آیت الله ناصری , آیة الله ناصری

رنگ پیشفرض

رنگ آبی سیر

رنگ سبز

رنگ خاکستری

رنگ نارنجی

 
 
پژوهش های اخلاقی

پژوهش های اخلاقی

دعاهای نورانی امام سجاد(ع) برای رشد عقلی جامعه است - 2 تبیین و تشریح ابعاد قیام سرور و سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله حسین (ع) مدير سايت - 3 تفسیر نامه امام علی (ع) به فرزند گرامیشان امام حسن مجتبی(ع) مدير سايت - 4 با التزام به فرمان خد جزئیات
پژوهش های اخلاقی

پژوهش های اخلاقی

دعاهای نورانی امام سجاد(ع) برای رشد عقلی جامعه است - 2 تبیین و تشریح ابعاد قیام سرور و سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله حسین (ع) مدير سايت - 3 تفسیر نامه امام علی (ع) به فرزند گرامیشان امام حسن مجتبی(ع) مدير سايت - 4 با التزام به فرمان خد جزئیات
مقالات فلسفه اخلاق

مقالات فلسفه اخلاق

عيني يا ذهني بودن ارزشهاي اخلاق اخلاق و نسبيت اخلاق جاودانگى اصول اخلاقى و نظريه اعتباريات شناخت نفس درآمدى بر فلسفه اخلاق نراقى تاثيرپذيرى فاضلين نراقيين از اخلاق ارسطويى مباحث فلسفه اخلاق نسبيت واطلاق دراخلاق بررسى عدالت و حد اعتدال د جزئیات
فرمايشات حضرت آيه الله ناصري - امام زمان عج

فرمايشات حضرت آيه الله ناصري - امام زمان عج

مقدمه // منوي درختي شرح خطبه همام خطبه همام - جلسه 1 خطبه همام - جلسه 2 خطبه همام - جلسه 3 خطبه همام - جلسه 4 خطبه همام - جلسه 6 خطبه همام - جلسه 7 خطبه همام - جلسه 8 خطبه همام - جلسه 9 خطبه همام - جلسه 10 خطبه همام - جلسه 11 خطبه همام - جلسه 12 خطبه همام - جل جزئیات
رذائل يا زشتيهاي اخلاق

رذائل يا زشتيهاي اخلاق

اسراف 1 غفلت 1 غفلت2 عُجب 1 عُجب2 انتقام جوئي عقوق والدين فخر فروشي قطع رحم آرزوهاي طولاني اسراف 2 اسراف3 حسد شهوت پرستي براى رفع سوء ظن و منفى بينى، چه بايد کرد؟ حب دنيا تعصب و لجاج تکبر و استکبار غفلت و بي‏خبري عجله و شتاب آرزوهاى دراز غ جزئیات
كتابخانه ديجيتال

كتابخانه ديجيتال

كتابخانه ديجيتال اخلاق و آداب شامل چند صد جلد كتاب به صورت تك فايل exe است كه باحجم بسيار كم قابل دانلود مي باشد و پس از دانلود عزيزان مي توانند به صورت آفلاين از آن استفاده نمايند جزئیات
سلسله دروس اخلاق حجه الاسلام و المسلمین ناصری

سلسله دروس اخلاق حجه الاسلام و المسلمین ناصری

منوي درختي جلسات اخلاق مدرسه صاحب الزمان عج اخلاق در حوزه تفقه در اخلاق فرمایشات حاج آقا در نشریه خُلُق نخستين جرعه‌ها روزنه‌اي به حيات طيبه تسبيح و پاكي روح اخلاق و نحله نجف شجره طيبه اخلاق تشرف ذكر و ياد خدا علی، باطن قرآن گـوهر وجود جزئیات
مقالات اخلاق و عرفان اسلامي

مقالات اخلاق و عرفان اسلامي

توبه(1) توبه(3) توبه(2) جهاد با نفس(1) جهاد با نفس (2) گزيده اعمال شب قدر از عارف رباني آيت الله ميرزا جواد ملكي تبريزي مقدمات سير و سلوك محبت خدا(1) قلب و صدر قلب و ايمان قرب به خدا رابطه انسان با خدا خودشناسي دراخلاق و عرفان مقدمه‏اى بر تزكيه و جزئیات
سيره اهل بيت عليهم السلام

سيره اهل بيت عليهم السلام

حضرت زهرا سلام الله عليها صفات و كرامات حضرت فاطمه عليهاالسلام امير المومنين علي عليه السلام اخلاص امام على (عليه السلام) تقوى امام على(ع) بخشى از اخلاق ، صفات و كرامات اميرالمؤ منين على بن ابى طالب عليه السلام نقش اخلاق فردى حض جزئیات
سیره پیامبر اعظم ص

