اخلاق نت , اخلاق , مهدویت

 332 مهمان حاضر

عضویت

ورود اعضا

پشتیبانی

تماس با ما

تلفن تماس

  • امروز شنبه ۲ خرداد ۱۳۹۴
  • رهيافتي به نظام تربيتي اسلام از نگاه صحيفه سجاديه‏

    نامه الکترونیک چاپ PDF

    FORM_HEADER


    FORM_CAPTCHA
    FORM_CAPTCHA_REFRESH

    تاریخ امام حسن عسگری ع
    مجموعه حضرت آیت الله ناصری
    کتابخانه تاریخ پیامبر اکرم ص

    جدید ترین مطالب سایت

    چند نفر از علماى عامّه كه معتقد بودند شيخين از ظلم خود به حضرت فاطمه ـ عليهاالسّلام ـ توبه كرده بودند، از بغداد به كربلا آمده بودند تا با علماى شيعه بحث و مناظره كنند. يك نفر شبانه نزد آخوند دربندى ـ رحمه اللّه ـ رفت و جريان را به اطلاع ايشان رسانيد.



      Image

    حرم مطهر حضرت امام رضا ـ عليه السّلام ـ نعمت بزرگ و گرانقدرى است كه در اختيار ايرانى هاست، عظمتش را خدا مى داند، به حدّى كه امام جواد ـ عليه السّلام ـ مى فرمايد:
    « زِيارَةُ أَبى أَفْضَلُ مِنْ زِيارَةِ الْحُسَيْنِ ـ عليه السّلام ـ؛ لأِنَّ الْحُسَيْنَ ـ عليه السّلام ـ يَزُورُهُ الْعامَّةُ وَ الْخاصَّةُ، وَ أَبى لايَزُورُهُ إِلاَّ الْخاصَّةُ. » زيارت پدرم [امام رضا ـ عليه السّلام ـ] از زيارت امام حسين ـ عليه السّلام ـ افضل است، زيرا امام حسين ـ عليه السّلام ـ را عامّه و خاصّه زيارت مى كنند، ولى پدرم را جز خاصّه [شيعيان دوازده امامى] زيارت نمى كنند.

     لذا كرامات از ضريح آن حضرت بيشتر از ضريح امام حسين ـ عليه السّلام ـ ظاهر مى شود. بنابراين، ايرانى ها بايد نعمت حرم حضرت امام رضا ـ عليه السّلام ـ را كه زيارت آن برايشان فراهم است، مغتنم بشمارند.

     

    1. نقل به معنا از روايت. ر.ك: كافى، ج 4، ص 584؛ من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 582؛ تهذيب، ج 6، ص 84؛ وسائل الشيعة، ج 14، ص 562؛ بحار الانوار، ج 99، ص 38؛ عيون اخبار الرضا، ج 2، ص 261؛ كامل الزيارات، ص306.




    Image

    حضرت استاد ـ رحمه الله ـ بعد از جريان تشرّف يكى از آقايان به خدمت امام زمان ـ عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف ـ فرمودند:

    آرى، تشنگان را جرعه ى وصال و شيفتگان جمال را آب حيات و معرفت مى دهند.

     آيا ما تشنه ى معرفت و طالب ديدار هستيم و آن حضرت آب نمى دهد، با آن كه كارش دادرسى به همه است و به مضطرّين عالَم رسيدگى مى كند؟!




     

    Image

    به حسب ظاهر عدّه اى تا قيامت از مخالفت با مكتب اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ دست بر نمى دارند.
    آقا سيّد عبدالهادى شيرازى ـ رحمه اللّه  ـ روزى دو زانو نشست و مفصّل به ردّ و ايراد مخالفان پرداخت. اين كه ايشان آن همه طول داده بود با اين كه كسى هم در مقابل ايشان نبوده است، براى اين است كه نادان بسيار است، و
    بايد در هر زمان به خودمان نگاه كنيم و ببينيم كه آيا ما از دايره ى نادان ها بيرون هستيم يا خير!
     از اين كه منحرف زياد مى بينيم، ممكن است خداوند بگذرد؛ چرا كه اسلاف و مُلاّهاى آن ها روايات بسيار در مدح اصحاب جعل كرده اند، و عمليّاتشان هم چندان بطلانشان را نشان نمى دهد، و توده ى مردم با اين كه مى بينند، اما قاصرند و نمى فهمند كه آن ها واضحات و ضروريّات را انكار مى كنند.

