملهاي در باب طمع ميفرمايند. اما در اواخر حديث چند فقره درباره طمع آمده است که به خاطر ارتباط مذکور در اينجا آن فقرات را تلاوت كردم.
ارتباط حرص و طمع بسيار روشن است. ملاک حرص افزونطلبي مادي است. البته كلمه «حرص» مفهومي عام دارد که درباره كارهاي خوب هم به كار ميرود. درباره شخص پيغمبر اكرم صلياللهعليهوآله در قرآن كريم آمده است كه ايشان حريص بر هدايت انسانها بودند: لَقَدْ جَاءكُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُم بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ.2 پس معناي لغوي حرص بار منفي ندارد. انسان از هر راهي علاقهمند به پيشرفت باشد و حد خاصي را در نظر نگيرد ميگويند: حريص است. اما حرص در فرهنگ و مباحث اخلاقيِ ما به حرص به زخارف دنيا اختصاص دارد و از اين جهت مذموم است. مانند چند مفهومي كه در جلسات قبل به آنها اشاره كرديم. مثلا «هوا» به معناي دوستداشتن است. گرچه هر دوستداشتني بد نيست، ولي مراد از هواي نفس، دلخواهي است كه خلاف عقل و شرع باشد. اين استعمال در واقع استعمال لفظ در معناي اخص از معناي لغوي است.
ادامه مطلب...
بسم الله الرّحمن الرّحيم
عوامل مؤثر در فتنه اجتماعي
آن چه پيش رو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيت الله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 01/02/89 ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
عوامل مؤثر در فتنه اجتماعي
در چند جلسه اخير، موضوع بحث ما فتنه بود و اين موضوع را به جهت مسائل اجتماعي مورد ابتلا در چند ماه اخير، انتخاب کرديم. منظور از فتنه اجتماعي که مورد بحث ماست عبارت است از اينکه در جامعه فعاليتهائي انجام گيرد که زمينه تشخيص درست و نادرست، و حقّ و باطل را مبهم کند و در نتيجه کساني ناخواسته و ناآگاهانه به دام گمراهي و کجروي بيافتند. عرض کرديم که در پيدايش و پيشرفت فتنه اجتماعي سه عامل مؤثر است. آغازگر اين حرکت کساني هستند که به خاطر اغراض و منافع شخصي، قصد دارند شرايط نامناسب، مبهم و غبارآلودي در جامعه پديد آورند و به اصطلاح آب را گلآلود کنند تا بتوانند ماهي مقصودشان را بگيرند. اينان آگاهانه مقاصد شوم و نامشروعي دارند و به خاطر آن نقشه میکشند. خودشان هم میدانند دنبال چه چيزي هستند؛ براي آنها ابهامي وجود ندارد؛ بلکه براي ديگران ابهام به وجود میآورند تا بتوانند منافع خودشان را تأمين کنند. اوّلين عواملي که معمولاً پشت پرده هستند و خيلي شناخته نمیشوند، اين گروهاند.
ادامه مطلب...

آن چه پيشرو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيتالله مصباحيزدي (دامتبركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 11/3/90 ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
در جلسه قبل قسمتي از فرمايشات حضرت زهرا سلاماللهعليها را که در جمع زنان مهاجر و انصار ايراد فرموده بودند قرائت کرديم و در حدي که خداي متعال توفيق داد توضيحات مختصري عرض کرديم. از آن خطبه مبارک به اين فراز رسيديم که مي فرمايند: و ما الذي نقموا من أبي الحسن عليهالسلام نقموا و الله منه نكير سيفه و قلة مبالاته لحتفه و شدة وطأته و نكال وقعته و تنمره في ذات الله ...
آنچه پيش رو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيتالله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 08/06/89 همزمان با شب بيستم ماه مبارک رمضان 1431 قمري ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
... فَرَأَى الْأُمَمَ فِرَقاً فِي أَدْيَانِهَا، عُكَّفاً عَلَى نِيرَانِهَا، عَابِدَةً لِأَوْثَانِهَا، مُنْكِرَةً لِلَّهِ مَعَ عِرْفَانِهَا، فَأَنَارَ اللَّهُ بِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ ظُلَمَهَا، وَ كَشَفَ عَنِ الْقُلُوبِ بُهَمَهَا، وَ جَلَى عَنِ الْأَبْصَارِ غُمَمَهَا، وَ قَامَ فِي النَّاسِ بِالْهِدَايَةِ، وَ أَنْقَذَهُمْ مِنَ الْغَوَايَةِ، وَ بَصَّرَهُمْ مِنَ الْعَمَايَةِ، وَ هَدَاهُمْ إِلَى الدِّينِ الْقَوِيمِ، وَ دَعَاهُمْ إِلَى الطَّرِيقِ الْمُسْتَقِيم؛1
حضرت زهرا سلاماللهعليها با اشاره به حکمت بعثت انبياء و به خصوص پيغمبر خاتم صلياللهعليهوآلهوسلم فرمودند: بعثت نبي مکرم اسلام قبل از خلق اين عالم پيشبيني شده بوده و خداي متعال نور آن حضرت را آفريده و ايشان را براي ختم رسالت تعيين فرموده بود. زماني که حکمت الهي اقتضا کرد آن حضرت را در اين عالم مبعوث فرمود تا آن طرحي که براي آفرينش و از جمله آفرينش انسان پيشبيني شده بود عملي شود.
هنگامي که پيغمبر مبعوث شدند با اين صحنه در جهان مواجه شدند که اطراف عالم را گمراهيها، جهالتها و ابهامها فرا گرفته بود. مردم در دينها و مذاهبشان بسيار پراکنده و انواع معبودها را براي خودشان انتخاب کرده و به پرستش آنها مشغول بودند؛ اما راه صحيح بندگي خدا در ابهام فرو رفته بود و کساني که طالب حقيقت بودند راه اصلي سعادت را نميشناختند؛ لذا پيغمبر اکرم به اين مهم اقدام کردند که بشر را هدايت کنند به راه مستقيمي که موجب سعادت دنيا و آخرتشان ميشود. اين حاصلِ بياناتي است که حضرت در اين چند جمله ميفرمايند.
ادامه مطلب...
بسم الله الرّحمن الرّحيم
بررسي چند شبهه
آن چه پيش رو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيت الله مصباح يزدي - دامت بركاته- در دفتر مقام معظم رهبري –دام ظله العالي- است كه در تاريخ 12/12/88 ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
در جلسات گذشته درباره موضوع فتنه بحث ميکرديم. يکي از مطالب گذشته اين بود که در قرآن کريم، فتنه گاهي به خداي متعال، گاهي به شيطان و در بسياري از موارد به انسانها نسبت داده شده است. نکته قابل تأکيد اين است که معناي اين نسبتها، تقسيم فتنهها نيست؛ به اين معنا که بعضي فتنهها کار خدا، بعضي کار شيطان و بعضي کار انسان است؛ بلکه به يک معنا همه آزمايشها به خدا هم نسبت دارد. اين از مصاديق مسأله توحيد افعالي است که آنچه در عالم واقع ميشود، در يک نسبت عاليتري، به خداي متعال نسبت داده ميشود. ادامه مطلب...

آن چه پيشرو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيت الله مصباح يزدي ( دامت بركاته ) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 31/01/90 ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
در شرح خطبه مبارک حضرت زهرا سلاماللهعليها به اينجا رسيديم که حضرت به طرف انصار رو کرده و با مخاطب قراردادن آنها سخنان مهمي را ايراد ميفرمايند که بخشي از آن را در جلسات گذشته خوانديم. آن بخش به توضيح بيشتري احتياج داشت؛ ولي بيم آن دارم که توقف زياد خستهکننده باشد. از اين رو در اين جلسه به ادامه خطبه ميپردازيم. حضرت زهرا سلاماللهعليها با يک تعبير ديگري خطاب به انصار سخن را ادامه ميدهند. انصار عمدتاً از دو قبيله اوس و خزرج بودند. در تاريخ آمده که جده اعلاي ايشان خانمي به نام قيله بوده است. از اين رو مجموع اين دو قبيله را بنيقيله (فرزندان قيله) ميگفتند. اين طايفه بعد از مرگ قيله دو گروه ميشوند که يک بخش معروف به «اوس» شد و يک دسته «خزرج».
حضرت زهرا سلاماللهعليها ميفرمايند: إيهاً (تعبيري است براي هشدار دادن) بني قيله! أ أهضم تراث أبي وأنتم بمرأى مني ومسمع ومنتدى ومجمع تلبسكم الدعوة وتشملكم الخبرة وأنتم ذوو العدد والعدة والأداة والقوة وعندكم السلاح و الجنة؛ هشدار به همه شما اي فرزندان قيله! آيا صحيح است در حاليکه شما ميبينيد و ميشنويد و در حاليکه من در ميان جمع شما هستم و شما حضور داريد، ارث پدرم خرد و له شود؟! اگر نداي کمکخواهي مرا نميشنيديد، ممکن بود عذري داشته باشيد؛ اگر تشخيص نميداديد که حق با کيست باز امکان داشت که معذور باشيد؛ اگر ميدانستيد و تشخيص ميداديد اما نميتوانستيد کمک کنيد باز امکان معذور بودن وجود داشت؛ اما دعوت من به گوش شما رسيده است و همه شما از آن آگاهايد و ميتوانيد تشخيص دهيد و داراي جمعيت زيادي هستيد و عده و ساز و برگ داريد و از قدرت و نيرو برخورداريد و شما اسلحه و سپر در دست داريد.
از اين تعبيرات استفاده ميشود که حضرت انتظار داشتند انصار حتي اگر لازم باشد با استفاده از سلاح به ياري ايشان بيايند و کساني را که حق ايشان را سلب کردهاند سرکوب کنند.
توافيكم الدعوة فلا تجيبون و تأتيكم الصرخة فلا تغيثون؛ با اين وجود که دعوت مرا ميشنويد جواب نميدهيد و در حاليکه فرياد ياريخواهي من بلند است شما به فرياد من نميرسيد؟!
ادامه مطلب...

