عنوان : حسن ظن Optimistic
نویسنده : محسن بدر الدين
كلمات كليدي : حسن ظن، خوش گماني، خوش بيني، مثبت انديشي، سوء ظن
عنوان : حسن ظن Optimistic
نویسنده : محسن بدر الدين
كلمات كليدي : حسن ظن، خوش گماني، خوش بيني، مثبت انديشي، سوء ظن
عنوان درس: شب زنده دارى
موضوع درس:
شماره درس: 59
تاريخ درس: ۱۳۷۶/۸/۱۴
متن درس:
اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم. بسم اللّه الرحمن الرحيم. رب اشرح لى صدرى و يسر لى امرى و احلل عقدة من لسانى يفقهوا قولى.
اين دستور العمل كه اول سوره مزمل بود تمام شد و انصافااين دستور العمل خيلى بالا است و ما از ثرآن از روايات از كلمات بزرگان در تك تك اين دستور العمل مىبينم كه به آن خيلى اهميت داده شده است و معلوم است اگر كسى بتواند به همه اين دستور العمل عمل بكند كه مىتوانيم از نظر شير و سلوك اخلاقمان انصافا خيلى كار كرديم و خيلى راه را مىتوانيم طى بكنيم من تصميم داشتم امروز يك بحث ديگر اخلاقى را شروع بكنم اما با اجازه شما اگر اين دستور العمل يك مرورى بر او بشود شايد خوب باشد اول اين دستور العمل شب بيدارى بود «يا ايها المزمل قم اليل الا قليلا نصفه او نقص منه قليلا اوزد عليه» يعنى به اندازه ممكن حالا براى ما طلبهها يك ساعت قبل از اذان صبح خيلى در زندگى تاثير دارد براى اينكه توفيق پيدا بكنيم براى كا رهايمان خضلانى در روز برايمان پيدا نشود گرهاى پيدا نشود و مهمتر اين مشكل روحى خلجانى پيدا نشود خيلى موثر است براى اينكه بعضى اوقات يك جرقه انسان را بيچاره مىكند و چه بسيار مهم ديديم حالا اين جرقه گاهى جرقه شيطانى است و شييطان وسوسه مىكند
ادامه مطلب...
عنوان درس: سه بعدى بودن انسان
موضوع درس:
شماره درس: 60
تاريخ درس: ۱۳۷۶/۸/۲۱
متن درس:
اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم. بسم اللّه الرحمن الرحيم. رب اشرح لى صدرى و يسر لى امرى و احلل عقدة من لسانى يفقهوا قولى.
ماه رجب، ماه شعبان، ماه رمضان اين سه ماه از نعمتهاى بزرگ خداى تعالى است و همه بايد به اين سه ماه اهميت فوق العاده بدهيم، بدهند چيزى كه بايد همه مان توجه داشته با شيم ايناست كه ما سه بعدى هستيم واين بعدها همه همه بايد تغذيه بشود بايد ارضاء بشود و اگر ارضا نشود معلوم است كه اين انسان يك آدم تلخى يك آدم بىمزهاى از كار در مىآيد.يكى آن بعد جسمانى، اين بعد جسمانى غرائزش بايد ارضا بشود غريزه خوردن، آشاميدن غريزه جنسى حتى غريزه عزتطلبى غريزه مربوط به دنياو مال دنيا اينها بايد در چهار چوب شرع در چار چوب عقل ارضاء بشود ولى مىدانيد كه در روايات مامزمت زياد شده است از آن كسانيكه اعتنا به غرائز جنسى نداشته باشد وحتى اين ليس منّادر روايات فراوانى آمده است ليس منّا اينكه ئنيايش را فداى آخرتش بكند ليس منّا اينكه كسى غريزه جنسىاش را ارضاء نكند ليس منّا اينكه كسى توى اجتماع نباشد رهبانيت راانتخاب بكندو اثال اينها و راجع به اين ارضاى غريزه جنسى هم چون كه طبع مردم است كه از اين نظر افراط گر هستند
ادامه مطلب...
جلسه نود و دوم: آزمایش الهی
درس اخلاق حضرت آیة اللَّه العظمی مظاهری «مدّظله العالی»
موضوع: آزمایش الهی
جلسه: نود و دوم
تاریخ: 14/ 11/ 1377
اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم. بسم اللَّه الرحمن الرحیم. رب اشرح لی صدری و یسر لی امری و احلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی.
بحث هفته گذشته که به تناسب هم جلو آمد بحث خوبی است مخصوصاً برای ما طلبهها و باید بگوییم که از بحثهای ارزنده اخلاقی است برای همه مخصوصاً برای اهل علم و آن بحث، بحث امتحانها بود آن امتحانی که برای همه است «احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا امنّا و هم لا یفتنون و لقد فتنا» لذا امتحان را به هر معنایی که که بکنیم از نظر قرآن در آیات فراوانی لابد منه است برای همه و همه امتحان را هفته گذشته منقسم کردم به دو قسم یک قسم امتحان مهندس از سنگ معدنی یک قسم امتحان معلم از شاگرد و امتحانهای الهی نظیر امتحان معلم از شاگرد است برای اینکه به قول قرآن به شاگرد بفهماند چه کارهای اتمام حجت بشود برای شاگرد امّا در اینکه این امتحان هست در زندگی ما فراوان هم هست در زندگی ما هر که به اندازه وسعش این امتحان را دارد مسئله بلا اشکال است قسم اول یعنی امتحانی که موجب کمال بشود موجب رفع آلودگی بشود و بالاخره موجب بشود انسان مقصودش را مطلوبش را پیدا بکند که اسمش را گذاشتیم امتحان یک مهندس از یک سنگ معدن این همان است که قرآن میفرماید «یا ایها الانسان انک کادحٌ الی ربک کدحاً فملاقیه» ای انسان حرکت پررنجی در جلو هست بله اگر از امتحان بیرون بیای دیگر معلوم است پاداش خود خدا است پاداش خیلی بالا است «فملاقیه» امّا اینکه انسان بیاید و در این دنیا و این حرکت استکمالی برایش نباشد مگر اینکه خودش درجا بزند خودش سقوط بکند این حرکت هست اصلاً آمده است در این دنیا برای همین حرکت «یا ایها الانسان انک کادحٌ الی ربک کدحاً فملاقیه» و آیات فراوانی به ما میگوید این امتحان است که اسمش را میگذاریم امتحان کمالیه و قرآن شریف راجع به این امتحان در آیاتی اول از کمال مادی شروع میکند یعنی اگر از ما بپرسند که یک دانه گندم میتواند یک انسان کامل بشود یا نه قرآن میگوید آری میفرماید «فانما خلقنکم من تراب ثم من نطفه» یعنی آن دانه گندم بیفتد در خاک و با صبر و استقامتش بیاید بالا و ریشه برود پایین و سبزه بیاید بالا و با صبر و استقامت تکوینی زیر برفها زیر بارانها، گل و لایها بالاخره خوشه کند و آن خوشه با یک صبر و استقامتی زیر آن آسیاب و کم کم آتش و زیر دندانهای یک انسان و رفتن در معده و بالاخره گرفتن جوهر و وارد شدن در خون و مبدل شدن به یک نطفه میشود «فانما خلقنکم من تراب ثم من نطفه» که زیاد در قرآن آمده از جمله در اول سوره مؤمنون همین است
ادامه مطلب...
عنوان درس: سعه صدر
موضوع درس:
شماره درس: 65
تاريخ درس: ۱۳۷۶/۱۰/۴
متن درس:
اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم بسم اللّه الرحمن الرحيم رب اشرح لى صدرى و يسر لى امرى واحلل عقدة من لسانى يفقهوا قولى
اين بحثى كه در مورد آن چند جلسهاى صحبت كردم. اين بحث مهمى است و ابزار كار ما است «آلت رياسة سعة الصدر» و اگر انسان سعه صدر و شرح صدر نداشته باشد اين نمىتواند براى اسلام براى مردم كارى بكند و از قرآن فهميديم كه بالاتر از همه چيز شرح صدر است «الم نشرح لك صدرك» از قرآن فهميديم بهتر از هر امكاناتى بهتر از يك لشكر مجهزى بهتر از پول فراوانى اين سعه صدر است «رب اشرح لى صدرى و يسر لى امرى» و از قرآن فهميديم اگر راين سعه صدر باشد كارها آسان مىشود با حوصله مشكلها را ميشود حل كرد. به قول عوام مردم با حوصله مىشود مار را از سوراخش بيرون آورد با حوصله با سعه صدر انسان مىتواند از كنار مشكل بگذرد نه بالاتر از اينها مىتواند مشكل را تحمل بكند و يكى از معجزات پيغمبر اكرم پيش اهل دل پيش محققين همين سعه صدر يكى از بزرگان در كتابش نوشتند اگر به من بگويند به چه دليل پيغمبر اكرم پيغمبر است
ادامه مطلب...
جلسه هشتاد و هشتم: شرح حال شهید مدرس
درس اخلاق حضرت آیة اللَّه العظمی مظاهری «مدّظله العالی»
موضوع: شرح حال شهید مدرس
جلسه: هشتاد و هشتم
تاریخ: 11/ 9/ 1377
اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم بسم اللَّه الرحمن الرحیم رب اشرح لی صدری و یسر لی امری واحلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی.
با اجازه شما راجع به بحث مان صحبت نکنم راجع به مرحوم آیت اللَّه شهید مدرس یک مقداری صحبت بکنم و امیدورام که رنگ اخلاقی داشته باشد و روح با عظمت مدرس به ما یک نکتهای را یک سرمشقی را عنایت کند و اینها به ما خیلی حق دارند. مرحوم آقا باقر بهبهانی «رضوان اللَّه تعالی علیه» در فوائد حائریه میفرماید که توسل ما باید به علما باشد تا به واسطه آن توسل علما خدمت پیغمبر اکرم ائمه طاهرین شفیع شوند برای قبول طاعات ما برای قبول دعوات ما و مرحوم آقا باقر بهبهانی اصرار میکردند در فوائد حائریه این که به علماء چه زنده چه مرده خیلی احترام بگذارید سفارش میکنند به طلبهها اگر میخواهید عمرتان پر برکت باشد اگر میخواهید عمرتان مفید برای اجتماع باشد، به فقها چه زنده، چه مرده احترام خیلی بگذارید بعد میفرمایند به تجربه اثبات شده است آن کسانی که در مقابل فقها علماء تواضع دارند اینها عمر پر برکتی داشتند دارند عمر مفیدی دارند عمر با نشاطی دارند لذا میفرماید «علیک ثم علیک، ثم علیک، تعظیم فقها، تعظیم علماء» بعد میفرمایند به تجربه برای ما اثبات شده است آن کسانی که اهانت به فقها میکنند احترام علماء را نگاه نمیدارند اینها عاقبت به خیر نمیشوند میفرماید اینها در یک وادی حیره و سرگردانی در وادی حسرت سرگردانند تا بمیرند «فی واد حسرة و الندامة فی واد تیه» سر گردانی یعنی یک عمر است آشفته هستید یک عمر است چه کنم چه کنم هستی و یک عمر با حسرت ندامتی این جوری زندگی میکند میفرمایند که به تجربه اثبات شده است میفرماید« ایاک ثم ایاک ثم ایاک» به توهینللعماء للفقهاء برای ما هم این تجربه هست این افرادی که در مقابل بزرگان دین در مقابل دین در مقابل آن زحمت کشان دینی تواضع دارند اینها یک عمر پر برکتی دارند یک عمر پر نوری دارند عمر اینها پر نور است عمر اینها پر برکت است و برای ما به تجربه اثبات شده است اینها که جسور در مقابل اساتید در مقابل فقها در مقابل بزرگان دین اینها یک آشفتگی در عمرشان یک گرهها بعضی اوقات یک آبروریزیها و بالاخره عاقبت اینها به خیر نمیشود بزرگانی هم نظیر حضرت امام «رضوان اللَّه تعالی علیه» این تجربه را داشتند لذا مثلاً خود حضرت امام را ببینید که در مقابل فقها چه قدر تواضع دارد در مقابل همین مدرس ببینید حضرت امام در صحبتهایشان چه تواضعها دارد لذا ما باید مثل مرحوم شیخ طوسیها شیخ انصاریها صاحب جواهرها علمای بزرگ زنده مرده در مقابل اینها تواضع داشته باشیم به تجربه اثبات شده است این شاگردهایی که در مقابل استادشان هستند اینها عاقبت به خیر نمیشوند اینها عمرشان نه تنها پر برکت نیست اصلاً جوری میشود که دست از تحصیل میکشند
ادامه مطلب...
جلسه هشتاد و چهارم: تقوی اسلامی
درس اخلاق حضرت آیة اللَّه العظمی مظاهری «مدّظله العالی»
موضوع: تقوی اسلامی
جلسه: هشتاد و چهارم
تاریخ: 29/ 7/ 1377
اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم بسم اللَّه الرحمن الرحیم رب اشرح لی صدری و یسر لی امری واحلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی.
بحث ما درباره تقوا بود و به تناسب این بود که گفتم ما در این دنیا آمدیم برای اینکه به مقام لقاء برسیم لذا به قول قرآن در حرکتیم، حرکت معنوی که به آن میگویند سیر و سلوک، سیر یعنی حرکت سلوک یعنی رسیدن این همان آیه شریف «یا ایهاالانسان انک کادح الی ربک کدحاً فملاقیه» تو در حرکتی، حرکت پر رنج است پر مشقت اما منتها سیر خدا است که گفتم این سیر چند چیز لازم دارد و اول جسم ما و در این باره فی الجمله صحبت کردیم دوم زاد و توشه، زاد و توشه این راه تقوا است اهمیت به واجبات همه همه مخصوصاً نماز مخصوصاً برای ما اهل علم اهمیت به مستحبات همه همه مخصوصاً خدمت به خلق خدا هر اندازه که بشود ولو خدمت مرد به خانمش در خانه یا بالعکس خدمت به بچه اما رنگ خدا داشته باشد خدمت به اجتماع ولو به حیوآنهاکه این خدمت به حیوآنهاهم موثر است از همین جهت سیر و سلوکیها در وقتی که نتوانند خدمتی به خلق خدا بکنند میروند به حیوانها کمک میکنند، یک جملهای نقل میکنند از بزرگان گفته بود که من حال قبض پیدا کردم یعنی بی توفیقی و دیگر حال نداشتم و بد چیزی است بعضی اوقات انسان میرسد به اینجا که در رختخواب بیدار هم هست اما حال اینکه بلند بشود نماز شب بخواند ندارد این خیلی نکبت خیلی خذلان است بعضی اوقات مثلاً بیدار است کار هم ندارد اما حال نماز اول وقت هم ندارد هر چه میخواهد پاشود نمیشود به این میگویند حال قبض و زیاد است و حالا ما طلبهها به آن میگوییم بی توفیقی، توفیق و بی توفیقی آنها میگویند قبض حال دیگر نداشتم لذت از عبادت نمیبردم عبادت به جا بیاورم برایم سنگین بود و فکر میکردم چه کردم هر چه فکر کردم فکرم به جایی نمیرسید به من گفتند حالا عالم شهودش بوده خوابش بوده بین خواب و بیداریش بوده که «شکت عنک عصفورة فی الحضرة» یک گنجشکی پیش خدا از دست تو شکایت کرده میگوید به هوش آمدم به حال آمدم توجه کردم بله چند روز قبل من میرفتم کار عجله داشتم دیدم بچهها به یک بچه گنجشک ور میروند دارند با او بازی میکنند زجرش میدهند این به او میدهد او به او میدهد و این بچه گنجشک زیر دست این بچهها دارد زجر میکشد من با بی تفاوتی گذشتم، گفتند «شک عنک عصفورة فی الحضرة» میگوید که خیلی ناراحت شدم حالا چه کار بکنم میگوید رفتم صحرا اتفاقاً دیدم یک بچه گنجشک از آن بالا افتاده پایین از آشیانه یک ماری هم حمله کرده به این عصایم را بلندکردم مار فرار کرد بچه گنجشک را نوازشش کردم و این بچه گنجشک را به مادرش رساندم حال آمدم یعنی حال قبضم رفت آن وقت شب به من گفتند «شکرت عنک عصفورة فی الحضرة» یک بچه گنجشک از دست تو پیش خدا تشکر کرده و این حالت برایت پیدا شد این از نظر روایات ما هم حالا این جمله از بعضی از بزرگان است از نظر روایات ما روایت برای خدمت کردن به حیوانها زیاد داریم یا برای توحیدی که حیوانها دارند دعا و راز و نیازی که حیوانها دارند زیاد زیاد داریم دیگر بالاخره اهمیت به مستحبات ولو خدمت به حیوآنهاخدمت به خلق خدا که در میان مستحبات نماز شب دیگر حتماً ما طلبهها حتماً باید داشته باشیم نمیشود نباشد به جایی نمیرسیم اگر این نماز شب نباشد
ادامه مطلب...
عنوان درس: ولايت
موضوع درس:
شماره درس: 61
تاريخ درس: ۱۳۷۶/۸/۲۸
متن درس:
اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم بسم اللّه الرحمن الرحيم رب اشرح لى صدرى و يسر لى امرى واحلل عقدة من لسانى يفقهوا قولى
شب جمعه در مسجد حكيم من يك بحثى را عنوان كردم و فكر كردم اگر همين بحث را در اين جلسه مقدس عنوان كنم و چند هفتهاى چند ماهى درباره آن صحبت كنم از نظر اخلاقى خيلى بالا است وشايد بشود جزوهاى نوشت بشود از شما عزيزان استفادهاى كرد بحث، بحث مهمى هم است و مخصوصا اگر بحث را بياوريمش در ميان مدرسهها يك بحث تحقيقى بشود نه بحث خطابى معلوم است در مسجد حكيم بيش از بحث خطابى اخلاقى نمىشود باشد اما اگر بياوريم بحث را اينجا هم بحث تحقيقى بشود هم يك بحث فوق العاده اخلاقى و آن بحث اين است كه من راجع به خصوص اميرالمومنين عليهالسلام صحبت كردم كه راجع به همه انبياء همين است راحع به همه اولياء هم همين است راجع به اميرالمومنين عليهالسلام چون كه اين هفته هم مربوط به ايشان بود از همين جا شروع كنيم و اينكه اميرالمومنين بعد پيغمبر اكرم افضل از همه است ضرورت تاريخ است اما افضليت هم به اين معنا ايشان مولود كعبه است مرحوم علامه امينى در شانزده تا كتاب مهم از اهل تسنن نقل مىكند
ادامه مطلب...
جلسه هشتاد و دوم: تقوای اسلام
درس اخلاق حضرت آیة اللَّه العظمی مظاهری «مدّظله العالی»
موضوع: تقوای اسلام
جلسه: هشتاد و دوم
تاریخ: 15/ 7/ 1377
اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم بسم اللَّه الرحمن الرحیم رب اشرح لی صدری و یسر لی امری واحلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی
بحث ما درباره سیر و سلوک بود که این انسان دارد که درباره موانع اش صحبت میکردم و درباره یک مانعاش و اینکه انسان اسیر دنیا است اسیر شهوت باشد یک مقداری صحبت کردم بحث این بود که این انسان یک سیری دارد به نام حرکت به سوی خدا «یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کدحاً فملاقیه»[1] ای انسان تو در حرکتی البته حرکت پر رنج است کدح یعنی آن حرکتی که پر رنج است مثل اینکه انسان در یک بیابان پر خاری یک بیابان پر ریگی، یک بیابان مخوفی، یک بیابان تاریکی، راه رود به این عرب میگوید حرکت اما حرکت پر رنج لذا میگوید کدح «یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کدحاً فملاقیه» حرکت پر رنج است اما در همین آیه میفرماید که نتیجه بالاست و آن نتیجه ملاقات خدا است فملاقیه لازم هم نیست که این ملاقات را چیزی در تقدیر بگیریم که مفسرین گرفتند به قول مرحوم آقای ملکی این عارف معلم اخلاق در این کتاب لقاء اللَّه همچنین حضرت امام در چهل حدیث میگویند بیست جا بیست و یک جا این جمله در قرآن آمده هیچ جا ندارد الی لقاءرحمته ما چرا رحمت در تقدیر بگیریم و اینکه مابگوییم الی لقاءرحمته لذا تقدیر نه باید خود لقاء را معنا بکنیم ببینیم یعنی چه ولی علی کل حال آن اندازه که الان میگویند اینکه این انسان حرکتی دارد منتها سیر این حرکت به سوی خدا است که در آیات دیگر دارد «ان الی ربک الرجعی» باز گشت تو به سوی خداست حرکت ندارد اما منتها سیر را میگوید یا در آیه دیگر باز دارد «ان الی ربک المنتهی» منتهی سیر خدا است ربک یا همین که مشهور است «انا للَّه و انا الیه راجعون» الیه و این آیات را اگر جمع کنی بیش از 50 تا آیه میشود خب ندارد «الی رحمته، الی قربة الی قیامتة الی جنته» که معمولاً مفسرین یک این جور چیزی در تقدیر گرفتند «انا للَّه و انا الیه راجعون» یا «الی جنتة راجعون» یا« ان الی ربک الرجعی ان الی قرب ربک» یا «الی رحمة ربک الرجعی» این آیات ندارد منتهی سیر خدا است و معنایش این است منتهی سیر خدا است اینجوری که معلمهای علم اخلاق نظیر مرحوم آقای ملکی در لقاء اللَّه حضرت امام در چهل حدیث و دیگران معنا میکنند این است این مقام لقاء نه در قیامت در همین دنیا برای انسان پیدا میشود یعنی انسان اگر بتواند این اسارتها را از بین ببرد اگر انسان بتواند این تعلقات را از بین ببرد اگر انسان بتواند این تعلقها را پاره کند به عبارت دیگر اگر بتواند انسان فقط عبد خدا باشد تعلقی نداشته باشد جز خدا این خدا را مییابد نظیر آدم تشنه که مییابد تشنه گی را لذا این با چشم دل خدا را میبیند با گوش دل حرف خدا را میشنود با چشم دل نور خدا را «اللَّه نور السموات و الارض» نور خدا را مییابد یابیدنی هم هست علمی نیست عقلی نیست یابیدنی است مییابد لذا یک دلیلی که بهترین ادله است برای توحید و صفات توحید همین است
ادامه مطلب...