سیره پیامبر اعظم ص

نقش اخلاق در سيره عملى پيامبر اسلام (ص) در بيان ادب آموزى خداوند، برگزيده و حبيبش محمّد صلى اللّه عليه و اله را به وسيله قرآن گوشه‏اى ازاخلاق عظيم پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم معجزات و شواهد صدق آن حضرت صورت و سيرت پيامبر صلى اللّه عليه و اله جزئیات
مبانی اخلاق اسلامی

مبانی اخلاق اسلامی

خشوع توكّل توکل خوف و رجاء اخلاص(1) حكمت‏هاى دهگانه لقمان در قرآن(بر پا داشتن نماز) مطهرى و فطرت در قرآن قرآن و حقوق انسان نقش نيت و ايمان در ارزش اخلاقى1 دو گونه معرفت اكتسابى نقش ايمان در جلوگيرى از مفاسد اخلاقى مراتب معرفت ايمان راه تحصيل جزئیات
موسسه فرهنگی دارالهدی

موسسه فرهنگی دارالهدی

نوي درختي نشریه خلق شماره 1 آثار گناه ابتلائات الهی به منزله روش تربیتی اسوه هاي اخلاق و عرفان اسوه هاي اطاعت و بندگي دانلود نسخه موبایل نشریه شماره 1 دستورالعلمل ملاحسینقلی همدانی سر خلقت اسماء و صفات سرمقاله مدیریت علوی نیاز انسان به اخ جزئیات
مقالات اخلاقي

مقالات اخلاقي

چيستي اخلاق (تعريف، تاريخچه، ضرورت و اهميت موضوع، غايت، هدف...) 21 فلسفه اخلاق 34 اصطلاحات علم اخلاق 1 ارتباط دين و اخلاق 14 ارتباط اخلاق با علوم 36 انسان شناسي اخلاقي 23 اهداف اخلاق (و تهذيب نفس) 11 اساس و عوامل اخلاق 3 اخلاق در قرآن 7 اخلاق در آئينه روايات و جزئیات
اخلاق در روايات

اخلاق در روايات

1     امان اهل زمین     2     ضرورت‌های جامعه 3     بنياد فرهنگی آموزشی هاد 4     دانشنامه جامع صرف و نحو 5     نکوهش قسم 6     حرمت انسان 7     با‌گذشت‌ترین 8     کیفیت 9     بدگمانی به خدا 10     اطلاعیه پذیرش تخصصی اخلاق 11     رفتار با مردم 12     وظیف جزئیات
مشاهير اخلاق

مشاهير اخلاق

آیت الله سید علی قاضی - ره زندگینامه خصوصیات اخلاقی سيره خانوادگی احوالات عبادی سیره معنوی جلسات سفارشات به شاگردان آثار دستورات و جلسات دستگیری های معنوی توصیه ها ولایت توحید نحوه آشنایی شاگردان دیدگاه ها در مورد آیت الله سی جزئیات
مقالات اولیاء الهی

مقالات اولیاء الهی

آيت الله بهاءالديني علامه طباطبائي آيت الله کشميري آيت الله بهجت آيت الله انصاري همداني آيت الله قاضي جعفر آقا مجتهدي حاج شيخ حسنعلي اصفهاني آيت الله ناصري فوايد گرسنگي در ماه رمضان دستورالعملي از علامه طباطبايي جزئیات
مشاوره اخلاقي

مشاوره اخلاقي

  جزئیات
فضیلت های اخلاق

فضیلت های اخلاق

تحصيل و كسب علم توسّل چشم‌ پاكي تفكر ترك گناه ومحرمات ترك گناه و محرمات2 احترام به عالم و استاد عفت جود صبر و شكيبائى تواضع و فروتني امر به معروف و نهى از منكر از نظر ملا احمد نراقى عدالت و ديدگاه فاضل نراقى زهد از ديدگاه ملا احمد نراقى ذك جزئیات
 
 
 
 
 
 

