آیت الله ناصری , اخلاق

 123 مهمان حاضر
.

عضویت

ورود اعضا

پشتیبانی

تماس با ما

تلفن تماس

  • امروز شنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۳
  • اخبار:   

    مقدمه ای براخلاق اسلامی 2

    نامه الکترونیک چاپ PDF

    منابع مقاله:

    فصلنامه حوزه، شماره 5، ؛
    در مقاله پیشین مطالبی را در باب تعریف لغوی واصطلاحی اخلاق متذکر شدیم و بدنبال آن اهمیت اخلاق در قرآن را بحث نمودیم واکنون برآنیم که اهمیت اخلاق در روایات معصومین - علیهم السلام - را مورد بررسی قرار دهیم .

    اهمیت اخلاق در روایات

    آشنائی با روایات و بررسی و تفحص دراین سرچشمه زلال معارف انسان سازاسلامی , شیوه دیگری است برای شناخت هر چه بیشترارزش واهمیت اخلاق , و یافتن نقش عظیم وارزشمند آن در عروج معنوی انسانی , و تکامل اجتماعات بشری چه اینکه با نخستین سیراجمالی بر جوامع روائی , بدین حقیقت پی می بریم , که اخبار و روایات همچون آیات قرآنی , در برگیرنده مسائل اخلاقی بوده , آنچنان که گویاارزشهای اخلاقی چون هاله ای از نور, روایات را فرا گرفته است . دریافت این حقیقت , نه تنها گواهی بر همسانی و هماهنگی کامل این دو منبع (کتاب و سنت ) می باشد بلکه بیش از هر چیز نمایانگر عمق و گستردگی موضوع اخلاق در میان همه موضوعاتی است که در گنجینه های معارف اسلامی وجود دارد, و در نتیجه حکایتی از عظمت واهمیت آن .

    فزونی این اهمیت را آن هنگام بیشتر متوجه می شویم , که نگاهی به زندگی ائمه علیهم السلام کرده , می بینیم وسعت و گسترش مسائل اخلاقی , حقیقتی است که نه تنها در گفتار, بلکه در تمتم شئون فردی واجتماعی آنان مشاهده می گردد, بدان صورت که وقتی صحنه های جهاد و نبردایشان را با دشمن می نگریم , و یا رفتار و کردارشان را در صحنه سیاست واجتماع مطالعه می کنیم درخشش والاترین نکات اخلاقی ,ارزنده ترین درسهائی است که ما می آموزیم . 1 و همینطور در زمینه های دیگر که مجال بیان نبوده , بررسی آن را به خواننده طالب می گذاریم .

    بنابراین چون گفتار, فعل و تقریر معصومین علیهم السلام در شریعت نیز بیانگر همین حقیقت بوده , و نشانگراین امراست که تمام شئون زندگی و حیاتی آنان مظهر تجلی و صفات و کمالات الهی می باشد و برای ما حجت است جهت آشنائی از آن اخلاق و کمالات , به فرازهائی از زیارت شریفه[ جامعه کبیره] که در کتب ادعیه نقل گردیده و شیخ صدوق در[ من لا یحضره الفقیه] نقل کرده است و در خطاب ائمه معصومین می باشد, توجه می کنیم :

    [ السلام علی ائمه الهدی و مصابیح الدجی واعلام التقی ... والادلاء علی مرضات الله ... والتامین فی محبه الله ... واشهدانکم الائمه الراشدون المهدیون المعصئومون المکررمون ,المقربون المتقون الصادقون] ,[ ...کلامکم نور وامرکم رشد و وصیتکم التوی وفعلکم الخیر وعادتکم الاحسان وسجیتکم الکرم] . 2

    بدینسان می بینیم معصومین علیهم السلام تمام وجودشان را سجایای اخلاقی و صفات برازنده انسانی احاطه نموده است و به تمام معنی اخلاق الهی را در وجود خویش بحد کمال رسانده اند.

    واکنون با توجه به اینکه بررسی اهمیت اخلاق در گفتار و رفتار ائمه علیهم السلام بس گسترده است و در مجال این مقاله نمی گنجد, تنها به بررسی گفتار آنان می پردازیم , آنهم بدین شیوه , که از میان روایات موجود در بای اخلاق فقط به ذکر روایاتی می پردازیم , که بیانگر نمونه های صریح دراهمیت اخلاق باشد.

    ابتداء برای روشن شدن عناوین مطرح شده , دو نکته را یادآوری می کنیم :

    1- گرچه محوراصلی دراین گفتار,اهمیت وارزش اخلاق است ,اما پرداختن به عناوینی مانند:[ترغیب به حسن خلق] یا [آثار حسن خلق] برخاسته ازاین حقیقت است که دو عنوان یاد شده , جلوه دیگری ازارزش اخلاق , در روایات می باشد.

    2- تبیین اهمیت وارزش اخلاق حسنه با عنوان[ حسن خلق] براساس این نحوه تفکر می باشد, که مفهوم صحیح و دقیق[ حسن خلق] عبارت است از: جمیع صفات و ملکات نیکی که برای نفس حاصل می گردد, چه اینکه آن صفات , مربوط به چنبه های فردی انسان باشد, مانند: زهد, وقار, ورع , حلم و..., یا در ارتباط باابعاداجتماعی وی باشد, مانند:تودد, تواضع , خوش برخوردی و..., واینکه می بینیم پاره ای حسن خلق را در برخورد نیک , محدود نموده اند, با توجه به معنای سهل انگاشته ای است که از خلق یااخلاق , متداول می باشد.

    براین اساس ,مراداز حسن خلق که در روایات ,مورد توجه قرار گرفته است فقط نیکوئی در برخوردهای اجتماعی حسن معاشرت نیست , چه این ,یکی از مظاهر و نمودهای حسن خلق است , بلکه منظوراز آن توجه به هر یک از خلق و خوهائی است که صورت باطن را نیک داشته ,و عامل اصلی کردار و رفتار نیکو در همه شئون فردی واجتماعی می گردد.

    برای پی بردن به این نظر, به دو گفتاراز علماءاخلاق توجه می کنیم :

    1امام محمد غزالی طوسی می نویسد:

    [بدان که اندر حقیقت خوی نیکو تا آن چیست و کدام است سخن بسیار گفته اند, و هر یکی آنچه فراپیش آده است بگفته است , و تمامی آن نگفته است چنانکه یکی می گوید:[روزی گشاده داشتن است]. و یکی می گوید:[رنج مردمان کشیدن است]. و یکی می گوید:[ مکافات بد ناکردن است] وامثال واین همه یعضی از شاخه های وی است , نه حقیقت و تمامی وی] .

    2 مرحوم مولی محسن فیض کاشانی[ره] می نویسد:

    [ اعلم ان الناس قد تکلموا فی حقیقه الخلق الحسن حقیقه الحسن وانه ما هو؟ و ما تعر ضوا لحقیقته ... و لم یصرفواالعنایه الی ذکر حده وحقیقته ... و ذلک کقول بعضهم : حسن الخلق بسط الوجه , بذل الندی ... و امثاله کثیر].

    و سپس خودبه تعریف خلق , و حسن و سوء آن پرداخته می گوید:

    [فالخلق مباره عن هیئته للنفس , راسخه تصدر عنهاالافعال بسهوله , فان کانت الهیئه بحیث تصدر عنهاالافعال الجمیله المحموده عقلا و شرعا, سمیت الهیئه خلقا حسنا, وان کان الصادرمنهاالافعال القبیحه سمیت الهیئه التی هی المصدر خلقا سیئتا].

    بنابراین[ حسن خلق] و[ اخلاق حسنه] دراصطلاح یک مفهوم داشته , و تفاوت این دو تعبیر در روایات موجب اختلاف مضمون روایات نمی گردد.

    ازاینرو, گفتار را در دو بخش , نخست[ حسن خلق] و سپس[ سول خلق] پیش می گیریم :

    1 حسن خلق:

    بی شک ,با توجه به معنای صحیح و دقیقی که از حسن خلق بیان داشتیم که هرانسان با مراجعه به سرشت بی آلایش و وجدان پاک خود, به سادگی نیکیها و محسنات اخلاقی را می شناسد و آنها رااز رذائل اخلاقی تمیز خواهد داد. واگر دراینجا مطالبی زیر عناوین:[ اهمیت حسن خلق] ,[ ترغیب به حسن خلق] و...مطرح می کنیم , نه بدان جهت است که می خواهیم در موضوع[ حسن خلق] به بررسی ای صرفا نظری جهت افزودن اندوخته ها و مکتسبات ذهنی پرداخته باشیم بلکه طرح این مسائل در پرتو سخنان هدایت بخش و نور گستر معصومین علیهم السلام بدین منظوراست که روزنه امیدی در دلهای عاشق و شیفته کمال گشوده گردد تا همراه با دانش پژوهی از فروع ارزشهای اخلاقی ,گرمی جان گرفته , و در میان جنجال الفاظ واصطلاحات علوم ,نهال گرانمایه مکارم اخلاقی را در وجود خویش بارور سازند

    الف اهمیت حسن خلق :

