آیت الله ناصری , آیة الله ناصری

 10 مهمان حاضر
.

عضویت

ورود اعضا

پشتیبانی

تماس با ما

تلفن تماس

  • امروز جمعه ۱۰ مرداد ۱۳۹۳
  • اخبار:   

    مقدمه ای براخلاق اسلامی 2

    نامه الکترونیک چاپ PDF

    منابع مقاله:

    فصلنامه حوزه، شماره 5، ؛
    در مقاله پیشین مطالبی را در باب تعریف لغوی واصطلاحی اخلاق متذکر شدیم و بدنبال آن اهمیت اخلاق در قرآن را بحث نمودیم واکنون برآنیم که اهمیت اخلاق در روایات معصومین - علیهم السلام - را مورد بررسی قرار دهیم .

    اهمیت اخلاق در روایات

    آشنائی با روایات و بررسی و تفحص دراین سرچشمه زلال معارف انسان سازاسلامی , شیوه دیگری است برای شناخت هر چه بیشترارزش واهمیت اخلاق , و یافتن نقش عظیم وارزشمند آن در عروج معنوی انسانی , و تکامل اجتماعات بشری چه اینکه با نخستین سیراجمالی بر جوامع روائی , بدین حقیقت پی می بریم , که اخبار و روایات همچون آیات قرآنی , در برگیرنده مسائل اخلاقی بوده , آنچنان که گویاارزشهای اخلاقی چون هاله ای از نور, روایات را فرا گرفته است . دریافت این حقیقت , نه تنها گواهی بر همسانی و هماهنگی کامل این دو منبع (کتاب و سنت ) می باشد بلکه بیش از هر چیز نمایانگر عمق و گستردگی موضوع اخلاق در میان همه موضوعاتی است که در گنجینه های معارف اسلامی وجود دارد, و در نتیجه حکایتی از عظمت واهمیت آن .

    فزونی این اهمیت را آن هنگام بیشتر متوجه می شویم , که نگاهی به زندگی ائمه علیهم السلام کرده , می بینیم وسعت و گسترش مسائل اخلاقی , حقیقتی است که نه تنها در گفتار, بلکه در تمتم شئون فردی واجتماعی آنان مشاهده می گردد, بدان صورت که وقتی صحنه های جهاد و نبردایشان را با دشمن می نگریم , و یا رفتار و کردارشان را در صحنه سیاست واجتماع مطالعه می کنیم درخشش والاترین نکات اخلاقی ,ارزنده ترین درسهائی است که ما می آموزیم . 1 و همینطور در زمینه های دیگر که مجال بیان نبوده , بررسی آن را به خواننده طالب می گذاریم .

    بنابراین چون گفتار, فعل و تقریر معصومین علیهم السلام در شریعت نیز بیانگر همین حقیقت بوده , و نشانگراین امراست که تمام شئون زندگی و حیاتی آنان مظهر تجلی و صفات و کمالات الهی می باشد و برای ما حجت است جهت آشنائی از آن اخلاق و کمالات , به فرازهائی از زیارت شریفه[ جامعه کبیره] که در کتب ادعیه نقل گردیده و شیخ صدوق در[ من لا یحضره الفقیه] نقل کرده است و در خطاب ائمه معصومین می باشد, توجه می کنیم :

    [ السلام علی ائمه الهدی و مصابیح الدجی واعلام التقی ... والادلاء علی مرضات الله ... والتامین فی محبه الله ... واشهدانکم الائمه الراشدون المهدیون المعصئومون المکررمون ,المقربون المتقون الصادقون] ,[ ...کلامکم نور وامرکم رشد و وصیتکم التوی وفعلکم الخیر وعادتکم الاحسان وسجیتکم الکرم] . 2

    بدینسان می بینیم معصومین علیهم السلام تمام وجودشان را سجایای اخلاقی و صفات برازنده انسانی احاطه نموده است و به تمام معنی اخلاق الهی را در وجود خویش بحد کمال رسانده اند.

    واکنون با توجه به اینکه بررسی اهمیت اخلاق در گفتار و رفتار ائمه علیهم السلام بس گسترده است و در مجال این مقاله نمی گنجد, تنها به بررسی گفتار آنان می پردازیم , آنهم بدین شیوه , که از میان روایات موجود در بای اخلاق فقط به ذکر روایاتی می پردازیم , که بیانگر نمونه های صریح دراهمیت اخلاق باشد.

    ابتداء برای روشن شدن عناوین مطرح شده , دو نکته را یادآوری می کنیم :

    1- گرچه محوراصلی دراین گفتار,اهمیت وارزش اخلاق است ,اما پرداختن به عناوینی مانند:[ترغیب به حسن خلق] یا [آثار حسن خلق] برخاسته ازاین حقیقت است که دو عنوان یاد شده , جلوه دیگری ازارزش اخلاق , در روایات می باشد.

    2- تبیین اهمیت وارزش اخلاق حسنه با عنوان[ حسن خلق] براساس این نحوه تفکر می باشد, که مفهوم صحیح و دقیق[ حسن خلق] عبارت است از: جمیع صفات و ملکات نیکی که برای نفس حاصل می گردد, چه اینکه آن صفات , مربوط به چنبه های فردی انسان باشد, مانند: زهد, وقار, ورع , حلم و..., یا در ارتباط باابعاداجتماعی وی باشد, مانند:تودد, تواضع , خوش برخوردی و..., واینکه می بینیم پاره ای حسن خلق را در برخورد نیک , محدود نموده اند, با توجه به معنای سهل انگاشته ای است که از خلق یااخلاق , متداول می باشد.

    براین اساس ,مراداز حسن خلق که در روایات ,مورد توجه قرار گرفته است فقط نیکوئی در برخوردهای اجتماعی حسن معاشرت نیست , چه این ,یکی از مظاهر و نمودهای حسن خلق است , بلکه منظوراز آن توجه به هر یک از خلق و خوهائی است که صورت باطن را نیک داشته ,و عامل اصلی کردار و رفتار نیکو در همه شئون فردی واجتماعی می گردد.

    برای پی بردن به این نظر, به دو گفتاراز علماءاخلاق توجه می کنیم :

    1امام محمد غزالی طوسی می نویسد:

    [بدان که اندر حقیقت خوی نیکو تا آن چیست و کدام است سخن بسیار گفته اند, و هر یکی آنچه فراپیش آده است بگفته است , و تمامی آن نگفته است چنانکه یکی می گوید:[روزی گشاده داشتن است]. و یکی می گوید:[رنج مردمان کشیدن است]. و یکی می گوید:[ مکافات بد ناکردن است] وامثال واین همه یعضی از شاخه های وی است , نه حقیقت و تمامی وی] .

    2 مرحوم مولی محسن فیض کاشانی[ره] می نویسد:

    [ اعلم ان الناس قد تکلموا فی حقیقه الخلق الحسن حقیقه الحسن وانه ما هو؟ و ما تعر ضوا لحقیقته ... و لم یصرفواالعنایه الی ذکر حده وحقیقته ... و ذلک کقول بعضهم : حسن الخلق بسط الوجه , بذل الندی ... و امثاله کثیر].

    و سپس خودبه تعریف خلق , و حسن و سوء آن پرداخته می گوید:

    [فالخلق مباره عن هیئته للنفس , راسخه تصدر عنهاالافعال بسهوله , فان کانت الهیئه بحیث تصدر عنهاالافعال الجمیله المحموده عقلا و شرعا, سمیت الهیئه خلقا حسنا, وان کان الصادرمنهاالافعال القبیحه سمیت الهیئه التی هی المصدر خلقا سیئتا].

    بنابراین[ حسن خلق] و[ اخلاق حسنه] دراصطلاح یک مفهوم داشته , و تفاوت این دو تعبیر در روایات موجب اختلاف مضمون روایات نمی گردد.

    ازاینرو, گفتار را در دو بخش , نخست[ حسن خلق] و سپس[ سول خلق] پیش می گیریم :

    1 حسن خلق:

    بی شک ,با توجه به معنای صحیح و دقیقی که از حسن خلق بیان داشتیم که هرانسان با مراجعه به سرشت بی آلایش و وجدان پاک خود, به سادگی نیکیها و محسنات اخلاقی را می شناسد و آنها رااز رذائل اخلاقی تمیز خواهد داد. واگر دراینجا مطالبی زیر عناوین:[ اهمیت حسن خلق] ,[ ترغیب به حسن خلق] و...مطرح می کنیم , نه بدان جهت است که می خواهیم در موضوع[ حسن خلق] به بررسی ای صرفا نظری جهت افزودن اندوخته ها و مکتسبات ذهنی پرداخته باشیم بلکه طرح این مسائل در پرتو سخنان هدایت بخش و نور گستر معصومین علیهم السلام بدین منظوراست که روزنه امیدی در دلهای عاشق و شیفته کمال گشوده گردد تا همراه با دانش پژوهی از فروع ارزشهای اخلاقی ,گرمی جان گرفته , و در میان جنجال الفاظ واصطلاحات علوم ,نهال گرانمایه مکارم اخلاقی را در وجود خویش بارور سازند

    الف اهمیت حسن خلق :

    دراینکه رشد و ترقی , و سعادت فردانسان و جامعه انسانی همراه با اخلاق و صفات برگزیده انسانی است , میان مکاتب الهی هیچگونه اختلافی نیست . واگر مکاتبی را می یابیم که منکراین واقعیت اند,ازاینرواست که شالوده مکتب آنان براساس ارزشهای مادی بنا نهاده شده است و اخلاق راامری رو بنائی انگاشته اند و چندان ارزشی برای آن به حساب نیاورده اند.اما در بینش اصیل مکتب الهی اسلام ,از آنجا که پاکیها و محسنات اخلاقی نقشی اساسی در صعود مومن بسوی کمال مطلق دارد,اخلاق دارای منزلتی بزرگ و سرلوحه دعوت همه انبیاءالهی بوده و همواره پیروان خود را پس از دعوت به یکتاپرستی , به پاکیزگی نفس ,اصلاح درون , علاقمندی به نیکی و فضیلت و دیگرامور نیکی و سودمنداخلاقی سوق می داده اند. واین است که پیامبراکرم] ص] می فرماید:

    [بعثت لاتمم مکارم الاخلاق] . 6

    با تامل دراین کلام ,می بینیم حضرت[ اتمام] مکارم اخلاق را,از هدفهای بعثت خویش بیان نموده است . نه ابداع وایجاد آن را زیرا پیامبر انجام و گسترش مکارم وارزشهای اخلاقی را در سایه باروری رسالت انبیاء گذشته و شریعتها می داند,ازاین رو, آنرا تتمیم و تکمیل می نامد

    و نیز شعار دیگری که دراین کلام نهفته است , باز شناسی قدر و منزلت ارزشهای اخلاقی است چون روشن است آن موضوعاتی که بطور مستقیم تحت پوشش هدفهای بعثت و رسالت قرار گرفته , بخاطراهمیت آن و نقش اساسی ای است که در تحقق اهداف بعثت دارد.

    واینک در تبیین هر چه بیشتراین ارزش واهمیت به ذکر برخی از روایات می پردازیم :

    1 روی عن عمار بن یاسر, قال : قال رسول الله - صلی الله علیه و آله:[ حسن الخلق خلق خلق خلق الله الاعظم] . 7

    [حسن خلق , خلق خداوند عظیم است] .

    2 عن امیرالمومنین - علیه السلام:[ حسن الخلق راس کل بر]. 8

    [ اصل هر نیکی , نیک خوئی است] .