پرسش: هنگام تشرف به زیارت امام رضا علیه السلام چه دعایی بخوانیم؟پاسخ معظم له: من چیزی بیشتر از همین ها که در کتابهای معتبر(مانند مفاتیح الجنان) است بلد نیستم ؛ تنها چییزی که هست ، این است که همین دعاها تنها با زبانتان نخوانید ؛ دلتان هم با زبانتان مطابق باشد( و حضور قلب داشته باشد ) .
البته بيمارى سرطان در طبّ قديم به اين اسم شناخته شده نيست. آقايى مى گفت كه در كتاب وسائل روايتى است منقول از امام رضا ـ عليه السّلام ـ كه مى فرمايد: اگر بندگان معاصى اى را كه سابقين نداشتند مرتكب شوند، خداوند آنان را به امراضى مبتلا مى كند كه سابقين بدان مبتلا نشده اند. نقل شده كه شخصى در احضار روح يكى از اطبّاى معروف يونان، از او درباره ى سرطان و علاج آن سؤال كرده بود. وى پاسخ داده بود: در زمان ما اين مرض با اين نشانه نبود، لذا علاجش را هم نمى دانم.
در زمان سابق وقتى مصيبت و گرفتارى به يك نفر يا عدهّ  اى وارد مى شد، مثل الآن بى تفاوت نبودند كه آن بلا را فقط براى مبتلايان بدانند و هيچ همدردى نكنند، بلكه گرفتارى و بلا را براى همه مى دانستند و همه براى برطرف شدن آن در فكر گرفتن مجلس دعا و ختم بودند آقايى مى گفت: ختم بسيار خوبى براى رفع گرفتارى هاى شيعه سراغ دارم، و آن اشتغال به علم فقه آل محمّد (صلوات اللّه عليهم اجمعين ) است، اين بزرگترين ختم و توسّل به آن  هاست زمانى كه هشت نفر از علما و دو سه نفر از خطبا را در زمان رضا پهلوى دست  بسته به زندان بردند و معلوم نبود كه چه بلايى به سر آن  ها خواهند آورد، و آن  ها سه روز در بازداشتگاه حيران بودند. در حالى كه همه مشغول گريه و زارى و توسل و دعا بودند، يكى از آنها مى گويد : سيّديونس اردبيلى ـ رحمه اللّه ـ نيز در ميان ما بود، ولى هيچ اضطرابى نداشت و با آرامش خاطر مشغول مطالعه ى كتاب جواهر بود.در اين هنگام يكى از سادات حاضر در مجلس فرمود: من در مشهد بودم، شبى خواب ديدم كه حضرت رضا ـ عليه  السّلام ـ به پيشواز شخصى مى  آيد، خيال كردم براى بنده است، صبح ديدم كه جنازه  ى مرحوم سيّديونس ( رحمه  الله  ) را به صحن آوردند و از همان درى كه امام ـ عليه  السّلام ـ به پيشواز مى  رفتند، وارد كردند.
ديده و شنيده شده است كه اشخاصى در مشاهد مشرّفه به امامى كه صاحب ضريح است سلام كرده و جواب سلام را شنيده اند.  شخصى گفته است: هر وقت براى زيارت حضرت امام رضا ( عليه  السّلام ) به مشهد مشرّف مى شوم (شايد در هر سال يك زيارت بيشتر نمی كرده است ) در هر بار در زيارت اول، با وجود ازدحام جمعيّت، تا ضريح راه برايم باز مى  شود به ضريح نزديك مى شوم و زيارت مى  كنم، و حضرت رضا ( عليه السّلام )خرجى راه و حتّى مقدارى پول براى خريد سوغات را نيز به من مى دهند.      در خانه  اى كه ما در مشهد بوديم نيز علويّه اى بود كه مى  گفت: هر وقت كه براى زيارت به حرم مى  روم، براى من هم راه به سوى بوسيدن ضريح و دست كشيدن بر آن باز مى  شود.
 
 
 
 

اخلاق و عرفان

نامه الکترونیک چاپ PDF

در محضر خدا

همیشه در محضر خدا هستیم

ما مهمان خدا هستيم ؛ در سفره او هستيم ، مى بيند ما را، مى داند ما چه كار مى كنيم ، مى داند كه ما خيال داريم چه كنيم ؛ بهتر از ما مى داند خيالات ما را. ما يك چيزهايى را خيال مى كنيم و خيال مى كنيم اين خيالات ما واقعيّت پيدا مى كند، و آن خيالات واقعيّت پيدا نمى كند، [و] خدا مى داند بر عكس است ؛ آنهايى را كه خيال مى كنيم واقعيّت پيدا مى كند، واقعيّت پيدا نمى كند، و آنهايى را كه خيال مى كنيم واقعيّت پيدا نمى كند، واقعيت پيدا مى كند، تا اين مقدار مطّلع است !
خدا كه مطّلع است ، معلوم [است ]، ملائكه اش ، رُسُلش ، همه جا در راست ، چپ ، اين طرف آن طرف ، همه جا هستند.
نمى شود از خدا مخفى كرد؛ خوب پس [حالا] كه نمى شود مخفى كرد و خدا مى بيند، مى داند و قادر هم هست ، يك چيزهاى را دوست دارد، يك چيزهايى را دوست ندارد و براى خودِ ماست ، والاّ براى او فرقى نمى كند؛ و اگر اين جور است ، آيا ما بيش از اين حاجت داريم كه همين قدر مطّلع باشيم كه ((خدا بر ظاهر ما و بر باطن ما مطّلع است )

أَلْيَوْمُ يَوْمُ..