    دراینکه رشد و ترقی , و سعادت فردانسان و جامعه انسانی همراه با اخلاق و صفات برگزیده انسانی است , میان مکاتب الهی هیچگونه اختلافی نیست . واگر مکاتبی را می یابیم که منکراین واقعیت اند,ازاینرواست که شالوده مکتب آنان براساس ارزشهای مادی بنا نهاده شده است و اخلاق راامری رو بنائی انگاشته اند و چندان ارزشی برای آن به حساب نیاورده اند.اما در بینش اصیل مکتب الهی اسلام ,از آنجا که پاکیها و محسنات اخلاقی نقشی اساسی در صعود مومن بسوی کمال مطلق دارد,اخلاق دارای منزلتی بزرگ و سرلوحه دعوت همه انبیاءالهی بوده و همواره پیروان خود را پس از دعوت به یکتاپرستی , به پاکیزگی نفس ,اصلاح درون , علاقمندی به نیکی و فضیلت و دیگرامور نیکی و سودمنداخلاقی سوق می داده اند. واین است که پیامبراکرم] ص] می فرماید:

    [بعثت لاتمم مکارم الاخلاق] . 6

    با تامل دراین کلام ,می بینیم حضرت[ اتمام] مکارم اخلاق را,از هدفهای بعثت خویش بیان نموده است . نه ابداع وایجاد آن را زیرا پیامبر انجام و گسترش مکارم وارزشهای اخلاقی را در سایه باروری رسالت انبیاء گذشته و شریعتها می داند,ازاین رو, آنرا تتمیم و تکمیل می نامد

    و نیز شعار دیگری که دراین کلام نهفته است , باز شناسی قدر و منزلت ارزشهای اخلاقی است چون روشن است آن موضوعاتی که بطور مستقیم تحت پوشش هدفهای بعثت و رسالت قرار گرفته , بخاطراهمیت آن و نقش اساسی ای است که در تحقق اهداف بعثت دارد.

    واینک در تبیین هر چه بیشتراین ارزش واهمیت به ذکر برخی از روایات می پردازیم :

    1 روی عن عمار بن یاسر, قال : قال رسول الله - صلی الله علیه و آله:[ حسن الخلق خلق خلق خلق الله الاعظم] . 7

    [حسن خلق , خلق خداوند عظیم است] .

    2 عن امیرالمومنین - علیه السلام:[ حسن الخلق راس کل بر]. 8

    [ اصل هر نیکی , نیک خوئی است] .

    3 عن الحسن بن علی بن ابی طالب - علیهماالسلام :ان احسن الحسن الخلق الحسن] . 9

    [برترین نیکی , نیک خوئی است] .

    4 عن رسول الله - صلی الله علیه و آله:[ حسن الخلق نصف الدین] .

    [نصف دین خلق نیکواست] .

    5 قال رسول الله - صلی الله علیه و آله:[ - اول ما یوضع فی میزان العبد یوم القیمه حسن خلقه] . 11

    اولین چیزی که روز قیامت در میزان سنجش بنده قرار می گیرد. خلق نیک اوست .

    6 جا رجل الی رسول الله - صلی الله علیه و آله - من بین یدیه , فقال : یا رسول الله ماالدین ؟ فقال حسن الخلق , ثم اتاه عن یمینه فقال : ماالدین ؟ فقال حسن الخلق , ثم اتاه من قبل شماله , فقال : ماالدین ؟ فقال : حسن الخلق ثم اتاه من ورائه , فقال : ماالدین ؟ فالتفت الیه وقال :اما تفقه الدین , هوان لا تغضب

    [مردی از پیش روی , نزد پیامبر آمد و عرض کرد: دین چیست ؟ حضرت فرمودند: خوی نیکوست , سپس از طرف راست آمده عرض کرد: دین چیست ؟ حضرت فرودند: خوی نیکوست , دگر باراز طرف چپ آمده , عرض کرد: دین چیست ؟ حضرت فرمودند: خوی نیکوست , برای چهارمین باراز پشت سر آمده عرض کرد: دین چیست ؟ حضرت سوی او روی نمودند و فرمودند: آیا نفهمیدی دین چیست ؟ دین این است که تند خوئی ننمائی] .

    معرفی حسن خلق با عناوینی چون[ خلق الله الاعظم] ,[ راس کل بر],[ احسن الحسن] و صدها عنوان دیگر بااین محتوی در روایات معصومین ما - علیهم السلام , نه تنها بیانگرارزش حسن خلق بوده , بلکه گویای این حقیقت است که حسن خلق محور همه ارزشهااست .

    تامل دراین حقیقت گشاینده این رازاست که در یابیم چرا پیامبر اکرم - صلی الله علیه و آله - که توصیفش در زبان وحی چنین آمده : [ انک لعلی خلق عظیم] 13 و نیزائمه - علیهم السلام - که در صفات برازنده انسانی والهی تام اند,اینگونه دست نیاز به سوی معبود بلند کرده حسن خلق و مکارم اخلاق طلب می نمایند:

    1 عن رسول الله - صلی الله و علیه و آله اللهم کما حسنت خلقی فحسن خلقی] . 14

    [پروردگارا همچنان که خلقتم را نیک گرداندی خلق و خویم را نیز نیک دار].

    2 وکان من دعائه - صلی الله علیه و آله - فی افتتاح[ اللهم اهدنی لاحسن الاخلاق , لایهدی لا حسنهاالاانت واصرف عنی سیئها لایصرف عنی سیئهاالاانت] . 15

    [پروردگار به نیکوترین اخلاق هدایتم فرما زیرا جز تو هدایت گری باخلاق نیک نیست , و مراازاخلاق سوء بازدار, زیرا بازدارنده ای از آن , جز تو نیست] .

    3 من دعائه - علیه السلام:اللهم صل علی محمد و آل محمد.. وهب لی معالی الاخلاق. 16

    از دعاهای امام سجاد علیه السلام : پروردگارا بر محمد و آلش درود فرست ... و مرا عالی ترین اخلاق کرامت فرما.

    برای درک منزلت مسائل اخلاقی , چه بیانی ازاین گویاتر که می بینیم معصومین - علیهم السلام - جهت موهبت یافتن به معالی و محاسن اخلاق , دست به دعا برداشته و آنرااز پیشگاه کمال مطلق درخواست می کنند.

    این فراز آموزنده این درس است که ما نیز در وجود خویش نسبت به مکارم اخلاقی احساس نیاز کنیم و آن را کوچک نشماریم .

    همچنانکه پیامبر[ص] فرمودند:

    [ لو علم الرجل ما له فی حسن الخلق , لعلم انه یلله لله تاج ان یکون له خلق حسن] . 17

    و نیزاز تامل در روایاتی دیگر دراین باب در می یابیم , موفقیت در کسب اخلاق نیک , توفیق و موهبتی الهی است و دریافت آن اختصاص به مومنانی دارد که در طاعت و بندگی خداوند, و جلب رضای او کوشیده و خویش را برای رساندن به کمالات اخلاقی آماده ساخته اند, دراین صورت است که تحت لوای مواهب والطاف رحیمیه خداوند قرار گرفته واز مکارم و محاسن اخلاقی بهره مند می گردند. که بذکر دو روایت از آن بسنده می کنیم:

    1 قال رسول الله - صلی الله علیه و آله :الا خلاق منایح من الله عزوجل فاذااحب عبدا منحه خلقا حسنا واذاابغض عبدا منحه خلقا سیئا]. 18

    [ پیامبر - صلی الله علیه و آله - فرمودند:اخلاق عطایای الهی است زمانیکه بنده ای را دوست بدارد خلق نیکو عطایش فرمودند:اخلاق عطایای الهی است زمانیکه بنده ای را دوست بدارد خلق نیکو عطایش فرماید, و آنگه که او را دشمن دارد خلق ناپسند باو دهد].

    قال الصادق - علیه السلام: [ - الخلق الحسن جمال فی الدنیا و نزهه فی الاخره , و به کمال الدین و قربه الی الله , ولایکون حسن الخلق الا فی کل ولی وصفی , لان الله تعالی ابی ان یترک الطافه و حسن الخلق الا فی مطایا نوره الا علی وجماله الازکی لانها خصله یختص بهاالاعرف بربه ولایعلم ما فی حقیقه حسن الخلق الاالله تعالی]19 .

    امام صادق - علیه السلام - فرمودند:[خلق نیکو در دنیا زیبائی و در آخرت گشایش است و موجب کمال در دین و نزدیکی به پرودگاراست . و حسن خلق تجلی نیابد مگر در وجود دوستان و برگزیدگان خداوند, زیرا که خداوند متال خودداری می کندازافاضه الطافش بویژه خلق نیکو, مگر برای آنانکه محل تجلی نوراعلی و جمال پاک الهی باشند زیرااین ویژگیی است که کسانی بان امتیاز می یابند که شناساترند به پروردگار خود, و آنچه در حقیقت خلق نیکواست جز خداوند متعال کس نداند]. 2

    ب ترغیب به حسن خلق :

    کثرت روایات در باب حسن خلق با تعبیرهای مشابه , ما رامتوجه این امر می سازد که گویا معصومین - علیه السلام - بدانجهت که زندگی انسانی والهی مومن را در سایه محاسن اخلاق دانسته اند, و رشد و کمال و نیز رستگاری را در گرو آن می دیده اند. بدین رو, کوشیده اند با سخنان گوناگون , نقاب از چهره ارزشهای اخلاقی گشوده , تا رسالت خویش را در جهت ارشادو هدایت امت , برای درک مسائل و موضوعات ارزنده و سرنوشت سازاسلامی بانجام رسانده باشند. گواه مطلب اینکه , می بینیم آنان گاهی آن را به[ خلق الله الاعظم] و ... تعبیر نموده اند, و گاهی آنرا عطیه و موهبت الهی دانسته اند, و گاه با صریحترین بیان و گویاترین سخن , پیروان خویش را بدان ترغیب نموده اند, که ذیلا به ذکر فرازهائی از آن سخنان می پردازیم :

    1 قال رسول الله علیه و آله:[ الا وان اشبهکم بی ,احسنکم خلقا]. 20

    آگاه باشید که شبیه ترین شما به من , نیکوترین شماست در خلق و خوی] .