    3 عن الحسن بن علی بن ابی طالب - علیهماالسلام :ان احسن الحسن الخلق الحسن] . 9

    [برترین نیکی , نیک خوئی است] .

    4 عن رسول الله - صلی الله علیه و آله:[ حسن الخلق نصف الدین] .

    [نصف دین خلق نیکواست] .

    5 قال رسول الله - صلی الله علیه و آله:[ - اول ما یوضع فی میزان العبد یوم القیمه حسن خلقه] . 11

    اولین چیزی که روز قیامت در میزان سنجش بنده قرار می گیرد. خلق نیک اوست .

    6 جا رجل الی رسول الله - صلی الله علیه و آله - من بین یدیه , فقال : یا رسول الله ماالدین ؟ فقال حسن الخلق , ثم اتاه عن یمینه فقال : ماالدین ؟ فقال حسن الخلق , ثم اتاه من قبل شماله , فقال : ماالدین ؟ فقال : حسن الخلق ثم اتاه من ورائه , فقال : ماالدین ؟ فالتفت الیه وقال :اما تفقه الدین , هوان لا تغضب

    [مردی از پیش روی , نزد پیامبر آمد و عرض کرد: دین چیست ؟ حضرت فرمودند: خوی نیکوست , سپس از طرف راست آمده عرض کرد: دین چیست ؟ حضرت فرودند: خوی نیکوست , دگر باراز طرف چپ آمده , عرض کرد: دین چیست ؟ حضرت فرمودند: خوی نیکوست , برای چهارمین باراز پشت سر آمده عرض کرد: دین چیست ؟ حضرت سوی او روی نمودند و فرمودند: آیا نفهمیدی دین چیست ؟ دین این است که تند خوئی ننمائی] .

    معرفی حسن خلق با عناوینی چون[ خلق الله الاعظم] ,[ راس کل بر],[ احسن الحسن] و صدها عنوان دیگر بااین محتوی در روایات معصومین ما - علیهم السلام , نه تنها بیانگرارزش حسن خلق بوده , بلکه گویای این حقیقت است که حسن خلق محور همه ارزشهااست .

    تامل دراین حقیقت گشاینده این رازاست که در یابیم چرا پیامبر اکرم - صلی الله علیه و آله - که توصیفش در زبان وحی چنین آمده : [ انک لعلی خلق عظیم] 13 و نیزائمه - علیهم السلام - که در صفات برازنده انسانی والهی تام اند,اینگونه دست نیاز به سوی معبود بلند کرده حسن خلق و مکارم اخلاق طلب می نمایند:

    1 عن رسول الله - صلی الله و علیه و آله اللهم کما حسنت خلقی فحسن خلقی] . 14

    [پروردگارا همچنان که خلقتم را نیک گرداندی خلق و خویم را نیز نیک دار].

    2 وکان من دعائه - صلی الله علیه و آله - فی افتتاح[ اللهم اهدنی لاحسن الاخلاق , لایهدی لا حسنهاالاانت واصرف عنی سیئها لایصرف عنی سیئهاالاانت] . 15

    [پروردگار به نیکوترین اخلاق هدایتم فرما زیرا جز تو هدایت گری باخلاق نیک نیست , و مراازاخلاق سوء بازدار, زیرا بازدارنده ای از آن , جز تو نیست] .

    3 من دعائه - علیه السلام:اللهم صل علی محمد و آل محمد.. وهب لی معالی الاخلاق. 16

    از دعاهای امام سجاد علیه السلام : پروردگارا بر محمد و آلش درود فرست ... و مرا عالی ترین اخلاق کرامت فرما.

    برای درک منزلت مسائل اخلاقی , چه بیانی ازاین گویاتر که می بینیم معصومین - علیهم السلام - جهت موهبت یافتن به معالی و محاسن اخلاق , دست به دعا برداشته و آنرااز پیشگاه کمال مطلق درخواست می کنند.

    این فراز آموزنده این درس است که ما نیز در وجود خویش نسبت به مکارم اخلاقی احساس نیاز کنیم و آن را کوچک نشماریم .

    همچنانکه پیامبر[ص] فرمودند:

    [ لو علم الرجل ما له فی حسن الخلق , لعلم انه یلله لله تاج ان یکون له خلق حسن] . 17

    و نیزاز تامل در روایاتی دیگر دراین باب در می یابیم , موفقیت در کسب اخلاق نیک , توفیق و موهبتی الهی است و دریافت آن اختصاص به مومنانی دارد که در طاعت و بندگی خداوند, و جلب رضای او کوشیده و خویش را برای رساندن به کمالات اخلاقی آماده ساخته اند, دراین صورت است که تحت لوای مواهب والطاف رحیمیه خداوند قرار گرفته واز مکارم و محاسن اخلاقی بهره مند می گردند. که بذکر دو روایت از آن بسنده می کنیم:

    1 قال رسول الله - صلی الله علیه و آله :الا خلاق منایح من الله عزوجل فاذااحب عبدا منحه خلقا حسنا واذاابغض عبدا منحه خلقا سیئا]. 18

    [ پیامبر - صلی الله علیه و آله - فرمودند:اخلاق عطایای الهی است زمانیکه بنده ای را دوست بدارد خلق نیکو عطایش فرمودند:اخلاق عطایای الهی است زمانیکه بنده ای را دوست بدارد خلق نیکو عطایش فرماید, و آنگه که او را دشمن دارد خلق ناپسند باو دهد].

    قال الصادق - علیه السلام: [ - الخلق الحسن جمال فی الدنیا و نزهه فی الاخره , و به کمال الدین و قربه الی الله , ولایکون حسن الخلق الا فی کل ولی وصفی , لان الله تعالی ابی ان یترک الطافه و حسن الخلق الا فی مطایا نوره الا علی وجماله الازکی لانها خصله یختص بهاالاعرف بربه ولایعلم ما فی حقیقه حسن الخلق الاالله تعالی]19 .

    امام صادق - علیه السلام - فرمودند:[خلق نیکو در دنیا زیبائی و در آخرت گشایش است و موجب کمال در دین و نزدیکی به پرودگاراست . و حسن خلق تجلی نیابد مگر در وجود دوستان و برگزیدگان خداوند, زیرا که خداوند متال خودداری می کندازافاضه الطافش بویژه خلق نیکو, مگر برای آنانکه محل تجلی نوراعلی و جمال پاک الهی باشند زیرااین ویژگیی است که کسانی بان امتیاز می یابند که شناساترند به پروردگار خود, و آنچه در حقیقت خلق نیکواست جز خداوند متعال کس نداند]. 2

    ب ترغیب به حسن خلق :

    کثرت روایات در باب حسن خلق با تعبیرهای مشابه , ما رامتوجه این امر می سازد که گویا معصومین - علیه السلام - بدانجهت که زندگی انسانی والهی مومن را در سایه محاسن اخلاق دانسته اند, و رشد و کمال و نیز رستگاری را در گرو آن می دیده اند. بدین رو, کوشیده اند با سخنان گوناگون , نقاب از چهره ارزشهای اخلاقی گشوده , تا رسالت خویش را در جهت ارشادو هدایت امت , برای درک مسائل و موضوعات ارزنده و سرنوشت سازاسلامی بانجام رسانده باشند. گواه مطلب اینکه , می بینیم آنان گاهی آن را به[ خلق الله الاعظم] و ... تعبیر نموده اند, و گاهی آنرا عطیه و موهبت الهی دانسته اند, و گاه با صریحترین بیان و گویاترین سخن , پیروان خویش را بدان ترغیب نموده اند, که ذیلا به ذکر فرازهائی از آن سخنان می پردازیم :

    1 قال رسول الله علیه و آله:[ الا وان اشبهکم بی ,احسنکم خلقا]. 20

    آگاه باشید که شبیه ترین شما به من , نیکوترین شماست در خلق و خوی] .

    2 قال رسول الله صلی الله علیه و آله:[ تخلقوا باخلاق الله ,ان اکثرالناس یدخلون الجنه بتقواالله و حسن الخلق] . 21

    [به اخلاق الهی آراسته گردید, زیرا که با تقوی و خوی نیکو, بیشتر مردم وارد بهشت می شوند].

    3 عن ابی عبداللفه علیه السلام قال : قال رسول الله صلی علیه و آله : [ ان صاحب الخلق الحسن له مثل اجرالصائم القائم] . 22

    [نیک خوی را پاداشی چون پاداش روزه دار شب زنده داراست] .

    4 عن ابی عبدالله علیه السلام:[ ان الله تبارک و تعالی لیعطی العبد من الثواب علی حسن الخلق , کما یعطی المجاهد فی سبیل الله , یغدو علیه و یروح] . 23

    [خداوند بر نیک خوئی بنده , پاداشی را عطا می کند که به مجاهد در راه خودش در هر صبح و شب می بخشد اشاره به مجاهدی که همیشه در جهاد است].

    5 عن ابی عبدالله علیه السلام:[ ان اجلت فی عمرک یومین , فاجعل احدها لادبک لتستعین به علی یوم موتک] . 24

    اگراز عمرت تنها دو روز باقی است , یک روزش را برای ادب خویش (کسب سجایای اخلاقی )اختصاص ده , تا برای روز مرگ از آن روز کمک بگیری .

    از آنجا که معصومین - علیهم السلام - هرگز سخنی با غراق نگفته اند, و در سخن هدفی جز بیان نداشتند,ازاینرو,اگر می بینیم اینگونه ما را بسوی اخلاق نیکو سوق می دهند, نه این است که تنها مقصود, بر انگیختن عاطفه واحساس باشد, بلکه با توجه به ارزشی است که اخلاق در پیکره دین دارد, واین حقیقت تا آنجااهمیت دارد, و زندگی بشری و حیات و تکامل او نقش دارد که پیامبر[ ص] انگیزه بعثت خود را آن می داند واین سخن تبیینی است دراهمیت اخلاق :

    [بعثت بمکارم الاخلاق و محاسنها]. 25

    ج آثار حسن خلق :

    ارزش واهمیت اخلاق و محاسن اخلاقی , که تاکنون درباره آن سخن گفته شد, گر چه خود بدون توجه به فوائد و آثارارزشمند آن , نقشی اساسی در تکامل ابعاد نهانی انسان داشته واو را در رشد حیات بشری کمک رسانده است .اما بدون شک .این محاسن اخلاقی , خود آثار فردی واجتماعی و سیاسی بطور منفرد داشته است که می توان از آن تعبیر به[ سعادت زیستی] انسان نمود.ازاینرو,این بخش را ماافزون بر مباحث گذشته و پی آمداخلاق حسنه , بحث خواهیم کرد و چون روایات این بخش فراوان می باشد ما بذکر نمونه ای چنداز هر یک باب , با جمع بندی های لازم ارائه خواهیم داد.امیداست ,این بخش نیز تاکیدی براهمیت اخلاق و ضرورت فراگیری آن در زندگی ما قرار گرفته باشد:

    1 آثار و فوائد دنیائی :

    بااولین توجه به قسمتی از روایات اخلاقی در می یابیم , که اخلاق نیک آثار بسیاری در همه شئون انسان دارد, که آنها را می توان در دو بخش خلاصه نمود:

    الف آثار فردی :

    3عامل عزت و ذلت :

    عن امیرالمومنین - علیه السلام - قال : رب عزیزاذله خلقه , و ذلیل اعزه خلقه . 26

    [چه بساانسانهای مورد توجهی که اخلاق بد, آنها را خوار نموده , و انسانهای سرافکنده ای که بااخلاق نیک عزت یافته اند].