أَلْيَوْمُ يَوْمُ الْمَرْحَمَةِ
در روايتى آمده است:

«ثَلاثُ خِصالٍ مِنْ مَكارِمَ الاْءَخْلاقِ: تُعْطِى مَنْ حَرَمَكَ، وَ تَصِلُ مَنْ قَطَعَكَ، وَ تَعْفُو عَمَّنْ ظَلَمَكَ.»

سه خصلت از مكارم اخلاق است:
نخست اين كه به كسى كه تو را محروم و نوميد نموده و چيزى به تو نداده، بدهى، دوّم اين كه: با كسى كه از تو قطع رابطه نموده ارتباط برقرار كنى، و سوّم اين كه: از كسى كه به تو ستم نموده گذشت كنى.
مردم در هنگام فتح مكّه در اطراف پيغمبر اكرم ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ شعار مى دادند:
«أَلْيَوْمُ يَوْمُ الْمَلْحَمَةِ.»امروز، روز انتقام است.
ولى پيغمبر اكرم ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ فرمود بگوييد: «أَلْيَوْمُ يَوْمُ الْمَرْحَمَةِ.» امروز، روز مهربانى و ترحّم است.(1)
----------
1.شرح نهج البلاغه ى ابن ابى الحديد، ج 17، ص 272.

بندگى روز

بندگى روز، راه توفيق بيدارى شب

ما براى اوقات خواب خود افسوس مى ‏خوريم كه چرا براى نماز شب بيدار نمى ‏شويم.
در صورتى كه اوقات بيدارى را به غفلت مى ‏گذرانيم!
زيرا اگر در بيدارى به توجّه و بندگى مشغول بوديم، توفيق بيدارى شب را نيز براى تهجّد و خواندن نافله‏ ى شب و تلاوت قرآن پيدا مى‏ كرديم.

ميانه روى

اعتدال و ميانه روى

هر چيز از حدّ ميانه و وسط به طرف افراط يا تفريط تمايل پيدا كند، عكسِ نتيجه ى مطلوب را خواهد داشت.
« كُلُّ شَىْ ءٍ جاوَزَ حَدَّهُ، إِنْقَلَبَ إِلى ضِدِّهِ. »هر چيز از حدّش بگذرد، به ضدّ آن تبديل مى گردد.
بنابراين، ميانه روى در غضب، شهوت، خواب، خوراك و هر كار ديگر، مُنجى و نافع است، و دو طرف زياده و نقيصه ى آن مُضرّ و مُهْلِك. مگر امرى كه لا حَدَّ لَهُ.( كه ذكر و ياد خدا است. )(1)

---------

1.ر.ك: اصول كافى، ج 2، ص 498؛ وسائل الشيعة، ج 7، ص 154؛ عدّة الداعى، ص248.

ذكر خدا

ذكر خدا

سؤ ال : معناى جمله (فاذكرونى اذكركم ) (پس مرا ياد كنيد، تا شما را ياد كنم .)چيست ؟
جواب : در برخى تفاسير، معناى آن اين گونه ذكر شده است :
اءذكرونى بالدعاء اءذكركم بالاجابة .
مرا با دعا ياد كنيد، تا من نيز با اجابت آن ، شما را ياد كنم .
و در روايات شارحه ى مرويه آمده است :
اءنا مع عبدى اذا ذكرنى ؛ فمن ذكرنى فى نفسه ، ذكرتة فى نفسى ؛ و من ذكرنى فى ملاء، ذكرته فى ملاء خير منه هرگاه بنده ام مرا ياد كند، من با اويم . بنابراين ، هر كس مرا در دل خود ياد كند، او را در نزد خود ياد مى كنم ؛ و هر كس مرا در ميان گروهى ياد كند، او را در ميان گروهى بهتر از آن ياد خواهم نمود .
ذكرنى فى ملاء يعنى ملاء را به ى اد خدا منتفع كند و خود نيز به ذكر خدا منتفع شود، و ذكرته فى ملاء يعنى نافعين بذكرى له .؛ (او را در ميان گروهى بهتر از آدميان ياد مى كنم ) به گونه اى كه آن ها از اين كه او را ياد مى كنم ، بهره مى برند.