    2 قال رسول الله صلی الله علیه و آله:[ تخلقوا باخلاق الله ,ان اکثرالناس یدخلون الجنه بتقواالله و حسن الخلق] . 21

    [به اخلاق الهی آراسته گردید, زیرا که با تقوی و خوی نیکو, بیشتر مردم وارد بهشت می شوند].

    3 عن ابی عبداللفه علیه السلام قال : قال رسول الله صلی علیه و آله : [ ان صاحب الخلق الحسن له مثل اجرالصائم القائم] . 22

    [نیک خوی را پاداشی چون پاداش روزه دار شب زنده داراست] .

    4 عن ابی عبدالله علیه السلام:[ ان الله تبارک و تعالی لیعطی العبد من الثواب علی حسن الخلق , کما یعطی المجاهد فی سبیل الله , یغدو علیه و یروح] . 23

    [خداوند بر نیک خوئی بنده , پاداشی را عطا می کند که به مجاهد در راه خودش در هر صبح و شب می بخشد اشاره به مجاهدی که همیشه در جهاد است].

    5 عن ابی عبدالله علیه السلام:[ ان اجلت فی عمرک یومین , فاجعل احدها لادبک لتستعین به علی یوم موتک] . 24

    اگراز عمرت تنها دو روز باقی است , یک روزش را برای ادب خویش (کسب سجایای اخلاقی )اختصاص ده , تا برای روز مرگ از آن روز کمک بگیری .

    از آنجا که معصومین - علیهم السلام - هرگز سخنی با غراق نگفته اند, و در سخن هدفی جز بیان نداشتند,ازاینرو,اگر می بینیم اینگونه ما را بسوی اخلاق نیکو سوق می دهند, نه این است که تنها مقصود, بر انگیختن عاطفه واحساس باشد, بلکه با توجه به ارزشی است که اخلاق در پیکره دین دارد, واین حقیقت تا آنجااهمیت دارد, و زندگی بشری و حیات و تکامل او نقش دارد که پیامبر[ ص] انگیزه بعثت خود را آن می داند واین سخن تبیینی است دراهمیت اخلاق :

    [بعثت بمکارم الاخلاق و محاسنها]. 25

    ج آثار حسن خلق :

    ارزش واهمیت اخلاق و محاسن اخلاقی , که تاکنون درباره آن سخن گفته شد, گر چه خود بدون توجه به فوائد و آثارارزشمند آن , نقشی اساسی در تکامل ابعاد نهانی انسان داشته واو را در رشد حیات بشری کمک رسانده است .اما بدون شک .این محاسن اخلاقی , خود آثار فردی واجتماعی و سیاسی بطور منفرد داشته است که می توان از آن تعبیر به[ سعادت زیستی] انسان نمود.ازاینرو,این بخش را ماافزون بر مباحث گذشته و پی آمداخلاق حسنه , بحث خواهیم کرد و چون روایات این بخش فراوان می باشد ما بذکر نمونه ای چنداز هر یک باب , با جمع بندی های لازم ارائه خواهیم داد.امیداست ,این بخش نیز تاکیدی براهمیت اخلاق و ضرورت فراگیری آن در زندگی ما قرار گرفته باشد:

    1 آثار و فوائد دنیائی :

    بااولین توجه به قسمتی از روایات اخلاقی در می یابیم , که اخلاق نیک آثار بسیاری در همه شئون انسان دارد, که آنها را می توان در دو بخش خلاصه نمود:

    الف آثار فردی :

    3عامل عزت و ذلت :

    عن امیرالمومنین - علیه السلام - قال : رب عزیزاذله خلقه , و ذلیل اعزه خلقه . 26

    [چه بساانسانهای مورد توجهی که اخلاق بد, آنها را خوار نموده , و انسانهای سرافکنده ای که بااخلاق نیک عزت یافته اند].

    طول عمر:

    عن ابیعبدالله - علیه السلام - قال:[ البر و حسن الخلق یعمران الدیار یزیدان فی الاعمار]. 27

    [نیکوکاری و نیک خوئی خانه ها را آباد و عمرها را زیاد می کند].

    ازدیاد روزی :

    عن الصادق - علیه السلام[ - حسن الخلق یزید فی الرزق] . 28

    ب آثاراجتماعی :

    آسایش بخش زندگی :

    قال علی - علیه السلام:[ لاعیش اهنا من حسن الخلق] . 29

    [زندگی ای گواراتراز نیک خوئی , نیست] .

    نفوذ در مردم :

    قال رسول الله - صلی الله علیه و آله[ - انکم لاتسعون الناس باموالکم ولکن یسعهم منکم ببسط الوجه و حسن الخلق] . 30

    [شما بااموالتان نمی توانید بین مردم نفوذ کرده , بلکه نفوذ شما با گشاده روئی و نیک خوئی است] .

    همبستگی والفت :

    قال علی - علیه السلام:[ من حسن خلقه کثر محبوه و آنست النفوس به] . 31

    آنکس که نیک خوی باشد, دوستانش بسیار شده وانسانها به او خو گیرند].

    2 آثار و فوائداخروی :

    دیگراز آثاراخلاق نیکواینست که مرگ را برانسان شیرین می کند و حیات پس از مرگ را با سعادت و رستگاری همراه می سازد, ما بچند روایت اشاره می کنیم :

    زدودن لغزشها:

    عن ابیعبدالله - علیه السلام - قال:[ ان الخلق الحسن یمیث الخطیئه کما تمیث الشمس الجلید]. 32

    [خوی نیکو خطا را ذوب می کند آنچنان که خورشید یخ را].

    علو درجه :

    قال رسول الله - صلی الله علیه و آله:[ ان العبد لیبلغ بحسن خلقه عظیم درجات الاخره و شرف المنازل وانه لضعیف العباده وانه لیبلغ بسوء خلقه اسفل درک جهنم , وانه لعابد]. 33

    بنده بوسیله خلق نیکویش به بالاترین منزلت ها و عظیم ترین درجات آخرت می رسد, گر چه در عبادت سست و ناتوان است . و با خوی بدش بقعر جهنم می افتد, گر چه بسیار عبادت کرده است .

    بار یافتن در جوار قدس اله

    قال رسول الله - صلی الله علیه و آله[ - اوحی الله تعالی الی ابراهیم : یا خلیلی حسن خلقک ولومع الکفار تدخل الابرار, فان کلمنی سبقت لمن حسن خلقه ان اظله فی عرشی , وان اسکنه حظیره قدسی , وان ادنیه , من جواری] .

    [خداوند به ابراهیم وحی کرد:ای خلیل خویت را نیکودار, حتی با کفار تااز نیکان گردی , چه اینکه کلمه ( اراده ) من براین قرار گرفته , آنکس که نیک گرداند خویش را, سایه افکنم او را در عرشم , و اسکان دهم در بهشتم , و نزدیک گردانم در جوارم] .

    2 سوءخلق :

    آنگاه که انسان به طواف برگردیت درونی ( هوا و هوسها) سرگرم گردد و در نتیجه ,از تعالیم ارز آفرین اسلام غافل مانده واز مسیر کمال اخلاقی وانسانی دورافتد, ضد ارزشها و سیئات اخلاقی بر وی هجوم آورده واو رااز هر طرف احاطه خواهد نمود. دراین هنگام , چنانچه شخص از مستی این سرگرمی بهوش نیاید و خویش را در تابش پرتو فروغ فرهنگ اسلام و برنامه نجات بخش معصومین - علیهم السلام - قرار ندهد, رفته رفته قلبش به تسخیر صفات ضدانسانی در آمده و در نهایت مظاهر وجودی اش , جلوه گاه راذائل اخلاقی و صفات ناپسند شیطانی خواهد گردید.این حقیقتی است که در تک تک رذائل جاری است , چه اینکه گاه ممکن است , شخص از سوی یک رذیله اخلاقی مود هجوم قرار گیرد و گاه از سوی دو, و یا بیشتر و بیشتر...

    و براین اساس که یکی از شیوه های موثر در بیان تفهیم معانی ,این است که در کنار بیان یک موضوع , نقطه مقابل آن نیز معرفی گردد (چنانکه گفته شده است : تعرف الاشیاء باضدادها) ما نیز دراینجا بمعرفی سوء خلق پرداخته , بدان امید که این شیوه در بهتر آشکار گردیدن حقیقت و گوهره حسن خلق موثرافتد.

    ´الف : نکوهش سوا خلق :

    همانگونه که هرانسانی به مقتضای طبیعت خود محاسن اخلاقی را - هر چند فاقد باشد - نیک دانسته و بدانها علاقمند می باشد, همینسان ذاتاز از خلق و خوهای ناپسند - هر چند متصف به آن باشد - تنفر داشته و آن را بد می شمارد.این یک امر وجدانی و برای همه قابل درک است .اما در میان آنچه مهم می باشد,این است که انسان درصحنه زندگی با روی آوردن به هوا و هوسهای شیطانی , پا روی طینت پاک خود نگذاشته و آن را در لابلای غبار تمایلات و تعلقات مستور ندارد.