     اين گونه نيست كه كسى كه داخل تشيّع شد ديگر از مذهب حق بر نمى گردد، مخصوصا كسانى كه دور دست باشند؛ زيرا الى ماشاءاللّه  قاصرند و ضروريات را هم نمى فهمند، و كسانى هستند كه اگر به آن ها گفته شود:
     سه ضرب در چهار مساوى است با هفت به رفيق بغل دستش نگاه مى كند و از رفيقش مى پرسد كه آيا اين شخص راست مى گويد يا خير!
    بدين ترتيب، هر راهى را براى آن ها واضح نماييم، ديگران فردا آن را به آسانى از آن ها مى گيرند.




     
    Image

    كلامى كه از غير معصوم ـ عليه السّلام ـ باشد، از هر بزرگى باشد، نبايد به آن صددرصد اعتماد كرد، بلكه بايد احتمال خلاف و خطا در آن داد.

    كلام معصوم ـ عليه السّلام ـ هم هفتاد مَحْمِل دارد كه بدون فحص از معارض و صوارف آن، نمى شود به آن بَدْوا اعتماد، و به ظاهر آن عمل نمود. بنابراين، اوّلين تنبيه براى كسى كه مى خواهد چيزى بفهمد آن است كه هر كلامى كه ديد يا شنيد، از هر بزرگى كه بود، بايد احتمال بدهد كه كلام او خطا باشد.

     صرف اين كه صاحب كلام و گوينده ى سخن بزرگ و بزرگوار است نبايد و نمى شودبه آن اعتماد كرد. با اعتماد به غير، كار را مگذرانيد؛ زيرا آنان كه معصوم نيستند.

    يكى از بزرگان از استادش نقل مى فرمود: در هر مسأله اى كه نظر كرديد، خوب چشمتان را باز كنيد.

    آقايى مى گفت: به آخوند خراسانى ـ رحمه اللّه ـ خيلى اعتماد داشتم، ولى ديدم در بعضى از جاها چنگالم به او مى خورد(كنايه از اين كه: مى توانم بر برخى نظريه هاى او اشكال وارد كنم.)، اكنون اگر بگويد: ماست سفيد است، خوب چشمم را باز مى كنم كه ببينم اگر مثلاً مقدارى زرد است، يا خير؟

     



    Image

    راحتى در آخرت است، «وَ النَّاسُ يَطْلُبُونَها فِى الدُّنْيا فَلا يَجِدُونَهُ.»(1)؛ (و مردم آن را در دنيا جست و جو مى كنند و نمى يابند.) اگر خوشى ها و بدى ها يك جا ديده شود، مى بينيم كه دنيا دو روز است: «أَلدَّهْرُ يَوْمانِ: يَوْمٌ لَكَ وَ يَوْمٌ عَلَيْكَ.»(2) روزگار دو روز است: روزى به نفع تو، و روزى بر ضرر تو. سروصدا و گريه ى اطرافيان نفعى به حال شخصى كه در حال احتضار و جان كندن است ندارد، بلكه خلوت(3) و گفتن تهليل «لا إِلهَ إِلاَّ اللّه » براى طرفين نافع است.(4)




      Image

    امكان دارد بعضى از علايم حتميّه ى ظهور، مقارن با زمان ظهور حضرت حجّت ـ عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف ـ ، و بعضى قبل از ظهور باشد.
    در روايت آمده است كه: سفيانى حدود هشت ماه پيش از ظهور، خروج مى كند و افراد را با نام و شناسنامه به قتل مى رساند و هر كس را كه نام حسن و محمّد و على و... دارد، مى كُشد، و سرانجام با ظهور آن حضرت فرج براى عالم و به خصوص براى اهل ايمان حاصل مى شود.
    خدا مى داند كه اهل ايمان پيش از ظهور، به چه ظلم هايى مبتلا مى شوند!
    مسلمانان و اهل ايمان مانند گلّه هاى بى چوپانى هستند كه گرگ ها به آن ها احاطه كرده اند. چه بسا اين گرگ ها از ميان خود آن ها باشند، مانند درختى كه از داخل كرم مى زند و سرانجام مى پوسد.




    Image

    ائمه ی ما علیهم السلام خودشان به ما فرموده اند که در این فشارهای آخرالزمان بگویید :
    یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک
    ولی چه کنیم که به جای دوا ، به سوی داء می رویم !
    معنای یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک این است که : خدا یا ! همان مرتبه ای را که مطلوب تو است ، ما را به همان درجه برسان و بر آن نگهدار .
    صراط از همین جا شروع می شود ، اگر یک ذرّه انحراف پیدا کنیم ، خدا می داند در کجا پرت می شویم .