روح انسان

روح انسان،شاگرد قرآن

اسلام، هدف از نزول وحي را تعليم و تربيت، تزكيه نفوس و تهذيب انسانها دانسته‏است؛ يعني محور تعليم و تربيت، جان انسانهاست و جان آنها نه مذكر است و نه مؤنث. زن يا مرد بودن، مربوط به پيكر است؛ نه جان و روح. نيز تعليم،تربيت، تهذيب و تزكيه ويژه نفس است و نفس غير از بدن و نيز بدن غير از نفس است و شاگرد كلاس درس قرآنْ روح است؛ نه بدن و روح نيز نه زن و نه مرد است.
ذات اقدس الهي مي‏فرمايد: ﴿ونفس وما سوّاها ٭ فألهمها فجورها وتقواها﴾[1]. اين نفس، نه مذكر است و نه مؤنث. همچنين مي‏فرمايد: ﴿فإذا سَوّيته ونفخت فيه من روحي﴾[2]. روح از آن جهت كه موجود مجرد است، اندامي ندارد تا مذكر يا مؤنث باشد. نيز مي‏فرمايد: ﴿يا أيها الإنسان إنّك كادح إلي ربّك كدحاً فملاقيه﴾[3]؛ اي انسان، تو سالك الي‏الله هستي. بدن سفر نمي‏كند تا سالكان دو صنف باشند: بعضي زن و بعضي مرد! سالك الي‏الله، روح است و روح، نه مؤنث است و نه مذكر.
اين از معارف بلندي است كه خداي سبحان قرآن كريم را برنامه درسي قرار داد و خود را معلّم معرفي كرد؛ ﴿الرّحمن ٭ علّم القران﴾[4] و آن شاگردي كه قرآن را فرامي‏گيرد، روح است؛ نه تن. انسان در عالم رؤيا كه تن را رها مي‏كند و بسياري از مسائل براي او حل مي‏شود، آنجا نه مذكر است و نه مؤنث. در عالم رؤيا چون عالم برزخ است، بدن برزخي انسان را همراهي مي‏كند، امّا جان او كه مي‏فهمد، نه مذكر است و نه مؤنث.

-----------

برگرفته از کتاب ارزشمند زن در آینه ی جلال و جما ل،حضرت آیت الله جوادی آملی،ص80
[1] ـ سوگند به نفس و آنكه آن را درست كرد! سپس گناهكاري و تقوايش را الهام كرد (سوره شمس، آيات 87).
[2] ـ پس وقتي آن را درست كردم و از روح خود در آن دميدم (سوره حجر، آيه 29).
[3] ـ اي انسان! حقاً تو به سوي پروردگار خود به سختي در تلاشي و او را ملاقات خواهي كرد (سوره انشقاق، آيه 6).
[4] ـ سوره الرحمن، آيات21.

دعوت انبيا

روح انسان،مخاطب دعوت انبيا

برپايه محتواي قرآن، كمالات انساني در پرتو مبدأ شناسي، معاد شناسي و وحي ورسالت‏شناسي به دست مي‏آيد؛ يعني كمال در اين است كه انسان بداند جهان، آغازي به نام «خدا و اسماي حسناي او» دارد و انجامي به نام «معاد» و قيامت و دوزخ و بهشت و... و ميان اين آغاز و انجام، «صراط مستقيمي» است كه مسئله وحي و نبوت در اين صراط مستقيم است.
چون در متن جهان، بيش از مبدأ و معاد و رابطه آن دو چيزي نيست، اصول دين هم بيش از سه اصل نيست: مبدأشناسي، معادشناسي و پيامبرشناسي و اين سخن منسوب به اميرمؤمنان(عليه‌السلام): ﴿رحم الله امرءً عرف من أين وفي أين وَإلي أين﴾[1] را گفته‏اند كه پيرامون اين سه اصل ديني است.
در فهميدن اين سه اصل، نه مذكر بودن شرط است و نه مؤنث بودن مانع. انبيا هم كه انسانها را به اين سه اصل دعوت نموده‏اند، نه دعوتنامه‏اي ويژه مردها فرستاده‏اند و نه زنها را از شركت در اين مراسم محروم كرده‏اند. پيامبر اكرم‏صلي الله عليه و آله و سلم مي‏فرمايد: «أدعوا إلي الله علي‏بصيرةٍ أنا ومن اتّبعني»[2]. اين دعوت، شامل همه انسانهاست و اگر پيامبري دعوتنامه براي مرد زمامدار يك كشور مي‏نويسد، پيامبري ديگر دعوتنامه براي زن زمامدار مي‏نويسد؛ رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم زمامداران مرد را به اسلام دعوت كرد و سليمان‏سلام‏الله عليه زمامدار زن را به اسلام فراخواند؛ پس هم دعوتها و هم دعوت شوندگان عام‏اند و هيچ اختصاصي در كار نيست.
-----------
برگرفته از کتاب ارزشمند زن در آینه ی جلال و جما ل،حضرت آیت الله جوادی آملی،ص81
[1]  ـ خداي رحمت كند كسي را كه بداند از كجا و در كجا و به كجاست!
[2]  ـ من و هر كه از من پيروي كرد، دعوت مي‏كنيم به سوي خدا از روي بصيرت (سوره يوسف، آيه 108)