    ازاین روی ,اگر در تعالیم تربیتی اسلام اینهمه به محاسن اخلاقی ارجن نهاده شده واز طرف دیگر می بینیم , شدیدترین نکوهش ها و مذمت ها از سوء خلاق به عمل آمده است بدین خاطراست که علاوه بر آثار نیک و بدی که بر هر یک مترنب است (که بتنهائی می تواند منشا آن ارج واین نکوهش گردد) مطابق با مقتضای سرشت انسانی انسان نیز می باشد. 9

    با دریافت این حقیقت در می یابیم که چون کمال طلبی درانسان پویش و جویش درونی است لذا توجه بامور فطری و تلاش در جهت شکوفائی آنها در پرتو دستورات و فرامین شرع , نقش اساسی در خودسازی و کمال یابی دارد.

    اینک احادیثی چند در نکوهش سوء خلق متذکر می شویم :

    1 قال امیرالمومنین - علیه السلام : سوءالخلق شرقرین. 35

    [سوء خلق ناپسندترین همراه است] .

    2 قال رسول الله - صلی الله علیه و آله:[ من سعاده المرء حسن الخق , و من شقاوته سوءالخلق] . 36

    [نیک خوئی از خوشبختی انسان و بدخوئی از نگون بختی اوست] .

    3 قال علی - علیه السلام:[ - من سائت سجیته سرت منیته] . 37

    [ هر کس بدخوی باشد, مرگ او مردم را شادگرداند].

    4 قال صلی الله علیه و آله:[ان جبرئیل الروح الامین نزل علی من ند رب العالمین , فقال : یا محمد علیک بحسن الخلق , فان سوءالخلق ذهب بخیرالذنیا والاخره] . 38

    [جبرئیل امین از جانب پروردگار بر من فرود آمد و فرمود:ای محمد بر تو باداخلاق پسندیده , چرا که خلق زشت محو کننده نیکیهای دنیا و آخرت است] .

    5 قال علی - علیه السلام:[ - تجنب من کل خلق اسوئه , و جاهد نفسک علی تجنبه , فان الشر لجاجه] . 39

    [ از بدترین هر خلقی دوری نمای , و نفست را برای پیکا با آن مجهز ساز, چه اینکه زشتی خیره سری است] .

    ب پیامدهای سوء خلق :

    از آنجا که سرنوشت اخروی انسان در گرواعمال و رفتاری است که در طول حیات خویش انجام می دهد, و نیزاز طرف دیگر دانستیم اعمال و رفتار نیک و بداو برخاسته و منبعث از صفات و خلقیا روحی و درونی می باشد. بدینسان نتیجه می گیریم که روحیات واخلاق ویژه هر فرد, هم در زندگی این جهانی او تاثیر داشته و هم در حیات پس از مرگش , بنابراین اگر می بینیم در روایات برای هر یک از حسن خلق و سوء خلق آثاری - اعم از دنیوی واخروی - بیان گردیده است ,امری مبهم نبوده و با دقت در زندگی و سرنوشت انسانهای نا متخلق - که چگونه عرصه زندگی بر آنها تنگ گشته و در نهایت کارشان به چه فلاکت و هلاکتی منجر شده است و در مقابل ,انسانهای متخلق از چه موفقیتها و گشایشهائی بهره مندند - حقیقت این امر محسوس می گردد. بدین روی , همانگونه که برای محاسن اخلاقی آثاری بیان نمودیم برای روشن گردیدن حقیقت مذکور, نیز به برخی از آثار سوء خلق اشاره می کنیم :

    1 آثار و پیامدهای دنیوی :

    زندگی محنت بار و ناخوش آیند:

    عن امیرالمومنین - علیه السلام:[ - سوءالخلق نکدالعیش و عذاب النفس] . 40

    [بد خلقی , تلخی و ناگواری زندگی , و نیز شکنجه و آزار نفس است] .

    اضطراب و تنهائی :

    عن امیرالمومنین - علیه السلام:[ سوءالخلق یوحش النفس و یرفع الانس] . 41

    [بدخلقی , نفس را بوحشت انداخته و همدمی رااز بین می برد].

    قال علی - علیه السلام:[ - من ساء خلقه اعوزه الصدیق الرفیق] . 42

    [آن کس که بد خوی باشد, دوست و همراهی نخواهد یافت] .

    غم واندوه :

    [سئل عن امیرالمومنین - علیه السلام - عن ادوم الناس غما, قال : اسوتهم خلقا]. 43

    [درباره کسانی سئوال شده که همیشه غمزده اند, حضرت فرمودند: بدخوی ترین ایشان است] .

    2 پیامدها و عواقب معنوی :

    تباه کننده ایمان و عمل :

    [عن ابی عبدالله - علیه السلام :ان سوءالخلق لیفسدالایمان کما یفسداخل العسل] . 44

    [بدخلقی ایمان را تباه می کند آنچنانکه سر ه عسل را].

    [عن ابیعبدالله - علیه السلام - : قال:[ ان سوءالخلق لیفسدالعمل کما یفسدالخل العسل] . 45

    [بدخلقی , عمل را تباه می کند آنچنانکه سرکه عسل را].

    [قیل لرسول الله - صلی الله علیه و آله ان فلانه تصوم و تقوم اللیل و هی سیئه الخلق توذی جیرانها بلسانها, فقال : لاخیرفیها هی من اهل النار]. 46

    [به پیامبر عرض شد: شخصی روز را روزه دار, و شب را بعبادت می گذراند,اما بدخوی بوده و با زبانش همسایه ها را می آزارد. حضرت فرمودند: هیچ خیری دراو نیست ,اوازاهل دوزخ است] .

    ناموفقیت در توبه :

    [قال رسول الله - صلی الله علیه و آله ابی الله بصاحب الخلق السیئی بالتوبه , فقیل یا رسول الله و کیف ع ذلک ؟ قال : لانه اذا تاب من ذنب وقع فی اعظم من الذنب الذی تاب منه] . 47

    [خداوند شخص بدخوی رااز تو به محروم می گرداند, عرض شد: چرا؟ حضرت فرمودند: زیرا بدخوی هر گاه از گناهی توبه کند, گرفتار گناهی بزرگتراز آن می شود].

    دوری از پروردگار:

    [من وصیه رسول الله - صلی الله علیه واله - لابی ذر: یااباذر لایزال البد بزداد من الله تعالی بعدا ما ساء خلقه] . 48

    [ از وصایای پیامبر - صلی الله علیه و آله - به ابی ذر:ای اباذربنده تا آن هنگام که بدخوی باشد, دوری اواز خداوند همواره زیاد می گردد].

    3 آثار و پیامدهای اخروی :

    هلاکت در قعر جهنم :

    [قال رسول الله - صلی الله علیه و آله ان العبد لیبلغ من خلقه اسفل درک الجهنم] . 49

    [بنده بسبب اخلاق نکوهیده اش بقعر جهنم افکنده می شود].

    فشار قبر

    عبدالله بن سنان ازامام صادق - علیه السلام - نقل می کند که حضرت فرمودند: به پیامبراکرم - صلی الله علیه و آله - خبر رسید که سعد بن معاذاز دنیا رفت , پیامبر - صلی الله علیه و آله - واصحاب برخواسته و بطرف خانه او رفتند حضرت امر فرمودند, بدون سعد را غسل و کفن نمودند و سپس بطرف قبرستان حرکت کردند, پیامبر - صلی الله علیه و آله - با پای برهنه و بدون عبااو را مشایعت نمودند, گاهی طرف راست , و گاهی طرف چپ تابوت رابدوش می گرفت تا جنازه را کنار قبر آوردند, حضرت خود شخصا داخل قبر رفت و جسد سعد را در قبر گذارد و با دست خود سنگ قبر را چید و آن را هموار و محکم نمود... پس از آنکه کار دفن سعد تمام شد, مادر سعد که در کنار قبرایستاده بود, با صدای بلند گفت :

    یا سعد هنیئا لک الجنه (ای سعد بهشت بر تو گوارا باد).

    دراین هنگام پیامبر - صلی الله علیه و آله - که صدای او را شنید باو فرمود: ساکت باش درامری که مربوط به پروردگاراست با قاطعیعت سخن مگوی , زیرا هم اکنون سعد دچار فشار قبر گردید. پس از مراجعت از قبرستان مردم به پیامبر عرض کردند شما نسبت به جنازه سعداحترام بسیار کردید و درباره او رفتاری نمودید ک هبا هیچکس دیگر چنین رفتاری نکردید, حضرت فرمودند: آنچه من در تشییع سعدانجام دادم تاسی به فرشتگان و جبرئیل بود که دراین تشییع حضور داشتند,اصحاب عرض کردند بااین وصف چگونه فرمودید:

    ان سعدااصابته ضمه (سعد دچار فشار گردید)؟!

    حضرت صادق - علیه السلام - می فرماید: پیامبر در جواب فرمودند: [نعم , انه کان فی خلقه مع اهله سوء].

    (آری , زیرا سعد بااهل خانه اش اندکی بدخوی بوده ). 50

    آنچه دراین نوشتار گفته آمد, بررسی ای بوداجمالی در شناخت و درک اهمیت اخلاق در روایات معتبر معصومین - علیهم السلام امید آنکه با توجه بدین اعتقاد حقه که :

    [...فازمن تمسک بکم ... و هدی من اعتصم بکم ... بکم یسلک الرضوان] .