جلسه هشتاد و پنجم: زهد اسلامی
درس اخلاق حضرت آیة اللَّه العظمی مظاهری «مدّظله العالی»
موضوع: زهد اسلامی
جلسه: هشتاد و پنجم
تاریخ: 6/ 8/ 1377
اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم بسم اللَّه الرحمن الرحیم رب اشرح لی صدری و یسر لی امری واحلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی.
بحث ما درباره این بود که این انسان یک حرکتی دارد به نام حرکت به سوی خدا سیر به سوی اللَّه در همین دنیا آمده است برای اینکه سیر را حرکت را شروع بکند و به منتهای سیرش به منتهای حرکتش برسد «ان الی ربک الرجعی و ان الی ربک المنتهی» عرض کردم در این سیر که هدف از خلقت است باید چیزهایی باشد و الا یا سقوط میکند یا در جا میزند و فرق هم نمیکند در جا بزند در این حرکت هفتاد سال مثل کرم ابریشم در خود تنیدن یا اینکه سقوط بکند «ان المنافقین فی الدرک اسفل من النار» تفاوت خیلی ندارد اگر کسی بخواهد این حرکت را ادامه بدهد چند چیز میخواهد اول چیزی که دربارهاش صحبت کردم براق بود که این جسم ما این جسم ما براق است برای این حرکت فی الجمله دربارهاش صحبت کردم دوم زاد، توشه میخواهد تزدوفان خیر الزاد التقوی گفتهاند زاد و توشه این راه تقوا است و هر چه تقوا بالاتر زاد و توشه بهتر در این حرکت در این سیر عالیتر و معلوم است این تقوا مراتب دارد و ما طلبهها باید علاوه بر اینکه تقوای از گناه داریم یک مقدار بیشتر «فاتقوا اللَّه حق تقاته فاتقوا اللَّه مااستطعتم» یعنی تا آن اندازه که بشود مکروهات از شبهات نه یک قدری بالاتر از مباحات که انسان بتواند تقویت کند خود را آن ملکه عدالت آن ملکه تقوی را به واسطه اجتناب از مباحات اجتناب از مباحات به این معنا که پا گذاشتن روی هوی و هوس، هوی و هوسی که حرام نیست صبر در مقابل مشکلات صبر در مقابل ناگواریها زن و بچه در مقابل ناملایمات رفیق و بالاخره از حد خودش گذشتن برای اینکه هوی و هوس را سرکوب کردن مشکل هم هست ولی علی کل حال مرتبه تقوا است مرحوم حاجی سبزواری (رضوان اللَّه تعالی علیه) در آخر منظومه که یک مقدار اخلاق است راجع به تقوی تقوا را سه قسمت کرده است توبه را سه قسمت کرده است میفرماید «مراتب توب کمراتب التقی من حل او حرمة او غیر لقاء» تقوا سه مرتبه دارد یک مرتبه اجتناب از محرمات مرتبه دیگر اجتناب از مباحات محرم نیست این حل در اینجا یعنی مکروهات مشتبهات، مباحات پرهیز میکند از مکروهات پرهیز میکند از مشتبهات و بالاخره پرهیز میکند از آن چیزهایی که هوی و هوس را جری میکند پا گذاشتن روی هوی و هوس حتی در محللات مرتبه سوم میفرماید مرتبه سوم تقوا اینکه در دل هیچ نباشد جز خدا دیگر مقام لقاء برایش پیدا شده باشد که این مربوط به انبیاء مربوط به اولیاء اوصیاء که مرحوم حاجی گناهان پیغمبر و ائمه طاهرین را همین جور درست میکند میفرماید مثلاً پیغمبر اکرم باید توغل در عالم وحدت داشته باشد
ادامه مطلب...
عنوان درس: بحث دستور العمل سوره مزمل: تهذيب و توحيد افعالى
موضوع درس:
شماره درس: 53
تاريخ درس: ۱۳۷۶/۶/۱۹
متن درس:
اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم بسم اللّه الرحمن الرحيم رب اشرح لى صدرى و يسرلى امرى و احلل عقدة من لسانى يفقهوا قولى.
بحث روز چهارشنبه در مورد دستورالعملى بود كه خداوند متعال به پيغمبر اكرم داده شده بود كه اين دستورالعمل براى همه مخصوصا براى ما طلبهها براى اينكه بار سنگين بر دوش همه است مخصوصا براى ما طلبهها براى اينكه بار سنگين تبليغ دين نگاه دارى دين در ميان مردم بر همه ما واجب و لازم است و اين بار سنگين را به منزل ساندن كارى است بسيار مشكل اين دستورالعمل يازده جزء داشت و جزئى كه هفته گذشته راجع به آن صحبت كرديم «رب المشرق و المغرب لا اله الا هو فأتخذه وكيلاً» خدا پروردگار اين جهان است مؤثرى هم نيست جزا و پس بنابراين وكيل تو باشد تو بايد او را وكيل خود قرار بدهى كه اين جمله هفته گذشته مىگفتم در باب توكل داشته باشد خيلى كارها آسان مىشود خيلى گرهها خود به خود باز مىشود من حيث لايحتسب باز مىشود پيشرفت مىكند در كارش امّا پيدا شدن توكل مهلوم است كار مشكل لذا اين جملات هيچ كدام استدلال در او نبود امّا اينجا استدلال است معلوم مىشود كه اين امر توكل يك امر مهمتر از همه اجزاء با استدلال آيه شريفه جلو آمده مثلاً «يا ايها المزمل قم الليل الا قليلاً» يا رسول اللّه شب بيدارى نماز شب «فى و رتل القرآن ترتيلاً» خواندن قرآن و امثال اينها امّا اينجا كه مىرسد مىفرمايد «رب المشرق و المغرب لا اله الا هو فأتخذه وكيلاً» يعنى حال توكل كى پيدا مىشود
ادامه مطلب...
عنوان درس: دستور العمل سوره مزمل، تهذيب
موضوع درس:
شماره درس: 51
تاريخ درس: ۱۳۷۶/۵/۲۲
متن درس:
اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم بسم اللّه الرحمن الرحيم رب اشرح لى صدرى و يسرلى امرى و احلل عقدة من لسانى يفقهوا قولى.
بحث ما راجع به اين دستورالملى بود كه پروردگار عالم به پيغمبر اكرم داده بود براى اينكه بتواند بار سنگين نبوت را به منزل برساند و يكى از آن دستورالعملها تبتل بود (و اذكر اسم ربك و تبتل اليه تبتيلاً) ياد خدا باش از نظر علم ياد خدا باش در عمل و خود را از نظر خدا بياب و منقطع باش از همه متصل باش به خدا «انقطاع عن غير اللّه و انقطاع الى اللّه» به اين مىگوييم تبتل و مىفرمايند اين بار سنگين را بار نبوت را به منزل برسان به واسطه اين حالت «انقطاع عن غير اللّه و انقطاع الى اللّه» اميد به احدى نداشته باش جز خدا در كارها مؤثر از احدى نبين كه اين حال تبتل واقعيت «لااله الا اللّه» است «لا مؤثر فى الوجود الا اللّه» راجع به انقطاع الناس هفته گذشته صحبت شد و راستى اگر كسى اين حالت را پيدا كند خيلى چيزها پيدا كرده است راحت هم مىشود تمام اين گرفتارىهاى ما در اين دنيا در آخرت هم همين است كه دل ما بسته به اين دنياى به معناى عام است و اگر انسان بتواند دلكندگى پيدا بكند از از اين دنيا به معناى عام معلوم است كه راحت مىشود
ادامه مطلب...
عنوان درس: شرح صدر
موضوع درس:
شماره درس: 56
تاريخ درس: ۱۳۷۶/۷/۲۳
متن درس:
اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم. بسم اللّه الرحمن الرحيم. رب اشرح لى صدرى و يسر لى امرى و احلل عقدة من لسانى يفقهوا قولى.
بحث درباره دستور العملى بود كه خداوند متعال به پيغمبر اكرم داده بود براى ينكه بار سنگسن نبوت را به منزل برساند و بحث در اين جمله آخر اين دستور العمل بود كه مىفرمايد «واصبر على ما يقولون واهجرهم هجرا جميلا»[1] راجع به جمله و اصبر على ما يقولون يك مقدارى صحبت كردم و بالاخره نتيجه گرفتم اى ام الفضائل يعنى صبر را همه بايد داشته باشند و هر فضيلتى مرهون اين صبر است اگر كسى بخواهد متقى بشود مسلم است صبر در معصيت مىخواهد صبر در اطاع مىخواهد تا كمكم براى او ملكه صبر پيدا بشود اگر هم مىخواهد استكمل سير و سلوك پيدا بكند معلوم است در مشكلات بايد صبر داشته باشد بتواند از كنار مشكلها بگذرددر جذر و مدها متوقف نشود تا اين راه خار دار را بتوتند حل بكند اين راهى كه بقول بزرگان با دست چاه كندن،نه با مژه چاه كندن تا انسان بتواند از منزلى به نزلى تا بالاخره برسد به منزل لقاو با دست چاه كندن ميدانيد مشكل است با مژه چاه كندن ميدانيد تا سر حد محال است وآدم شدن راستى مشكل است اما مكن واين توقف بر صبر است و معمولا ما طلبهها اين صفت صبر را بايد كمرنگ پر رگداشته باشيم تااولاً ملكه تقوا براى ما پيدا بشود و بعد عم در رسيدن سير و سلوكمان در تحمل اين بار بزرگمان به منزل ان شاء اللّه برسيم.
ادامه مطلب...
عنوان درس: چه شد مردم مخالفت با پيامبران كردند؟
موضوع درس:
شماره درس: 67
تاريخ درس: ۱۳۷۶/۱۲/۶
متن درس:
اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم. بسم اللّه الرحمن الرحيم. رب اشرح لى صدرى و يسر لى امرى و احلل عقدة من لسانى يفقهوا قولى.
بحث ما درباره اين بود كه همه انبياء معجزه داشتند معجزهاى كه حجت بر ديگران تمام مىشد به قول قرآن بينات معجزهاى كه قابل شبهه، قابل خدشه قابل شك نبود امّا همه انبياء هم موفق نبودند سر آن طور كه مىخواستند و اگر موفق بودند الان پرچم اسلام روى كره زمين بر افراشته مىشد افراشته بود موفق نبودند نشد نمىگذاشتند «و ما ارسلنا فى قرية من نذير الا قال مترفوها انا بما ارسلتم به كافرون» هر پيامبرى فرستاديم مترفين در مقابلش گفتند ما تو را قبول نداريم كار شكنى كردند سنگ اندازى كردند در حالى كه معجزه تمام بود حضرت موسى مىفرمود «لم توذوننى و قد تعلمون انى رسول اللّه» مىدانيد من رسول اللّه هستم چرا اذيت مىكنيد «لم توذوننى و قد تعلمون انى رسول اللّه» و آن طورى كه مىخواستند نشد نه نشد كار شكنىها به اندازهاى بود كه 13 سال پيغمبر اكرم اصلاً نشد. اگر زمينه درست نشده بود براى مدينه، مكه اصلاً نشد 13 سال مصيبتهاى كمر شكن مكه تحمل شد بيش از چهل نفر مريد پيدا نشد حضرت نوح «لبث فى قومه الف سنه الا خمسين عاما» هزار سال كه در روايات مىخوانيم 1400 سال عمر داشتند هزار سال «لبث فى قومه الف سنه الا خمسين عاما» و هزار و چهارصد سال عمرش بوده است نمىدانم 1200 سال تبليغش بوده است
ادامه مطلب...
جلسه نود و پنجم: امتحان الهی
درس اخلاق حضرت آیة اللَّه العظمی مظاهری «مدّظله العالی»
موضوع: امتحان الهی
جلسه: نود و پنجم
تاریخ: 12/ 12/ 1377
اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم. بسم اللَّه الرحمن الرحیم. رب اشرح لی صدری و یسر لی امری و احلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی.
این بحث که چهارشنبه جلو آمد من خیال میکنم بحث ارزندهای است و یک مقدار هم باید بیشتر درباره آن کار بکنیم کار عملی کار اعتقادی و کار اخلاقی و این بحث امتحانها ابتلاءها بحث فوق العاده مهمی است از نظر اخلاق در آن دو سه جلسه عرض کردم که ما از نظر تجربه و تاریخ از نظر روایات اهل بیت علیهمالسلام دو امتحان داریم سنت خدا هم هست «فلن تجد لسنت اللَّه تبدیلاً و لن تجد لسنت اللَّه تحویلاً» قابل چون و چرا هم نیست قابل چانه زدن هم نیست خدایا من را امتحان نکن نه قابل چانه زدن است نه قابل چون و چرا و حتماً این دو تا امتحان هست بله اگر کسی بتواند نمره بیاورد بالاترین چیزهایی که موجب کمال است این دو تا امتحان است از نظر کمال هم خیلی مفید است و این دو تا امتحان برای پیامبرها هم هست بلکه از بحثهای سابق فهمیدیم که هر کسی فراخور حالش این دو تا امتحان را دارد و هر که در این بزم مقربتر است امتحانش مشکلتر است این شعر خوب است
ادامه مطلب...
جلسه شصت و هشتم: تبلیغ
درس اخلاق حضرت آیة اللَّه العظمی مظاهری «مدّظله العالی»
موضوع: تبلیغ
جلسه: شصت و هشتم
تاریخ: 2/ 2/ 1377
اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم. بسم اللَّه الرحمن الرحیم. رب اشرح لی صدری و یسر لی امری و احلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی.
از نظر قرآن تبلیغ کار انبیاء است یعنی معظمتر مکرمتر از هر کاری درباه انبیاء قرآن میفرماید «الذین یبلغون رسالات اللَّه و لا یخشون الا اللَّه» لذا تبلیغ دین یعنی کار پیامبر گرامی کار همه انبیاء که تکرار هم شده است در قرآن راجع به پیغمبر اکرم که یک معلم آموزشی و یک معلم پرورشی است «هو الذی بعث فی الامیین رسولاً منهم یتلوا علیهم آیاة و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمة» این هم عبارت اخرای «والذین یبلغون رسالات اللَّه» لذا تبلیغ یعنی کار انبیاء از نظر ثواب هم خیلی ثواب بار بر او است و در این دهه محرم اگر شما بتوانید یک بد حجاب را با حجابش کنید یک بی نماز را با نمازش کنید یک کسی که بد بین به روحانیت است خوش بین به روحانیتش کنید مثل این است که عالمی را زنده کرده باشید اگر یک نفری در شرف مرگ باشد تصادف کرده باشد در شرف مرگ است و شما این را رسانیدش به بیمارستان و از مرگ نجاتش دادید یک خاطره شیرینی میشود در زندگی شما تا وقتی هم پیر شدید از شما بپرسند یک خاطره شیرینی برای ما بگو آن وجدان شما عاطف شما همین خاطره را برای شما جلو میآورد یکنفر در شرف مرگ نجاتش بدهید اما قرآن شریف بنا بر تفسیر امام صادقعلیهالسلام میفرماید «من احیاها فکانما احیا الناس جمیعا» اگر کسی بتواند یک نفر را بسازد این یک آمدم زنده نکرده است یک قوم را زنده کرده است مثل این است که تمام جهان را زنده کرده باشد خیلی ثواب است از نظر نتیجه کار هم بالاخره تشیع تا اینجا آمده است مرهون روحانیت است و آمارگیری شده است گفتهاند حتی عراق در حالیکه حوزه درمتن آنجاست اما چون که حوزه جدای از مردم بود لذا تبلیغ در میان آنها نبود مردمش خیلی عامی از تشیع چیزی نداشتند چیزی ندارند جز همان تقلیدی که از آبا و اجدادشان به آنها رسیده است و ایران اینجور نیست
ادامه مطلب...
عنوان درس: دستورالعمل سوره مزمل توجّه و تذكر
موضوع درس:
شماره درس: 49
تاريخ درس: ۱۳۷۶/۵/۸
متن درس:
اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم بسم اللّه الرحمن الرحيم رب اشرحلى صدرى و يسرلى امرى و احلل عقدة من لسانى يفقهوا قولى.
بحث گذشته ما درباره دستورالعملى بود كه به پيغمبر اكرم داده شده بود براى اينكه بار سنگين نبوت را بتواند به منزل برساند و چرا در اولى اين دستورالعمل دستور داده شده است «انا سنلقى عليك قولاً ثقيلاً» بار سنگينى به دوش تو است و براى اينكه اين بار سنگين را به منزل برسانى به اين دستورالعمل عمل كن لذا به درد ما طلبهها خيلى مىخورد چون كار ما ادامه رسالت است و همان سنگينى بار رسالت به دوش ما است و معلوم است به خودى خود نمىتوانيم اين بار سنگين را به منزل برسانيم از اين جهت عملكردن به اين دستورالعمل لازم و واجب است اين دستورالعمل اجزاء يازدهگانه داشت و يكى از اجزاء كه در هفته گذشته در مورد آن صحبت كرديم اين بود كه واذكر اسم ربك درباره ذكر گفته شد كه مراتب دارد.
ادامه مطلب...
جلسه هشتاد و هفتم: سیر و سلوک
درس اخلاق حضرت آیة اللَّه العظمی مظاهری «مدّظله العالی»
موضوع: سیر و سلوک
جلسه: هشتاد و هفتم
تاریخ: 4/ 9/ 1377
اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم. بسم اللَّه الرحمن الرحیم. رب اشرح لی صدری و یسر لی امری و احلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی.