قرب معنوی

رسیدن به قرب معنوی،مذکر و مؤنث ندارد

قرآن كريم هنگام سخن از بازگشت به سوي خدا از نفس مطمئنه ياد مي‏كند؛ ﴿يا أيتها النفس المطمئنة ٭ ارجعي إلي‏ربك﴾[1]؛ زيرا رجوع به سوي الله مربوط به روح است؛ نه بدن؛ چون اگر بدن رجوع نمايد و رجوع او جسمي و مادي باشد، مرجع هم معاذالله بايد امر مادي باشد؛ زيرا نزديكي تن، قرب مادي است و قرب مادي، ويژه شي‏ء مادي است، اما آن ذاتي كه: «أنت الدّاني في علوّه والعالي في‏دنوّه»[2] است، او از قرب و بُعد مادي منزّه است. نيز ذاتي كه هر كسي در هر شرايطي او را بخواند، او قريب است؛ ﴿وإذا سألك عبادي عنّي فإنّي قريب﴾[3]، او از قرب و بُعد مادي منزّه است؛ پس نزديكي به او در نماز؛ «الصّلوة قربان كلّ تقيّ»[4] يا در عبادتهاي ديگر، قرب معنوي است و اين قرب معنوي، مذكر و مؤنث ندارد؛ پس نزديك‏شونده به خدا نيز نه مذكر است و نه مؤنث.
وقتي قرآن كريم مي‏فرمايد: نفس به خدا رجوع مي‏كند يا مي‏فرمايد: قلب به سراغ خدا مي‏رود؛ ﴿إذ جاء ربّه بقلب سليم﴾[5]، ﴿إلّامن أتي الله بقلب سليم﴾[6]، پيداست كه اين نفس و قلب، مجرّد است كه رفتن و آمدن مادي ندارد. قلبي كه با سلامت به سوي خدا مي‏رود يا قلبي كه هدايت مي‏يابد و مي‏بيند: ﴿ومن يؤمن بالله يهد قلبه﴾[7]، رفتن و ديدن مادي ندارد؛ پس آن كه مي‏رود و نزديك مي‏شود نيز از ماده منزّه است.
بيماريهاي روحي و اخلاقي كه ضد ارزش است و به دل نسبت داده مي‏شود نيز مذكر و مؤنث ندارد؛ مثلاً به همسران نبي اكرم عليه آلاف التحية والثناء مي‏فرمايد: هنگام سخن گفتن، هم خوب سخن بگوييد، هم حرف خوب بزنيد و صدا را نازك نكنيد تا كسي كه در قلبش مرض است درباره شما طمع نكند؛ ﴿فلاتخضعنّ بالقول فيطمع الّذي في قلبه مرض وقُلنَ قولاً معروفاً﴾[8]. طبق اين آيه، مردي كه در برابر صداي زن نامحرم طمع مي‏كند، مريض است. اين مرض، نه مذكر است و نه مؤنث و آن قلبي هم كه به اين بيماري مبتلاست، نه مذكر است و نه مؤنث.
نيز در مسئله كتمان شهادت در محكمه عدل نظام اسلامي مي‏فرمايد: ﴿... ومن يكتمها فإنّه اثم قلبه...﴾[9]؛ اگر كسي شهادت لازم را در محكمه عدل كتمان كند و آن را ادا ننمايد، قلبش معصيت كار است. گناه كه ضد ارزش است و نيز قلب مبتلا به آن، هيچ‏يك، نه مذكرند و نه مؤنث.
همچنين درباره قلبي كه نسبت به معارف كور است، مي‏فرمايد: ﴿... فإنّهالا تعمي الأبصار ولكن تعمي القلوب الّتي في‏الصّدور﴾[10]. دل است كه جاهل يا عالم است. چيز مادي ظرف انديشه نيست و چيز مجرد وصف مادي نمي‏پذيرد؛ بنابراين دل نه مذكر است و نه مؤنث.
سلامت معنوي و مرض معنوي، ارزش و ضد ارزش است و موصوف اين ارزشها قلب و جان است و از اين دو، نه موصوف، مذكر يا مؤنث است و نه صفت. بنابراين آياتي كه مي‏فرمايد: چه مذكر چه مؤنث، يعني بدن، خواه از اين صنف يا آن صنف، نقشي ندارد و اعلام دخالت نداشتن بدن است؛ نه اعلام عدم تفاوت. وقتي به نمازگزار مي‏گويند كه لباس نماز بايد طاهر و حلال باشد، چه سفيد و چه سياه، يعني سفيد و سياه دخيل نيست؛ نه اينكه دخيل است، اما هر دو باهم مساوي‏اند؛ پس مذكر و مؤنث بودن هيچ در محور روح وجود ندارد تا بحث شود كه دخالت دارد يا نه.
قرآن نيز كه مي‏فرمايد: ﴿من عمل صالحاً من ذكر أو أُنثي وهو مؤمن فلنحيينّه حياةً طيّبة﴾[11]، يعني در رسيدن به حيات طيّب فقط دو چيز نقش دارد: حُسْنِ فعلي (عمل صالح) و حُسْنِ فاعلي (مؤمن بودن روح)؛ خواه بدن مؤنث باشد يا مذكر. جمله ﴿هو مؤمن﴾، مربوط به حسن فاعلي است؛ يعني جان بايد مؤمن باشد و جمله ﴿عمل صالحاً﴾ ناظر به حسن فعلي است؛ يعني كار بايد صحيح باشد. كار صحيح از كارگر صحيح، حيات طيب را به بار مي‏آورند. با مروري كوتاه به آنچه گذشت درمي‏يابيم:
1. قرآن كريم به صورت قضيه «سالبه به انتفاء موضوع»، درباره زن و مرد سخن مي‏گويد؛ نه به شكل «موجبه محصله» يا «سالبه به انتفاء محمول».
2. ذات اقدس الهي در آياتي از قرآن كريم، تعليم و تربيت را به روح اسناد مي‏دهد و روح، نه مذكر است و نه مؤنث.
3. قرآن كريم از سه راه علم حسّي، علم عقلي، و علم قلبي و شهودي، مسائل را ياد مي‏دهد و به نمونه‏هايي از زن و مرد اشاره مي‏كند كه اين راهها را طي كرده‏اند.
-------------
برگرفته از کتاب ارزشمند زن در آینه ی جلال و جما ل،حضرت آیت الله جوادی آملی،ص86
[1]  ـ سوره فجر، آيات 28ـ27.
[2]  ـ تو نزديكي در عين بلندي رتبه و بلند مرتبه‏اي در عين نزديكي (صحيفه سجاديه، دعاي 47، دعاي روز عرفه).
[3]  ـ سوره بقره، آيه 186.
[4]  ـ نماز وسيله تقرب هر انسان باتقواست (بحارالأنوار، ج10، ص98).
[5]  ـ آنگاه كه با دلي پاك سوي پروردگارش آمد (سوره صافّات، آيه 84).
[6]  ـ مگر كسي كه دلي پاك به سوي خدا آورد (سوره شعراء، آيه 89).
[7]  ـ سوره تغابن، آيه 11.
[8]  ـ سوره احزاب، آيه 32.
[9]  ـ سوره بقره، آيه 283.
[10]  ـ در حقيقت چشمها كور نيست؛ بلكه دلهاي سينه‏ها كور است (سوره حجّ، آيه 46).
[11]  ـ هر كس كار شايسته كند، چه مرد و چه زن، و مؤمن باشد، قطعاً او را با زندگي پاكيزه‏اي حيات بخشيم (سوره نحل، آيه 97).