    51این سخنان انسان ساز, باب پند و هدایت , فلاح و رستگاری را بر ما بگشاید.

    [والسلام]


    پاورقی ها:

    2. سلام بر شماامامان و راهنمایان طریق هدایت و چراغهای تاریکیهای امت و پرچم داران تقوی و پرچم داران تقوی و فضیلت . سلام بر راهنمایان طریق رضا و خشنودی حضرت احدیت و تمام شیفتگان در عشق و محبت خداوند. شهادت می دهم , که بدون تردید شماامامان پیشوایائی راهنما, راهدان , دارای عصمت و گرامی و مقرب در نزد خدا واهل تقوی و صدق هستید. و چون چنین است که دارای کمالات والا می باشید سخنانتان نور و روشنائی , و دستوراتتان کمال , واندرزتان پرواداری , و کارهایتان نیکوئی , و راه رسم همیشگی شما نیکوئی و بخشش می باشد
    1.برای نمونه , عنوان چند مورد را ذکر می کنیم : 1 رفتار علی علیه السلام با عمر بن عبدود. 2 رفتار علی - علیه السلام با خوارج در جنگ صفین . 3 برخوردهای سیاسی علی علیه السلام - با معاویه . 4 رفتار و گفتار علی - علیه السلام - باابن ملجم و ...
    3. کیمیای سعادت , ج . /05/2
    4. محجه البیضاء, ج . 5.94.
    5. مراجعه شود به مقاله شماره قل .
    6. مقدمه مکارم الاخلاق .8 - سفینه البحار, ج 1.411.
    7. محجه البیضاء ج . 5,.90 الترغیب والترهیب ج 3,.406 - کنزالعمال ج 3, حدیث 514.
    8. غررالحکم چاپ دانشگاه , ج 3.393.
    9. خصال صدوق[ ره] .29, ج 102.
    10. خصال صدوق[ ره] .30, ج 106 - مشکوه الانوار.223.
    11. بحارالانوار, ج 71.385.
    12. مجموعه ورام , ج 1.89.
    13. سوره قلم /04/
    14. محجه البیضاء, ج 5.91 - کنزالعمال , ج 30 ح 5197.
    15. محجه البیضاء, ج 5.92.
    16. صحیفه سجادیه , دعاء مکارم الاخلاق .
    17. بحارالانوار ج 71.396, ح 80.
    18. مستدرک سفینه البحار, ج 3.342.
    19. مصباح الشریعه (چاپ مکتبه الصدوق ) ص 338, باب 61.
    20. نهج الصباغه , ج 9.460.
    21.اخلاق محتشمی .249 اسرارالشریعه .116.
    22.اصول کافی , ج 2, ح 5 باب حسن خلق .
    23. همان مدرک .
    24. روضه کافی .150.
    25. مشکاه الانوار, چاپ نجف 243 امالی شیخ طوسی , ج 2.209.
    26. سفینه البحار, ج 1.411.
    27.اصول کافی , ج 2 باب حسن خلق , ح 8.
    28. سفینه البحار, ج 1.411.
    29. علل الشرایع , ج 2.246 - غررالحکم , ج 6.399.
    30. کنزالعمال , ج 3,ح 5158.
    31. غررالحکم , ج 5.451. 32.اصول کافی , ج 2, باب حسن خلق , ح 7.
    33. کنزالعمال , ج 3, ح 5149.
    34. همان مدرک , ح 5159.
    35. غررالحکم , ج 4.131.
    36. مستدرک الوسائل , ج 2.83.
    37. غررالحکم , ج 5.272.
    38. وسائل الشیعه , ج 8.571.
    39. غررالحکم , ج 3.314.
    40. غررالحکم , ج 4.150 - میزان الحکمه , ج 3,ح 5090.
    41. همان مدرک , ص 151 - همان مدرک , ح 5091.
    42. غررالحکم , ج 5.462.
    43. مستدرک الوسائل , ج 2.338.
    44.اصول کافی , ج 2 باب سوء خلق .
    45. همان مدرک - کلمه الله .221.
    46. بحارالانوار, ج 71.394.
    47. بحارالانوار, ج 73.299 ح 12.
    48. طرائف الحکم , ج 2.299.
    49. بحارالانوار, ج 5.93.
    50. بحارالانوار, ج 73.298.
    51. زیارت جامعه کبیره .

    ارسال نظر


    کد امنیتی
    بارگزاری مجدد

    دانشنامه اخلاق
    تاریخ امام حسن عسگری ع
    مجموعه حضرت آیت الله ناصری
    کتابخانه تاریخ پیامبر اکرم ص

    جدید ترین مطالب سایت

    احادیثی ناب از امام جواد علیه السلام -

    تصاویر ویژه شهادت امام جواد علیه السلام-سال92

    امام جواد علیه السلام فرمودند:
    اَربَعُ خِصالٍ تُعینُ المَرءَ عَلَی العَمَلِ: اَلصِّحَّةُ، ‌وَ الغِنی، ‌وَ العِلمُ، ‌وَ التَّوفیقُ؛

     

    چهار ویژگی است که شخص را بر کار، ‌کمک می کند: تندرستی، بی نیازی، دانش و توفیق؛
    الفصول المهمّه، ‌ص 261

    شرح حدیث:

    عمل، در کنار ایمان، مایه امتیاز بشر است؛ البته کار نیک و «عمل صالح». در توصیه های دینی آمده است:اکنون که جوان وسالم هستید و توان کار دارید و نفس بر می آید و اعضاء و جوارحتان در اختیار شماست و هنوز مرگ شما فرا نرسیده است و از «نعمت حیات»برخوردارید، ‌عمل کنید. که فردا دیر است و مجال وقدرت نیست.
    نیز فرموده اند: « امروز، ‌روز عمل است و حساب نیست؛ فردای قیامت، روز حساب است و فرصت عمل نیست. »
    اما ابزار عمل چیست؟
    در این حدیث به چهار ویژگی که به انسان در انجام عمل کمک می کند، ‌اشاره شده است:نخست «سلامت بدن و تندرستی»، زیرا انسان ضعیف و بیمار، ‌توانایی انجام کار مطلوب را ندارد.
    دوم «ثروت و بی نیازی»، زیرا وسیله بسیاری از کارهای خیر و احسان و صدقه و کمک بهمحروم و قرض الحسنه دادن و تامین مخارج یتیمان و کمک به نیازهای عموم، ثروت و مال است.
    سوم«علم»، زیرا اگر دانایی نباشد، انسان با هیچ وسیله ای نمی تواند کوره راه های زندگی را طی کند وعمل شایسته انجام دهد.
    چهارم«توفیق»است، زیرا خداوند است که زمینه و شرایط و اسباب کار وعمل نیک را برای انسان فراهم می سازد.
    بعضی می خواهند زیارت بروند یا به مردم نیکی کنند، ولی توفیق پیدا نمی کنند.
    بعضی دوست دارند علم بیاموزند، ‌ولی وسایل آن فراهم نیست.
    و چه پسندیده است که همه اینها را از خدا بطلبیم. زیرا گنجینه همه خوبیهاو نیکی ها نزد اوست.

    منبع: حکمت های تقوی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام جواد علیه السلام)، جواد محدثی، ‌انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول(1391)
    ------------------------------------------------------------------------------------------
    امام جواد علیه السلام فرمودند:
    مَا اَجتَمَعَ رَجُلانِ اِلّا کانَ اَفضَلَهُما عِندَ اللهِ آدَبُهُما؛

    هرگز دو مرد با هم اجتماع نمی کنند، ‌مگر آن که برترین آن دو نزد خدا، کسی است که با ادب تر باشد.
    وسائل الشیعه، ج4، ‌ص 884
    شرح حدیث:
    ادب، ‌سرمایه ای گرانبهاست. ارزشمندترین میراث پدران و مادران برای فرزندان خود، ‌«ادب»است. میزان اعتبار و برتری و فضیلت اشخاص هم به درجه ادب و اخلاق آنان بستگی دارد.
    «ادب مردم، به ز دولت اوست. »
    و... این، سرمشقی است که بارها آن را در کلاسهای خط و خوشنویسی نوشته و تمرین کرده ایم. گاهی دو نفر با یکدیگر ملاقات می کنند، یا به دیدار هم می روند. در حدیث امام جعفر علیه السلام است که نزد خدا از این دو نفر آن یکی فضیلت بیشتری دارد که ادب بیشتری دارد.
    از خدا جوییم توفیق ادب
    بی ادب محروم ماند از لطف ربّ (1)
    اما ادب چیست؟
    گفتار نیک و ملایم و دور از کلمات سخیف و ناسزا، ابتدای دیدار با سلام و دست دادن، کلام دیگری را قطع نکردن و به سخن طرف گوش دادن. با پدر و مادر، با صدای بلند صحبت نکردن و پرخاشگری نداشتن. پیش دیگران پا را دراز نکردن. قبل از بزرگترها سر سفره دست به سوی غذا نبردن.
    در مسافرتها کمک به ضعیفان کردن.
    مایه ی اذیّت و آزار همسایه نشدن و... خیلی از این گونه امور، نشانه های «ادب»است.
    «با ادب باش، تا بزرگ شوی».