بحث روز چهارشنبه ما درباره سیر و سلوک بود یعنی حرکت به سوی خدا منتهای سیر الی اللَّه «یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کدحاً فملاقیه» در این دنیا آمدیم برای همین «انا للَّه و انا الیه راجعون» در این دنیا آمدیم برای این که این منازل را یکی پس از دیگری طی میکنیم از توبه به یقظه به تقوا، از تقوا به تخلیه از تخلیه به تحلیه به تجلیه و از تجلیه به لقاءو به قول آن مرد کم نظیر در عالم اسلام یعنی حضرت امام (رضوان اللَّه تعالی علیه) تازه اول کار که حتی ایشان میفرماید اینها مقدمات است اینها اصلاً منازل نیست و این سیر و سلوکیها که گفتند هفت منزل اینها همه مقدمات است که میشود سیر من الحق فی الحق دیگر آن سیر متناهی هم نیست چون پرودگار عالم غیر متناهی است دیگر سیر من الحق فی الحق هم غیر متناهی است لذا این انسان دیگر چون خلیفة اللَّه است مثل خود خدا این دیگر فنا ندارد در روایات میخوانیم که نمیدانیم معنایش هم چی است گاهی نامه میآید برای بنده «من الحی الذی لا یموت الی الحی الذی لا یموت» چه نامه پر محتوایی چه خطاب پر محتوایی شاید وقتی که از طرف حق تبارک وتعالی سلام به او بشود «سلام قولاً من رب رحیم» السلام علیک بعد هم بکوید «من الحی الذی لا یموت الی الحی الذی لا یموت» دیگر لذت آن است اصلاً خلق شده است برای همین و الا عبث است و الا بیهوده است برای اینکه «خلقت الاشیاء لاجلک و خلقتک لاجلی» اگر همه برای این انسان و این انسان دیگر بمیرد تمام بشود این که معلوم است یک لغو است این که معلوم است خلاف حکمت است پیش اهل دل اگر راستی برای این که برود بهشت و آنجا متنعم باشد حالا چی متنعم بهترین حورالعینها، بهترین قصرها ،بهترین خورد و خوراکها بهترین مسکنها و پوشاکها حالا چی؟ یک چیز دیگر باید باشد غیر از این حرفها، آن چی است سلام علیکم بعد هم بگوید «من الحی الذی لا یموت الی الحی الذی لا یموت» اگر بگوییم این دیگر خیلی مفید است این دیگر واجب است لازم است این انسان خدا خلقش بکند یعنی لطف قاعده لطف دیگر میشود واجب یجب علیاللَّه تبارک و تعالی من باب لطف این که این انسانی که میتواند برسد به اینجا این را خلقش بکند حالا ولو این که هفتاد سال در این دنیا مشقت، صدمه، خون جگر، انصافاً این که ما در این دنیا به غیر مشقت چیزی نیست حالا در امکانات هم باشد این امکاناتش هم همه لذت نیست دفع الم است گرسنه میشود مریض است خوب چیز بخورد سیر بشود غریزه جنسی زور آورده است خب یک مرض است اطفاء غریزه جنسی بکند این مرض رفع بشود لذا این سیر و سلوک پیمودن این منازل هفت گانه این فرمایش حضرت امام خیلی خوب است که اصلاً این منازل مقدمه است
ادامه مطلب...
جلسه نود و هفتم: ایام ذی الحجه و نوروز
درس اخلاق حضرت آیة اللَّه العظمی مظاهری «مدّظله العالی»
موضوع: ایام ذی الحجه و نوروز
جلسه: نود و هفتم
تاریخ: 26/ 12/ 1377
اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم. بسم اللَّه الرحمن الرحیم. رب اشرح لی صدری و یسر لی امری و احلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی.
در این جلسه راجع به دو امرمهم با شما صحبت میکنم یک راجع به ایام ماه ذی الحجه یک مطلب هم راجع به عید نوروز است که یک مطلب جلو داریم راجع به ماه ذی الحجه این ماه از جهتی از همه ماهها جلوتر است یک مطلب هم راجع به عید نوروز است که جلو داریم راجع به ماه ذی الحجه این ماه از جهتی از همه ماهها جلوتر است و شاید این قسمی که خدا در سوره فجر خورده است مراد همین دهه اول باشد «والفجر و لیال عشر» و این دهه اول که حج در این روزها واقع شده است بهترین عبادات از نظر خودسازی، از نظر آدم شدن دهه اول این محل عبادت بزرگ، دهه دومش از دهه اول مهمتر اکمال دین و دهه سومش باز مربوط به شیعه و قضیه مباهله، قضیه آیه ولایت سوره هل اتی یعنی سوره بیست و پنجم صبحش آیه تطهیر لازم شد بعدش قضیه مباهله وارد شد عصرش هم آیه ولایت و نداریم ظاهراً چنین روزی در اسلام در این ایام سال و فرداش هم سوره هل اتی و هر کدام از اینها برای شیعه یک افتخار است افتخاری هم هست که قابل خدشه هم نیست لذا این ماه ذی الحجه ماه مهمی است لذا ما طلبهها باید این ایام اللَّه را بهش اهمیت بدهیم و این سال را میتوان راه صد ساله را بپیماید یعنی بعضی اوقات یک جرقه غوغا میکند و من از شما تقاضا دارم به این ماه اهمیت بدهید شما میدانید که اگر انسان آدم نباشد از نظر باطن یک حیوان درندهای پستتر از هر میکروبی و بالاخره پستتر از هر جنبندهای «ان شر الدّواب عند اللَّه الصّم و البکم الذین لا یعقلون» آدمی که نتواند فکر کند که صفت رذیلهای بر او حکمفرما باشد این میکروب از سرطان هم بدتر است از سگ درنده، از پلنگ در بیابان لذا همه مخصوصاً اهل علم باید از نظر باطن آدم باشند و این هدف انبیاء که آدم شدن انسانها است این باید برای ما طلبهها درست بشود اگر العیاذ باللَّه صفت رذیلهای برایمان حکمفرما باشد خیلی بدبختیم دیگر نه دنیا است نه آخرت بعضی اوقات هم با یک جملاتی هم خودمان منحرفیم و هم دیگران را منحرف میکنیم و این ماه ذی الحجه برای خودسازی خیلی مهم است ماه، ماه دعا است، ماه راز و نیاز با خدا است و یک قدری بیشتر نه فقط روز عرفه، نه فقط دهه اول اصلاً این ماه، ماه دعا، ماه رابطه، ماه خودسازی و اهمیت بدهید خیلی به این ماه در مساجدتان در منبرتان برای دیگران بگوئید و این ماه را زنده نگاه دارید فقط برای حاجیها نباشد و آن حج آنجا، همه خودسازی کنند این ماه زنده نگاه بدارند این ماه زنده باشد برای همه و معلوم هم هست ما اگر بخواهیم دنیا داشته باشیم، بخواهیم آخرت داشته باشیم چارهای نیست جز رابطه با خدا
ادامه مطلب...
جلسه نود و هشتم: اهمیت عید سعید غدیر
درس اخلاق حضرت آیة اللَّه العظمی مظاهری «مدّظله العالی»
موضوع: اهمیت عید سعید غدیر
جلسه: نود و هشتم
تاریخ: 18/ 1/ 1378
اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم. بسم اللَّه الرحمن الرحیم. رب اشرح لی صدری و یسر لی امری و احلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی.
با اجازه شما به تناسب روز غدیر این عید اکبر یک مقداری درباره ولایت با شما صحبت بکنم و امیدوارم رنگ اخلاقی هم داشته باشد و با روز چهارشنبه هم تناسب پیدا بکند قبل از آنکه راجع به عید غدیر صحبت بکند که میترسم یادم برود که تذکرش را بدهم این عید غدیر را ما باید به آن خیلی اهمیت بدهیم و متأسفانه اهمیت داده نشده و نمیشود و همین جور که سنیها حقی از امیر المؤمنین علیهالسلام را زیر پا گذاشتند ما هم یعنی شیعه این عید غدیر را آنطور که باید به آن اهمیت نمیدهیم معمولاً ما باید به جای عید نوروز عید غدیر را خیلی به آن اهمیت بدهیم تعطیلی چند روی مال عید غدیر باشد دید و بازدیدها مال عید غدیر باشد و عیدی دادنها مال عید غدیر باشد وبالاخره ما عید نوروز و عید غدیر را باید جایش را عوض بکنیم یعنی همین جور که عید یک روز تعطیلی داریم و یک روز یک مقداری اهمیت میدهیم این عید نوروز را این کارش بکنیم و عید غدیر و آن دید و بازدیدها آن تعطیلیها آن عیدی دادنها این کار واجب است این کار لازم است و متأسفانه این کار نشده ما خیال کردیم در جمهوری اسلامی میشود امّا نشده الان هم روز به روز کم رنگ است من شب عید غدیر از مسجد آمدم تا خانه یک جا ندیدم چراغانی باشد شب خوابم نبرد که شیعه به کجا رسیده این خیابانهای که من آمدم معمولاً خیابان ولایتیها متقید به ولایت سر و کار با مسجد دیگر اون خیابانهای کذای معلوم است آنجا هیچ خبری نبود و این معصیت است که شب عید غدیر چراغانی در اصفهان نبوده یا خیلی کم بوده است و تقصیر ما طلبهها است ما باید زندهاش بکنیم ما باید راستی قبلاً و در ایام سال بگوئیم و بالاخره این عید غدیر را ما باید زنده بکنیم
ادامه مطلب...
جلسه نود و یکم: امتحان الهی
درس اخلاق حضرت آیة اللَّه العظمی مظاهری «مدّظله العالی»
موضوع: امتحان الهی
جلسه: نود و یکم
تاریخ: 7/ 11/ 1377
اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم. بسم اللَّه الرحمن الرحیم. رب اشرح لی صدری و یسر لی امری و احلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی.
دیروز در فقه راجع به علی ابن ابی حمزه بطائنی صحبتی پیش آمد و در ضمن صحبت امتحانهای پروردگا رعالم جلو آمد و به نظرم رسید که بحث روز چهارشنبه یک مقداری راجع به این امتحانها که خداوند دارد راجع به بندههایش یک مقداری صحبت بکنم و این یک بحث ارزندهای است انصافاً بحثی است اخلاقی، ارزنده و بحثی است که همه ما باید توجه به این بحث داشته باشیم ما از قرآن شریف استفاده میکنیم امتحان ما یک امر مسلمی است پروردگار عالم بندههایش را امتحان میکند. امتحان به دو معنی یک امتحان مهندس از سنگ معدنی اصلاً ما آمدیم در این دنیا برای همین «یا ایّها الانسان انّک کادحٌ الی ربک کدحاً فملاقیه» آمدیم اینجا برای رسیدن به مقصود برای رسیدن به کمال آنهم کمال مطلق واین احتیاج دارد به اینکه زحمتها خون جگرها و مشقتها به قول قرآن شریف راه پر رنج راه پر مشقت را بپیماییم علاوه بر اینکه خود دنیا هم چنین است خود دنیا یعنی مشکل دنیا یعنی پررنج، پر مصیبت ومثل دریا همین طور که دریا موج دارد موج کوچک وبزرگ دارد جذر و مد دارد دنیا بحر اٌ عمیق و نمیشود در این دنیا کسی رنج نداشته باشد مشقت نداشته باشد دنیا منهای اَلَم، دنیا نیست این آخرت است و از همان وقتی که بدنیا میآید در رنج است تا وقتی بمیرد هر که باشد. آنکه در رفاه است جوری در رنج است آن هم که در فقر است جوری در رنج است آنکه بحسب ظاهر صحت دارد سلامتی دارد خوشی دارد و امنیت دارد جوری در رنج است آن هم که امنیت ندارد سلامتی ندارد غنا ندارد جوری دیگر در رنج است «و لنبلونّکم بشیء من الخوف و الجوع و نقص من الاموال و الثمرات و بشر الصابرین»[1] این هست برای همه بالاخره گاهی برای گرفتن گاهی برای رنجها گاهی برای فقرها و چه کسی در رفاه است «و بشر الصابرین» و چه کسی باخت نکرده که هم چوب را خورده باشد هم پیاز را «و بشر الصابرین» اگر این صبر و استقامت و سعه صدر باشد دیگر خواه نا خواه از آن بلاها استفاده میکند همان بلا برایش میشود از الطاف خفیه خدا این یک امتحان است که باید بعد یک مقدار بیشتر در این مورد صحبت بکنیم.
ادامه مطلب...
جلسه هشتاد و ششم: تمسک به قرآن
درس اخلاق حضرت آیة اللَّه العظمی مظاهری «مدّظله العالی»
موضوع: تمسک به قرآن
جلسه: هشتاد وششم
تاریخ: 20/ 8/ 1377
اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم. بسم اللَّه الرحمن الرحیم. رب اشرح لی صدری و یسر لی امری و احلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی.
عرض کردم که انسان یک سیری دارد به نام سیر به سوی حق تبارک و تعالی و در این دنیا آمده است برای همین سیر و سلوک «یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کدحاً فملاقیه» تو در حرکت هستی حرکت پر رنج منتهای سیر خدا، اگر این سیر ولو کُند ادامه پیدا کند بالاخره به جایی میرسد و اگر هم در جا بزند منحرف بشود سقوط پیدا بکند معلوم است به مطلوب خود به مقصود خود نخواهد رسید منتهای سیر جهنم است راجع به این سیر گفتم که چیزهایی میخواهیم تا این که بتوانیم این سیر را ادامه بدهیم اول آن براق بود آوردن براق برای پیامبر اکرم برای رفتن به معراج به ما هم میگوید ما در این سیر براق میخواهیم و گفتم براق این راه جسم است از همین جهت هم ملائکه این سیر را ندارند این حرکت را ندارند چون جسم ندارند حمله عرش در حالیکه سعه وجودی دارند اما تکامل نیست حرکت نیست تکامل در اثر حرکت است دیگر حرکت جسمی یا حرکت مادی یا حرکت معنوی حرکت ندارد که ده میلیون سال قبل جبرئیل با حالا مثل هم است سعه وجودی که داشته است الان دارد حیوآنها هم تکامل ندارند چون روح ندارند آنها هم ولو این که از نظر غریزهای یک تکاملهای خوبی داشته باشند اما حرکت تکاملی برای آنها نیست این حرکت که اسمش را میگذاریم سیر به سوی اللَّه این مختص به انسان است آمده است در این دنیا 124 هزار پیامبر هم آمده است همین را بگوید بنابراین انسان است که چون مرکب از روح و جسم است میتواند حرکت کند پس براقش این جسم است و مواظبت از جسم لازم است و این را رامش بکند برای این که در حرکت باشد لازم است دهنه در دهن این جسم زدن این براق لازم است و الا اسب چموشی است که هم خودش را نابود بکند و هم دیگران را لذا باید دهنه زد دم دهن این اسب چموش که حالا چه چیزی میتواند کنترلش بکند دیگر ظاهراً هیچ چیزی نمیتواند این انسان را از بعد جسمی کنترل بکند جز همین سیر فی الجمله که از تقوا شروع میشود جز تقوا بالاخره مواظبت از این جسم لازم است کنترل کردن این جسم لازم است، در این باره فی الجمله صحبت کردیم گفتم زاد وتوشه هم میخواهد به قول امیرالمومنینعلیهالسلام در شبها در دل شب چه گریهها زاریها پیام برای ما «تزودوا فان خیر الزاد التقوی» که در کلمات امیرالمومنینعلیهالسلام این آیه زیاد دیده میشود که میفرموده راه دور است دراز است کمی زاد و توشه بالاخره این راه زاد و توشه میخواهد زاد و توشه قرآن میگوید تقوا، هر روز انسان باید متقی باشد هر آن باید متقی باشد در این باره هم فی الجمله صحبت کردم و دیدیم که راستی تقوا چه تقوای مثبت روح خدا ترسی بر جان انسان بر عمق جان انسان حکمفرما باشد چقدر مزه دارد چقدر خوب است لذا این هم زاد و توشه این راه است بدون زاد و توشه نمیشود دیگر وقتی که انسان فاسق و فاجر باشد در این راه نابود میشود سقوط میکند در این باره هم فی الجمله صحبت کردیم.
ادامه مطلب...
عنوان درس: شرح صدر
موضوع درس:
شماره درس: 58
تاريخ درس: ۱۳۷۶/۸/۷
متن درس:
اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم. بسم اللّه الرحمن الرحيم. رب اشرح لى صدرى و يسر لى امرى و احلل عقدة من لسانى يفقهوا قولى.
بحث اين چند جلسه ما درباره شرح صدر و سعه صدر بود ويك مقدارى دربارهاش صحبت كردم و ديديم كمك،چه كمال چه كمال مادى مرهون صبر واستقامت مخصوصا شرح صدرو سعه صدر است و اگر انسان صبر نداشته باشد از ميدان در مقابل مشكلات در برود نتواند مشكلات را حل بكند قطعا به جايى نمىرسد كمال مادى باشد چنين است كمال معنوى هم باشد چنين است بى رنج گنج ميسر نمىشود بى صبر احدى به جاى نمىرسد و اين صبر و استقامت در كارها مخصوصا كارهاى مهم و شرح صدر در همه كارها مخصوصا كارهاى مهم از لوازم اوليه است «آلت الرياسه سعه الصدر» از همين جهت هم دراين دو دستور العمل هردو به پيغمبر اكرم امر شده است دستور داده شده است «و اصبر على مايقولون و هجرهم هجرا جميلا» واين «و هجرهم هجرا جميلا» اگر نباشد قطعا اگر كسى بخواهد به كمال مادى برسد به كمال معنوى برسد قطعا نمىشود چنانچه اگر به جاى رسيده باشد نمىتواند حفظ كند او راو چه بسيار هم ديديم افرادى كه لياقت براى كارهاى مهم را داشتند
ادامه مطلب...
جلسه صدم: امر به معروف و نهی از منکر
درس اخلاق حضرت آیة اللَّه العظمی مظاهری «مدّظله العالی»
موضوع: امر به معروف و نهی از منکر
جلسه: صدم
تاریخ: 31/ 1/ 1378
اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم. بسم اللَّه الرحمن الرحیم. رب اشرح لی صدری و یسر لی امری و احلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی.
یک مطلبی که لازم است و باید تذکر بدهیم این مطلب را و این یک مقدمهای لازم دارد و راجع به این مقدمه من سابقاً صحبت کردم و چون تکرار مفید است مقدمه بحث یک تکراری از گذشته است آن مقدمهای که سابقاً صحبت کردم و همه ما باید خیلی به آن توجه داشته باشیم این است که حساب خواص غیر از حساب عموم است هم پیش خدا هم پیش پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین علیهمالسلام و پیش مردم آن حسابی که خدا حضرت ولی عصر مردم حتی مردم لاابالی برای ما باز میکنند غیر از حسابی است که برای عموم مردم باز میکنند آن توقعی که خدا، حضرت ولی عصر مؤمنین بلکه لاابالیها از ما دارند غیر از توقعی است که از خودشان از عموم مردم است و قرآن روایاتها گفتارها بر این مطلب خیلی گویا است به شما میگفتم که حضرت یوسف در همه جا نمره بیست آورد که به قول استاد بزرگوار ما علامه طباطبایی بعضی از صحنه هایش هر که بود میرفت ولی او نمره بیست آورد استاد عزیز ما علامه طباطبایی در درس مفصل میگفتند و در المیزان هم معجزه مختصر فرموده است که قضیه مجلسی که زلیخا برای یوسف تهیه کرد بیست و چهار زمینه برای گناه بود آن هم چه زمینه هایی زنی مثل زلیخا اول زیبای عالم آن هم آن جلسه با آن همه شهوت سر تا پا شهوت جلسه تنها به قول آقای طباطبایی اگر میگفت بله نانش در روغن بود اگر میگفت نه وامصیبتا امّا بالاخره نمره بیست آورد این حضرت یوسف یک جا نمره بیست نیاورد که آدم مات است و آن در زندان، زندان را خود تهیه کرده بود یعنی قرآن میگوید حضرت یوسف دید اگر زندان نرود اینها سر به سرش میگذارند این زنها هیچ جا راحتش نمیگذارند گفت «قال رب السجن احب الی مما یدعوننی الیه» خدایا برم زندان از شر اینها نجات پیدا کنم چندین سال زندان آن دو رفیقش که آن دو خواب را دیدند وقتی میخواستند از زندان بیرون بروند آن که نجات پیدا کرده بود میخواست برود ساقی شاه بشود حضرت یوسف به این گفت «و اذکرنی عند ربک» همین دو کلمه، طلبهها با شماها هستم ای منبریها با شما هستم یک کلمه گفت «و اذکرنی عند ربک» رفت جبرئیل آمد گفت که کی تو را از دست برادرها نجات داد؟
ادامه مطلب...
جلسه نود و چهارم: امتحان الهی
درس اخلاق حضرت آیة اللَّه العظمی مظاهری «مدّظله العالی»
موضوع: امتحان الهی
جلسه: نود و چهارم
تاریخ: 28/ 11/ 1377
اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم. بسم اللَّه الرحمن الرحیم. رب اشرح لی صدری و یسر لی امری و احلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی.