آخرین به روز رسانی در شنبه ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۱ ساعت ۰۶:۱۵

زبان

نامه الکترونیک چاپ PDF

درس اخلاق حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی(دامت برکاته)

متن حديث:

عَنْ نافِعِ عَنْ ابْن عُمَرَ، قالَ، قَال رَسُولُ الله(ص): رَحِمَ عَبْداً تَكَلَّمَ فَغَنِمَ، اَوْ سَكَتَ فَسَلِمَ. اِنَّ اللِّسانَ اَمْلَكُ شَىْء لِلاِْنْسانَ، اَلا وَ اِنَّ كَلامَ الْعَبْدِ كُلَّهُ عَلَيْهِ، اِلاّ ذِكْرُ اللهِ تَعالى، اَوْ اَمْرٌ بِمَعْرُوف، اَوْ نَهْىٌ عَنْ مُنْكَر، اَوْ اِصْلاحٌ بَيْنَ الْمُؤْمِنينَ. فَقال لَهُ مُعاذُ بْنُ جَبَل: يا رَسُولَ اللهِ، اَنُؤاخَذُ بِما نَتَكَلَّمُ؟ فَقالَ: وَ هَلْ يَكُبُّ النّاسَ عَلى مَناخِرِهِمْ فِى النّارِ، اِلاّ حَصائِدُ اَلْسِنَتِهِمْ، فَمَنْ اَرادَ السَّلامَةَ، فَلْيَحْفَظْ ما جَرى بِه لِسانُهُ... .(1)