    پی نوشت:
    1. مثنوی مولوی، دفتر اول، بیت 87.
    منبع: حکمت های تقوی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام جواد علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، ‌چاپ اول (1391)
    ------------------------------------------------------------------------------------------------------
    امام جواد علیه السلام فرمودند:
    «اَلتَّوبَةُ عَلی اَربَعِ دَعائِمٍ: نَدَمٌ بِالقَلبِ، ‌وَ استِغفارٌ بِاللِّسانِ، ‌وَ عَمَلٌ بِالجَوارِحِ، ‌وَ عَزمٌ اَن لا یَعُودَ؛

    توبه بر چهار پایه استوار است: پشیمانی به دل، استغفار به زبان، کار (و جبران) با اعضاء، و تصمیم بر اینکه به گناه باز نگردد.
    کشف الغمّه، ‌ج2، ص349
    شرح حدیث:
    دریچه ای که به نام «توبه» به روی گنهکاران باز است، ‌موهبتی الهی و لطفی خاص است. تا بندگان خطاکار، باز هم از رحمت خدا برخوردار باشند.
    آنچه توبه را تشکیل می دهد، عناصر چهارگانه ای است که در این حدیث آمده است:
    اول: «پشیمانی قلبی»، تا گنهکار، ‌از عمل زشت خود در درون پشیمان نشود، ‌توبه مفهومی ندارد.
    دوم:«آمرزش خوهی به زبان» و به تعبیر دیگر«استغفار»، ‌که نشان دهنده ی تواضعِ خطاکار در برابر خدا و درخواست مغفرت و بخشایش از اوست.
    سوم:«جبران عملی»، چه در تکالیفی که مربوط به رابطه ی ما با خداست، چه در حقوقی که مردم بر گردن ما دارند؛ یعنی اگر کسی مال مردم را خورده، ‌یا به کسی تهمت زده است، ‌توبه اش پرداختِ حق النّاس و رفع تهمت از متّهم است.
    چهارم: تصمیم جدّی بر تکرار نکردن گناه.
    فرض کنید کسی سرقت کرده و به زندان افتاده است و می گوید توبه کرده ام. وقتی توبه اش واقعی است که عزم جدّی داشته باشد که اگر آزاد شد، هرگز سراغ دزدی نرود. و الّا اگر به فکر سرقتهای بعدی باشد، توبه اش جدی و واقعی نیست.
    قرآن کریم به صورت مکرر پس از بیان توبه، اصلاح را آورده است (تابو و اصلحوا)(1) و این اشاره دارد به اینکه توبه تنها استغفار به زبان نیست. بلکه باید در عمل نیز جبران کند.
    به هر حال، گناه نکردن، آسان تر از توبه کردن است.

    پی نوشت:
    1. بقره(2)، آیه 160؛ نساء(4)، آیه 146؛ آل عمران (3)، آیه 89؛ و موارد دیگر.
    منبع: حکمت های تقوی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام جواد علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، ‌چاپ اول (1391)


    پای روضه ی ابن الرضا علیه السلام -

    امام جواد

    نقل اول

    ابن شهر آشوب در کتاب " مناقب آل ابیطالب " نقل می کند:

    پس از آن که مردم با معتصم بیعت کردند، به عبدالملك که والى مدینه بود نامه ای نوشت تا آن حضرت را همراه "ام فضل" روانه بغداد كند، هنگامی که حضرت وارد بغداد شد به ظاهر مورد احترام قرار گرفت، سپس معتصم به وسیله غلام خود "اشناس" شربتى براى امام فرستاد،



    عرفان حقیقی محصول چیست؟ -

    بحث های قرآنی نشان می دهد که اگر کسی جان خود را شفاف کند و از دغل، شبهه و خیانت دوری جوید، اسرار عالم را می یابد.


    تهذیب

    ذهن آدمی همواره دغدغه مند و کنجکاو در شناخت ناشناخته ها است، از این رو است که در سراسر زندگی سوالات بیشمار ذهن او را به خود درگیر می کند؛ در این میان پاسخ برخی سوالات به صورت تجربی برای او قابل یافتن است اما هستند بسیاری از سوالات که خارج از میدان تجربه انسان بوده و پاسخ آنها به آسانی بدست نمی آید. از این رو در سلسله مباحث نسیم اندیشه از لسان آیت الله جوادی آملی، مرجع شیعیان و مولف تفسیر تسنیم به برخی از این سوالات پاسخ داده می شود.

    عرفان علمی حصولی نیست، تا از راه تحصیل به دست آید، بلکه بیشتر از راه تهذیب و  تزکیه نفس حاصل می شود. در قرآن کریم آمده است: (یعلمهم الکتاب و الحکمة و یزکیهم)(1). بخش نخست آیه (یعلمهم الکتاب و الحکمة)، به فقه، اصول، حکمت و ... مربوط است و بخش دوم آن، یعنی (یزکیهم)، به عرفان اختصاص دارد. بحث های قرآنی نشان می دهد که اگر کسی جان خود را شفاف کند و از دغل، شبهه و خیانت دوری جوید، اسرار عالم را می یابد. گاه انسان آیینه جانش را به طرف مار، گرگ و عقرب نگاه می دارد و در آن جز گرگ و عقرب چیزی نمی یابد.

    تأملی در نکات اخلاقی داستان یوسف(علیه‌السلام) -


    حضرت یوسف علیه السلام در هیچ شرایطی ناامید نشد حتی هنگامی که توسط برادرانش در چاه فرو افتاد. ارتباط مستمر و پایدار و خالصانه با خدا، او را از قعر چاه به عزیز مصر رساند. و ناجی انسان های ناامید شد.


    حضرت یوسف

    آنچه مسلم است، این است که قرآن یک کتاب قصه نیست، آنچه در قالب قصص قرآن آمده به عنوان پیام ها و درس های بزرگ زندگی برای همیشه تاریخ زندگی بشر می باشد. همه سرگذشت ها، حتی سرگذشت انسان های بسیار بزرگ جهان در بستر زمان از یادها رفته و بخشی از افکار و رفتار آنان مورد نقد  واقع شده و می شود. امّا زندگی بزرگانی که در قرآن ترسیم و تدوین شده، سراسر درس زندگی و اخلاق و عرفان و بندگی و بالندگی است. هر چه بر علم و دانش و تجربه بشری افزوده می شود. برداشت ها و انبساط های عمیق تر و دقیق تری بدست می آید.

    داستان زیبای حضرت یوسف صدیق (علیه السلام) یکی از آنهاست. در این نوشتار تنها به بخشی از نکته های اخلاقی و تربیتی این داستان می پردازیم:

    آنچه شیطان از آن هراس دارد... -


    هر کالایی که گران بهاتر است، در آن بیشتر تقلب می شود؛ طلا و مطلّا در ظاهر شبیه و هم رنگ هستند و افراد عادی نمی توانند آنها را از هم تشخیص دهند؛ ولی کسی که کارش زرگری این امکان را دارد.


    قرآن

    هر کالایی که گران بهاتر است، در آن بیشتر تقلب می شود. طلا شیئی بسیار قیمتی است ولی اجناس شبیه به طلا نیز فراوان ساخته می شود. طلا و مطلّا در ظاهر شبیه و هم رنگ هستند و افراد عادی نمی توانند آن ها را از هم تشخیص دهند؛ ولی کسی که کارش زرگری است با سنگ محکی که در اختیار دارد طلا را از مطلّا تمیز می دهد.

    عرفان نیز گوهری گرانبهاست که شیادان بسیاری در مسیر آن به کمین نشسته اند و در پی سوء استفاده و فریب کاری اند. افراد متعددی نیز با همین نیت، فرقه ها و مسلک های مختلفی را پایه گذاری کرده اند و کسانی نیز فریب آنها را خورده و در دامشان گرفتار آمده اند و متاسفانه کارشناسان راستین این مساله بسیار اندک اند. مدعیان عرفان فراوانند ولی کسانی که به گوهر حقیقی عرفان دست یافته باشند و بتوانند سره را از ناسره تشخیص دهند، بسیار نادرند.

    بهترین راهنما برای اصلاح اخلاقمان! -


    انسان از منظر قرآن، مسافرى است رهسپار لقاى خداوند سبحان: « یَا أَیُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِیهِ » و در این سیر، عوالمى را پیموده تا سرانجام به عالم طبیعت و نشئه دنیا، که در بیان عارفان به کشف کن کاخ با عظمت آفرینش تعبیر شده، رسیده است: « لَقَدْ خَلَقْنَا الإِنسَانَ فِى أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ «5» ثُمَّ رَدَدْنَاهُ أَسْفَلَ سَافِلِینَ » و عوالمى را پیش رو دارد تا به لقاى مهر و جمال یا قهر و جلال حضرت حق راه یابد.


    جوادی آملی

    سالک، که در این سفر، سیر به سوى مکانات برتر را طلب مى کند، به ره توشه اى علمى نیازمند است او باید موانع نظرى و عملى سیر و سلوک الى الله را به خوبى بشناسد و با راه هاى مانع زدایى و مراحل این سیر آشنا شود و چون مجموعه این شناخت ها را علم اخلاق بر عهده دارد و علم اخلاق نیز، خود داراى مبادى خاصى است، پیش از هر چیز، باید با مبادى اخلاق آشنا شود.