    طول عمر:

    عن ابیعبدالله - علیه السلام - قال:[ البر و حسن الخلق یعمران الدیار یزیدان فی الاعمار]. 27

    [نیکوکاری و نیک خوئی خانه ها را آباد و عمرها را زیاد می کند].

    ازدیاد روزی :

    عن الصادق - علیه السلام[ - حسن الخلق یزید فی الرزق] . 28

    ب آثاراجتماعی :

    آسایش بخش زندگی :

    قال علی - علیه السلام:[ لاعیش اهنا من حسن الخلق] . 29

    [زندگی ای گواراتراز نیک خوئی , نیست] .

    نفوذ در مردم :

    قال رسول الله - صلی الله علیه و آله[ - انکم لاتسعون الناس باموالکم ولکن یسعهم منکم ببسط الوجه و حسن الخلق] . 30

    [شما بااموالتان نمی توانید بین مردم نفوذ کرده , بلکه نفوذ شما با گشاده روئی و نیک خوئی است] .

    همبستگی والفت :

    قال علی - علیه السلام:[ من حسن خلقه کثر محبوه و آنست النفوس به] . 31

    آنکس که نیک خوی باشد, دوستانش بسیار شده وانسانها به او خو گیرند].

    2 آثار و فوائداخروی :

    دیگراز آثاراخلاق نیکواینست که مرگ را برانسان شیرین می کند و حیات پس از مرگ را با سعادت و رستگاری همراه می سازد, ما بچند روایت اشاره می کنیم :

    زدودن لغزشها:

    عن ابیعبدالله - علیه السلام - قال:[ ان الخلق الحسن یمیث الخطیئه کما تمیث الشمس الجلید]. 32

    [خوی نیکو خطا را ذوب می کند آنچنان که خورشید یخ را].

    علو درجه :

    قال رسول الله - صلی الله علیه و آله:[ ان العبد لیبلغ بحسن خلقه عظیم درجات الاخره و شرف المنازل وانه لضعیف العباده وانه لیبلغ بسوء خلقه اسفل درک جهنم , وانه لعابد]. 33

    بنده بوسیله خلق نیکویش به بالاترین منزلت ها و عظیم ترین درجات آخرت می رسد, گر چه در عبادت سست و ناتوان است . و با خوی بدش بقعر جهنم می افتد, گر چه بسیار عبادت کرده است .

    بار یافتن در جوار قدس اله

    قال رسول الله - صلی الله علیه و آله[ - اوحی الله تعالی الی ابراهیم : یا خلیلی حسن خلقک ولومع الکفار تدخل الابرار, فان کلمنی سبقت لمن حسن خلقه ان اظله فی عرشی , وان اسکنه حظیره قدسی , وان ادنیه , من جواری] .

    [خداوند به ابراهیم وحی کرد:ای خلیل خویت را نیکودار, حتی با کفار تااز نیکان گردی , چه اینکه کلمه ( اراده ) من براین قرار گرفته , آنکس که نیک گرداند خویش را, سایه افکنم او را در عرشم , و اسکان دهم در بهشتم , و نزدیک گردانم در جوارم] .

    2 سوءخلق :

    آنگاه که انسان به طواف برگردیت درونی ( هوا و هوسها) سرگرم گردد و در نتیجه ,از تعالیم ارز آفرین اسلام غافل مانده واز مسیر کمال اخلاقی وانسانی دورافتد, ضد ارزشها و سیئات اخلاقی بر وی هجوم آورده واو رااز هر طرف احاطه خواهد نمود. دراین هنگام , چنانچه شخص از مستی این سرگرمی بهوش نیاید و خویش را در تابش پرتو فروغ فرهنگ اسلام و برنامه نجات بخش معصومین - علیهم السلام - قرار ندهد, رفته رفته قلبش به تسخیر صفات ضدانسانی در آمده و در نهایت مظاهر وجودی اش , جلوه گاه راذائل اخلاقی و صفات ناپسند شیطانی خواهد گردید.این حقیقتی است که در تک تک رذائل جاری است , چه اینکه گاه ممکن است , شخص از سوی یک رذیله اخلاقی مود هجوم قرار گیرد و گاه از سوی دو, و یا بیشتر و بیشتر...

    و براین اساس که یکی از شیوه های موثر در بیان تفهیم معانی ,این است که در کنار بیان یک موضوع , نقطه مقابل آن نیز معرفی گردد (چنانکه گفته شده است : تعرف الاشیاء باضدادها) ما نیز دراینجا بمعرفی سوء خلق پرداخته , بدان امید که این شیوه در بهتر آشکار گردیدن حقیقت و گوهره حسن خلق موثرافتد.

    ´الف : نکوهش سوا خلق :

    همانگونه که هرانسانی به مقتضای طبیعت خود محاسن اخلاقی را - هر چند فاقد باشد - نیک دانسته و بدانها علاقمند می باشد, همینسان ذاتاز از خلق و خوهای ناپسند - هر چند متصف به آن باشد - تنفر داشته و آن را بد می شمارد.این یک امر وجدانی و برای همه قابل درک است .اما در میان آنچه مهم می باشد,این است که انسان درصحنه زندگی با روی آوردن به هوا و هوسهای شیطانی , پا روی طینت پاک خود نگذاشته و آن را در لابلای غبار تمایلات و تعلقات مستور ندارد.

    ازاین روی ,اگر در تعالیم تربیتی اسلام اینهمه به محاسن اخلاقی ارجن نهاده شده واز طرف دیگر می بینیم , شدیدترین نکوهش ها و مذمت ها از سوء خلاق به عمل آمده است بدین خاطراست که علاوه بر آثار نیک و بدی که بر هر یک مترنب است (که بتنهائی می تواند منشا آن ارج واین نکوهش گردد) مطابق با مقتضای سرشت انسانی انسان نیز می باشد. 9

    با دریافت این حقیقت در می یابیم که چون کمال طلبی درانسان پویش و جویش درونی است لذا توجه بامور فطری و تلاش در جهت شکوفائی آنها در پرتو دستورات و فرامین شرع , نقش اساسی در خودسازی و کمال یابی دارد.

    اینک احادیثی چند در نکوهش سوء خلق متذکر می شویم :

    1 قال امیرالمومنین - علیه السلام : سوءالخلق شرقرین. 35

    [سوء خلق ناپسندترین همراه است] .

    2 قال رسول الله - صلی الله علیه و آله:[ من سعاده المرء حسن الخق , و من شقاوته سوءالخلق] . 36

    [نیک خوئی از خوشبختی انسان و بدخوئی از نگون بختی اوست] .

    3 قال علی - علیه السلام:[ - من سائت سجیته سرت منیته] . 37

    [ هر کس بدخوی باشد, مرگ او مردم را شادگرداند].

    4 قال صلی الله علیه و آله:[ان جبرئیل الروح الامین نزل علی من ند رب العالمین , فقال : یا محمد علیک بحسن الخلق , فان سوءالخلق ذهب بخیرالذنیا والاخره] . 38

    [جبرئیل امین از جانب پروردگار بر من فرود آمد و فرمود:ای محمد بر تو باداخلاق پسندیده , چرا که خلق زشت محو کننده نیکیهای دنیا و آخرت است] .

    5 قال علی - علیه السلام:[ - تجنب من کل خلق اسوئه , و جاهد نفسک علی تجنبه , فان الشر لجاجه] . 39

    [ از بدترین هر خلقی دوری نمای , و نفست را برای پیکا با آن مجهز ساز, چه اینکه زشتی خیره سری است] .

    ب پیامدهای سوء خلق :

    از آنجا که سرنوشت اخروی انسان در گرواعمال و رفتاری است که در طول حیات خویش انجام می دهد, و نیزاز طرف دیگر دانستیم اعمال و رفتار نیک و بداو برخاسته و منبعث از صفات و خلقیا روحی و درونی می باشد. بدینسان نتیجه می گیریم که روحیات واخلاق ویژه هر فرد, هم در زندگی این جهانی او تاثیر داشته و هم در حیات پس از مرگش , بنابراین اگر می بینیم در روایات برای هر یک از حسن خلق و سوء خلق آثاری - اعم از دنیوی واخروی - بیان گردیده است ,امری مبهم نبوده و با دقت در زندگی و سرنوشت انسانهای نا متخلق - که چگونه عرصه زندگی بر آنها تنگ گشته و در نهایت کارشان به چه فلاکت و هلاکتی منجر شده است و در مقابل ,انسانهای متخلق از چه موفقیتها و گشایشهائی بهره مندند - حقیقت این امر محسوس می گردد. بدین روی , همانگونه که برای محاسن اخلاقی آثاری بیان نمودیم برای روشن گردیدن حقیقت مذکور, نیز به برخی از آثار سوء خلق اشاره می کنیم :

    1 آثار و پیامدهای دنیوی :

    زندگی محنت بار و ناخوش آیند:

    عن امیرالمومنین - علیه السلام:[ - سوءالخلق نکدالعیش و عذاب النفس] . 40

    [بد خلقی , تلخی و ناگواری زندگی , و نیز شکنجه و آزار نفس است] .

    اضطراب و تنهائی :

    عن امیرالمومنین - علیه السلام:[ سوءالخلق یوحش النفس و یرفع الانس] . 41

    [بدخلقی , نفس را بوحشت انداخته و همدمی رااز بین می برد].

    قال علی - علیه السلام:[ - من ساء خلقه اعوزه الصدیق الرفیق] . 42

    [آن کس که بد خوی باشد, دوست و همراهی نخواهد یافت] .

    غم واندوه :

    [سئل عن امیرالمومنین - علیه السلام - عن ادوم الناس غما, قال : اسوتهم خلقا]. 43

    [درباره کسانی سئوال شده که همیشه غمزده اند, حضرت فرمودند: بدخوی ترین ایشان است] .

    2 پیامدها و عواقب معنوی :

    تباه کننده ایمان و عمل :

    [عن ابی عبدالله - علیه السلام :ان سوءالخلق لیفسدالایمان کما یفسداخل العسل] . 44

    [بدخلقی ایمان را تباه می کند آنچنانکه سر ه عسل را].

    [عن ابیعبدالله - علیه السلام - : قال:[ ان سوءالخلق لیفسدالعمل کما یفسدالخل العسل] . 45

    [بدخلقی , عمل را تباه می کند آنچنانکه سرکه عسل را].

    [قیل لرسول الله - صلی الله علیه و آله ان فلانه تصوم و تقوم اللیل و هی سیئه الخلق توذی جیرانها بلسانها, فقال : لاخیرفیها هی من اهل النار]. 46

    [به پیامبر عرض شد: شخصی روز را روزه دار, و شب را بعبادت می گذراند,اما بدخوی بوده و با زبانش همسایه ها را می آزارد. حضرت فرمودند: هیچ خیری دراو نیست ,اوازاهل دوزخ است] .

    ناموفقیت در توبه :

    [قال رسول الله - صلی الله علیه و آله ابی الله بصاحب الخلق السیئی بالتوبه , فقیل یا رسول الله و کیف ع ذلک ؟ قال : لانه اذا تاب من ذنب وقع فی اعظم من الذنب الذی تاب منه] . 47

    [خداوند شخص بدخوی رااز تو به محروم می گرداند, عرض شد: چرا؟ حضرت فرمودند: زیرا بدخوی هر گاه از گناهی توبه کند, گرفتار گناهی بزرگتراز آن می شود].

    دوری از پروردگار:

    [من وصیه رسول الله - صلی الله علیه واله - لابی ذر: یااباذر لایزال البد بزداد من الله تعالی بعدا ما ساء خلقه] . 48

    [ از وصایای پیامبر - صلی الله علیه و آله - به ابی ذر:ای اباذربنده تا آن هنگام که بدخوی باشد, دوری اواز خداوند همواره زیاد می گردد].