آن چه پيشرو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيت الله مصباح يزدي ( دامت بركاته ) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاریخ 17/01/90 ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
الحمدلله که خداوند عنايت فرمود و موفق شديم در اين محفل نوراني خدمت عزيزان باشيم. موضوع بحث ما خطبه حضرت زهرا سلاماللهعليهاست. ضرورت دارد در آغاز سال جديد مروري بر بخشي از خطبه داشته باشيم که در طي جلسات متعدد گذشته بحث شد. اين خطبه با اين جمله شروع ميشد: الحمد لله على ما أنعم و له الشكر على ما ألهم. خطبههاي انبياء، اولياء و عالمان ديني، با حمد خدا شروع ميشود؛ ولي هر يک از اوصاف و نعمتهاي خداوند متعال که در ابتداي خطبه ذکر ميشوند با هدف انشاي خطبه تناسب دارند. در اين خطبه مبارک هم اوصاف خاصي ذکر شده که با توجه به آنها ميتوان برخي از حکمتهايي را حدس زد که در چگونگي تنظيم فرازهاي مختلف اين خطبه مبارک نهفته است. دستکم ذکر آنها باعث ميشود بيشتر به اهميت و هدف انشاي کلام پي ببريم. ادامه مطلب...
آن چه پيشرو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيت الله مصباحيزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 26/08/89 ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
وَ النَّهْيَ عَنْ شُرْبِ الْخَمْرِ تَنْزِيهاً عَنِ الرِّجْسِ، وَ اجْتِنَابَ الْقَذْفِ حِجَاباً عَنِ اللَّعْنَةِ، وَ تَرْكَ السَّرِقَةِ إِيجَاباً لِلْعِفَّة؛1
همانطور که عزيزان مستحضرند خطبه مبارک حضرت زهرا سلاماللهعليها را تلاوت ميکرديم و درباره آن توضيحات مختصري عرض مينموديم. حضرت در اين قسمت از خطبه به بيان حکمت بخشي ديگر از معارف و تشريعات اسلام ميپردازند. در جلسه قبل مقدمهاي عرض کردم و آن اين که بر اساس بينش اسلامي و قرآني خداي متعال چنين اراده فرموده که زندگي انسان در اين عالم نياز به همکاري ديگران و تشکيل اجتماع داشته باشد و آن کمالي که خداي متعال براي انسان مقدر فرموده در سايه چنين زندگياي پديد ميآيد.
يکي از حکمتهاي تشکيل اجتماع اين است که در اثر ارتباطاتي که انسانها با همديگر پيدا ميکنند براي آنها زمينه تکاليف فراهم شود و آن تکاليف، بستر آزمايش را برايشان آماده کند. چراکه تا انسان آزمايش نشود معلوم نميشود که چه مقدار جوهر او پاک است و تا چه اندازه اراده خير و بندگي خدا را دارد. آن کمالي که خداي متعال براي انسان مقدر فرموده کمالي است که در سايه افعال اختياري حاصل ميشود. پس بايد زمينه انتخاب و امتحان برايش فراهم شود. در زندگي اجتماعي است که در هر لحظه آن، به خاطر ارتباطات مختلف، صدها زمينه امتحان براي انسان فراهم ميشود از قبيل اينکه به چه نگاه کند و به چه نکند؟ به چه گوش دهد و به چه گوش ندهد؟ درباره چه فکر کند و درباره چه فکر نکند؟ به کجا برود و به کجا نرود؟ اگر زندگي اجتماعي نبود اين تکاليف پيدا نميشد و اگر تکاليف نبود زمينه انتخاب فراهم نميشد و اگر زمينه انتخاب نبود انسان به آن کمالي که بايد برسد نميرسيد. هدف از آفرينش انسان اين است که او راه صحيح را انتخاب کند. اما انتخاب دو سويه است و وقتي انتخاب معنا پيدا ميکند که دو راه در پيش روي آدمي باشد. درست است که خدا از انسان پيمودن راه صحيح و صراط مستقيم را خواسته است؛ ولي بايد راه کج هم وجود داشته باشد تا انسان از آن اجتناب کند. در عين حال خداي متعال کاملاً انسان را رها نميکند تا در دام شيطان بيافتد. با اينکه هم عوامل شيطاني هست و هم عوامل رحماني و تعادل برقرار است؛ ولي در عين حال خداي متعال از باب فضل و رحمت خود و از اين جهت که هدف اصلي رسيدن به رحمت است نه عذاب، وسايلي فراهم ميکند که انسانها راه صحيح را بهتر بشناسند و به آن طرف بيشتر سوق پيدا کنند و از راه کج باز داشته شوند. ادامه مطلب...
بسماللهالرّحمنالرّحيم
آن چه پيشرو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيت الله مصباح يزدي ( دامت بركاته ) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريـــــــــــــــــــخ 12/05/90 ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
نصايح امام باقر عليه السلام به جابر
مقدمه
خدا را شکر ميکنيم که حيات و توفيقي عنايت فرمود تا بار ديگر در اين محفل نوراني در جمع شما عزيزان گفتوگويي درباره فرمايشات اهلبيت سلاماللهعليهماجمعين داشته باشيم. به نظرم رسيد در اين ماه مبارک به اندازهاي که خداوند توفيق دهد به روايتي که يکي از خواص ائمه اطهار صلواتاللهعليهماجمعين نقل کرده بپردازيم.
همه کساني که خدمت اهلبيت صلواتاللهعليهماجمعين رسيدند از جهت معرفت، ايمان و ولايت در يک سطح نبودند. گاهي اهلبيت صلواتاللهعليهماجمعين مطالبي را به بعضي از اصحاب ميفرمودند که اجازه نقل آن را به ديگران نداشتند. از جمله اصحاب سرّ ائمه اطهار صلواتاللهعليهماجمعين جابر بن يزيد جعفي است. از ايشان نقل شده است که: «پنجاه هزار حديث از امام باقر و صادق عليهماالسلام شنيدهام که اجازه نقل حتي يکي از آنها را هم ندارم.» اجمالا از اينگونه روايات ميتوان به دست آورد که هر مطلب حقي را براي هر کسي نبايد گفت؛ چراکه ظرفيت اشخاص متفاوت است. گاهي مسايل اجتماعي اقتضا ميکند که بعضي مطالب گفته نشود. به هر حال احاديثي که اين بزرگوار اجازه داشتند نقل کنند در ميان ساير روايات برجستگيهايي دارد. اصلا لحن رواياتي که ايشان نقل کرده است با بسياري از روايات ديگر متفاوت است؛ يعني نکتههاي لطيفتر، عميقتر و پرمغزتري دارد. اگر خداي متعال توفيق دهد در اين چند شب روايتي را که در تحفالعقول توسط ايشان از امام باقر صلواتاللهعليه نقل شده براي تبرک و تقرب مرور ميکنيم.
![]()
آنچه پيش رو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيتالله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 17/06/89 همزمان با شب بيست و نهم ماه مبارک رمضان 1431 قمري ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
... وَ الْعَدْلَ تَنْسِيقاً لِلْقُلُوبِ، وَ طَاعَتَنَا نِظَاماً لِلْمِلَّةِ، وَ إِمَامَتَنَا أَمَاناً مِنَ الْفُرْقَة؛1
در جلسه گذشته به حکمت تشريع دو آموزه از تعاليم اسلامي اشاره شد و تا اندازهاي که خداي متعال توفيق داد توضيحاتي عرض کرديم. در ادامه حضرت زهرا سلاماللهعليها سه عنوان ديگر از تعاليم اسلامي را ذکر ميفرمايند که به نظر بنده بيتالغزل اين خطبه حساب ميشوند. حضرت ميفرمايند: «خداي متعال امر به عدل فرموده است تا بين دلها هماهنگي به وجود آيد و اطاعت ما اهلبيت را باعث انتظام ملت قرار داده است.»
ملت در اصطلاح ما با کاربردهاي آن در زبان عربي تفاوت دارد. در زبان فارسي ملت يعني دستهاي از مردم که در زندگي اجتماعي با هم ريشههاي مشترک نژادي و اشتراک در محل زندگي دارند و معادل nationدر زبان انگليسي است. اما ملت در زبان عربي معناي ديگري دارد و به معناي آيين زندگي، روش رفتار و آداب و سنني است که بر جامعه حاکم است. در قرآن از قول پيغمبر اکرم ميفرمايد: «قُلْ إِنَّنِي هَدَانِي رَبِّي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ دِينًا قِيَمًا مِّلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ً؛2 در مقابل آيين يهود و نصارا من از روش جدم ابراهيم پيروي ميکنم.»
بعد حضرت زهرا سلاماللهعليها ميفرمايند: «وَ إِمَامَتَنَا أَمَاناً مِنَ الْفُرْقَة؛ خدا امامت و پيشوايي ما را وسيلهاي براي جلوگيري از افتراق و از هم پاشيدگي جامعه قرار داده است.» حضرت در اين عبارات سه مسأله را مطرح ميکنند که هيچ کدام از قبيل عبادات و وظايفي نيست که تا به حال صحبت شده بود. اين سه موضوع مستقيماً با جامعه سروکار دارد.
ادامه مطلب...
آن چه پيش رو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيت الله مصباح يزدي ( دامت بركاته ) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريـــــــخ 22/10/89 ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
در ادامه قرائت خطبه مبارک حضرت زهرا سلاماللهعليها، به اين بخش رسيديم که حضرت، مردم حاضر در مسجد را مورد خطاب قرار ميدهند و ضمن اشاره به خدمات فراوان رسول خدا صلياللهعليهوآله به آنها، ميفرمايند: «در طول اين مدت کسي که بيش از همه براي پيشرفت اسلام، دفاع از مسلمانان و مبارزه با مشرکين زحمت کشيد علي عليهالسلام بود.» در اينجا تعبيرات بسيار لطيف و اديبانهاي به کار برده بودند که در جلسه قبل به آنها اشاره کردم. ادامه مطلب...
بسم الله الرّحمن الرّحيم
نمونههايي از تشکيکات فتنهجويان
آن چه پيش رو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيت الله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 29/02/89 ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
خلاصه جلسه قبل
بحث ما در موضوع فتنه به اينجا رسيد که وقتي شياطين بخواهند در يک نظام اسلامي فتنهاي بر پا کنند، با توجه به اينکه مردم اين جامعه پايبند به اسلام يعني به عقايد اسلامي و ارزشهاي اسلامي هستند، چارهاي ندارند جز اينکه در مباني ديني مردم خدشه وارد کنند تا پايبندي مردم به اسلام ضعيف شود. آنها میدانند تا مادامي که اين پايبندي وجود دارد که: «... وَ لَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكافِرينَ عَلَى الْمُؤْمِنينَ سَبيلاً»1، تسليم آنها نخواهند شد. دشمنان براي تحقق اين هدف، راههاي مختلفي را در پيش میگيرند که در جلسه قبل به بخشي از آنها اشاره کردم. هدف از بيان اين مطالب اين است که به وظيفه خويش بهتر آگاه شويم و بدانيم که در مقابل آنها بايد چگونه عمل کنيم، و الّا مقصودم بيان يک تحليل جامعه شناختي نيست. ادامه مطلب...
![]()
آن چه پيش رو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيت الله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 31/06/89 ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
... وَ الْجِهَادَ عِزّاً لِلْإِسْلَام؛1
در ماه مبارک رمضان خطبه حضرت زهرا سلاماللهعليها را مطرح کرديم و به اين عبارت رسيديم که حضرت ميفرمايند: وَ الْجِهَادَ عِزّاً لِلْإِسْلَام. شايد تقدير الهي اين بود که اين جمله با هفته دفاع مقدس مصادف باشد تا يادي هم از شهداي گرانقدري کنيم که ما به برکت خون آنها از نعمتهاي مادي و معنوي الهي بهرهمنديم. اگر نبود جهاد اين مجاهدين، معلوم نبود ما الآن چه فکري و چه رفتاري داشتيم. پيش از انقلاب روند حرکت جامعه به سوي کفر بود و هر روز ضربهاي به پيکر اسلام وارد ميشد. با اطمينان و روي حساب عرض ميکنم که اگر حرکت حضرت امام رضواناللهعليه و فداکاري شهدا نبود امروز در اين کشور جز اسمي از اسلام باقي نمانده بود. امروز ما امنيت، رفاه، نعمتهاي مادي، افتخارات جهاني و بالاتر از همه دينمان را مديون انقلاب، شهدا و مدافعين اسلام هستيم. از خداي متعال عاجزانه و متواضعانه درخواست ميکنيم که آنچه کرم او اقتضا ميکند به اين عزيزان مرحمت کند! چراکه ما از عهده شکر و قدرداني اين نعمتها به هيچ وجه برنميآييم. چه قدر زشت است که عدهاي با اينکه اين همه برکت به وسيله انقلاب، شهداي انقلاب و شهداي جنگ تحميلي نصيب ما شده است چشمشان را ميبندند و ناسپاسانه همه چيز را انکار ميکنند و زير سؤال ميبرند! بنده گمان نميکنم که براي ما کفران نعمتي از اين بالاتر تصور شود. اميدواريم خداي متعال ما را از عقوبت اين کفران نعمتها حفظ کند.
اگر بخواهيم درباره جهاد بحث مستوفايي داشته باشيم اين فرصتهاي چند جلسهاي کافي نيست. ما در گذشته در ضمن بحثهاي قرآني بحثي در اين زمينه مطرح کردهايم که تحت عنوان «جنگ و جهاد در قرآن» چاپ شده است. آنچه در يک يا دو جلسه ميخواهيم از مسائل مربوط به جهاد مطرح کنيم مطالبي است که در اين عصر از طرف دشمنان اسلام القاء ميشود و ذهن بعضي جوانها را مشوب ميکند. بنابراين بحثهايي که عرض ميکنيم فهرستوار است.
ادامه مطلب...
آن چه پيشرو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيت الله مصباح يزدي ( دامت بركاته ) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريــــــــــــخ 29/10/89 ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
يکي از روشهاي تربيتي قرآن کريم اين است که مردم را به داستان گذشتگان توجه ميدهد و در هر داستاني، توجه مردم را به نکات خاصي جلب ميکند. يکي از اهداف پرداختن به اين خطبه حضرت زهرا سلاماللهعليها، تأسي به اين روش قرآني است. علاوه بر اين ميتوانيم با توجه به تأکيدات مکرر مقام معظم رهبري حفظهالله درباره کسب بصيرت، از حکمتهاي اين خطبه هم بهره بگيريم.
درباره حقيقت بصيرت و راههاي کسب آن، هنوز هم ابهامهايي براي بعضيها وجود دارد. به عنوان مقدمه عرض ميکنم که منظور از داشتن بصيرت اين است که اولاً: انسان با پديدههاي تاريخي و اجتماعي به نظر سطحي نگاه نکند؛ بلکه فکر کند ببيند عمق اين پديده و پشت صحنه آن چيست؛ ثانياً: به نتايج محدود و زودگذرش اکتفا نکند؛ بلکه تأمل کند ببيند اگر اين جريان ادامه پيدا کند به کجا ميانجامد. اينها دو ويژگيِ انسانِ با بصيرت است. البته توصيه به ژرفانديشي و عاقبتانديشي دستورالعملي کلي است و باز جاي اين سؤال باقي ميماند که: چه کنيم تا ژرفانديش و عاقبتانديش شويم. يکي از بهترين راههاي کسب بصيرت اين است که انسان حوادث گذشته تاريخي را مطالعه کند و رفتارها و برخوردهاي افراد مختلف را در اين حوادث مورد دقت قرار دهد؛ ببيند چه کساني سطحينگري کردند و نتيجه اين نگرششان چه شد و چه کساني ژرفانديشي کردند و از اين نگاه عميق چه به دست آوردند.
يکي از عنايات ويژه الهي به مردم ما که در عالم هيچ قومي اين اندازه از آن بهرهمند نبوده و نيست و نخواهد بود توفيق استفاده از داستان عاشوراست. اينکه امام فرمود: «ما هر چه داريم از محرم و صفر است» يک شعار خشک و بيحساب نبود؛ بلکه کاملا واقعبينانه و محققانه اين سخن را فرمودند. ما از داستان عاشورا بهرهمند شديم چراکه در طول هزار و چهارصد سال مدام اين حادثه را مرور کرديم و مدام درباره آن فکر کرديم. اين داستان را زنده نگه داشتيم و افراد مختلفِ اين داستان، رفتار آنها و نتيجه کارشان را به دقت مورد بررسي قرار داديم. پيروزي انقلاب اسلامي يکي از بزرگترين دستاوردهاي اين ژرفانديشي بود. اما آنهايي که سطحي نگاه کردند و گفتند: «امام حسين براي شفاعت ما کشته شد!» آلت دست دشمنان شدند و دشمن از آنها سوءاستفاده کرد.
ادامه مطلب...
بسم الله الرّحمن الرّحيم
فتنه
آن چه پيش رو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيت الله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 19/03/89 ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
راضي به عمل، شريک عمل
انجام کارهاي اجتماعي و حتي کارهاي فردي به مقدماتي نيازمند است که بايد از قبل فراهم شود. انسانهايي که به لوازم کار، آگاهي دارند، قبل از انجام کار، برنامهريزي ميکنند و مقدمات کار را فراهم مينمايند تا به موقع از آنها استفاده کنند. البته ممکن است در اين ميان اتفاقات غير منتظرهاي پيشآيد؛ با اين وجود عُقلا براي کارهاي خود از پيش برنامهريزي ميکنند. معمولاً وقتي ميبينيم پديدههايي از پي هم يا در کنار هم اتفاق ميافتند و در همديگر تأثير ميگذارند و بعد از مدتي نتيجهاي بر آنها بار ميشود، اينها را نشانه بر اين ميدانيم که طرحي در کار بوده است.
برنامهريزي و مقدمهچيني، هم از لحاظ صرف نيرو و هم از لحاظ زماني که به برنامهريزي اختصاص داده ميشود، بايد با اهداف طرح تناسب داشته باشد. مثلاً انسان براي ساختن ساختماني که ميخواهد صد سال عمر کند يک نوع برنامهريزي ميکند و براي خانهاي موقتي که ميخواهد شش ماه در آن زندگي کند به گونه ديگري برنامهريزي ميکند. گاهي برنامهها براي زماني بسيار طولاني و اهدافي خيلي بزرگ طراحي شده که مقدماتش بايد از نسلي به نسل ديگر منتقل شود؛ يک نسل بايد مقدمهاي را طراحي کند، نسل ديگر آن طرح را تکميل کند و نسل سوم از آن نتيجه بگيرد. اين يک نوع مشارکت است. گاهي عدهاي برنامهاي را براي هدفي طراحي ميکنند يا اقدامي را انجام ميدهند و عدهي ديگري، گرچه عملاً مشارکتي ندارند، ولي با تشويق و تأييدِ طراحان در آن کار سهمي پيدا ميکنند.
ادامه مطلب...

آنچه پيش رو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيتالله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 24/05/89 همزمان با شب پنجم ماه مبارک رمضان 1431 قمري ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
در دو جلسه گذشته مطالبي را پيرامون وحدت و اتحاد بيان کرديم. گفتيم که ارزش وحدت تابع ارزش هدفي است که براي آن انجام ميگيرد. اگر وحدت براي تحقق حقي باشد، به اندازهاي که آن حق ارزش دارد حفظ آن وحدت هم ارزش خواهد داشت و بر عکس اگر در راه ابطال حقي يا در راه تحقق باطلي انجام گيرد، نه تنها ارزشي ندارد، بلکه به اندازه ارزش منفي آن باطل، اين وحدت هم ارزش منفي خواهد داشت.
نکته ديگري که بايد به آن توجه داشت اين است که متحد و هماهنگ شدن، در رفتار ميسّر است و گرنه در فکر، اعتقاد و ايمان نميتوان بنا را بر تبعيت از غير گذاشت؛ همانطور که در دين ـ چه حق و چه باطل ـ اکراه معنا ندارد. اگر اکراهي هم صورت گيرد، اکراه بر انجام يا ترک عملي است؛ حداکثر کاري که مکرِه ميتواند انجام دهد اين است که مانع شود که شخص طبق اعتقادش عمل کند يا او را وادار کند که عملي بر خلاف مقتضاي اعتقادش انجام دهد. داستان ياسر و سميه و عمار اين بود که از طرف مشرکين بر برائت از اسلام اکراه شدند؛ اما هيچ يک از مشرکين نتوانستند اعتقاد آنها را سلب کنند. ياسر و سميه مقاومت کردند و حاضر نشدند از اسلام اظهار برائت کنند. مشرکين هم آنها را به قتل رساندند. عمار در لفظ اظهار برائت کرد و جانش را نجات داد؛ ولي خيلي مضطرب بود که آيا کار درستي کرده است يا نه. با حالت اضطراب خدمت رسولالله صلياللهعليهوآلهوسلم مشرف شد و عرض کرد: «ميترسم هلاک شده باشم» و بعد جريان را نقل کرد. اين آيه نازل شد: مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إيمانِهِ إِلاَّ مَنْ أُكْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإيمان.1 حضرت فرمودند: تو کار درستي کردي؛ تقيه کردي و جان خود را حفظ کردي؛ ولي اضطراب و شکي در ايمانت پيدا نشد.
ادامه مطلب...
آن چه پيش رو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيت الله مصباح يزدي ( دامت بركاته ) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريـــــــــــــــــــــخ 21/02/90 ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
از شرح خطبه مبارک حضرت زهرا سلاماللهعليها به اينجا رسيديم که حضرت در مقام احتجاج با به اصطلاح خليفه اول که مزرعه فدک را تصرف کرده بود فرمودند: اگر قبول نداريد که فدک بخششي از طرف پدرم به من است که طبق دستور الهي (وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ)1 در زمان حيات مبارکش به من بخشيده است، لااقل بايد بپذيريد که اين ملک پدرم بوده و بعد از ايشان به وارثش منتقل ميشود و از آنجا که پدرم غير از من وارثي ندارد بايد فدک در اختيار من باشد. شما به چه دليل آن را تصرف کردهايد؟ بعد رو به انصار فرمودند و پس از ذکر فضائل آنها، از ايشان به خاطر ياري نکردن جبهه حق گله کردند. ميتوان حدس زد که وقتي کلام حضرت به اينجا رسيده، جو مجلس ملتهب شده است. اينجا خليفه اول متوجه شد شرايط نامناسبي بر مجلس حکمفرماست و لازم است فضا را آرام کند. لذا در ابتدا شروع به ستاش حضرت زهرا سلاماللهعليها کرد و گفت: «ما همه مرهون پدر شما هستيم و شما فرزند و وارث او هستيد و ما به شما محبت و علاقه داريم و حتي من حاضرم اموال خودم را به شما واگذار کنم. تصرف فدک براساس مصلحتي بوده که من براي جامعه اسلامي انديشيدم و البته من در اين تصميم تنها نبودم بلکه همه مسلمانان با من همراه بودند. اما من قسم ميخورم از پيغمبر اکرم شنيدم که فرمود: ما انبيا ارثي باقي نميگذاريم و آنچه بعد از ما بماند در اختيار ولي امر بعد از من است. من صلاح دانستم که اين ملک را صرف مصالح مسلمين و مخارج جهاد کنم!» ادامه مطلب...
آنچه پيش رو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيتالله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 28/05/89 همزمان با شب نهم ماه مبارک رمضان 1431 قمري ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
... وَ الثَّنَاءُ بِمَا قَدَّمَ مِنْ عُمُومِ نِعَمٍ ابْتَدَأَهَا وَ سُبُوغِ آلَاءٍ أَسْدَاهَا وَ تَمَامِ مِنَنٍ أَوْلَاهَا؛ جَمَّ عَنِ الْإِحْصَاءِ عَدَدُهَا وَ نَأَى عَنِ الْجَزَاءِ أَمَدُهَا وَ تَفَاوَتَ عَنِ الْإِدْرَاكِ أَبَدُهَا؛1
اين خطبه شريف با حمد و شکر و ثناي الهي شروع شده است که به فرق بين اينها اشاره شد. حضرت زهرا سلاماللهعليها در ادامه ميفرمايند: «وَ الثَّنَاءُ بِمَا قَدَّمَ؛ خدا را ثنا ميگويم بر آنچه در اختيار بندگانش قرار داد.» انتخاب اين واژه ظاهراً براي رعايت سجع با جملههاي قبلي است. قَدَّمَ يعني جَعلُ الشِّيء قدامک. در عربي وقتي ميخواهند بگويند: چيزي را در اختيار کسي قرار داد، ميگويند: قدَّمه لَه. ثناء ستايش مطلق است؛ بنابراين اعم است از نعمتهايي که خداوند به خود انسان عطا کرده و نعمتهايي که به ساير خلايق عنايت فرموده است. بعد اين نعمتها را بيان ميفرمايند. ميتوانستند براي تفصيل و بيان نعمتها بفرمايند: مِنْ نِعَمٍ عَامّة وَ آلاءٍ جَمَّة؛ ولي اين ترکيبي که اينجا انتخاب شده خيلي لطيفتر است. به جاي اينکه خود نعمتها را ذکر کنند و آنها را توصيف کنند به اينکه اين نعمتها همگاني است، ابتدا بر همين عموميت نعمتها تکيه ميکنند و ميفرمايند: «مِنْ عُمُومِ نِعَمٍ ابْتَدَأَهَا؛ از نعمتهاي فراگير که ابتدائاً در اختيار متنعمين قرار داد.» بعضي از نعمتهاي خداوند، نعمتهايي است که ابتدا متنعم شرايط پذيرش آن را پيدا ميکند بعد خدا آن نعمت را به او عطا ميکند؛ ولي بعضي از نعمتهاست که خداوند قبل از اينکه متنعم لياقت درک آن را پيدا کند آن نعمت را ميآفريند. جنيني که در شکم مادر است قبل از اينکه متولد شود خدا در سينه مادر روزي او را خلق ميکند، و بالاتر از اين نعمتهايي است که قبل از خلقت انسان خداوند براي او مهيا کرده است.
ادامه مطلب...