    این مبادى، که اکنون به فلسفه اخلاق موسوم شده کاوش هاى علمى اخلاق شناسانه اى است که از بیرون به این علم مى نگرد از این رو کتاب"مراحل اخلاق در قرآن کریم" نوشته حضرت آیت الله جوادی آملی؛ راهگشای مناسبی است تا از دریچه وحی به اخلاق خود باید ها و نباید ها بنگریم و در صدد اصلاح برآییم. کتاب حاضر، عهده دار تبیین برخى از مبادى اخلاق از منظر وحى است و در بخش یکم، از رابطه جهان بینى و اخلاق، در بخش دوم از رابطه انسان و اخلاق و در بخش سوم درباره اهمیت و آثار اخلاق بحث مى کند. بخش پایانى کتاب نیز عنایت علمى و عملى فرزانگان بشرى به اخلاق را مورد ارزیابى قرار مى دهد.

    نشست علمی مکتب نجف اشرف جلسه هشتم -

    http://www.akhlagh.net/akhlagh/datasite/1/93/6/ban/bonyadhad2.jpg

    نشست علمی مکتب نجف اشرف جلسه هشتم

    بسم الله الرحمن الرحيم

    ـ سلام عليکم و رحمة الله، اعوذ بالله سميع العليم من الشيطان العين الرجيم، بسم الله الرحمن الرحيم، الحمدلله رب العالمين و صلي الله علي محمداً و آله الطاهرين (صلوات) لا سيما بقية الله في الأرضين، اللهم وفقنا

    خدمت سروران عزيزم سلام عرض مي‌کنم و خدا را شاکر هستم که فرصت ديگري را باز ايجاد شد براي اينکه به مذاکرة العلم وقت ما بگذرد انشاءالله با يکديگر انشاءالله با برکت ؟؟؟ و قرآني نکاتي را براي آبادي دنيا و آخرتمان انشاءالله فرا بگيريم و در راه خداوند به کار ببريم اين دو جلسه‌اي که در خدمت دوستان بوديم، در ارتباط با بحث سبک زندگي و جايگاه آن در زندگي ؟؟؟ مواردي عنوان شد که من بحث‌هاي يک مقدار نظري تر را جلسه‌ي قبل عرض کردم الآن در حد در واقع خيلي کوتاه و کمتر از پنج دقيقه و حداکثر پنج دقيقه آن‌ها را مرور بکنم و بعد وارد بحث تفصيلي نظام معيشت تدارکي شوم در دو سه محور، جلسه‌ي قبل خدمت شما عرض شد که در واقع بحث سبک زندگي يک بحث جديدي است که بيشتر با عنوان علوم اجتماعي و جامعه شناسي به آن توجه دارند يا با آن‌ها آغاز شده در واقع اين بحث و در نوشته‌هايي که دارند سبک زندگي را با استفاده از نوشته‌هاي آن‌ها و در واقع تصرفي که خودمان کرديم، به يک جمع بندي رسيديم و اين گونه تعريف کرديم؛ سيستم خاص زندگي يک فرد يا خانواده، که با هويت خاص او ارتباط برقرار مي‌کند و از هويت فکري -ارزشي او ناشي مي‌شود، و يکي از مناشأ خواستگاه‌هاي آن، هويت صنفي او هست يعني آن سيستم زندگي که مختص به فرد يا خانواده است خواستگاه اصلي آن و منشأ اصلي آن يکي هويت اعتقادي و ارزشي آن فرد است و ديگر جايگاه اجتماعي آن، پايگاه اجتماعي آن و قومي آن به عنوان معيارهاي ثانوي، صنف جنسيتي و صنف سني آن هم اشاره کرديم که اين‌ها قوام بخش است و سبک زندگي است، ارکان يا عناصر اصلي سبک زندگي را فرض کرديم چهارتاست يکي اينکه مبتني بر ديدگاهي مسرّح يا نيمه مسرّح يا نيم  در فلسفه‌ي حيات، هر کسي يک فلسفه‌ي حياتي براي خودش دارد يا کاملاً اين را براي خود يک جايي در گوشه‌ي ذهنش، يک جايي روي کاغذ نوشته است



    نشست علمی مکتب نجف اشرف جلسه هفتم -

    http://www.akhlagh.net/akhlagh/datasite/1/93/6/ban/bonyadhad2.jpg

    نشست علمی مکتب نجف اشرف جلسه هفتم

    اعوذ بالله السميع العليم من الشيطان اللعين الرجيم

    بسم الله الرحمن الرحيم

    الحمدلله رب العالمين و صل الله علي محمد و اله. بقية الله في الارضين (دعاي امام زمان) و جعلنا من خير اعوانه و انصاره … والمستشهدين بين يديه.

    خب. خدا را شاکرم که فرصت ديگري در اختيار قرار گرفت که پيرامون مباحث معنوي و اخلاقي در مورد سبک زندگي اسلامي در پرتوي مکتب اهل بيت (عليه السلام) و با نگاهي به آموزه‌هاي مکتب تربيتي بزرگان نجف در خدمت سروران عزيز سرباز امام زمان باشم و گفتگويي را انشاء الله اميدواريم که خداوند خودش اخلاص و توفيق عنايت بکند که بهره‌اي براي مستمع و گوينده داشته باشد. عرض شود که در نوبت قبل بحث کلي‌اي را به عنوان يک مدخل تقديم کرديم در اين نوبت من مايل هستم که هم خود بحث سبک زندگي را به اختصار و تعجيل،‌ارکانش را، تعريف اش را و پيامدهايش را مورد اشاره قرار بدهم و بعد در ارتباط با بحث معاش و نظام معيشتي در زندگي، در همين چارچوبي که  عنوان شده عرايضي را خدمتتان ابتدائاً به صورت کلي داشته باشم و بعد تطبيق کنم روي زندگي خودمون. به عنوان افرادي که شايد بيش از بقيه اولاً ما مخاطب هستيم ما طلبه‌ها، يا مومنان خاص خواص از جامعه اينها بيشتر از آنها انتظار مي‌رود که اين آموزه‌ها را پياده بکنند در زندگي خودشان و مروج عملي اينها باشند.



    نشست علمی مکتب نجف اشرف جلسه ششم -

    http://www.akhlagh.net/akhlagh/datasite/1/93/6/ban/bonyadhad2.jpg

    نشست علمی مکتب نجف اشرف جلسه ششم

    بسم الله الرحمن الرحیم

     

    بخش اول که نمی‌خواهم روش بحث نظری داشته باشم، بحث تئوریک و فنی اینکه سبک زندگی چی هست، تاریخچه‌ای دارد، خاستگاهی دارد، از کدام علم شروع شده، پاتک به چه بحث‌هایی بوده، چی‌ها رو خواستند بزنند، چه حرف‌هایی را خواستند بزنند، تاریخچة علمش را، بحث نمی‌خواهیم مطرح کنیم، فقط من یک تعریف می‌دهم و می‌گویم که عناصر اصلی که روش متمرکز بودن در این چند دهه چه بوده، بعد از این می‌گذریم. این را سریع‌تر بسته‌بندی می‌کنیم و می‌رویم سراغ دو قسمت اصلی بحث، سبک زندگی را این طوری تعریف می‌کنند. میگویند مجموعة رفتارهای کم و بیش جامع، منظم و منسجم روزمره که فرد بر اساس آن زندگی می‌کند. تعریف فنی که این جامعه  شناس معروف ... نوشته این است. می‌گوید که مجموعة کم و بیش جامعی از عملکردهای منسجم که فرد آن‌ها را به کار می‌گیرد و این عملکردها نه فقط نیازهای جاری او را برآورده می‌سازد بلکه روایت خاصی را هم که وی برای تعیین هویت شخصی خود برگزیده در برابر دیگران مجسم می‌سازد.



    نشست علمی مکتب نجف اشرف جلسه پنجم -

    http://www.akhlagh.net/akhlagh/datasite/1/93/6/ban/bonyadhad2.jpg

    نشست علمی مکتب نجف اشرف جلسه پنجم

    بسم الله الرحمن الرحیم

    الحمد لله رب العالمین و الصلوّة والسلام.

    قل هذه سبیل أدعوا الی الله علی البصیرة اَنا ومَن اتَّبَعَتی و سبحانَ الله و ما اُنا من المشرکین.

    بحثی را که در خدمت برادران عزیز خواهیم داشت انشاء الله سومین بحثی است که در رابطه با مبانی نظری و عملی نحله اخلاقی تربیتی علمای بزرگ نجف است. خلاصه بحث اوّل و دوم خدمت عزیزان ارائه شد. که نیازی به تذکر مجدد به همه آن‌ها نیست فقط برای اینکه بحث را شروع کنیم یکی دو نکته را لازم است که از باب تذکر عرض بشود. هر مکتب اخلاقی و تربیتی به دو امر تکیه می‌کند. مطلب اول و امر اول توجه به هدفی است که این مطلب در ارائه راهکارهایش دنبال می‌کند. دوم آن روش علمی است که آن را مطرح می‌کند و البته روش ها به طور خاص مدون هست گاهی به طور خاص مدون نیست که این را اصطلاحاً می‌گویند سینه به سینه، فقط باید با اساتید فن مرتبط شود تا تدریجاً راهکارها را با شرایطش فرا بگیرد و به کار ببندد. دو مرتبه این نکتهرا عرض بکنیم که این بحث ها یک بحثی عمدتاً تحلیلی است. از روش و اجمالاً نوشتار و گفتاری که بزرگان این طریقه داشته‌اند. و اگر اشکالی باشد برای تحلیلگر این روش است برای گوینده این تحلیل هاست. ساحت بزرگان این مسیر بالاتر است از این اشکالاتی که ما به ذهنمان برسد.