    3 آثار و پیامدهای اخروی :

    هلاکت در قعر جهنم :

    [قال رسول الله - صلی الله علیه و آله ان العبد لیبلغ من خلقه اسفل درک الجهنم] . 49

    [بنده بسبب اخلاق نکوهیده اش بقعر جهنم افکنده می شود].

    فشار قبر

    عبدالله بن سنان ازامام صادق - علیه السلام - نقل می کند که حضرت فرمودند: به پیامبراکرم - صلی الله علیه و آله - خبر رسید که سعد بن معاذاز دنیا رفت , پیامبر - صلی الله علیه و آله - واصحاب برخواسته و بطرف خانه او رفتند حضرت امر فرمودند, بدون سعد را غسل و کفن نمودند و سپس بطرف قبرستان حرکت کردند, پیامبر - صلی الله علیه و آله - با پای برهنه و بدون عبااو را مشایعت نمودند, گاهی طرف راست , و گاهی طرف چپ تابوت رابدوش می گرفت تا جنازه را کنار قبر آوردند, حضرت خود شخصا داخل قبر رفت و جسد سعد را در قبر گذارد و با دست خود سنگ قبر را چید و آن را هموار و محکم نمود... پس از آنکه کار دفن سعد تمام شد, مادر سعد که در کنار قبرایستاده بود, با صدای بلند گفت :

    یا سعد هنیئا لک الجنه (ای سعد بهشت بر تو گوارا باد).

    دراین هنگام پیامبر - صلی الله علیه و آله - که صدای او را شنید باو فرمود: ساکت باش درامری که مربوط به پروردگاراست با قاطعیعت سخن مگوی , زیرا هم اکنون سعد دچار فشار قبر گردید. پس از مراجعت از قبرستان مردم به پیامبر عرض کردند شما نسبت به جنازه سعداحترام بسیار کردید و درباره او رفتاری نمودید ک هبا هیچکس دیگر چنین رفتاری نکردید, حضرت فرمودند: آنچه من در تشییع سعدانجام دادم تاسی به فرشتگان و جبرئیل بود که دراین تشییع حضور داشتند,اصحاب عرض کردند بااین وصف چگونه فرمودید:

    ان سعدااصابته ضمه (سعد دچار فشار گردید)؟!

    حضرت صادق - علیه السلام - می فرماید: پیامبر در جواب فرمودند: [نعم , انه کان فی خلقه مع اهله سوء].

    (آری , زیرا سعد بااهل خانه اش اندکی بدخوی بوده ). 50

    آنچه دراین نوشتار گفته آمد, بررسی ای بوداجمالی در شناخت و درک اهمیت اخلاق در روایات معتبر معصومین - علیهم السلام امید آنکه با توجه بدین اعتقاد حقه که :

    [...فازمن تمسک بکم ... و هدی من اعتصم بکم ... بکم یسلک الرضوان] .

    51این سخنان انسان ساز, باب پند و هدایت , فلاح و رستگاری را بر ما بگشاید.

    [والسلام]


    پاورقی ها:

    2. سلام بر شماامامان و راهنمایان طریق هدایت و چراغهای تاریکیهای امت و پرچم داران تقوی و پرچم داران تقوی و فضیلت . سلام بر راهنمایان طریق رضا و خشنودی حضرت احدیت و تمام شیفتگان در عشق و محبت خداوند. شهادت می دهم , که بدون تردید شماامامان پیشوایائی راهنما, راهدان , دارای عصمت و گرامی و مقرب در نزد خدا واهل تقوی و صدق هستید. و چون چنین است که دارای کمالات والا می باشید سخنانتان نور و روشنائی , و دستوراتتان کمال , واندرزتان پرواداری , و کارهایتان نیکوئی , و راه رسم همیشگی شما نیکوئی و بخشش می باشد
    1.برای نمونه , عنوان چند مورد را ذکر می کنیم : 1 رفتار علی علیه السلام با عمر بن عبدود. 2 رفتار علی - علیه السلام با خوارج در جنگ صفین . 3 برخوردهای سیاسی علی علیه السلام - با معاویه . 4 رفتار و گفتار علی - علیه السلام - باابن ملجم و ...
    3. کیمیای سعادت , ج . /05/2
    4. محجه البیضاء, ج . 5.94.
    5. مراجعه شود به مقاله شماره قل .
    6. مقدمه مکارم الاخلاق .8 - سفینه البحار, ج 1.411.
    7. محجه البیضاء ج . 5,.90 الترغیب والترهیب ج 3,.406 - کنزالعمال ج 3, حدیث 514.
    8. غررالحکم چاپ دانشگاه , ج 3.393.
    9. خصال صدوق[ ره] .29, ج 102.
    10. خصال صدوق[ ره] .30, ج 106 - مشکوه الانوار.223.
    11. بحارالانوار, ج 71.385.
    12. مجموعه ورام , ج 1.89.
    13. سوره قلم /04/
    14. محجه البیضاء, ج 5.91 - کنزالعمال , ج 30 ح 5197.
    15. محجه البیضاء, ج 5.92.
    16. صحیفه سجادیه , دعاء مکارم الاخلاق .
    17. بحارالانوار ج 71.396, ح 80.
    18. مستدرک سفینه البحار, ج 3.342.
    19. مصباح الشریعه (چاپ مکتبه الصدوق ) ص 338, باب 61.
    20. نهج الصباغه , ج 9.460.
    21.اخلاق محتشمی .249 اسرارالشریعه .116.
    22.اصول کافی , ج 2, ح 5 باب حسن خلق .
    23. همان مدرک .
    24. روضه کافی .150.
    25. مشکاه الانوار, چاپ نجف 243 امالی شیخ طوسی , ج 2.209.
    26. سفینه البحار, ج 1.411.
    27.اصول کافی , ج 2 باب حسن خلق , ح 8.
    28. سفینه البحار, ج 1.411.
    29. علل الشرایع , ج 2.246 - غررالحکم , ج 6.399.
    30. کنزالعمال , ج 3,ح 5158.
    31. غررالحکم , ج 5.451. 32.اصول کافی , ج 2, باب حسن خلق , ح 7.
    33. کنزالعمال , ج 3, ح 5149.
    34. همان مدرک , ح 5159.
    35. غررالحکم , ج 4.131.
    36. مستدرک الوسائل , ج 2.83.
    37. غررالحکم , ج 5.272.
    38. وسائل الشیعه , ج 8.571.
    39. غررالحکم , ج 3.314.
    40. غررالحکم , ج 4.150 - میزان الحکمه , ج 3,ح 5090.
    41. همان مدرک , ص 151 - همان مدرک , ح 5091.
    42. غررالحکم , ج 5.462.
    43. مستدرک الوسائل , ج 2.338.
    44.اصول کافی , ج 2 باب سوء خلق .
    45. همان مدرک - کلمه الله .221.
    46. بحارالانوار, ج 71.394.
    47. بحارالانوار, ج 73.299 ح 12.
    48. طرائف الحکم , ج 2.299.
    49. بحارالانوار, ج 5.93.
    50. بحارالانوار, ج 73.298.
    51. زیارت جامعه کبیره .

    ارسال نظر


    کد امنیتی
    بارگزاری مجدد

    معرفی بخشهای مختلف سایت

    رویت هلال ماه امشب امکان پذیر است؟ -

    بررسی ریشه اختلاف نظرها در رویت هلال ماه

    پایان یک ماه قمری و آغاز ماه جدید با ظهور هلال ماه نو در آسمان رقم می‌خورد  که اگر این اتفاق افتاد و هلال ماه، هنگام غروب یا بعد از غروب خورشید در مغرب دیده شد این به معنای پایان ماه قمری گذشته و آغاز ماه قمری جدید است.


    ماه

    این واقعه در پایان ماه مبارک رمضان از حساسیت بیشتری برخوردار است چرا که مردم علاقه مندند زودتر خبر خوش رویت هلال ماه شوال را بشوند و عید فطر را به یکدیگر تبریک بگویند گذشته از آنکه کوتاهی در این کار ممکن است باعث شود مردم روز عید فطر(اول شوال) را به گمان آخرین روز ماه رمضان روزه بگیرند که این روزه از نظر شریعت اسلام حرام است.

    زین العابدین علیه السلام، رمزینه ای‌ برای عبادت کنندگان -

    امام سجاد

    یکی از القاب امام چهارم علیه السلام، ‌"زین العابدین" است. با وجود اینکه اهل بیت علیهم السلام همگی، از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله تا حضرت مهدی علیه السلام، همگی زینت عابدین هستند، اما این صفت در نظر و گفتار مردم برای این امام بازگو شد و برای مردم جلوه‌ نمود. از این جهت یاد کردن از حضرت سجاد علیه السلام می‌تواند زمینه تحول را در نحوه عبادت کردن ما فراهم آورد.


    عبادت زیبا و عبادت نازیبا

    سخن معروفی از حضرت امیرالمومنین علیه السلام را زیاد شنیده‌ایم که عده‌ای از ترس جهنم و عده‌ای به نیت بهشت و عده‌ای نیز به جهت آنکه خدا شایسته عبادت است، ‌او را می‌پرستند. از اینجا متوجه می‌شویم که عبادت مردم اقسامی دارد. یکی از تقسیماتی که برای عبادتگران می‌توان ذکر کرد، "عبادت زیبا" و "عبادت نازیبا" است.

    مردم به امام سجاد علیه السلام لقب "زینت عبادت کنندگان" را دادند. با مراجعه به تاریخ متوجه می‌شویم که در آن دوران جامعه اسلامی دچار انحطاط اخلاقی و رواج فساد شده بود. داستان تلخ این بی‌بند و باری ها به تاریخ بنی‌ امیه گره خورده است که به هر قیمتی می‌خواستند حکومت خود را برپا نگه دارند.

    عید فطر در کلام رهبری -

    عید فطر در کلام رهبری

    فطر ، عید جهان اسلام

    ... روز عيد فطر از جمله‌ى مناسبتهايى است كه امّت اسلامى مى‌تواند از آن منتفع شود و خوشبختانه در اسلام از اين مناسبتها بسيار است. اين روز براى همه‌ى مسلمانان جهان عيد است؛ روزى است كه مسلمانان بعد از يك ماه روزه‌دارى و عبادت و توجّه و تذّكر، با دلهايى كه براى جلب رحمت و نورانيّت الهى آماده شده است، با اقامه‌ى نماز و اجتماعات گوناگون، گرد هم جمع مى‌شوند و اين براى دنياى اسلام يك فرصت است. همه‌ى اعياد و مناسبتهاى اسلامى بايد اين خاصيت را براى ما داشته باشد كه دلهاى ما مسلمانان را به هم نزديك كند. امروز مسلمانان بيش از هميشه احتياج دارند به اين‌كه دلهايشان را به هم نزديك كنند. ... (1)
    ... روز عيد فطر از جمله‌ى مناسبتهايى است كه امّت اسلامى مى‌تواند از آن منتفع شود و خوشبختانه در اسلام از اين مناسبتها بسيار است. اين روز براى همه‌ى مسلمانان جهان عيد است؛ روزى است كه مسلمانان بعد از يك ماه روزه‌دارى و عبادت و توجّه و تذّكر، با دلهايى كه براى جلب رحمت و نورانيّت الهى آماده شده است، با اقامه‌ى نماز و اجتماعات گوناگون، گرد هم جمع مى‌شوند و اين براى دنياى اسلام يك فرصت است. همه‌ى اعياد و مناسبتهاى اسلامى بايد اين خاصيت را براى ما داشته باشد كه دلهاى ما مسلمانان را به هم نزديك كند. امروز مسلمانان بيش از هميشه احتياج دارند به اين‌كه دلهايشان را به هم نزديك كنند. ... (2)

    آداب روز عید و فضایل عید فطر -
    آداب روز عید و فضایل عید فطر


    ملت‌های مختلف روزهایی از سال را با توجه به فرهنگ خود جشن می‌گیرند. این عیدها برخی برخاسته از دین و برخی بر اساس فرهنگ عمومی آن مردم است. عید فطر از عیدهای بزرگ اسلامی است که همواره در میان مسلمانان و ایرانیان جایگاهی ویژه داشته است. البته در آیین اسلام، عید بار ارزشی خاصی دارد که در متون کهن نیز بدان اشارت رفته است.