ترجمه حديث:

نافع از ابن عمر روايت مى كند كه پيامبر(ص) فرمود: خدا بيامرزد بنده اى را كه از گفتارش سود ببرد و يا سكوت كند تا سالم بماند. زبان بيش از هر چيز ديگرى بر انسان حاكميت دارد. آگاه باشيد تمام سخنانى كه از انسان صادر مى شود به ضررش است، مگر ياد و ذكر خدا، امر به معروف، نهى از منكر و اصلاح بين مؤمنان.
(يكى از اصحاب به نام) معاذ بن جبل گفت: اى رسول خدا! سخن گفتن هم چيزى است كه انسان براى آن مجازات مى شود؟!
فرمود: آيا چيزى به جز درويده (محصول هاى) زبان، انسان را با صورت به جهنم مى افكند؟ پس هركس مى خواهد سالم بماند (و در امان باشد); بايد مراقب زبان و گفته هايش باشد.

آخرین به روز رسانی در شنبه ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۱ ساعت ۰۴:۳۲

حرص و آزمندى

نامه الکترونیک چاپ PDF

قال رسول اللّه(صلّی الله علیه و آله و سلّم) : اِیّاكم والكبر فانّ ابلیس حمله الكبر على ان لا یسجد لآدم و ایّاكم و الحرص فأنّ آدم حمله الحرص على ان تأكل من الشّجرة و ایّاكم و الحسد فأنّ بنى آدم انّما قتل احدهما صاحبه حسداً فهنّ اصل كلّ خطیئة؛(1)

رسولخدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: از تكبر دورى گزینید چه این كه كبر شیطان را وادار كرد كه بر آدم سجده نكند(وحال آن كه دستور خدا بود) و از حرص و آز دورى كنید زیرا همین صفت باعث شد كه آدم از میوه درخت (ممنوعه) بهره گیرد. و از حسد بپرهیزید كه علت كشتن یكى از فرزندان آدم دیگرى را حسد بود. و (بدانید) كه این سه ریشه و اساس هر خطا و گناهى است.

پیامبر اكرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) در این حدیث نورانى امت خویش را از سه چیز نهى كرده و به آنان نسبت به این سه هشدار داده است:

1ـ كبر

2ـ حرص

3ـ حسد

در این فرصت به محور دوم اشاره خواهیم كرد....

آخرین به روز رسانی در شنبه ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۱ ساعت ۰۴:۲۸

مطالب بیشتر...



صفحه 1 از 303
 
 
 
 
 
 
Developed by JoomVision.com
Developed by JoomVision.com

سخنرانی حجت الاسلام حاج شیخ جعفر ناصری حفظه الله در تاریخ 28 دی ماه 1390

وقتی که یک مروری در قرآن بکنید می‌بینید که یکی از موارد...

سخنرانی حجت الاسلام حاج شیخ جعفر ناصری حفظه الله در تاریخ 28 دی ماه 1390

سخنرانی حجت الاسلام شیخ جعفر ناصری حفظه الله در تاریخ 25 آذرماه 1388

وقتی که در طول تاریخ می بینید، در زمان حضرت زکریا علیه...

سخنرانی حجت الاسلام شیخ جعفر ناصری حفظه الله در تاریخ 25 آذرماه 1388

سخنرانی حجت الاسلام شیخ جعفر ناصری حفظه الله در تاریخ 11آذرماه1388

ایام عید الله اکبر به تعبیر قرآن فصل تمام النعمه است،...

سخنرانی حجت الاسلام شیخ جعفر ناصری حفظه الله در تاریخ 11آذرماه1388

سخنرانی حجت الاسلام شیخ جعفر ناصری حفظه الله در تاریخ 25 شهریورماه 1390

آیه ای است در سوره توبه که سوق می دهد گروهی از مردم را...

سخنرانی حجت الاسلام شیخ جعفر ناصری حفظه الله در تاریخ 25 شهریورماه 1390

سخنرانی حجت الاسلام شیخ جعفر ناصری حفظه الله در تاریخ 18 فروردین 1389

اولین جایی که در عراق مورد توجه شیعیان بوده در طول تاریخ،...

سخنرانی حجت الاسلام شیخ جعفر ناصری حفظه الله در تاریخ 18 فروردین 1389