    کسی که کارش خراب است ، یا جلو رفته و عقب مانده است و در هر حال اعتدال را رعایت نکرده است . ما که اهلبیت عصمت نیستیم ، ولی از خدا می خواهیم که این حدّ اعتدال را به ما عنایت فرموده و برآن ثابت گرداند .




      چاپ ارسال
    Image

    خداوند به آنهايى كه در راه او و به فرمان او باشند مانند حضرت سلمان ـ رضوان  اللّه  تعالى عليه ـ قدرت و قوّت بسيار داده است!

    شخصى مى  گفت: از خورده فروش پرسيدم: اين قلم تراش را چند مى دهى؟ گفت: سه تومان. گفتم پول همراهم نيست. گفت: بردار، گفتم: برمى  دارم و شنبه پولش را مى آورم.
     گفت: اگر پنجشنبه مى آورى بردار، شب جمعه ما مى رويم (در حالى كه اشاره به بالا مى كرد.)
     مانفهميديم چه مى  گويد تا اين كه شنبه آمديم از آن جا ردّ شديم، ديديم نيست، از همسايه  ها پرسيديم، گفتند: بگذار تحقيق بكنيم.
    بعد گفتند:
    پنجشنبه بساط خود را برچيد و چيزهايى براى منزل خريد. بعد حمام رفته و شب خوابيده بود و بعد از دنيا رفته بود.



      چاپ ارسال

    Image در روايت است كه رسول اكرم ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ فرمود:«حُبِّبَ إِلَىَّ مِنْ دُنْياكُمْ: أَلطِّيبُ، وَ النِّساءُ، وَ جُعِلَ قُرَّةُ عَيْنِى فِى الصَّلاةِ.» iز دنياى شما مورد علاقه و محبوب من است: عطر و بوى خوش، زنان، و نور چشم من در نماز قرار داده شده است. (1)
    تمام لذّتها روحى است و آن چه از لذّات كه در طيب و يا از راه نساء، به صورت حلال تكوينا مطلوب است، بيش از آن و به مراتب بالاتر، در نماز است؛ امّا طفل كم درك را با لذت حجله و عروسى كارى نيست و حجله گاه براى او لذّت ندارد، بلكه براى او حصار و قفس و زندان است و خود او در آن جا زندانى و بى تحرّك است، براى او دويدن و بازى لذت دارد، او دوچرخه و سه چرخه دوست مى دارد و از اين لذّت مى برد كه از جايى به جايى در حركت و سير باشد، بازى در كوچه براى او از حجله و عروسى لذّت بخش تر است.

     براى ما هم آبگوشت لذت دارد. براى ترياكى ها و شيره كشها و... كارهايشان از همه چيز ـ چنان كه مدّعى هستند ـ لذيذتر است.

     لذّتها همه روحى است، وگرنه كوه به اين عظمت، در جهالتِ از لذتهاى روحى است. در روايت است:«تَنَعَّمُوا بِعِبادَتِى فِى الدُّنْيا، فَإِنَّكُمْ تَتَنَعَّمُونَ بِها فِى الاْآخِرَةِ.» در دنيا از عبادت من برخوردار شويد و لذّت ببريد، چرا كه در آخرت از آن لذّت خواهيد برد. (2)

     

    1. وسائل الشيعة، ج 1، ص 442، ج 2، ص 144؛ بحار الانوار، ج 73، ص 141؛ ج 79، ص 211؛ خصال، ج 1، ص165، نيز ر.ك: مسند احمد، ج 3، ص 128، 199، 285 و...

    2. اصول كافى، ج 2، ص 83؛ وسائل الشيعة، ج 1، ص 83؛ بحار الانوار، ج 8، ص 155؛ ج 67، ص 253.




    Image

    ما مسلمانها ترقى نكرديم، تنزّل كرديم، به حدّى كه امروز كفّار به جاى اين كه به مسلمانان جزيه بدهند، از آنان جزيه مى گيرند، نه تنها جزيه مى گيرند كه آنها را استعباد و استرقاق مى كنند!

     چه كارهايى كرديم؟

    يك نماز را با عامل ابن زبير خوانديم و نماز ديگر را با عامل عبدالملك، يك نماز با حجّاج قاتل، و قبل از او با عبدالملك مقتول...!