    نشست علمی مکتب نجف اشرف جلسه چهارم -

    http://www.akhlagh.net/akhlagh/datasite/1/93/6/ban/bonyadhad2.jpg

    نشست علمی مکتب نجف اشرف جلسه چهارم

    بسم الله الرحمن الرحیم.

    قبل از شروع بحث باید عرض کنیم که صحبت‌هایی که ما می‌کنیم از باب زیره به کرمان بردن است. این یک و ثانیاً اعتراف به قصور ... خودم می‌کنم و این‌که این محل و جایگاه جایگاه امثال من نیست ولی از باب امتثال امر دوستان فرمودند که بایستی چند مطلبی را خدمت دوستان عرض بکنیم که متوقفا ما امتثال امر کردیم و در حضور دوستان بعضی از مطالب را درباره جایگاه ولایت اهل‌بیت (ع) در مکتب اخلاقی نجف خدمت دوستان عرض می‌کنیم. البته بحثی که ... بحث ... است و در حد تبلیغ مرحوم علامه طباطبایی بحث‌های حدیثی و قرآنی و امثال ذلک در این صحبت ما خواهد بود و یک سیر خاص خودش در آیات و روایات نداریم بلکه بحث مختلطی خواهد بود.

    در رابطه با ولایت و امامت اهل‌بیت (ع) و مخصوصاً قضیه ولایت اهل‌بیت(ع) از چند زاویه می‌توان بحث کرد. یک زاویه زاویه ولایت از دیدگاه عرفان نظری و یک زاویه، ولایت از دیدگاه کلامی و زاویه دیگرش ولایت در اخلاق و سلوک فردی. آن چیزی که محل بحث ما هست فعلاً بحث اثر ولایت در اخلاق و سلوک فردی است. اما لازم است که قبل از این معنا به بعضی از بحث‌های کلامی هم اشاره بشود تا مقدمتاً مطلب روشن‌تر بشود.



    نشست علمی مکتب نجف اشرف جلسه سوم -

    http://www.akhlagh.net/akhlagh/datasite/1/93/6/ban/bonyadhad2.jpg

    نشست علمی مکتب نجف اشرف جلسه سوم

    و علی معرفتها دامت العلوم الاولی، زهرای مرضیه3 صدیقه کبری بودند شناخت آن حضرت ادیان گذشته قرون اولیه اگر مقصود ادیان گذشته باشد بر معرفت آن حضرت دور می‌زند به هر حال بحث از تبیین شاخصه‌های نظری و عملی و مبانی نظری و عملی مکتب اخلاقی تربیتی عالمان بزرگ نجف است باز (- -)کرده باشیم این حقیر بسیار کوچک‌تر از آن هستم که بتوانم درک کنم این مکتب بلند اخلاقی و تربیتی رو، و مرتبه وجودی و کمالات وجودی بزرگان این راه رو تا چه رسد بتوانیم بیانی در این رابطه داشته باشیم اما به هر حال این یک مکتبی است که عرضه شده است در صحنه‌ی حوزه‌های علمیه با یک قوتی هم عرضه شده پرچم‌داران این مکتب همه از فقها و مجتهدین والامقام طراز اول فقهات و ورود در معارف الهیه علاوه بر اون قدم راسخی که در وادی تهذیب نفس و سید معرفت الهی با شاخصه‌ی معرفت نفس داشته‌اند و اون مقداری که از بزرگان این طریقه کتاب‌هائی در دسترس هست، کتاب‌های بسیار عمیق معرفت الهیه است که باید در سطوح عالیه و اعلاوی حوزه این‌ها مورد بررسی قرار بگیره منتها باید یک اظهار تأسفی کرد و آن این‌که علی‌رقم این‌که دین اسلام و معارف حقه اهل‌بیت عصمت و طهارت: مجموعة بسیار کاملی است



    نشست علمی مکتب نجف اشرف جلسه دوم -

    http://www.akhlagh.net/akhlagh/datasite/1/93/6/ban/bonyadhad2.jpg

    نشست علمی مکتب نجف اشرف جلسه دوم

    اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

    بسم الله الرحمن الرحیم

    و الصلاة و السلام علی خیر خلقه و اشرف بریته سیدنا و مولانا حبیب قلوبنا و طبیب نفوسنا سید الانبیاء و المرسلین أبی القاسم محمد و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین المنتجبین سیما بقیة الله فی الارضین روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء و لعن الدائم علی اعدائهم اجمعین.

    و اَنّ هذا صراطی مستقیما فاتبعوه و لاتتّبعوا السبل فتفرّق بکم عن سبیله قل هذه سبیلی ادعوا الی الله علی بصیرة أنا و من اتبعنی و سبحان الله أما أنا من المشرکین.

    ضمن تقدیر و تشکر از این مؤسسه جدید التأسیس که متکفل بررسی مسائل اخلاقی و معنوی شده است و از مسؤلان این مؤسسه عزیز.

    قبل از شروع در بحث باید عرض کنم که بنده کوچکتر از این هستم و خود را کوچکتر از این می‌دانم که در رابطه با مسلک اخلاقی تربیتی بزرگانی که سال‌ها مجاهدت‌های نفسانی کرده‌اند و به قله‌هایی از تهذیب و معنویت و معرفت الهی رسیده‌اند صحبتی داشته باشم. در حقیقت صحبت افرادی مثل حقیر دستی از دور به آتش داشتن است و این بزرگان اهل معنا و معرفت قبل از اینکه به جنبه علمی این مباحث بپردازند به جنبه عملی و حقیقی آن پرداخته‌اند و به حقیقت یک قله‌ای را پیموده‌اند و رسیده‌اند، بنده که هنوز حرکت هم نکرده به هر حال از طرفی ناچاریم که روش عملی این بزرگان را بررسی  و رهنمودی داشته باشیم. سبک و سیاق بزرگان بالاتر از سبک و سیاق اولیاء دین: نیست که آن‌ها خودشان اول رفته‌اند و سپس می‌برند.



    نشست علمی مکتب نجف اشرف جلسه اول -

    datasite/1/93/6/ban/bonyadhad2.jpg

    نشست علمی مکتب نجف اشرف جلسه اول

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سبحانک اللهم یا بدیع السموات و الارض یا ذاالجلال و الاکرام یا حیّ یا قیوم و صل اللهم علی نقطة الوجود و منتهی الصعود حبیب الله المحمود محمّد صلی الله علیه  و آله الاطیبن و اللعن الدائم علی مخالفیهم و منکری عصمتهم من الآن الی قیام یوم الدین.

    اعوذ بالله من الشیطان الرجیم « وَ لَولا فَضلُ اللهِ عَلَیکُم وَ رَحمَتُهُ ما زَکّی مِنکُم مِن اَحَدٍ اَبَدًا »

    ضمن خیر مقدم به سروران و عزیزان و ضمن تبریک به محضر آقایمان حضرت بقیه الله - روحی له الفداء- و همچنین عزیزان حاضر به مناسبت میلاد سلطان سریر ارتضا علی بن موسی الرضا علیه السلام ، ان شاء الله که در دنیا و آخرت از همراهان آقا علی بن موسی الرضا علیهما السلام باشیم به بركت صلوات بر محمد و آل محمد.

    مدتها بود دوستان تصمیم داشتند نشستی با موضوع تهذیب و تزکیه با محوریّت علما و بزرگانی که در این دهه های اخیر در حوزه علمیه نجف اشرف یا غیر نجف بوده اند، برگزار کنند. بحمدالله این شروع  با این میلاد مبارک مقارن شد و امید است که شروعی مبارک باشد؛ هم برای خودمان که به تزکیه و تهذیب نزديك‌تر بشویم و هم در راستای وظیفه طلبگی‌مان که تبلیغ دین خدا است، بتوانیم بهتر حرکت کنیم. مطلب در این زمینه بسیار زیاد است و طبیعتا چون جلسه اول است، بخشی از مطالب باید مقدمه باشد، تا برسیم به اصل موضوع که اكابر اين مكتب هستند.



    خلاصه نشست علمی مکتب نجف جلسه هفتم -

    خلاصه نشست علمی مکتب نجف جلسه هفتم

    بسم الله الرحمن الرحیم

    موضوع نشست هفتم: سبك زندگي طلبگي در پرتو آموزه‌هاي مكتب تربيتي نجف(با تأكيد بر دو محور معاشرت و معيشت)

    خود بحث سبک زندگي را به اختصار و تعجيل،‌ارکانش را، تعريف اش را و پيامدهايش را مورد اشاره قرار مي‌دهيم

    واحد سبک زندگي واحد شمارش آن از فرد تا خانواده است از خانواده بالاتر ديگر بحث سبک زندگي مطرح نمي‌شود،

    تعريف سبك زندگي:

    سبک زندگي در واقع سيستم خاص زندگي که به يک فرد و خانواده با هويت خاص اختصاص دارد سبک زندگي يک نوع نظام واره و سيستمي از زندگي است که به يک فرد و خانواده با يک هويت خاص تعلق دارد


    akhlagh.net

    .: بازدید کنندگان پایگاه اخلاق :.

    1340امروزmod_vvisit_counter
    19673دیروزmod_vvisit_counter
    70585این هفتهmod_vvisit_counter
    112996این هفتهmod_vvisit_counter
    308637این هفتهmod_vvisit_counter
    103039ماه گذشتهmod_vvisit_counter
    13904117کل بازدیدهاmod_vvisit_counter