به تناسبی بحث امروز جلو آمد و چون این بحث از مهمترین بحثها است از نظر اخلاق گفتم بد نیست که یک مدتی درباره این بحث امتحانات صحبت بکنم و عرض کردم امتحانهایی که از ما هست و حتماً هم هست و قرآن شریف هم خیلی روی آن پافشاری دارد دو قسمت است یک قسمت امتحانهایی که برای کمال برای رسیدن به انسانیت ما و اصلاً هدف از خلقت و هدف از آمدن ما به این دنیا همینها بوده این امتحانها بوده تا به هدف برسیم که اسمش را گذاشتم امتحان مهندس از سنگ معدنی ما را زیر فشارها حالا یا فشارهای قهری یا فشارهای ریاضتی اختیاری آن فشارها ما را آب دیده بکند کدورت رفته بکند تا به واسطه رفع کدورات یا به واسطه رفع حجابها برسیم به آنجا که بتوانیم خدا را ببینیم با چشم دل با چشم فطرت بتوانیم کلام خدا را بشنویم با گوش فطرت با گوش دل بالاخره بیابیم خدا را همان طور که در بن بستها مییابند خدا را ما دائم التوجه بشویم هدف از خلقت همین است که به آن میگویند مقام لقاء «فمن کان یرجوا لقاء ربه فلیعمل عملاً صالحاً و لا یشرک بعبادة ربه احدا» البته این ریاضتها است یعنی دیدن رنجها با ریاضتهای دینی «فمن کان یرجوا لقاء ربه» این ریاضتها یعنی این امتحان بنام فشار بنام دیدن رنج و به واسطه این رنجها به قول قرآن کریم به واسطه آن راه پر رنج «یا ایها الانسان انک حادحٌ الی ربک کدحاً فملاقیه» بنابراین آمدهایم برای همین، حالا یا قهری یا اختیاری مرحوم شهید دوم در یک کتاب به نام مسکن الفؤاد کتاب خوبی است که این را نوشتهاند برای افرادی که مصیبت بزرگ میبینند کسانی که مصیبت بزرگ دیدند این کتاب را مطالعه بکنند دلشان یک مقدار تسکین پیدا بکند اسمش را هم گذاشتهاند مسکن الفؤاد و آنجا خیلی چیز نقل میکنند و یک قصهای نقل میکنند که یک خانمی بود خانم مقدسی بود و این خانم بچه نداشت امّا سالی دو الی سه تا بچه میزائید یعنی بچه سقط میکرد و این خیلی سختش شده بود و یک شبی با خدا درد دل کرد راز و نیاز کرد خدایا ما سالی دو سه مرتبه میزائیم امّا ما الان هم بچه نداریم دیگه حالا چه درد دلهایی با خدا کرد نمیدانم مرحوم شهید میفرمایند خواب دید که بهشت است و خیلی مقام بالا است بعد به او گفتند این بهشت مال تو بوده تقدیر الهی یا هر چه این بهشت مال تو بوده امّا بهشت که بدون ریاضت که نمیشود
ادامه مطلب...

درس اخلاق آیت الله مظاهری
قالَ رَبِّ اشْرَحْ لي صَدْري وَ يَسِّرْ لي أَمْري وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِساني يَفْقَهُوا قَوْلي
یکی از چیزهایی که باید در زندگی همه مخصوصاً ما طلبهها باشد، رابطه عاطفی با خداوند متعال است. همه بايد با خداي خود درد و دل داشته باشند، با خدا تضرع و زاری داشته باشند، با خدا اظهار قصور و تقصیر داشته باشند و بالاخره نظیر عبد در مقابل مولا، همیشه یک ذلّتی در مقابل خدا داشته باشند. این رابطه عاطفی معلوم است خیلی ثواب دارد. به قول قرآن کريم مقام محمود، مرهون همین رابطه عاطفی با خداست.
ادامه مطلب...جلسه هفتاد و هشتم: زهد و تقوی
درس اخلاق حضرت آیة اللَّه العظمی مظاهری «مدّظله العالی»
موضوع: زهد و تقوی
جلسه: هفتاد و هشتم
تاریخ: 28/ 5/ 1377
اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم بسم اللَّه الرحمن الرحیم رب اشرح لی صدری و یسر لی امری واحلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی
این بحث ما اگر جا بیفتد و انسان بتواند زهد اسلامی را پیدا کند و این دلبستگیها همه همه از بین برود این بندها همه همه پاره بشود به قول قرآن شریف به قول عرفان اسلامی تبتل برای او پیدا بشود انقطاع عن الناس انقطاع الی اللَّه نتیجه خیلی دارد و نتایجش به اندازهای بالا است که میتوانیم بگوییم که به مطلوب رسیده است به مقصود رسیده است اول نتیجهاش الهاماتی است که برای او پیدا میشود «جرت ینابیع الحکمه من قلبه الی لسانه» همان تقوا که میفرماید «ان تتقوا اللَّه یجعل لکم فرقانا» امیرالمومنین در نهجالبلاغه میفرمایند «کلا من زهد الهمه اللَّه» و این روایتی که همه ما شنیدیم در روایت خوبی هم هست میفرماید که «من اخلص للَّه اربعین یوما جرت ینابیع الحکمه من قلبه الی لسانه» اگر چهل روز کسی خودش برای خدا باشد یعنی علاوه بر اینکه عمل برای خداست علاوه بر اینکه دل برای خدا است خودش هم برای خدا است یعنی انقطاع الی اللَّه یعنی انقطاع عن الناس انقطاع عن الغیر چهل روز بتواند بندها را پاره کند دیگر در دنیا نباشد در حالیکه وجودش در این دنیا است اما خود در این دنیاپرواز به عالم غیب. اگر راستی بشود چهل شبانه روز زهد اسلامی تبتل قرآنی حالا علاوه بر اینکه به تجربه اثبات شده الهامات پیدا میکند این روایت هم میفرماید الهام پیدا میکند «جرت ینابیع الحکمه من قلبه الی لسانه» یکی از بزرگان به من میگفت شبهاتی در اعتقادات داشتم و ریاضت چهل روزه ریاضت دینی شروع کردم بعد از چهل شبانه روز در دو سه روز نه تنها شبهات خود به خود رفع شد دو سه روز یک دوره اصول دین نوشتم که بعد مطالعه میکردم خود استفاده میکردم و اصول دینی نوشتم که هیچ جا ندیده بودم و من در میان این آزادهها دیدم بعضی از آنها پیش من آمدند که این شکنجههای آنجا ریاضتهای آنجا توجههایی که برای بعضی از آنها آنجا بوده یک الهامات عجیبی پیدا کرده بودند حتی یک تسلط هایی که اسمش را میگذاریم غیب، غیب گویی نه یک تسلط هایی که میتوانست آینده رابگوید میتوانست گذشته را بگوید و بالاخره اگر راستی آن زهد اسلامی پیدا شود بندها پاره شود دلبستگی به این دنیای نباشد خب در حالیکه در این دنیا است تمایلات را باید ارضا کند ارضا میکند در این دنیا است و پول دارد امکانات دارد اما دلبستگی نیست دلبستگی اش فقط به خدا است هیچ چیزی هیچ کسی در دل نیست جز خدا نتیجه اولش الهام است این الهامی که میگوییم معمولاً بزرگان این الهام را راجع به معرفت اللَّه راجع به اصول دین گفتهاند که همان که میگویند راجع به اصول دین یکی علم است یکی ایمان علم یعنی انسان بتواند معرفت اللَّه را با دلیل با برهان، اثبات مبدأ بکند اثبات معاد بکند اثبات صفات کند
ادامه مطلب...
عنوان درس: صبر و استقامت در زندگى
موضوع درس:
شماره درس: 55
تاريخ درس: ۱۳۷۶/۷/۹
متن درس:
اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم بسم اللّه الرحمن الرحيم رب اشرح لى صدرى و يسرلى امرى و احلل عقدة من لسانى يفقهوا قولى.
بحث هفته گذشته درباره جمله «و اصبر على ما يقولون و اهجرهم هجرا جميلاً» عرض كردم اين كلمه صبر كه امر شده به پيغمبر اكرم كه بايد داشته باشد مخصوصا در مقابل گفته ديگران اين ام الفضائل است و هر كسى هر فضيلتى بخواهد به دست بياورد احتياج به صبر دارد بقول حضرت امام رضوان اللّه تعالى عليه چهل سال صبر پيدا شدن يك فضيلت الهى چهل سال فعاليت و استقامت پيدا شدن آدميت و بدون صبر هيچ فضيلتى را نمىتوانيم به دست بياوريم هفته گذشته مىگفتم حتى خلوص كه خود از مهمات فضائل آن هم احتياج به صبر دارد به قول بحرالعلوم رضوان اللّه تعالى عليه اين مرد علم و عمل در پيرى مىفرمودند الحمدللّه ريشه ريا را كندهام درخت خلوص را بارور كردهام امّا بعد از يك عمر علم و عمل و طبيعت ما به ما مىگويد بدون صبر نمىشود چيزى انجام داد كارى انجام داد گويا سنت پروردگار عالم است به اينكه هر فضيلتى را هر نعمتى را به واسطه صبر فعاليت استقامت ما به دست بياوريم اگر از شما بپرسند كه آيا يك دانه گندم مىتواند يك انسان كامل بشود مىگوييم آرى امّا كى اين دانه گندم برود زير گل و لاى اين شكفته بشود
ادامه مطلب...
عنوان درس: كار و فعاليت
موضوع درس:
شماره درس: 47
تاريخ درس: ۱۳۷۶/۳/۲۸
متن درس:
اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم بسم اللّه الرحمن الرحيم رب اشرحلى صدرى و يسرلى امرى و احلل عقدة من لسانى يفقهوا قولى.
بحث ما درباره آن دستورالعملى بود كه به رسول گرامى داده بودند براى اينكه بار نبوت را به منزل برسانند و اين دستورالعمل انصافا دستورالعمل بالائى است و پيش علماى علم اخلاق سير و سلوكىها اين دستورالعمل بالائى است و ما اگر به اين دستورالعمل عمل بكنيم قطعا پيشرفتمان در علم در سير و سلوك در اخلاق و بالاخره در تقرب زياد خواهد شد. امرى كه دربارهاش مانده بود و دو سه جلسه در موردش صحبت كردم فعاليت براى يك مسلمان كه علاوه بر اينكه در 504 آيه امر به اين فعاليت شده در اين آيه شريفه دردستورالعمل به طور اشاره آمده كه يك مسلمان مخصوصا يك كسى كه بار سنگينى به دوشش باشد پروانهوار بايد فعال باشد همينطور كه ستارهاى شناور در فضا و براى نجات خودش براى نجات مابقى ستارهها فعاليت عجيبى دارد فعاليت سرساماورى دارد نظم محيرالعقولى دارد در اين آيه مىفرمايد يك مسلمان هم بايد چنين باشد.
ادامه مطلب...
جلسه نودم: توجه به خدا
درس اخلاق حضرت آیة اللَّه العظمی مظاهری «مدّظله العالی»
موضوع: توجه به خدا
جلسه: نودم
تاریخ: 25/ 9/ 1377
اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم. بسم اللَّه الرحمن الرحیم. رب اشرح لی صدری و یسر لی امری و احلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی.
ماه مبارک رمضان ماه خوبی است و برای خودسازی انسان میتواند که این یک ماه راه صد ساله را برود و شاید هم این که روز عید فطر را اول شوال را عید قرار دادند برای همین است که این یک ماه خودسازی به انسان کمال داده است و این عید کمال باشد شاید قربان هم همین معنایش است که هنوز حج تمام نشده عید باید گرفت عید کمال یعنی انسان رسیده به مقام آدمیت به مطلوب به مقصود به مطلوب همه انبیاء به مقصود خود خدا برای این که خلقت از این انسان هدف از خلقت مقام عبودیت است انسان به مقام عبودیت برسد «و ما خلقت الانس و الجن الا لیعبدون» و همان مکه همان چند روز به مقام عبودیت میرسد هنوز تمام نشده است میگوید عید بگیر ماه مبارک رمضان هم همین است به واسطه ماه مبارک رمضان انسان به مقام عبودیت میرسد میگویند عید بگیر این عید شرافت برای پیغمبر اکرم برای اینکه انسان رسیده به مقام کمال به آدمیت شرافت برای خودش بالاترین شرافتها است معلوم است معنای ضیافت هم همین است ما مهمان خدا هستیم یعنی ما در ماه مبارک رمضان بواسطه رابطه با خدا میتوانیم به مقامهای برسیم و راستی اگر توجه باشد انسان میرسد به تجربه اثبات شده است میرسد از نظر روایات اثبات شده است میرسد اگر نه آن روزه اخص الخواص همین روزه خواص باشد. یعنی روزهای که اجتناب از گناه در آن باشد قطعاً بعد از یک ماه انسان را به مقامهای بالایی میرساند مقام فرقان به انسان میدهد مقام الهام یا وحی به انسان میدهد و بالاخره آن مقامی که ولو مرتبه ضعیف مقام آدمیت حالا اگر به مقام لقاء نتواند برسد که من خیال میکنم میشود اما به مقام این که بفهمد صفات رذیله بالاترین غل است بفهمد این که رابطه با خدا خیلی برای انسان مطلوب است فهم این طور چیزها الهام این طور چیزها خیلی به انسان کمک میکند و ما طلبهها قبل از آن که برای دیگران بگوییم باید برای خود بگوییم یک کاری بکنیم این ماه مبارک رمضان هم برای خود بگوییم هم برای دیگران هر دو و اگر راستی این جور باشد یک ماهه هم برای خود بگوییم هم برای دیگران قطعاً انسان عیدی میتواند از خدا بگیرد هم دنیا هم آخرت هم وجاهت دنیا هم وجاهت آخرت بالاخره اگر نرسد به آنجا که «الصوم لی و انا اجزی به» الصوم لی و انا اجزی به دیگر این حتمی است
ادامه مطلب...
جلسه شصت و نهم: تبلیغ
درس اخلاق حضرت آیة اللَّه العظمی مظاهری «مدّظله العالی»
موضوع: تبلیغ
جلسه: شصت و نهم
تاریخ: 23/ 2/ 1377
اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم. بسم اللَّه الرحمن الرحیم. رب اشرح لی صدری و یسر لی امری و احلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی.
در بحث قبل از محرم راجع به تبلیغ یک مقداری صحبت کردم و این صحبت برای همه ما خیلی واجب است لازم است عمل کردن آن لازمتر است اهمیت دادن به آن لازم است وبالاخره آن که مسلم است این تبلیغ ما کار پیامبرها، ائمه طاهرینعلیهمالسلام است و ثواب هم خیلی دارد ما بتوانیم در این دو ماه یک نفر را از بیراهگی به راه بیاوریم یک نماز خوان درست بکنیم یک کسی که بی اعتنا به دین است با اعتنا به دین بکنیم مسجدی اش بکنیم. ثوابش این نیست که یک هزار نفر، یک میلیون نفر زنده کرده باشیم ثوابش این است مثل این است که جهان را زنده کرده باشیم. این آیه شریفه را میدانید که مرحوم کلینی در کافی از امام صادقعلیهالسلام نقل میکند که امام صادق یک تفسیر بطنی برایش درست کردهاند «من قتل نفساً بغیر نفسا فکانما قتل الناس جمیعاً و من احیاها فکانما احیا الناس جمیعاً» امام صادقعلیهالسلام آوردند آن را روی کار ما طلبهها نه روی کار پدرو مادرها افرادی که مربی هستند فرمودند معنایش این است اگر کسی بتواند یک کسی را بسازد مسلمان کند فاسق را متقی کند منحرف را در راه بیاورد مثل این است که جهان را زنده کرده باشد خیلی ثواب است. لذا کار ما این که خیلی ثواب است معلوم است اشکالی نیست در اینکه تشییع هم مرهون ما هست مرهون کار ما است
ادامه مطلب...
عنوان درس: بحث ـ كار و فعاليت
موضوع درس:
شماره درس: 46
تاريخ درس: ۱۳۷۶/۳/۲۱
متن درس:
اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم بسم اللّه الرحمن الرحيم رب اشرحلى صدرى و يسرلى امرى و احلل عقدة من لسانى يفقهوا قولى.
بحث روز چهارشنبه ما در مورد كار و فعاليت بود به تناسب اينكه در آن دستورالعمل كه به پيغمبر اكرم داده شده بود يكى از آن دستورالعملها اين بود كه پروانهوار بايد در روز فعال باشيد كه آيه شريفه مىفرمايد كره باش، ستاره باش، همينطور كه ستارهها اينها شناور در فضا هستند و آن حركتهاى منظم سرسامآور را دارند انسان هم بايد در چهار چوب كارش اين طور فعال باشد. به واسطه اين تناسب دو سه جلسه راجع به كار و فعاليت صحبت كردم و بنا شد كه اين هفته راجع به اقسام كار صحبت بكنيم كه بحث ارزندهاى هم هست واميدوارم كه براى ما بحث خيلى مفيد باشد ـ گفته شده بود كه تقريبا 500 آيه به بالا در قرآن شريف امر به كار شده است. البته امر به كار شايسته، عمل صالح كه در آيهاى هم سعادت دنيا، سعادت آخرت را مرهون همين دانسته است «مَنْ عمل صالحا من ذكرٍ او انثى و هو مؤمن فلنحينهُ حياة طيبةً و لنجزينهم اجرهم باحسن ما كانوا يعلمون»[1] كسى كه عمل شايسته بجا بياورد زن باشد يا مرد باشد اين در دنيا حياة طيب دارد در آخرت حياة طيبتر و گفتم در سوره والعصر آن هم همين مفهوم اين آيه را با يك طمطراق «والعصران الانسان لفى خسر الاَّ الذين آمنوا و عملوا الصالحات» لذا اين عمل صالح را معمولاً مشهور در ميان مفسرين ما اين است
ادامه مطلب...
جلسه هشتادم: زهد اسلامی
درس اخلاق حضرت آیة اللَّه العظمی مظاهری «مدّظله العالی»
موضوع: زهد اسلامی
جلسه: هشتادم
تاریخ: 11/ 6/ 1377
اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم بسم اللَّه الرحمن الرحیم رب اشرح لی صدری و یسر لی امری واحلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی
بحث ما در باره زهد اسلامی بود تبتل در قرآن یعنی کسی بتواند اسیر چیزی اسیر کسی نباشد جز اسیر خدا چقدر با مزه است گفتنش بامزه است تصورش لذت بخش است که یک کسی این اسارتها را که ما داریم نداشته باشد نه اسیر پول باشد، نه اسیر جاه، نه اسیر زن باشد، نه اسیر بچه، اسیر این دنیای به معنای عام نباشد اسارت نداشته باشد به قول قرآن شریف «ویضع عنهم اصرهم و الاغلال التی کانت علیهم»[1] اسلام برای همین آمده این غلها را بردارید و آنچه وابسته باشیم اسیر صد در صد باشیم اسیر خدا، بنده خدا دل مال خدا تصورش خیلی لذت بخش است گفتنش خیلی لذت بخش است معلوم است آنها که این حالت را دارند چقدر عالی لذت میبرند همین دنیا بهشتشان است آن هم بهشت عندالهی درباره فوائدش صحبت میکردم از جمله فایدههایش که فایده مهمی هم هست اینکه راستی اگر کسی اسیر چیزی اسیر کسی نباشد جز خدا دلی پیدا میکند مطمئن منهای غم و غصه، منهای دلهره، منهای اضطراب خاطر، منهای نگرانی دیگر دل میشود مطمئن صد در صد دیگر در این دل غصه نیست غم نیست دیگر در این دل نگرانی از آینده اضطراب خاطر از آینده دیگر ترس از کسی از چیزی نیست «الا ان اولیاء اللَّه لا خوف علیهم و لا هم یحزنون»[2] دیدم هم مصادیق این آیه را زیاد دیدیم راستی اینجور است که مخصوصاً این تأکیدها هم دارد «الا ان اولیاء اللَّه» هم کلمه الا هم کلمه ان هم جمله اسمیه اینکه از گذشته غمی ندارد از آیند ترسی ندارد «لاخوف علیهم و لا هم یحزنون» که به آن میگویند نفس مطمئنه ارجعی که این ظاهراً دم مرگ هم که به میگویند «ارجعی الی ربک» بیا پیش خدا این مصداق است در همین دنیا به او میگویند ارجعی راستی هم در همین دنیا مقام ارجاع را پیدا کرده دیگر در همین دنیا نفس مطمئنه یعنی آن نفسی که حکومت خدا بر دل وقتی حکومت خدا بر دل شد و این هم یابیده است حکومت خدا را بر دل دیگر غم از چی غصه از چی ترس از کی ترس از چی و این خیلی نعمت بزرگی است امنیت یک امنیت ظاهر است خوب این امنیت ظاهری خیلی نعمت بزرگ است که انسان از نظر ظاهر امنیت داشته باشد همان «نعمتان مجهولتان الصحة و الامان» مثلاً الان در زمان جنگ اصفهان بمب باران میشد یک نا امنی عجیبی در اصفهان حکمفرما بود و آن نا امنی را انسان تصور بکند با حالا که چه نعمت بزرگی است نعمت خیلی بزرگ است نعمت امنیت، امنیت ظاهری اما مهم تراز این امنیت دل انسان از نظر دل امنیت داشته باشد امنیت دل چیست غم و غصه نداشته باشد دلهره نداشته باشد اضطراب خاطر نداشته باشد نگرانی نداشته باشد همین که امیرالمومنینعلیهالسلام آیه را معنا میکند که سؤال شد که زهد چیست فرمودند که الزهد بین الکلمتین «لکیلا تأسوا علی ما فاتکم و لا تفرحوا بما اتاکم»[3] این زهد است زهد اسلامی یعنی غم و غصه نداردیعنی تأسف از گذشته نیست نگرانی از آینده هم نیست «لکیلا تأسوا علی ما فاتکم و لا تفرحوا بما اتاکم» حالا از آن طرف هم یک اسارت برایش پیدا شود برای اینکه خلافت به او دادند آن هم نیست یک اسارت برایش پیدا شود برای اینکه امروز مثلاً یک شهرتی پیدا شد یک پولی پیدا شد نه دل اسیر چیزی کسی نیست تا اینکه غم و غصه پیدا کند یا خشنودی مربوط به دنیا نه این نه آن این خیلی مقام است خیلی مقام است یعنی مقام است حالا هیچ خیلی نعمت است که انسان امنیت دل داشتته باشد غم و غصه نباشد
ادامه مطلب...