آن چه پيش رو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيت الله مصباح يزدي ( دامت بركاته ) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريـــــــــخ 23/05/90 ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
وَتَخَلَّصْ إِلَى رَاحَةِ النَّفْسِ بِصِحَّةِ التَّفْوِيضِ؛1
براي توضيح اين عبارت از حديث شريف امام باقر عليهالسلام دو مقدمه عرض ميكنم.
خداي متعال در اين عالم نظامي برقرار فرموده كه پديدههاي اين عالم به وسيله اسباب و عللي به وجود ميآيند، به گونهاي که در هر لحظه در هر فضاي محدود پديدههاي فراواني تحقق مييابد كه ما از برشمردن آنها عاجزيم. خداوند اين اسباب را در اختيار انسان قرار داده است تا با آنها نيازهاي خود را برطرف كند و بتواند ادامه حيات دهد. بنابراين ميتوان گفت: نظام دنيوي دو هدف دارد، يك هدف متوسط و يك هدف نهايي. خداوند متعال براي ارتباط انسان با اين اسباب و مسببات دو برنامه قرار داده است؛ به عبارت ديگر خداوند اين ارتباط را در دو سيستم طراحي کرده است؛ 1. سيستم تکويني؛ 2. سيستم تشريعي. مثلا انسان با تهيه غذا شکم خود را سير ميکند. در اينجا او با بهرهگيري از نعمتهاي خدا به حيات خود ادامه ميدهد. يك روي مسأله اين است كه انسان بايد غذا بخورد تا سير شود؛ معمولا ما در اين محدوده به طور طبيعي به دنبال ارضاي غرايز خود هستيم و ابتدائا به حسب اين نظام به فكر تكليف نيستيم. اين يك برنامه است که خداوند قرار داده است و هر كس تلاش كند ميتواند از اين اسباب استفاده كند. شرط استفاده از اين برنامه ايمان نيست و كفر هم مانع آن نميشود؛ كُلاًّ نُّمِدُّ هَـؤُلاء وَهَـؤُلاء مِنْ عَطَاء رَبِّكَ وَمَا كَانَ عَطَاء رَبِّكَ مَحْظُورًا؛2 گاه اسم اين اعطاي الهي را رحمت رحمانيِ الهي ميگذارند. همه موجودات از اين رحمت استفاده ميكنند. ولي اين هدف نهايي نيست. خداوند براي استفاده از اين نظام جهت نيل به اهداف بالاتر (تكامل انسان) برنامه ديگري هم قرار داده است و آن تکاليفي است که براي موجودات داراي اختيار و شعور قرار داده تا با انجام آن تکاليف لياقت رحمت ويژهاي را پيدا کنند. اين تكاليف (نظام تشريعي) نظامي است که بر روي نظام اسباب و مسببات سوار است. مثلا به کشاورز ميگويد: اگر بذر را در دل خاک بکاري و از آن مراقبت کني جوانه ميزند و رشد ميکند و نهايتا غذاي تو را تأمين ميکند. اما در ضمن بر او تکليف ميکند که بايد بذر از خودت باشد، زمين نبايد غصبي باشد و ... . ما نبايد حساب نظام تكوين را با حساب نظام تشريع اشتباه بگيريم.
ادامه مطلب...آنچه پيش رو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيتالله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 02/06/89 همزمان با شب چهاردهم ماه مبارک رمضان 1431 قمري ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
... ابْتَدَعَ الْأَشْيَاءَ لَا مِنْ شَيْءٍ كَانَ قَبْلَهَا، وَ أَنْشَأَهَا بِلَا احْتِذَاءِ أَمْثِلَةٍ امْتَثَلَهَا، كَوَّنَهَا بِقُدْرَتِهِ، وَ ذَرَأَهَا بِمَشِيَّتِه؛1
حضرت زهرا سلاماللهعليها بعد از شهادت به وحدانيت الهي و اشاره به منّتي که خدا بر بندگان گذاشته که معرفت خودش را براي آنها ميسر نموده است فرمودند: اما حقيقت ذات الهي و کنه صفات او براي هيچ کس قابل شناخت نيست. به تعبير ديگر، احاطه علمي بر ذات الهي و بر صفات او امکان ندارد؛ حتي ميتوان گفت: حقيقت افعال الهي را هم درست درک نميکنيم. ميدانيم که خداوند در جنين روح ميدمد و او را زنده ميکند يا مردهها را در قيامت زنده ميکند يا ... و الفاظي را در اين موارد به کار ميبريم؛ اما حقيقت آن را درک نميکنيم. شايد خداي متعال به بعضي از اولياي خودش مرتبهاي از افعال خود را ارائه فرموده است؛ مثلاً مرحوم علامه طباطبايي رضواناللهعليه فرمودند: ابراهيم نميخواست زنده شدن مردهاي را ببيند؛ بلکه ميخواست حقيقت احياء را درک کند، و خداي متعال به وسيله زندهکردن پرندگان به دست خود حضرت ابراهيم عليهالسلام آنچه امکان داشت را به او نشان داد. شايد معجزات انبياء در واقع کار خدا بود که به دست آنها اجرا ميشد و ايشان حقيقت فعل خدا را مييافتند؛ اما ديگران در شرايط عادي نميتوانند حقيقت فعل خدا را درک کنند. نميتوانند بفهمند خدا چگونه خلق ميکند؟ چگونه ميميراند؟ و ... به اين افعال الهي تنها مفاهيمي را اطلاق ميکنيم، مثلاً ميگوييم: «او زنده ميکند» و اين مفاهيم را ميفهميم. اين مفاهيم از قبيل معقولات ثاني است که براي حقايق خارجي جنبه سمبليک دارد.
ادامه مطلب...
آن چه پيش رو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيت الله مصباح يزدي ( دامت بركاته ) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تــاريـخ 15/10/89 ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
فَأَنْقَذَكُمُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى بِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ بَعْدَ اللَّتَيَّا وَ الَّتِي، وَ بَعْدَ أَنْ مُنِيَ بِبُهَمِ الرِّجَالِ، وَ ذُؤْبَانِ الْعَرَبِ، وَ مَرَدَةِ أَهْلِ الْكِتَابِ كُلَّما أَوْقَدُوا ناراً لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللَّهُ، أَوْ نَجَمَ قَرْنٌ لِلشَّيْطَانِ، وَ فَغَرَتْ فَاغِرَةٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ، قَذَفَ أَخَاهُ فِي لَهَوَاتِهَا، فَلَا يَنْكَفِئُ حَتَّى يَطَأَ جناحهاصِمَاخَهَا بِأَخْمَصِهِ، وَ يُخْمِدَ لَهَبَهَا بِسَيْفِهِ، مَكْدُوداً فِي ذَاتِ اللَّهِ، وَ مُجْتَهِداً فِي أَمْرِ اللَّهِ، قَرِيباً مِنْ رَسُولِ اللَّهِ، سَيِّدَ أَوْلِيَاءِ اللَّهِ، مُشَمِّراً نَاصِحاً، مُجِدّاً كَادِحاً، لا تأخذه في الله لومة لائم وَ أَنْتُمْ فِي رَفَاهِيَةٍ مِنَ الْعَيْشِ، وَادِعُونَ فَاكِهُونَ آمِنُونَ، تَتَرَبَّصُونَ بِنَا الدَّوَائِرَ، وَ تَتَوَكَّفُونَ الْأَخْبَارَ، وَ تَنْكِصُونَ عِنْدَ النِّزَالِ، وَ تَفِرُّونَ عِنْدَ الْقِتَال؛
آنچه قرائت شد فرازي از خطبه مبارک حضرت زهرا سلاماللهعليها بود که بخشهايي از آن را قبلا خوانده بوديم. ابتدا عبارات تلاوت شده را ترجمهاي تحتالفظي ميکنم و بعد در حدي که خداي متعال توفيق دهد توضيحاتي عرض مينمايم. تا اينجا حضرت خطاب به مردم ضمن اشاره به اهميت رسالت پيامبر و زحماتي که براي هدايت مردم متقبل شدند فرمودند: شما در شرايط بسيار سختي بوديد. وضعيت اقتصادي شما به حدي ضعيف بود که حتي آب آشاميدني سالمي نداشتيد و غذايتان بسيار غذاي پستي بود. در دنيا جايگاه و اعتباري نداشتيد و از لحاظ فرهنگي در نهايت پستي زندگي ميکرديد.
ادامه مطلب...
آنچه پيش رو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيتالله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 31/05/89 همزمان با شب دوازدهم ماه مبارک رمضان 1431 قمري ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
و أشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شريك له كلمة جعل الإخلاص تأويلها و ضمن القلوب موصولها و أنار في الفكر معقولها؛
حضرت زهرا سلاماللهعليها شهادت به توحيد را با سه ويژگي مشخص کردهاند. يکي اينکه اين شهادت تنها يک بيان لفظي نيست؛ بلکه حقيقت بسيار عميقي دارد و بايد سعي کرد به آن حقيقت رسيد. آن حقيقت، اخلاص است که در جلسه قبل در حدي که خداي متعال توفيق داد در اين باره بحث کرديم. بعد ميفرمايند: خداوند متعال يافتن اين حقيقت را در دلهاي انسانها قرار داده است و به تعبير ديگر، دلها را مفطور بر توحيد قرار داده است. اما بيان عقلي و تعقلياش چيزي است که در ذهن و فکر انسان تحقق پيدا ميکند که آن را هم خداوند، نوراني و روشن قرار داده است. امشب درباره اين دو جمله اخير و فرق آنها مطالبي عرض ميکنم. براي روشن شدن مطلبي که ميخواهم عرض کنم توجه به دو مقدمه لازم است.
ادامه مطلب...
آنچه پيش رو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيتالله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 04/06/89 همزمان با شب شانزدهم ماه مبارک رمضان 1431 قمري ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
... كَوَّنَهَا بِقُدْرَتِهِ، وَ ذَرَأَهَا بِمَشِيَّتِهِ، مِنْ غَيْرِ حَاجَةٍ مِنْهُ إِلَى تَكْوِينِهَا، وَ لَا فَائِدَةٍ لَهُ فِي تَصْوِيرِهَا، إِلَّا تَثْبِيتاً لِحِكْمَتِهِ، وَ تَنْبِيهاً عَلَى طَاعَتِهِ، وَ إِظْهَاراً لِقُدْرَتِهِ، و دلالَةً عَلَى رُبُوبِيَّتِه وَ تَعَبُّداً لِبَرِيَّتِهِ، وَ إِعْزَازاً لِدَعْوَتِهِ، ثُمَّ جَعَلَ الثَّوَابَ عَلَى طَاعَتِهِ، وَ وَضَعَ الْعِقَابَ عَلَى مَعْصِيَتِهِ، ذِيَادَةً لِعِبَادِهِ مِنْ نَقِمَتِهِ وَ حِيَاشَةً لهُمْ إِلَى جَنَّتِه؛
در بيان توضيح فقراتي از خطبه حضرت زهرا سلاماللهعليها به اينجا رسيديم که با عبارت کوتاهي تأکيد فرمودند که خداي متعال نهايت اختيار را دارد و همه چيز تابع مشيت اوست. به اين مناسبت انتقال پيدا کردند به اين معنا که هدفش از آفرينش اين عالم چيست؟ در جلسه گذشته به طور فشرده در اين باره توضيحي عرض کرديم. گفتيم: اگر منظور از هدف همان چيزي است که در کارهاي اختياري ما مطرح است، اين هدف درباره فاعلي صدق ميکند که احتياج به هدفي دارد و چون به آن هدف نرسيده و واجد آن کمال نيست، آن کار را انجام ميدهد تا او را به آن هدف برساند، و داشتن هدف به اين معنا در مورد خداي متعال صحيح نيست. خدا به چيزي احتياج ندارد؛ لذا حضرت زهرا سلاماللهعليها تأکيد ميفرمايند: ذَرَأَهَا بِمَشِيَّتِهِ، مِن غَير حاجةٍ مِنهُ إِلى تَكوِينِها و لا فائدةٍ في تَصويرِها.
ادامه مطلب...
بسم الله الرّحمن الرّحيم
وظايف ما در فتنه ها
آن چه پيش رو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيت الله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 18/01/89 ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
وظايف ما در فتنهها
در چند جلسه گذشته در مورد فتنه بحث ميکرديم. آخرين بحث اين بود که ما در مقابل فتنهها چه وظيفهاي داريم. گفتيم: در فتنههاي فردي که آزمايشهاي فردي روزمرّهاند، تنها وظيفه اين است که ببينيم تکليف شرعي چيست و آن را انجام دهيم؛ ولي در فتنههاي اجتماعي ما سه گونه وظيفه داريم: يک وظيفه اين است که خود را از آفات فتنه حفظ کنيم تا طعمه شيطان نشويم. وظيفه ديگر اين است که از مردمي که در معرض فتنهاند با آگاهي بخشي، دستگيري کنيم، و وظيفه سوم مقابله با فتنهانگيزان است.
ادامه مطلب...
آنچه پيش رو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيتالله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 09/06/89 هم زمان با شب بيست و يکم ماه مبارک رمضان 1431 قمري ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
... فَرَأَى الْأُمَمَ فِرَقاً فِي أَدْيَانِهَا، عُكَّفاً عَلَى نِيرَانِهَا، عَابِدَةً لِأَوْثَانِهَا، مُنْكِرَةً لِلَّهِ مَعَ عِرْفَانِهَا، فَأَنَارَ اللَّهُ بِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ ظُلَمَهَا، وَ كَشَفَ عَنِ الْقُلُوبِ بُهَمَهَا، وَ جَلَى عَنِ الْأَبْصَارِ غُمَمَهَا، وَ قَامَ فِي النَّاسِ بِالْهِدَايَةِ، وَ أَنْقَذَهُمْ مِنَ الْغَوَايَةِ، وَ بَصَّرَهُمْ مِنَ الْعَمَايَةِ، وَ هَدَاهُمْ إِلَى الدِّينِ الْقَوِيمِ، وَ دَعَاهُمْ إِلَى الطَّرِيقِ الْمُسْتَقِيم؛1
حضرت زهرا سلاماللهعليها بعد از اشاره به حکمت بعثت انبياء و به خصوص بعثت پيغمبر اکرم صلياللهعليهوآلهوسلم به توضيح وضعيت جهان در زمان بعثت آن حضرت ميپردازند. در نهجالبلاغه وقتي اميرالمؤمنين عليهالسلام وضع بشر در زمان بعثت را ترسيم ميکنند به ابعاد مختلفِ اعتقادي، اخلاقي، اقتصادي و اجتماعي جامعه آن زمان اشاره ميکنند؛ اما حضرت زهرا سلاماللهعليها فقط ناهنجاريهاي ديني آن زمان بيان ميکنند. شايد نکتهاش اين باشد که هدف اصلي حضرت از انشاء اين خطبه اتمام حجت درباره مسأله رسالت و ادامه آن يعني مسأله امامت است و ذکر مسأله فدک بهانهاي بود براي انجام رسالت و نقشي که ميتوانستند در هدايت مردم ايفا کنند؛ نقشي که اجراي آن از هيچ فرد ديگري ساخته نبود. در ادامه خطبه روشن خواهد شد که مسألهاي که حضرت زهرا سلاماللهعليها بيشترين تأکيد را روي آن دارند مسأله جانشيني اميرالمؤمنين نسبت به پيغمبر اکرم عليهماالسلام است و آنچه در اين جهت بيشتر مورد توجه است نقشي است که امام بعد از رحلت پيغمبر اکرم در ميان جامعه دارد و آن، ادامه و اتمام کار پيامبر در جامعه است.
ادامه مطلب...
بسم الله الرّحمن الرّحيم
فتنههاي اجتماعي
آن چه پيش رو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيت الله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 25/01/89 ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
نحوه شکلگيري فتنههاي اجتماعي
در چند جلسه اخير درباره فتنه بحث ميکرديم. يکي از بحثهائي که جا دارد مورد تفکر قرار گيرد، بحث کيفيت شکلگيري فتنه است. بحث مورد نظر ما، فتنههاي اجتماعي است. فتنههاي اجتماعي چگونه شکل ميگيرد؟ اين گونه مسائل را ميتوان به دو سبک بحث کرد: 1. تحليلي؛ 2. تاريخي؛ يعني يک راه اين است که تعدادي از فتنههائي را که در تاريخ اتّفاق افتاده است، مطالعه کنيم و ببينيم منشأ آنها از کجا شروع شده، چه کساني در آن دخالت داشتهاند، چه روشهائي را به کار گرفتهاند، و نهايتاً به کجا انجاميده است. اين روش تقريباً روشي استقرائي است. امّا تحليل يک واقعه، يا به طور کلي يک پديده اجتماعي به نام فتنه کار متفاوتي است، هرچند براي اينکه از قضاياي تاريخي هم نتيجه آموزنده و عبرت آموزي بگيريم باز احتياج به تحليل داريم. آنچه اکنون در نظر بنده است، روش تحليلي است. يعني ميخواهيم ببينيم اصولاً فتنه چگونه شکل ميگيرد.
ادامه مطلب...