    راهبردهای رهایی قدس شریف از نگاه امام خامنه‌ای -
    راهبردهای رهایی قدس شریف از نگاه امام خامنه‌ای

    مسئله‌ی قدس و فلسطین را می‌توان مسئله‌ی اول جهان اسلام و همچنین مهم‌ترین موضوع سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران دانست. نگاهی به تحولات و مناسبات بین‌المللی، به‌روشنی تأثیر مستقیم این مسئله را در معادلات و روابط دولت‌ها و نظام بین‌الملل نشان می‌دهد. در این میان، جمهوری اسلامی ایران نقش فعال و مسئولانه‌ای در خصوص مسئله‌ی قدس شریف و سرزمین فلسطین ایفا کرده است و رویکرد نظام اسلامی بر کسی پوشیده نیست.
    ناگفته پیداست که رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی)، در جایگاه ولی امر مسلمین، نقشی راهبردی در پیگیری مسئله‌ی فلسطین و راهبری امت اسلامی در مبارزه با موجودیت غاصب صهیونیستی داشته و سیاست‌ها و جهت‌گیری‌های کلان نظام اسلامی را نیز بر همین اساس تنظیم می‌نمایند. از این رو، می‌توان راهبردهای کلان مسئله‌ی رهایی قدس شریف و نجات ملت مظلوم فلسطین را در کلام معظم‌له جست‌وجو کرد.

    بازخوانی روز قدس در مکتب امام خمینی (ره) -

    بازخوانی روز قدس در مکتب امام خمینی (ره)



    آرمان فلسطین و رهایی قدس شریف از روزهای اولیه آغاز نهضت اسلامی، جزء مؤلفه‌های مهم انقلاب اسلامی به شمار می‌رفته است. به‌گونه‌ای که امام راحل(ره) از آغازین روزهای حرکت الهی خویش مسئله خطر رژیم صهیونیستی را گوشزد نمود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز از اولین اقدامات انجام‌گرفته توسط انقلابیون، تعطیلی نمایندگی رژیم اشغالگر قدس و تحویل آن به نمایندگان ملت فلسطین بود. یکی دیگر از اقدامات راهبردی امام خمینی(ره) در آن مقطع تعیین جمعه‌ی آخر ماه مبارک رمضان به‌عنوان روز جهانی قدس بود. در این نوشتار کوشیده خواهد شد تا ابعاد گوناگون این روز مهم و اثرگذار در اندیشه و مکتب امام راحل عظیم‌الشأن بررسی گردد.

    دستبردي در حديث ثقلين -
     دستبردي در حديث ثقلين

    پيش گفتار

    حديث ثقلين از جمله احاديث معروف و مشهوري است که عامه و خاصه آن را نقل کرده اند. اين حديث را صدها پيشوا و حافظ حديث از قرون مختلف، از حدود چهل زن و مرد صحابي از پيامبرخدا صلي الله عليه و آله به طرق زيادي نقل کرده اند.
    از آن جا که در ثبوت سند اين حديث و محتواي آن ترديدي نيست؛ برخي از مغرضان به جعل روايت وصيّت به کتاب و سنّت پرداخته و آن را به عنوان حديث ثقلين مطرح کرده اند. در اين راستا روايتي از اهل تسنّن نقل شده که پيامبر خدا صلي الله عليه و آله فرمود:
    «من در ميان شما دو چيز گران بها را باقي مي گذارم: کتاب خدا و سنّتم».
    گفتني است که در برخي ازکتاب ها آمده است که پيامبر خدا صلي الله عليه و اله اين سخن را در سخنرانيش در حجّة الوداع گفته است.
    نوشتاري که پيش رو داريد پژوهشي در مورد اصل روايت و راويان آن است که ما آن را بررسي و نقد نموده و حقيقت امر را براي حقيقت جويان روشن ساخته ايم.

    رابطه شب قدر با حجت زمان و امام عصر(عج) -
    رابطه شب قدر با حجت زمان وامام عصر(عجل الله تعالی فرجه)
    خداوند متعال در چهارمین آیة سورة مبارکة قدر می‌فرماید:
    تنزّل الملائکة و الرّوح فیها بإذن ربهّم من کلّ أمر.
    فرشتگان و روح، در آن شب به دستور پروردگارشان با هر فرمانی (برای تقدیر هرکاری) فرود آیند.
    فعل مضارع «تنّزل» دلالت بر تکرار و بقاء «لیلةالقدر» دارد، و در آیات سوم و چهارم سورة دخان نیز:
    فیها یفرَق کلّ أمر حکیم.1
    در آن شب، هر فرمانی، برحسب حکمت صادر می‌شود
    دلالت بر تجدد و دوام دارد. زیرا هیأت نحوی باب «تفعّل» اگر دلالت بر پذیرش یا تکلف یا هر دو می‌نماید. ظاهر این فعل‌ها، خبر از تفریق و تنزل امر در لیلةالقدرهای آینده می‌دهد.
    این امر که در زمان رسول خدا(ص) به آن حضرت نازل می‌شده‌است، در هر شب قدر، باید بر کسی نازل و تبیین و تحکیم یا کشف شود که به افق نبوت نزدیک و پیوسته باشد.
    قبول اصل وصایت رسول اکرم(ص) و امامت، ناشی از این معنی و مبتنی بر همین اساس است.
    هنگامی که کسی قرآن را به عنوان کلام خدا پذیرفت به این معنی که همة سوره‌ها و آیات آن را پذیرفته است و یک مسلمان واقعی هم کسی است که تسلیم همة آیات قرآن باشد، پس هر مسلمانی الزاماً باید سورة قدر، و از آن سوره شب قدر، و استمرار آن را تا قیامت بپذیرد و لازمة پذیرفتن آن، آیة (تنزّل الملائکة...) که هر فرد با ایمانی ناگزیر از قبول آن است، این است که بپذیرد که در شب قدر فرشته‌ها و روح از جانب پروردگار با هر امری فرود می‌آیند و این امر یک متولی و ولی می‌خواهد که متولی و ولی آن امر باشد. اینکه خداوند در آیات سوم و چهارم سوره دخان می‌فرماید:
    در آن شب هر فرمانی، برحسب حکمت صادر می‌شود٭ فرمانی از جانب ما، و ما همواره فرستندة آن بوده‌ایم.

    فاطمه زهرا سرّ لیلة‏القدر -
    فاطمه زهرا سرّ لیلة‏القدر

    چکیده

    در این نوشتار، سعی بر آن است نسبت و تعامل باطن و حقیقت وجود فاطمه زهرا علیهاالسلام با حقیقت وجود و باطن «لیلة القدر» مقایسه شود و در محورهای «تعیّن و تعیین اصل وجود» و «هندسه خلقت و شریعت»، بر ویژگی‏های اشتراکی و مشابهت‏های این دو آفریده عظیم تأکید گردد. در این مقاله، منزلت سه عالم «سرشت»، «سرنوشت» و «شخصیت حضرت فاطمه علیهاالسلام » با رویکردی تطبیقی بررسی می‏شود.

    مقدّمه

    معرفت به همه مؤلّفه‏های شخصیتِ برجسته و هستیِ شاخص و ممتازِ یگانه زنان در همه اعصار و امصار و در دو عالم پیدا و پنهان بسیار مشکل و معسور می‏نماید؛ چه اینکه از حیث «هویّت وجودی» ـ نه «ماهیت مفهومی» ـ و حقایق درون ذاتی، از باب «وَمَا مِنَّا إِلَّا لَهُ مَقَامٌ مَّعْلُومٌ» (صافات: 164) تکرارناپذیر و همتانابردار و ادراک‏ناشدنی است؛ و هرچه از حیث وجودی، قوی‏تر، شدیدتر و کامل‏تر بوده و تجرّد بیشتری داشته باشد و به هستی محض قرب یابد مصداق «لایُدرِکُه بُعدُ الهِمَم و لایَنالُه غَوصُ الفِطَن»(2) خواهد شد که نه حکیم با ادراک حصولی و نه عارف با ادراک حضوری خویش، توان درک و معرفت به قلّه‏های بلند و منیع ذات و شخصیت وجودی او را ندارد و عرفانِ به آن انسان کامل هر آینه اعتراف به «جهل» و «عجز» از معرفت به حقیقت ذاتی اوست. اما راه ورود به بهشت ذات و جنّت وجود و هستی او نیز مسدود و بسته نیست، بلکه معرفت به مراتب و درجاتی از هستی و کمالات وجودی او ممکن و میسور است؛ یعنی اکتناه به ذات انسان کامل، که مظهری از «لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَی‏ءٌ»(شوری: 11) و «وَلَمْ یَکُن لَّهُ کُفُوا أَحَد» (توحید: 4) شده و جامع اسماء جمال و جلال الهی است و کون جامع، تا غیب و شهادت وجود مطلق و مضاف هستی را در خانه خویشتن به هم گِره زده، راه ورود به حقیقت ذاتش را بر روی نامحرمان و محرومان از تماشاگه راز مسدود می‏نماید و تنها محرمان دل در حرم وجود و حریم هستیِ تشبّه یافته به هستی مطلق و مطلق هستی او راه دارند تا «لم یَحجبُها عن واجبِ معرفتهِ»(3) نیز صورت پذیرد و الگوشناسی و الگوپذیری در مقام استکمال وجودی با حرکت جوهری، تجدّد امثالی و حرکت حبّی(4) تعیّن یابد.