     آيا درست است كه براى تعيّش يا ادامه ى حيات كه بين موت و حيات است، اين همه از راه نامشروع برويم؟!




    Image

    حوادثى كه اتفاق مى افتد، نتيجه ى كارهاى ماست كه بر سر ما مى آيد: «وَ مَآ أَصَـبَكُم مِّن مُّصِيبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ»(1) هر مصيبتى به شما مى رسد، به واسطه ى اعمال شما است.

     آيا نبايد به فكر باشيم و از گناهان گذشته كه باعث اين همه بلاها و مصيبتها شده است، توبه كنيم؟ ولى ما توبه نمى كنيم، چون كارهاى خود را بد نمىدانيم، و به خود و كارهاى خود خوش بين هستيم!

     آيا در اين حوادث و گرفتارى ها كه از هزار سال پيش به ما خبر داده اند، نبايد شرح صدر پيدا كنيم و همان طور كه دستور داده اند باشيم؟! كه فرموده اند: «تَمسَّكُوا بِالاْءَمْرِ الاْءَوَّلِ.» (2)

    به دستور اول تمسّك بجوييد [و عمل كنيد.] يعنى اين كه به يقينيات اعتقاد داشته باشيم و به واضحات و ضروريات دينى عمل كنيم، و در موارد شك و ترديد احتياط نماييم.

    و نيز در مثل اين زمانه كه اهل ايمان به بلاهاى فراوان مبتلا هستند، چنان كه دستور داده اند، دعاى فرج را زياد بخوانيم.

     

    1. سوره ى شورى، آيه ى 30.

    2.بحارالانوار، ج 52، ص 133؛ الغيبة نعمانى، ص 159


    Image

    حاجی نوری می گوید : شخصی بود که باب لقاء حضرت حجت علیه السلام برایش مفتوح بود . روزی یکی از علما به او گفت :
    به حضرت بگویید که کی و کجا می شود خدمتشان رسید ؟!
    او رفت و بعد از مدتی که آمد ، صبر کرد تا شاگردهای آن عالم رفتند . او پرسید که به آقا گفتید پیغام ما را ؟
    گفت : آری و در جواب فرمودند که : شما خودتان را اصلاح کنید ، ما به زیارتتان می آییم !
    توجه کنید به عبارت : « زیارت » .




    Image

    بلاهايى كه بر ما وارد مى شود، تمام رحمت است، حدّاقلّ باعث تكفير گناهان مى شود.
    يكى از بزرگان كه به حبس بول مبتلا بود، بنا داشت حتّى آه نگويد. و در برابر اين بلا و قضاى الهى تسليم محض و صابر، بلكه راضى و خشنود باشد و لذا فقط وقتى خيلى تحت فشار قرار مى گرفت، پهلو به پهلو مى شد و مقدارى روى خود را به طرف ديگر برمى گرداند و مى فرمود: لا إِلهَ إِلاَّ اللّه .
    گويا حبس بول بعد از سن پنجاه سالگى بيشتر در انسان ظهور پيدا مى كند.




    Image

    انسان هر راهى را بدون تقيّد و پايبندى به قرآن و سنّت برود، روز به روز تنزّل مى كند .

     تاريخ از جمله قضاياى سقيفه و پيامدهاى آن مانند واقعه ى طَفّ( ماجراى كربلا.) هر روز تكرار مى شود( كُلُّ يَوْمٍ عاشُوراءَ، وَ كُلُّ أَرْضٍ كَربلاءَ.)؛

     زيرا هر روز حقّى غصب و يا احقاق مى شود، و هميشه حقّ و باطل مثل حسين علیه السلام و يزيد وجود دارد، و كار مردم هم يا جنگ در كنار يزيد يا در ركاب امام حسين ـ عليه السّلام ـ است.

     بنابراين، انسان بايد هر روز موضع خود را مشخّص كند كه آيا اهل حق است و يا باطل و پيرو آن.





    akhlagh.net

    .: بازدید کنندگان پایگاه اخلاق :.

    mod_vvisit_counterامروز473
    mod_vvisit_counterدیروز2179
    mod_vvisit_counterاین هفته14448
    mod_vvisit_counterاین هفته13501
    mod_vvisit_counterاین هفته49375
    mod_vvisit_counterماه گذشته51020
    mod_vvisit_counterکل بازدیدها9245651