آن چه پيش رو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيت الله مصباح يزدي ( دامت بركاته ) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريــــــــــــــــــخ 20/05/90 ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
وانْزِلْ سَاحَةَ الْقَنَاعَةِ بِاتِّقَاءِ الْحِرْصِ وَ ادْفَعْ عَظِيمَ الْحِرْصِ بِإِيثَارِ الْزهادةِ وَ اسْتَجْلِبْ حَلَاوَةَ الزَّهَادَةِ بِقَصْرِ الْأَمَلِ؛1
امام باقر صلواتاللهعليه در ادامه حديث شريفي که براي جابر بيان کردهاند ميفرمايند: با پرهيز از حرص، در عرصه قناعت نازل شو، و با انتخاب زهد و وارستگي، حرص بزرگ را از خود دور كن و به وسيله کوتاه کردن آرزها، حلاوت زهد را كسب كن!
در اين سه جمله كه كم و بيش به هم مربوطاند چند مفهوم اخلاقي ذكر شده كه همه با آنها آشنا هستيم؛ قناعت در مقابل حرص، زهد در مقابل وابستگي به دنيا، و كوتاهكردن آرزو در مقابل آرزوهاي طولاني. در مفهوم آنها و در تطبيق آنها بر مصاديق، اندکي ابهام وجود دارد. قناعت يعني انسان به آنچه دارد و براي او ميسر است اكتفا كند. اما آيا هميشه و همه جا انسان بايد به آنچه دارد اکتفا کند و اين قناعتْ مطلوب محسوب ميشود؟ آيا نبايد براي زندگي خويش كار و تلاش انجام ندهد؟ آيا تلاش براي پيشرفت در عرصه اقتصاد و ساير عرصهها نامطلوب است؟ آيا انسان هميشه بايد به نان و پنيري اكتفا كند و شكر خدا را به جا آورد؟ از طرف ديگر حرصْ مفهومي ضد ارزشي است و در بعضي از روايات يكي از پايههاي كفر شمرده شده است. حال اگر حرص مذموم است يعني هميشه انسان بايد همّتي كوتاه داشته باشد و به دنبال چيزهاي بااهميت نرود؟ افراد تنبل از اين مفاهيم اينگونه استفاده ميكنند. چون حال و حوصله كار كردن زياد ندارند ميگويند: «ما اهل قناعتايم و حرص نميورزيم!» در واقع تنبلي خود را ميخواهند با اين مفاهيم توجيه كنند. سؤال ديگر اينکه مفهوم آرزوي کوتاه با مفهوم علوّ همت كه محبوب خداست چگونه جمع ميشود؟ مصداق همت بلند كجاست و مصداق آرزوي كوتاه کدام است؟ اين سؤالها نكتههاي ابهامي است كه در اطراف اين سه جمله وجود دارد و اگر خداي متعال توفيق دهد توضيح مختصري در باره آنها عرض ميكنم.
بسم الله الرّحمن الرّحيم
بررسي چند شبهه
آن چه پيش رو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيت الله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 19/12/88 ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
در چند جلسه گذشته آن اندازه که خداي متعال توفيق داد، درباره فتنه بحث کرديم. از مطالب گذشته اين بود که فتنه يکي از مصاديق امتحان است و امتحان يک سنّت عام إلهي و غير قابل تعطيل است و هميشه به صورتهاي مختلف واقع خواهد شد. با توجه به اين مطالب ممکن است سؤالاتي مطرح شود که به دستهاي از آنها اشاره ميکنيم.
مسئوليت در سلسله مراتب اسباب فتنه
ممکن است گفته شود: وقتي امري از سنّتهاي الهي است و بايد واقع شود، به عبارت ديگر، مورد تقدير الهي است، نتيجهاش، نتيجه تقدير خداست و بايد پذيرفت و ما در مقابل آن دست بستهايم. از افرادي که ديدي سطحي دارند، زياد شنيده ميشود که در مورد مشکلات پيش رو ميگويند: «اين امور از فتنههاي آخرالزّمان است و چارهاي از آن نيست و اينها در سخنان بزرگان پيشبيني شده است»! حتّي وقتي به نحوه تربيت فرزندانشان و رفتار خانوادههايشان شکايتي مطرح ميشود، ميگويند: «آخرالزّمان است ديگر، اينها مقتضاي زمان است و بايد پذيرفت»! اينگونه افراد در واقع با اين منطق، ميخواهند خودشان را تبرئه کنند. نظير اين سؤال، شبههاي است که در مورد فتنههاي شيطان مطرح ميشود. به اين بيان که خدا خواسته انسانها آزمايش شوند، شيطان را هم خلق کرده براي اين که اين نقش را ايفا کند؛ پس شيطان نبايد مورد رجم و لعن قرار گيرد. البته نظير اين شبهه در ساير اسباب فتنه هم مطرح ميشود؛ به اين صورت که وقتي خدا خواسته اين فتنهها واقع شود: «... إِنْ هِيَ إِلاَّ فِتْنَتُكَ تُضِلُّ بِها مَنْ تَشاءُ وَ تَهْدي مَنْ تَشاء ...»1، ديگر نبايد آنها را مؤاخذه کرد؛ چراکه آنها اسباب امتحان هستند!
ادامه مطلب...
آنچه پيش رو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيتالله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 01/06/89 همزمان با شب سيزدهم ماه مبارک رمضان 1431 قمري ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
... الممتنع عن الأبصار رؤيته و عن الأوهام كيفيته و عن الألسن صفته؛1
حضرت زهرا سلاماللهعليها فرمودند که خداي متعال آشنايي و دريافت توحيد را در قلبها به وديعت گذاشته و درک عقلي توحيد را در ذهن و فکر انسان روشن و واضح قرار داده است. اين دو جمله اين معنا را به ذهن ميآورد که شناخت خدا خيلي شناخت واضح و روشني است و ممکن است توهم شود که هر کسي ميتواند درک روشني از حقيقت خدا داشته باشد. شايد براي دفع اين توهم، حضرت زهرا سلاماللهعليها چند جمله بعدي را اضافه ميکنند و ميفرمايند: درست است که خدا درک عقلي توحيد را واضح قرار داده، اما هم چشم انسان از ديدن خدا عاجز است و هم وهم انسان از تصور ذهني خدا و هم زبان انسان از وصف حقيقي او.
در اين زمينه که خدا را چگونه ميتوان شناخت و همچنين چه شناختهايي درباره خدا امکان ندارد، از ديرباز بين متکلمين بحثهاي فراواني واقع شده است. بعضيها که خيلي اهل ظاهرند و قدرت تعمق ندارند از بعضي آيات و روايات برداشت کردهاند که خدا قابل رؤيت است و با چشم سر ميتوان خدا را ديد! برخي ديگر گفتهاند: در اين عالم نميتوان خدا را با چشم ديد؛ اما در آخرت خدا با چشم ديده ميشود! بزرگاني از علماي اهل تسنن به اين سخنان تصريح کردهاند.
ادامه مطلب...
آن چه پيشرو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيت الله مصباح يزدي ( دامت بركاته ) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 04/12/89 ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
هفته وحدت فرصتي است براي اينکه همه طوايف مسلمين ارتباط بيشتري با همديگر پيدا کنند و در مقابل دشمنانشان با هم اتحاد و اتفاق بيشتري داشته باشند. خدا را بر اين نعمت شکر ميکنيم که به برکت جمهوري اسلامي چنين شرايطي فراهم شد و بسياري از دشمنيها که ناشي از تعصبات کور است از ميان برادران مسلمان برداشته شد يا بسيار تخفيف پيدا کرد. با اينکه بيش از سيسال است اين مسأله مطرح شده و هر سال مراسمي به اين مناسبت برگزار ميشود اما هنوز راجع به مفهوم وحدت اسلامي کموبيش ابهامهايي وجود دارد. برخي افراد گمان ميکنند منظور از وحدت اين است که مذاهب کلامي و مذاهب فقهي همه طوايف مسلمان يکي شوند و در عمل از يک فتوا تقليد کنند. چنين انتظاري خيلي دور از واقعيت است. سوابق ذهني انسان در فهم او و بعد هم در رفتار او تأثير دارد. پس منظور از وحدت اين نيست که اعتقادات، اعمال، رفتار و فتاوايِ همه، يکي شود؛ بلکه وحدت و اتحاد مفهومي تشکيکي و داراي مراتب است. يک مرتبهاي از اين وحدت براي همه لازم است و قطعا بايد رعايت شود وگرنه به ضرر اسلام تمام خواهد شد و فقط دشمنان اسلام نفع خواهند برد و آن اختلافاتي است که باعث ميشود مسلمانان رودرروي هم قرار گيرند، به همديگر بدگويي کنند و بينشان دشمني ايجاد شود. همه مسلمانان بايد براي رسيدن به وحدتي که مانع از اين قبيل اختلافات شود تلاش کنند به طوريکه عملا به همديگر احترام بگذارند و براي هر مسلماني مرزي قائل باشند که در حوزه کار خود، عقايد خودش را داشته باشد و به فقه خودش عمل کند. شبيه اختلافاتي که در ميان شيعيان در عمل به فتاواي مراجعشان وجود دارد. آيا وقتي ما ميگوييم: شيعيان بايد وحدت داشته باشند، معنايش اين است که همه بايد مقلد يک مرجع شوند؟! شبيه به اين راهکار بايد در بين مسلمانان اجرا شود. در بين مسلمانان بيشتر، اختلافاتِ فقهي معروف است. چهار مذهب فقهي معروف اهلسنت عبارتاند از شافعي، مالکي، حنفي و حنبلي که تابع چهار نفر از علماي بزرگشان هستند و به اسم آنها معروفاند. گويا هر کدام از اينها مقلد يک مرجعي هستند و به فتواي او عمل ميکنند. در اين صورت ميتوانيم بگوييم: شما اعمالتان را طبق فتواي مرجع خودتان انجام دهيد، ما هم اعمالمان را طبق فتواي مرجع خودمان انجام ميدهيم. وحدت در اين مقام اقتضا ميکند که رفتار ما با ساير مسلمانان طوري باشد که همديگر را به رسميت بشناسيم و اختلاف در بعضي اعتقادات کلامي يا در بعضي از فتاواي فقهي باعث نشود که همديگر را تکفير کنيم. در مقابل اين طرز فکر، فکر نادري هست که به «تکفيري» معروف است. معتقدان به اين رويکرد ميگويند: «فقط ما مسلمان واقعي هستيم و بقيه همه کافرند و خونشان حلال است و ميتوان به ناموسشان تجاوز کرد!» اگر اين دسته که طايفه بسيار اندکي هستند را کنار بگذاريم ساير مسلمانان چنين اعتقادي ندارند. بلکه سالها در کنار هم زندگي کرده و با هم دوست و برادر بوده اند.
ادامه مطلب...
آن چه پيش رو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيت الله مصباح يزدي ( دامت بركاته ) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريـــــــــخ 25/05/90 ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بص يرت ما ب يافزا يد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
وَتَعَرَّضْ لِرِقَّةِ الْقَلْبِ بِكَثْرَةِ الذِّكْرِ فِي الْخَلَوَاتِ؛1
در ادامه حديث شريفي كه از امام باقر صلواتاللهعليه خطاب به جابربنيزيدجعفي نقل شده، حضرت ميفرمايند: «براي رقّت قلب، در خلوتها زياد ياد خدا كن.» رقّت قلب حالتي است كه به موجب آن، انسان در مقابل عواملي كه موجب برانگيخته شدن احساسات و عواطف ميشوند زود منفعل ميشود. اثر ظاهري آن هم اشك چشم است. البته عوامل ريزش اشك مختلف است. شايد بعضي گمان ميكنند كه گريهكردن فقط در اثر ترس است؛ آن هم ترس از عذاب جهنم. ولي گريه انواعي دارد؛ ممکن است گر يه در اثر شادي ناگهان ي و مفرط باشد. مثلا مادري كه بعد از سالها فرزندش را م يب يند آن قدر شاد ميشود كه گريه ميكند. گاهي گريه از رو ي شرم است. مثلا اگر انسان نسبت به كسي اهانتي کرده باشد، وقتي با او مواجه ميشود از شرم گريهاش ميگيرد. گاهي گريه به خاطر ناام يد ي از حصول نت يجه است. به هر حال، اين حالت انفعال در انسان «رقّت قلب» گو يند و اثر ظاهري آن گر يه کردن است.
آن چه پيشرو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيت الله مصباح يزدي ( دامت بركاته ) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 11/12/89 ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
موضوع بحث ما خطبه حضرت زهرا سلاماللهعليها بود که به خطبه فدکيه معروف است. براي حفظ ارتباط بحث، خلاصهاي از مباحث گذشته را عرض ميکنم. داستان از اين قرار است که بعد از رحلت رسول خدا صلياللهعليهوآله عدهاي جمع شدند و به اين عنوان که مبادا جامعه اسلامي بيرهبر بماند، براي پيغمبر خليفه تعيين کردند. مخالفان هم حرفشان به جايي نرسيد و غلبه با آن گرايشي بود که ميگفت: «بايد مردم براي پيغمبر جانشين تعيين کنند!» از جمله کارهايي که حکومت از همان روزهاي اول انجام داد اين بود که ملکي که پيغمبر اکرم با دستور الهي به حضرت زهرا سلاماللهعليها واگذار کرده بود از ايشان گرفتند و گفتند: «اين اموال بايد در اختيار حاکم قرار بگيرد!» حضرت زهرا سلاماللهعليها چند مرتبه درباره اين تصرف به حاکم وقت اعتراض کردند. طبق روايات ما و بعضا اهل تسنن، در يک مرحله خليفه اول دست خطي نوشت که اين ملک مال حضرت زهراست؛ ولي کساني ديگر اين را برنتافتند و آن دست خط را گرفتند و از بين بردند.
نکتهاي که نبايد فراموش شود اين است که برخلاف گمان افراد سادهانگار، اصرار حضرت زهرا سلاماللهعليها بر اين مسأله به خاطر منافع اقتصادي نبود؛ بلکه بعد از نااميدي از بازگشت خلافت به مسير اصلي خودش، احساس وظيفه کردند که دو مسأله را هم براي معاصرين خود و هم براي آيندگان روشن کنند؛ مسأله اول اينکه بايد همه بدانند اين عملي که صورت گرفت به اجماع مسلمانان نبوده است و مسأله دوم اينکه انتخابي که صورت گرفت انتخاب خوبي نبوده و کساني که امور را به دست گرفتهاند صلاحيت اين کار را ندارند. حضرت زهرا سلاماللهعليها به اين منظور چند مرتبه به مسجد که محل حکومت بود تشريف بردند و با خليفه وقت صحبتهايي کردند. حضرت در يک جلسه فرمودند: «فدک ملکي است که پدرم به من بخشيده است (نحلة أبي) و در زمان خود پيغمبر و بعد از ايشان هم در اختيار من بوده است. اکنون شما به چه دليل آن را تصرف کرديد؟!» به ايشان گفته شد: «شما براي اين ادعا بايد دليل و شاهد بياوريد!» اين پاسخ برخلاف اصول قضاوت اسلامي بود؛ چراکه وقتي ملکي در تصرف کسي باشد به اصطلاح بر آن يد دارد و اگر کسي ادعايي نسبت به آن داشته باشد قاضي نبايد از صاحب يد دليل بخواهد؛ بلکه کسي که عليه آن ادعا ميکند بايد بينه بياورد (البينة علي المدعي). ولي آنها اصرار داشتند که: «فعلا ملک در دست ماست و شما اگر حرفي داريد بايد بينه اقامه کنيد!» حضرت زهرا سلاماللهعليها، اميرالمؤمنين عليهالسلام و امايمن را به عنوان شاهد معرفي کردند. مطابق سنت پيغمبر اکرم صلياللهعليهوآله وقتي يک شاهد آن قدر معتبر باشد که کسي او را دروغگو نميداند شهادت او به جاي دو شاهد قبول ميشود. خزيمة بن ثابت کسي بود که پيغمبر اکرم شهادت او را به جاي دو شهادت قبول کردند و لقب «ذوالشهادتين» گرفت. در اينجا شايسته بود وقتي مثل علي (ع) شهادت ميدهد ديگر سراغ شاهد ديگري را نگيرند. اما اين شهادت را هم نپذيرفتند. سرانجام اين جلسه بدون اينکه ادعاي حضرت را بپذيرند تمام شد. يکي دو مرتبه ديگر رفتوآمدها و گفتوگوهايي انجام شد که در يک مرتبه بالاخره خليفه نتوانست جواب متقني بدهد. لذا نوشتهاي به عنوان سند به حضرت داد که آن سند هم از بين رفت.
حضرت زهرا سلاماللهعليها بار ديگر به مسجد تشريف بردند و فرمودند: «حال که نحله بودن فدک را نپذيرفتيد، بايد بدانيد که من يگانه دختر پيغمبرم و اگر پيغمبر ارثي داشته باشد به من ميرسد. بايد آن را به عنوان ارث به من بدهيد.» اين مسأله هم در واقع زمينهاي براي اثبات عدم صلاحيت متصديان حکومت و قضاوت بود. وقتي حضرت زهرا سلاماللهعليها ادعاي ارث کردند در جواب ايشان گفته شد که: «پيغمبران ارثي به جا نميگذارند. قانون ارث براي مردم عادي است. وقتي پيغمبران از دنيا بروند اموالشان هم بايد در راه خدا مصرف شود!»
ادامه مطلب...
آن چه پيشرو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيتالله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 03/09/89 ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
فرارسيدن عيد سعيد غدير، عيداللهالأکبر را به پيشگاه مقدس وليعصر ارواحنافداه تبريک و تهنيت عرض ميکنم و براي اين که در شب عيد غدير يادي از مولا اميرالمؤمنين صلواتاللهعليه کرده باشيم نکتهاي را در رابطه با عيد غدير عرض ميکنم.
ما در قنوت نماز عيد فطر و نماز عيد اضحي ميخوانيم: «الذي جعلته للمسلمين عيدا.» از اينگونه تعبيرات ميتوان استفاده کرد که عيد فطر و عيد اضحي، عيد مسلماناناند. اما در روايات از عيد غدير به عنوان عيد الله الاکبر ياد شده است و اين تعبير، بار معنايي زيادي دارد. اين عيد، عيد خداست و عيد فطر عيد مسلمانان. در توضيح علت اين نامگذاري شايد بتوان گفت: مسلمانان در ماه رمضان يک ماه روزه ميگيرند و از خداوند انتظار پاداش دارند. ايشان براي تتميم عبادت يکماهه، عيد ميگيرند و در آن روز نماز ميخوانند. در واقع عيد فطر مکمل يک ماه روزهداري است. از طرف ديگر خداي متعال در طول 23 سال اسلام را بر پيغمبر اکرم نازل کرد و در طول اين مدت به هر مناسبت حکمي نازل فرمود. با اين حال هنوز اين دين ناقص بود. اما بالاخره يک روز فرمود: الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُم.1 عيد فطر روز اکمال ماه رمضان است؛ اما امروز روزي است که خدا کار خود را کامل ميکند. خدا تشريع دينش را با ولايت علي عليهالسلام کامل کرد. پس اين عيد، عيدالله است. از اينرو ميتوان گفت: اين عيد حتي بر عيد فطر و عيد اضحي شرف دارد. از خداوند درخواست ميکنيم که توفيق عبادت در اين روز را هم به ما مرحمت کند. به خدا قسم! اگر اميرالمؤمنين عليهالسلام گوشه چشمي به ما کند سعادت دنيا و آخرت ما تضمين ميشود.
ادامه مطلب...
بسماللهالرّحمنالرّحيم
آن چه پيشرو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيت الله مصباح يزدي ( دامت بركاته ) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريـــــــــــــــــــــخ 17/05/90 ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
عوامل ايجاد انگيزه شُکر
مروري بر گذشته
يَا جَابِرُ اسْتَكْثِرْ لِنَفْسِكَ مِنَ اللَّهِ قَلِيلَ الرِّزْقِ تَخَلُّصاً إِلَى الشُّكْرِ وَ اسْتَقْلِلْ مِنْ نَفْسِكَ كَثِيرَ الطَّاعَةِ لِلَّهِ إِزْرَاءً عَلَى النَّفْسِ وَ تَعَرُّضاً لِلْعَفْوِ؛1
در ادامه حديث شريف جابر به اينجا رسيديم که امام باقر عليهالسلام بعد از بيان اوج مقام ولايت اهلبيت صلواتاللهعليهماجمعين، دستوراتي عملي براي کسب فضايل و نهايتا رسيدن به اين مقام عالي بيان ميفرمايند. ابتدا تمهيدي براي اين مطلب ذکر ميفرمايند و آن اينکه توقع نداشته باش از روز اول هيچ لغزشي نداشته باشي و همه کارهايت بر روالي صحيح انجام گيرد. آنچه مهم است اين است که در آغاز راه سعي کني ايمان قوي داشته باشي و ملکه تقوا را کسب کني. بعد از آن نوبت اين است که با نفس دائما کشتي بگيري و اين جريان تا پايان عمر ادامه دارد. گاهي مؤمن بر نفس پيروز ميشود و گاه نفس بر او پيروز ميگردد، ولي اين مسايل نبايد موجب سستي عزم و اراده مؤمن شود؛ بلکه بايد هر گاه زمين خورد تصميم او براي ادامه کار جديتر و قويتر شود.
آنچه پيش رو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيتالله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 11/06/89 همزمان با شب بيست و سوم ماه مبارک رمضان 1431 قمري ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
... ثُمَّ قَبَضَهُ اللَّهُ إِلَيْهِ قَبْضَ رَأْفَةٍ وَ اخْتِيَارٍ، وَ رَغْبَةٍ وَ إِيْثَارٍ فَمُحمّد صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ عَنْ تَعَبِ هَذِهِ الدَّارِ فِي رَاحَةٍ، قَدْ حُفَّ بِالْمَلَائِكَةِ الْأَبْرَارِ، وَ رِضْوَانِ الرَّبِّ الْغَفَّارِ، وَ مُجَاوَرَةِ الْمَلِكِ الْجَبَّارِ، صَلَّي اللَّهُ عَلَي أَبِي نَبِيِّهِ وَ أَمِينِهِ عَلَي الْوَحْيِ وَ صَفِيِّهِ وَ خِيَرَتِهِ مِنَ الْخَلْقِ وَ رَضِيِّهِ، وَ السَّلَامُ عَلَيْهِ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُه؛1
حضرت زهرا سلاماللهعليها بعد از شهادت به رسالت پدر بزرگوارشان و بيان نقشي که در هدايت مردم بر عهده داشتند ميفرمايند: خداي متعال او را با مهرباني و با انتخاب شايسته، قبض روح کرد. تعبير بعدي «و رَغبةً و إيثار» است. بعضي از شارحين فرمودهاند: اين رغبت و ايثار از طرف پيغمبر است؛ يعني خدا با مهرباني ايشان را قبض روح کرد و ايشان از زندگي دنيا صرف نظر کردند و زندگي عند الله را بر زندگي دنيا ترجيح دادند؛ يعني از هيچ يک از دو طرف نارضايتي نبود. هم خدا ميخواست که ايشان را از اين عالم ببرد و از گرفتاريهاي اين عالم خلاص کند و هم خود ايشان در اين بازگشت به سوي خدا رغبت داشتند و آن را انتخاب کردند. بعد اضافه ميفرمايند که: پس پدرم در حاليکه فرشتگان برتر خدا او را احاطه کرده بودند و مشمول رضوان پروردگار غفار بود از رنج اين دنيا راحت شد و به مجاورت و همسايگي خداي متعال نايل گرديد، و در ادامه اينگونه بر پدرشان صلوات ميفرستند: صَلَّي اللَّهُ عَلَي أَبِي نَبِيِّهِ وَ أَمِينِهِ عَلَي الْوَحْيِ وَ صَفِيِّهِ وَ خِيَرَتِهِ مِنَ الْخَلْقِ وَ رَضِيِّهِ، وَ السَّلَامُ عَلَيْهِ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُه.
![]()
آن چه پيشرو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيت الله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 01/10/89 ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
بحث ما حول خطبه حضرت زهرا سلاماللهعليها بود. ذکر کلمات اهل بيت و يادآوري فرمايشاتشان از هر جهت مطلوب است؛ اولاً: خود اين فرمايشات نور است (کلامکم نور)1. ثانياً: قانون محبت اقتضا ميکند که محب، هر سخني که از محبوبش باقي مانده است را شناسايي کند، بهتر بفهمد و از مضامينش استفاده کند. ثالثاً: مضامين اين سخنان، راهگشاي زندگي ما انسانها و نشانههايي براي يافتن راه سعادت ابدي و به عنوان ارزشمندترين داروي دردهاي اجتماعي ماست و ما بايد از اين سخنان استفاده کنيم و نسبت به فرمايشات اهلبيت صلواتاللهعليهم اهتمام کافي داشته باشيم. ادامه مطلب...
بسم الله الرّحمن الرّحيم
فتنههاي اجتماعي و ترفندهاي شياطين
آن چه پيش رو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيت الله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 15/02/89 ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
خلاصه مباحث گذشته
در جلسات اخير تحليلي از کيفيت پيدايش فتنههاي اجتماعي در جوامع ديني را ارائه داديم. عرض کرديم: اين فتنهها معمولاً به وسيله سه گروه انجام میگيرد: يک گروه کساني که به تعبير قرآن کريم از شياطين هستند و براي رسيدن به اغراض شوم خود يک سلسله پديدههاي اجتماعي را طراحي میکنند. گروه دوم عامل مباشر در ايجاد فتنه در جامعه هستند که از عوامل پشت پرده، إلهام میگيرند و پشتيباني میشوند و براي رسيدن به آمال و آرزوهاي پست دنيوي، دينشان را ميفروشند. گروه سوم کساني هستند که اهل اطاعت و عبادتاند و احياناً معلوماتي هم دارند؛ ولي نسبت به فعاليتهاي شياطين و نقشههاي آنها آگاهي ندارند؛ گاهي به گمان انجام وظيفه، کاري ميکنند که در واقع عامل تأييد فتنهگران ميشود. گاهي تأثير ايشان در جامعه از هر دو گروه ديگر بيشتر است؛ ما نسبت به اين گروه بايد حساسيت بيشتري داشته باشيم. در اينجا نبايد اسلحهاي به کار برد، نبايد بياحترامي کرد؛ اما بايد از راههاي عاقلانه آنها را متوجّه اشتباهشان کرد.
ادامه مطلب...
![]()
بسم الله الرّحمن الرّحيم
جنگ نرم
آن چه پيش رو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيت الله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 22/02/89 ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
جنگ نرم
در جلسات گذشته مطالبي را حول محور فتنه مطرح کرديم. از بحثهاي مفهوم شناسانه به اين نتيجه رسيديم که فتنه کاربردهاي متفاوتي دارد و آن معنايي که امروز در فرهنگ ما شناخته شده است، عبارت است از مجموعهاي از فعاليتهاي سازمان يافته براي ايجاد نوعي اختلال و تشويش در جامعه. اين فعاليّتها گاهي صرفاً براي اهداف مادّي و دنيوي است و در قالب فعاليّتهاي مادي انجام ميگيرد، و گاهي فراتر از اهداف مادي است و شامل اهداف معنوي هم ميشود. در جائي که فقط اهداف مادي دنبال ميشود، هدف نهايي اين است که قدرت را از دست يک عدّه سلب کنند و خود آن را تصاحب کنند. در فتنههاي معنوي، يا در هدف و يا در روش، بيش از اين مد نظر است؛ يعني ممکن است هدف نهايي تسلط بر ثروت، قدرت و امکانات مادّي باشد؛ امّا از آنجا که جامعه مورد نظر، يک جامعه ديني است، ابتدا با عقايد و باورهاي ديني آنها مبارزه ميکنند، تا زمينه براي رسيدن به آن هدف فراهم شود. در همه انواع فتنه يک سري سياستهاي کلي مشترک وجود دارد؛ ولي در اين قسم اخير که پاي دين در ميان است، خيلي روشها پيچيدهتر و شناخت و مبارزه با آن مشکلتر ميشود. اگر بخواهيم واژه فتنه را به اين مفهوم با ادبيات امروز مقايسه کنيم، تقريباً فتنه با «جنگ نرم» مساوي ميشود که در مقابل جنگ سخت، که واژه عربي آن «حرب» است، قرار دارد. يعني دو گروهي که در مقابل هم قرار ميگيرند، ممکن است براي نابودي يکديگر، علناًً به روي هم اسلحه بکشند، که اين جنگ سخت است، و يا ابتداء سعي ميکنند با فعاليّتهاي تبليغاتي به اهدافشان برسند. اگر هدف محقق شد، به همان اکتفاء ميکنند و گرنه ممکن است به جنگ سخت هم منتهي شود.
ادامه مطلب...