    12 توصیه برای استفاده بهتر از لیالی قدر -

    ۱۲ توصیه برای استفاده بهتر از لیالی قدر
    توصیه‌های مقام معظم رهبری درباره شب‌های قدر

    * با آمادگی معنوی وارد شب قدر شوید

    در ماه رمضان هم - در همه روزها و شبها - دلهایتان را هرچه میتوانید با ذکر الهی نورانیتر کنید، تا برای ورود در ساحت مقدّس لیلةالقدر آماده شوید، که: «لیلةالقدر خیر من الف شهر. تنزّل الملائکة والرّوح. فیها بإذن ربّهم من کل امر». شبی که فرشتگان، زمین را به آسمان متّصل میکنند، دلها را نورباران و محیط زندگی را با نور فضل و لطف الهی منوّر میکنند. شب سِلم و سلامت معنوی - سلامٌ هی حتّی مطلع الفجر - شب سلامت دلها و جانها، شب شفای بیماریهای اخلاقی، بیماریهای معنوی، بیماریهای مادّی و بیماریهای عمومی و اجتماعی که امروز متأسفانه دامان بسیاری از ملتهای جهان، از جمله ملتهای مسلمان را گرفته است! سلامتی از همه اینها، در شب قدر ممکن و میسّر است؛ به شرطی که با آمادگی وارد شب قدر شوید. ۱۳۷۶/۰۹/۰۵

    * ساعات لیلةالقدر را مغتنم بشمارید

    قدر لیلةالقدر را باید دانست، ساعات آن را باید مغتنم شمرد و کاری کرد که ان‌شاءاللَه قلم تقدیر الهی در شبهای قدر برای کشور عزیز و آحاد ملت ما تقدیری آن‌چنان که شایسته مردم مؤمن و عزیز ماست، رقم بزند. ۱۳۸۲/۰۸/۲۳

    * از رذائل مادی خود را دور کنید

    ما باید امیدوار باشیم، دعا کنیم و بکوشیم از این شبها[ی لیالی قدر] برای عروج معنوی خود استفاده کنیم؛ چون نماز معراج و وسیله‌ی عروج مؤمن است. دعا هم معراج مؤمن است، شب قدر هم معراج مؤمن است. کاری کنیم عروج کنیم و از مزبله مادی که بسیاری از انسانها در سراسر دنیا اسیر و دچار آن هستند، هرچه می توانیم، خود را دور کنیم. دلبستگی ها، بدخلقی ها - خلقیات غیرانسانی، ضدانسانی - روحیات تجاوزگرانه، افزون خواهانه و فساد و فحشا و ظلم، مزبله های روح انسانی است. این شبها باید بتواند ما را هرچه بیشتر از اینها دور و جدا کند. ۱۳۸۳/۰۸/۱۵

    اعمال شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان -
    اعمال شب هاى قدر
    امشب، شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان است دیگر زمانی باقی نمانده، باید تمام تلاش خود را بکار برد تا در پناه رحمت خداوند متعال قرار گرفت... اگر تاکنون قرار نگرفته‌ای... زیرا اگر کسی در ماه مبارک رمضان بخشیده نشود بنا بر فرموده پیامبر اکرم (ص) «شقی» است.

    اعمال شب‌های قدر بر دو نوع است؛ یکی آن‌که در هر سه شب باید انجام داد و دیگر آن‌هایی‌ که مخصوص هر شبی است.

    اما اعمال مشترک چند چیز هستند:

    اوّل:

    «غسل»

    علامه مجلسی فرموده است که "بهتر است غسل شب‌های قدر را مقارن غروب آفتاب انجام دهند که نماز مغرب را با غسل بخوانند".

    دوّم:

    «خواندن دو رکعت نماز»

    در هر رکعت بعد از حمد، هفت مرتبه سوره توحید(قل هو الله احد) را بخواند و بعد از پایان نماز هفتاد مرتبه بگوید «اَسْتَغْفِرُ اللّهَ وَاَتُوبُ اِلَیْهِ»

    در روایتی از رسول خدا(ص) آمده است که کسی که این عمل را انجام دهد از جای خود برنخیزد مگر اینکه خدای متعال او و پدر و مادرش را بیامرزد و خداوند، فرشتگان را مامور می کند که تا سال آینده برای وی حسنات بنویسند.

    سوّم:

    «باز کردن قرآن و قرائت دعای مخصوص آن»

    اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِکِتابِکَ الْمُنْزَلِ

    خدایا از تو خواهم به حق کتاب فرستاده شده‌ات

    وَ ما فیهِ وَ فیهِ اسْمُکَ الاْکْبَرُ وَاَسْماؤُکَ الْحُسْنی

    و آن‌ چه در آنست که در آن است نام بزرگت و نام‌های نیکویت

    وَما یُخافُ وَ یُرْجی اَنْ تَجْعَلَنی مِنْ عُتَقائِکَ مِنَ النّارِ

    و آن‌چه بدان‌ها ترس و امید شود که قرارم دهی از زمره آزاد شدگانت از دوزخ

    "پس هر حاجت که دارد بخواهد"

    چهارم:

    «بر سر گرفتن قرآن»

    به فرموده امام صادق (ع) قرآن مجید را باید بر سر گذاشت و گفت:

    اَللّهُمَّ بِحَقِّ هذَا الْقُرْآنِ

    خدایا به حق این قرآن

    وَ بِحَقِّ مَنْ اَرْسَلْتَهُ بِهِ

    و بحق آن کس که او را بدان فرستادی

    وَ بِحَقِّ کُلِّ مُؤْمِنٍ مَدَحْتَهُ فیهِ

    و بحق هر مؤمنی که در این قرآن مدحش کرده‌ای

    وَ بِحَقِّکَ عَلَیْهِمْ فَلا اَحَدَ اَعْرَفُ بِحَقِّکَ مِنْکَ

    و بحقی که تو بر ایشان داری زیرا کسی نیست که حق تو را بهتر از خودت بشناسد

    سپس 10 مرتبه بگوید؛ «بِکَ یا اَللّهُ» بحق خودت ای خدا

    و 10 مرتبه «بِمُحَمَّدٍ» بحق محمد صلی الله علیه و آله

    و 10 مرتبه «بِعَلیٍّ» بحق علی علیه السلام

    و 10 مرتبه «بِفاطِمَةَ» بحق فاطمه سلام الله علیها

    و 10 مرتبه «بِالْحَسَنِ» بحق حسن علیه السلام

    و 10 مرتبه «بِالْحُسَیْنِ» بحق حسین علیه السلام

    و 10 مرتبه «بِعَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ» بحق علی بن الحسین علیه السلام

    و10 مرتبه «بُمَحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ» بحق محمد بن علی علیه السلام

    و 10 مرتبه «بِجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ» بحق جعفر بن محمد علیه السلام

    و 10 مرتبه «بِمُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ» بحق موسی بن جعفرعلیه السلام

    و10 مرتبه «بِعَلِیِّ بْنِ مُوسی» بحق علی بن موسی علیه السلام

    و 10 مرتبه «بِمُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ» بحق محمد بن علی علیه السلام

    و10 مرتبه «بِعَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ» بحق علی بن محمد علیه السلام

    و 10 مرتبه «بِالْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ» بحق حسن بن علی علیه السلام

    و10 مرتبه «بِالْحُجَّةِ» به حق حضرت حجت علیه السلام

    "پس هر حاجتی که دارد از خداوند طلب کند و در تمام این اذکار نهایت حضور قلب و توجه به درگاه خدا را حفظ کند" .

    بهتر است اگر می‌خواهند توسل یا ذکر مصیبتی کنند قبل یا بعد از دعا باشد و دعا را قطع نکنند.

    پنجم:

    «زیارت امام حسین (ع)»

    به فرموده علامه مجلسی زیارت امام حسین (ع)؛ در هر یک از سه شب قدر مستحب موکد است و در روایتی آمده است که سبب آمرزش گناهان

    می‌شود و اگر از نزدیک دسترسی به زیارت نداشته باشد از دور زیارت کند.

    ششم:

    «احیاء داشتن شب‌های قدر»

    یعنی اینکه این شب را تا صبح بیدار باشد و با عبادت، دعا، ‌تلاوت قرآن، حضور در جلسات سخنرانی دینی، ‌پرسش و پاسخ‌های مذهبی و یا مطالعه کتاب‌های تفسیر،‌ عقاید و مواعظ آن را سپری کند.

    در روایتی از امام باقر (ع) آمده است "هر کس شب قدر را احیاء دارد، گناهان او آمرزیده می‌شود، هر چند که بسیار باشد" و بهتر است روز قبل مقداری استراحت کند و غذا و نوشیدنی کمتری بخورد تا خواب بر او غلبه نکند و کسانی که توانایی احیاء ندارند بهتر است اول شب را استراحت کنند و سحرگاهان بیدار باشند و عبادت نمایند.

    هفتم:

    «اقامه 100 رکعت نماز»

    صد رکعت نماز بخواند (هر دو رکعت یک سلام بدهد) که فضیلت بسیار دارد و افضل آن است که اگر توانایی داشته باشد در هر رکعت بعد از قرائت سوره «حمد» 10 مرتبه سوره توحید (قل هو الله احد) را بخواند.

    هشتم:

    ‌خواندن دعایی که در ادامه می‌آید(حضرت زین العابدین (ع) در شب‌های قدر این دعا را می‌خواندند):

    بخواند:

    اَللّهُمَّ اِنّی اَمْسَیْتُ لَکَ عَبْداً داخِراً لا اَمْلِکُ لِنَفْسی نَفْعاً وَلا ضَرّاً

    خدایا من شام کردم در حالی که بنده خواری هستم که مالک سود و زیانی برای خویشتن نیستم

    وَلا اَصْرِفُ عَنْها سُوءاً اَشْهَدُ بِذلِکَ عَلی نَفْسی

    و نتوانم از خویشتن پیش‌آمد ناگواری را بازگردانم و این مطلبی است که من آن را بر خویش گواهی دهم

    وَاَعْتَرِفُ لَکَ بِضَعْفِ قُوَّتی وَقِلَّةِ حیلَتی فَصَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ

    و به ناتوانی خود و بیچارگیم در برابرت اعتراف دارم، پس درود فرست بر محمد و آل محمد

    وَاَنْجِزْ لی ما وَعَدْتَنی وَجَمیعَ الْمُؤْمِنینَ وَالْمُؤْمِناتِ مِنَ الْمَغْفِرَةِ فی هذِهِ اللَّیْلَةِ

    و وفا کن برایم بدانچه بر من و همه مؤمنین و مؤمنات وعده فرمودی از آمرزش در این شب

    وَاَتْمِمْ عَلَیَّ ما اتَیْتَنی فَاِنّی عَبْدُکَ الْمِسْکینُ الْمُسْتَکینُ الضَّعیفُ الْفَقیرُ الْمَهینُ

    و تمام کن بر من آنچه را به من دادی زیرا که من بنده بینوای مستمند ناتوان تهیدست خوار توام

    اَللّهُمَّ لا تَجْعَلْنی ناسِیاً لِذِکْرِکَ فیما اَوْلَیْتَنی

    خدایا قرار مده مرا فراموشکار از یاد خویش در آنچه به من انعام فرمودی

    وَلا لِاِحْسانِکَ فیما اَعْطَیْتَنی وَلا ایِساً مِنْ اِجابَتِکَ وَاِنْ اَبْطَاَتْ عَنّی

    و نه غافل از احسانت در آنچه به من عطا کردی و قرارم مده ناامید از اجابت خویش و اگرچه دیرزمانی طول کشد

    فی سَرّآَءَ اَوْ ضَرّآَءَ اَوْ شِدَّةٍ اَوْ رَخآَءٍ اَوْ عافِیَةٍ اَوْ بَلآءٍ اَوْ بُؤْسٍ اَوْ نَعْمآَءَ

    چه در خوشی و چه در سختی در دشواری یا در آسایش در تندرستی یا گرفتاری در تنگدستی یا در نعمت

    اِنَّکَ سَمیعُ الدُّعآَءِ

    براستی تو شنوای دعایی

    نهم:

    «طلب آمرزش گناهان و دعا برای امور دنیوی و اخروی»

    مرحوم علامه مجلسی (ره) فرموده‌اند "بهترین اعمال در این شب‌ها طلب آمرزش گناهان و دعا برای امور دنیوی و اخروی است هم برای خود و هم برای پدر و مادر خویشان و دیگر مومنان؛ چه زنده باشند و چه از دنیا رفته باشند و همچنین ذکرهای مختلف و صلوات بر حضرت محمد (ص) و خاندانشان تا آنجا که مقدور است، انجام دهند و در بعضی از روایات نیز تاکید شده است که «دعای جوشن کبیر» را در این سه شب بخوانند.

    در روایتی آمده است که شخصی خدمت رسول خدا (ص) رسیده و عرض کرد: اگر شب قدر را درک کردم، ‌چه چیزی را از خداوند طلب کنم؟ که ایشان فرمودند: "عافیت و سلامتی را از خداوند بخواه".