جلسه نود و سوم: اهمیت به نظام جمهوری اسلامی
درس اخلاق حضرت آیة اللَّه العظمی مظاهری «مدّظله العالی»
موضوع: اهمیت به نظام جمهوری اسلامی
جلسه: نود و سوم
تاریخ: 21/ 11/ 1377
اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم. بسم اللَّه الرحمن الرحیم. رب اشرح لی صدری و یسر لی امری و احلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی.
قبل از آنکه وارد بحث بشویم یک نکتهای عرض بکنم و تقاضا دارم به این نکته اهمیت بدهید و نکته این است که ما راجع به این نظام نباید بی تفاوت باشیم به اندازه فراخور حالمان هر کسی به اندازه فراخور حالش باید با تفاوت باشد برای دنیا باشد همین را اقتضا میکند برای اجتماعمان باشد همین را اقتضا میکند برای آخرت هم باشد همین را اقتضا میکند مثل فردا را باید خیلی اهمیت بدهیم و معمولاً حوزه اصفهان راجع به این امور بی تفاوت یا اینکه کم رنگ است در تفاوت و همه باید روی این بی تفاوتی کم تفاوتی یک فکری بکنیم مسلم فردا سر و صدای است راجع به بیست و دوم بهمن در همه جای ایران جمعیت راهپیمایی بیشتر از سال گذشته است مردم با شعورند مردم فهمیدهاند البته مردم در صحنه نظام و اینها اگر یک وضع استثنای ولو کمرنگ بیاید جلو اینها جواب دشمن را میدهند و این کار بی ادبی که امریکا کرد این موشک که اشتباه عمدی پشت آبادان این را مردم فردا جواب خواهند داد و بهترین جواب را خواهند داد و خیال نکنید این مرگ بر امریکا در خیابانهای اصفهان مرگ بر امریکا نمیشود نه این خاک سیاه میریزد بر سرش لذا فردا جواب موشکش را مردم میدهند حالا شما فردا عصری تصدیق میکنید حرف من را اقلاً دو برابر سال گذشته جمعیت در حالی که بیست و دوم خیلی عالی بوده اگر موضوع استثنای جلو نمیآمد خیلی عالی بود دیگر حالا این موضوع استثنایی هم هست حالا مردم اینها پر شور در صحنه امّا در اصفهان حوزه روحانیت که باید اقلاً سه چهار هزار نفر یک دفعه در صحنه خیابان آنها هم بپیوندند به مردم گاهی در میان مردم یک اهل علم پیدا بشود خیلی بد است حالا ما انقلاب را هم قبول نداشته باشیم این بد است حالا مردم ما را دوست دارند این را چیزی نمیگیرند به رخمان نمیکشند
ادامه مطلب...
جلسه هشتاد و سوم: تقوی اسلامی
درس اخلاق حضرت آیة اللَّه العظمی مظاهری «مدّظله العالی»
موضوع: تقوی اسلامی
جلسه: هشتاد و سوم
تاریخ: 22/ 7/ 1377
اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم بسم اللَّه الرحمن الرحیم رب اشرح لی صدری و یسر لی امری واحلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی
هفته گذشته عرض کردم که انسان سیری دارد از نظر قرآن به نام سیر به سوی اللَّه حرکت به سوی خدا و برای همین هم آمده است برای همین آوردندش «یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کدحاً فملاقیه»[1] تو در حرکت هستی حرکت پر رنج حرکت پر مشقت اما اگر بمانی در راه منتها سیر خدا است «ان الی ربک الرجعی»[2] «ان الی ربک المنتهی»[3] «انا للَّه و انا الیه راجعون»[4] و هفته گذشته هم گفتم خیلی هم احتیاج نیست به اینکه ما معنا بکنیم «انا للَّه و انا الیهای الی قربة الی رحمة الی جنته راجعون» این مجازات هم لازم نیست برای اینکه انسان در همین دنیا میتواند برسد به یک جا که دیگر هیچ چیز در جهان نبیند جز خدا و هیچ چیزی در دلش نباشد جز خدا و استقلالی برای هیچ چیزی قائل نباشد جز خدا و شاید در مجلس ما هم این جور افراد باشند زیاد هستند خوب این سیر همه برای همین سیر آمدهاند حالا بعضی متوقف میشوند بعضی راه را گم میکنند بعضی سقوط پیدا میکنند و آنها چیزهای دیگر است اگر تو راه باشد و برود جلو منتهی سیر خداست در همین دنیا به مطلوبش به مقصودش به گم شدهاش میرسد و دیگر معلوم است چون روز قیامت روز تجلی است روز قیامت روز حقایق است دیگر همه ظواهر تمام میشود دیگر آنجا این گم شده بهتر پیدا میشود دیگر آنجا راستی با خدا حرف میزند خدا با او حرف میزند دیگر راستی با آن چشم بصیرتی که خدا میبیند نشاط پیدا میکند «وجوه یومئذ ناضره الی ربها ناظره» و بهترین لذاتش هم همین است این بهشت برای عموم مردم است و اما بهشت برای افرادی که به مقام لقاء رسیدند دیگر معلوم است که خیلی اهمیت ندارد یا برای بعضی از آنها اصلاً اهمیت ندارد حالا علی کل حال این انسان آمده برای اینکه به خدا برسد که بالاترین لذات است لذتی که به انسانیت میخورد به آدمیت میخورد و الا اگر آمده باشد برای اینکه غرائز خودش را ارضا بکند چه اینجا چه در بهشت این انسانیت نیست این باز هم حیوانیت است خوب حالا حورالعین چه اینجا چه در بهشت بالاخره مربوط به جسم است خوردن چه اینجا چه در بهشت مربوط به جسم است و همچنین ما بقی نعمتهایی که در قرآن آمده اما آنکه مربوط به روح است به آدمیت است
ادامه مطلب...
جلسه هفتاد و چهارم: انقطاع عن الناس
درس اخلاق حضرت آیة اللَّه العظمی مظاهری «مدّظله العالی»
موضوع: انقطاع عن الناس
جلسه: هفتاد و چهارم
تاریخ: 17/ 4/ 1377
اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم. بسم اللَّه الرحمن الرحیم. رب اشرح لی صدری و یسر لی امری و احلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی.
یکی از مسائلی که علمای علم اخلاق روی آن خیلی پافشاری دارند و تأکید بسیاری هم توصیه بسیاری هم از قرآن از روایات اهل بیتعلیهمالسلام دیده میشود حال تبتل برای انسان است «فاذکراسم ربک و تبتّل علیه تبتیلا» این حال تبتل که دو معنای مطابقی دارد یک معنای التزامی در اخلاق به آن میگویند انقطاع عن الناس وانقطاع الی اللَّه از همه چیز بریدن به خدا وصل شدن انسان برسد به آنجا که هیچ چیزی نتوانسته باشد دل او را ببرد. دلبستگی به چیزی که اگر دلبستگی به چیزی به چیزهایی به اشخاصی پیداشد به این میگویند که انقطاع عن الناس ندارد و اگر توانسته باشد بتواند که کار بسیار مشکلی هم هست دل، وابسته به چیزی به کسی نباشد جز به خدا دلش وابسته است فقط به خدا این دو تا حالت میگویند پیدا شده یکی انقطاع عنالناس و یکی انقطاع الی اللَّه این انقطاع اگر با آن حرف عن متعدی بشود به معنای بریدن اگر با الی متعدی بشود به معنای بستن است که از اضداد است تا ببنیم حرف جرّ آن چیست لذا انقطاع عن الناس یعنی بریدن از همه چیز این دل، بسته به کسی بسته به چیزی نیست میگویند حالت انقطاع عن الناس پیدا کرده و گاهی هم وقتی که بریده میشود از همه چیز وابسته میشود به کسی، کس حقیقی یعنی خدا، میشود انقطاع الی اللَّه پیدا شده و از نظر عرفان انقطاع عن الناس را همان زهدی است که در روایات آمده معنای زهد این نیست که فقیر باشد بی چیز باشد. معنای زهد از نظر علمای علم اخلاق این که است بسته به مال دنیا بسته به امکانات دلش وابسته به ریاست واینها نباشد به این میگویند زهد که ممکن است ریاست داشته باشد دنیا را داشته باشد کوشا در دنیا باشد اما دلش وابسته به این مال و منال و خانه و ریاست واینها اصلاً نباشد نتواند غیر از خدا دلش راببرد. خوب این را میگویند انقطاع عن الناس آن وقت اگر بتواند برسد به یک جا که راستی صددرصد دلش بشود مال خدا در عرفان به آن میگویند لقاء همان که 21مرتبه در قرآن آمده «فمن کان یرحو لقاء ربه فلیعمل عملاً صالحا ولایشرک بعبادة ربه احداً» این مقام لقاء21 مرتبه در قرآن آمده که مفسرین هم 21 بار مجاز قائل شدهاند گفتند یعنی لقاء رحمته وآن وقت اینها میگویند اگر راستی وابسته شود دلش به خدا میشود مقام فناء میشود مقام لقاء آنها میگویند فناء لقاء قرآن در همین آیه که خواندم هر دو را یک جا میفرماید تبتل «فاذکر اسم ربک و تبتل الیه تبتیلاً» یکی دستور میدهد به تبتل که یک معنای عامی دارد تبتل یعنی دل را مال خدا کردن اغیار راهمه را از دل بیرون کردن صاحبخانه را در دل آوردن خوب مشکل است اما نه برای ما طلبهها ما که خیلی بالاتر از اینها برای عموم مردم از اوجب واجبات است. حال آن انقطاع الی اللَّه که بگوییم برای خواص است. برای خواص نیست اما این انقطاع عن الناس این از اوجب واجبات است همان حب دنیاست که در روایات آمده رأس کل خطیئه اگر دل انسان وابسته به چیزی باشد غیر خدا میشود حب دنیا رأس کل خطیئه همه معاصی از همین حب دنیا سر چشمه میگیرد همه معاصی اگر غیبت است تهمت است شایعه آدم کشی و مال مردم خوردن آبروی مردم را بردن تصاحب مال مردم خانه مردم ملک مردم در شهوت جنسیاش نگاههای آلوده بالاتر تجاوز به ناموس مردم تمام این گناهان رأس کل خطیئه چیست؟ حب دنیا یعنی این حالت انقطاع را نداشتن فرق هم نمیکند حالا گاهی دل انسان وابسته به همه چیز است یک باغ وحش است هم وابسته به شهوت هم وابسته به ریاست هم وابسته به مال هم وابسته به شکم برای یک غذا دین میدهد برای یک زن دین میدهد «قبلتهم نساؤهم یرکعون للرغیف و یسجدون للَّه رهم حیاری سکاری لا مسلمین و لا نصاری» یک دفعه دل وابسته به یک چیز است اما یک وقت دل وابسته به همه چیز است یعنی برای خاطر یک شکم دین میدهد برای رسیدن به یک ریاست دین میدهد برای خاطر رسیدن به یک زن یک ساعت با زن حاضر است خدا بدهد دین بدهد خوب این میشود انقطاع عن الناس انقطاع الی الغرائض انقطاع الی هوی و هوس انقطاع الی الشیطان انقطاع الی زن انقطاع الی المال انقطاع الی ریاست دیگر رشتهای بر گردنم انداخته دوست رشتهها بر گردنش است فقط عبد شهوت نیست عبد ریاست هم هست فقط عبد ریاست هم نیست عبد مال هم هست که کم کم این آدمهای اینجوری به اندازهای پست میشوند که چه بسیار دیده شده برای خاطر یک ساعت شهوت حاضر است آدم بکشد نه آدم بکشد حاضر است راستی دین بدهد دیده شده فراوان برای خاطر ریاست یک ساله دو ساله حاضر است دین دهد حاضر است همه را فدا بکند دیگر بعضی اوقات برای خاطر یک پیاز آدم میکشد دیگر وقتی که انسان هوی و هوس بردش شیطان درون بردش دیگر تابع او میشود وقتی تابع او شد دیگر میرود به هر کجا امر بکند امرش پذیرفته میشود
ادامه مطلب...
عنوان درس: صبر و شرح صدر
موضوع درس:
شماره درس: 57
تاريخ درس: ۱۳۷۶/۷/۳۰
متن درس:
اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم. بسم اللّه الرحمن الرحيم. رب اشرح لى صدرى و يسر لى امرى و احلل عقدة من لسانى يفقهوا قولى.
بحث هفته گذشته درباره سعه صدر و شرح صدر بود كه قرآن مىفرمايد راجع به دستور العملى «واصبر على ما يقولون واحجرهم حجراجميلا»اين سعه صدر را همين طور كه هفته گذشته گفتم بايد همه مخصوصاما طلبهها اهميت به او بدهيم براى اينكه بدونه سعه صدر بدونه شرح صدر انسان نمىتواند به هدف برسد كا مشكل مىشود معمولاً اگر كسى سعه صدر نداشته باشد شرح صدر نباشد در كارها گره مىافتد و ميخواهد خوب كند هرچه جلوتر مىرود مشكلتر مىشود بدتر مىشود انسان بايد در گفتارش در كردارش تسلط بر اعصاب داشته باشد با حوصله مومو جلو رفتن گرههاى كورى را باز كردن اگر قادر نيست گره كورى را باز كردن مشكلى را حل كردن مشكل را تحمل كردن اگر بشود از كنار مشكل گذشتن تا انسام كم كم به مطلوب برسد اگر تسلط بر اعصاب نباشد نظير اينكه يك كلافى را بدهند به شما اين كلاف سر به گم باشد معلوم است يك مقدار كه به او ور رفتيد يا كنار مىگذاريد كلاف را يا عصبانى مىشويد پاره پاره مىكنيد و مىريزيد دور اما اگر حوصله داشته باشيد
ادامه مطلب...
عنوان درس: دور نمودن صفات رذيله
موضوع درس:
شماره درس: 63
تاريخ درس: ۱۳۷۶/۹/۲۰
متن درس:
اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم بسم اللّه الرحمن الرحيم رب اشرح لى صدرى و يسر لى امرى واحلل عقدة من لسانى يفقهوا قولى
بحث اين بود كه در حاليكه مردم ميدانستند پيامبران الهى بر حق هستند براى سعادت دنيا و آخرت مردم آمدند اما با همه پيامبرها با فرضى كه بينه و برهان داشتند اما لجاجت كردند زير بار نرفتند «وما ارسلنا فى قرية من نذير الا قال مترفوها انا بما ارسلتم به كافرون»[1] كه قرآن روى همين هم پا فشارى دارد اين كله گندهها كله پر بادها، اين عزيز بى جهتها حالا يا از نظر علمى غرور دارد يا از نظر رياست غرور دارد يا از نظر پول اينها كه قرآن اسمش را مىگذارد مترف در مقابل مستضعفين چرا چنين است كه در دو جلسه قبل مىگفتم راستى چه جور مىشود يك افرادى مولود كعبه را كه خودشان ديدند سر دست پيغمبر اكرم «من كنت مولاه فهذا على مولاه» روايت ثقلين را خودشان شنيدند اما باهمه اين فرضها اميرالمومنين را عقب بزنند و خودشان بيايند جلو چه جور مىشود يك جهت را اشارهاى كردم و گفتم كه صفت رذيله اگر صفت رذيلهاى بر كسى حكم فرما باشد اين صفت رذيله كور مىكند كر مىكند نفهم مىكند ديگر معمولاً آدم كور، كر، نفهم، آدم ديوانه در چاه مىافتد
ادامه مطلب...
عنوان درس: ولايت و دشمنى با آن
موضوع درس:
شماره درس: 62
تاريخ درس: ۱۳۷۶/۹/۱۲
متن درس:
اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم بسم اللّه الرحمن الرحيم رب اشرح لى صدرى و يسر لى امرى واحلل عقدة من لسانى يفقهوا قولى
بحث جلسه قبل يك سؤال و جواب اخلاقى بود و آن سؤال اين بود كه مسلم در زمان هر پيامبرى مردم مىدانستند كه اين پيامبر خدا است براى اينكه «ولقد ارسلنا رسلنا بالبينات»[1] هر رسولى مىآمد بينه داشت و مىنماياند كه من پيغمبر هستم «ليهلك من هلك عن بينه و يحيى من حى عن بينه»[2] اگر قبول مىكرد با ضرورت و وضوح قبول مىكرد اگر هم رد ميكرد با وضوح پا روى حق مىگذاشت «ولقد ارسلنا رسلنا بالبينات هو الذى بعث فى الامين رسولاً منهم يتلوا عليهم آيات»[3] و مخصوصا خواص فهميدهها آنهايى كه عقل داشتند شعور داشتند حالا ممكن است بعضى از عوام دنبال خواص بروند حالا يا دنبال حق يا دنبال باطل اما معمولاً خواص فهميده انكار رسالت مىكردند و در زمان رسولاللّه مخصوصا آن سيزده سال در مكه چه كسى نمىدانست كه پيغمبر اكرم پيغمبر است اين از طرف خدا است قرآنش يك معجزه است سبعه معلقه را همه شما گفتهايد همه شما مىدانيد سالها مسابقه شعرى كه اينها در فصاحت وبلاغت بالا بودند امتياز حجاز به فصاحت و بلاغتش بود سر تا سرى عرب مسابقه شعرى در مكه، يك طائفه مىبرد در مسابقه شهرى در مسابقه مىبردند
ادامه مطلب...
جلسه نود و نهم: امر به معروف و نهی از منکر
درس اخلاق حضرت آیة اللَّه العظمی مظاهری «مدّظله العالی»
موضوع: امر به معروف و نهی از منکر
جلسه: نود و نهم
تاریخ: 24/ 1/ 1378
اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم. بسم اللَّه الرحمن الرحیم. رب اشرح لی صدری و یسر لی امری و احلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی.
قبل از اینکه وارد بحث بشویم این مصیبت بزرگ یعنی شعادت سردار عزیزمان سردار کم نظیرمان مرحوم شهید سپهبد صیاد شیرازی را به همه شما تسلیت عرض مینمایم و از طرف شما این شهادت را این مصیبت بزرگ را به ساحت مقدس حضرت ولی عصر و مقام معظم رهبری تسلیت میگویم و چون من میدانم که ایشان الان پیش خدا هستند از پروردگار عالم میخواهم از طرف شما میخواهم یک نظر لطفی به همه شما عنایت بفرماید و این دهه محرم و این دو ماه محرم و صفر را توفیق عزاداری، عزاداری به معنی عام یعنی بکاء شرکت در مجالس و رفتن منبر توفیق عزاداری به معنی عام را این دو ماهه به همه ما عنایت بفرمایند. این مرحوم خیلی بالا بود من وقتی در قم بودم ایشان ماهی یک مرتبه با یک نظام خاصی میآمدند پیش من و در یک گزارش ماهانه گزارش سیاسی به من میدادند بعد هم یک دستور اخلاقی در حدود بیست دقیقه کمتر بیشتر یک بحث اخلاقی از من میگرفتند و میرفتند و انصافاً در حالی که من با غالب ایشان تماس داشتم از اول انقلاب تا الان نظیر ایشان را کم دیدم از جهاتی اگر نگویم بی نظیر، نظیر ایشان را کم دیدم یک چیزی که همه ما باید به آن توجه داشته باشیم و من هم تقاضا دارم که به این توجه داشته باشید این است که اگر کار شد برای خدا یک قدری بالاتر دل شد برای خدا یک قدری بالاتر خودش شد مال خدا این کارش حتی خوابش روشش، منشش حتی مردنش این برای اسلام نفع دار میشود دلیلش خیلی از جمله مرگ صیاد شیرازی دو سال استکبار جهانی بافت خیلی کار کرد علیه رهبری علیه این نظام علیه سپاه خیلی کار کرد با تهاجم فرهنگی چه کار کرد یک تشییع جنازه صیاد شیرازی همه را خنثی کرد این مرگ صیاد شیرازی این تشییع جنازه این بوسیدن مقام معظم رهبری جنازه ایشان را این کارها تمام توطئهها خنثی شد و صیاد شیرازی صد سال این نظام را برد جلو و نظیرش را ما زیاد داریم چرا؟
ادامه مطلب...