آنچه پيش رو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيتالله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 25/05/89 همزمان با شب ششم ماه مبارک رمضان 1431 قمري ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
با توفيق الهي گفتگو درباره خطبه معروف حضرت زهرا سلاماللهعليها را شروع ميکنيم؛ به مناسبت اينکه اين خطبه، خطبه فدکيه ناميده ميشود خوب است ابتدا شرحي درباره مسأله فدک داده شود؛ چراکه بسياري از نوجوانان ما اطلاع درستي از اين قضيه ندارند. فدک اسم سرزميني است در شمال مدينه در نزديکي قلعههاي خيبر که حدود يکصد کيلومتر با مدينه فاصله دارد. ساکنين اين قلعهها و سرزمينها طوايفي از يهود بودند. آمدن يهود به حجاز و سکونتشان در مدينه به قرنها قبل از ظهور اسلام برميگردد. علماي يهود از پيامبران سلاماللهعليهمأجمعين شنيده و در کتابها خوانده بودند که در آخرالزمان پيامبري مبعوث ميشود که پيامبران پيشين را تصديق ميکند و دينش جهانگير ميشود. آنها به اميد درک پيامبر آخرالزمان و ايمان به او به حجاز مهاجرت کردند و در اطراف مدينه ساکن شدند؛ زيرا ميدانستند که پايتخت آن پيغمبر مدينه خواهد بود. يهوديان اطراف مدينه سه طايفه معروف بودند (بنيقريظه، بنيقينقاع، بنينظير) که ويژگيهاي خاصي داشتند اولا مثل ساير يهوديان بسيار مالدوست بودند و فکر اقتصادي داشتند. ويژگي دوم آنها دورانديشي و عاقبتانديشي بود. وقتي وارد حجاز شدند سعي کردند که سرزمينهاي حاصلخيز و مکانهاي استراتژيک را شناسايي کنند و قلعههاي محکمي براي خود بنا کنند. ويژگي سوم اين قوم هم اين بود که اهل علم و دانش بودند و نسبت به اعراب، از تمدن برتري برخوردار بودند. يهوديان با اين ويژگيها از موقعيت خاصي در بين اعراب برخوردار بودند.
ادامه مطلب...آنچه پيش رو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيتالله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 30/05/89 همزمان با شب يازدهم ماه مبارک رمضان 1431 قمري ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
... وَ أَشْهَدُ أَنَّ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ، كَلِمَةٌ جَعَلَ الْإِخْلَاصَ تَأْوِيلَهَا، وَ ضَمَّنَ الْقُلُوبَ مَوْصُولَهَا، وَ أَنَارَ فِي الْفِكْرَةِ مَعْقُولَهَا؛1
در اين خطبه شريف بعد از حمد خداي متعال شهادت به توحيد است. اين سنت پيامبر اکرم و ائمه اطهار صلواتاللهعليهماجمعين در انشاء خطبه است که اول حمد و شکر خدا را به جا ميآورند و بعد شهادت به توحيد ميدهند و بعد ساير مطالب مورد نظر را بيان ميکنند. حضرت زهرا سلاماللهعليها ميفرمايند: شهادت به وحدانيت خدا کلمهاي است که ظاهري دارد و باطني. ظاهر آن همين است که ميگوييم: شهادت ميدهم خدا يکي است؛ اما حقيقتي دارد که بايد آن را درک و در عمل پياده کرد. به تعبير حضرت، تأويل اين شهادت، اخلاص است. بعد در جمله دوم اشاره به نکتهاي ميکنند که باب وسيعي در معرفت الهي است؛ ميفرمايند: خداي متعال نوعي از معرفت به خود و به وحدانيت خودش را در درون دلها قرار داده است، و در جمله سوم اشاره ميکنند که خداي متعال معرفت علمي و ذهني را هم که با فکر حاصل ميشود، خيلي روشن و واضح قرار داده است.
ادامه مطلب...
بسم الله الرّحمن الرّحيم
اقسام فتنهگران
آن چه پيش رو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيت الله مصباح يزدي - دامت بركاته- در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 05/12/88 ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
موضوع بحث در چند جلسه گذشته فتنه بود. اندکي پيرامون مفهوم فتنه از لحاظ لغوي، کاربرد عرفي و شرعي بحث کرديم و اكنون دنبالة بحث را پي ميگيريم.
اقسام فتنهکنندگان
قرآن کريم گاهي فاعليت فتنه را به خداي متعال، گاهي به شيطان و در بسياري از آيات، به انسانها نسبت دادهاست. حتّي در يک مورد فتنه به خود شخص نسبت داده شدهاست؛ يعني به کساني گفته شما خودتان موجب فتنه براي خود شديد. در آيه 13 و 14 از سوره حديد میفرمايد: در روز قيامت عدّهاي از ضعفاءالايمان و منافقين میبينند مؤمنين داراي نورانيتي هستند و به راحتي از صراط عبور میکنند؛ ولي خودشان در تاريکي به سر میبرند و جلوي پایشان را نمیبينند و نمیدانند کجا بروند. میبينند بسياري از اين مؤمنين از دوستان يا همسايگانشان بودهاند. در حالي که آن ها را صدا میزنند، میگويند: «... انْظُرُونا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِكُم ...»: نگاهي به ما کنيد تا نور شما به ما هم بتابد و ما از نور شما استفاده کنيم. در جوابشان گفته میشود: «... ارْجِعُوا وَراءَكُمْ فَالْتَمِسُوا نُورا ...»: به پشت سر خود بازگرديد و كسب نور كنيد! بعد از توصيف اين ماجرا میفرمايد: اينها سؤال میکنند: مگر ما در دنيا با شما نبوديم؟ مؤمنين جواب میدهند: بله شما در ظاهر همراه ما بوديد، «... وَلَكِنَّكُمْ فَتَنتُمْ أَنفُسَكُمْ وَتَرَبَّصْتُمْ وَارْتَبْتُمْ وَغَرَّتْكُمُ الْأَمَانِيُّ حَتَّى جَاء أَمْرُ اللَّهِ وَغَرَّكُم بِاللَّهِ الْغَرُورُ». مقصود ما عبارت «وَلَكِنَّكُمْ فَتَنتُمْ أَنفُسَكُمْ» است، که فتنه را به خود اينها نسبت میدهد و میگويد: شما خود موجب فتنه خودتان شديد.
ادامه مطلب...
آن چه پيش رو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيت الله مصباحيزدي (دامتبركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 12/08/89 ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
در جلسات قبل بخشهايي از خطبه مبارک حضرت زهراسلاماللهعليها را تلاوت کرديم و به اين عبارت رسيديم که حضرت ميفرمايند: «وَ الْقِصَاصَ حَقْناً لِلدِّمَاء؛ خداي متعال حکم قصاص را براي جلوگيري از خونريزي تشريع فرمود.» براي توضيح اين مطلب به مسألهاي از مسائل فلسفه حقوق اشاره ميکنم.
يکي از مباحثي که در مکاتب حقوقي مختلف دنيا مطرح ميشود اين است که اصولاً فلسفه جعل قوانين جزايي چيست؟ از آنجا که ممکن است بعضي از شنوندگان با اين مباحث آشنا نباشند مقدمهاي را عرض ميکنم.
مسلماً ما براي حفظ مصالح زندگي اجتماعي به قانون نيازمنديم. نبود ضابطه در رفتار انسانها موجب اختلال در زندگي آنها ميشود. اصل اين مسأله يا بديهي يا قريب به بديهي است و کمتر کسي است که در اين جهت شک داشته باشد. اما صرفاً با وضع قانون مشکل حل نميشود؛ چراکه قوانين خود به خود ضمانت اجرا ندارند. از اين رو باز براي تأمين مصلحت اين قوانين، قانونگذار قوانين ديگري که ناظر به آن قوانين است وضع ميکند و ميگويد: «اگر کسي از آن قوانين تخلف کرد بايد مجازات شود.» اگر اين قوانين دوم هم مثل قوانين اول فقط روي کاغذ نوشته شده باشد مجدداً همان اشکال اول متوجه اينها هم ميشود. لذا بايد اين دسته از قوانين يک ضامن اجرايي قوي داشته باشند تا جريمه را به زور به متخلف تحميل کند.
خصوصيت قوانين دسته اول اين است که با زور اجرا نميشوند. آنها ميگويند: فلان نوع معامله باطل است؛ رشوه گرفتن ممنوع است؛ گرانفروشي ممنوع است و ... . اما دسته دوم ميگويند: اگر کسي از قوانين تخلف کند مجازات ميشود. اين مجازات بايد اجباري باشند و بايد به کمک قوه قهريه اعمال شوند. اساساً يکي از دلايل ضرورت حکومت همين نکته است. اگر آن قوانين هيچگونه ضمانت اجرايي نداشته باشند مثل دستورات اخلاقي، موعظهاي بيش نخواهند بود. حکومت بايد قدرتي داشته باشد که بتواند قوانين کيفري را اجرا کند. به اين ترتيب ضرورت وجود قوانين کيفري ثابت ميشود.
ادامه مطلب...
آن چه پيش رو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيت الله مصباح يزدي(دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ07/11/88 ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
«أَعُوذُ بِاللهِ مِن الشَّيطانِ الرَّجِيم * بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ * الم *أَ حَسِبَ النَّاسُ أَن يُترَْكُواْ أَن يَقُولُواْ ءَامَنَّا وَ هُمْ لَا يُفْتَنُونَ»1
موارد ابتلا و امتحان در نهج البلاغه
در اين جلسه اندکي به بررسي موارد استعمال واژههاي ابتلا و امتحان در نهجالبلاغه ميپردازيم. اميرالمؤمنين - عليه السلام - در خطبه 192، معروف به خطبه قاصعه که بزرگترين خطبه نهجالبلاغه است، بيان بسيار زيبا و منظّمي درباره امتحانات الهي در عالم خلقت دارند که گويا تاريخچهاي از امتحانات الهي است.
اولين مورد امتحان در عالم خلقت
حضرت در ابتدا ميفرمايند: خداي متعال وقتي حضرت آدم را خلق کرد، فرشتگان و ابليس را به وسيله حضرت آدم امتحان کرد. گويا اوّلين مورد امتحان در عالم خلقت، امتحان فرشتگان و ابليس به وسيله حضرت آدم بود. خداي متعال به فرشتگان و ابليس - که در صف ملائکه قرار داشت - امر فرمود: همه در مقابل او به خاک بيفتيد: «فَقَعُوا لَهُ ساجِدين»1. فرشتگان همه بي چون و چرا به سجده افتادند. در رابطه با اينکه همه فرشتگان بودند يا فرشتگان ارضي - فرشتگان موکّل در زمين - قدر متيقن همه فرشتگان ارضي که موکّل به اين عالم هستند، بودهاند؛ چون در برخي روايات اشاره شده که دستهاي از فرشتگان، آنچنان مستغرق در جلال و جمال الهي هستند که اصلاً از اينکه خدا انسان و آدمي آفريده است، با خبر نشدهاند (نرد علمها الي اهلها.)
در ميان اينها فقط ابليس از جنس فرشتگان نبوده است؛ امّا از کثرت عبادت بسيار شبيه آنها شده بود، به طوري که ديگر ملائکه گمان ميکردند که وي نيز از آنهاست؛ لذا وقتي به ملائکه خطاب شد که سجده کنيد، از آنجا که به اين جمع خطاب شد، ابليس هم با اينکه از جنّ بود، مکلّف بود سجده کند.
ادامه مطلب...