    شب بیست و سوم

    این شب، از دو شب قبل برتر است و از احادیث متعدد اینگونه احتمال داده می‌شود که شب قدر همین شب است. در روایتی از امام باقر(ع) نقل شده است که مردی در ماه رمضان خدمت رسول خدا (ص) آمد و به آن حضرت عرض کرد: من در بیرون مدینه به سر می‌برم و شتر و گوسفند دارم که نمی‌توانم همه شب در مدینه حاضر شوم. دوست دارم شبی را به من معرفی کنی تا آن شب را به مدینه بیایم و در نماز و عبادت حاضر باشم. حضرت او را به نزد خود فراخواند و به طور در گوشی آن شب را معرفی کرد.

    آن مرد نیز وقتی شب‌های بیست و سوم ماه رمضان فرا می‌رسید، با همه خانواده و فرزندان و غلامان به مدینه می‌آمد و آن شب را می‌ماند و صبحگاهان به منزل خویش بر می‌گشت.

    همچنین در روایت دیگری نقل شده است که رسول خدا(ص) در شب بیست و سوم ماه رمضان به سر و روی خانواده‌اش آب می‌پاشید تا به خواب نروند ( و از فضیلت این شب بهره بگیرند).

    روایات متعدد دیگری نیز داریم که می‌گوید: شب قدر، شب بیست و سوم است. مرحوم "علامه مجلسی" نیز در کتاب "زادالمعاد" می‌گوید: "‌اکثر احادیث معتبر دلالت دارد که شب بیست و سوم، شب قدر است".

    اعمال مخصوص شب بیست و سوم ماه رمضان

    در شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان، غیر از اعمال مشترک شب‌های قدر، اعمال دیگری نیز وارد شده است تا فردی که این شب را به احیا می‌گذراند در کنار اعمال مشترک شب‌های قدر، آن‌ها را نیز انجام دهد، که شرح آن در ادامه می‌آید:

    1- سوره عنکبوت و سوره روم را بخواند که امام صادق(ع) فرمود: " هرکس در شب بیست و سوم، سوره‌های عنکبوت و روم را بخواند، به خدا سوگند! اهل بهشت است".

    2- هزار مرتبه سوره "انا انزلناه" (سوره قدر) را بخواند.

    3- سوره " حم دخان" (سوره دخان) را بخواند.

    4- این دعا را بخواند:

    اللَّهُمَّ امْدُدْ لِی فِی عُمُرِی

    خدایا عمرم را طولانی گردان

    وَ أَوْسِعْ لِی فِی رِزْقِی

    و روزی‌ام را وسعت بخش

    وَ أَصِحَّ لِی جِسْمِی

    و بدنم را تندرست بدار

    وَ بَلِّغْنِی أَمَلِی

    و به آرزویم برسان

    وَ إِنْ کُنْتُ مِنَ الْأَشْقِیَاءِ فَامْحُنِی مِنَ الْأَشْقِیَاءِ وَ اکْتُبْنِی مِنَ السُّعَدَاءِ

    و اگر در زمره بدفرجامان هستم، مرا از آن گروه محو کن و در گروه سعادتمندان ثبت فرما

    فَإِنَّکَ قُلْتَ فِی کِتَابِکَ الْمُنْزَلِ عَلَی نَبِیِّکَ الْمُرْسَلِ صَلَوَاتُکَ عَلَیْهِ وَ آلِهِ یَمْحُو اللَّهُ مَا یَشَاءُ وَ یُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْکِتَابِ

    که تو در کتاب فرو فرستاده‏ به پیامبر مرسلت(درود تو بر او و خاندانش)فرمودی: خدا محو می‌کند آنچه را بخواهد و ثبت می‌نماید آنچه را اراده کند و کتاب جامع نزد اوست.

    5- این دعا را که مخصوص شب بیست و سوم است بخواند:

    یَا رَبَّ لَیْلَةِ الْقَدْرِ وَ جَاعِلَهَا خَیْرا مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ

    ای پروردگار شب قدر و قراردهنده آن بهتر از هزار ماه،

    وَ رَبَّ اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ وَ الْجِبَالِ وَ الْبِحَارِ

    و پروردگار شب‏ و روز، و کوه‌ها و دریاها

    وَ الظُّلَمِ وَ الْأَنْوَارِ وَ الْأَرْضِ وَ السَّمَاءِ

    و تاریکی‌ها و روشنایی‌ها و زمین و آسمان

    یَا بَارِئُ یَا مُصَوِّرُ یَا حَنَّانُ یَا مَنَّانُ

    ای پدیدآورنده، ای صورت‏بخش، ای‏ عطا کننده، ای نعمت ده،

    یَا اللَّهُ یَا رَحْمَانُ یَا اللَّهُ یَا قَیُّومُ

    ای خدا، ای بخشنده، ای خدا، ای به خود پاینده،

    یَا اللَّهُ یَا بَدِیعُ یَا اللَّهُ یَا اللَّهُ یَا اللَّهُ

    ای خدا، ای نو آفرین، ای خدا، ای خدا، ای خدا،

    لَکَ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَی وَ الْأَمْثَالُ الْعُلْیَا وَ الْکِبْرِیَاءُ وَ الْآلاءُ

    نام‌های نیکوتر و نمونه‏‌های والاتر و بزرگ‌منشی و نعمت‌ها از آن توست،

    أَسْأَلُکَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

    از تو درخواست می‌کنم که بر محمّد و خاندان‏ محمّد درود فرستی،

    وَ أَنْ تَجْعَلَ اسْمِی فِی هَذِهِ اللَّیْلَةِ فِی السُّعَدَاءِ

    و قرار دهی در این شب نامم را در زمره سعادتمندان

    وَ رُوحِی مَعَ الشُّهَدَاءِ

    و روحم را با شهیدان

    وَ إِحْسَانِی فِی عِلِّیِّینَ

    و نیکوکاری‌‏ام‏ را در بلند‌مرتبه‏ ترین درجه بهشت

    وَ إِسَاءَتِی مَغْفُورَةً

    و گناهم را آمرزیده

    وَ أَنْ تَهَبَ لِی یَقِینا تُبَاشِرُ بِهِ قَلْبِی

    و ببخشی بر من یقینی که دلم با آن همراه باشد

    وَ إِیمَانا یُذْهِبُ الشَّکَّ عَنِّی

    و ایمانی که شک را از من‏ زدوده گرداند

    وَ تُرْضِیَنِی بِمَا قَسَمْتَ لِی

    و خشنودی به آنچه نصیبم نموده‏‌ای

    وَ آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَةً وَ فِی الْآخِرَةِ حَسَنَةً

    و ما را در دنیا و آخرت پاداش نیکو عنایت فرما

    وَ قِنَا عَذَابَ النَّارِ الْحَرِیقِ

    و از عذاب آتش سوزان حفظ کن

    وَ ارْزُقْنِی فِیهَا ذِکْرَکَ وَ شُکْرَکَ وَ الرَّغْبَةَ إِلَیْکَ وَ الْإِنَابَةَ وَ التَّوْبَةَ

    و در این شب ذکر و شکر خویش و رغبت به سوی خود و بازگشت و توبه روزی‌ام فرما

    وَ التَّوْفِیقَ لِمَا وَفَّقْتَ لَهُ مُحَمَّدا وَ آلَ مُحَمَّدٍ عَلَیْهِمُ السَّلامُ و به آنچه محمّد و خاندان محمّد(درود خدا بر آنان باد)را به آن موفق کردی توفیقم ده.

    6- این دعا را که امام صادق(ع) نقل شده است،‌ بخواند:

    اللَّهُمَّ اجْعَلْ فِیمَا تَقْضِی وَ فِیمَا تُقَدِّرُ مِنَ الْأَمْرِ الْمَحْتُومِ

    خدایا قرار ده در آنچه حکم می‌کنی و مقدّر می‌نمایی، از فرمان حتمی،

    وَ فِیمَا تَفْرُقُ مِنَ الْأَمْرِ الْحَکِیمِ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ مِنَ الْقَضَاءِ الَّذِی لا یُرَدُّ وَ لا یُبَدَّلُ

    در آنچه از کار حکیمانه جدا می‌سازی در شب قدر، از حکمی که بازگشت نپذیرد، و تغییر نیابد،

    أَنْ تَکْتُبَنِی مِنْ حُجَّاجِ بَیْتِکَ الْحَرَامِ فِی عَامِی هَذَا

    اینکه مرا در این سال از حاجیان خانه محترمت بنویسی

    اَلْمَبْرُورِ حَجُّهُمْ

    حاجیانی که حجّشان پذیرفته،

    اَلْمَشْکُورِ سَعْیُهُمْ

    و سعیشان قبول افتاده

    اَلْمَغْفُورِ ذُنُوبُهُمْ

    و گناهانشان‏ آمرزیده گشته

    اَلْمُکَفَّرِ عَنْهُمْ سَیِّئَاتُهُمْ

    و بدی‌هایشان محو شده است

    وَ اجْعَلْ فِیمَا تَقْضِی وَ تُقَدِّرُ أَنْ تُطِیلَ عُمْرِی

    و قرار ده در آنچه فرمان می‌دهی و مقدّر می‌نمایی که عمرم را طولانی گردانی

    وَ تُوَسِّعَ لِی فِی رِزْقِی

    و در روزی‌ام‏ وسعت بخشی.

    7- این دعا را که از امام حسین (ع) نقل شده است بخواند:

    یَا بَاطِنا فِی ظُهُورِهِ

    ای پنهان در حال آشکار بودنش

    وَ یَا ظَاهِرا فِی بُطُونِهِ

    و ای آشکار در حال پنهان بودنش

    وَ یَا بَاطِنا لَیْسَ یَخْفَی

    و ای پنهانی که مخفی نمی‌شود

    وَ یَا ظَاهِرا لَیْسَ یُرَی

    و ای آشکاری که دیده نمِی‌شود

    یَا مَوْصُوفا لا یَبْلُغُ بِکَیْنُونَتِهِ مَوْصُوفٌ

    ای به وصف آمده‏‌ای که هیچ ممکنی به حقیقتش نمی‌رسد

    وَ لا حَدٌّ مَحْدُودٌ

    و هیچ حدّ بسته‏‌ای به او احاطه پیدا نمی‌کند

    وَ یَا غَائِباً غَیْرَ مَفْقُودٍ

    و ای غایب گم نشده

    وَ یَا شَاهِداً غَیْرَ مَشْهُودٍ یُطْلَبُ فَیُصَابُ

    ای حاضری که مشهود نیست تا آنکه جستجو شود و او را بیابند

    وَ لا یَخْلُو مِنْهُ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ وَ مَا بَیْنَهُمَا طُرْفَةَ عَیْنٍ

    آسمان‌ها و زمین و آنچه بین آن‌هاست، به اندازه چشم برهم‏ زدن از او خالی نیست

    لا یُدْرَکُ بِکَیْفٍ وَ لا یُؤَیَّنُ بِأَیْنٍ وَ لا بِحَیْثٍ

    به کیفیتی معین دانسته نمی‌شود و محدود به مکان و جهت نمی‌گردد

    أَنْتَ نُورُ النُّورِ

    تویی روشنایی نور

    وَ رَبُّ الْأَرْبَابِ

    پروردگار پرورندگان

    أَحَطْتَ بِجَمِیعِ الْأُمُورِ

    به همه امور احاطه کرده‏‌ای،

    سُبْحَانَ مَنْ لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْ‏ءٌ

    منزه خدایی که مانندش چیزی نیست

    وَ هُوَ السَّمِیعُ الْبَصِیرُ

    و او شنوا و بیناست

    سُبْحَانَ مَنْ هُوَ هَکَذَا وَ لا هَکَذَا غَیْرُهُ

    منزّه است آن‏که دارای این صفات است و برای غیر او چنین صفاتی نیست.