عنوان درس: كنترل صفات رذيله
موضوع درس:
شماره درس: 69
تاريخ درس: ۱۳۷۶/۱۲/۲۰
متن درس:
اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم. بسم اللّه الرحمن الرحيم. رب اشرح لى صدرى و يسر لى امرى و احلل عقدة من لسانى يفقهوا قولى.
براى ما طلبهها دو سه چيز خيلى لازم است امّا خيلى مشكل است و توجه به اين دو سه چيز خيلى لازم است اولاً اينكه بايد هميشه توجه داشته باشيم كه اين كار ما مقدسترين كارها است هم از نظر قرآن هم از نظر روايات و هم از نظر بزرگان ما اگر چيزى نداشته باشيم براى اين كارمان جز «تفكر ساعة خير من عبادة سنه يا من عبادة ستين سنه من عبادة سبعين سنه» بس بود اينكه قدر مقينش ما است ديگر بس بود بگوييم كار ما بهترين كارها است افضل كارها است مداد العلما افضل من و دماء و الشهدا نظير اينها زياد است زياد «يرفع اللّه الذين امنوا منكم و الذين اوتوا العلم درجات» مرحوم طبرسى همين جا يك روايت نقل مىكند هشام بن حكم وارد شد بر امام صادق عليهالسلام جوانى بود كه هنوز خوب ريش در صورت مباركشان ديده نشده بود پيرمردها از بنى هاشم از بزرگان قوم امام صادق بلند شدند ايستادند و هشام را بردند پهلوى خود نشاندند اين كار بزرگى بوده است كار پر جرأتى بوده است از امام صادق آن هم يك عُجمى به اين معنا كه ايشان كوفى بودند عربها حجاز آنها را عرب نمىدانستند مىگفتند عُجم است و گران تمام شد بر مجلس امام صادق فورا اين آيه را خواندند «يرفع اللّه الذين امنوا منكم و الذين اوتوا العلم درجات» فرمودند اين درباره قريش نيست درباره سادات و بزرگان قوم نيست
ادامه مطلب...
عنوان درس: كنترل صفات رذيله
موضوع درس:
شماره درس: 70
تاريخ درس: ۱۳۷۶/۱۲/۲۷
متن درس:
اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم. بسم اللّه الرحمن الرحيم. رب اشرح لى صدرى و يسر لى امرى و احلل عقدة من لسانى يفقهوا قولى.
امروز به تناسب رفت و آمد هايى كه در عيد هست يك تذكرى به شما بدهم و اين تذكر خيلى واجب است خيلى لازم است كه ما مراعات بكنيم ما از قرآن از رويات اهل بيت به خوبى استفاده مىكنيم كه حساب خواص غير از حساب عوام است و آن سختگيرىها كه به خواص مردم است آن سختگيرىها براى عوام مردم نيست كه در روايات مىخوانيم در روز قيامت 70 گناه از جاهل آمرزيده مىشود قبل از آنكه يك گناه از عالم آمرزيده بشود
و اين يك معناى عوامانه هم هست يك معناى عرفى هم هست و عرف هم چنين است آن حسابى كه روى ما باز مىكنند غير حسابى است كه روى عموم مردم باز مىكنند و قرآن روى اين حرف خيلى پافشارى دارد خيلى كه همه ما بايد از قرآن يك سرمشق بگيريم در اين است كه حساب ما غير از حساب عموم مردم است مردم ممكن است خيلى كارها بكنند كه ما اصلاً و ابدا اين كارها را نمىتوانيم بكنيم يا العياذ باللّه اگر براى آنها گناه باشد از براى ما گناهش خيلى بزرگ است قرآن شريف راجع به حضرت يوسف يك جملهاى دارد و انصافا براى ما تكان دهنده است كمرشكن است شما مىدانيد كه حضرت يوسف در اين قضايا كه برايش جلو آمده در اين امتحانها كه برايش جلو آمد همه را نمره 20 آورد خيلى بالا بود و قرآن مىفرمايد خيلى بالا بود «و لقد همت به و همّ بها لو لا ان رأى برهان ربه» «رب السججن احبّ الى مما يدعوتنى اليه و الا تصرف عنّى كيدهن اصب اليهن و اكن من الجاهلين» اينها همه نمره 20 براى حضرت يوسف بوده است آن مجلس كذايى مجلس تنها به قول علامه طباطبايى اين مرد بزرگ مىفرمايد بيست و چهار زمينه پيدا شد براى اينكه حضرت يوسف گناه بكند
ادامه مطلب...
جلسه هفتاد وششم: از بین بردن دلبستگیها
درس اخلاق حضرت آیة اللَّه العظمی مظاهری «مدّظله العالی»
موضوع: از بین بردن دلبستگیها
جلسه: هفتاد و ششم
تاریخ: 7/ 5/ 1377
اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم بسم اللَّه الرحمن الرحیم رب اشرح لی صدری و یسر لی امری واحلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی
انسان مخصوصاً ما طلبهها اگر بخواهیم راحت باشیم یک زندگی منهای غم و غصه یک زندگی منهای گناه یک زندگی منهای دلهره، اضطراب خاطر یک زندگی منهای نگرانی از آینده اگر بخواهیم داشته باشیم باید دلبستگیها را از بین برد اگر این دلبستگیها از بین برود زندگی خیلی سالم میشود دیگر زندگی است که غم و غصه در آن نیست دلهره، اضطراب خاطر در آن نیست دیگر حتی گناه هم در آن نیست «حب الدنیا را رأس کل خطیئه» و وقتی همه گناهان را ریشه یابی کنیم میبینیم که زیر همین دلبستگیهاست است دلبستگیها که گناه میآورد دلبستگیها رذالت میآورد دلبستگیها غم و غصه میآورد اضطراب خاطر میآورد نگرانی میآورد و همه - مخصوصاً ما طلبهها - باید این دلبستگیها را تا آن اندازه که میشود ریشه کن کنیم مشکل هم هست هر کدامش به قول حضرت امام «رضوان اللَّه تعالی علیه» چهل سال خون جگر میخواهد انسان بتواند دلبستگی به ریاست را به پول را به این زرق و برق دنیا را ریشه کن بکند دیگر نباشد، مشکل است اما اگر دنیا بخواهیم همین است اگر آخرت بخواهیم همین است این دل مال خدا است لذا دلبستگی باید فقط و فقط مال خدا باشد و الا اگر صاحب خانه نباشد اگر دلبستگی به خدا نباشد دیگر خواه ناخواه بت است دیگر خواه ناخواه ذلت است عبودیت است عبودیت غیر خدا بعضی اوقات انسان یک روایتی از ائمهعلیهمالسلام میخوانیم درک میکند که چی میگوید اما عمل کردنش اجرا شدنش میبینیم خیلی مشکل است یک روایتی از امام صادقعلیهالسلام است میفرمایند که اولیای خدا وضعشان این است دنیا را کی میخورد هر که میخواهد بخورد اصلاً به فکرش نمیآید اصلاً نظیرش این است که یک مقدار خاک ریخته باشد حالا ما دلبستگی به این خاک پیدا بکنیم دنیا و آنچه هست پیش اولیای خدا اینجوری است یک طلبهای در زمان شیخ انصاری گفته بود - که خود من زیاد از این افراد دیدم - که از ایران یک گونی لیره آوردند - آن وقتها دیگر طلا و نقره بود درهم و دینار بود - و اینها را ریختند یک گوشهای، دل مرا این پولها برود یک تپه پول یک گونی پول، شیخ انصاری خوب حساب او را کردند و او رفت سر مطالعه شان یک دفعه شیخ متوجه شدند که او دارد مطالعه میکند دلش را مطالعه برده آنهم دلش را پولها برده لذا بدون اینکه بگویند چرا به او گفتند که میدانی دلبستگی من به این پولها چقدر است به همان اندازهای که به مدفوعات در دستشویی است به همان اندازه، دلبستگی تو به مدفوعات چقدر است هیچی بلکه زجر هم هست تنفر هم هست دلبستگی به اینها این است حالا خوب این همان است دیگر که اگر دنیای حرام شد دیناکم شد، حرام هم نه دنیایی که انسان را بخواهد ببرد دنیایی که انسان را بخواهد دلش را ببرد ولو حلال هم باشد این همان است که امیرالمومنین میگوید که دنیاکم پستتر از یک استخوان خوک دست یک آدم خورهای پستتر از علف دهان یک ملخ پستتر از یک بادی که از دماغ یک بز بیرون بیاید پست تر از این کفشی که اصلاً قیمت ندارد اینها مربوط به امیرالمومنین نسیت که بخواهیم بگوییم امیرالمومنین علیعلیهالسلام یا ائمه طاهرین چنین بودند
ادامه مطلب...
جلسه هفتادم: رسیدن به مقام لقاء
درس اخلاق حضرت آیة اللَّه العظمی مظاهری «مدّظله العالی»
موضوع: رسیدن به مقام لقاء
جلسه: هفتادم
تاریخ: 30/ 2/ 1377
اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم. بسم اللَّه الرحمن الرحیم. رب اشرح لی صدری و یسر لی امری و احلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی.
ما از قرآن استفاده میکنیم که این انسان یک سیری دارد به سوی حق منتها سیر خدا است. که به او میگویند مقام لقاء «یا ایها الناس انک کادح الی ربک کدحاً فملقیه» ای انسان تو در حرکت هستی و این حرکت پر رنج است کدح یعنی حرکتی که رنج آور است حرکتی که پر مشقت است در یک بیابانی که خار مغیلان دارد یک بیابانی که مخوف است دزد دارد یک بیابانی که جذر مد دارد انسان در این بیابان حرکت بکند به این میگویند کدح کادح حرکت پر رنج میفرماید که شما «یا ایها الناس» کاری به مؤمنین هم ندارد یا ایها الناس «انک کادح الی ربک کدحاً فملاقیه» و منتها حرت ملاقات خدا است که در آیه دیگر میفرماید «وان الی ربک منتها» منتهای این سیر خدا است منتهای این حرکت خدا است که در قرآن شریف 21 مورد به عنوان لقاء نامیده سده است «فمن کان یرجوا لقاء ربه فلیعمل عملاً صالحاً و لا یشرک بعباده ربه احدا» 21 مور لقاء آمده است الان نمیخواهم بگویم معنای لقاء چیست؟
ادامه مطلب...
جلسه هفتاد و هفتم: زهد و تقوی
درس اخلاق حضرت آیة اللَّه العظمی مظاهری «مدّظله العالی»
موضوع: زهد و تقوی
جلسه: هفتاد و هفتم
تاریخ: 14/ 5/ 1377
اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم بسم اللَّه الرحمن الرحیم رب اشرح لی صدری و یسر لی امری واحلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی
این انقطاع عن الناس و یا انقطاع عن غیر اللَّه انصافاً چیز خوبی است یک نعمتی است که به دنیا و آنچه در دنیاست ارزش دارد بلکه اگر بتواند آن مراتب بالایش را بدست بیاورد از بهشت و آنچه در آن است ارزشش بیشتر است و این همان زهدی است که در علم اخلاق آمده همان زهدی که همه همه آن را خوب میدانند همان قناعت و ساده زیستی است که در اخلاق آمده است که آن را هم فطرت انسان حتی تجمل گراها خوب میدانند آنکه علمای علم اخلاق راجع به زهد گفتند همین انقطاع عن غیراللَّه است معنای زاهد یعنی آن کسیکه دلبستگی به هیچ چیز نداشته باشد به قول حافظ شیرازی میگوید که
غلام همت آنم که زیر چرخ کبود
زهر چه رنگ تعلق پذیرد آزادم
هر چه بخواهد دلش را ببرد از همان آزادم که قرآن شریف میفرماید «ویضع عنهم اصرهم و الاغلال التی کانت علیهم»[1] اصلاً اسلام آمده برای همین اسلام آمده این غلها را بردارد بتها را بشکند این دلبستگیها را این زنجیرها را بعضی اوقات زنجیر هفتاد ذرعی میشود در جهنم این زنجیرها را پاره کند عرفای اسلامی به آن میگویند انقطاع عن غیر اللَّه یا انقطاع عن الناس علمای علم اخلاق میفرمایند اسمش را میگذارند زهد و اسمش را در قرآن نیامده الا اینکه گاهی تعریف میکند که امیرالمومنینعلیهالسلام تفسیر میکند زهد همین است که «لکیلا تأسوا علی مافاتکم و لا تفرحوا بماء اتاکم»[2] اگر دنیا را از آن بگیرند هیچیاش نمیشود اگر دینا را به او بدهند هیچیاش نمیشود اگر فرح دارد غم و غصه دارد جای دیگر است برای کس دیگر است
ادامه مطلب...
عنوان درس: اولين دستورالعمل خداوند به پيامبر اسلام(ص)
موضوع درس:
شماره درس: 42
تاريخ درس: ۱۳۷۶/۲/۳
متن درس:
اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم بسم اللّه الرحمن الرحيم رب اشرحلى صدرى و يسرلى امرى و احْلُل عُقدةً من لسانى يفقهُوا قولى.
بحث روز چهارشنبه ما در يك مطلب دقيق، لطيف قرآنى بود. يك دستورالعمل از طرف پروردگار عالم، به پيغبمر اكرم اوّل بعثت. كه از اين فهميده مىشود كه اگر دستورالعملى بهتر از اين بود بايد خدا به پيغمبرش گفته باشد. براى اينكه اوّل بعثت، براى كاربرد رسالت، و اين دستورالعمل، از طرف خدا، به كسيكه پذيرش كل، پذيرش لامتناهى دارد، يعنى پيغمبر اكرم، لذا دستورالعمل، دستورالعمل مهمى است، و انصافا هم آن كسانى كه به اين دستورالعمل عمل كردهاند به خيلى جاها رسيدهاند، براى سير و سلوك؛ براىعلمشان، براى بركت عمرشان، و انصافا دستورالعمل خوبى است، اين دستورالعمل همين طور كه پيداست و گفته شد، پيغمبر اكرم در كوه حراء مبعوث شدند، به رسالت با آن آيات اوّل سوره علق، و معلوم است واهمه عجيبى داشتند، در حالى كه قبلاً پيغمبر بودند، قبلاً همه چيز داشتند، قبلاً با جبريل در كوه حراء سر و كار داشتند. ولى على كل حالٍ به قول قرآن بار سنگين است.
ادامه مطلب...
عنوان درس: اخلاق
موضوع درس:
شماره درس: 66
تاريخ درس: ۱۳۷۶/۱۱/۲۹
متن درس:
اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم. بسم اللّه الرحمن الرحيم. رب اشرح لى صدرى و يسر لى امرى و احلل عقدة من لسانى يفقهوا قولى.
بحث اخلاقى ما درباره اين است كه چه شد مردم مخالفت با پيامبرها كردند در حالى كه همه پيامبرها معجزه باهر داشتند «و لقد ارسلنا رسلنا بالبينات و انزلنا معهم الكتاب الميزان» يك پيامبر نيامد كه معجزه غير باهر داشته باشد همه آنها با بينات آمدند امّا آن طورى كه دلشان مىخواست موفق نشدند حتى پيامبر گرامى 13 سال در مكه خوب نتوانستند كار بكند با آن همه صبر، با آن همه مشقت، آن همه صبر و مشقتى كه در سوره الم نشرح منت بر سر پيغمبر مىگذارد مىفرمايد «و وضعنا عنك وزرك الذى انقض ظهرك» مصيبتهاى كمرشكنى را از كمر تو برداشتيم از گرده تو برداشتيم در حالى كه اين قرآن در مكه معجزه باهر بود و تحدى هم مىكرد. قرآن شريف در همين مكه مىگفت كه عربهاى فصيح بليغ يك سوره مثل اين قرآن بياوريد من دست از داعيهام بر مىدارم. بعد هم مىفرمود نمىتوانيد «قل لئن اجتمعت الانس و الجن على ان يأتوا بمثل هذا القرآن لا يأتون بمثله و لو كان بعضهم لبعض ظهيرا» اين تشجيع است يعنى پيغمبر اكرم دشمنان را تشجيع مىكردند
ادامه مطلب...
عنوان درس: بحث ـ توجّه و تذكر
موضوع درس:
شماره درس: 48
تاريخ درس: ۱۳۷۶/۴/۲۵
متن درس:
اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم بسم اللّه الرحمن الرحيم رب اشرحلى صدرى و يسرلى امرى و احلل عقدة من لسانى يفقهوا قولى.
بحث چهارشنبه ما درباره دستورالعملى بود كه خداى متعال به رسول گراميش داده بود همان اوّل كار كه به قول قرآن بار سنگينى بدوش پيغمبر اكرم آمده بود رواى نبوت بار رسالت و قرآن هم مىفرمايد «انا سنلقى عليك قولاً ثقيلاً» بار سنگينى بدوش تو آمده به اين دستورالعمل عمل كن و انصافا دستورالعمل خوبى است خوب به اين معنا كه ما مىفهميم خوب است و معلوم است خوب است چون خداوند به پيغمبرش داده است امّا ما هم مىفهميم كه خوب است امّا اولش شب بيدارى نماز شب اهميت به نماز اوّل وقت كه به قولبزرگان هيچ چيزى براى كمك كردن به انسان بهتر از نماز مخصوصا نماز اوّل وقت نيست اين سه چيز شب بيدارى به اندازهاى كه قدرت دارد نماز شب كه چه مقدار شيرين و خوب است و اهميت دادن به نماز واجب اوّل وقت تمسك به قرآن چه خواندن قرآن، عملكردن، تدبر كردن و يا سروكار داشتن با قرآن يكى هم اجتناب از گناه پاگذاشتن روى نفس اماره روى هوى و هوس روى صفات رذيله كه اراده را قوى مىكند چه قوىكردنى بهترين چيزها براى تقويت اراده اجتناب از گناه است يكى هم كار و فعاليت به اندازه وسعش كار كند فعال باشد براى دنيا براى آخرت در مورد اين شش چيز مختصرا توضيح دادم و از همه تقاضا دارم به اين شش چيز خيلى اهميت بدهيد شب بيدار باشيد
ادامه مطلب...