آن چه پيش رو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيت الله مصباح يزدي(دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 16/10/88 ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
«أَعُوذُ بِاللهِ مِن الشَّيطانِ الرَّجِيم * بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ * الم *أَ حَسِبَ النَّاسُ أَن يُترَْكُواْ أَن يَقُولُواْ ءَامَنَّا وَ هُمْ لَا يُفْتَنُونَ»1 در اين روزها از فتنه، فتنههاي آخر الزمان و از اين مقولات زياد صحبت میشود. يکي از کليدواژههاي قرآن کريم و روايات، از جمله نهجالبلاغه، همين واژه فتنه و مشتقات آن است. شايد در قرآن کريم اين مادّه در حدود 60 مورد و در نهجالبلاغه حدود 80 مورد به کار رفته باشد. جا دارد که بحث جامعي در اين زمينه انجام بگيرد.
مفهوم فتنه
ترتيب منطقي بحث اقتضا میکند که اول در باره مفهوم فتنه صحبت کنيم. اصلاً فتنه به چه معناست؟ موارد کاربرد آن کدام است؟ و چرا اين واژه به کار رفته است؟ به هر حال محور اول مبادي تصوري بحث است. در قرآن کريم واژة فتنه در موارد مختلفي ذکر شده است که مورد استعمال آنها شباهت کمي به همديگر دارند، و عملاً حکم مشترک لفظي را دارند. بسياري از لغويين سعي میکنند حتي مشترکات لفظي را هم به يک اصل يا دو اصل برگردانند و بگويند اصل اين معاني يک چيز است و با خصوصيات مورد يا با اضافه کردن ويژگیهايي، معناي دوم و سوم به وجود میآيد. در اين زمينه افراط و تفريطهايي هم وجود دارد. يک بحث اين است که اصلاً اين کار، کار درستي است؟ اگر منظور اين است که اينها را به يک مشترک معنوي برگردانيم و بگوئيم: اصل، يک معناست و آن تعدّد معاني، خصوصيات مورد است، مثل انسان که در بين همه افراد مشترک است و ويژگیهاي نژاد، زبان، خون، رنگ، جنسيت، و... باعث میشود انسان يک جا مرد و يک جا زن باشد، يک جا سياه و يک جا سفيد باشد؛ انصاف اين است که اين کار ميسّر نيست و اين کار نادرستي است. گاهي آن قدر معاني با هم تفاوت دارند که نمیتوان گفت: اينها مشترک معنوي هستند. امّا اگر مقصود، کاري است که در زبانشناسي هم معمول است که میگويند: اصل يک لغتي، يک معنايي بوده و تدريجاً در طول زمان، تحوّلاتي پيدا کرده و بعداً يک معناي ديگري پيدا شده که به اصطلاح به آن منقول میگويند و بعد جهت نقل را پيدا کنند تا بدانند به چه مناسبت از اين معنا به يک معناي ديگر منتقل شده است، يک چنين تلاشي براي کشف ارتباط بين معاني مختلف در حدّ معقولي که عرفپسند باشد (نه اينکه تکلّفات زيادي داشته باشد) کار درستي است و اين کار يک فرعي از فروع زبانشناسي است.
ادامه مطلب...

آن چه پيش رو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيت الله مصباح يزدي ( دامت بركاته ) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريــــــــــــــخ 14/02/90 ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
فرا رسيدن ايام شهادت حضرت صديقه کبري فاطمه زهرا سلاماللهعليها را به پيشگاه مقدس ولي عصر اروحنالهالفداء و همه علاقهمندان به اهلبيت عليهمالسلام تسليت عرض ميکنيم. بحث ما در اين محفل شريف در اطراف خطبه شريف فدکيه، به اينجا منتهي شد که حضرت زهرا سلاماللهعليها بعد از بيانات متعددي رو به انصار کرده و مسئوليت ايشان در آن مقطع زماني يعني دفاع از اهلبيت و حقوق آنها را به ايشان تذکر دادند. حضرت با استفاده از آياتي از قرآن که لحن بسيار شديدي داشتند آنها را انذار فرمودند.
ميتوان حدس زد که بعد از بيانات حضرت که در چند مورد بسيار کوبنده، محرک و موجب تهييج احساسات و عواطف مردم ميشد، چه جوّي در مجلس به وجود آمده بود و مسلماً آرام کردن چنين جوّي به هنر فراواني نيازمند است. از اينرو آن کسي که در مقام خلافت قرار گرفته بود با زيرکي خاصي و با لحن بسيار محبتآميزي نسبت به اهلبيت، شروع به سخنراني کرد. اين عکسالعمل واقعاً نشانه نبوغ اين افراد در اين گونه مسائل است. وي در جواب حضرت مطالبي گفت که حقيقتاً بايد روانشناسان روي آن کار کنند؛ چراکه در اين فضا براي آرام کردن مردم ممکن نبود بهتر از اين صحبت کرد. در ادامه، سخنان به اصطلاح خليفه اول را ميخوانم تا مقداري با لحن کلام وي آشنا شويد.
ادامه مطلب...

آن چه پيش رو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيت الله مصباح يزدي ( دامت بركاته ) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريــــــــــخ 26/05/90 ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
وَاسْتَجْلِبْ نُورَ الْقَلْبِ بِدَوَامِ الْحُزْنِ؛ 1
امام باقرعليهالسلام در اين فراز ميفرمايند: «براي دريافت نور قلب از دوام حزن استفاده كن!» يعني اگر ميخواهي قلب تو نوراني شود سعي كن هميشه حزن داشته باشي. درباره اين جمله سؤالاتي مطرح ميشود كه در حدي كه خداي متعال توفيق دهد توضيحاتي عرض ميكنم. برخي از سؤالاتي که در اين باره ميتوان مطرح کرد عبارتاند از: قلب چيست؟ نور قلب يعنيچه؟ منظور حضرت از اينكه ميفرمايند: «انسان بايد هميشه حزن داشته باشد» چيست؟ اين حزن نسبت به چيست؟ آيا هر حزني مطلوب است؟ آيا اسلام ميخواهد مردم هميشه غمگين و افسرده باشند يا ميخواهد مردم شاد و بانشاط باشند؟ و بالاخره رابطه بين حزن و نور قلب چيست؟
بسماللهالرّحمنالرّحيم
آن چه پيش رو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيت الله مصباح يزدي ( دامت بركاته ) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريـــــــــــــــــخ 16/05/90 ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
دنيا، ميدان کُشتي با نفس
شرط ورود به ولايت کامل اهلبيت عليهمالسلام
وَ اعْلَمْ بِأَنَّكَ لَا تَكُونُ لَنَا وَلِيّاً حَتَّى لَوِ اجْتَمَعَ عَلَيْكَ أَهْلُ مِصْرِكَ وَ قَالُوا إِنَّكَ رَجُلُ سَوْءٍ لَمْ يَحْزُنْكَ ذَلِكَ وَ لَوْ قَالُوا إِنَّكَ رَجُلٌ صَالِحٌ لَمْ يَسُرَّكَ ذَلِكَ وَ لَكِنِ اعْرِضْ نَفْسَكَ عَلَى مَا فِي كِتَابِ اللَّهِ فَإِنْ كُنْتَ سَالِكاً سَبِيلَهُ زَاهِداً فِي تَزْهِيدِهِ رَاغِباً فِي تَرْغِيبِهِ خَائِفاً مِنْ تَخْوِيفِهِ فَاثْبُتْ وَ أَبْشِرْ فَإِنَّهُ لَا يَضُرُّكَ مَا قِيلَ فِيكَ وَ إِنْ كُنْتَ مُبَايِناً لِلْقُرْآنِ فَمَا ذَا الَّذِي يَغُرُّكَ مِنْ نَفْسِكَ؛
شب گذشته اين فرمايش امام باقر عليهالسلام را مرور کرديم و توضيح مختصري درباره آن داديم. حاصل سخن اين بود که ولايت کامل اهلبيت عليهمالسلام منوط به اين است که انسان منشي پيدا کند که جز براي رضاي خدا و اولياي الهي اصالتا ارزش قائل نباشد. اگر رضايت پدر و مادر، دوستان، همسر و فرزندان و ... را ميخواهد اولا نبايد با رضايت الهي منافات داشته باشد، و ثانيا سعي کند طلب رضايت آنها به اين خاطر باشد که خدا رضايت آنها را خواسته است. يعني چون خدا فرموده که به پدر و مادر احترام بگذار، با فرزندان مهربان باش و ... اين کار را انجام دهد، و به طور کلي چيزي از قضاوتهاي مردم در خوشحال شدن و نگرانشدن او مؤثر نباشد.
آنچه پيش رو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيتالله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 27/05/89 همزمان با شب هشتم ماه مبارک رمضان 1431 قمري ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
الحمد لله على ما أنعم و له الشكر على ما ألهم؛1 خطبه مبارک فدکيه با اين عبارات شروع ميشود که جلسه قبل جمله اول را در حدي که خداي متعال توفيق داد توضيح داديم. در جمله دوم ميفرمايند: و له الشكر على ما ألهم؛ تنها خدا را شکر ميکنم بر آنچه الهام فرمود. الهام يعنيچه؟ الهام مثل وحي در لغت يک معناي عامي دارد؛ اما در شرع و به خصوص نزد علماي علم کلام و عقايد اصطلاح خاصي پيدا کرده است. از موارد استعمال وحي و الهام در قرآن کريم چنين استفاده ميشود که وحي و الهام نوعي ادراک است (که گاهي ناآگاهانه يا نيمهآگاهانه است) که با اسباب عادي کسب نشده است. نزديکترين معنايي که گفته شده اين است که وحي يعني اشاره سريع. وقتي به کسي براي کاري اشاره کنند ميگويند أوحي إليه. چنانکه در باره حضرت زکريا علينبيناوآلهوعليهالسلام ميفرمايد: فَأَوْحى إِلَيْهِمْ أَنْ سَبِّحُوا بُكْرَةً وَ عَشِيًّا؛2 ايشان به کساني که آنجا مشغول عبادت بودند اشاره کرد که شما مشغول ذکر و عبادت باشيد. اينجا تعبير وحي شده است. حتي در مواردي که وسوسههاي شيطاني در افرادي وارد ميشود و اثر ميکند هم تعبير وحي به کار رفته است؛ «وَإِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَى أَوْلِيَآئِهِمْ؛3 شيطانها به شاگردان، دوستان و کساني که با آنها ارتباط دارند وحي ميکنند.» در جاي ديگر ميفرمايد: وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نِبِيٍّ عَدُوًّا شَيَاطِينَ الإِنسِ وَالْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ؛4 در اينجا از وسوسه شيطان هم تعبير به وحي شده است. ادامه مطلب...