    سپس هر حاجتی دارد از خدا بطلبد.

    8- همچنین از معصومین (ع) روایت شده است که در شب بیست و سوم ماه رمضان، در سجود و ایستاده و نشسته دعای زیر را می‌خواندند، بلکه مناسب است در تمام ماه رمضان و در زمان‌های دیگر پس از تمجید و ستایش خداوند و صلوات بر محمد و آلش ( مثلا حداقل با گفتن الحمدلله و الصلاه علی رسول الله و آله الطاهرین ) این دعا خوانده شود:

    اَللهمَّ کُن لولیکَ الحُجةِ بنِ الحَسَنِ

    خدایا برای ولی‌ات حجت بن الحسن

    صَلَواتُکَ عَلَیهِ و عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، و فی کُلّ ساعَة

    که درودهایت بر او و پدرانش باد، در این ساعت، و در هر ساعت

    وَلیا و حافظا

    باش سرپرست و نگهبان

    وقائِداً وَ ناصِراً

    و پیشوا و یاور

    وَ دَلیلاً وَ عَیناً

    و راهنما و دیده‏‌بان

    حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً

    تا او را با رغبت مردم در زمینت سکونت دهی

    و تُمَتّعَهُ فیها طَویلًا.

    و زمانی طولانی بهره‏‌مندش سازی.

    9- همچنین این دعا را در حالی که دستان خود را به سوی آسمان بلند می‌کند، بخواند:

    یا مُدَبّرَ الاُموُرِ

    ای تدبیرگر امور

    یا باعِثَ مَن فی القُبُور

    ای برانگیزنده مرده‌های در گور

    یا مُجرِی البُحُور

    ای روان کننده دریاها

    یا مُلَینَ الحَدیدِ لِداوُد،

    ای نرم کننده آهن برای داود،

    صَل عَلی مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمَّدٍ وَافعَل بی کَذا وَ کَذا

    بر محمد و خاندان محمد، درود فرست‏ و با من چنین و چنان کن.

    و بجای کلمات کذا و کذا حاجات خود را بخواهد و سپس اضافه کند: اللیله اللیله، الساعه الساعه. این دعا را در حال رکوع، سجده، ایستاده و نشسته به طور مکرر بخواند.

    10- با توجه به اهمیت شب بیست و سوم، غسل، احیا و زیارت امام حسین(ع) در این شب فضیلت بسیار دارد و همچنین خواندن آن «100 رکعت نماز» که مشترک میان همه شب‌های قدر است.

    شیخ طوسی در تهذیب، از ابوبصیر روایت کرده است که امام صادق(ع) فرمود: در آن شبی که امید می‌رود شب قدر باشد 100 رکعت نماز بخوان، در هر رکعت ( پس از حمد) 10 مرتبه سوره قل "هو الله"(سوره توحید) را بخوان. ابوبصیر عرض کرد: اگر نتوانستم ایستاده بخوانم، چه کنم؟ فرمود: نشسته بجا آور! گفتم: اگر نتوانم نشسته بخوانم ؟ فرمود: در همان حال که در بستر خود دراز کشیده‌ای، بجا آورد.

    11- مرحوم "علامه مجلسی"، در "زادالمعاد" فرموده است: در این شب هر مقدار که ممکن باشد، قرآن بخواند و از دعاهای "صحیفه کامله سجادیه" نیز استفاده کند؛ مخصوصا دعای «مکارم الاخلاق» و دعای «توبه».

    روزهای شب قدر را نیز باید حرمت داشت و به عبادت و دعا به سر برد؛ در احادیث فراوانی آمده است که روز قدر نیز در فضیلت مثل شب قدر است.


    لیلة القدر عید فرشتگان -
    لیلة القدر عید فرشتگان

    نخستين پيام ملكوتي وحي در سپيده دمي از ماه رمضان بر قلب نازنين پيامبر اكرم (صلی الله علیه واله) نازل شد، آنگاه هيجاني شگفت و بيرون از حد توصيف سراسر وجود مبارك حضرت را فراگرفت. آن نور در مقام ظهور به صورت جبرئيل «افق مغرب و مشرق را گرفت و همه فضا را با شش هزار بال پر كرد، و اين تمثل حقيقت عقلي او در چشم پيامبر بود. (1)
    از هيبت روحالامين دل پيامبر بسختي تپيد، آيات نور بر ضمير منير مهتر و سرور عالم نقش پذيرفت و از آن لحظه زلال ايمان در بستر زمان جريان جاودانة خود را آغاز كرد. آن شب شكوهمند مبداء تحول بشري و سرآغاز رحمت و نعمت الهي يعني نزول قرآن بود، در شب قدر فرشتگان به فرمان پروردگار دسته دسته و گروه گروه به سوي خاكيان بال ميگشايند و تا سپيدهدمان به سلام انسان موحد ميشتابند، به گفته طبري: «به ماه رمضان اندر، شبي هست كه آن را ليلةالقدر خوانند و آن عيد فرشتگان است كه جمله از آسمان به زمين آيند و جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل و فرشتگان بيعدد آن شب به زمين آيند و آن شب نوزدهم ماه رمضان است تا شب بيست و هفتم.» (2)
    طبق صريح آيه كريمه - انا انزلناه في ليلةالقدر - نزول قرآن در شب قدر بوده است اما شب قدر در چه شبي يا چه ماهي قرار دارد بخوبي روشن نيست. در اين مورد صاحبنظران اتفاق عقيده ندارند، بعضي از مفسران ميگويند: منظور از ليله مباركه درآيه انا انزلناه في ليلة مباركة شب نيمه شعبان (3) است.


    چه دانی که شب قدر چیست؟ -
    چه دانی که شب قدر چیست؟

    زمانی که به دهه آخر ماه مبارک رمضان نزدیک می شویم و به یاد شب قدر می افتیم و آیات سوره قدر را مرور می کنیم، بار دیگر با پرسش هر ساله خداوند از انسان روبرو می شویم که: تو چه دانی که شب قدر چیست؟ شاید به جرئت بتوان گفت که این پرسش آسمانی ترین پرسشهای قرآن کریم باشد که تا ابد پاسخ می طلبد و انسان را به تفکر در باب غیب وامی دارد. چقدر ساده لوحی است که تصور شود که پاسخ این پرسش روشن است و خداوند خود در ادامه آیه پاسخ آن را واضح ساخته است.
    از دل این پرسش خداوند پرسشهای بسیار دیگری متولد شده اند که آنها نیز پاسخ می طلبند. معنای محصل قدر و تقدیر و شب قدر و فرود آمدن فرشتگان و روح در این شب چیست؟ از دیر زمان عالمان مسلمان در پی پاسخ به این پرسشها زحمات بسیاری متحمل شده اند. اما تا چه حد موفق شده اند که به پاسخی قانع کننده برسند جای تامل دارد. برای آشنایی بیشتر خوانندگان به برخی از این پرسش و پاسخها که ممکن است در این ایام برای هر کسی پیش آید می پردازیم:

    1- شب قدر چیست؟

    شب قدر بر طبق بیان قرآن کریم نامی است برای شبی که در آن قرآن کریم بر پیامبر عظیم الشان نازل شد و عالم معنای بی نهایت آنقدر فرود آمد تا توانست پا به عرصه عالم این جهانی با نهایت گذاشت و با آن پیوند خورد. خداوند در سوره قدر می فرماید: إِنَّا أَنزَلْنَهُ فى لَيْلَةِ الْقَدْرِ ، ما این قرآن را در شب قدر نازل کردیم.



    در شبهای قدر از خدا چه بخواهیم؟ -
    در شبهای قدر از خدا چه بخواهیم؟

    وقتی خدا خود را بهترین خلق کنندگان خوانده لابد آن مخلوق هم بهترین بوده است.
    مخلوقی که فرشتگان باید بر او سجده کنند.و اگر درمسیر بندگی پیش برود “خلیفه الله علی الارض” (جانشین خدا بر زمین ) خواهد شد.
    با این همه بسیاری از ما از جایگاه ویژه خود در آفرینش بی خبریم .
    قامتمان کوتاه است و خواسته هایمان از آن کوتاه تر
    ای کاش می دانستیم که در شبهای عزیز ماه مبارک رمضان علی الخصوص شبهای احیا باید از بهترین خلق کنندگان چه بخواهیم؟
    آورده اند: قوم حضرت ادریس(ع)(۲) بر او خیلی جفا کرد، تا اینکه خدا خطاب به ادریس فرمود اینان قدر پیامبر وحجت من را نمی دانند لذا تصمیم گرفته ام ، تورا از ایشان بگیرم و اینگونه غیبت چهل ساله ادریس آغاز گشته و قوم او دچار عذاب الهی گشتند.
    چنان گرسنگی آنان را فرا گرفت که سنگ بر شکمشان می بستند ، پس از چهل سال فقهایی در میان ایشان ظاهر شدند (خوب دقت فرمایید نقش ولایت فقیه در عصر غیبت همین است) و خطاب به مردم گفتند:
    ادریس از میان ما رفت ولی خدای ادریس که هست، مگر ادریس از ما چه می خواست ؟ فقط یک جمله ”در محضر خدا معصیت نکنید”.



    بهترین عمل در شب قدر چیست؟ -

    زمان هایی در زندگی انسان وجود دارد که انسان با بهره جستن از آن می تواند بهترین هایی، برای باقی روزهای زندگی خویش رقم زند. یکی از این اوقات، لیالی قدر است. شاید شما نیز در زمره افرادی باشید که به دنبال بهترین عمل و عبادت در طول این ایام هستند تا بدین واسطه نهایت استفاده را از این شب ها ببرید. از این رو به دنبال بهترین عمل و عبادت نیز خواهید بود، اگر می خواهید شب قدری متفاوت از شب های پیش داشته باشید، قدری به این نوشتار تأمل کنید.


    قدر
    شبی بهتر از هزار ماه

    امام على علیه السلام مى فرماید: فرصت، چون ابر مى گذرد. پس فرصت هاى خوب را غنیمت شمرید. (منتخب میزان الحکمه) فرصت هایى كه در زندگى براى انسان پیش مى آید مثل طلا و بلكه ارزشمندتر است و باید قدر آن ها را دانست یکی از این فرصت ها شب قدر است اما با چه عملی می توان نهایت استفاده را از این شب برد؟

    اعمال شب قدر

    شب قدر آداب و اعمالی را به خود اختصاص داده است، از آن جمله می توان به شب زنده داری، غسل، دعا، واسطه قرار دادن قرآن و اهل بیت علیهم السلام، زیارت امام حسین علیه السلام و نماز اشاره داشت. حال آنکه، در کنار این اعمال می توان از عمل دیگری نام برد که به جرأت می توان گفت در میان سایر اعمال غریب واقع شده، و آن (تفکر) است.


    akhlagh.net

    .: بازدید کنندگان پایگاه اخلاق :.

    1391امروزmod_vvisit_counter
    2013دیروزmod_vvisit_counter
    12508این هفتهmod_vvisit_counter
    52327این هفتهmod_vvisit_counter
    1391این هفتهmod_vvisit_counter
    228822ماه گذشتهmod_vvisit_counter
    13493832کل بازدیدهاmod_vvisit_counter