جلسه هشتاد و یکم: زهد اسلامی
درس اخلاق حضرت آیة اللَّه العظمی مظاهری «مدّظله العالی»
موضوع: زهد اسلامی
جلسه: هشتاد و یکم
تاریخ: 25/ 6/ 1377
اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم بسم اللَّه الرحمن الرحیم رب اشرح لی صدری و یسر لی امری واحلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی
از این چند جلسه بحث بالاخره به اینجا رسیدیم که اگر ما طلبهها مخصوصاً بخواهیم به جایی برسیم و به آنجا که به جز خدا نبیند به جز خدا نداند باید این اسارتها را از بین برد و پاره کردن این بندها هم کاری است بسیار مشکل به قول بزرگان با مژه چاه کندن راستی اینجور است اما برای ما طلبهها برای همه واجب است لازم است برای اینکه اگر یکی از این بندها یکی از این اسارتها باشد به قول قرآن شریف دیگر میخ کوب در زمین هستیم قرآن شریف قضیه بلعم باعور را که نقل میکند و میفرماید علم لدنی به او داده بودیم علم لدنی داست ولکن یک صفت رذیله «اخلده فی الارض و لوشئنا لرفعناه» معنایش این است که او زمینه برای بالا رفتن بود آن علمش زمینه بود برای اینکه بالا رود آن هم خدا دست او را بگیرد معلم است به کجا میرسد «ولکنه اخلد الی الارض»[1] این میخکوب شده بود و معلوم است یک مرغکی را در قفس و یا به قول قرآن یک مرغکی را پایش را ببندد این کجا میتواند پرواز کند خب حالا اگر پرواز کند دیگر «رجال لا تلهیهم تجارة و لا بیع عن ذکر اللَّه» دیگر آن هم «فی بیوت اذن اللَّه» خدا دستش را میگیرد خدا بال به او میدهد خب معلوم است خدا دستش را بگیرد دیگر جای او کجا، پرواز او کجا «ان المتقین فی جنات و نهر فی مقعد صدق عند ملیک مقتدر» عند ملیک مقتدر خدا آنجایش میبرد اما اگر «اخلد علی الارض» شد چی میشود «فمثله کمثل الکلب» پناه بر خدا این مثالهای قرآن راستی تکان میدهد این ادب قرآن با این بعضی اوقات مثالها این مثالها معمولا هم راجع به علمای بی عمل علمای غیر مهذب «مثله کمثل الکلب ان تحمل علیه یلهث او تترکه یلهث» اگر یک جاه و مقامی پیدا کند میگزد عالمی را فسَد العالم عالمی را فاسد میکند اگر هم نه به جایی نرسد کتابش خانهاش اطرافیانش را فاسد میکند «ان تحمل علیه یلهث او تترکه یلهث» اگر مثل سگ هار با او کار داشته باشند گزندگی دارد اگر هم با او کار نداشته باشند باز هم گزندگی دارد بالاخره میگزد دیگر میشود نیش عقرب دیگر میشود سگ هار خوب این اسارت فرق هم دیگر نمیکند دیگر تفاوت نیست این اسارت، اسارت حسد باشد تکبر باشد منیت باشد آدم میبیند و این عمری که ما کردیم و در میان اهل علم بودیم خیلی چیزها دیدیم هم این طرف هم آن طرف و در تاریخ هم خیلی چیزها شنیدیم هم این طرف هم آن طرف و راستی داشته «اضله اللَّه علی علم» دانسته فهمیده جهنم میرود دیگر وقتی که این اسارت آمد همینجور که اگر اسارت نباشد زمینه هست به طور نا متناهی به قول روایات یعنی منازل را طی کند برسد به مقام لقاء تازه اول کار دیگر سیر من الحق الی الحق غیر متناهی دیگر تناهی هم ندارد دیگر حد یقف ندارد همینطور است اگرحرکت سقوطی باشد حد یقف ندارد راستی میرسد به اینجا که برای خاطر این دنیا یک نامه مینویسد علیه امام حسین علیهالسلام «من خرج علی امام الوقت فدمه هدر» چه جور میشود یک کسی که قاضی امیرالمومنین بوده راستی ملا بوده حسن و حسین شناس بود دیده که امام حسین وارد مسجد میشود پیغمبر اکرم از منبر میآید پایین در دامنش میگیرد روی منبر میرود مینشیند، روی دامنش نشسته برای مردم حرف میزند اینها را دیده اما آن هم یزید را نمیشناسد؟ میشناسد یزید کیست یزید چیست همه را میداند اما به آن میگویند یا این یا آن خوب اسیر است وقتی اسیر باشد نمیتواند این اسارت را رها بکند خدا نکند کسی اسیر باشد خوب وقتی پا بند است نتوانسته پاره بکند دیگر میرسد به آنجا که میگوید ولو دین هم برود جهنم هم باشد اما اشباع بشود این غریزه شهوت جنسی باشد همین است فرق نمیکند شهوت تکبر باشد همین است شهوت حسد باشد
ادامه مطلب...
جلسه هفتاد و دوم: شناخت شخصیت حضرت امام
درس اخلاق حضرت آیة اللَّه العظمی مظاهری «مدّظله العالی»
موضوع: شناخت شخصیت حضرت امام
جلسه: هفتاد و دوم
تاریخ: 13/ 3/ 1377
اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم. بسم اللَّه الرحمن الرحیم. رب اشرح لی صدری و یسر لی امری و احلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی.
به تناسب فردا که سالگرد رحلت بنیان گذار جمهوری اسلامی است یک مقداری اگر درباره حضرت امام صحبت بشود امروز جا دارد بلکه واجب است و امیدوارم که رنگ اخلاقی هم داشته باشد و برای ما سازندگی هم داشته باشد حضرت امام از نظر علمی انصافاً تا آنجا که ما سراغ داریم کم نظیراست. فقیهی نظیر مرحوم شیخ طوسی نظیر محقق نظیر علامه داریم نظیر صاحب جواهر، شیخ انصاری فیلسوفی نظیر شیخ الرئیس نظیر صدرالمتألهین عارفی نظیر صدر المتألهین، در سنیها نظیر ابن عربی داریم. تخصص در معارف اسلامی، وارد روایات اهل بیت نکات روایات اسرار شیعه نظیر بداء رجعت جبر تفویض قضا قدر اینها را هم نظیر خواجه نصیر طوسی نظیر مرحوم فیض وامثال اینها داریم و شیعه خیلی دارد
ادامه مطلب...
عنوان درس: كار و فعاليت توأم با تقوا رمز موفقيت در زندگى علمى و اجتماعي
موضوع درس:
شماره درس: 44
تاريخ درس: ۱۳۷۶/۲/۱۰
متن درس:
اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم بسم اللّه الرحمن الرحيم رب اشرحلى صدرى و يسرلى امرى و احلل عقدة من لسانى يفقهوا قولى.
بحث هفته گذشته درباره فعاليت و كار بود. ديگر حالا كار فرهنگى باشد مثل كار ما، كار توليدى باشد مثل كار زارعها كار توزيعى باشد مثل تجار و كاسبها يا كار خدماتى باشد مثل كار ادارىها. «كار و فعاليت» و كار اجتماعى باشد مثل كار جبههها، تبليغى باشد مثل كار پيغمبرها، چيزى كه يَصْدُقُ بر اينكه كار. در اين دستورالعمل هر كسى كارى دارد و اين دستورالعمل براى او است. «ان لك فى النهار سبحا طويلاً» يعنى بايد مثل اميرالمؤمنينسلاماللّهعليه كه در نهجالبلاغه درباره على(ع)گفته شده كه «عابد بالليل و اسدٌ بالنهار» در شب يك عابدى بود آن هم چه عابدى. همان «قم الليل الا قليلا نصفه او نقص منه قليلا او زد عليه و رتل القرآن ترتيلا» اميرالمؤمنين در شب اينگونه بود. خود پيغمبر اكرم(ص) در شب چنين بود. نماز عشاء را مىخواندند. نافله عشاء را مىخواندند. بلافاصله مىخوابيدند. سابقا رواياتش را در فقه خوانديم. بلافاصله مىخوابيدند. ديگر نصفه شب بلند مىشدند يك مقدار نماز مىخواندند. يك چرتى مىزدند. دو دفعه يك مقدار نماز مىخواندند يك خوابكى مىرفتند كه ديگر دو ساعت سحر به آن طرف تا اوّل آفتاب ديگر بيدار بودند، بلكه بيدار بودند تا اگر مىشد يك خواب قيلولهاى مىرفتند و الّا نه. خوب اين شب پيغمبر اكرم(ص) بود. امّا روزش جدا يك شيرى بود در كار كردن و در تبليغ كردن.
ادامه مطلب...
عنوان درس: صفات رذيله
موضوع درس:
شماره درس: 68
تاريخ درس: ۱۳۷۶/۱۲/۱۳
متن درس:
اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم. بسم اللّه الرحمن الرحيم. رب اشرح لى صدرى و يسرلى امرى واحلل عقدة من لسانى يفقهوا قولى درباره اخلاق يعنى صفات رذيله و صفات حسنه از مهمترين مسائل در اسلام است پيش عقل است و در اين باره يك مقدارى در جلسات قبل صحبت كردم چيزى كه بايد توجه به آن داشته باشيم اين است كه اتفاقا هر چه عقل ما مىگويد واجبتر هر چه قرآن و روايات مىگويد واجب مؤكد معمولاً مردم به آن اهميت نمىدهند و شايد يك در هزار باشد شايد كمتر اينكه در صدد باشد مهذب بشود. راستى اقلاً بيست و چهار ساعت يك ساعت هم درس اخلاق بخوانند مطالعه اخلاقى بكند در صدد باشد رذالت را از فضيلت بشناساند و آنجا كه رذالت است در صدد رفع آن باشد كجا پيدا مىشود الان شما نخبهها آيا در بيست و چهار ساعت وقت حسابى براى اين گذاشتيد عموم مردم چنين هستند اين يك مصيبت است يعنى از يك طرف قرآن 11 تا قسم بخورد بعد از 11 تا قسم بفرمايد «قد افلح من زكيها و قد خاب من دسيها» پس از 11 تا قسم با دو سه تا تأكيد رستگارى فقط و فقط مال كسى است كه مهذب باشد بى بهره است شقى است جهنمى است آن كسى كه صفت رذيلهاى بر دل او حكمفرما باشد اين از يك طرف امّا از طرف ديگر اهميت مسلمانها به اين مسئله اهميت روحانيت به اين مسئله بسيار كم است و حالا چه بايد كرد چه بايد گفت و اين جلسات قبل ما هم به خوبى به ما مىفهماند
ادامه مطلب...
عنوان درس: روز عرفه و عيد قربان از نظر قرآن و روايات
موضوع درس:
شماره درس: 41
تاريخ درس: ۱۳۷۶/۱/۲۷
متن درس:
اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم بسم اللّه الرحمن الرحيم رب اشرحلى صدرى و يسرلى امرى و احلل عقدة من لسانى يفقهوا قولى.
بحث روز چهارشنبه ما گرچه راجع به آن دستورالعملى بود كه اوّل سوره مزّمّل آمده و دستورالعمل خوبى است. امّا امروز ديگر ماه ذىالحجة و فردا هم روز عرفه و پس فردا هم روز عيد اسلامى، بد نيست يك مقدارى درباره اين روزها صحبت بشود. خود قرآن شريف اين روزها را ايام معلومات دانسته است لذا مىفرمايد: «ليشهدوا منافعَ لهم و ليذكُر اسمَ اللّه فى ايامٍ معلومات» حج علاوه بر اينكه يك مسئله عبادى است، يك مسئله سياسى است و اينكه مسلمانها در آنجا ليشهدوا منافعَ لهم تبادل افكار بكنند، بنشينند،توطئههاى دشمن را دفع بكنند، اتّحاد و برادرى، قانون مواسات خود را و بالاخره آن چند روزه كنگرهها داشته باشند و خصوصا در منى و مصائب اسلام را و منافع اسلام را، و مصائبى كه براى اسلام به سرشان آمده مىآيد تبادل افكار كنند، و آنجا ياد خدا هم باشند، فى ايام معلومات يعنى در عرفه، در مشعر، در مِنى، رمى جمرات، ذبحشان، برگشت آنها و اعمال صبح ايشان، لذا قرآن شريف، به اين چند روزه فوقالعاده اهميت داده است. ايام معلومات، لذا معلوم مىشود از اين آيه، آن آيه (فَذكرهم به ايام اللّه) يك مصداق كاملش، اگر مصداق متعيّن آن نباشد، همين است.
ادامه مطلب...
جلسه شصت و هفتم: فضائل ولایت
درس اخلاق حضرت آیة اللَّه العظمی مظاهری «مدّظله العالی»
موضوع: فضائل ولایت
جلسه: شصت و هفتم
تاریخ: 26/ 1/ 1377
اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم. بسم اللَّه الرحمن الرحیم. رب اشرح لی صدری و یسر لی امری و احلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی.
عید مبارک غدیرکه بهترین اعیاد است در اسلام، به همه شما تبریک میگوییم و این عید بزرگ را که عید مهمتر از این عید نداریم به صاحت مقدس ولی عصر و مقام معظم رهبری تبریک میگویم و از طرف شما عزیزان از ساحت مقدس حضرت ولی عصر میخواهم نظرلطفی به جلسه عنایت کنند و انشاء اللَّه با لطف امام زمان با عیدی گرفتن از امام زمان از جلسه بیرون برویم (بحث روز چهار شنبه ما باشد انشاءاللَّه برای هفته آینده) و امروز یک ذرهای از دریای فضیلت ولایت با شما صحبت کنم قبل از آن که وارد صحبت بشوم همه شما میدانید اما باید متذکر شوید و باید تذکر بدهید که این عید غدیر یعنی این طور که قرآن میفرماید اتمام اسلام. یعنی اتمام نعمت، یعنی اسلامی که مرضی خدا نبود و به واسطه این ولایت مرضی شد. لذا همین طور که در روایات هم آمده است عید غدیر از همه اعیاد مهمتر است چه اعیاد اسلامی که دو تا عید بیشتر نداریم یکی عید غدیر و دیگری عید قربان و چه اعیاد مذهبی نظیر تولد پیغمبر اکرم بعثت پیغمبر اکرم و موالید ائمه طاهرین و من جمله حضرت ولی عصر و این عید غدیر از همه آنها مهمتر است و در روایات هم دارد از همه مهمتر عید غدیر است و ما این عید را باید به آن خیلی اهمیت بدهیم متأسفانه نمیدهیم در بلاد عربی که اصلاً نیست یعنی مثلاً فردا در حجاز اصلاً عیدی به نام عید غدیر نیست در باقی ممالک هم همین جور است و حالا در ایران که الحمدللَّه بله هست اما خیلی کمرنگ است و این پر رنگ کردن آن راما طلبهها باید پر رنگ بکنیم کوتاهی کردیم. من از همه شما تقاضا دارم که این عید را پر رنگش بکنید انصافاً ننگ است برای ایرانی برای ما که پوست و گوشت و استخوانمان از محبت امیرالمومنین روئیده شده است
ادامه مطلب...
جلسه هفتاد و پنجم: انقطاع الی اللَّه
درس اخلاق حضرت آیة اللَّه العظمی مظاهری «مدّظله العالی»
موضوع: انقطاع الی اللَّه
جلسه: هفتاد و پنجم
تاریخ: 25/ 4/ 1377
اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم بسم اللَّه الرحمن الرحیم رب اشرح لی صدری و یسر لی امری واحلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی.
بحث هفته گذشته در مورد انقطاع الی الناس و انقطاع الی اللَّه بود که قرآن به او میگوید تبتل و خیلی جاها هم که میگوید لقاء که معمولاً علمای علم اخلاق لقاء را گرفتند و از مراتب سیر و سلوک قرار دادهاند و هفته گذشته میگفتم که مخصوصاً ما طلبهها برسیم به یک جایی که دل بستگی به غیر خدا نباشد همه مفاسد از همین جا پیدا میشود حب الدنیا رأس کل خطیئه یعنی همین انسان اگر دل بست به چیزی از این دنیا که مشغولش کرد دیگر آن چیز کم باشد یا زیاد با ارزش باشد یا بی ارزش دیگر او را میبرد «الهکم التکاثرحتی زرتم المقابر» دیگر تا بمیرد مشغول است و هرچه که از عمرش بگذرد این درخت ریشه دارتر میشود و میرسد به آنجا که دیگر ریشهها را کندن کاری است بسیار مشکل در سر حد محال و به قول قرآن شریف انسان همان وقت که بدنیا بیاید این اشتغال هست این دلبستگیها هست «انما الدنیا لعب و لهو وزینة و تفاخر و تکاثر فی الاموال و الاولاد» مرحوم شیخ بهایی (رضوان اللَّه تعالی علیه) درباره این آیه میفرماید قرآن شریف عمر انسان را تقسیم کرده به پنج قسمت آن وقتی که بچه است در کارهایش بازیچه است دیگر خانه میسازد وقتی که میخواهد برود آن خانه را خرابش میکند یک کارهای غیر مفید لعب خب بچگی به قول شیخ بهایی این است یک مدتی عمر انسان به بازی میگذرد یک مدتی لهو یعنی فائده دارد اما آدم را از فائده بالا باز میدارد نوجوان دلش میخواهد بازی کند درس نخواند یک ساعت دو ساعت بازی میکند ناگهان میبیند درسش از بین رفت این بچه هایی که درس نمیخوانند حال درس خواندن ندارند معمولاً اینجوری هستند که عمرش صرف میشود در یک اموراتی که مفید است برای بچگی مفید برای مثلاً من جمله تفریح مفید است اما آدم را باز میدارد از کارهای مهم معنای لهو را همینجورها هم لغت معنا کرده مفردات راغب، خب این یک مدت عمرش یک مقدارش لعب یک مقدارش لهو آن وقت میرسد به زینت یعنی به لباسش وَر میرود به خودش ور میرود بالاخره عمرش را صرف زینتها میکند اگر بیفتند در این وادی مثلاً زن ده دست بیست دست لباس دارد اما باز هم دنبال بیست و یکمین اش است دیگر دلش میخواهد امروز این فرش باشد فردا آن فرش باشد جوان دلش میخواهد امروز این عینک باشد فردا آن عینک باشد یک مدت هم جوانی که بهترین عمر است بهترین اوقات است صرف این میشود که این تمام میشود مسن میشود سی ساله، چل ساله تفاخرش شروع میشود به خودش مینازد به زنش مینازد زن به شوهرش مینازد به بچه هایش مینازد به سرمایه و مالش مینازد به علمش مینازد به جمالش مینازد همینجور در هر مجلسی بنشیند تفاخرش میرسد به آنجا که تخیل در خواب هم تفاخر قبل خواب هم تفاخر و هر وقتی که بیکار بشود تفاخرش شروع میشود ولو پیش خودش گاهی انسان به خودش هم مینازد چه رسد به خانمش گاهی به خودش هم مینازد چه رسد به رفیقش به مردم دیگر یک مدتی هم این است دیگر «یشب ابن آدم و یشب فیه الخصلتان الحرص و طول الامل» دیگر وقتی که رسید به شصت که دیگر همه این چیزها برایش عادی شده تازه اول بدبخت او است حرص تمام دنیا را هم به او بدهند باز دنبال این است که جای دیگر پیدا کند
ادامه مطلب...
عنوان درس: توحيد افعالى
موضوع درس:
شماره درس: 52
تاريخ درس: ۱۳۷۶/۶/۱۲
متن درس:
اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم بسم اللّه الرحمن الرحيم رب اشرح لى صدرى و يسرلى امرى و احلل عقدة من لسانى يفقهوا قولى.
بحث گذشته ما درباره دستورالعملى بود كه پروردگار عالم به پيغمبر اكرم داده بود و فرموده بود كه بار سنگينى به دوش شما آمده است و اگر بخواهى اين بار سنگين را به منزل برسانى به اين دستورالعمل بايد عمل كنيد و اين دستورالعمل بلافاصله همان وقتى كه رسول اكرم مبعوث به رسالت شد و تشريف آوردند خانه و دراز كشيده بودند باز جبرئيل آمد و اين آيات اوّل سوره مزمل را آورد «يا ايها المزمل قم الليل الا قليلاً انا سنقلى عليك قولاً ثقيلاً» اى كسيكه عباى نبوت به دوش تو بار سنگينى به دوش تو آمده است كه اين دستورالعمل براى همه خوب است براى اينكه انسان توفيق پيدا كند در كارهايش، براى اينكه بتواند دينش را ببرد، براى حفظ دين، براى حفظ آبرو اين دستورالعمل به تجربه اثبات شده است امّا معلوم است براى ما طلبهها خوبتر است براى اينكه بار سنگين روحانيت را بخواهيم به منزل برسانيم به اين دستورالعمل بايد عمل كنيم
ادامه مطلب...
جلسه هفتاد و نهم: زهد و تقوی
درس اخلاق حضرت آیة اللَّه العظمی مظاهری «مدّظله العالی»
موضوع: زهد و تقوی
جلسه: هفتاد و نهم
تاریخ: 4/ 6/ 1377
اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم بسم اللَّه الرحمن الرحیم رب اشرح لی صدری و یسر لی امری واحلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی
بحث ما در قانون تبتل بود یعنی زهد اسلامی که معنا کردیم یعنی دلبستگی به کسی نباشد. دلبستگی او فقط به خدا یا به چیزی که فقط از خداست مثل دلبستگی به نماز اول وقت دلبستگی به نماز شب رسیدن به خلق خدا که با واسطه میشود دلبستگی به خدا پیدا شدنش خیلی مشکل است و این از همان فضائلی است که نظیر تخلیه است و راستی اگر بگوییم که ریشه کن کردن رذائل در سر حد محال است این هم چنین است راستی انسان بتواند برسد به یک مقامی که دنیا در مقابل آخرت برایش پوچ باشد به اندازهای که نظیر جیفهای که برای او پوچ است الدنیا جیفه و طالبها کلاب دینایی که بخواهد آخرت را از بین ببرد جیفه است و طالبش هم سگها هستند خوب راستی جیفه پیش ما چقدر ارزش دراد کلب پیش ما چیست طالب جیفه خور پیش ما چقدر ارزش دارد. انسان برسد به یک مقامی که بخواهد آخرتش را از بین ببرد دنیای به معنای عام حال پول است ریاست است جاه است مقام است شهرتش آبرو و امثال اینها یک روایتی از امام حسینعلیهالسلام است که این روایت را از امام صادقعلیهالسلام نیز نقل کردهاند که بندگان خدا وضعشان این است که دینا را خورد هر که میخواهد بخورد یا آن روایتی که از امام حسینعلیهالسلام نقل کردم برایتان که «الدنیاو ما فیها عند احد من اولیاء اللَّه لیس الا کفی الضل» مثل برگشت سایه به سایه مثل سایه سایه خوب بیدار شدن این حالت خیلی مشکل است که انسان دلبستگی به ریاست اصلاً نداشته باشد هیچ. وقتی هم که خلیفه نبود میرفت چاه میکند حالا هم که خلیفه است الان کار ندارد باز بیل و کلنگ بر میدارد برود چاه بکند خوب این سر حد عصمت میخواهد انسان به این جا برسد ولی در میان ما طلبهها زیاد دیده شده که راستی رسیدن به این مقام که دنیای حرام دنیای شبهه ناک پیششان راستی مثل جیفه است از آن میترسند چه ترسیدن مرحوم آقا سید محمد فشارکی را بنا شد مرجعش کنند همه جمع شده بودند برای مرجعیت ایشان و راستی هم بالا بوده ولی همین آقا سید محمد فشارکی اول تو جلسه فقها تو جلسه بزرگان نشست گفت پدرجان مرجعیت که به علم نیست که من را اعلم میدانید مرجعیت عقل میخواهد سیاست میخواهد اداره میخواهد و من این کاره نیستم حالا ولو اعلم باشد اما اداره کردن مرجعیت اداره کردن عالم تشیع این شرط است دیدند دست بر نمیدارد
ادامه مطلب...