آن چه پيش رو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيت الله مصباح يزدي ( دامت بركاته ) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريــــــــخ 24/05/90 ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
وَ تَخَلَّصْ إِلَى رَاحَةِ النَّفْسِ بِصِحَّةِ التَّفْوِيضِ واطْلُبْ رَاحَةَ الْبَدَنِ بِإِجْمَامِ الْقَلْبِ وَ تَخَلَّصْ إِلَى إِجْمَامِ الْقَلْبِ بِقِلَّةِ الْخَطَإِ؛1
براي اتمام بحث جلسه گذشته و توضيح جمله ديگر امام باقر صلواتاللهعليه به جابر بن يزيد جعفي مقدمهاي را عرض ميکنم. زندگي دنيا براي همه انسانها توأم با سختيها و ناگواريهايي است. قرآن ميفرمايد: «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِي كَبَدٍ؛2 ما زندگي انسان را توأم با رنج و زحمت آفريديم.» در بينش مادي اين خصلت دنيا تفسير روشني ندارد. آنها ميگويند: اين سختيها لازمه اين دنيا هستند و چارهاي از آنها نيست و بايد آنها را تحمل کرد. اما در بينش توحيدي اين ناگواريها تفسيري عقلاني دارد و آن اين است كه اين زندگي از آن جهت كه مقدمهاي است براي زندگي آخرت و زمينهاي است براي اينكه استعدادهاي افراد بروز پيدا كند و در هر مرحله افراد امتحان شوند، بايد توأم با خوشيها و ناخوشيها باشد. لذا قرآن ميفرمايد: «وَنَبْلُوكُم بِالشَّرِّ وَالْخَيْرِ فِتْنَةً؛3 ما شما را با بديها و خوبيها ميآزماييم.» در بينش توحيدي، ماهيت اين عالم ماهيت پرورشگاه است و بسيار شبيه به دوران جنيني است. در دوران جنيني، نطفه نه ماه بايد در رحم باشد تا رشد كند و براي تولد آماده شود. در دنيا اين نه ماه مثلا به نود سال تبديل ميشود، با اين تفاوت که در دوران جنيني در رحم، رشدي طبيعي و جبري وجود دارد، اما در عالم دنيا انسان خود بازيگر ميدان است و بايد خود را براي زندگي ابدي آماده کند. طبيعي است كه در محيط آزمايش بايد خوشيها و ناخوشيهايي وجود داشته باشد تا هر كسي جوهر خود را نشان دهد که تا چه اندازه حاضر است براي رضاي خدا سختيها را تحمل كند و براي رسيدن به كمالات بالاتر از لذتهاي پستتر صرفنظر كند.
بسم الله الرّحمن الرّحيم
فتنه
آن چه پيش رو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيت الله مصباح يزدي(دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ23/10/88 ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
«أَعُوذُ بِاللهِ مِن الشَّيطانِ الرَّجِيم * بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ * الم *أَ حَسِبَ النَّاسُ أَن يُترَْكُواْ أَن يَقُولُواْ ءَامَنَّا وَ هُمْ لَا يُفْتَنُونَ»1.در جلسه قبل به مناسبت اين ايام و حوادث اخير موضوع فتنه و امتحان را مطرح کرديم. ابتدا مفهوم فتنه و امتحان را عرض کرديم. وقتي فهميديم که مفاهيم اين الفاظ با هم خويشاوندي دارند، سؤالاتي براي آن عنصر مشترکِ بين اين مفاهيم مطرح ميشود که مناسب است فيالجمله در مورد آنها بحثي انجام بگيرد.
تنزيه صفات و افعال الهي
آن جا که خدا بندگانش را امتحان ميکند، اين سؤال مطرح ميشود: اصلاً امتحان خدا چه معنائي دارد؟ معمولاً چيزي را امتحان ميکنيم که اطلاع درستي از آن نداريم، يا کساني را مورد امتحان قرار ميدهيم که آنها را کاملاً نميشناسيم و ميخواهيم آنها را شناسايي کنيم.
امّا به عقيده ما خداي متعال همه چيز را خوب ميداند؛ حتّي خطورات ذهني ما را ميداند و به سرنوشتمان علم دارد. حال کسي که اين همه آگاهي دارد و چيزي بر او مخفي نيست، امتحان به چه کار او ميآيد؟ اين سؤال در باره خيلي از مفاهيمي که در قرآن درباره خداوند ذکر شده است، به خصوص در صفات و افعالي الهي، مطرح ميشود. مثلاً قرآن درباره عدّه اي ميفرمايد: خدا از آنها انتقام گرفت: «فَانْتَقَمْنا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْناهُمْ فِي الْيَمِّ ...»2. در اينجا هم اين سؤال مطرح ميشود که انتقام در جائي است که کسي به آدم ضرري بزند و او در صدد جبران اين ضرر برآيد. معمولاً هم براي تشفي و خنک شدن داغ دل است: «... وَ يَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنين»3. اين چنين مفاهيمي در مورد خدا معني ندارد. چراکه خدا از حالي به حالي تغيير نميکند و همچنين ضرري به او نميرسد. در مورد چنين کسي که هيچ ضرري به او نميخورد، اين انتقام گرفتن يعني چه؟
در مورد غضب هم همين مسئله مطرح ميشود. قرآن در موارد زيادي ميفرمايد: خدا بر کساني غضب کرد: «... غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِم ...»4. کسي که ضرري به او خورده، اهانتي به او شده، ناراحت ميشود، خونش به جوش ميآيد، رنگش قرمز ميشود و رگهاي گردنش پر ميشود. در اين حال ميگويند: غضب کرد. امّا خدا اين حالات را ندارد. اصلاً تحت تأثير چيزي قرار نميگيرد. اگر دقت کنيم اين سؤال در مورد خشنود شدن خدا هم مطرح ميشود.
دقّت در خداشناسي و شناخت صفات و افعال إلهي سؤالاتي را مطرح ميکند که جوابش خيلي آسان نيست.
ادامه مطلب...
آنچه پيش رو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيت الله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 12/06/89 همزمان با شب بيست و چهارم ماه مبارک رمضان 1431 قمري ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
... ثُمَّ الْتَفَتَتْ إِلَى أَهْلِ الْمَجْلِسِ، وَ قَالَتْ أَنْتُمْ عِبَادَ اللَّهِ نُصُبُ أَمْرِهِ وَ نَهْيِهِ، وَ حَمَلَةُ دِينِهِ وَ وَحْيِهِ، وَ أُمَنَاءُ اللَّهِ عَلَى أَنْفُسِكُمْ، وَ بُلَغَاؤُهُ إِلَى الْأُمَم حَوْلَکُمْ وَ زَعِيمُ حَقٍّ له فِيكُمْ وَ عَهْدٌ قَدَّمَهُ إِلَيْكُمْ، وَ بَقِيَّةٌ اسْتَخْلَفَهَا عَلَيْكُمْ، كِتَابُ اللَّهِ النَّاطِقُ، وَ الْقُرْآنُ الصَّادِقُ، وَ النُّورُ السَّاطِعُ، وَ الضِّيَاءُ اللَّامِعُ، بَيِّنَةٌ بَصَائِرُهُ، مُنْكَشِفَةٌ سَرَائِرُهُ، مُتَجَلِّيَةٌ ظَوَاهِرُهُ، مُغْتَبِطَةٌ بِهِ أَشْيَاعُه؛
خطبه مبارک حضرت زهرا سلاماللهعليها به چند بخش کلي قابل تقسيم است. بخش اول آن، حمد و سپاس الهي و شهادت به رسالت پيغمبر اکرم صلياللهعليهوآله و ضمنا بيان نقش پيغمبر اکرم در هدايت انسانها بود که توضيح آن تمام شد. بعد حضرت مردم را مخاطب قرار ميدهند و در ضمن بيان مسئوليتي که به عهده ايشان است اوصافي از قرآن و شمهاي از اسرار کلي قرآن را بيان ميکنند. اين فرمايشات مجموعاً بخش دوم از اين خطبه را تشکيل ميدهند.
ادامه مطلب...
آنچه پيش رو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيتالله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 03/06/89 همزمان با شب پانزدهم ماه مبارک رمضان 1431 قمري ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
... كَوَّنَهَا بِقُدْرَتِهِ، وَ ذَرَأَهَا بِمَشِيَّتِهِ، مِنْ غَيْرِ حَاجَةٍ مِنْهُ إِلَى تَكْوِينِهَا، وَ لَا فَائِدَةٍ لَهُ فِي تَصْوِيرِهَا؛1
در جلسه قبل به اين مطلب پرداختيم که فاعليت الهي نسبت به افعالش، از جمله خلق عالم، اختياري است و همه چيز در اين عالم در چارچوب خواست و مشيت الهي واقع ميشود؛ لذا قرآن مجيد اصرار عجيبي دارد که همه چيز را منوط به مشيت الهي توصيف کند، چه در امور تکويني از قبيل وسعت و تنگي روزي و طول عمر و چه در امور تشريعي. در امور تشريعي، قرآن ميفرمايد: هم اصل تشريعات بايد به اذن و مشيت الهي باشد و وقتي عدهاي چيزي را حرام يا حلال اعلام ميکنند ميفرمايد: «قُلْ آللّهُ أَذِنَ لَكُمْ أَمْ عَلَى اللّهِ تَفْتَرُونَ؛2 خدا به شما اجازه داده اينها را بگوييد يا بر خدا افترا ميبنديد؟»، و هم عمل به تشريعات را وابسته به مشيت الهي ميداند و ميفرمايد: «وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَن تُؤْمِنَ إِلاَّ بِإِذْنِ اللّهِ؛3 حتي ايمان آوردن شما از دايره مشيت خدا خارج نيست.» علاوه بر مرگ و حيات، افعال اختياري ما هم وابسته به اذن و مشيت خداست. بر اين اساس نکته مهمي که در اين عبارات کوتاه اين خطبه شريف مورد تأکيد قرار گرفته همين است که آفرينش اين عالم به مشيت خداست (ذرأها بمشيته).
کلمه «ذرأ» معمولاً در مورد تکثير يک موجود به کار ميرود؛ مثل تکثير از راه توالد و تناسل. قرآن ميفرمايد: «ذَرَأَ مِنَ الْحَرْثِ وَالأَنْعَامِ؛4 خداست که موجودات را بر روي زمين پخش ميکند»؛ يعني گمان نکنيد بعد از خلق پدر و مادر اين کار از دست خدا خارج شده است و ديگر ربطي به اراده و مشيت خدا ندارد.
ادامه مطلب...
ابتلا و امتحان در قرآن
آن چه پيش رو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيت الله مصباح يزدي(دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ30/10/88 ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
«أَعُوذُ بِاللهِ مِن الشَّيطانِ الرَّجِيم * بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ * الم *أَ حَسِبَ النَّاسُ أَن يُترَْكُواْ أَن يَقُولُواْ ءَامَنَّا وَ هُمْ لَا يُفْتَنُونَ»1
در جلسه اول پيرامون مفهوم فتنه و مرادفات يا مشابهات آن مثل امتحان و ابتلا، و در جلسه دوم درباره حقيقت امتحان و ضرورت آن براي زندگي انسان در ارتباط با هدفي که خداي متعال از آفرينش انسان در اين عالم داشته، بحث کرديم. در اين جلسه به توفيق الهي درباره موارد فتنه و ابتلاء در قرآن کريم بحث کوتاهي خواهيم داشت.
موارد ابتلا و امتحان در قرآن
مواردي را که قرآن در زمينه فتنه و ابتلاء بحث کرده است، ميتوان به دو دسته کلي تقسيم کرد. البته روح همه اين موارد اين است که خداي متعال شرايطي پيش ميآورد تا افراد سر دو راهيها يا چند راهيها قرار بگيرند و يک راه را انتخاب کنند. حقيقت امتحان و فتنه و ابتلا و همچنين هدف از آفرينش انسان در اين عالم همين است. موارد امتحان به حسب تعبيرات قرآن کريم فرق ميکند. در برخي موارد خداي متعال صريحاً امتحان کردن را به خودش نسبت داده است و ميفرمايد: ما مبتلا کرديم، ما امتحان کرديم. در برخي موارد به انسانها نسبت داده است و ميفرمايد: انسانها ايجاد فتنه کردند. روح هر دو بر ميگردد به اينکه بايد زمينهاي براي انتخاب انسانها فراهم شود تا با اختيار خود استعدادهاي خويش را شکوفا کنند و راه نهايي خودشان را برگزينند.
ادامه مطلب...
آنچه پيش رو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيتالله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 16/06/89 همزمان با شب بيست و هشتم ماه مبارک رمضان 1431 قمري ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
... وَ الصِّيَامَ تَثْبِيتاً لِلْإِخْلَاصِ، وَ الْحَجَّ تَشْيِيداً لِلدِّين؛1
در ادامه شرح خطبه فدکيه به بخش دوم آن رسيديم که در آن، حضرت زهرا سلاماللهعليها به فلسفه تشريع تعدادي از عناوين احکام و ارزشهاي اسلامي اشاره ميکنند. در شبهاي گذشته پيرامون عناوين ايمان، نماز و زکات در حدي که خداي متعال توفيق داد توضيحاتي عرض کرديم. در ادامه حضرت يکي از حکمتهاي تشريع روزه را مورد تأکيد قرار ميدهند. البته ذکر اين حکمتها به معناي حکمت انحصاري نيست؛ بلکه به مناسبت مقام، ذکر هر کدام که بيشتر اهميت داشته آن را انتخاب کردهاند. روزه ويژگي برجستهاي دارد که در ساير عبادات نيست و آن اين است که چون روزه يک عمل امساکي است و عبادتي است که قوامش به ترک است، جاي ريا و سمعه ندارد. کسي که روزه گرفته است به صرف روزه گرفتن نميتواند رياکاري کند، مگر کسي تعمد داشته باشد که خودنمايي و اظهار کند و بگويد: من روزه هستم که آن مسأله ديگري است. خود روزه گرفتن ترک يک سلسله مفطرات است و اين اعم است از اينکه شخص روزه باشد يا به دليل ديگري امساک کند. ساير عبادات اين طور نيست. وقتي کسي نماز ميخواند ظاهر عمل او نشان ميدهد که مشغول نماز است. وقتي خمس و زکات ميدهد يا انفاق ميکند دست کم کسي که مال را ميگيرد ميفهمد که اين مال را اعطا کرد. حج، جهاد و ساير عبادات هم همينطور است؛ ولي روزه اين طور نيست. از اين جهت اين عبادت به اخلاص نزديکتر است. کسي که يک ماه اين عبادت را انجام ميدهد اين عمل براي او تمرين اخلاص است. وقتي يک ماه انسان عملي را هر روز تکرار کند براي او ملکه ميشود. پس روزه اخلاص را در انسان تثبيت ميکند. اين فايده بر روزه بيش از ساير عبادات مترتب ميشود. از اين جهت ميتوان گفت که: همانطور که حضرت زهرا سلاماللهعليها فرمودهاند، حکمت برجسته در روزه «تثبيت اخلاص» است. اما معناي اين سخن اين نيست که فايده روزه فقط همين است.
ادامه مطلب...
آنچه پيش رو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيتالله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 10/06/89 همزمان با شب بيست ودوم ماه مبارک رمضان 1431 قمري ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
از خطبه مبارک حضرت زهرا سلاماللهعليها به اين فراز رسيديم که وقتي خداي متعال پيغمبر اکرم صلياللهعليهوآلهوسلم را مبعوث فرمود، حضرت ديدند که عالم داراي اديان و مذاهب مختلفي است که هر کدام به نوعي از مسير حق منحرف شدهاند. يکي از نکتههايي که از اين بيان استفاده ميشود اين است که اولا آنچه در نظر پيغمبر اسلام مهم بود مسأله دين بود و مسائل ديگر اعم از مشکلات اجتماعي و اقتصادي در درجات بعدي است. آنچه قبل از همه چيز بايد به آن توجه کرد اين است که انسان بايد داراي دين صحيحي باشد. در ميان بخشهاي مختلف دين، تکيه حضرت روي بخش «خداپرستي» است. انحراف بزرگي که در آن زمان وجود داشت اين بود که مردم از مسير خداپرستي صحيح منحرف بودند. قرآن هم ميفرمايد: «وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولاً أَنِ اعْبُدُواْ اللّهَ وَاجْتَنِبُواْ الطَّاغُوتَ؛ ما براي هر امتي پيامبر فرستاديم و سرلوحه دعوت انبياء هم اين بود که خداي يگانه را بپرستيد و از طاغوت اجتناب کنيد.» ادامه مطلب...