جلسه هفتاد و یکم: چگونه خدا را ملاقات کنیم
درس اخلاق حضرت آیة اللَّه العظمی مظاهری «مدّظله العالی»
موضوع: چگونه خدا را ملاقات کنیم
جلسه: هفتاد و یکم
تاریخ: 6/ 3/ 1377
اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم. بسم اللَّه الرحمن الرحیم. رب اشرح لی صدری و یسر لی امری و احلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی.
هفته گذشته عرض کردیم ما از قرآن استفاده میکنیم که این انسان یک حرکتی دارد بنام حرکت به سوی اللَّه «یاایها الانسان انک کادح الی ربک کدحا فملاقیه» «الا الی اللَّه تصیر الامور» «انا للَّه و انا الیه راجعون» همین طور که این آیهای که خواندم دلالت دارد منتهای سیر خدا است در آیات دیگر هم میفرماید منتها سیر خدا است میفرماید که «وان الی ربک منتهی» یا آیهای دیگر میفرماید «و ان الی ربک الرجعی» یا همین آیه ارتجاع «انا للَّه و انا الیه راجعون» یا بهتر از همه این آیات «یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کدحاً فملقیه» و ملاقات خدا یعنی چه؟ معمولاً مفسرین گفتهاند یعنی ملاقات رحمن خدا یا اینکه مراد یعنی روز قیامت و روز قیامت چون مظهر قهر خدا است مظهر رحمت خدا است به این گفتهاند ملاقات که هم کافر را بگیرد هم مومن را هم فاسق را بگیرد و هم متقی را مرحوم آقای ملکی دارلمراقبات میفرماید که 21 مورد درقرآن این لفظ ملاقات آمده است و ما بخواهیم حملش بکنیم همه را بر مجاز کار مشکلی است انصافاً وداعی نیست که بگوییم که ملاقات رحمت، ملاقات غضب، یعنی روز قیامت به قول ایشان این آیه «فمن کان یرجوا لقاء ربه» این معنا ندارد بگوییم روز قیامت «فلیعمل عملاً صالحاً ولا یشرک بعبادة ربه احدا» میفرمایند پس بنابراین ملاقات باید یک معنای دیگری پیدا کند و معنای دیگر این است که انسان از نظر فطرت خدا یاب است خدا جو است از همین جهت در بن بستها خدا را میبیند خدا را مییابد «فاذا رکبوا الفلک دعوا اللَّه مخلصین له الدین فاذا نجهم الی البر اذاکم یشرکرون» راستی همان وقت در بن بست میبیند خدا را اما نه فقط میبیند خدا را یک خدایی که مییابد این خدا قدرت دارد لذا میخواهد از خدا نجاتش را مییابد این خدا عالم به حالش است لذا خدا خدا میکند همان وقت هم حتی کافر به قول قرآن شریف آن وقتی که در بن بست واقع شد دستش از همه جا کوتاه شد خدا خدا شروع میشود این خدا را سمیع میداند لذا خدا خدا میکند خدا را رحیم میداند لذا خدا خدا میکند قادر میداند و بالاخره مییابد نظیر آدم تشنه که مییابد تشنگی را مییابد یک ذات مستجمع جمیع صفات کمالات لذا این که میگویند توحید فطری است نباید بگوییم توحید فطری است
ادامه مطلب...
عنوان درس: بحث ـ دستورالعمل سوره مزمل ـ تهذيب
موضوع درس:
شماره درس: 50
تاريخ درس: ۱۳۷۶/۵/۱۵
متن درس:
اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم بسم اللّه الرحمن الرحيم رب اشرحلى صدرى و يسرلى امرى و احلل عقدة من لسانى يفقهوا قولى.
بحث گذشته ما در مورد دستورالعملى بود كه معلم حقيقى به معلم بشر داده بود به منجى عالم بشريت و مىگفتم اگر دستورالعملى بهتر از اين بود قطعا پروردگار عالم گفته بود معلوم مىشود بهترين دستورالعملها براى پيدا كردن توفيق براى تقويت اراده بقول قرآن براى امكان رسيدن به هدف براى اينكه بار بر ما سنگينى نكند و بتوانيم بار را به منزل برسانيم انصافا دستورالعلمل خوبى است يك مقدارى از جملاتش را عرض كردم و بحث رسيد به اينجا «وذكر اسم ربك و تبتل اليه تبتيلاً» راجع به واذكر اسم ربك دو جلسه صحبت كرديم وبحث الان راجع به تبتل است كه مهمتر از همه يعنى مشكلتر از همه اين اجزاء يازده گانه اين است كه انسان بتواند تبحل و تبتل پيدا بكند معنى تبتل اين است يعنى انقطاع كه دو قسم است يكى انقطاع از غير خدا يكى انقطاع از خدا نظير تخليه و تحليه. تخليه يعنى درخت رذالت را از دل كندن، انسان حسود نباشد بخيل، مغرور، منيت، نفسيت نداشته باشد الى آخر، مشكل است و امّا تخليه انسان محلّى بشود به فضائل، درخت فضائل را در دل غرس كند و از ميوه آن استفاده بكند اين مشكل است امّا بعد از تخليه زياد مشكل نيست يعنى اگر انسان بتواند ريشه تكبر را از دل بسوزاند درخت تواضع را در دل غرس كند و از ميوه آن استفاده كند ديگر خيلى مشكل نيست و زود هم مىشود.
ادامه مطلب...
جلسه هشتاد و نهم: امر به معروف و نهی از منکر
درس اخلاق حضرت آیة اللَّه العظمی مظاهری «مدّظله العالی»
موضوع: امر به معروف و نهی از منکر
جلسه: هشتاد و نهم
تاریخ: 18/ 9/ 1377
اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم بسم اللَّه الرحمن الرحیم رب اشرح لی صدری و یسر لی امری واحلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی.
چون که این هفته و هفته آینده دیگر مربوط است به ماه مبارک رمضان و مربوط به تبلیغ ما است با اجازه شما یک مقداری درباره تبلیغ مان با هم صحبت کنیم و اگر خدا عمر بدهد توفیق بدهد این بحث ناقصمان را انشاءاللَّه بعد از ماه مبارک رمضان تمام میکنیم بحث تبلیغ اولاً باید توجه داشته باشیم که از جهاتی مخصوصاً در زمان فعلی واجب است از یک جهت امر به معروف و نهی از منکر است و امر به معروف و نهی از منکر ولو این که در فروع دین ما در مرتبه هفتم و هشتم گذاشته شده است اما از قرآن و روایات به خوبی استفاده میکنیم که مهمتر از همه اجزاء فروع دین است. و معلوم هم است چون که نماز، روزه، خمس، زکات، جهاد،تولی و تبری، وابسته به امر به معروف ونهی از منکر است اگر امر به معروف در ملتی نباشد همه ارزشهای آن ملت نابود میشود از بین میرود و دلیلش هم همین است که آقایان مبلغ متفرق در بلاد میشود در هر دهی در هر شهری تبلیغ بیشتر و امر به معروف و نهر از منکر بییشتر آنجا از نظر دینی آبادتر است حضرت امام «رضوان اللَّه تعالی علیه» یک جمله شیرینی داشتهاند که میفرمودند به تجربه برای من اثبات شده است. و من وقتی که ایشان این جمله را گفتند بعداً تکرار میکردم بعضی اوقات خودمن هم یک بررسی در این مدت کردم به تجربه برای من اثبات شده است ایشان میفرمودند به تجربه برای من اثبات شده است هر دهی هر شهری هر استانی اگر ذاتاً مردمان نجیبی متقید به ظواهر شرع داشته باشد وقتی ریشه یابی بکنیم میبینیم در آن ده یک عالمی بوده است یا یک عالمی هست به عکس آن هم میفرمودند هر دهی هر شهری که اگر ذاتاً مردمان نااهلی نانجیبی داشته باشند مردمان لاابالی باشند وقتی ریشه یابی کنیم میبینیم که در آنجا عالم نبوده است در آنجا مبلغ نبوده است یا اگر بوده است عالم نفوذ نداشته است عالم بد بوده است مردم را فرار داده است از روحانیت یا چنین عالمی قبلاً بوده است یا در زمان فعلی بوده است و راستی این فرمایش حضرت امام خیلی خیلی فرمایش متینی است به تجربه اثبات شده است چنین است به تجربه خود من میتوانم مثلاً در همین ایران بیش از صد مورد برای شما بگویم که هر دهی امر به معروف و نهی از منکر کرده است آنها نجیبند آنها متقید به ظواهر شرع هستند دارالمومنین است و هر کجا این امر به معروف و نهی از منکر نبوده است یا بد بوده است اینها ذاتاً تقید به ظواهر ندارند لا ابالی هستند
ادامه مطلب...
جلسه نود و ششم: امتحان الهی
درس اخلاق حضرت آیة اللَّه العظمی مظاهری «مدّظله العالی»
موضوع: امتحان الهی
جلسه: نود و ششم
تاریخ: 19/ 12/ 1377
اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم. بسم اللَّه الرحمن الرحیم. رب اشرح لی صدری و یسر لی امری و احلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی.
در قرآن کریم راجع به این امتحان انسان، امتحان همه و همه یک چیزهای دیده میشود که انصافاً کمرشکن است انسان واهمه میگیرد چه بکند چه میشود و نادر هم نیست در قرآن شریف راجع به امتحانها زیاد آیه دارد. صبح در مسجد امیرالمؤمنین به تفسیر این ایات حضرت داود رسیدیم در سوره ص و انصافاً تصورش آدم را ناراحت میکند چه بخواهد بهش فکر کند یا بهش عمل کند یا بشنود حضرت داود را یک امتحان کردند از امتحان نتوانست بیرون بیاید بعد توبه کرد توبه او آمرزیده شد امّا بعدش یک عتاب خیلی بالا به حضرت داود شد که این آیات سوره ص علاوه بر اینکه بحث ما راجع به امتحان میگوید یک تنبه میدهد برای خصوص خواص مخصوصاً ما طبلهها یک نکته فوق العاده اخلاقی هم دارد حضرت داود بنا شد یک امتحان از او بشود لذا دو ملک به صورت انسان آمدند سر نمازش، نمازش تمام شده بود در محرابش به قول قرآن شریف از بیراهه از آن بالا از دیوار دو انسان پیدا شد آمدند نشستند سر محراب، حضرت داود ترسیدند که چی؟ بهش گفتند که نترس ما دو تا با هم نزاع داریم آمدیم پیش تو نزاع ما را حل کنید، قاضی بود و دیگر بعد قبلش هم قرآن میفرماید «و اتیناه الحکمه و فصل الخطاب» قاضی بود یکی از آنها این جور گفت «ان هذا اخی له تسع و تسعون نعجه ولی نعجه واحدة فقال اکفلنیها و عزنی فی الخطاب»[1] این دعوی، گفت این برادر من است 99 میش دارد من یک میش دارم میگوید یک میش را بده به من از من بشود صد تا تو هیچی من را مجاب میکند پشت سر انداز هم هست و خوب بلد است حرف بزند و عزنی فی الخطاب میگوید تو هیچی من صد تا البته الان حکم نبود گفت و شنود بود به قول امروزیها یک بازپرسی بود تا بعد حکم بکند حضرت داود عواطفش تحریک شد یعنی انسانیت تحریک شد گفت که «قال لقد ظلمک بسؤال نعجتک الی نعاجه» گفت این ظلم به تو میکند یک گوسفند را بده به من از من بشود صد تا تو هیچ این ظلم است «لقد ظلم بسؤال نعجتک الی نعاجه» بعد هم حضرت داود یک قاعده کلی هم فرمود «و ان کثیراً من الخطاء لیبغی بعضهم علی بعض» بسیاری از مردم هم همین هستند که میخواهند خودشان همه چیز دیگران هیچ چیز خود خورند خود خواهند «الا الذین امنوا و عملوا الصالحات و قلیل ماهم» مگر اینکه ایمان رسوخی باشد
ادامه مطلب...
جلسه هفتاد و سوم: عوامل سازنده در درس خواندن
درس اخلاق حضرت آیة اللَّه العظمی مظاهری «مدّظله العالی»
موضوع: عوامل سازنده در درس خواندن
جلسه: هفتاد و سوم
تاریخ: 20/ 3/ 1377
اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم. بسم اللَّه الرحمن الرحیم. رب اشرح لی صدری و یسر لی امری و احلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی.
یک نکته را که امروز با هم درد دل بکنیم به جای علم اخلاق و خود او هم اخلاق است از برای همه شما آنها که رفتند این نکته را بعضی در قم تذکر دادند آن هم به جا بوده است و آن نکته این است که الان وضع درس خواندن طلبهها این مطلوب نیست مطلوب امام زمان نیست مطلوب مراجع نیست که سهم امام میدهند میگیرند و بالاخره مطلوب آن کسانیکه درد دارند راجع به حوزهها نیست و این جور درس خواندن قطعاً نمیتواند مجتهد جامع الشرایط تحویل دهد چه رسد بخواهد شهید ثانی و و اول بخواهد صاحب جواهر و امثال اینها تحویل دهد این نظیر همین دانشگاهها است که بیست سال است هنوز فرهنگ، فرهنگ استثماری است دنبال این است یک مدرکی بگیرد یک نان و آبی پیدا بکند برود دنبال کارش این دانشگاه نیست این محل نان آوردن امثال اینها است و اما از دانشگاه یک متخصص فیزیک که راستی علم فیزیک را کمال بدهد یک متخصص در طب که به علم طب یک کمالی بدهد خوب نیست دیگر کاری به آنها نداریم آنکه کار داریم راجع به خودمان است آن طلبهای که یک روز بیاید یک روز نیاید دو روز بیاید دو روز نیایید خوب معلم است این طلبه نیست معلوم است این یک اشتغالی است برای خودش و این اشتغال هم بالاخره تا آخر کار همین است یک اشتغال این همان است که یک پیر مرد به یک آقایی گفت که آقا الحمدللَّه رب العالمین من مدتی درس جد شما بودم چه خوب بود یک مدتی هم درس پدر شما بودم چه خوب بود یک مدتی هم الان درس شما هستنم تا ببینم چه میشود خوب معلوم است دیگر این به جایی نمیرسد و این را اگر برایش خون گریه کنیم جا دارد بچه بازی که نیست که فقه منقطع شود یعنی اگر بتوانیم جواهر فهم باشیم همیشه از جواهر استفاده کنیم اگر به یک جایی برسیم و مکاسب فهم باشیم فرائد فهم باشیم که آن هم کار مشکلی است همیشه فرائد گویا فرائد خوان باشیم این کمال نیست در جا زدن بلکه عقب گرد است در قم البته آنها مثل اینجا نیست مرتب و منظم هم هست اما آنکه من همیشه مینالیدم تازه هم الان مینالم جزوه را پا درس مینویسد یعنی آقا میگوید این میرود تو مغزش از تو مغزش میرود در نوشته این نوشته هم میرود بایگانی میشود خوب این معلوم است
ادامه مطلب...
عنوان درس: دستورالعملى كه در سوره مزمّل بر پيامبر(ص) نازل شد.
موضوع درس:
شماره درس: 45
تاريخ درس: ۱۳۷۶/۳/۷
متن درس:
اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم بسم اللّه الرحمن الرحيم رب اشرحلى صدرى و يسرلى امرى و احلل عقدة من لسانى يفقهوا قولى.
بحث روزهاى چهارشنبه ما درباره اين دستورالعملى بود كه در سوره مزمّل براى پيغمبر اكرم(ص) آورده شده بود و انصافا اين دستورالعمل براى شخصيت پيدا كردن در اجتماعمان براى آخرتمان خيلى مفيد است. اين دستورالعمل جمله اولش اهميت به نماز، نماز واجبى، نماز مستحبى، مخصوصا نماز شب است. و اين جمله اوّل بود كه معلوم است و مىدانيد كه افضل همه عبادات براى توفيق پيدا كردن براى سير و سلوك براى اينكه انسان به جايى برسد محبوبيت اجتماعى پيدا كند، براى آخرت اهميت دادن به نماز است كه بهامام صادق كه از ايشان سؤال كردند افضل اعمال چيست؟ فرمود بعد از معرفت چيزى سراغ ندارم از نماز بهتر باشد. و يك جملهاى هم نسبت مىدهند به مرحوم آشيخ حسنعلى نجفآبادى، آن مرحوم نخودكى، آنكه انصافا چيز داشته است انصافا به مقام بالايى رسيده بوده است. كه مرحوم آقاى محسنى رضواناللّهتعالىعليه از شاگردهاى ايشان بود به من مىفرمود ايشان طى اللسان داشت. علاوه بر طى الارض طى اللسان داشت. خيلى چيزها از ايشان نقل مىكنند.
ادامه مطلب...
عنوان درس: صبر در كارها
موضوع درس:
شماره درس: 54
تاريخ درس: ۱۳۷۶/۷/۲
متن درس:
اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم بسم اللّه الرحمن الرحيم رب اشرح لى صدرى و يسرلى امرى و احلل عقدة من لسانى يفقهوا قولى.
بحث ما درباره دستورالعملى بود كه به پيغمبر داده شده بود تا بار سنگين نبوت را به منزل برسانده و اين دستور العمل براى همه مخصوصا براى ما طلبهها مفيد است بار سنگين روحانيت و طلبگى را بتوانيم به منزل برسانيم يكى از دستورات اين دستورالعمل اين است كه «و اصبر على ما يقولون و ا هجرهم هجرا جميلاً» بايد صبر كرد بر گفته دشمن و انسان را از جا تكان ندهد مواظب باشيد به واسطه جزع و فزع از هدف باز نشود اين معلوم است يكى از چيزهاى مهم براى رسيدن به هدف است و معمولاً انسان به قول قرآن شريف اين صبر و استقامت را ندارد «ان الانسان خلق هلوعا اذا مسه الشر الخير منوعا» اين انسان نحو خلقش اين است كه سبك سر است و به واسطه صبر و استقامت خود را پايبند نكرده است هلوع است سبك سر است و اگر شرى به او برسد او ناشكرى و دادش بلند است هر كسى بيايد پيش او از دست دشمن داد مىزند از دست مصائب داد مىزند
ادامه مطلب...
معرفت حجت خدا پيشگفتار مقدمه اعتبار سند دعاء لغات دعاء تفسير دعاء بحث کلي پيرامون دعاء
ادامه مطلب...







صفحه اصلی | مقالات | مقاله | تصاویر | نرم افزار | معرفی پایگاه ها | کتابخانه| مشاوره | فیض آنلاین
سخن مدیر | ارتباط با ما | درباره ما | عضویت | ورود به محیط کاربری
:: تمامی حقوق این پایگاه متعلق به بنیاد علمی فرهنگی هاد می باشد. ::
ابزار هاي مورد نياز : فلش پلير نسخه 11 
پایگاه جامع اخلاق - سایت جامع اخلاق - اخلاق - آداب - عرفان - تقوا - آیت الله ناصری - آیه الله ناصری - آیت الله العظمی بهجت - کتابخانه - مقاله - مقالات - سيد علي آقا قاضي - سير و سلوك - تقوا -









| 797 | امروز | ![]() |
| 9714 | دیروز | ![]() |
| 30976 | این هفته | ![]() |
| 132285 | هفته گذشته | ![]() |
| 295952 | این ماه | ![]() |
| 452275 | ماه گذشته | ![]() |
| 6690754 | کل بازدیدها | ![]() |