آن چه پيشرو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيت الله مصباح يـــزدي ( دامت بركاته ) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 24/01/90 ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
ثم رمت بطرفها نحو الأنصار؛ فقالت يا معشر النقيبة وأعضاء الملة وحضنة الإسلام! ما هذه الغميزة في حقي والسنة عن ظلامتي؟! أما كان رسولالله صلياللهعليهوآله أبي يقول: «المرء يحفظ في ولده»؟ سرعان ما أحدثتم وعجلان ذا إهالة، ولكم طاقة بما أحاول وقوة على ما أطلب وأزاول. أتقولون مات محمد صلياللهعليهوآله؟
موضوع سخن، خطبه شريف حضرت زهرا سلاماللهعليها بود و عرض شد که: حضرت بعد از ذکر حمد و ثناي الهي و شهادت به رسالت پيغمبر اکرم صلياللهعليهوآله و اوصاف و کمالات ايشان در چند فراز با تعبيرات مختلف مردم را مورد خطاب قرار ميدهند و وظايفشان را به آنها گوشزد ميکنند. در يک فراز ميفرمايند: أنتم عباد الله نصب أمره ونهيه وحملة دينه و وحيه و أمناء الله على أنفسكم و بلغاءه إلى الأمم؛ در اينجا مردم را با عنوان «عبادالله» مورد خطاب قرار ميدهند و ميفرمايند: «اي بندگان خدا! شما تابلوهاي امر و نهي خدا و حاملين وحي و دين خدا و امانتدار او هستيد. خداوند امانتي به شما سپرده که وظفيه داريد هم خود آن را رعايت کنيد و هم آن را به ديگران برسانيد.» مقصود از اين فراز بيان مسئوليت مردم در حفظ احکام اسلام و رساندن آن به نسلهاي ديگر است. اين مسئوليت بسيار بزرگي است که معمولا مورد توجه قرار نميگيرد. حضرت روي اين مسأله تکيه ميکنند و ميفرمايند: أمناء الله على أنفسكم وبلغاءه إلى الأمم. به دنبال اين تذکر برخي از سرفصلهاي اين امانت و حکمتهاي آنها را بيان ميکنند و در پايان اين فراز ميفرمايند: فاتقوا الله حق تقاته.
فراز ديگر با اين عبارت آغاز ميشود: ايهاالناس اعلموا أني فاطمة وأبي محمد صلياللهعليهوآله؛ در اين فراز بار ديگر مردم را با عنوان «ايهاالناس» مخاطب قرار ميدهند و خود را براي هرکس که عنوان ناس بر او صدق کند معرفي مينمايند تا مخاطبان بدانند چه کسي است که سخن ميگويد و آنها چگونه بايد اين سخنان را بشنوند و تلقي کنند. حضرت ميفرمايند: «من دختر همان کسي هستم که شما را از بدبختي دنيا و آخرت نجات داد. وضع زندگي شما چنان بود که آب آشاميدني سالم و غذاي درستي نداشتيد. دنيايتان با فقر، بدبختي و برادرکشي ميگذشت. رسول خدا صلياللهعليهوآله بود که شما را از اين بدبختيها نجات داد. بالاتر اينکه شما گمراه و بتپرست بوديد و دين حق را نميشناختيد و او شما را با خدا آشنا کرد و بهترين دين را براي شما آورد. پيامبر صلياللهعليهوآله شما را به عاليترين مراتب کمال انسانيت راهنمايي کرد. هيچ کس در عالم مثل او چنين خدمتي به بشريت نکرد. در مدتي که رسول خدا صلياللهعليهوآله در ميان شما بود بيشترين رنجها را تحمل کرد و بالاترين سختيها را کشيد و در اين راه اين علي عليهالسلام بود که هميشه يار و ياور او بود. گاه در حاليکه شما آسوده خاطر به زندگي خودتان ميپرداختيد علي عليهالسلام براي ياري دين خدا خود را در دهان اژدها ميانداخت. سرانجام به برکت مجاهدتهاي پيغمبر و علي صلواتاللهعليهما اسلام استقرار يافت و شما به اين شرفها و افتخارها رسيديد.» حضرت اين اوصاف رسول خدا صلياللهعليهوآله را به عنوان مقدمه براي مسأله ديگري بيان ميکنند. حضرت به دنبال اين مقدمه ميخواهند بگويند: «تا پيغمبر زنده بود اين مسائل مورد افتخار و قبول همه بود. اما با رفتن او چه اتفاقي در ميان شما رخ داده است؟ بعد از رحلت پدرم گرايشات نفاقآميز در شما ظاهر شده (ظهر فيكم حسكة النفاق) و شيطان بر شما غالب شده است. به جاي اينکه عهد پيغمبر را به خاطر داشته باشيد و از امانتي که به شما سپرده شده بود حمايت و حراست کنيد همه را فراموش کرديد. گويا فقط اسمي از اسلام براي شما مانده و حقيقت اسلام را فراموش کردهايد.» بعد به دو اشتباه بزرگي که آنها مرتکب شدند اشاره کرده، ميفرمايند: «اشتباه بسيار بزرگ اول اين بود که هنوز جنازه پيغمبر روي زمين بود که شما شروع به مخالفت با عهد او کرديد، و اشتباه دوم اين بود که احکام واضح اسلام را ناديده گرفتيد. اموالي را از من غصب کرديد و بر خلاف نص قرآن گفتيد: تو از پدرت ارث نميبري و ادعا ميکنيد که پيغمبران وارثي ندارند!» در برخي روايات آمده است که حضرت خطاب به متصدي خلافت ميگويند: «يابن ابيقحافه! آيا تو از پدرت ارث ميبري و من نبايد از پدرم ارث ببرم؟!» و بعد با توبيخ مردم در تقبيح اين حرکت، با بياعتنايي ميگويند: «اين شتر افسار شده را بگيريد و هر جا دلتان ميخواهد ببريد.» اين تعبير حاوي سرزنشي سخت براي مخاطبان است.
ادامه مطلب...
آن چه پيش رو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيت الله مصباح يزدي ( دامت بركاته ) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريـــــــــــخ 22/05/90 ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
وَسُدَّ سَبِيلَ الْعُجْبِ بِمَعْرِفَةِ النَّفْسِ؛1
امام باقر صلواتاللهعليه بعد از تشبيه زندگي انسان به ميدان كُشتي، شروع به بيان مهمترين كيدها و فنون نفس ميکنند كه براي زمين زدن انسان به كار ميبرد و در ضمنِ آن، به راههاي پيشگيري يا معالجه آن آفات اشاره ميكنند که در جلسات گذشته برخي از آنها را در حدي که خداوند توفيق داد مطرح کرديم. يکي ديگر از آفاتي كه انسان را به دام شيطان مبتلا ميكند و حتي انسان را از مسير سعادت باز ميدارد و به دنبال خود، انسان را به آفتهاي ديگر مبتلا ميکند عجب و خودپسندي است.
ادامه مطلب...
آن چه پيش رو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيت الله مصباح يزدي ( دامت بركاته ) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريـــــــــــــخ 19/05/90 ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
وَ تَوَقَّ مُجَازَفَةَ الْهَوَى بِدَلَالَةِ الْعَقْلِ وَ قِفْ عِنْدَ غَلَبَةِ الْهَوَى بِاسْتِرْشَاءِ الْعِلْمِ وَ اسْتَبْقِ عمل الخَالِصَ لِيَوْمِ الْجَزَاءِ؛1
حديثي از امام باقر صلواتاللهعليه خطاب به جابر بن يزيد جعفي را مرور ميکرديم. به اينجا رسيديم که حضرت فرمودند: مؤمن در اين عالم در حال کُشتي گرفتن با نفس است. گاهي بر نفس غالب ميشود و نفس را بر زمين ميزند و گاهي هم نفس بر او غالب ميشود. وقتي گفته ميشود ما دائما در حال کشتيگرفتن با نفس هستيم طبعا اين سوال مطرح ميشود که چه کار کنيم تا در اين کشتي کمتر زمين بخوريم يا اصلا زمين نخوريم؟ شايد به همين مناسبت، حضرت در ادامه بحث ميفرمايند: براي اينکه در مقابل نفس غافلگير نشويد بايد از عقل کمک بگيريد. اصليترين هنر کشتيگير اين است که سعي کند حريف را از فني که ميخواهد به کار ببرد غافل کند و در حال غافلگيري او را به زمين بزند. در اين صورت نميتوان کار او را دقيقا پيشبيني کرد. هر چه در کشتيگيري استادتر باشد آيندهاش براي حريف مخفيتر است. اتفاقا نفس انسان همينگونه است.
ادامه مطلب...

آن چه پيش رو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيت الله مصباح يزدي ( دامت بركاته ) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 04/03/90 ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
خدا را شکر ميکنيم که توفيق عنايت فرمود تا در طي جلساتي خطبه فدکيه حضرت زهرا سلاماللهعليها را مورد گفتوگو قرار داديم. حضرت زهرا سلاماللهعليها خطبه کوتاه ديگري دارند که معمولا در کنار خطبه فدکيه ذکر ميشود. اگر خدا توفيق دهد قصد داريم چند جلسهاي به توضيح اين خطبه بپردازيم. ادامه مطلب...

آنچه پيش رو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيتالله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 23/05/89 مصادف با شب چهارم ماه مبارک رمضان 1431 ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
در جلسه گذشته عرض شد که قبل از پرداختن به خطبه شريف حضرت زهرا سلاماللهعليها به عنوان مقدمه بحثي فشرده درباره «وحدت و اختلاف» خواهيم داشت. اشاره کردم که گاهي چنين القاء ميشود که وحدت يک ارزش مطلق است و هر چه انسانها با هم متحدتر باشند بدون هيچ قيد و شرطي مطلوب خواهد بود؛ اما غالباً اين احکام قيودي دارد که در کلام ذکر نميشود. اينها از قضاياي مسلمه يا از آراء محمودهاند، درحالي که براي بکارگيري در برهان لازم است موضوع اينگونه قضايا قيد زده شود. خوبي راستگويي و بدي دروغ اينگونه است؛ اين طور نيست که مطلقاً بگوييم: «هر راستي خوب است، اگرچه موجب به شهادت رسيدن مؤمن بيگناهي شود»، يا «هر دروغي بد است، اگرچه موجب نجات انسان بيگناهي شود.» از ديدگاه اسلام اينگونه نيست؛ اگر دروغ موجب نجات جان مؤمني شود واجب است؛ ولي آن قضيهاي که مشهور است و همه به آن تمسک ميکنند اين است که دروغ بد است. در واقع اين قضيه قيد دارد.
حُسن وحدت و اتحاد هم از اين قبيل است. وحدت خيلي خوب است؛ اما در صورتي که در راه هدفي ارزنده باشد. اگر عدهاي بر پايمال کردن حقي متحد شوند، اين وحدت و اتحاد به اندازه همان گناه، بد است؛ پس حُسن وحدت و اتحاد از قضاياي مشهوره يا از آراء محموده است که يک قيد خفي دارد؛ يعني وحدتي خوب است که در راه حق و براي تحقق هدفي عقلاني باشد، نه هر وحدتي. اگر هر وحدتي خوب بود نبايد اصلاً انبياء قيام ميکردند؛ زيرا اکثريت قريب به اتفاق جامعه بتپرست بودند و قيام ايشان وحدت جامعه را به هم ميزد. اتفاقاً بايد گفت: چنين اختلافي بسيار مبارک است و بايد ايجاد شود تا تدريجاً دامنه فساد برچيده شود؛ پس ارزش وحدت، ارزشي ذاتي و مطلق نيست. وحدت و اتحادي مطلوب است که بر محور حق باشد. اين خلاصه مطلبي بود که شب گذشته عرض کرديم.
بسم الله الرّحمن الرّحيم
نقش عدم بصيرت در فتنه
آن چه پيش رو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيت الله مصباح يزدي (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 08/02/89 ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
مراتب فتنهگري
در جلسه قبل به اندازهاي که خداوند توفيق داد در مورد عاملين فتنه توضيحاتي عرض کرديم. عرض شد: کساني که در پيدايش فتنه مؤثر هستند، سه دستهاند: يک دسته نقش اول را ايفا میکنند. اين افراد معمولاً آگاهانه براي اغراض فاسدي که دارند، دست به ايجاد فتنه میزنند. دسته دوم، وسيلهاي در دست گروه اول هستند و توسط آنها با پول و امثال آن استثمار میشوند. دسته سوم هم کساني هستند که قصد سوئي ندارند و علاقهمند به خدمت هستند؛ ولي از روي ناآگاهي اقداماتي انجام میدهند که عملاً به نفع فتنه گران و به ضرر اهل حق تمام میشود. البته ذکر اين تقسيم بندي به اين معنا نيست که يک مرزبندي وجود دارد که کاملاً اين سه دسته را از هم تفکيک میکند، به طوري که هر کدام ويژگي خاص خودشان را به طور کامل دارند؛ بلکه اين دستهبندي براي اين است که به انسان نشان دهد در مقام عمل با هر دسته بايد چگونه رفتار کند.
مقصود از دسته اول، يک عدّه کافر و مشرک نيستند که ذاتاً با اسلام عناد دارند؛ بلکه ويژگي اينها اين است که فساد اخلاقي و انحراف فکري آنها به قدري شديد است که براي رسيدن به هدفشان بدون هيچ ترديدي به هر کاري اقدام میکنند. ممکن است از ابتداء خيلي انسانهاي بدي هم نباشند؛ ولي به تدريج در اثر انجام گناه به جائي میرسند که با کفّار همتراز میشوند. بزرگترين فتنهاي که در عالم اسلام اتّفاق افتاد، همان فتنهاي است که به شهادت حضرت زهراء ـ سلام الله عليها ـ منتهي شد، و در ادامه منجر به واقعه کربلا و شهادت سيدالشهداء ـ عليه السلام ـ شد. عاملين اين فتنه کفّار و مشرکين نبودند؛ عاملين اول اين فتنه کساني بودند که سالها پاي منبر پيامبر نشسته بودند و در جنگهاي صدر اسلام شرکت کرده و برخي از آنها معلول جنگي بودند. برخي از کساني که براي جنگ با سيدالشهدا ـعليهالسلامـ به کربلا آمده بودند، از کساني بودند که چند سال پيش از آن در رکاب اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ عليه معاويه جنگيده بودند.
ادامه مطلب...
معرفت حجت خدا پيشگفتار مقدمه اعتبار سند دعاء لغات دعاء تفسير دعاء بحث کلي پيرامون دعاء
ادامه مطلب...







صفحه اصلی | مقالات | مقاله | تصاویر | نرم افزار | معرفی پایگاه ها | کتابخانه| مشاوره | فیض آنلاین
سخن مدیر | ارتباط با ما | درباره ما | عضویت | ورود به محیط کاربری
:: تمامی حقوق این پایگاه متعلق به بنیاد علمی فرهنگی هاد می باشد. ::
ابزار هاي مورد نياز : فلش پلير نسخه 11 
پایگاه جامع اخلاق - سایت جامع اخلاق - اخلاق - آداب - عرفان - تقوا - آیت الله ناصری - آیه الله ناصری - آیت الله العظمی بهجت - کتابخانه - مقاله - مقالات - سيد علي آقا قاضي - سير و سلوك - تقوا -









| 4990 | امروز | ![]() |
| 12960 | دیروز | ![]() |
| 4990 | این هفته | ![]() |
| 132285 | هفته گذشته | ![]() |
| 269966 | این ماه | ![]() |
| 452275 | ماه گذشته | ![]() |
| 6664768 | کل بازدیدها | ![]() |






